جنگی بعد از توافق // حالا چالش بعدی آثار ورود برندهای خارجی به کشور است

این روز ها همه خوشنود از توافق هسته ای هستند. فعالان اقتصادی از امید به روز های بهتر می گویند و صحبت مردم در کوچه و بازار کم و بیش به توافق هسته ای گره خورده است .تحلیل های اقتصادی و وعده های مسئولین همگی از بهتر شدن فضای کسب و کار خبر می دهد. از شواهد امر پیداست که برند های مطرح خارجی خیلی زود در بازار ایران حضور پیدا خواهند کرد و اعلام آمادگی مک دونالد برای ایجاد شعبه در ایران خود گواه این ادعا است. با باز شدن دروازه های ایران ، برند های مطرح ، خوشنام و با سابقه بین المللی در تمام حوزه ها ورود پیدا می کنند و به نظر معادلات بسیاری از بازارهای مصرفی و زیر بنایی را تغییر خواهند داد .

در نگاه اول این یک اتفاق خوب و مثبت است . مردمی که تا دیروز تنها یک انتخاب وطنی داشتند از فردا حق انتخاب های بیشتری برای خرید خواهند داشت . بازار های صنعتی و زیر بنایی با حضور تکنولوژی های به روز خارجی جانی دوباره می گیرند . سرمایه های حبس شده به جریان می افتد و بازار های در حال رکود دوباره به رونق می افتد . تمام این پیش بینی ها یک معنی دارد و آن یعنی داغ شدن تنور کسب و کار. یعنی رقابت برند های ایرانی و خارجی برای تصاحب بازار های موجود در ایران برای گرفتن مشتری و افزایش سهم فروش بیشتر در بازار مورد نظر. رقابتی شدن فضای کسب و کار در این سطح نوید داغ شدن بازار تبلیغات و بازاریابی دارد تا جایی که آژانس های مطرح تبلیغاتی دنیا برای ورود به ایران خیز برداشته و مشغول مذاکره هستند.

این یک خبر خوب برای تبلیغاتچی ها است . برند های ایرانی برای حفظ بازار نیاز به حضور بیشتر در رسانه ها دارند و این یعنی تبلیغ بیشتر و متمرکز تر . از طرف دیگر  برند های خارجی برای نفوذ به بازار نیاز به یک راهنما و مشاور بومی دارند و این یعنی شانس همکاری با یک برند معتبر بین المللی برای یک آژانس تبلیغاتی.

بعد از توافق همه صحبت از صلح و دوستی می کنند ولی به نظر من بعد از توافق یک نبرد بزرگ در بازار اقتصادی ایران رخ خواهد داد . در واقع می توان گفت بعد از تحریم یک جنگ بزرگ رخ خواهد داد و آن نبرد برند ها برای بقاء در بازار ایران است .  در این نبرد تاریخی یک لشگر تازه نفس و به روز بین المللی با انواع برند های رنگارنگ قدم به میدانی می گذارند که ساکنین آن میدان (شما بخوانید بازار های مختلف اقتصادی در ایران ) به دلیل چندین دهه انحصار مطلق کمی تبل و کرخت شده اند . برند هایی وارد بازار ایران می شوند که دارای مدیرت اصولی و به روز هستند . کمپین های تبلیغاتی متمرکز و حساب شده اجرا خواهند کرد . بسیار دقیق و هدفمند حرکت می کنند  و هیچ گاه به سهم کوچکی از بازار اکتفا نکرده و تا هنگامی که رهبر بازار نشوند دست از تلاش بر نمی دارند .

این برند های جنگ جو در سایر کشور ها فاتح بازار هستند و اکنون برای فتح بازار ایران اسب خود را زین کرده اند . در برابر این لشگر بزرگ ، برند های ایرانی قرار گرفته اند که چندین دهد به انحصار کامل عادت کرده اند . برند هایی که برنامه ریزی ضعیف و هدف های مقطعی دارند .

اگر به این وضعیت ، تمایل ذاتی ایرانی ها را به مصرف کالاهای خارجی(مخصوصا آمریکایی ) هم اضافه کنیم می توان پیش بینی کرد که برند های ایرانی  وضعیت خوبی در این نبرد نخواهند داشت . البته به صورت خیلی کلی قابل پیش بینی است که با توجه به بافت درآمدی و شاخص های اقتصادی ، طبقه متوسط رو به پایین همچنان مجبور به استفاده از برند های وطنی هستند و طبقه متوسط به بالا به سمت برند های تازه وارد حرکت می کنند و این یعنی تقسیم بازار  بین برند های ایرانی و خارجی ، البته همین اتفاق هم ( از دست دادن طبقه مرفه )خسارت کمی برای برند های ایرانی نخواهد داشت !

به هر صورت توافق هسته ای یک اتفاق مهم در تاریخ معاصر ایران به حساب می آید و می توان از آن به عنوان یک پیچ خطرناک برای برند های ایرانی در صورت عدم هشیاری نام برد .امید وارم  برند های مطرح ایرانی به روز های بعد از توافق فکر کرده باشند و استراتژی خوبی برای آن روز داشته باشند تا در جهت تقویت برند خود حرکت کنند . البته با به یاد آوردن رفتار همیشه در دقیقه نود اکثر مشتری ها ،  امیدم  کمی نا امید می شود !

به هر تقدیر وظیفه ما فعالان و علاقه مندان به صنعت تبلیغات و بازار یابی  این است که در این شرایط بیشتر به برند های وطنی کمک کرده و از این فرصت تاریخی در جهت رشد و شکوفایی اقتصاد ایران عزیر حرکت کنیم . باید در کنار برند های ایرانی ایستاد و با تشویق مدیران به تغییر رویکرد و نگاه سنتی به مدرن ،در جهت تقویت و حفظ برند های ایرانی تلاش کنیم ، در هر موقعیت و مسئولیتی که هستیم فراموش نکنیم ، دفاع از برند ایرانی یعنی دفاع از اقتصاد و سربلندی ایران .

به نظر شما نبرد برند ها بعد از توافق چگونه خواهد بود ؟ چه پیشنهادی برای برند ها ایرانی برای عبور از این شرایط دارید؟


17 thoughts on “جنگی بعد از توافق // حالا چالش بعدی آثار ورود برندهای خارجی به کشور است”

  1. آقای سلطانی
    سلام
    ممنونم به خاطر مطلب خوبتون
    کاش شما در مورد سود و منفعت این برندهای ایرانی در زمان تحریم ها هم اشاره ای می کردید و فقط " به دلیل چندین دهه انحصار مطلق کمی تنبل و کرخت شده اند" اشاره نمی نمودید.
    این برندهای خارجی نه تنها که همه چیزشان درست است بلکه در این چند سال تحریم ها هم از طریق ماهواره و کانال های تلویزیونی خوب کار کرده اند و الان فقط مونده که مجوز ورود صادر بشه و کافی است که در شهر های بزرگ ایران فروشگاه و شعبه هاشون رو افتتاح کنند و فقط همین.

    حافظ چه خوب گفته
    رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
    من ار چه در نظر یار خاکسار شدم رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
    چو پرده دار به شمشیر می‌زند همه را کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
    چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند
    سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند
    غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
    توانگرا دل درویش خود به دست آور که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
    بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زر که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند
    ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند

    1. سلام
      صحبت های شما کاملا درست است ولی اینجا بحث سود و یا منفعت شخص یا برند خاصی مطرح نیست بلکه موضوع دفاع از تجارت و اقتصاد داخلی است .
      خوشحال میشیم اگر پیشنهادی در این ضمینه دارید برای اهالی کافه مطرح کنید

      1. «دفاع از تجارت و اقتصاد داخلی» به چه قیمتی؟ به قیمت زیرپا گذاشتن حقوق مصرف کننده داخلی؟ تولیدکنندگان داخلی در سال های اخیر فرصت کافی برای رشد و پیشرفت در فضای انحصاری بازار داخلی داشته اند اما اغلب به جای پیشرفت و بهبود کیفیت به استثمار مصرف کننده روی آوردند، افراطی ترین حالت آن را در صنعت خودرو می توان دید.
        صنعت داخلی ایران راه حلی جز تجارت آزاد و فعالیت در فضای رقابتی ندارد. تنها در این صورت است که تولیدکنندگان سودجو از صحنه حذف شده و تولیدکنندگان با کیفیت و رقابتی باقی می مانند و قوی تر می شوند...

        1. حناب عطافر مشخص است دل پری داری
          فرمایش شما درست است اما قبول کنیم این نوع انتفام گیری در کل روحیه صرف مصرف کنندگی را در کشور غالب می کند
          به اعتقادم مصرف کننده ایرانی در طی این سالها سختی های زیادی کشیده اما می شود با یک نگاه درست اون قسمت از صنعت شایسته داخلی را حفظ و حمایت کرد.

    2. رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

      خوبی شعرهای حافط اینکه هر کسی می تونه از دید خودش تفسیرش کنه
      من سعی کردم با نگاه خودم که حمایت منصفانه از صنعت داحلی است تفسیرش کنم 🙂

  2. به نظرم داشتن دیده بان بازار، روحیه تحلیل گری و استقامت در رقابت همراه با کمی هوشمندی اتفاق های خوبی رو برای همه فعالان کسب وکار رقم میزنه.
    نمونه اثر مثبت ورود این رقبای خارجی رو میشه در تغییر قابل توجه فروشگاه های اتکا و شهروند بعد از هایپراستار در ایران دونست.
    یه بخشی از این تکانه رو هم حاکمیت میتونه با طراحی بسته های حمایتی تعدیل کنه.

    1. آقای ترابی
      ممنونم از مشارکت شما
      به صورت کلی پیشنهاد های مفیدی رو مطرح فرمودید . فرایند دیده بانی در هر شغلی بسیار سخت و پیچیده است .
      مستلزم داشتن تجربه ، دانش و اطلاعات فرعی مرتبط با تجارت است .داشتن هرسه این موارد و چگونگی تلفیق و استفاده از آن ها خود چالش دیگری برای مدیران است .

  3. ممنون آقای سلطانی فر از این دید کلان . نمی دونم چرا وقتی در این موارد صحبت می شه نرخ مشارکت در کافه مطلوب نیست در صورتی که این مطالب از اصلی ترین مطالب کافه باید باشد. مگر نه این است که ما باید در این مواقع سولوشن ارایه کنیم و یا دست کم حمایت کنیم. ؟

    1. سلام
      آقای دکتر سوالی پرسیده اید:
      " مگر نه این است که ما باید در این مواقع سولوشن ارایه کنیم و یا دست کم حمایت کنیم ؟ "
      خوب بنظر شما چرا افراد نمی خواهند راه حل ارائه کنند؟ یا حداقل نمی خواهند حمایت کنند؟

      ای کاش مطلبی رو تحت این مورد در کافه ارائه کنید و از همراهان خوب کافه در این مورد نظر خواهی کنید که چرا؟

  4. درود بر تمامی دوستان

    قبل از هر چیز خواهش میکنم از این مقایسه من دلگیر نشده و آن را به صرفاً یک قیاس مع الفارق محسوب فرمایید.

    به اعتقاد بنده ابتدا باید ببینیم که آیا می توان روی این مورد نام " جنگ " گذاشت یا نه؟ چون فکر میکنم توجیه درست لفظ جنگ در مورد دو طرفِ تقریباً برابر از نظر سازو برگ نظامی صدق کند وگرنه درگیری بین یک کشورمجهزبه آخرین تجهیزات و زرادخانه های نظامی با یک قبیله بدوی که قطعاً منجر به فتح قبیله مذکور در زمان کوتاهی خواهد شد دیگر جنگ محسوب نمیشود.

    بر فرض اینکه برندهای مطرح جهانی بدون هیچ مشکلی وارد ایران شوند:
    مثلاً اگر خودروهای روز بازار جهانی به قیمت واقعی به بازار ایران ورود پیدا کنند دیگر چه جایی برای جنگ بین قبیله خودروسازان انحصاری کشورمان با این ابرقدرتها باقی می ماند؟

    هرچند نگارنده شخصاً نسبت به اصالت عبارت "برندهای ایرانی" هم کمی حرف دارم که اگر عمری و فرصتی باقی باشد در اولین زمان با نگارش چند خطی به آن خواهم پرداخت. ولی همین برندهای ایرانی که اغلب در تفکر قرون وسطایی " گرایش تولید" بسر می برند، با ورود کماندوهای نظامی مجهز به آخرین تکنولوژیها آیا فرصت دست بردن به اسلحه خود را دارند؟ (بر فرض که اسلحه ای داشته باشند) چه برسد به اینکه بخواهیم در مورد جنگ صحبت کنیم.شاید تنها کاری که صاحبان صنایع ما می توانند در حال حاضر بکنند این است که نیزه هایشان را تیز کنند !! زمانی که مالک برندی که قدمت بسیار زیادی در ایران دارد در جلسه ای عنوان میکند:
    " ما که کیفیت جنسمون خیلی خوبه پس چرا بازارمون اینقدر خرابه " ...
    دیگر خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل . آیا این تفکرات قصد جنگیدن داریم؟!

    دیگر این بحث را ادامه نمیدهم و مجدد خواهش میکنم بخاطر عرق ملی از این صحبتها ناراحت نشوید. خود بنده هم زمانی با افتخار ترجیح می دادم برای شرکتهای ایرانی و صنعت ملی کار کنم و دعوت به کار از طرف ۲ شرکت غیرایرانی را اصلاً پاسخ ندادم ولی دیدم که عمرم گذشت و اشتباه کردم.... بگذریم.

    اما از نگاهی دیگر:
    خیلی کنجکاوم که با ورود برندهای جهانی، مردم عزیزمان در روز روشن با فانوس به دنبال برندهای آشنایی بگردند که شرکتهای ایرانی در طول این چندسال تحت لیسانس آنها انواع و اقسام لوازم خانگی و شوینده و بهداشتی و همچنین آرایشی بسیار معروف را به آنها فروخته بودند. برندهایی مثل و....س ایتالیا ، پ .....&....ج انگلستان و دهها مورد دیگر . فقط ذره بین فراموش نشود!
    یا علی

    1. آقای جاوید عزیز
      ممنونم که در این بحث شرکت کردید
      در این مدت که مطلب فوق در کافه منتشر شد و به صورت کاملا اتفاقی ، با اجرای کمپین حمایت از محصولات ایرانی در شبکه های مجازی هم زمان شد ، گپ و گفت های پراکنده ای با دوستان خودم داشتم . به صورت کلی یک نگاه انتقام جویانه در تمامی نظرات می شنیدم و یا می خواندم . انگارزمان تلافی برای مصرف کننده ایرانی از برند ایرانی فرا رسیده !!
      این نگاه احساسی که انصافا هم بی مورد نیست حق طبیعی هر فردی است . اساسا رقابتی شدن فضا به نفع مصرف کننده است چون حق انتخاب های بهتر و بیشتری برای خرید و یا استفاده دارد .
      اما نگاه نگارنده به این موضوع یک رویکرد بلند مدت و دامنه دار است . تصور بکنید ما بعد از تحریم ، با رفتار خود ، خواسته یا ناخواسته ! دست به تحریم کالاهای ایرانی بزنیم ! چه سرنوشت شومی در انتظار صنایع و اقتصاد ما خواهد بود ؟
      من هم دل خوشی از برند های ایرانی ندارم ! در تمام بازار ها معدود برند های ایرانی هستند که هنوز کیفیت برایشان مهم است و فقط به کسب درآمد فکر نمی کنند .
      جاوید عزیز ، اگر گفتم جنگ بعد از توافق به دلیل ضعف در جبهه خودی و توان افسانه ای طرف مقابل بود . در این مبارزه بزرگ می توان دو کار کرد ، یا انتقام گرفت و بعد از چند صباحی آرامش و لذت از برند های خارجی برای همیشه با تولید و خود کفایی در زمینه هایی که امکان استقلال آن در ایران وجود دارد خداخافظی کرد و یا با حمایت از برند های ایرانی و تشویق در جهت بهبود آن ها از فضای رقابتی ایجاد شده لذت برد .
      فکر می کنم تقویت روحیه رقابت و حس مبارزه طلبی در جهت پیشرفت یک استراتژی مهم در این مرحله برای صاحبان برندهای ایرانی می تواند باشد .
      برند های ایرانی سرمایه های ما هستند ؛ جه خوب و جه بد ، باید ادامه حیات بدهند تا در بد ترین شرایط و در صورت قهر دوباره جهان با ایران ما دچار بحران نشویم .
      قبول کنیم ، مصرف کور کورانه و آغوش باز مصرف کننده ایرانی در برابر برندهای خارجی در دراز مدت می تواند یک تهدید جدی و یک ابزار خطر ناک برای اقتصاد نصفه و نیمه ما باشد !
      جان کلام اینکه ، امروز روز انتقام نیست ! روز فداکاری برای ایران است .

  5. با سلام خدمت سرور گرامی جناب آقای سلطانی و دیگر دوستان

    به دو دیدگاه متفاوت زیر توجه فرمایید:

    دیدگاه اول:
    فکر میکنم همه ما با این جملات و درددلها بطور روزانه آشنایی داریم:
    دخترم با هزار بدبختی رشته طراحی صنعتی خونده ولی توی آرایشگاه کار میکنه ...
    پسرعموم فوق دیپلم تراشکاری داره ولی توی آژانس کار میکنه...
    دختر همسایه فوق لیسانس حسابداری داره ولی کار براش نیست ...
    اصلاً تو این مملکت کار وجود نداره...
    نمی دونم چرا باید بیخود عمرمون رو تو دانشگاه بگذرونیم ...
    درس چیه بابا پول فقط توی بیزینسه ...
    در اینجاست که باید گفت: " از ماست که بر ماست"
    بر اساس تفکرات ما مردم، وقتی که در هر شرایطی جنس خارجی بهتر جنس ایرانیست و حمایتی از تولید داخلی وجود ندارد پس واردات تعیین کننده است نه تولید وهمچنان بیکاری برای فرزندانمان و اطرافیانمان ادامه خواهد داشت و همچنان پول فقط در بیزینس موجودخواهد بود! وقتی منِ ایرانی، جنس ایرانی نخرم، پس آن جوان تراشکار و قالب ساز و ... و یا آن عزیز تحصیلکرده بیکار بوده و عجیب تر اینکه شاکی هم هستیم که چرا کار نیست؟!

    دیدگاه دوم:
    مردم ایران چه گناهی کرده اند که نباید از بهترین ها استفاده کنند؟ چه گناهی کرده اند که چندین برابر سالهای استانداردی که برای رشد یک صنعت نیاز است باید صبر و تحمل کنند؟
    ما میگوییم چشم . از تولید داخل حمایت میکنیم تا اشتغال و پویایی اقتصادی در کشور رونق بگیرد. ولی چند سال؟! پنجاه سال برای رشد صنعت خودروسازی بس نبود؟!! ۴۰ سال پیش که شرکت جنرال موتورز ایران (پارس خودروی فعلی) خودروهای روز دنیا مثل کادیلاک را تولید میکرد، آیا مردم کره جنوبی می دانستند خیابان اسفالت یعنی چه؟ یا همان عربهایی که زمانی آرزوی ورود به ایران و سوار شدن به خودروی ژیان تولید شرکت سایپا را داشتند امروز برای خودروسازان روز دنیا پشت چشم نازک میکنند.
    فرض کنید صبر کنیم و بازهم صبرجنس ایرانی بخریم. ولی وقتی داریم به روشنی روز میبینیم که خودروی تولید ۱۰ سال قبل در شرکتهای خودروسازی ایرانی کیفیتی به مراتب بیشتر از خودروهای صفرکیلومتر امروز دارند پس به چه امیدی از تولید داخل حمایت کنیم؟ آیا شما می دانید که ما چه تعداد زیادی متخصصین بیکار در این کشور داریم که اگر از آنها به درستی در صنعت خودروسازی استفاده میشد امروز، وضع بسیار فرق میکرد. در کشور آلمان یک جوان ایرانی (نادر فقیه زاده) طراحی داخلی خودروی BMWسری هفت را انجام می دهد ولی در کشور ایران ، تغییرداشبور در خودروی پراید که مورد تایید هیچکدام از طراحان صنعتی مطرح نمی باشد شامل جشن و همایش و پرده داری در محیط شرکت گردد؟!
    خلاصه اینکه : زیاد صاحبان بعضی از صنایع را مظلوم فرض نکنیم !!!
    هرچند صاحبان صنایع مظلوم هم در این کشور بسیارند که بر اساس اعتقادات خود بهترین کیفیت ها را دست هموطنانشان دادند که اکثراً در این چندسال اخیر ورشکست و خانه نشین شدند که پرداختن به این موضوع مثنوی هفتادمن کاغذ طلب می کند.

    این از دو دیدگاه فوق و حالا یک مقدمه کوتاه :
    در بالاترین و سنگین ترین بحث جرائم که "قتل نفس" می باشد، طبق نص صریح کتاب آسمانی ما مسلمانان، حق قصاص و یا گذشت بطور کاملاً برابر برای اولیای دم محفوظ می باشد. می توانند " انتقام " بگیرند و یا " عفو " کنند. انتخاب بین این دو گزینه (که با هم ۱۸۰ درجه اختلاف دارند) کاملاً شخصی بوده و حتی ممکن است در دقیقه ۹۰ کفه سنگین تر به نفع دیگری سبک شود.
    حال با توجه به عدم رضایت مصرف کنندگان ایرانی از بعضی صنایع کشورمثل خودروسازان، که بر اثر انحصاری بودنشان، مشتری مداری را از یاد برده بودند، دیگر حق انتقام یا گذشت با خود مردم است .

    جناب سلطانی عزیز:
    مردم ایران سختی زیاد کشیدند و اینکه باید انتقام بگیرند یا گذشت کرده و تولیدات داخلی را مورد حمایت قرار دهند را بهتر است برعهده خودشان بگذاریم و با گذشت زمان ببینیم چه می شود .

    ولی در پاسخ به فرمایشات حضرتعالی در مورد خودم:
    همانطور که در پست پیشین هم عرض کردم، بنده از طرفداران سرسخت حمایت از تولید ایرانی بودم. چندسال قبل زمانی که یک منطقه جغرافیایی بزرگ در کشور تحت مسئولیت بنده بود، خود را همیشه سرباز تولید ایرانی معرفی میکردم و نه مدیرمنطقه ... و خارج کردن اجناس بی کیفیت چینی را از بازار منطقه جزو شرح وظایف خودم تعریف کرده بودم و خداراشکر به بالاترین فروش در کل کشور دست پیدا کردیم. در همان زمان هم از دو شرکت معتبر خارجی پیشنهاد همکاری داشتم که پاسخی به آنها ندادم. ولی همین جنگ فرسایشی در تقابل با کالاهای چینی از یک طرف وکم لطفی شرکت متبوعم که همیشه خودم را سرباز آن معرفی میکردم از طرف دیگر آنچنان صدمه ای به من زد که هنوز هم بعد از چندسال نتوانسته ام به نقطه شروع آن موقع برسم.
    پس فکر میکنم به اندازه کافی نسبت به تولید ملی ادای دین کرده باشم.

    و آخرین مطلب: خیلی خلاصه و در پشت پرده عرض میکنم. مقایسه بفرمایید کشور ژاپن با این اعتبار در صنعت خودروسازی، چند کارخانه تولید لاستیک خودرو دارد و ایران چندین کارخانه؟!!! و دهها مثال مشابه آن . اگر سیاستهای کلان در بخش صنعت هم نادرست باشد آیا بازهم مردم باید تاوان آن را بدهند؟

    1. چناب جاوید عزیز
      اگر در جواب فرمایش شما سوء برداشتی رخ داده من پوزش می طلبم . بنده حقیر به هیچ عنوان حضرت عالی رو دشمن اقتصاد داخلی فرض نکردم
      دوست گرامی من ! شما که از سربازان اقتصادی این مرز و بوم هستید قطعا بیشتر از من جوان وطن دوست و ملی گرا هستید . چون اگر یک شرکت خارجی به من پیشنهاد کار بدهد چشم بسته آن را قبول می کنم . 🙂
      در این که جنابعالی شرایط برند های ایرانی را می دانید و درک درستی از فضای اجتماعی ایران دارید هم شکی ندارم
      شاید فکر کنید که عریضه این حقیر در باب شرایط برند های ایرانی بعد از توافق هم بیشتر شعاری بوده تا شعوری ، الله و اعلم !
      بخش بسیار ناچیزی از فرمایش شما رو من هم درک کردم و می دانم . اما این مطلب در نه در دفاع از یک برند خاص و نه در دفاع از سیاست های غلط سال های نه چندان دور اقتصاد ایران است !
      نه من بلکه هیچ کارشناس متخصص و بی طرفی نمره قابل قبولی به عملکرد اقتصادی ایرانی ها در چند دهه اخیر نمی دهد . شما بهتر می دانید اگر ما خوب بودیم ، خوب کار می کردیم کار به اینجا نمی رسید !
      پس من هم می دانم کارنامه برند های ایرانی بسیار ضعیف تر از حد تصور است !
      اما همین برند های ضعیف و ناکارآمد با هر عملکردی یک سرمایه ملی برای ما هستند .داشتن یک سرمایه ضعیف بهتر از نداشتن آن ست .
      به قول شما هرکسی اختیار دارد خود قضاوت کند که اتقام بگیرد یا ببخشد ، در این اختیار هیچ شکی نیست !
      اما بزرگی فرمود لذتی که در بخشش هست ، در انتقام نیست !
      اگر شما به عنوان فردی کار کشته و با تجربه به من جوان بگویید فقط به منافع خودم فکر کنم بهتر است یا در کنار خفظ منافع خودم به فکر منافع کشور هم باشم ؟
      سرور گرامی
      افق این نوشته پنج سال و ده سال آینده نیست ! صحبت از نتیجه این انتقام یا بخشش در صد سال آینده است .
      شما فرض بفرمایید برند های ایرانی بعد از ورود رقبای خارجی نابود بشوند !
      همه ما خوشحال از این اتفاق در حال لذت بردن از محصولات باکیفیت خارجی هستیم !
      دری به تخته می خورد و باز گروه ۵+۱ با ایران به اختلاف می خورند ! (که این اتفاق با توجه به شرایط حاکم بر ایران هیچ بعید نیست !)
      دوباره ایران درگیر تحریم های فلج کننده می شود !
      برند های خوب خارجی دوباره می روند !
      و ما می مانیم و هیچ !
      آیا قوی تر شده ایم یا ضعیف تر !؟
      حال این روی سکه !
      بعد از توافق ما فعالان صنعت و اقتصاد در هر سطحی که هستیم
      علاوه بر لذت بردن از محصولات خارجی و بهبود کیفیت زندگی
      نیم نگاهی هم به محصولات ایرانی داشته باشیم
      آن ها را بهبود بخشیم
      تکنولوژی و مدیریت را یاد بگیرم
      مصرف کننده صرف نباشیم و در پی کسب دانش باشیم
      بعد از مدتی ، اگر دوباره آب ما با دنیا در یک جوی نرفت ، حد اقل زمین گیر نمی شویم !
      مقصود من از حمایت برند های ایرانی این نیست که با وجود محصولات خوب خارجی باز هم از محصولات بی کیفیت ایرانی استفاده کنیم . مخاطب این نوشته مصرف کنندگان عام و مردم کوچه و بازار نیستند . این نوشته را شما می خوانید که فعال در صنعت و اقتصاد ایران بوده و هستید .
      استمداد من از اهالی کافه بازار یابی این بود که در این رقابت به جای بازی در زمین حریف از دروازه خودر دفاع کنیم .
      چگونه از این توافق خوش یومن به نفع خود در دراز مدت استفاده کنیم ؟ از این فرصت طلایی و از این برقراری ارتباط با دنیای خارج چگونه در جهت رشد و شکوفایی اقتصاد استفاده کنیم ؟
      جناب جاوید عزیز
      فکر نمی کنم کسی دوست نداشته باشد که اقتصادی مثل ژاپن داشته باشد !
      اما این رشد و شکوفایی به نظرم از فرهنگ و تربیت متولد می شود !
      این غیرت و این اراده در نهاد تک تک افراد یک جامعه باید ریشه داشته باشد تا اقتصادی مثل ژاپن ، چین ، برزیل ، هند و المان شکل بگیرد !
      جان کلام !
      اگر این تفکر انتقام در مردم ژاپن و یا آلمان بود هیچ گاه صنعت و اقتصاد آن ها مثل خورشید تابان نبود .
      فرهنگ کار ، فرهنگ مبارزه ، فرهنگ رقابت ، فرهنگ وطن دوستی و فرهنگ گذشت در نهاد آن ها تقویت شد و نتیجه این رفتار را امروز قابل رویت است .
      تمام کشور های توسعه یافته از روز اول که پیشرفته و ایده آل نبودند ، بلکه ار فرصت ها و رخداد های حساس خود به خوبی ، هوشمندانه و منطقی استفاده کردند .
      توافق هسته ای یک رخداد بی تکرار در تاریخ معاصر ایران است . انتخاب با ماست که از این فرصت چگونه استفاده کنیم !
      فقط خدا کند به گونه ای استفاده کنیم که در تاریخ از ما به نیکی یاد کنند .

  6. علیرضای عزیز
    شما تاج سرمن هستید و بنده خاک پای شما و تمام عزیزان در کافه بازاریابی هستم چرا که هر روز درحال یادگیری از شما دوستان بزرگوار می باشم.
    اگر هم کمی لحن بیان بنده در نوشته ها تند می شود همه اش تقصیر برادران بزرگوار محمدیان است(!!!) که فضایی ایجاد کرده اند برای گفتگو ولی امثال بنده سوء استفاده می کنیم و سر درددلهایمان باز می شود !!
    درواقع نوشته های من و شما هردو در یک سمت قراردارد فقط با گفتمانی متفاوت. شما نگران آینده ایران عزیز هستید و بر نوع رفتار مردم بحث میکنید و بنده هم نگران آینده ایران هستم و به نوع تفکرات اشتباهی که ویران کننده صنعت و آینده ایران است اعتراض میکنم.
    اگر هم سوءبرداشتی شده است رسماً در حضور تمامی عزیزان عذرخواهی میکنم.
    مجدداً پاراگراف آخر نوشته قبلی بنده را مرور فرمایید
    ممنون

    1. سلام
      بنده هم کاملا با اقا جاوید موافقم بخصوص در پراگراف اخر
      همیشه در هر جمعی گفتم ۹۹ در صد کارخانه های ما تبدیلی اند نه تولیدی پس جای هیچ نگرانی نیست من در شمال زندگی میکنم و اکثر شهرکهای صنعتی را کوچه به کوچه گشته ام در هر شهرک صنعتی یک کارخانه لبنیات یک کارخانه فراورده های گوشتی . اب اشامیدنی . رب گوجه فرنگی . بسته بندی مرغ . تولیدی گونی کیسه . یونولیت و... هر شهرک صنعتی مشابه شهرک صنعتی شهر بغل دستی ( عین بقالی . یک کارخانه با پدر مادر داراز هر صنفی کفایت میکرد نه اینکه ا اکثرا تعطیل شده و بقیه در حال جنگ فرسایشی بسر میبرنند
      به علت سو مدیریت در دستگاه های مدیریتی و از طرفی داشتن لابی های وام سرمایه ها به راحتی هدر رفته .
      به نظر من تا انسانهای فرهیخته و کار بلد راس و مدیریت امور را بر عهده نگیرنند هرچه فریاد بزنیم راه به جایی ختم نخواهد شد بگذار چند صباحی زنده ایم زندگی کنیم

  7. سلام
    حقیقت امر این هست که کشورهای دنیا اساس برندهای اونها شناخته می شن و حتی اخیرا مقاله ای خوندم در خصوص برند کشورها که صرفا حاصل فعالیت های سیاسی نیست ( برای مثال کشور سنگاپور رو یک کشور خلاق می دونن به علت برندهاش که خلاقن و ...)
    امیدوارم که با ورود برندهای معتبر رفتارمصرف کننده معقول تر باشه و از همه مهمتر شرکتهای ایرانی ای که فقط اسما شرکت هستن و در اصل به حجره بیشتر شباهت دارن هم از همین الان احساس خطر کنن. ( به شخصه ترس رو در چهره دارندگان شرکت های بازرگانی کوچک و متوسط به پایین دیدم...).
    البته از جهاتی هم این رویداد رو در جهت توسعه بازرگانی و به خصوص بازاریابی ایران می دونم چراکه دیگه نیاز نیست که فقط فعالان بازاریابی برای برخی شرکتها روضه خونی کنن و عملا اتفاقات قابل رویت است...
    از فانتزی های خودم هم اینه که یکی از شرکت های معتبر خدمات مشاوره مدیریت وارد ایران بشه وبتونیم چرخه فعالیت اون رو رصد کنیم، شاید خیلی از برندهای شخصی هم نیاز به جنگ تن به تن داشته باشن....

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *