تبلیغ بازها این بار باز هم با Stella // برای این نوشیدنی می توان رنج فراوان کشید

تبلیغ بازها این بار باز هم با Stella // برای این نوشیدنی می توان رنج فراوان کشید

بخش تبلیغ بازهای این نوبت رو باز هم اختصاص دادم به برند  Stella Artois. این برند همان طور که در سری های گذشته دیدید  اساسا در کلیه تبلیغات خود از تم سینمایی و داستانی استفاده می کند و با ترسیم این فضا، توانسته تصویری متفاوت از خود ایجاد کند. دیدن برخی از تبلیغات این برندخستگی را از تنبه در می کند. یادمان باشد ما در بخش تبلیغ بازها فقط به دنبال تبلیغات جذاب هستیم. ببینیم و لذت ببریم.

.


.


21 thoughts on “تبلیغ بازها این بار باز هم با Stella // برای این نوشیدنی می توان رنج فراوان کشید”

  1. آقای محمدیان سلام
    چشمها را باید شُست جور دیگر باید دید.

    1- درست اولین صحنه تبلیغات رو اصلا خوشم نیومد. اگر کارگردان این تیزر رو برای شرکت من ساخته بود، حتما می زدمش.
    2- روی کشتی زندانیان بدون هیچ گونه زنجیر یا دستبندی نشسته و دارند غذا می خوردند و این درحالیست که در صحنه دیگری در داخل کشتی از پایشان با زنجیر بسته شده اند.
    3- سربازی که در بین زندانیان نشسته و می خواهد نوشابه را بخورد اصلاً اسلحه ای ندارد.
    4- در صحنه تیزر زندانیان شورش کرده اند بدون اینکه اصلاً زنجیری بدست یا پاهایشان داشته باشند و اگر بخواهند ادامه دهند حتما موفق خواهند شد، زیرا که تعدادشان بیشتر از سربازان هستش.
    5- هنگامی که سرباز نوشابه را ول می کند نوشابه با اون سرعتی که می آید و به لیوان تقریبا پر برخورد می کند، فقط یک کمی اون لیوان را حرکت می دهد و این مورد کاملا اشتباه است زیرا نوشابه پر به راحتی می تواند اجسام بزرگتر از لیوان را هم جلو رانده و پایین بیندازد.
    6- وقتی نوشابه را اون مرد برمی دارد در پشت صحنه اتفاق جالب دارد رخ می دهد و اون اینکه انگار دو نفر در شهر دارند با هم دعوا می کنند و کارگردان غافل از این هستش که اونجا زندانیان هستند و سربازان در داخل کشتی و بدون هیچگونه زنجیر و دست بند.
    7- جالب اینجاست که سربازان با آب فشار قوی در داخل کشتی، زندانیان رو می شورند. این فیلم مربوط به کام دهه هستش؟ در اون زمان چنین چیزی اصلا وجود نداشت. حتی بعد از زندانی کردن اون مرد در داخل کشتی، درب اونجا از ورق شیروانی بود یعنی زمان خیلی قدیم هاست و حتی فیلم هم سیاه و سفید هستش.
    8- دآرن زندانیان رو می شورند. مرد لباسهاش تنش هستش و این اصلا امکان پذیر نیستش زیرا که سربازان حتما قبل از وارد شدن زندانیان به حمامهای اون مدلی، به اونها این مورد رو میگن. خصوصا که در اون قسمت در دستش اون پتو را هم داره.
    9- اون مرد چاق میاد تا نوشابه رو از اون مرد بگیره و حالا هستش پاهاشان با زنجیر بسته شده. خوب چرا دستهایشان که مهمتر از پاهایشان هستش، بسته نشده اند؟
    10- زندانی بشقاب رو به طرف آشپز می بره و آشپز غذا داغ رو روی دستش می ریزه. خوب غذا آبکی هستش و حتی اون مرد هم با ریخته شدن غذای گرم رو دستش اصلا هیچ صدایی در نمی یاره و انگار دستش نمی سوزه. بخار غذا کاملا مشخص بود.
    11- باز هم در آخر شورش میکنند بدون اینکه اصلاً زنجیری به پا یا دست داشته باشند.

  2. مورد دیگر یادم رفته بود.
    12- در داخل کشتی که همه زندانیان را با زنچیر از پایشان بسته اند و هم پاهایشان را پایین انداخته اند، زیرا که زنچیر نمی گذارد تا آنها پاهایشان را بالا بیاورند.
    حالا اون زندانی پایش را بالا آورده و روی پای دیگرش قرار داده اون هم با زنجیر بسته شده از پا ( انگار که خونه خاله هستش).

    1. دردود بر تیزبینی ریز بینی و اعتماد به نفس شما
      اعتماد به نفس را گفتم چون اعتقاد دارم ما کمتر جرات و جسارت نقد اثار خارجی را داریم و انها را مصون از هرگونه خطایی می دانیم
      امیدوارم این روحیه در شما حفظ و در دیگر دوستان نیز تقوی شود

      1. چیزی که برام جالبه اینه که در نتیجه ی این بحث ها و آشنایی با نگاه ها و ذهنیت های مختلف، به شناخت عمیق تری می رسیم. مهم نیست چه کسی درست می گه، مهم اینه که چند لحظه هم که شده از زاویه دید یه نفر دیگه که نماینده ی چندین نفر تو جامعه هست ماجرا رو ببینیم، هرکدوم از ما عناصری رو می بینه که شاید بقیه نبینن.

        یه موضوع دیگه هم این که گاهی معلومات ما از فرهنگ جامعه ای که کار در آن ساخته شده کم هست. بنابراین ما فقط و فقط درباره ی خود اثر واکنش نشون می دیم، بدون این که از محیط و شرایط دیگه اطلاعی داشته باشیم.

        مورد بعد که به نظرم خیلی طبیعیه این هست که ما همیشه آن چیزهایی رو که از جاهای دورتری میان بیشتر دوست داریم و تحسینشون می کنیم، چون برامون جدیدتر و عجیب غریب تر و جالب ترن. مثلا من نمونه این تیزرهای استلا رو حداقل در بین تیزرهای ایرانی ندیده بودم، نداشتیم یه همچین ایده و فرم و روایتی رو، به همین خاطر برام جالبن و فکر می کنم که یه تیم تیزهوش ما رو از یه فضای کاملا جدی، خشن، بی رحم، و بی روح که هر احساساتی رو پس می زنه ( واکنش سرباز دربرابر اون خانم رو نگاه کنید) به یک فضای متفاوت که در اون احساسات هست و می شه حتی به یک نوشیدنی دل بست می برن.

  3. سلام
    محیط تیزرانتظار مخاطب رو میبره بالا، حداقل از سناریو، اینکه فضای جنگ جهانی داره و یه بازیگر مشهور توش بازی میکنه و ظاهرا کلی خرج شده برای تیزر اما سناریو اصلی کلیشه ایه. برای خیلی از محصولات خوراکی دیگه هم قبلا یه همچین سناریو هایی ساخته شده، البته ساخت تیزر بد نیست ولی چیزی که آخر تیزر آدمو آزار میده اینه که آخرش آدم به خودش میگه همین؟!؟!؟ این همه صغری کبری یکم زیادی بود فکر میکنم...
    اما در کل تیزر سرگرم کننده ای بود و این برای یه تیزر طولانی خوبه، چون فکر میکنم سر تیزرهای طولانی مخاطب باید انرژی مصرف کنه مستقیما و درگیری بیشتری داره با تیزر و این تبلیغ قابلیت این رو داره که یه مخاطب ساده (نه حرفه ای و یا آگاه در زمینه تبلیغات) رو حداقل دو یا سه بار سرگرم کنه و این یه برد به حساب میاد

    1. سلام

      تو ذهن ما پررنگه پررنگید. این یادداشت هم گلایه س و هم دلتنگی.

      اول از همه، آقای داورنیا کم پیدایین، شما اصلا نیستین چرا؟ من هنوز اون سناریوهای شما که درباره ی سیگار نوشته بودین تو ذهنم هست، کلی هم دربارشون صحبت کردیم. ای کاش بازم فرصت کنید بنویسید. موفق باشید.

      آقای دکتر مهرزاد از شما هم اصلا خبری نیست. کلی مطلب و خاطره ی خوب از شما در ذهنم مونده، دلمون براتون تنگ شده، الان چند وقته بوتان اون تبلیغ شو پخش می کنه و من هربار یاد نوشته ی با مزه ی شما می افتم. اینجا سر بزنید لطفا، منتظریم.

      جناب آقای نوریان، افتخار بدین به سایت کافه بازاریابی تشریف بیارید، چرا سایت خودتون خیلی وقته دیگه به روز نمی شه؟، از بین نظراتتون تو این سایت من یادم هست وقتی در مورد کرم حلزونی صحبت می کردیم، شما بودید که نیمه ی مثبت اون تیزر رو دیدید و بحث توزیع و اس ام اس و... را مطرح کردید. هرجا هستید سلامت و موفق باشید.

      آقای امیر خدادادبرمی از وقتی نقل مکان کردیم اینجا، شما هم دیگه نیستید، من مطلب ماکت های تبلیغاتی رو از شما یادم هست، هربار که تو مسیرم سازه حجمی تک ماکارون و ... رو می بینم یاد شما و یادداشتتون می افتم.

      آقای لسانی شما هم که تا بحث سینمایی نشه وارد نمی شید، از جشنواره چه خبر؟ استعدادهای جدیدی دیدید؟ من شنیدم نوید محمدزاده یکی از استعدادها و شگفتی های امسال بوده، بگذریم...

      آقای مولائی، جناب پنهان پژوه، و بعضی از دوستان هم که تعداد غیبت هاشون خیلی زیاد شده. حس خوبیه که می بینم از تیم قبلی آقای حسینی هستن، خانم توانا، آقای عزیزی و چندتا از دوستان دیگه هم اینجان و خوشحالم که هر روز همراهان باسواد و تازه نفسی به این مجموعه اضافه می شن.

  4. آقای محمدیان سلام
    من از شما ممنونم.
    ممنونم از شما به خاطر تیم موفق تان.
    ممنونم از شما به خاطر نفس گرم تان.
    ممنونم از شما به خاطر ابراز لطف تان.
    ممنونم از شما به خاطر ارادت های تان.
    ممنونم از شما به خاطر تشویق های تان.
    ممنونم از شما به خاطر موافقت های تان.
    ممنونم از شما به خاطر روحیه عالی تان.
    ممنونم از شما به خاطر نکته سنجی های تان.
    ممنونم از شما به خاطر نوآوری و خلاقیت تان.
    ممنونم از شما به خاطر نوشته های بی نظیرتان.
    ممنونم از شما به خاطر خواندن نوشته های مان.
    ممنونم از شما به خاطر همه زحمات شبانه روزی تان.
    ممنونم از شما به خاطر معرفی کتابهای مفید و خوب تان
    ممنونم از شما به خاطر ایجاد محلی برای ابراز وجود کردن مان.
    ممنونم از شما به خاطر ایجاد محلی برای افزایش اعتماد بنفس مان.
    ممنونم از شما.

    1. سلام.
      واقعا جای تشویق داره واسه این همه تیزبینی شما آقای احمدی که من همیشه به اون اشاره کردم و غبطه خوردم و واقعا هنگام خوندن نظراتتون احسنت گفتم. ممنون.
      فکر کنم در نقد تیزهوشانه که من همیشه اون رو در مطالب آقای محمدیان میخوندم و واقعا واسم آموزنده بود و قابل احترام از این پس باید واسه نقدهای شما هم به عنوان یه طرفدار این سبک نقد احترام قائل باشم.
      حین دیدن این تیزر هم اول کمی واسم عجیب بود که به عنوان تیزر بخش تبلیغ بازها انتخاب شده بود ولی با خوندن نقدها دیدم که فکر میکنم واسه بیشتر دوستان این تیزر کمی شلوغ و مبهم در نتیجه و شاید بیشتر هزینه ی زیاد تا تیزر تاثیر گذار تداعی شده ولی باز ممنون از استاد محمدیان و این بخش دوست داشتنی.

  5. با سلام
    لذت بردم از دیدن تیزر
    به نظرم جناب احمدی فقط با نگاه نقد تیزر رو دیدن، اون کشتی و شخصیت ها فانتزی هستند و در دنیای فانتزی لازمه که یه سری محدودیت ها رو نادیده گرفت، نمیشه فیلم آلیس در سرزمین عجایب رو دید و گفت مگه میشه یه دختر با خوردن یه عصاره کوچک بشه؟ مگه انسان میتونه با حیوان صحبت کنه؟
    اگر نویسنده هم موقع نوشتن داستان از این محدودیت ها دل نمی کند، نمیتونست داستان به این زیبایی رو بنویسه و میلیون ها نفر از دیدنش لذت ببرند.
    روی صحبتم با جناب احمدی بزرگواره، این تیزر با زبان طنز میخواست با ارزش بودن آبجوی Stella Artois رو نشون بده، ریختن غذای داغ روی دست، زنجیر، حمام، نحوه خوابیدن و .... همه به مایع طنز اضافه می کرد. اصل داستان Stella Artois بود. تیزر برای این نبود که نشون بده چطور زندانیان رو حمام می کنند یا وقتی زندانی هستیم در یک کشتی، چگونه با طراحی یک شورش از آن بگریزیم.

    با پاراگراف آخر دیدگاه جناب داورنیا موافقم.

      1. من در کمپ آقای حسینی هستم. سوال اساسی اینجاست که مخاطبان تبلیغ چقدر به ریزه کاری ها دقت می کنند و اگر متوجه اونها بشن چه واکنشی نشون خواهند داد؟ Stella Artois به دنبال فروش آبجوی خود است نه ساخت یک فیلم کوتاه منتقد پسند. تبلیغ اگر باعث ایجاد تصویر درست از محصول و برند شود و فروش را در بلند مدت افزایش دهد رسالت خود را انجام داده. مخاطب موقع دیدن تبلیغ حوصله و موشکافی آقای احمدی را ندارد. نمی گم خدای ناکرده مخاطب نفهم است، بلکه "درگیر" نیست. به علاوه قبول دارم تبلیغ فانتزی است و حتما از قصد این تناقضات آشکار در اون به چشم می خوره.

    1. آقای حسینی سلام
      کاملا درست می فرمایید و همه این موارد رو به خوبی در تبلیغات این آبجو "Stella Artois" کشور بلژیک به خوبی دیدم.
      خوب باید دید که این شرکت در چه رتبه ای هم رشته های خودش قرار داره و دیگر رقبای اون چه طور دارند تبلیغ می کنند.
      فروشش چطوری؟
      حالا تجسم کنید در کشور بلژیک هستید. همه مردم افتخار می کنند که در یک کشور اروپایی و بسیار غنی و خوبی از لحاظ همه چیز دارن زندگی میکنند به طور که این افتخاراتشون رو، حتی چندین هواپیمایی بوئینگ ترابری حمل کنه.
      حالا پای تلویزیون نشسته اید و دارید فیلمی را نگاه می کنید، که در این بین فیلم قطع شده و به تبلیغات می رود و اتفاقا این تیزر تبلیغاتی شروع می شود.
      ببخشید فردی با انداختن آب دهنش شروع میکنه به تبلیغات چه چیزی؟
      همه مان به خوبی می دانیم که در فرهنگ اونها این موضوع خیلی هم بده و حتی هم بسیار بد.
      خوب آیا نتیجه میده یا کلاً همه چیز رو خراب میکنه؟
      کارگردان باید همه فرهنگهای دنیا رو مد نظر قرار بده و تیزری رو درست کنه که به واقعیت نزدیک باشه.
      این جمله رو برای آقای عزیزی نوشته بودم و می خواهم که دوباره اون رو بنویسم.

      ” مردم آنچه که شما انجام می دهید را نمی پذیرند، بلکه اونها دلیلی که آن کار را انجام می دهید، می پذیرند.”

      حالا دلیل اینکه شرکت آبجو سازی بلژیکی این مورد تیزر درست میکند رو باید به مردم اطلاع رسانی کنه.
      با سپاس

  6. من هم مثل همه این تیزر رو دیدم. ولی نمیدونم چرا از ریختن آب دهن اول تیزر ناراحت نشدم، یا بدم نیومد. این درحالیه که اگر تو خیابون یکی این کار رو، مسلماً ناراحت میشم و اون رو فاقد ادب در نظر میگیرم.
    خیلی دوست دارم بدونم این تیزر رو بر اساس چه فیلمی ساختن، با فیلم هایی که من دیدم، فضای فیلم شباهت زیادی به فیلم پاپیون داره ولی اگر دوستان میدونند اسم فیلم چیه ممنون میشم که اطلاع رسانی کنند.
    بگذریم، آب دهنی که اون آقا ریخت، نشاندهنده نفرتش از زندانیان بود، شاید چون این برداشت رو دارم از این عملش ناراحت نشدم.
    کاملاً به این جمله حضرتعالی که فرمودید تیزر می بایستی به سلیقه عموم مردم مطابق باشه، موافقم لیکن متوجه جمله داخل گیومه نشدم. ممنون میشم بیشتر توضیح بدید.
    بیکران سپاس

    1. آخ آخ، آقای احمدی، آقای حسینی تو رو خدا بیش از این مطلبو بازش نکنید خواهش می کنم، اینا رو شما کی دیدید!

      من به این تیزر امتیاز 8 می دم، به تیزر قبلی شون 10. تیزر قبلی رو که دیدم واقعا شب خوابم نمی برد و همش به اون فکر می کردم. کلا تلفیق این فضای جنگی و داستانی رو با روایت این نوشیدنی می پسندم. چقدر آدم خوش فکر و مؤلفی بوده کسی که ایده ی این سری تبلیغات به ذهنش رسیده. چیزی که در مورد تیزرهاشون برام جالبه وحدت سبک شونه. شعارشون هم عالیه و تیزرها با شعار کاملا همخوانی داره.

      منم مثل آقای احمدی وقتی بطری شروع به غلتیدن کرد، گفتم الانه که لیوان بیفته ولی وقتی هم که نیفتاد حسم بد نشد، فقط منتظر بودم ببینم بالاخره چه فرصتی پیدا می کنه و می خواد در مقابل از دست دادن چه چیزی و تحمل چه مشقتی و به چه بهایی این نوشیدنی رو به دست بیاره. به نظرم واکنش های بازیگر و نحوه ی مراقبتش از استلا، این احساس رو منتقل می کنه که واقعا یه چیز با ارزش و گران قیمت در دست داری. لبخند رضایت و زیرکانه ی بازیگر وقتی راه حل رو پیدا کرد و حرکات ریز و تند او در طول تیزر فوق العاده بود.

  7. سلام
    بلژیک یک کشور اروپایی هستش و با وجود دسترسی به کل دنیا و بهترین شرکتهای تبلیغاتی، ایده های روز دنیا و بهترین ایده پردازان و
    کلی امکانات، تجهیزات و نداشتن ممنوعیت ها و محمدودیت های تبلیغاتی، و مهمتر اینکه با دیدن این همه تیزرهای تبلیغاتی، بروز و خوب، چرا شرکت آبجو سازی به این مدل تبلیغات روی آورده است؟
    حتما بودجه تبلیغاتی نداشته اند؟
    البته فکر نکنم چون یکی از چند محصول شرکت آنهویزر-بوش هستش و اون هم بزرگترین تولید کننده آبجو در جهان است که در حدود ۲۵٪ درصد از میزان فروش بازار جهانی آبجو را، در اختیار داره و دارای ۱۴ برند یا نشان تجاری است: بادوایزر، کورونا، استلا آرتویز، بکس براهما و ... (ویکی پدیا)
    ممکنه مدیر عامل، زنش، بچه هاش، پدرو مادر و یا شریکهایش، مرده و گشته فیلمهای سیاه و سفید، مربوط به جنگهای جهانی هستند؟
    یا یکی از اونها و یا یکی از فامیلهای دور و نزدیکش توی جنگ بوده و به اونها توهین شده؟ شاید هم کشته شده اند؟
    شاید هم برای این برندشان بودجشون تمام شده و یا شاید هم طبق قرعه به این برندشون این نوع تبلیغات افتاده؟
    شاید هم مثل کوکاکولا یک برندی رو خلق کرده اند و حالا می بینند که فروش نداره؟
    (البته یادمان نرود که ما در ایران هستیم و بدور از این نوع محصولات و خصوصا بدور از فرهنگ و زندگی اروپایی.)
    بنظرم در سایر کشورها، شرکتهای تبلیغاتی ضعیفی هم وجود دارند. نظر شما چیه؟
    از آقای محمدیان خواهشی دارم که تیزر تبلیغاتی از دیگر برندهای این شرکت رو به نمایش بگذارند، تا ببینیم و مقایسه کنیم.

    لطفا تیزر تبلیغاتی رو که در همین سایت و در فنجان دوم، آقای عزیزی زحمتش رو کشیده بودند رو دوباره ببینیم.
    و جمله آخر در نوشته ایشان یعنی: قواعد بازی را اینگونه تغییر می دهند.
    این تیزر تبلیغاتی نمی تونه قواعد بازی رو تغییر بده. زیرا که بروز نبوده و ایرادهای بسیاری تو اون دیده میشه.
    از همه مهمتر اینکه به واقعیت نزدیک نیست.
    یکبار دیگه.
    ” مردم آنچه که شما انجام می دهید را نمی پذیرند، بلکه اونها دلیلی که آن کار را انجام می دهید، می پذیرند.”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *