جمعه های کن// همگام با غرش شیرهای جشنواره // جشنواره خلاقیت کن/ خلاقیت نیروی محرکه کسب و کارها

در سایت رسمی جشنواره­ ی کن نوشته شده است: ما عقیده داریم خلاقیت نیروی محرکه برای کسب و کارها، تغییرات و رسیدن به هدف است. به همین دلیل است که برگزارکنندگان کمپین‌های خلاقانه در این جشنواره شرکت می‌کنند. ما الهام‌بخش خلاقیت‌های شجاعانه هستیم که مسیر و جریان ارتباطات را تغییر می‌دهند.

۲۰۱۵-۱۱-۲۷_۱۹-۲۹-۰۷

بحثی که در ابتدای سومین "جمعه های کن" مایلم با شما از آن صحبت کنم، حول جمله ای از پیکاسومی­باشد:

پیکاسو درباره خلاقیت می‌گوید: "مهم­ترین ظلم به خلاقیت، این است که آن را به زمینه‌های خاص و بزرگ، محدود کنیم". در فرهنگ ما هم، گاه چنین رویکردی مشاهده می­شود. اغلب اوقات ما خلاقیت را با انجام کارهایی بزرگ در حوزه‌هایی مانند کسب و کار، تبلیغات یا حتی معماری بناهای بزرگ یا چیزی همسان با اختراعاتی با تاثیر کلان در زندگی بشر، هم ارز می‌پنداریم. با توجه به بحث این روزهای کافه و بررسی تک تک آثار راه یافته به بخش مسابقه­ی جشنواره ­ی شیرهای کن و هم چنین برگزیدگان آن در می­یابیم که در حقیقت این جشنواره نیز نگاهی نو و بدیع به موضوع خلاقیت دارد و آن را چیزی جدای از انجام کارهای خارق ­العاده و دور از ذهن می­داند، نمونه های معرفی شده هفته پیش و این هفته نیز مصداق همین موضوع هستند. مثلا در بخش طراحی که امروز به آن می پردازیم به محض اینکه حرفی از طراحی و دیزاین یک محصول میشنویم، یاد بسته بندی ‌های عجیب و غریب و خاص می‌افتیم. اما واقعیت این است که طراحی، الزاماً به معنی «طراحی محصول یا خدمات شگفت‌انگیز» نیست.احتمالا با دیدن برنده این بخش به خوبی به اصل ماجرا پی ببرید.

اکنون این پرسش به ذهن متبادر می­گردد که چه ترتیبی می­توان اتخاذ نمود تا فرهنگ خلاقیتی ازین دست در صنعت تبلیغات کشور ما نیز اشاعه یافته و خروجیِ آن، آثاری اثربخش و تاثیرگذار باشد؟ قبل از ورود به بحث متذکر می شوم که بخش های Branded Content & Entertainment و Outdoor و Product Design از جشنواره کن در یادداشت قبلی (اینجا) معرفی شده بود و امروز با سه بخش دیگر آشنا می شویم.

۴/ Direct

بازاریابی مستقیم به عنوان به­ کارگیری کانال­های مستقیم ارتباط با مصرف­ کننده به منظور یافتن مشتری و تحویل محصول و خدمت به مشتری، بدون نیاز به استفاده از واسطه­ های بازاریابی تعریف شده است. بازاریابی مستقیم به بازاریاب اجازه می­دهد که پاسخ­های مستقیم بیشتری را از مشتری دریافت کرده، بازار هدف را به گونه­ ی بهتری نشانه ­گیری کند و محصول را بدون قرار گرفتن در فرایـنـد عــریض و طویل و پرهزیـنـه کانال­های سنـتی به فـروش رساند .این شیوه ­ی بازاریابی با برقراری ارتباط مستقیم و بی­واسطه با مشتریان، سعی در جذب و حفظ آن­ها دارد. عامل کلیدی در بازاریابی مستقیمفراخوانی برای اقدام " است که کمپین­های بازاریابی مستقیم را بر آن می­دارد که پیام انگیزاننده یا فریبنده­ای را به مصرف ­کنندگان برای دریافت پاسخ (ACT) ارائه دهند. به عبارت بهتر بازاریابی مستقیم شامل تلاش کسب و کارها برای ارائه و ایجاد انگیزه­ ی خرید در مشتریان احتمالی است.با توجه به پاسخ فوری مشتریان، اثربخشی فعالیت­های بازاریابی مستقیم به صورت کمی قابل سنجش است.

معیارهای این بخش جشنواره­ ی کن به قرار زیرند:

  • خلاقیت ۳۰%
  • استراتژی ۳۰%
  • اجرا ۲۰%
  • نتایج۲۰%

با هم برنده شیر برنز امسال را ببینیم:

خلاصه­ ی ایده: در شهر ملبورن بالغ بر ۲۵۰۰۰ کودک بی­خانمان وجود دارد، اکثر افرادی که روزانه در شهر تردد می­کنند تمایل دارند به آن­ها کمک کنند، ولی راه آن را نمی­دانند. شرکت حمل و نقل ملبورن با ساخت بیلبوردهایی مجهز به تکنولوژی دریافت کمک­های مردمی راه حل این مشکل را یافت و مقصد بی خانمان­ها را عوض کرد.

راستی خود شما چقدر تا به حال تحت تاثیر تبلیغات صورت گرفته در متروی تهران و احیانآ مشهد قرار گرفته اید؟

 

۵/ Mobile

بازاریابی موبایلی یا بازاریابی سیار به مجموعه فعالیت­هایی گفته می­شود که به سازمان­ها این امکان را می­دهد که با مخاطبان خود در یک حالت تعاملی و مرتبط از طریق شبکه یا دستگاه­های همراه ارتباط برقرار کنند.جشنواره کن در این بخش اعلام می­دارد : تازه ­ترین ایده­های خلاقانه که با توجه به فن­آوری روز دنیا به­ صورت یکپارچه ­ای مطرح گردند و از تبلیغات - بازاریابی موبایلی برای رسیدن به تعامل با مصرف کنندگان، افزایش فروش کسب و کار و  شناساندن خود به مشتریان استفاده کنند، در این بخش قطعا حرفی برای گفتن خواهند داشت. از جمله روش های بازاریابی موبایلی می­توان به بازاریابی پیامکی، بازاریابی برنامه‌ای، بازاریابی درون بازی، بازاریابی موبایلی وب­ محور و  کدهای QRاشاره کرد.

معیارهای داوری این بخش:

  • خلاقیت و ایده ۲۵%
  • اجرا ۲۵%
  • ارتباط با پلت فرم های موبایل۲۵%
  • نتایح ۲۵%

یکی از برندگان شیر نقره را با هم ببینیم:

خلاصه­ ی ایده:  اپلیکیشن (Look at me) یک برنامه­ ی آموزشی است که به‌منظور تقویت مهارت‌های ارتباطی کودکان مبتلا به اوتیسم ارائه شده است. کودکان مبتلا به اوتیسم می‌توانند به کمک این اپلیکیشن و دوربین تلفن‌های هوشمند، ارتباط چشمی و هم­چنین نگرش و بیان خود را از حالت‌های مختلف احساسی همچون شادی، حیرت و ترس بهبود دهند و درنهایت، ارتباطی بهتر با اطرافیان خود برقرار کنند.

 

۶ / Design

طراحی فقط به معنای شکل ظاهری نیست. وقتی می‌گوییم یک «سرویس» یا «محصول» باید طراحی داشته باشد،‌ فاکتورهای متعددی را باید در نظر گرفت:کسی که از این محصول یا سرویس استفاده می‌کند، چه تصویری از «خودش» احساس می‌کند؟/چه داستانی پشت محصول ما یا برند ما وجود دارد؟/ استفاده از محصول یا خدمات شرکت ما چه احساسی در مشتری ایجاد می‌کند؟/ ما در معرفی محصول خود یا در تبلیغات آن چه انتظاری در مشتری و مخاطب ایجاد می‌کنیم؟ و ده‌ها سوال مشابه.

محصولی که «قدرتمند و خاص» باشد الزاماً فروش نمی‌رود. اما محصولی که «طراحی» درست داشته باشد «به سادگی» فروش می‌رود.

معیارهای داوری این بخش:

  • خلاقیت و مرتبط بودن ایده ۴۰%
  • اجرا ۳۰%
  • نتایح و اثربخشی ۳۰%

با هم یکی از برندگان شیر طلای امسال را ببینیم:

خلاصه­ ی ایده: ۶۰ درصد امریکایی­ها بر این باورند که داشتن اسلحه باعث می­شود امنیت بیشتری داشته باشند، در حالی­که داشتن اسلحه معمولا منجر به خودکشی، قتل، مرگ­های غیر عمدی می­شود. یک سازمان غیر­انتفاعی در نیویورک که با هدف" افزایش امنیت شهروندان و ساخت جامعه­ ی امن" تاسیس شده است تصمیم می­گیرد که با افتتاح مغازه­ ی اسلحه فروشی و طراحی خاص بسته ­بندی میزان فروش اسلحه را کاهش دهد.

 

در پایان سوالی که در دل یادداشت آمده بود را در باز تکرار می کنم: خود شما چقدر تا به حال تحت تاثیر تبلیغات صورت گرفته در متروی تهران و احیانآ مشهد قرار گرفته اید؟

.

 


34 thoughts on “جمعه های کن// همگام با غرش شیرهای جشنواره // جشنواره خلاقیت کن/ خلاقیت نیروی محرکه کسب و کارها”

  1. خانم دهکانی من همیشه اعتقاد دارم زحمت توی این دنیا از بین نمی ره و یه جا در زندگی ما خودش رو نشون می ده . تلاشهایی که شما برای جامعه بازاریابی از طریق این مطالب انجام می دهید حتما در موفقیتهای آتی شما خودش رو نشون می ده و مسیر زندگی کاری شما رو متحول می کنه. ممنونم از مطالب خوبتون.
    خیلیها در جوانی این بذرهای علمی را نمی پاشند و مدام می پرسند چرا من در زندگی کاری موفق نیستم

    1. سلام و عرض ادب
      جناب اقای دکتر
      مطمئنا این کامنت حضرتعالی تزریق تمام و کمال مقادیر زیادی انرژی بود و مطمئنا جز افتخاراتیست که همواره به آن خواهم بالید.
      از شما بابت فرصتی که به من دادید و همینطور نشان دادن این مسیر ، بی نهایت سپاسگزارم.
      ضمنا حسن توجه شما به دانشجویانتان ستودنیست.

  2. سلام خانم دهکانی و ممنون از زحمات ارزشمند شما

    احتمالاً به علت تمام شدن گازوئیل اینترنت بسیار پرسرعت(!) منزل، فعلاً قادر به دریافت تصاویر نیستم ولی به عنوان یک ساکن شهر مشهد عرض می کنم در چند باری که از سیستم قطارشهری استفاده نمودم تبلیغات پرسیل و اگر اشتباه نکنم برنج آوازه بود که از درو دیوار به سمت مخاطب هجوم می آورد و البته ترجیح می دهم که نظری درباره آن نداشته باشم! ضمناً بیلبوردهای سر چهارراهها هم هست که بهرحال سعی خودشان را می کنند تا شاید اندک آگاهی ویا ترغیبی در مخاطبشان ایجاد نمایند و امیدوارم که موفق باشند.

    1. اقای جاوید عزیز سلام
      از توجه شما سپاسگزارم.
      از شما تقاضا میکنم در اسرع وقت کلیپ ها را ببینید، تا حدودی سوالهایی که پرسیدم در گرو بررسی این کارهاست و از آنجایی که نگاه شما به مسائل همواره نگاهی باز و خاص است،.بسیار مایلم نظرتان را بدانم.
      هم سوال ابتدای یادداشت و هم سوال پایانی.
      ضمنا در مورد تبلیغات مترویی هم که اشاره فرمودین ، سوالاتی دارم که پس از اینکه کارها را مشاهده فرمودید خواهم پرسید.

  3. سلام مجدد خانم دهکانی
    ضمن تشکر از شما و تمام دوستانی که به بنده لطف دارید، بنابه دستور، انجام وظیفه نموده و کلیپ ها را دیدم. اولی و سومی برایم تاثیرگذارتر بودند و چندبار آنها را نگاه کردم.

    درباب نظر هم اجازه فرمایید مقدمتاً عرض کنم:
    صحنه ای را تصور فرمایید که شما و دوستانتان که متخصص در حوزه فیلمشناسی هستید در حال تماشای یک فیلم تاثیرگذار (مثلاً پدرخوانده) می باشید و از بازی ال پاچینو و مارلون براندو لذت می برید. در کنار اتاق هم مادربزرگ با چادرنماز و تسبیح در دست هرازگاهی نگاهی به فیلم می کند و در آخر، او هم لذت خودش را از فیلم برده است!
    اجازه فرمایید در بحث تبلیغات، بنده حقیر، نقش همان مادربزرگ داستان را داشته باشم!!

    در تمامی نوشته های این موجود کم حرف و زیاده نویس که در کافه موجود است شما کلمه ای در زمینه تبلیغات و نقد آن بصورت مستقیم نمی بینید. همانطورکه بارها گفته ام به الفبای آن هم ناآگاهم.

    (ولی خلاصه و داخل پرانتز عرض می کنم: سالهاست که با بحث تبلیغات در کشورمان خیلی خیلی مشکل دارم تا حد همان مورد رسیدن به پوچی که دیروز در نوشته تان فرمودید!!)

    در مورد اطلاع رسانی (و نه نقد) تبلیغات مترویی و غیرمترویی مشهد هم با کمال میل در خدمتگزاری حاضرم.

    1. جناب جاوید عزیز سلام
      از توجه شما سپاسگزارم ،ضمن اینکه شکسته نفسی میفرمایید قربان.
      متاسفانه تجربه استفاده از متروی مشهد را ندارم و نمیدانم چند درصد مسیرها را پوشش میدهد. با توجه به اینکه شهر مشهد شهر بسیار توریست پذیری می باشد ، فکر میکنم مترو محل مناسبی برای تبلیغات مجتمع های تجاری،هتل ها و .. می باشد.
      به نظر شما در حال حاضر مترو انتخاب چندم سفرهای درون شهری برای زائرین و همینطور شهروندان مشهدی می باشد؟ ایا میتوان زائرین و مسافران را بخشی از جامعه هدف قرار داد؟
      اما سوال بعدیم در مورد میزان تبلیغات غیر تجاری(فرهنگی، آموزشی ،..) در این مکان است؟
      جز برنج آوازه ؛پرسیل.. تبلیغات دیگری را به خاطر میاورید؟

      1. سلام مجدد خانم دهکانی

        از قدیم گفته اند بهترین چیز راستگویی است! من هم اعتراف می کنم با ذکر مثال مادربزرگ در نظر قبلی، خواستم با زرنگی از بار مسئولیت شانه خالی کنم که البته نشد! واقعیت این است که همین پرسیل و برنج آوازه را هم تقلب کرده ام. ببخشید! چندباری که از مترو استفاده کرده ام اصلاً نگاهی به تابلوها ننداخته ام. برای همین از هر دو پسرم که مسافر هرروزه مترو در راه مدرسه شان هستند پرسیدم که چه برندهایی دیده اید و آنها هم بعد از کلی فکر کردن(!!) و مشورت با یکدیگرگفتند آوازه و پرسیل! که من هم برایتان نوشتم!

        البته دیروز ازشان خواستم که با دقت بیشتری نگاه کنند. بعدازظهر پرسیدم چی دیدین؟ پسر بزرگم که گفت یادم رفت ببینم!!! کوچیکه هم گفت همون تابلوها و همون دروغهای همیشگیشون!!!حقیقتاً فکرم رفت به سمت اینکه "واقعاً هنر کردم با این بچه بزرگ کردنم"!!!
        ولی برای هفته آینده سعی میکنم خبری از ایستگاههای متروی مشهد داشته باشم.

        درمورد آماری که خواستید باید عرض کنم که مشهدی ها از لفظ مترو استفاده نمی کنند و تاکید خاصی بر واژه "قطارشهری" دارند و چندجا هم شنیده ام که گویا این دو واژه ازنظر تخصصی با هم متفاوتند که بهرحال چیزی است در تخصص عزیزان رشته "مهندسی ترافیک" که من سردرنمی آورم. لذا برای راحتی نوشتار، همچنان با واژه "مترو" ادامه می دهم:
        مشهد دارای یک خط مترو می باشد و آن هم خط مستقیمی است که مناطق خاصی را پوشش می دهد. (البته پروژه های خطوط دیگر در دست احداث است). بنابراین، پتانسیلی که در جابجایی مسافران درون شهری متروی تهران می بینیم بهیچوجه در مشهد با احتساب تناسب جمعیتش مصداق ندارد.فقط افرادی از این وسیله استفاده می کنند که مقصدشان در آن خط مستقیم و اطراف آن باشد. بطورمثال خود من شاید در تمام این سالها ۴ یا ۵ مرتبه استفاده کرده ام. چون مسیرم متفاوت از آن خط مستقیم می باشد.
        با توجه به اینکه این مسیر، چندان ارتباطی هم با حرم ندارد، قاعدتاً نمی تواند به عنوان وسیله ای برای جابجایی مسافران و زائرین درنظرگرفته شود. هرچند اگر هم اینطور بود بازهم بعید می دانم که تبلیغ هتلها و واحدهای اقامتی، در آنجا جواب دهد.
        اکثر مسافرین، محل اقامتشان را قبل از حرکت (مثلاً توسط تورهای انتخابی) تعیین نموده اند و آنهایی که آزاد سفر می کنند هم قبل از اینکه نگاهشان به تبلیغات محیطی و یا تابلوی سردراولین هتل در مشهد بیفتد، محل اقامتشان توسط متخصصین این امر(!) که در مشهد به آنها "زوارکش" گفته می شود تعیین می گردد!
        حتی بسیاری از تاکسیرانان مشهدی هم با هتلها و مراکز اقامتی خاصی قرارداد دارند!

        واقعیت دردناک دیگر هم این است که اکثر هتلها و واحدهای اقامتی مشهد توسط افراد کاردان اداره نمی شود. (مخصوصاً در حریم اطراف حرم، بسیار منازل کلنگی که کوبیده اند و تبدیل شده است به هتل آپارتمانهای لانه زنبوری و با توجه به این واقعیت که ۹۵ درصد مالکان این هتل آپارتمانها فروشنده واقعی هستند می توان به بسیاری از مشکلات کسب و کار در این راستا پی برد) و شاید همین موضوع باعث می شود که مالکان واحدهای اقامتی، حتی آنهایی که ادعای پرستیژ بالای کاری دارند، به جای بازاریابی اصولی کسب و کار خود، بیشتر تمایل به همکاری با زوارکش ها و بالابردن درصد پورسانت همین عزیزان داشته باشند.(چیزی مثل شمال کشور)

  4. سلام خانم دهکانی ...
    واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم، کلیپ ها فوق العاده بودن ...
    نکته خیلی مهم و کلیدی در تمام این نمونه هل توجه دقیق به جزئیاته ... در کلیپ اسلحله ها حتی رنگ استفاده شده برای بروشورها و آویزهای کاغذی جوری انتخاب شده که کاملا حس ترس و هشدار از نتایج استفاده از اسلحه رو منتقل می کنه ... حتی فونتی که برای نوشته ها انتخاب شده هم دقیقا با ویژگی های ژانر وحشت هماهنگه ...
    درمتروی تهران من چیز خاصی ندیدم ... به غیر از یکی دوتا تبلیغ فرهنگی بابت مضرات استفاده کودکان از تلفن همراه و مسابقه کتابخوابی که هیچ وقت فلسفه اش رو نفهمیدم ...
    از این به بعد بیشتر به تبلیغات مترو دقت میکنم هرچند فکر می کنم متروی تهران براساس ضوابط وسیاست هایی تبلیغ می کنه که عبور از اون یا وارد کردن چاشنی خلاقیت بهش کار سختی باشه.

    1. خانم کریم پور عزیز
      با سلام
      من هم با نظر شما موافقم که به نظر میرسه علاوه بر سیاست های خاصی که در اجرای تبلیغات مترو وجود داره حتی گاهی رنگ و بوی سیاست هم به خودش میگیره که فکر میکنم صحبت از آنها شاید در فضای کافه درست نباشد.

      1. سلام به شما خانم اردلانی ..
        درست میفرمایید ... هر چند خیلی دوست دارم درباره تبلیغات فعلی موجود در مترو هم تحقیق کنم و بنویسم ..
        شاید از نظرات اهالی کافه بازاریابی پیشنهاداتی به دست بیاد که روند فعلی رو بهتر کنه و مطابق سیاست های موجود هم باشه.

    2. سلام خانم کریم پور عزیز
      از اینکه این بخش را با نظرات خوبتان دنبال میکنید بسیار خوشحالم.
      در مورد این کلیپ و جزئیاتی که فرمودید با شما موافقم.
      در واقع یکی از اهداف طراحی تغییر رفتار است. طراحی با هدف تغییر رفتار، در ابتدا با هدف بهبود رفتارهای اجتماعی مورد توجه قرار گرفت. اما خیلی زود، فعالان کسب و کار، بازاریابان و فروشندگان، روی این موضوع تمرکز کردند که چه ملاحظاتی در طراحی می‌تواند مشتری را به سمت خرید یک محصول مشخص یا عدم استفاده از یک برند مشخص وادار کند.شاید بتوان گفت مهم ترین ویژگی" طراحی محیط با هدف تغییر رفتار" این است که مردم کمتر به این نکته دقت می‌کنند که تحت تاثیر طراحی محیط، ناخودآگاه رفتار خود را تغییر داده‌اند.

    3. در مورد تبلیغات مترو و فرمایشات شما و خانوم اردلانی کاملا هم نظر هستم .
      مثلا اخیرا تبلیغاتی میدیدم که "اعلام انزجار از کشورهای غربی"پیام آن بود.بعد از دیدن کار زیبا سازمان حمل و نقل ملبورن نا خوداگاه در ذهنم به مقایسه "قشنگی" این دو کار افتادم.
      راستی شما این تبلیغات را دیده اید؟
      .
      خانم کریم پور عزیز در صورت تمایل می توانیم کار مشترکی برای آنالیز تبلیغات مترویی انجام دهیم.

  5. سلام وعرض ادب خدمت جناب دکتر محمدیان، دوست عزیزم مریم دهکانی و همه اعضای کافه
    مریم دهکانی عزیز، مطالب این بخش بسیار جذاب و مفید است.
    سپاس فراوان از شما.

  6. خانم دهکانی عزیز سلام
    مثل همیشه عالی بود.از تلاش و زحمات شما برای گردآوری این مطالب فوق العاده و از جناب آقای دکتر برای فراهم نمودن این فضا برای دانشجویان خوبشان تشکر میکنم.
    قسمت اول مطلب خوب شما در خصوص خلاقیت جمله ای از استیو جابز را به خاطرم آورد که خلاقیت متمایز کننده یک رهبر با دنباله رو است. امیدوارم ما هم روزی در گروه رهبران خلاق قرار بگیریم. 🙂
    من جز مسافران هر روزه مترو نیستم اما در همان استفاده‌های گاه و بیگاه نگاهی از سر علاقه به تبلیغات انجام شده در آن دارم. اگر بی انصاف نباشم و از تبلیغات اندک تاثیر گذار آن صرف نظر کنم و اگر نخواهم نقد سیاه کنم فکر میکنم متاسفانه در بیشتر موارد با آلودگی بصری روبرو هستیم. شاید همگی این تجربه را داشته باشیم که دلمون خواسته چشم هامون را ببندیم تا این تبلیغات را حتی برای چند لحظه هم که شده نبینیم. به نظرم فضای متروی تهران با این حجم زیاد مسافرو با در نظر گرفتن متوسط مدت زمانی که مسافرین داخل ایستگاهها و به خصوص واگنها هستند واقعا خیلی بهتر از اینها میتونه مورد استفاده قرار بگیره. فکر میکنم عدم موفقیت در آموزش فرهنگ استفاده از مترو و حتی نحوه سوار و پیاده شدن به قطار یکی از نشانه های بارز عدم اثربخشی تبلیغاتی است که تلاش داشتند فرهنگ استفاده درست را اشاعه بدهند.
    کلیپ کودکان بی خانمان ملبورن منو واقعا تحت تاثیر قرار داد. تجربه ای که خودم در این زمینه دارم این بوده که بارها تبلیغات موسسات خیریه خصوصا محک را دیده بودم و همون لحظه واقعا دلم میخواسته کمک کنم (تحت تاثیر تبلیغ) ولی بعد از خارج شدن از مترو فراموش کردم. شاید اگر این امکان فراهم میشد که با همان کارتهای حمل و نقل به موسسات خیریه یا مواردی از این دست کمک کرد عالی میشد چون وقتی کمکها کوچیک ولی همیشگی باشه و مسیر پرداخت آسون باشه مطمئنم مقدار و دفعات کمک زیاد میشه.

  7. با سلام خدمت خانم دهکانی وباتشکر ویژه از شما برای راه اندازی این بخش جذاب در کافه،
    به قول استاد گرامی جناب دکتر محمدیان، کافه همیشه برای ما کلاس درس دومی است که می توانیم مطالب جدیدی را در آن بیاموزیم،به شخصه از دیدن این کلیپها وخلاقیت های موجود در آن لذت می برم.
    اخیرا که کتاب خلاقیت در تبلیغات را مطالعه می کردم، واقعا خلاقیت های موجود درتبلیغات وفاصله آن با تبلیغات ما برایم حیرت آور بود....و اینکه چه روش یا ابزارهایی برای رسیدن به چنین خلاقیت هایی نیاز است
    البته در این زمینه تبلیغات بعضی سازمانها نیزبرایم جالب وتحسین برانگیزند:مثل تبلیغات مینیمال بانک ملت که توجه من را همیشه جلب میکند.
    به نظر من فضای مترو فضای فوق العاده ای برای تبلیغات فرهنگی یا تبلیغات در حوزه مسئولیت اجتماعی است،اما بیشتر فضای مترو شامل تبلیغات تجاری است تا فرهنگی....چه قدر خوب می شود تبلیغاتی از این دست در مترو بیشتر شود،مثلا تبلیغی که برنامه خندوانه در مترو داشت برایم جالب بود...با لبخند وارد شوید...شنبه های خندوانه...گاهی اوقات افرادی نیز از طرف این برنامه در مترو حضور داشتند که به نوعی در آن شلوغی که هرکسی را وادار به لبخند زدن می کردند...
    چه قدر خوب می شود در مترو ما نیز امکان کمک به کودکان محک یا کودکان بی سرپرست با این شکل فراهم شود....

  8. سلام . ممنون از مطالب بسیار خوب و آموزنده شما

    کمیته امداد امام خمینی خیلی وقته که این کار را در متروهای تهران انجام داده . البته نه به این کیفیت و با این تکنولوژی . اما از طریق کارت های مترو و بی آر تی امکان کمک به افراد نیازمند فراهم شده است

    1. سلام به شما آقا میثم
      ممنون از یادآوری که کردید. درسته منم این فعالیت کمیته امداد رو قبلا دیدم، اما باور کنید درصد بالایی از مردم آگاه نیستن که چنین شرایطی فراهم شده ...ضمنا خیلی تفاوت داره به چه شیوه ای مردم رو به کمک کردن ترغیب کنیم.. و اینقدر جلوی چشمشون باشیم که فراموش نکنند...
      برندگان جشنواره کن احساس افراد رو هدف قرار می دن که خیلی تاثیر گذار تر است...

    2. عرض ادب
      حناب آقای میثم از توجه شما سپاسگزارم.
      بله حق با شماست.اگر اشتباه نکنم فرم ظاهری آن و رنگ این دستگاه ها شبیه صندوق صدقات است با رنگ زرد و آبی.البته فکر میکنم در چند ایستگاه هستند و همانظور که خانم مقیمی فرمودند اطلاع رسانی خاصی نشده است.

  9. سلام مجدد خدمت همه عزیزان
    من به دلیل اینکه هر روز از مترو استفاده میکنم با دقت بیشتری به تبلیغات فضای مترو نگاه میکنم. فک میکنم تبلیغات در فضای مترو داره روز به روز بهتر میشه. وضعیت فعلی اصلا قابل مقایسه با تبلیغات مترویی سایر کشوها نیست ولی بد هم نیست. واقعا فضای مترو برای تبلیغات بسیار مناسبه ولی متأسفانه ما از این فرصت ها به درستی استفاده نمیکنیم. در زمینه تبلیغات دیجیتال و مانیتورهای نصب شده در ایستگاه های مترو بسیار ضعیف عمل کردیم. واقعا برای من جای سواله که چرا سرمایه چند میلیاردی همین طور بدون استفاده درست راکد مونده! نمی دونم چرا شرکت ها از مانیتورهای نصب شده یسنی استقبال نکردند. البته یکی از دلایل این موضوع هزینه سنگین تبلیغاته. یسنی باید پیشنهاد قیمت پایین تری بده تا بتونه مشتریای خوبی جذب کنه. دومین نکته اینه که محل نصب مانیتورها درست انتخاب نشده خیلی از افراد متوجه مانیتورهای نصب شده نمیشن و به هیمن دلیل اثربخشی تبلیغات میاد پایین.

    1. سلام مجدد خدمت همه عزیزان
      من به دلیل اینکه هر روز از مترو استفاده میکنم با دقت بیشتری به تبلیغات فضای مترو نگاه میکنم. فک میکنم تبلیغات در فضای مترو داره روز به روز بهتر میشه. وضعیت فعلی اصلا قابل مقایسه با تبلیغات مترویی سایر کشوها نیست ولی بد هم نیست. واقعا فضای مترو برای تبلیغات بسیار مناسبه ولی متأسفانه ما از این فرصت ها به درستی استفاده نمیکنیم. در زمینه تبلیغات دیجیتال و مانیتورهای نصب شده در ایستگاه های مترو بسیار ضعیف عمل کردیم. واقعا برای من جای سواله که چرا سرمایه چند میلیاردی همین طور بدون استفاده درست راکد مونده! نمی دونم چرا شرکت ها از مانیتورهای نصب شده یسنی استقبال نکردند. البته یکی از دلایل این موضوع هزینه سنگین تبلیغاته. یسنی باید پیشنهاد قیمت پایین تری بده تا بتونه مشتریای خوبی جذب کنه. دومین نکته اینه که محل نصب مانیتورها درست انتخاب نشده خیلی از افراد متوجه مانیتورهای نصب شده نمیشن و به هیمن دلیل اثربخشی تبلیغات میاد پایین.

  10. یکی از بزرگترین مشکلات ما در اثربخش نبودن تبلیغاتت مترو، کم بودن تعداد قطارها و ازدحام و شلوغی بیش از حد فضای متروست (مخصوصا صبح زود و عصرها).
    افراد فقط به دنبال سوار شدن و جا نموندن از قطار هستند و اصلا توجهی به تبلیغات ندارند.
    تاحدودی متروی تهران در زمینه استفاده مناسب از فضای مترو برای تبلیغات خوب عمل کرده و هر روز هم بهتر میشه. ولی نقاط ضعف زیادی همچنان وجود داره. اثربخش نبودن تبلیغات مترو بیشترمربوط میشه به محتوای تبلیغات که این قضیه برمیگرده به خلاقیت پایین محتوای تبلیغاتی. من فک میکنم مترو تهران با وجود نقاط ضعف بسیار،عملکرد خوبی داشته تا به اینجا.

  11. سلام و عرض ادب به استاد گرامی دکتر محمدیان و دوست خوبم مریم جان
    واقعا حس خوبی دارم که این بخش رو تو فضای کافه می بینم و این چیزی نیست جز لطف استاد عزیز به دانشجویانشون ....استاد محمدیان واقعا متشکریم.
    ضمنا متشکرم که فرصتی برای بیان نظرات هم به ما داده شده...
    وقتی کلیپ های برندگان جشنواره رو به لطف استاد بررسی کردیم، تازه متوجه شدیم برای برنده شدن چیزی جز خلاقیت داشتن نیاز نیست. ی حس ساده با بیننده ایجاد کردن کفایت می کند. عاطفه فرد رو هدف قرار دادن... ما نیاز شدید به خلاقیت داریم... هرچند کوچکتر از آن هستم که اظهار نظر علمی انجام بدم اما منم به شخصه وجود خلاقیت رو در تبلیغات ایران خیلی کمرنگ می بینم. بیشترین چیزی که در تبلیغات ایران دیده می شه کپی برداری از تبلیغات خارجیه و واقعا حس تاسف رو به فرد می ده. ..
    منم مدام از مترو استفاده می کنم و حسرت می خورم چرا با وجود پتانسیلی که این مکان داره اینطور ازش استفاده می شه. تنها چیزی که دیده می شه تبلیغات سس بعضی شرکتها، تبلیغات ایرانسل، گاهی تبلیغ فیلم های در حال اکران، تبلیغات توصیه ای برای آموزش شهروندیی و ... است. که حتی همین ها هم به خوبی انجام نمی شه وگرنه این همه مشکلات فرهنگی استفاده از مترو وجود نداشت...
    گاهی بهتره به مسائل مردم این شهر از ی دید دیگه نگاه بشه، مثل برنده شیر برنز ملبورن... جایی برای کمک به نیازمندان به شیوه ای جذاب ...ما ایرانیها بسیار انسان دوست هستیم اما گاهی فراموش می کنیم اقدامی انجام بدیم... با دیدن تبلیغات این جور موسسات یادشون می افتیم اما اون لحظه مکانی برای انجام این عمل وجود نداره، پس باز به فراموشی سپرده می شه...و باز تکرار همین مسئله!
    توی شهری مثل تهران با این همه شلوغی و استرس، مترو می تونه محیط شاد و آرامشبخشی رو برای مسافران ایجاد کنه...اما متاسفانه من تا الان این فضا رو حس نکردم و کمبودش رو کاملا حس می کنم. محیط مترو نسبت به هوای سرد بیرون محیطی امن و گرمه... چرا نباید حس های بهتر رو حداقل واسه چند لحظه واسه مسافران ایجاد کنه...
    جز اون مسائل که اشاره کردم. یسنا هم توی مترو تی وی داره و مدام فقط اون کلیپ ساده حیوانات که به نوعث تبلیغ خودش هست رو نشون می ده. و عجیبه چرا هنوز بعد مدتها فکری به حالشون نکرده...حتی اگه به هزینه ای که این تی وی ها هر روز واسه صاحبش دارن هم دقت کنیم. و سرمایه حداقل دومیلیاردی ...تردید می کنیم که صاحبش به چه دلیل اونها رو بی هدف رها کرده... این پتانسیل ها نباید هدر داده بشه....

    1. سلام
      خانم وحیدی نیا عزیز از لطف شما سپاسگزارم.
      در صورتیکه از مترو در سفرهای شهری خود استفاده میکنید ،نظرتان را در مورد تبلیغاتی که در این محیط انجام می شود با ما در میان بگذارید .
      آیا تبلیغ خاصی را به یاد میاورید؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *