بازاریابی در صنعت چسب به روایت محمود محمدیان // این یک صنعت فراموش شده است؟

یکی از اهدافی که در میان سایر اهداف مجموعه کافه بازاریابی دنبال می کند بحث و تبادل نظر در حوزه هایی است که کمتر مورد توجه بازاریابان قرار گرفته است و اتفاقا به شدت نیاز به حوزه بازاریابی دارد. در گذشته به مواری نظیر بازاریابی بنادر و ساختمانها و ... پرداختیم امروز می خواهیم قدری در مورد بازاریابی در حوزه چسب بپردازیم . طبیعتا چسب ماده ای است که دارای مصارف صنعتی و خانگی بوده و طیف زیادی از حوزه ها به آن وابستگی دارند. چسب از گذشته رایج بوده است. در قدیم ، از موادی چون قیر و صمغ درختان به عنوان چسب استفاده می‌کردند. در تمام قرون گذشته و همچنین قرن نوزدهم چسب‌ها منشاء حیوانی و یا گیاهی داشته‌اند. چسب‌های حیوانی به طور عمده بر مبنای کلوژن مامالیام بودند که پروتئین اصلی پوست ، استخوان و رگ و پی است و چسب‌های گیاهی از نشاسته و دکسترین دانه‌های گندم ، سیب زمینی و برنج تهیه می‌شدند.

از قرن نوزدهم به تدریج با پیدایش چسب‌های سنتتیک ساخته شده در صنعت پلیمر ، چسب‌های سنتی و گیاهی و حیوانی از صحنه خارج شده است. صنعت چسب به صورت گسترده ای در حال رشد می‌باشد و تعداد محدودی وسایل مدرن ساخت بشر وجود دارد که از چسب در آنها استفاده نشده است. در اتصالات اغلب وسایل از یک جعبه بسیار ساده غلات گرفته تا هواپیمای پیشرفته بوئینگ ۷۴۷ از چسب استفاده شده است.

پیشرفت جدیدی که اخیرا در کاربرد چسب حاصل گشت، اتصال ریل‌های فولادی و تراموای جدید شهر منچستر بود. چسب‌ها نه تنها برای موادی که بایستی چسبانده و بهم پیوسته شوند، بلکه در ایجاد چسبندگی برای موادی از قبیل جوهر تحریر ، رنگها و سایر سطوح پوششی ، وسایل بتونه کاری و وجوه میانی در مواد ترکیبی از قبیل فولاد یا بافت پارچه ، در تایرهای لاستیکی و شیشه‌ یا الیاف در پلاستیک‌ها ضروری هستند.

۱۹

علیرغم تمامی مصارف عمده ای که چسبها در صنایع و حوزه های مختلف دارند اما هنوز این صنایع نتوانسته اند مفاهیم بازاریابی و برندینگ را نهادینه کنند. با این وجود تلاشهای نسبتا خوبی توسط برخی از بازیگران این صنعت برای نهادینه سازی بازاریابی و برندینگ شکل گرفته است که از آن میان می توان به تلاشهای در حال شروع شرکت چسب سینا اشاره کرد که عمدتا تاکنون در حوزه چسب های صنعتی فعال بوده است و چسب های با مصارف خانگی نیز برای آنها جزو برنامه هایشان می باشد.

اما به نظر شما شرکتهای این صنعت به چه موضوعاتی در اقدامات خود باید بپردازند. در همین زمینه مصاحبه ای کوتاه با شهرام صوفی متخصص حوزه کفش انجام گرفته که مسایل و مشکلات صنعت کفش در مورد چسب مورد اشاره قرار گرفته است. (این مصاحبه در روزهای آتی در سایت درج خواهد شد) آیا این صنعت می تواند کماکان به روشهای سنتی خود ادامه دهد؟


17 thoughts on “بازاریابی در صنعت چسب به روایت محمود محمدیان // این یک صنعت فراموش شده است؟”

  1. با سلام و عرض ادب و خسته نباشید.
    به اعتقاد بنده یکی از دلایلی که موجب شده است تا کمتر در چنین صنایعی برندینگ و مباحث علمی بازاریابی دیده شود، ماهیت این نوع صنایع است. چسب جز مواد اولیه هر نوع محصول و به عنوان یکی از ورودی های مهم به سیستم تولید محصول یک برند محسوب می گردد. طبیعتاً برای من مصرف کننده نوعی (به عنوان مثال کفش)، برند چسب یا رابر کفش اهمیت ندارد و دانستن یک نکته که از چرم طبیعی ساخته شده و نه فوم یا مصنوعی کافی است. اما آیا برندینگ برای این نوع مواد (محصولات) اولیه کاری عبث است؟ خیر. زیرا طبیعتاً در صورت استفاده نکردن از مواد مصرفی و ابتدایی مرغوب موجب لطمه خوردن به برند مادر (کفش) می گردد که قطعاً پیامدهای بدی چه از نظر اقتصادی و چه از نظر شهرت برند خواهد داشت. به عنوان مثال، چسب های کتاب ها در گذشته بسیار با کیفیت بود و با استفاده های مکرر جلد کتاب به صورت یکدست از کتاب جدا نمی گردید، اما اخیراً کتاب هایی که خریداری نموده ام همه ی آن ها با این مشکل رو به رو شدند که منجر به سیمی شدن کتاب و کم رنگ شدن ارزش آن انتشارات در نزد بنده شده اند. به اعتقاد بنده شرکت های این صنعت می بایست خود را به عنوان محصول نهایی یک برند صنعت خود در نظر بگیرند و نه به عنوان یک برند مجزا که با تبلیغات و بازاریابی برای عامه بودجه های خود را هدر ندهند. به عنوان مثال، اگر نوع چسب تولیدی شرکتی، فقط مناسب کفش است، این شرکت می بایست کیفیت نهایی کفش را به خود نیز نسبت دهد. امیدوارم که توانسته باشم مقصود خود را رسانده باشم. با تشکر

  2. استاد ارجمند آقای دکتر محمدیان
    جدا از یاددشتهای پر مخاطب شما چندتا از یادداشتهاتون هست که کلا آدم رو به فکر فرو می بره. از جمله همین یادداشت و اون یادداشت بنادر کشتیرانی (اگر اشتباه نکنم) فکر می کنم شما بیشتر با این یادداشتها چراغ های خاموش ذهن های مخاطباتون رو روشن می کنید. ممنون از شما به خاطر این تیز بینی تون

  3. چسب ، تبلیغات و بازاریابی قطعا اولین برندی که در ذهن روشن می کنه چسب رازی است.
    همه راضی از چسب رازی. البته این خاطره به زمانهای دور بر می گرده که این برند با تبلیغاتش یکه تازی می کرد.
    مخاطب امروز در مورد محصولاتی که تخصص نداره خیلی به فروشنده توجه می کنه.تبلیغات می تونه حرفهای فروشنده رو قوت ببخشه

  4. باسلام .مشکلی که درصنعت چسب سازی هست .گریبان گیر صنعت های دیگری هم هست.خیلی از شرکت های چسب سازی ایران .درنوع کیفیت به جایگاه ویژه ای رسیدن.وهرروز به فکر افزودن به کیفیت بوده اند. واین تفکرهای مثبت همیشه شامل حال بخش داخلی یعنی تولید شده وهیچ نگاهی به بخش خارجی کار یعنی فروش وبرندسازی نشده.یعنی توانای ما درنهایت درتولید محصول بوده .وهیچ دانشی درمورد نوع دیده شدن محصول دردنیای امروز برندها نبوده.و این تخصصی هست که ازدنیای بیرون باید به صنعت چسب سازی اضافه شود.وقرارنیست که باز این اتفاق ازدرون صنعت اتفاق بیوفته .این صنعت فقط به مشاورهای تخصصی درمورد برند ودیده شدن دارد.وگرنه محصول رو خوب تولید میکند..صنعت کفش وپوشاک هم ازاین موضوع نبودن مشاور فروش وبرندسازی بسیار رنج میبرد.البته چسب سینا اقداماتی کرده .وهروقت صحبت ازچسب بشه چسب سینا دیده میشه

  5. با سلام خدمت دکتر محمدیان
    از اون مطالبیه که آدم باید خیلی فکر کنه تا بتونه جمله ای در موردش بنویسه
    در بازاریابی صنعتی مفهوم CRM خیلی مهمه که در صنعت چسب هم بخوبی میشه ازش استفاده کرد
    در کلاس بازاریابی صنعتی مقطع دکتری تمامی مطالب مجله معروف بازاریابی صنعتی از زمان پیدایش تا به حال رو به اتفاق همکلاسی های خوبم مورد ارزیابی قرار دادیم که تمامی مطالب در سالهای اخیر در بازاریابی صنعتی به Relation و Network ختم می شد
    میدانم خیلی تئوری گفتم ولی در جمع بندی باید بگم که CRM ,Relation , Network در بازاریابی صنعتی خیلی مهم هستند

  6. با سلام. به نظرم من بازاریابی چسب صنعتی چون در حیطه بازاریابی B2B قرار میگیره باید از متد های همین بازاریابی استفاده کرد. مثل حضور در نمایشگاه‌های صنایع مختلف، برگزاری سمینار، اسپانسر شدن در نمایشگاه‌های صنعتی، بازاریابی مستقیم و...

  7. سلام به جناب دکتر محمدیان عزیز
    شاید اولین چیزی که به ذهنم بیاد اینه که چسب اصولا یک ماده اولیه اس که در واقعا در نگاه دهم در یک محصول به چشم میاد و واسطه ی نامرئیست در اجزای محصول. در مورد مصارف خانگی هم که راستش نمیدونم بچه ها و حتی جوانهای امروزی بلد باشن با چسب کار کنن که اصلا بخوان بخرنش.
    تحقیقات میدانی نیازه ولی فکر میکنم رفتار مصرف کننده ایرانی هم به سمت دور انداختن جنس شکسته پیش رفته. یا اینکه اجناس به سمتی رفتن معمولا به چسباندن احتیاجی نیست. یا اون قسمت رو میشه عوض کردو یا کلا نشکنه.
    اما راستش چسب دوقولویی که شامل یک اسپری و یک چسب مایع میشه رو خیلی دوست دارم. خیلی به کار میاد و خیلیها رو دیدم که استفاده میکنن از جمله خودم.
    من فکر میکنم که در حال حاضر تبلیغات ATL برای تولیدکنندگان چسب خیلی توجیح نداشته باشه. اما BTL چرا. بازاریابی B2B هم که باید در دستور کار باشه و میدونم که هست.
    ولی بهترین پیشنهاد من ایده های اجرایی BTL در نقاط مناسبه. شاید بهتر باشه مردم و خصوصا نسل جوان دوباره کاربرد چسب آشنا بشن

  8. سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار
    ممنون از بحث جالبی که مطرح کردید. و این نشان دهنده گستره مباحث بازاریابی و برندینگ در انواع صنایع می باشد. صنعت چسب را اگر بخواهم با صنایع مشابهی که تا حدودی به این صورت این مباحث را دنبال می کنند بیان کنیم مثل صنعت ساختمان، و با با یک فاصله ی کمی هم صنعت دارو سازی می باشد. و این بیگانگی ما هم با این صنایع شاید به این دلیل است که ما مخاطب این صنایع نیستیم چرا که بخش اعظمی از فعالیت های آن ها در حوزه b2b می باشد. و طبیعتا اکثر بیلبوردهای تبلیغاتی این صنعت را می توان در مبادی ورودی به شهرک های صنعتی مشاهده کرد. در صنایع b2b فروش حضوری و یا حتی استفاده از یک شخص ثالث که استادکار این حوزه است و با آن آشنایی دارد موثر تر از تبلیغات مستقیم عمل میکندد. مشکل دیگر ما به نظر بنده این است که هنوز هم بسیاری از صاحبان صنایع تبلیغ را فقط بیلبورد و آگهی تلوزیونی می دانند که به نظر بنده مناسب این حوزه نمی باشد( مگر چسب هایی که مصرف شخصی دارند).
    اگر اجازه دهید این صنعت را می خواهم با محصولی مقایسه کنم که هر چند یک کالای تند گردش است و در ظاهر هیچ ارتباطی به یکدیگرندارند ولی تا حدودی از سبک و قیاس همدیگر استفاده می کنند.
    طبق بررسی که ما برای یک شرکت صنایع غذایی در حوزه فراورده های گوشتی( سوسیس و کالباس و...) انجام دادیم برخلاف تصور، افراد بسیار معدودی هنگام مراجعه به فست فود ها و یا با یک فاصله زیادی سوپرمارکت ها در خرید این محصول به برند آن توجه مینمایند(مگر آن هایی که از آن سر رشته دارند یا دانشجویان خیلی عذر میخوام بیش فعالی مثل بنده که زیر و زبر یک محصول را در می آورند). در واقع اکثر فعالیت های این صنایع در این حوزه اینگونه است که فقط سعی می کنند تا محصول خود را در سبد و ویترین خرده فروشی جای دهند( با رابطه یا چاشنی ها و امتیازاتی که ارائه می کنند) که البته بنده نیز در پایان این تحقیق کمی به آن ها تمایل پیدا کردم که وقتی مخاطب نهایی توجهی به برند آن نمیکند چرا باید هزینه زیادی کنند؟؟؟ که البته باید عرض کنم معدود برندهایی هستند که در حال حاضر تمرکز خود را روی مشتری نهایی قرار داده اند که محل بحث بنده نیست.
    صنایع چسب، داروسازی، املاک، ساختمان و... نیز تا حدوی به نظر بنده نفکری این چنینی دارند. و اینکه تا چه حد موفق بوده اند نیازمند تحقیق بیش تر و بیان تجربه های صاحبان این صنایع می باشد.
    منتظر اکران فرمایشات جناب آقای شهرام صوفی در کافه هستم تا تجربه ایشان در این صنعت را فرا بگیرم.
    با تشکر از استاد بزرگوار جناب دکتر محمدیان

  9. با عرض سلام واحترام خدمت دوستان گرامی کافه بازازیابی
    اتفاقا بنده مدیر تبلیغات و بازاریابی یکی از همین شرکت های چسبی هستم البته یک برند وارداتی ترک
    وقتی این مطلب رو خوندم چون خودم کاملا با این صنعت و مخاطبانش روبرو هستم نقطه نظرکوچکی دارم که خدمتتان عرض می کنم.
    اتفاقا چسبهای صنعتی در زمینه بازار هدف خودشان کاملا احتیاج به برندینگ دارند و دقیقا این اتفاق می افتد ولی ما برندینگ را به خاطر نوع محصول نمی توانیم برای مخاطبان عام انجام دهیم چون صرف هزینه در این بخش بسیار دور ریز می باشد. برند بودن در این صنعت را باید از مخاطبان این محصولات پرسید و به نظر بنده اینکه یک محصول صنعتی و مادر چه چسب باشد و چه یک دستگاه تولید مواد اولیه ، خیلی لزومی ندارد در عامه مردم شناخته شده باشد.
    من با فرمایش استاد عزیزم جناب آقای محمدیان کمی مخالفم که توجه نکردن و برند نشدن در این صنعت را یک خلاء احساس کردند. چون زمانی که بین مخاطبان ، بازار و صنایع وابسته به آن محصول به دنبال برند باشیم آنجاست که فعالیت های تبلیغات ، مارکتینگ خود را نشان می دهد که آیا تبدیل به برندی در این صنعت شده است یا خیر.
    باتشکر

  10. با سلام خدمت همه اساتید و دوستان محترم
    اگرچه مطالب مربوط به حدود یکسال و نیم پیش می باشد، به دلیل ورود تازه اینجانب به حوزه صنعت چسب تمایل به ارایه نکاتی دارم.
    به نظر می رسد با توجه به دو گروه اصلی مصارف شامل ۱-عام و خانگی و ۲-صنعتی ، میبایست طرح ریزی و اجرای مارکتینگ پلن یا کمپین تبلیغاتی به صورت خاص برای هر گروه انجام گیرد. گروه اول B2C و گروه دوم B2B میباشد.
    همچنین معتقدم با توجه به ضرورت ماکیت واژه، عبارت، شعار یا بهتر بگوییم، جایگاه ذهنی برند در نزد مصرف کننده، برندهایی همچون رازی با شعار و کانسپت "همه راضی، از چسب رازی" این مهم می بایست در دستور کار برندینگ شرکت های فعال قرار گیرد.
    با تشکر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *