تاپ زون قسمت سوم // بیمه معلم و کمپین مسولیت اجتماعی اش

در قسمت سوم از مجموعه تاپ زون که از توانمندی های کسب و کارهای ایرانی می گوید، به سراغ جناب آقای کاوه قاضی معاونت برنامه ریزی و توسعه بازار بیمه معلم و دست اندرکاران کمپین مسولیت اجتماعی این شرکت رفتیم. من “مجتبی محمدیان شما رو دعوت می کنم تا این مصاحبه را کامل بخوانید و از نظرات خود ما را هم مطلع کنید. ابتدا خلاصه ویدیوی این گفتگو را ببینید.

مجتبی محمدیان: خوشحالیم که از طرف کافه بازاریابی در خدمت شما هستیم و فرصتی پیش آمد که درخصوص کمپین بیمه معلم صحبت کنیم. شاید بد نباشد که برای شروع یک طرح مسئله کنیم که ریشه‌ی طرح تحصیل بدون آسیب از کجا آمده و چرا بیمه‌ی معلم به سراغ‌این طرح رفته است؟

کاوه قاضی: ابتدا می‌خواهم کمی برگردم عقب‌تر و یک تاریخچه‌ای را به شما بگویم. بیمه معلم حدود ۲۴ سال سابقه در صنعت بیمه دارد. جزء اولین شرکت‌های تاسیس شده در حوزه‌ی بیمه است. یک زمانی بیمه معلم با نام اولیه‌ی بیمه صادرات و سرمایه‌گذاری همراه با بیمه‌های‌ایران و آسیا و دانا فعالیت می‌کردند. یعنی جزء چهار شرکت اول بیمه و اولین بیمه‌ی خصوصی در‌ایران بوده که تاسیس شده است. با وجود‌این سابقه ما انتظار پیشرفت‌های خیلی خیلی بیشتری داشتیم ولی بنا به دلایلی‌این اتفاق رخ نداد. چه در بحث عملکرد و چه در بحث برندینگ که باعث شده بود خیلی از افراد حتی اسم بیمه معلم را تا چند سال قبل نشنیده باشند. اتفاقی که برای خود من هم حدود پنج سال پیش و وقتی وارد مجموعه‌ی بیمه معلم شدم رخ داد و باعث شد یکی از اهداف شخصی من‌این باشد که تا وقتی در مجموعه هستم کمک کنم نام‌این برند شناخته شود.

ما در دو سه سال اول فعالیتمان به دو مقوله پرداختیم. یکی‌اینکه مخاطب را با بیمه معلم آشنا کنیم و دیگر ‌اینکه بگوییم بیمه معلم متعلق به طیف مختلف مخاطب است. نه‌اینکه فقط به فرهنگیان اختصاص دارد. چون استراتژی ما ‌این بود که از غیر از سهام‌دارها بتوانیم سرمایه و درآمد کسب کنیم. الان موفقیم چون فقط ۵۰ درصد از نقدینگی و سرمایه‌ی ما متعلق سهام‌دارهاست و ۵۰ درصد باقیمانده از بازار آزاد و مستقل به دست آمده و اگر یک زمانی خدای ناکرده ما سهام‌دارهای خودمان را از دست بدهیم؛ آنقدری نقدینگی داریم که بتوانیم سر پا بمانیم. خبر خوب‌این است که ما توانستیم خوب عمل کنیم. به طوری که در آخرین جلسه مجمع اعلام شد نقدینگی دارد به دو هزار میلیارد می‌رسد و زیان ۴۵ میلیاردی دارد به بالای ۵۰ میلیارد سود می‌رسد. اتفاق خوبی که تحت‌تاثیر فعالیت درست تمام بخش‌های بیمه معلم است. از هیئت مدیره گرفته تا تمام همکارها در بخش‌های فروش. خیلی همدلی خوبی در بدنه‌ی بیمه معلم شکل گرفته است. یک بخشی از ‌این تغییرات خواه ناخواه تحت‌تاثیر برندینگ نام بیمه معلم اتفاق افتاد.

ما سه سال اول را در بحث برندینگ رفتیم جلو و در سال چهارم وارد مبحث بازاریابی شدیم با‌این تمرکز که ما می‌خواهیم به بازارهایی خارج از دایره‌ی سهام‌داران خود وارد شویم. بنابراین تصمیم گرفتیم بازارها را اولویت‌بندی کنیم. قطعا عقل سلیم به ما می‌گفت ما حتی در بازارهای مستقل هم بپردازیم به بازارهای مستقل سهام‌دارهای بیمه معلم. یعنی‌اینکه گاهی وزارت‌خانه یک سری بیمه‌های دستوری مثل دانش‌آموزی یا حوادث دارد. یک سری سرمایه‌گذاری‌ها هم مستقیم از طریق وزارت‌خانه نیست و آموزش و پرورش تصمیم‌گیرنده‌ی آن نیست اما تسهیل‌کننده‌ی آن است. برای مثال ما حدود ۱۴ میلیون دانش‌آموز داریم یا یک میلیون و نیم کارکنان فرهنگی که خانواده‌های آنها هم هستند. یعنی ما به صورت مستقیم و غیرمستقیم حدود ۴۰ میلیون نفر مخاطب درگیر داریم که خود ما بهتر از بیمه‌های دیگر می‌توانیم به‌این بازار وارد شویم. بنابراین تصمیم گرفتیم در حوزه بازاریابی طرحی را برای استفاده از‌این بازارها تدوین کنیم.

ما حدود دو سال پیش طرحی را عنوان کردیم که زندگی سپر بلا می‌خواهد؛ ما سپر بلای شما می‌شویم. به‌این طرح انتقاداتی وارد شد. مبنی بر‌اینکه سپر بلا بودن با ماهیت بیمه که بعد از رخداد برای جبران ورود پیدا می‌کند در تضاد است. استدلال ما در جواب‌این بود که حداقل ما می‌توانیم میزان ضربه و اثرگذاری بلا را کم کنیم. بعد ما تصمیم گرفتیم حرف و نظرمان را بیش از پیش عملیاتی کنیم. یعنی‌اینکه تصمیم گرفتیم برای مشتری‌های سطح اولمان یعنی وزارت آموزش و پرورش، دانش‌آموزان، فرهنگیان و خانواده‌های آنها کار بیشتری در راستای سپر بلا بودن انجام دهیم. نتیجه‌ی آن طرح بیمه‌ی «اکسیر زندگی» بود. طرحی که بیشتر بر‌اینده‌ی دانش‌آموزان تمرکز دارد. در زمینه‌ی عمر و سرمایه‌گذاری که به صورت خاصی برای دانش‌آموزان درآمده است. ولی ارائه‌ی مستقیم آن به دانش‌آموزان و خانواده‌های آنها را جذاب و اثرگذار نمی‌دانستیم. در نتیجه فکر کردیم با توجه به مسئولیت اجتماعی که بیمه معلم برای خودش متصور است؛ کاری برای جامعه‌ی دانش‌آموزی انجام بدهیم که در راستای طرح سپر بلا هم باشد. 

مجتبی محمدیان: این تیم فکری شامل چه بخش هایی می شد؟

ما یعنی بیمه معلم و وزارت آموزش و پرورش و آژانس تبلیغاتی بادکوبه. ما با هم مشورت بسیار کردیم. در نهایت به یک جمع‌بندی رسیدیم. ما در حال ارائه‌ی پوششی به نام بیمه حوادث دانش‌آموزی هستیم. در ‌این پوشش اگر دانش‌آموز در مدرسه دچار حادثه‌ای بشود ما خسارت او را جبران می‌کنیم. به گفته‌ی وزارت‌خانه عمده‌ی حوادث دانش‌آموزی در طی زنگ ورزش رخ می‌دهد. پس تصمیم گرفتیم با یک تیر چند نشان بزنیم. کاری کنیم که خسارت‌های خودمان کمتر شود و مجبور به پرداخت کمتری باشیم؛ به وظایف خودمان در مورد مسئولیت اجتماعی رسیدگی کنیم، ناممان را در مدارس پررنگ کنیم و کاری کنیم که وقوع حوادث در طول ورزش در مدرسه کمتر شود.

نتیجه‌ی همه‌ی‌این حرف‌ها تصویب طرح تجهیز زمین بازی مدارس دخترانه و پسرانه به گرانول و چمن مصنوعی بود. ما یک تیم بزرگ و متخصص بازاریابی در سطح کشور تشکیل دادیم که با راهبری آژانس بادکوبه در حال اجرای طرح است. ما حدود ۱۷۰۰ نماینده‌ی فعال داریم. یک آزمون مجازی در بحث طرح اکسیر جوانی بین نمایندگان خودمان برگزار کردیم. حدود ۴۰۰ نفر در‌این آزمون قبول شدند. از‌این افراد مجددن آزمون‌های دیگری گرفته می‌شود که در نهایت ما ۱۰۰ نماینده‌ی زبده برای ورود به بازار فروش‌این طرح در مدارس داشته باشیم.

مجتبی محمدیان: ارائه‌ی‌این طرح به چه صورت خواهد بود؟ به نظرم در مورد جزییات کمی صحبت کنیم که بحث کمی روشن تر شود.

طی هماهنگی‌هایی که از طریق دوستان ما در بادکوبه با مدارس صورت گرفته؛ ما روزی را مشخص می‌کنیم برای دعوت والدین به مدارس برای افتتاحیه‌ی زمین گرانول و چمن مصنوعی. در‌این مراسم ما ‌این پیام را به والدین می‌رسانیم که به اصطلاح ما برادری خودمان را ثابت کرده‌ایم و بچه‌ها آنقدر برای ما با ارزش هستند که برای آنها هزینه می‌کنیم تا کمتر آسیب ببینند. حالا اگر‌اینده ‌این بچه‌ها برای شما هم مهم است شما هم بیایید‌ این طرح بیمه را خریداری کنید از هر شرکت بیمه‌ای که مدنظر خودتان است. در ‌این روز تیم فروش ما هم حضور دارند و چون معمولا حس خوبی در والدین به وجود می‌آید منجر به فروش می‌شود.

با‌این طرح ما هم توانستیم در سطح جامعه برای برندینگ خودمان قدم‌های خوبی برداریم و هم در بحث فروش برای ما اتفاقات خوبی رقم خورد. ما در زمینه‌ی مسئولیت اجتماعی و تعداد مدارسی که می‌خواهیم درگیر ‌این طرح کنیم هم به سراغ مردم رفتیم که آنها به ما بگویند در ‌این طرح چند مدرسه را تجهیز کنیم. به همین منظور یک لندینگ پیج به کمک دوستان در بادکوبه طراحی کردیم که مردم بیایند و در آن حمایت خودشان از بیمه معلم برای اجرای‌این طرح را اعلام کنند.‌این حمایت رایگان است و در ازای هر ۲۰۰ نفر حمایت بیمه معلم یک مدرسه‌ی بیشتر را تجهیز می‌کند. نام ‌این ۲۰۰ نفر هم بر یک پلاک نوشته می‌شود و ‌این پلاک در کنار زمین تجهیز شده نصب می‌شود. تا به حال بیش از ۶ هزار نفر از‌این طرح حمایت کردند که باعث شده ۳۱ مدرسه از‌این طریق تجهیز شوند. ما انتظار مشارکت بیشتر را داریم و از آن حمایت و استقبال می‌کنیم. به خاطر جلب حمایت مردم هم بود که تصمیم گرفتیم از چند چهره کمک بگیریم.

مجتبی محمدیان: قبل از ‌اینکه بحث چهره‌ها را داشته باشیم اجازه بدهید من بخش اول را جمع کنم. سوال من در ابتدا خیلی باز و گسترده بود و جواب شما بسیار جامع و البته باعث به وجود آمدن سوال‌های جدیدی شد. شما با طرح سپر بلا کمی مخاطب را دچار تناقض کردید. بیمه به عنوان جبران‌کننده فعالیت می‌کند اما در جهان مرسوم است که شرکت‌های بیمه از ویژگی‌های پیشگیری بهره می‌برند. شما امسال‌این طرح سپر بلا را به گونه‌ی دیگری به چالش کشاندید. ‌اینکه اگر بیمه می‌خواهد سپر بلا باشد باید از خیلی زودتر وارد ماجرا بشود و قدم‌های موثر بردارد. شما برای‌این کار به یک پروژه‌ی مسئولیت اجتماعی عمل‌گرا پرداختید که فضای مهمی یعنی مدارس و دانش‌آموزان را در بر می‌گیرد. کاری که صنعت تبلیغات بیمه‌ی ما در ۲۰ سال گذشته دارد انجام می‌دهد. جذابیت‌این پروژه برای من در وجه عمل‌گرای آن بوداین کمپین با ‌اینکه بیلبورد و آگهی تلویزیونی و دیجیتال دارد اما بخش مهمی از آن فعالیت‌هایی است که در مدارس انجام می‌دهید و با مشارکت دانش‌آموزان رخ می‌دهند.

کاوه قاضی: ما برای تجهیز زمین خساست به خرج ندادیم و به سراغ شرکت‌های پیمانکار درست رفتیم که کار انجام شده با کیفیت و با ضمانت باشد. انتخاب‌این پیمانکارها به کمک بادکوبه صورت گرفت. ما حتی به بهانه‌ی تجهیز زمین‌های بیشتر هم به دنبال کار بی کیفیت نرفتیم. ما با ‌این اعتقاد کار کردیم یا کاری نباید انجام بشود یا به بهترین شکل به آن بپردازیم. ما در روز افتتاح چمن که با دعوت از والدین همراه است؛ دانش‌آموزان را درگیر ماجرا می‌کنیم و برای آنها مراسم تفریحی و سرگرم‌کننده برگزار می‌کنیم. از طرفی ما برای جلب نظر بچه‌ها حدود سه سالی هست که به سراغ بازی‌های موبایلی رفته‌ایم. کاری که دیگر شرکت‌های بیمه در‌ایران انجام نمی‌دهند.

بازی زنگ زندگی را برای بچه‌ها طراحی کردیم. ابتدای امر خیلی استقبال نداشت ولی آن را در مدارس به صورت مستقیم معرفی کردیم که منجر به ۲۰ هزار دانلود شد. بعد از آن کارخانه رویایی با آموزش مفهوم بیمه البته به صورت خیلی غیرمستقیم ساخته شد که یک بازی مدیریتی و استراتژیک بود. به طوری که دانش‌آموز می‌توانست خودش را در نقش مدیر یک کارخانه ببیند که اگر از بیمه استفاده کند می‌تواند شرایط بهتری را تجربه کند.‌این بازی در انجمن جشنواره بازی‌های دیجیتال به عنوان بهترین بازی شناخته شد و از وزیر لوح دریافت کرد و در آن زمان حدود ۱۵۰ هزار دانلود داشت.

امسال هم بازی جدیدمان را طراحی کردیم که مرتبط با همین کمپین ماست و می‌خواهیم در روز رویداد به بچه‌ها آن را ارائه دهیم که هم برای آنها همزمان یک رویداد سرگرم‌کننده باشد.

مجتبی محمدیان: والدین موضع نمی‌گیرند و فکر نمی‌کنند چیزی دارد به آنها تحمیل می‌شود؟ ساختار طرح به گونه ای است که آدم احساس می کند والدین احساس می کنند که ماهیت صرفا تجاری دارد و ممکن است مدرسه می خواهد مثل همیشه پول بگید.

کاوه قاضی: به هیچ وجه چیزی تحمیل نمی‌شود. ما در مورد بیمه‌ی دانش‌آموزان و بچه‌ها صحبت می‌کنیم و اطلاع‌رسانی داریم اما نمی‌گوییم به سراغ کدام بیمه بروید و الزامی برای همکاری با بیمه‌ی معلم نیست. اما عموما والدین با توجه به فعالیت‌های بیمه‌ی معلم به سراغ ما می‌آیند. ما واکنش بدی از والدین ندیدیم. برداشتشان بیشتر حرکتی در راستای مسئولیت اجتماعی بوده تا حرکتی در مبحث فروش.

ما در مورد مزیت‌های بیمه‌ی عمر و سرمایه‌گذاری هم با والدین صحبت می‌کنیم.

مجتبی محمدیان: برویم سراغ سلبریتیها، دوست دارم به نکته‌ای اشاره کنم. جز معدود همکاری‌هایی بود که چند سلبریتی در پروژه حضور دارند، اما سلبریتی جلوتر از پیام کمپین قرار نگرفته است. در بسیاری از مواقع در تبلیغات در سطح جهانی هم‌این مشکل دیده میشود که برند بعد از سلبریتی قرار می‌گیرد. برند به واسطه معروف بودن چهره به دنبال انتقال پیام و ‌ایجاد باورپذیری نزد مخاطب است که البته بد هم نیست. ولی در کمپین بیمه معلم به دلیل تنوع سلبریتی استفاده شده و تنوع موضوع، سلبریتی‌ها شانه به شانه کمپین حرکت می‌کنند، همین موضوع میتواند یک چالش باشد که اساسا ‌این سلبریتی‌ها براساس چه معیار و ملاک‌هایی انتخاب شده اند؟

کاوه قاضی: طبیعتا در بحث استقلالی و پرسپولیسی بودن آن شکی وجود ندارد که یکی از ملاک‌ها بوده است. بیمه معلم شاید قبلا یکی از منتقدین استفاده از سلبریتی‎ها بوده. اینکه واقعا حضور سلبریتی شاید در جاهایی به برند آسیب هم وارد می‌کند. ‌اینکه در ‌این کمپین سلبریتی در کجای کمپین و چطور قرار بگیرد همیشه مورد بحث ما با آژانس مشاور ما «بادکوبه» بوده است.

اینکه طوری باید ‌این تعادل برقرار شود که حمایت سلبریتی‌ها را برای برند داشته باشیم و‌این وضعیت برعکس نباشد، طوری که بیمه معلم به سلبریتی‌ها اعتبار نداده بلکه‌ این سلبریتی‌ها باشند که به برند و کمپین اعتبار ببخشند. با توجه به نوع کمپین که مسئولیت اجتماعی و با ماهیت ورزشی بود، قاعدتا باید از سلبریتی‌های ورزشی استفاده می‌شد که توانایی انتقال پیام را داشته باشد. همچنین سعی شد در انتخاب چهره محدود به رنگ خاصی یا جنسیت نباشیم و در نهایت‌ این اشخاص باید سفیر برند در کمپین می‌بودند.

در انتخاب چهره‌هایی مثل آقای رحمتی ‌این نکته در نظر گرفته شده که خود ‌ایشان ۲ پسر بچه دانش‌آموز دارند و تجربه آسیب ‌دیدگی در مدارس هم داشتند. همچنین باید جامعه زنان و دختران نیز در ‌این کمپین دیده می‌شد، به همین دلیل یکی از شخصیت‌های کمپین از بین چند کاندید، در نهایت خانم طوسی انتخاب شدند.

 

مجتبی محمدیان: در بحث بیمه، به دلیل‌اینکه شرکت‌های بیمه ساختارهای بزرگ و عظیمی دارند و کسب رضایت نمایندگان فروش در سراسر کشور به عنوان خط مقدم فروش چالش بزرگی محسوب می‌شود. معمولا هر فعالیت بازاریابی که انجام می‌شود با هدف تقویت ابزار فروش ‌این نمایندگان است. حال سوال ‌این است که‌ آیا نمایندگان شما با کمپین همراه شدند؟ و اساسا بازخورد آنها چطور بوده است.

کاوه قاضی: در‌این کمپین تمامی نمایندگان درگیر پروژه بوده‌اند، چرا که در نهایت بیمه توسط آنها به فروش می‌رسد. در مرحله نخست با استفاده از جزوه‌های آمورشی سعی شد آگاهی نمایندگان نسبت به‌ این طرح بیمه ‌ایجاد شود. در مرحله بعدی از نمایندگان داوطلب برای مشارکت در‌ این کمپین ثبت‌نام کردند و دو نوبت آزمون گرفته شد. همانطور که قبلا هم گفتم از بین ۱۷۰۰ نماینده ۴۰۰ الی ۵۰۰ نماینده انتخاب شدند تا در‌این طرح همکاری کنند تا پیام کمپین توسط آنها منتقل شود. در نهایت ‌این نمایندگان برای شرکت در همایش آموزشی که توسط «بادکوبه» برنامه‌ریزی و اجرا شد دعوت شدند.

معین کلوشانی: ما معتقدیم ‌این یک کمپین ارتباطی است نه تبلیغاتی. برای ما مهم بود که بدنه بیمه معلم با ‌این کمپین هم‌راستا باشند. برای همین حتی قبل از شروع کمپین از نمایندگان دعوت شد تا چالش‌های خودشان را مطرح کنند و راهکار‌هایی حتی مطرح شد که در بخش اجرا بسیار موثر بود. حتی کنداکتور روز اجرای مدارس هم با مشورت نمایندگان بسته شده است. به دلیل ضریب نفوذ پایین بیمه عمر و سرمایه‌گذاری در کشور و عدم آشنایی خانواده‌ها با ‌این نوع بیمه‌ها، مهم بود تا نمایندگان در طول کمپین بازخورد اجرا را در اختیار تیم اجرایی قرار دهند.

 

مجتبی محمدیان: ما با پروژه‌ای رو‌به‌رو هستیم که در سطح کشوری قرار است اجرا شود. تقسیم‌بندی منابع در‌ این پروژه به چه صورت بوده؟ در مرکز و شهرستان به چه شکلی ‌این توان تقسیم شده؟ آیا ‌این پروژه هم با نام سراسری ولی در نهایت در پایتخت اجرا می‌شود؟

کاوه قاضی: در حال حاضر بر اساس درخواست‌های مردمی بیمه معلم متعهد است ۳۱ مدرسه را تجهیز کند اما هدف ما تعداد بیشتری است. در هر استان سه شهرستان از ‌این طرح بهره‌مند خواهند شد. امیدواریم ‌این حرکت پایانی نداشته باشد و  تلاش ما ادامه‌دار باشد.

معین کلوشانی: بیمه معلم در راستای مسئولیت اجتماعی خود به جز تجهیز مدارس به زمین چمن و گرانول، سطح دیگری از این طرح را برای مدارس محروم برنامه‌ریزی و اجرا کرد. در‌ این طرح ۲۰ مدرسه محروم چند استان از جمله یاسوج و ‌ایلام به وسایل سرمایشی و گرمایشی تجهیز شدند.

کاوه قاضی: در‌این پروژه صرفا هدف ما مسئولیت اجتماعی بوده است. در بسیاری از استان‌ها بر اساس سلسله نیازهای مازلو هنوز مدارس ما نیازهای اولیه‌ی سرمایشی و گرمایشی ندارند.

معین کلوشانی: فرض بر ‌این است که هزینه زیادی برای اکران تبلیغات محیطی شده. اما بیمه معلم سعی کرد با ‌ایجاد دغدغه برای سلبریتی‌ها، حمایت آنها را جلب کند. بدین ترتیب هزینه‌ی ناچیزی در نهایت پرداخت شد.

 

مجتبی محمدیان: می‌شود گفت ‌این دومین پروژه تبلیغاتی گسترده‌ای است که از حضور خانم‌های ورزشکار استفاده می‌شود. استفاده از جامعه ورزشکار خانم در‌این کمپین‌ها یک نوع حمایت از‌این جامعه ورزشی است.

معین کلوشانی: در مورد توسعه طرح، طی همکاری با وزارت آموزش و پرورش طرح‌هایی برای بیمه مسئولیت معلمین ورزش در حال تدوین است. معلمین ورزش شاید اولین قشری باشند که درگیر مسئله آسیب دانش آموزان در زنگ‌های ورزش هستند. بیمه معلم راهکاری برای جبران حق مسئولیت معلمین ورزش، به عنوان بیمه مسئولیت در نظر گرفته است، این طرح در مراحل نهایی و تصویب است. بعد از اجرای ۲۵ درصد از پروژه حجم درخواست زیادی از نمایندگان فروش‌ایجاد شد که ‌این به دلیل یکپارچه بودن کمپین بود و به عنوان دست‌آورد پروژه است. آژانس بادکوبه سعی دارد تا با رسانه مدرسه که در اختیار دارد با ‌ایده‌های ‌اینچنینی به تجهیز و فرهنگ‌سازی در مدارس کمک کند.

علی نیکومرام: در تبلیغات معمول شرکت‌های بیمه، عمدا مخاطب تاثیری نمی‌پذیرد. در ادامه‌ی مبحث عملگرا بودن‌ این کمپین، ما در بسیاری از مواقع تاثیر‌ این پروژه را زودتر از موعد دیدیم. دانش‌آموزان بسیاری از مدارس پس از تجهیز مدارس علاقمند به ورزش شدند و انگیزه ی جدیدی برای آنها ایجاد شد، همچنین پس از ورود بیمه معلم در مدارس با انجام بازی جذاب و علمی معرفی رشته‌های بیمه باعث شد تا دانش‌آموزان با فرهنگ بیمه آشنا شوند.

کاوه قاضی: در بحث مسئولیت اجتماعی اکثر شرکت‌ها بودجه‌ای را به آن تخصیص می‌دهند. در بسیاری از موارد پروژه‌هایی صرفا جهت رفع تکلیف انجام می‌‌شود. در مورد بیمه معلم، ما بر خانواده خودمان یعنی دانش‌آموزان، والدین و فرهنگیان تمرکز کرده‌ایم و سعی شد مسئولیت اجتماعی بر اساس هویت سازمانی بیمه معلم تعریف شود. ضریب نفوذ بیمه در ‌ایران در مقایسه با حتی کشورهایی با سطح پایین‌تر هم بسیار پایین است و بنا به دلایلی هنوز در کشور ما استفاده از بیمه عمر و سرمایه‌گذاری مرسوم نشده. ما بر آن شدیم تا با فرهنگ‌سازی بیمه در مدارس ‌این ضریب نفوذ را بالاتر ببریم.

معین کلوشانی: در آخر باید به این نکته اشاره کنیم که حضور مدیرانی در بدنه مشتریان که توانایی اجرای فعالیت‌های جامع ارتباطی ‌اینچنینی را داشته باشند امری حیاتی است.

 

مجتبی محمدیان: ما از نسلی هستیم که وقتی دانش آموز بودیم از کارخانه مینو بازدید کردیم و برای ما در آن زمان بسیار جذاب و متنوع بود و هنوز در ذهن ما خاطرات آن بازدید وجود دارد و به نظرم چه سرمایه‌ایی از‌ این می‌تواند برای یک برند بزرگتر باشد. با فعالیت‌های الان بیمه معلم شاید تا ۳۰ سال آینده بیمه معلم در ذهن بچه‌ها وجود داشته باشد. در زمانی که بازار برای برندها اشباع می‌شود، بهترین سرمایه‌گذاری بر روی نسل آینده خواهد بود. بچه‌های امروز بچه‌هایی خواهند بود که خاطرات کمی خواهند داشت. برای جامعه‌ای که بیمه معلم آن را هدف قرار داده می‌شود گفت که خاطره‌ی خوبی شکل گرفته که تا سالیان بعد در ذهن آنها خواهد ماند و در انتخاب‌های آینده آنها تاثیر خواهد داشت. در انتها از شما تشکر می‌کنیم خرسندم از اینکه ابعاد مختلف ‌این پروژه به گوش علاقه‌مندان رسید.

 کاوه قاضی: من هم تشکر می کنم از این که این فرصت فراهم شد تا درباره این کمپین گفتگو شد برای شما آرزوی موفقیت دارم.

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *