اخلاق در کسب و کار // عنصری که گاهی فراموش می شود

مطلبی به قلم امین پرهیزکار: به عنوان یک فعال تبلیغات و در محدود نوشته هایی که در کافه منتشر کرده ام همیشه دو دغدغه ام در حوزه تبلیغات و تجارت برجسته تر بوده. یکی خودباوری و دوم اخلاق و صداقت صاحبان برندها و همکاران هم صنفم.

معمولا هم به دوستان و مشتریانم بارها و بارها تاکید کرده ام که اینقدر در حسرت خارجی ها نباشید و به آن طرف آبی ها به شکل خدا نگاه نکنید که واقعا نیستند و آن ها هم در کنار همه توانمندی های خوبشان، پر از اشکال و آزمون و خطا هستند و تنها هنرشان خوب نشان دادن خودشان است. اعتماد به نفس داشته باشید، ریسک کنید و کارهای بزرگ را کلید بزنید و از این طرف گفته ام همیشه کسب و کار خود را بر پایه صداقت بنا کنید تا موفقیت ها به سوی شما روانه شود اما در عمل با درصد بالایی از همکاران و دوستان مواجه ام که یا از روی ناآگاهی و یا آگاهی، از یک طرف بی حد و اندازه شیفته غرب و پیشرفت های صرفا تکنولوژیک آن هستند و دیگر ابعاد آن را رها کرده اند و از این طرف بارها با عدم صداقت و گاه بزرگ نمایی، قاپ مشتری را دزدیده اند و به جای ارائه خدمات مثبت و موثر و گام های بلند مدت اصولی، با تحویل یک سری کلمات و عبارات لاتین و دهن پر کن، مشتری را به خاک سیاه نشانده اند. مصداقش برخی از کمپین هایی که روزانه در فضای تبلیغاتی کشور می بینیم و آهی از سر حسرت می کشیم. از این سوی دیگر بسیار دیده ام مشتریانی که اساس کار و فعالیت خود را واقعا بر دروغگویی در همه امورشان بنا کرده اند. دروغگویی و بدحسابی با کارمندانشان، با مشتریانشان و مجریان برنامه هایشان و به نهادهای حکومتی. از عدم پرداخت به موقع دستمزدها بگیر تا غیر واقعی نشان دادن کارکردهای محصول و یا خدماتشان و یا دور زدن نهادهای حکومتی مثل اداره مالیات و یا استفاده از پارتی بازی های خارق العاده در راه اندازی کسب و کارشان. از نگفتن "همه چیز" به خریدارانشان و سو استفاده از بی اطلاعیشان تا سو استفاده از رانت یک در بودنشان. شاید عده ای با خواندن این جملات خیلی آرام و بدون اینکه کسی بفهمد در دلشان بگویند "خوب، تنها راه تجارت در ایران همین است و بس!" اما ضمن مخالفت با عقیده این افراد در این سیاهه می خواهم کمی در مورد سنت های فراموش شده و اخلاق های دوست داشتنی در کسب و کارهای سنتی مان بگویم و به اصطلاح یک فلش بک به بازار و شیوه تجارت در گذشته بزنم. نه اشتباه نکنید! قصدم معرفی شیوه های قدیمی تجارت نیست که بدون شک شیوه های قدیمی تجارت در دنیای امروز که هر دقیقه با یک واژه جدید و یک علم جدید به روز می شود و قابل اجرا کردن نیست، بلکه تنها می خواهم از رعایت اخلاق، آن هم رعایت ساده ترین اخلاقیات در کسب و کار صحبت کنم. زمانی نه چندان دور در همین مملکت و در بازار کسب و کار اصولی می دیدیم که امروز در همین سرا و در همان کسب و کارها کمتر شاهدش هستیم. یکی از این موارد، همین صداقت و عدم دروغگویی است. انگار این کار قبیح و واقعا غیر انسانی که به قول بزرگان دین ما کلید همه زشتی هاست، دیگر نه بر اساس داشته های شرعی و نه بر اساس داشته های اجتماعی و فرهنگی ما زشت نیست و خیلی ها اعتقاد دارند باید حتما دروغ بگویی تا پول در بیاوری. فکر می کنم همکاران با نمونه های بی شماری در روز مواجه باشند اما قصد دارم به نمونه های کوچیکتر بپردازم. در طول روز و در مواجه با تبلیغات کسب و کارهای کوچک و بزرگ احتمالا به این عناوین زیاد برخورد کرده اید؛ اولین، بزرگترین، ارزانترین، تخصصی ترین، بی نظیرترین! در هر صنفی تقریبا می توان از این ادعاهای ریز و درشت دید. سئوالم این است اصولا بر اساس کدام معیار و بر اساس کدام بانک اطلاعاتی و اینقدر راحت خودمان را اولین و بزرگترین و متخصص ترین در صنف خود می نامیم؟ اصلا همانند کجای دنیا سازمان و شرکت پژوهشی و تحقیقاتی در ایران دیده اید که به صورت حرفه ای روی این قبیل موارد کار کند و آمارهایش مورد استناد باشد که شما برند غیر صادق خودت را در همه جا و همه وقت اولین و بزرگترین کشور و خاورمیانه معرفی می کنی؟! یا واقعا اندازه کشور و خاورمیانه را نمی دانی و یا با عرض پوزش آگاهانه دروغ می گویی و یا خوشبینانه برای کسب سود به کلک رو آورده ای. از آن طرف شبکه های اجتماعی ما لبریز شده از ویدیوهایی که هیچ سنخیتی نه با باورهای دینی ما دارد و نه با اصول تجارت امروز و دیروزمان. همین چند ماه پیش بود که یک ویدیو به ظاهر ساده نقل کانال ها و گروه های مدیریتی شده بود و به به و چه چه دوستان فعال در این حوزه را به دنبال داشت. ویدیو که با جمله ای به ظاهر جذاب از قول بیل گیتس مزین شده بود که می گفت: فروش آب به فرد تشنه هنر نیست، باید بتوانی به صحرا نشین شن بفروشی! یا به تعبیر دیگر به یک اسکیمو برف!

پیام کلی فیلم در ظاهر این است که باید در مسیر بازاریابی و فروشتان خلاقیت داشته باشید و کارهای جدیدی انجام دهید. اگر چه فیلم دارای بن مایه های طنز است

اما برخورد کانال های مدیریتی با خلاقیت! به کار گرفته شده در فیلم و تایید همه جانبه آن کمی شک برانگیز است. ماجرا اگر صرفا یادآوری خلاقیت باشد هیچ ایرادی ندارد اما وقتی فیلم با جمله بالا از قول بیل گیتس همراه می شود، آدم منصف به واقع شک می کند نکند ما ایرانی ها در خواب غفلت و چشم و گوش بسته فقط در حال اجرای تفکرات دوستان غربی هستیم و یادمان رفته باید یک فیلترهایی هم در کسب و کارمان داشته باشیم. نکند ما مشاوران و صاحبان کسب و کار مدت هاست بدون هیچ گونه حساسیت دینی و یا عرف رایج گذشته در حال پذیرفتن اصولی هستیم که برخی از آنها واقعا با هیچکدام از اصول ما سازگار نیست. بحثم در خصوص شیوه های کسب روزی حلال مورد تاکید اسلام است که امروز مدت هاست با برخی آموزش های بدون فیلتر کسب و کار غربی و شرقی در حال آمیخته شدن است و اصطلاحا خوب و بد قاطی کرده است. شکی نیست که شیوه های کسب درآمد و کسب ثروت که امروز در غرب در حال تدریس و اشاعه به کل دنیاست بسیار هوشمندانه، علمی و دقیق است و باید برای برخی کلاه از سر برداشت اما نباید فراموش کرد در بحث پذیرش الگو و علوم وارداتی ما باید همه داشته های علمی را مطالعه و بررسی کنیم اما چشم بسته و کورکورانه همه آن را نپذیریم. آنچنان که قرآن می فرماید تمام نقل ها را بشنوید و بهترین آنها را برگزینید ( زمر آیه ۱۸)

اما امروز می بینیم بسیاری از ما بدون توجه و بدون حساسیت، حرف و راهکارهای مشاوران و بزرگان کسب و کار غربی را می خوانیم و بدون فیلتر عمل می کنیم. مگر نه اینکه در اقتصاد اسلامی موکدا تاکید می شود ایراد هر نوع دروغ و یا حتی نگفتن تمامی ویژگی ها و خصوصیات خوب یا بد محصول با وجود علم و آگاهی از کمبودهای آن موجب ابطال آن معامله خواهد بود؟ پس چه اتفاقی افتاده که امروز بسیاری از ما در تبلیغاتمان و یا فروشمان صداقت نداریم و سرخوشانه وقتی روش هایی همچون بازاریابی شایعه را اجرا می کنیم، برچسب خلاقیت به خود می زنیم و کسب سود از این روش ها را موفقیت می دانیم؟ این همه گفتم اما دلیل نوشتن این سیاهه را هم بدانید بد نیست. چند هفته پیش از این، ملاقاتی نه چندان جذاب با مشاور برندی پر اعتماد به نفس و شلوغ داشتم که نا آشنا به اصولش برای یک پروژه مشترک دعوت شده بود. این مشاور (که شک دارم نام مشاور را در موردش بکار ببرم) رسما و با اعتماد به نفس بالا از من میخواست برای حل مشکل رشوه بدهم و دروغ بگویم تا کار سریعتر انجام شود و ده ها راه حل بدرد نخور دیگر! اساسا اعتقاد داشت هدف وسیله را توجیح می کند و باید برای رسیدن به هدف هر چیزی و هر کسی را قربانی کنی با هر روش خوب یا بدی. چرا که همانطور که بالاتر اشاره کردم اعتقاد داشت "این قانون بازار ایران است و جناب پیتر دراکر فرموده اند ببین دیگران چطور ثروتمند شده اند، تو هم همان طور ثروتمند شو (همان نداشتن فیلترهایی که بالاتر اشاره شد) خدا می داند تا دو روز بعد از این جلسه منزجر کننده سردرد داشتم و مدام فکر می کردم چطور شد که آن کسب و کارها و اصول جذابش که اعتبار مبنایش بود، به این دردها دچار شد و آن راهنمایان دوست داشتنی کسب و کار، به این غول های بی شاخ دم بدل شدند و نام مقدس مشاور را هم خراب کردند؟ این که نام مشاور برند را غصب کنی اما اولیه ترین اصول اجتماعی را رعایت نکنی و در پشت نقاب شبکه های اجتماعی فحاشی کنی، از دانش و علم سرشارت هیچ برتری بدست نخواهی آورد. ختم کلام اینکه دوست عزیز و مشاور کسب و کار، صاحب برند عزیز و دوست داشتنی و مدیر فروش گرامی، لطفا قبل از آنکه هدایت کسب و کاری را به عهده بگیری باید سعی کنی اخلاق و صداقت را مبنای کسب و کار خودت قرار بدهی، حتی در جزئی ترین فعالیت هایت. اگر محصول ات ۹۰۰ سی سیاست روی آن عنوان یک لیتر با چاپ برجسته و طلاکوب را درج نکنی، چون این مصداق بارز کم فروشی است. اگر محصول ات واقعا برای سلامتی عده ای مضر است بخاطر ترس از عدم فروش زیر درج عنوان مضر بودن برای یک گروه خاص شانه خالی نکنی. اگر آبمیوه ات صد در صد طبیعی نیست روی آن عبارت "صد در صد طبیعی" را درج نکنی و یک کلام با خودت و مردم سرزمینت صادق باشی، نگران کم شدن روزی ات هم  نباشی که روزی دهنده خداست نه کلک های معمول بازار...


3 thoughts on “اخلاق در کسب و کار // عنصری که گاهی فراموش می شود”

  1. با سلام خدمت جناب پرهیزکار
    وقت بخیر
    از مطالب شما بهره بردم. فکر می کنم حتی مشتریان و مصرف کنندگان ایرانی هم به عبارتهایی مثل «تخصصی ترین»، «صددرصد طبیعی» و ... باوری ندارند ولی بهرحال عدم صداقت معضلی جدی است. همینکه اعتماد مشتری به مرور زمان از بین می رود خود صدمه ای بزرگ بر بدنه یک برند است. کاش نهاد نظارتی بر برندها در استفاده از این عناوین دهان پر کن شکل می گرفت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *