خلقیات ما مصرف کنندگان ایرانی در سایه شبکه های اجتماعی

مهدی حسن زاده: کافیست سری به صفحه اینستاگرام مایکل پورتر یکی از بزرگان حوزه برنامه ریزی راهبردی در دنیا بزنید، صفحه ای تنها با ۱۶۹۹ فالوئر که تا لحظه نگارش این متن، عکسی از او به همراه نارندا مودی نخست وزیر هند با گذشت ۲ ماه از تاریخ انتشار آن، تنها ۱۳۲ لایک دریافت کرده است. حال این میزان از فالوئر ها و لایک ها را مقایسه کنید با بعضی از سخنرانان کسب وکار ایرانی که صفحات آن ها چندین هزار فالوئر و لایک را با خود به همراه دارند. این شرایط را در میان سایر اقشار جامعه هم میتوان دید. از سیاستمداران کشور های غربی، هنرمندان هالیودی و ورزشکاران حرفه ای دنیا گرفته تا شرکت ها و سازمان های تجاری و غیر تجاری چند ملیتی، باز هم در فضای اجتماعی اینستاگرام طرفداران کمتری نسبت به همتایان ایرانی خود دارند.

جدای از مباحثی همچون دستکاری های نرم افزاری جهت خرید و افزایش فالوئر و لایک غیر واقعی، آن چیزی که در این میان ذهن ما را درگیر میکند چرایی این میزان از احساس نیاز به دیده شدن در میان جامعه ایرانی می باشد. دیده شدن، نیاز روانشناختی همه آدمیان از همان بدو تولد می باشد اما گویا همه افراد به یک اندازه این احساس را نیاز نمی کنند و شدت این احساس وابسته به ساختار روانی و جایگاه اجتماعی فرد می باشد، این تفاوت را علاوه در سطح فردی، در سطح جوامع گوناگون نیز می توان مشاهده کرد. برای نمونه آن چه امروزه فضای غالب شبکه های اجتماعی ایرانیان را فراگرفته، وسوسه اکثریت جامعه به نشان دادن یک خود ایده آل و خاص با شدت بیشتری نسبت به شهروندان کشورهای توسعه یافته می باشد، به گونه ای که کاربر ایرانی سعی دارد تا خود را در سطحی از فرهیختگی و روشنفکری بالاتر از عموم جامعه به نمایش بگذارد.

در همین رابطه دکتر مقصود فراستخواه از اساتید بزرگ جامعه شناسی، در کتاب ما ایرانیان خود به تبیین برخی از خصوصیات رفتاری ایرانیان پرداخته است که دو ویژگی زندگی نمایشی و پر هیاهو و همچنین مقلد بودن از مباحث ایشان را به عینه می توان در میان خلقیات ایرانیان در فضای مجازی مشاهده کرد.

البته این جریانات دنیای مجازی از رفتار خاص ما ایرانیان نشات گرفته از دنیای واقعی می باشد. ما در جامعه ای زندگی می کنیم که یک کارمند ایرانی دو برابر حقوق ماهانه خود را صرف خرید یک تلفن همراه پرچمدار میکند، کالایی مصرفی که هزینه آن برای یک شهروند آمریکایی با میزان حقوق متوسط جامعه، معادل یک پنجم حقوق ماهانه اش می باشد. این میزان مدگرایی و مصرف گرایی را در بازار محصولاتی همچون خودروهای مدل بالا، لباس های مارک دار و لوازم خانگی لوکس نیز مشاهده می شود که فقط برای خاص بودن هزینه های گزافی را برای خرید آن ها می پردازیم. البته این امر فقط مختص قشر مرفه جامعه نیست. سایر اقشار جامعه و حتی دهک های با درآمد پایین  نیز متناسب با درآمد خود این رفتار مصرف گرایی و مدگرایی را در مقیاس کوچکتری تکرار می کنند. شبکه های اجتماعی به دلیل سرعت بالا در انتشار و گسترش پراکندگی اطلاعات به اپیدمی شدن این مدگرایی کمک شایانی کرده است به گونه ای که رفتار هایی که تا سالیان گذشته بیشتر در شهر های بزرگ ایران روی می داد را به یک رفتار عام در سطح کشور تبدیل کرده است.

بررسی این که مسئولیت این گونه رفتار سانتی مانتالیسم گرایانه، مدگرایی  افراطی ، توجه بیشتر به ظاهر تا به باطن و غلبه هیجانات و تلقین پذیری بر استدلال ورزی و خردگرایی به روشنفکران جامعه ما بر میگردد یا به توده و همچنین مطالعه پیرامون اینکه چه ساختار هایی در طول تاریخ ایران سبب پیدایش و همه گیر شدن این سبک از رفتار جمعی شده است را به متخصصان جامعه شناسی واگذار می کنیم اما از منظر علم بازاریابی به طور کلی این عوامل سبب می گردند تا مطالعات محیط کلان بازاریابی پیرامون جامعه ایرانی از اهمیت بیشتری برخوردار باشد. در شرایطی که بازار امروز ایران به دلایل اقتصادی و سیاسی آن تحرک مورد انتظار را دارا نمی باشد، می توان با مطالعه دقیق نیروهای فرهنگی و تکنولوژی خاص بازار ایران که بیشتر موارد یاد شده را در بر می گیرند، به مزیت های رقابتی قابل توجهی نسبت به رقبا دست پیدا کرد.  همچنین این ویژگی های رفتاری سبب می گردد تا بازه زمانی برای رسیدن به پیک نمودار انتشار نوآوری در زمان ارائه یک محصول جدید بسیار زودتر از جوامع دیگر حاصل گردد و به همین ترتیب با مد شدن محصول میان عوام جامعه به سرعت بیشتری از محبوبیت آن کاسته شود که این خود نیازمند تفکر جدی پیرامون راهکارها و همچنین زمانبندی انواع ثبلیغ پیرامون محصول می باشد.

علاوه بر این ها، درک این نکته ضروری می باشد که برای مشتری ایرانی احساس خاص بودن از اهمیت بالایی برخوردار است. این امر سبب اهمیت یافتن بازاریابی تعاملی interactive marketing می گردد تا شرکت به طور مستقیم one on one engagement به برقراری ارتباط با مشتریان بپردازد. شبکه های اجتماعی تسهیل گران بسیار مناسبی در این رویکرد می باشند تا با درگیر کردن مشتریان بتوان ارزش مناسبی به تجربه استفاده آن ها از برند افزود و حتی فضای احساسی را بوجود آورد تا هر کدام از مشتریان طعم شیرین خاص بودن را تجربه کنند.  البته این رویکرد جز با در پیش گرفتن فرهنگ مشتری مداری در سراسر سازمان میسر نمی شود. فرهنگی که نیاز و چه بسا امروزه احساس خاص هر کدام از مشتریان خود را سرلوحه خود قرار می دهد تا شاهد تولید محصولات و ارائه خدماتی در سطحی باشد که بتواند به افزایش پرستیژ برند بینجامد. پرستیژی که برای مصرف کننده ایرانی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می باشد.

بطور کلی با توجه به نقش شبکه های اجتماعی در تشدید الگوهای رفتار خرید مشتریان ایران، صرفا مطالعه منابع علمی و پژوهشی غربی و همچنین در پیش گرفتن رویکردهای بازاریابی کشور های صنعتی در بسیاری از موارد پاسخگوی شرایط جامعه امروز ما نمی باشد و نیاز به مطالعات مشترک میان متخصصان علوم بازاریایی و جامعه شناسی با محوریت رفتار مصرف کنندگان ایرانی بیش از پیش احساس می شود.


4 thoughts on “خلقیات ما مصرف کنندگان ایرانی در سایه شبکه های اجتماعی”

  1. سلام ودرود به همه...
    دستمریزاد آنقدر خوب است که میتوان چندین بار خواند رفتار مصرف کننده ایرانی مطلبی که هر چقدر بحث شود کم است خصوصا که جنس رفتار مصرف کننده از نوع سیستمی است و اصلا نمیشه یک بعدی نظر داد امیدوارم متخصصان کافه در این مبحث هم تخصصی ورود کنن نظیر تبلیغات و ریزکاری های این بخش رو بیشتر بازکنند...پایدار باشید

  2. سلام و درود
    راجب رسانه اجتماعی دلیلش این که در خاورمیانه اینستاگرام پرطرفدار تره ، امریکا و اروپا تویتر و اسنپ
    مایکل پورتر هم مثل ما ایرانی ها علاقه مند به گرفتن تایید از جمع است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *