وقتی "فرم" در خدمت پیام نیست //آپ و یک اگهی دیگر که "کار" می کند اما برای سفارش دهنده یا سازنده؟

در ایران برندهایی که بتوانند در تبلیغات اتفاق جدید رقم بزنند زیاد نیستند. منظورم از اتفاق دقیقا همان چیزی است که در دل رقبا و یا سایر کسب و کارها وسوسه داشتن یک آگهی شبیه آن را ایجاد می کند. مثلا یه چیزهایی مثل "پشتم گرمه" که ایران رادیاتور را تا سالها سر زبان می اندازد و به حق هم خلاقانه بود و یا حتی کار ساده تری مثل مدرسان شریف که نمونه آن بارها ساخته شده است. آگهی های جریان ساز که فقط یک آگهی نیستند بلکه سلیقه ایجاد می کنند.

با این مقدمه می خواهم به این موضوع بپردازم که "آپ" یا آسان پرداخت، در این سالها با دو اتفاق توانست دو سبک آگهی را به تبلیغات ایران اضافه کند. ابتدا مجموعه اگهی های ساده "دو برادر" که در عین سادگی و طنازی حرف خود را به مخاطب می زد. تاثیرگذار بود به یاد هم می ماند. این سبک کاری اون قدر کار می کرد که خود "آپ دو سه نمونه آن را ساخت و بعدها همراه اول و خیلی ها سعی کردند شبیه آن را بسازند.

بعد از آن آگهی موزیکال "آپ ایکس وان" که برگرفته از موسیقی معروفی بود که بعد از آن شاهد رشد آگهی های برگرفته از موسیقی های معروف بودیم مثل لوازم خانگی "داتیس" و یا حتی "سه سوت" که آگهی خود را برگرفته از موسیقی فیلم های چارلی چاپلین ساخت. همین روند باعث شد تا حتی صداوسیما در مورد اگهی های موزیکال کمی سختگیری بی خود و بی جهت هم به خرج دهد.

اما آگهی جدید آپ که مشخص است که تلاشی برای رقم زدن فضای جدید دیگری است، آنی نیست که باید باشد. آگهی فرمی دارد برگرفته از سکانس معروفی از فیلم "لالالند" که به خودی خود هیچ ایرادی هم ندارد. ایراد از انجا شروع می شود که این سکانس و این فیلم را خیلی ها ندیده اند. این فیلم تایتانیک نیست که اغلب ایرانی ها دیده باشند. و مهمتر از آن، فرم بدون هیچ دلیل و منطقی در این آگهی به کار رفته یعنی مخاطب با یک اگهی رئال بی خود و بی جهت و شلوغ سروکار دارد. این شلوغی دقیقا نقطه مقابل چیزی بود که سابق بر این از آپ کمی دیدیم. یعنی آگهی دو برادر به شدت ساده و "راحت فهم"بود و این برای سرویسی که روی سادگی تاکید دارد کمی پس زننده است. به رغم زحمت زیادی که برای آن کشیده شده ولی آگهی تصویری از یک محیط شلوغ و درهم و برهم است که فقط اقتباس آن از فیلم "لالالند" می تواند دل سفارش دهنده آگهی را خوش کند که آگهی شاید یک جذابتی داشته باشد. ولی به رغم اینکه آگهی برای مخاطب هیچ چیز ندارد اما برای سازنده (شرکت تبلیغاتی) قطعا کارنامه خوبی به حساب می آید چرا که می تواند به واسطه این زحمت، در رزومه اش یک کار پر پروداکشن داشته باشد و روزمه اش را پر رنگ تر کند. هرچند آگهی اجرای شاخصی هم ندارد. صدای خواننده به خوبی شنیده نمی شود و محیط به طرز عجیبی شلخته در آمده است. همه اینها را اتفاقا نمونه خارجی به ما می گوید. همان سکانسی که ایده پرداز و سازنده دوست داشته کار با آن مقایسه شود. نهایتا فرم بیش از آنکه در خدمت آگهی و انتقال پیام باشد به کار شرکت تبلیغاتی می آید.

به رغم تمام این حرفها آگهی در انتها در بخش موشن گرافیک همانی هست که باید باشد. در واقع آگهی تازه آنجا شروع به حرف زدن با مخاطب می کند. تازه به مخاطب می گوید که ۱۰۰ میلیون تومان جایزه می دهد. انتهایی که از بدنه خود آگهی هم جداست و حتی به شکل مستقل و کوتاه هم باز کار می کند.

همه این حرفها یکدلیل بیشتر ندارد و اینکه آپ کارهای خوبی دارد توقع جامعه تبلیغات را از خود بالا برده است. امیدواریم در کارهای بعدی بیشتر به ارتباط فرم و پیام توجه شود.


2 thoughts on “وقتی "فرم" در خدمت پیام نیست //آپ و یک اگهی دیگر که "کار" می کند اما برای سفارش دهنده یا سازنده؟”

  1. باسلام خدمت جناب محمدیان ارجمند و حاضرین در کافه
    علی رغم نظرات ارزشمند جناب آقای محمدیان که الحق کامل و به جا می باشد و بنده هم با آن کاملاً موافق هستم، با این حال ذکر مواردی به نظرم خالی از لطف نیست. این تبلیغ از منظر مخاطبانی که با آن روبرو هستند به دلیل اینکه با دیگر آگهی ها متفاوت است، تاثیر خوبی خواهد داشت. بیننده به دلیل نوع موسیقی و نحوه اجرا که شبیه آن کمتر در تلویزیون ملی اکران شده است، به نظرم سریعا واکنش خواهد داد و حتی برای یک مرتبه هم که شده، سعی می کند با دقت به آن توجه کند. شاید این موضوع بتواند کاستی های این آگهی را تا حدی جبران کند. در مورد بخش انتهایی نیز کاملا موافق هستم و معتقدم این فاصله به حدی زیاد است که مخاطب ناگهان تغییر احساسات خواهد داد و در ذهن خود دو آگهی متفاوت را ثبت خواهد کرد. به نظر می رسد که اگر این دو بخش به صورت مجزا و با فاصله اکران می شد می توانست تاثیر بهتری داشته باشد. در نهایت امیدوارم آپ مثل همیشه تبلیغاتی خاص و ویژ را ارائه نماید.
    با تشکر
    ایام بکام

  2. سلام. بسیار نقد مفید و بجایی بود. اتفاقا چند وقتیست نگاه ریزبینانه تری به این شرکت های تبلیغاتی می کنم. به صراحت می تونم بگم بعضی از اینها مثال "گِل لقد کردن" هستند. تشکر از این نگاه دقیق و نقد و قلم زیبا.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *