اندر احوالات آرایشگاه ها // چرا برخی آرایشگاهها موفق می شوند و برخی نمی شوند؟

لعیا بیدگلی: آرایش و پیرایش شاید به ظاهر از خدماتی باشند که با کمی ممارست و تلاش، بدون سرمایه اولیه خاصی بتوان از آن برای کسب درامد استفاده کرد و گرچه در باطن فوت کوزه گری هایی دارد، طیف گسترده ای از اقشار مختلف جامعه در این صنف مشغول به کار هستند  و همین باعث شده تا در هر کوی برزن از سالن های اسم و رسم دار تا ارایشگران خانگی در کنار هم به فعالیت بپردازند و به کسب درآمد مشغول باشند و برای جلب مشتری به رقابت بپردازند.

شاید این روزها بین خدماتی که آرایشگران و پیرایشگران مردانه و زنانه ارائه می کنند فرق چندانی نباشد. اگرچه در روزگاران نه چندان دور خدمات خاصی در آرایشگاه ها و یا به عبارتی سالن های زیبایی زنانه عرضه می شد که کمتر مردی علاقه به دریافت آن را داشت و خدماتی که در سالن های مردانه بود مسلما خیلی دردی را از زنان دوا نمیکرد. اما به هر حال نسل های جدید، تقاضاهای جدید هم دارند و مسلما فرهنگ این نوع خدمات هم تابع موجی پرقدرت به نام مد است.

اما آنچه در این بحث مورد نظرم هست ، علت رجوع مشتری و در حقیقت بازاریابی و فروش  این صنف است که به نوعی مهجور مانده و البته این روزها به علت رقابت به خصوص در صنف زنانه دچار چالش شده است.

بالطبع هرچه سرمایه گذاری در این صنف بیشتر می شود نیاز به تبلیغات و بازاریابی هم نمودار شده و کارفرمایان متوجه می شوند که برای رقابت با دیگر کسانی که به طرق مختلف ، خدمات مشابه را ارائه می دهند باید جنگید و ثبات قدم داشت.

اگر چه اکثر سالن های آرایش و یا مشاطه گران خانگی همیشه مشتریان خاص خود را دارند ولی مهم جذب مشتری جدید و نگهداری آنها است. بسیاری از سالن های مدرن امروزی از حضور مشتریان گذری و عدم وفاداری مشتریان قبلی خود می گویند که نتوانسته اند علی رغم ارائه خدمات تخصصی خاص آنها را برای خود حفظ کرده و حتی با وجود هزینه های سنگین برای دکور و لوازم مصرفی نمی توانند بین دخل و خرج خود تعادل ایجاد کنند.

اما واقعا مشکل کار کجاست؟ پرسنل مجرب و دکوراسیون شکیل چرا نمی تواند در مصاف با آرایشگران خانگی و یا سالن های نه چندان مدرن پیروز بیرون  بیاید؟

این معضل ریشه در بخش هایی گوناگونی دارد که هر کدام بحث مفصلی را می طلبد. از برخورد پرسنل میز پذیرش و خدمات تا اتمسفر و به قول خودمانی حال و هوای فضا و حتی شروط لازمی چون بهداشت و کیفیت کار. پدران ما هنوز از حس خوب اصلاح توسط سلمانی های خیابانی با طعم چای دارچین و آلبالو می گویند. مردانی که با یک کیف وسیله گوشه خیابان بساط پهن می کردند ولی مهمتر از خدمتشان همنشینی ایشان بوده که مشتری ها را به آنها وفادار می ساخته است.آدم ها هنوز همان نیازها را دارند. با اینکه دنیای ما با پدرانمان توفیر دارد ولی هنوز نیاز به احترام و همدلی و صد البته حس خوب را داریم.

۲۰۱۶-۰۵-۰۹_۰۰-۳۷-۴۵

از نظر من نقطه تمایز سالن های زیبایی البته با توجه به تجربیاتم از نوع زنانه اش، حس و خاطره خوبی است که مشتری پس از خروج دارد. حسی که نتیجه ارضای نیازهایی چون احترام ، زیبایی و اهمیت داشتن است.

می دانیم که بازاریابی دهان به دهان هنوز در راس تاثیرگذارترین روش های جلب مشتری در ایران است. ما به آدمها اعتماد بیشتری داریم تا بیلبوردها و عکس ها. به خصوص که بتوانیم نتیجه مستقیم عملکرد آن برند و سازمان را مشاهده کنیم ولی باید یادمان باشد که مشتری برای تجربه یک مدل مو یا رنگ موی خاص یک بار و نهایتا انگشت شمار به یک سالن مراجعه می کند و پس از آن به سوی سازمان هایی با خدمات جدید و یا متفاوت پر می کشد . اما برای تکرار تجربه حس احترام و حضور در یک فضای خوب  بارها و بارها به آن مکان مراجعه می شود.

سالن های آنچنانی شاید پاسخگوی نیاز تمایز و غرور باشند ولی اگر در خود این سالن تبخر و غرور حاکم باشد مسلما فضای مطلوبی نخواهد بود. وقتی که پرسنل فقط متخصص باشند و روابط عمومی و فضا سازی را در دستورکار خود قرار ندهند سالن های زیبایی فقط سیستمی خط تولیدی خواهد داشت که مشتری تنها و تنها برای یک هدف که همانا دریافت مهارت پرسنل است، به آن مراجعه خواهد کرد که قاعدتا دیر یا زود رقبا همان تخصص را بهتر و در شرایط مطلوب تر ارائه خواهند داد.

و اینچنین است که با رفتن پرسنل از سالن ناگهان مشتریان هم کم می شوند و بیشتر برند شخصی آن شخص است که جهت گیری مشتریان را مشخص می کند و نه کل سیستم و همه صاحبان این کسب و کار این آفت را به خوبی می شناسند ولی بسیاری از آنها راهکاری برای آن ندارند و بسیاری از مواقع خودشان نیز با متمرکز شدن روی شخص خاص به آندامن می زنند و البته که دودش به چشم خودشان خواهد رفت.

داستان های آرایشگاه ها و سالن های زیبایی در حیطه بازاریابی و فروش کم نیست که البته خیلی از آنها دربخش نیسان آبی می کنجد ولی به خاطر جنسیتی بودن کل ماجرا شاید برای جماعت آقایان جالب توجه نباشد. اما وسعت کار در این بخش بقدری هست که به عنوان فردی از اهالی بازاریابی به این قشر بپردازیم.

به نظر شما چرا برخی ارایشگاهها موفق هستند و برخی نیستند؟


16 thoughts on “اندر احوالات آرایشگاه ها // چرا برخی آرایشگاهها موفق می شوند و برخی نمی شوند؟”

  1. سلام. شخصاً هیچوقت به مکان خاصی نمیروم . به این دلیل که تصمیم اصلاح کردن مو برای اینجانب همیشه بصورت ناگهانی و درصورت داشتن وقت خالی (برای خودم و نه آرایشگر) بوده و تنها پارامتر انتخاب هم خلوتی و تمیزی مکان است. مهارت پیرایش موی آقایان هم بهرحال برای سن و سال امثال بنده دیگر حساسیتی ندارد!
    البته یکی از عزیزان این صنف آنچنان مهارتی داشت که حدود شش هفت باری خدمتش شرفیاب شدم ولی احتمالا در راستای تلاش برای برندسازی شخصی خود، آنقدر صمیمیت به خرج می داد و سوالات بعضا بی ربط می پرسید که من هم ترجیح دادم که دیگر پیشش نروم تا افتخار کنجکاوی بیش از حد ایشان نصیب یک هموطن دیگر شود!
    آخرین بار هم جالب بود! نیم ساعتی وقت آزاد داشتم و تصمیم گرفتم دستی به موهایم بکشم. چند آرایشگاه را رد کردم که شلوغ بود و سرانجام رسیدم به یک آقای جوان و بدون مشتری. رفتم تو و نشستم روی صندلی. قبل از هرکاری سوال کرد میخواهید زیر ابروی شما رو هم تیغ بزنم؟!!!!!!!!!!! یعنی آنچنان نگاهش کردم که بنده خدا خودش جا خورد. در خلال کار، برایش توضیح دادم که هر سوالی را از هر شخصی نکن. این عمل که اسم بردی هرچقدر فراگیر شده باشد در نسل همسالان من جزء کارهای زشت و تعریف نشده محسوب میشود. درمجموع پسر خوب و ساده دلی بود. احتمالا دوباره هم پیشش بروم.

    1. آقای جاوید "شما حرفهای عادیتان هم خواندنی است"!
      اجازه می خوام پیشنهاد دوستی را که ذیل یکی ازیادداشتها به شما نوشته بود را تکرار کنم. به فکر نوشتن یک کتاب باشید. بی تعارف.مطمین باشید تاثیر می گذارد.ما هم در کافه بازاریابی اسپانسر معنوی می شویم

    2. سلام. راستش این بحث حریم شخصی و کنجکاوی برسنل در آرایشگاه های زنانه چنان شور شده بود که این روزه اکثر سالن های معتبر این موضوع را جزو خطوط قرمز پرسنلشان اعلام کرده اند و توی چند سالن معتبر حتی روی دیوار تابلویی با این مضمون که صحبت از مسایل شخصی ممنوع است نصب شده ولی به علت عدم مهارت های ارتباطی پرسنل بعضا از آن ور بوم افتاده اند و مشتریان در حد سبزیجاتی هستند باید پاک شوند و پرسنل به بحث و شوخی های همکارانه بپردازند. البته این مهارت مشتری است که خودش را قاطی بحثشان کند یا نه. حتی تجربه شخصی من این بود که حین انجام کار بالای سر می ایستادند و راجع به نوع و جنس مو و یا رنگش با فعل سوم شخص نظر می دادند .که البته لبخند زنان بهشان گفتم با این نوع رفتار شما ادم احساس مرده شورخانه را می کند که مرده بیچاره دستش از دنیا کوتاه است!!!!

  2. چندتا از اصول نانوشته آرایشگری را دوست دارم اینجا بهش اشاره کنم شاید براتون جالب باشه
    ۱- همیشه به مشتریان بگوید فلان بازیگر هم اینجا برای ارایش می اید
    ۲-هیچگاه به مشتریانتان راحت وقت ندهید حتی اگر مشتری ندارید
    ۳- هیچگاه انژزی منفی به مشتری ندهید (مثلا اگر مشتری پرسید ایا وسط سرم ریخته نگویدد ریخته بلکه بگویید نه
    ۴- هیچگاه در مورد مسایل سیاسی و خلاف دیدگاه مشتری صحبت نکنید این مساله مشتری را منزجر می کند
    ۵- قیمت بالا مطالبه کنید.قیمت بالا یعنی شما کارتان خوب است.
    ۶- هیچگاه سریع کار نکنید بگذارید مشتری احساس کند که کارش زحمت داشته
    ۷- همیشه اخر اصلاح به مشتری بگویید این دفعه بهترین مدل مو رو زدی!
    ۸- بچه ها را در نیمه اول روز اصلاح کنید و در نیمه دوم روز بچه قبول نکنید.(اعتماد به نفس بزرگسالان کاهش پیدا می کنه!
    ۹-حتما همه مشتری ها باید بدانند که خیلی از مواقع دوماد دارید
    ۱۰-وسایل به ویژه شامپو همیشه خارجی باشه.
    ۱۱-آرایشگاههای کنار خیابانی دیگه امیدی به پیشرفت ندارند برای جذب مشتری در کل تهران آرایشگاه شما باید تو دید نباشه.مثلا طبقه دوم باشه
    راستی این جملات برای شما اشنا نیست. به نظرم خیلی ازارایشگرهای خوب این کارها رو می کنند. البته اینا ورژن مردونه بود

    1. حقیقتا اول از همه کلی خندیدم. 🙂 واقعا خیلی از مواقع من هم به همین موارد رسیده بودم. عالی بود. بعضی هاش واقعا فوت کوزه گری بود
      به نظرم خانم ها هم حرفهای زیادی برای گفتن خواهند داشت. شما نکات مردونه رو گفتید. البته امیدوارم از بحث خانم بیدگلی زیاد دور نشیم.

    2. مرسی از تشریک ورژن مردانه. ترجمه موارد ذکر شده به ورژن زنانه :
      ١- عکس های فلان بازیگر با پرسنل در معرض دید .
      ٢- این مال اوایل کار است و به علت تعدد رقبا دیگر محلی از اعراب ندارد.
      ٣- این بحثی مفصل است! گاهی برای بهتر جلوه دادن کار خود دست به تخریب رقبا می زنند! چه کسی موهات را کوتاه کرده ؟ با دماغ چین دار و دهان کج بخوانید. البته اگر کار خودشان باشد که حتما خودت یک کاری کردی و اگر کار رقیب باشد که حقت است چرا از اول پیش ایشان نیامدی.
      ۴- کلا اینقدر بحث های خاله زنکی هست که دلیل ندارد به مبحث بی اهمیت سیاست بپردازیم.
      ۵- تکلیف این قسمت مشخص است.
      ۶- به اندازه کافی خود خدمات در سالن های زنانه زمان براست .
      ٧- دفعه بعد پیش خودم بیا!!!!
      ٨-نظری ندارم.
      ٩- سالن های زیبایی زنانه اصلا عروس سرا هستند!!!!!!!
      ١٠- ما همه نوع امکاماتی داریم. فقط باید پولش را بدی.
      ١١- بلاموضوع است.
      که در کل در هر دو ورژن روش های منسوخی است که نمی دانم واقعا هنوز جواب می دهد که دوستان در بکاربردنشان اصرار دارند یا خیر!

    1. استاد گرانقدر با تشکر از حمایت شما. این صنف به اندازه یک کتاب مطلب دارد از رفتار پرسنل تا نوع خدمت و بخشبندی بازار و ....ولی کلا مشتاق نیستند که تغییرات بنیادی ایجاد کنند چون تقریبا مشتریان خودشان را دارند و رقابتشان در یک سطح است

  3. سلام خانم بیگدلی
    اتفاقا من در نظرم بود در ادامه برندهای خوب ایرانی به برندهای آرایشگاهی هم بپردازم که شما به خوبی این مطلب رو نوشتین 🙂 راستش این چند روز به شدت با این دوستان در تماس بودم و کلی هم شاکی هستم :))
    برای خود من نکاتی که باعث می شه به یک آرایشگاه دوباره برنگردم مواردی هست مثل اینکه آرایشگر خودش تشخیص میده که چه شکلی بشی و کلا هیچ اهمیتی به خواسته تو نمیده!مثلا تو رنگ موی مشکی میخوای یهو میبینی شرابی شد:) از طرفی بعضی سالن ها باهات مثل کالا برخورد میکنن! یکی از این دوستان هرکسی که برای آرایش پیشش می رفت می گفت ایشون ۵۰۰ ای هستن ایشون صدیه و خلاصه قیمتت رو می گفت تا متناسب با اون مثلا آرایشت رو انجام بده اما در نهایت همه شبیه هم بودن!
    یه سری از دوستان هم که پول دکور و مکان آرایشگاه رو هم از تو میگیرن! در کل من به شخصه فکر میکنم وظیقه آرایشگر اجرای درخواست مشتریه همراه با احترام به مشتری و وارد نشدن در حریم شخصی مشتریان. و خب قطعا تمیزی و رعایت بهداشت از نکات مهمی هست که برای من مهم هستند. و فکر میکنم در موفقیت آرایشگاه ها تاثیر زیادی دارن.
    تبلیغات و تاکید بر مدارک بین المللی آرایشگر و همین طور لوکس بودن آرایشگاه و خدمات پذیرایی و رسیدگی به مشتریان و همین طور سروقت بودن نوبت دهی ها تاثیر زیادی در جذب مشتری داره اما در کل فکر میکنم نکاتی که در بالا ذکر کردم خیلی بیشتر در حفظ مشتریان تاثیر گذار هست.

    1. من کاملا منتظرم مطالب شما را در این مورد بخوانم. دقیقا نکاتی که اشاره کردید بسیار ارزشمند هستند و قابل بسط دادن. این صنف جای کار زیاد دارد چون گستره مخاطبانش بسیار وسیع است و دقیقا باید بدانند برای کدام مخاطب چه خدمتی اراىه دهند. من به شخصه چون مثل آقای جاوید آرایشگاهم را متناسب با وقتم انتخاب می کنم نمی توانم بگویم مشتری وفادار برند خاصی هستم ولی خوشحال می شوم تجربیاتتان را شریک شوید

  4. سلام و درود به شما خانم بیدگلی
    چه آرایشگاه هایی که با مدارک گوناگون حتی نمیتونند مدل مو کاتولگ خودشون رو پیاده کنند و چه تجربه های بدی ازین دست و مبالغ هنگفتی که به پای هیچ داده شده !!!. تجربه در سالنهای آرایشی بارفتارهای رنگارنگ تجربه معقولی است چون در نهایت ذات هر کسب و کاری آدمها با فرهنگها و رفتارهای گوناگونه زیاد هم در بند رفتار حرفه ای در صنف ها نیستم چون در نهایت تجربه ایی شخصی بهم ثابت کرده به هر حال طرف کار خودشو میکنه مگر آنکه واقعا تاثیر رفتار حرفه ای در کار برای شخص مبرم و روشن شده باشه ...در محل زندگی ام به آرایشگاه ایی میروم که در یک ساختمان رو به ریزشه ولی انصاف و توانایی آرایشگر هر دفعه منو یاد همون شعر میندازه که میگه گنج در خرابه هاست در کل در جواب سوالتون بهترین آرایشگاه جایی که بتونه درست درمون کار مشتری راه بندازه فارغ ازهر مسئله ایی ...سبزو پایدار باشید...

  5. خانم بیدگلی عزیز سلام
    از مطلب خوبتون ممنونم.
    چه حوزه جذابی وارد شدید.
    برای من چند مورد خیلی اهمیت دارد اولین مورد جو ارایشگاه و احترام پرسنل هست( مثالش: چن وقت پیش خدمت یکی از ارایشگران بسیار معروف رفته بودم.ایشون موهای بنده را رنگ گذاشته بود.تو این تایم پرسنل ایشون که موقع استراحتشون بود جلوی بنده نشسته بودن و در مورد تک تک اجزای صورت بنده،انتخاب رنگ مو ، نیومدنش به من و .. جلوی خودم حرف میزدن :)) .)
    مورد بعدی نظافت و تمیزی ارایشگاه و ارایشگر عزیز می باشد و در وهله بعد فکر میکنم صمیمیت مثبت ارایشگران تا مرز خاصی البته، خوشاینده.
    یکی از دوستان خودم ارایشگر هستند. با ایشون چد مورد رو اخیرا چک کردیم: ایشون معتقد بودند که ارائه اطلاعاتی اضافه به مشتری بدون دریافت حق مشاوره و .. حس خوبی به مشتری هاشون میده(مثلا در حین کوتاهی مو در مورد ماسک های طبیعی که به جنس موهای ایشون بخوره،و تغذیه متناسب و ..به مشتری ها اطلاعات می دهند)/ موضوع بعدی احترام به خواسته مشتری در هر شرایطی/ اگاهی دادن به مشتری در مورد نکات منفی کاری که میخواهند(مثلا رنگ مو در فواصل کوتاه زمانی)/بازاریابی رایحه ای/ اراسته بودن (و صد البته مضحک نبودن) ارایشگر/احترام به هر شخصی با هر جایگاه اجتماعی و موقعیت مالی و هر ظاهری/و و و از همه مهمتر شناخت تیپ شخصیتی هر مشتری و برخورد متناسب با هر تیپ..

    به نظرم ریزه کاری های این صنف بسیار زیاده و مطالب بیشتری میشه در موردش نوشت.خوشحال میشم از شما سرکار خانم مطالب بیشتری بخوانم و حتما به دوستان ارایشگر توصیه میکنم پیگیر این بحث باشند.

  6. باسلام خدمت خانم بیگدلی و اهالی خوب کافه بازاریابی
    موضوع جذابی رو مطرح کردید.
    بنده در شهر سمنان زندگی میکنم و معادله موفقیت آرایشگاه ها کمی متفاوت و ساده تر ازهمکارانشون در شهرهای بزرگی چون تهرانه.
    اینجا اولین چیزی که اهمیت داره معروف بودن آرایشگاه بین خانواده و دوستان هست. یعنی با مشاهده اطرافیان متوجه شدم رضایت یک فرد منجر به تشویق دیگران شده و در یک گروه کوچک نزدیکان، اکثرافراد به یک ارایشگاه خاص مراجعه میکنند. بنابراین تبلیغات شفاهی مهمترین عامل موثر در معروف شدن یک آرایشگاهه.
    اما من به شخصه در این زمینه سخت گیر هستم. کمتر به تبلیغات دیگران توجه میکنم. بیشتر به کیفیت کار توجه می کنم. بنظربنده درمیان پنج تا ارایشگاه اول و معروف، هر کدوم در زمینه خاصی تبحر دارن.مثلا یکی در رنگ مو و یکی دیگه در شینیون. بسته به کارم به جاهای مختلفی سر میزنم. مخصوصا که بعد مسافت در شهر های کوچک مساله نیس و به راحتی می تونم انتخاب کنم. دلیل این پراکندگی این هست که پیش ازین رقابت آنچنان شدت نگرفته بود که آرایشگرها بخواهند هزینه های کار با چند نفر ماهر دیگر رو تقبل کنند. یعنی ترجیح می دهند خودشون همه مهارتها رو یاد بگیرن و از پرداخت دستمزد اضافی تر اجتناب کنند. اما کم کم تقاضای مشتریان به سمتی داره میره که، برای پیشرفت کاری بهتره افرادی غیراز ارایشگر اصلی رو جذب کنند تا بتونن پکیج خدماتیشون رو کامل کنند.
    عامل دیگری که برام مهمه سرعت در انجام خدمته. از آرایشگرهایی که کمتر صحبت میکنند و بیشتر روی کار تمرکز می کنند تا وقت مشتری رو نگیرند بیشتر استقبال می کنم. خانم ها بطور طبیعی علاقه زیادی به تعریف اتفاقات زندگیشون دارن و آرایشگاها یکی از محافل خاص این دردودل هاست. اما این برای همه مشتریان خوشایند نیس.
    اتفاقات جدیدی که اینجا داره میافته، تغییر دکوراسیون ها و اراءه ماسک های مو و صورت است. دکوراسیون در وهله اول باعث جذب مشتری میشه اما حفظ مشتری تحت تاثیر عوامل مختلفی مثل قیمت، کیفیت، نوع برخورد و ... است. موضوع جدید دوم یعنی ماسک ها داره فراگیر میشه و به گفته خود آرایشگرها استقبال خوبی داره. مخصوصا ماسکهای گیاهی.
    بطور خلاصه تنوع خدمات، سرعت و کیفیت خدمات رو عامل موفقیت آرایشگرها میدونم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *