درسی آموختنی از یک بلال فروش// این طور کار خود را رونق ببخشیم.

خاطره ای به قلم محسن عامری: چند هفته پیش، هنگامی که با همسرم در خیابان های شیراز در حال رانندگی و بازگشت از خرید بودم، گرسنه شده بودیم و در ذهنم به دنبال چیزی می گشتم تا بخوریم، اما نمی دانستم به چه نوع خوراکی میل دارم و همسرم هم هیچ پیشنهادی نداشت که ناگهان چشمانم به بساط بلال فروش های کنار خیابان افتاد و پس از موافقت همسرم با خوردن بلال، توقف کردیم تا دو عدد شیربلال نمکین بخریم و نوش جان کنیم. پس از انتخاب ذرت ها، آقای شیربلالی  روی زغال گداخته شروع به کباب کردن بلال ها کرد و بعد از این که حسابی برشته شد، خیلی شیک  آنها را در یک ظرف یک بار مصرف (البته با قابلیت بازیافت و بازگشت به محیط زیست) قرار داد، سپس یک لیموی شیرازی رو برش زد و همراه با دو عدد خلال دندان در ظرف قرار داد و به ما گفت تا از انواع افزودنی هایی که در یک قفسه در کنار دست خودش قرار داشت شامل نمک، فلفل سیاه و قرمز، آویشن، گل پر، سرکه و حتی آبلیمو برای طعم دار کردن بلال ها به انتخاب و سلیقه خودمان استفاده کنیم. قیمت این بلال (هسته اصلی محصول) و خدمات اضافه ی آن(عناصر تکمیلی محصول) نه تنها در مقایسه با سایر رقبایی که درهمان محدوده بساط بلال فروشی خودشان را پهن کرده بودند گران تر نبود، بلکه به اندازه 500 تومان هم برای هر بلال ارزان تر بود(ایجاد دو مزیت رقابتی).

این حرکت آقای بلال فروش که برای مشتریان خود تا این اندازه احترام و اهمیت قائل شده بود، به نظر من نه تنها منجر به افزایش رضایتمندی و یا حتی مشعوف سازی مشتریان می شود، بلکه می تواند برای خود، مشتریان وفاداری هم دست و پا کند و از مشتریان خود بازاریابان بالفعلی بسازد که دهان به دهان از وی تعریف کنند و برای او به صورت مجانی و البته موثر تبلیغ نمایند.

واقعاَ آروز دارم که بنگاه های اقتصادی ما نیز به اندازه این بلال فروش عزیز که به صورت خوجوش و بر اساس تجربه اینچنین در حال رونق بخشیدن به کسب و کار خویش هست؛ کمی بیاموزند و با ارزش آفرینی برای مشتریان خود، در کسب و کار خود به موفقیت بیش از پیش دست یابند.  


7 thoughts on “درسی آموختنی از یک بلال فروش// این طور کار خود را رونق ببخشیم.”

  1. شنبه همین هفته ساعت 6.50 صبح من بلیط برای پرواز به کرمان داشتم .ساعت 6کارت پروازم رو گرفتم و به سرم زد که حالا که تا دوماه دیگه بر نمی گردم بهتره که موهام رو یه کم کوتاه کنم و باتوجه به اینکه موفق نشده بودم به ارایشگاه همیشگی برم ،ارایشگاه فرودگاه رو واسه این کار انتخاب کردم با این استدلال که بالاخره ارایشگاه تهران هستش :)ساعت 6.15نوبت من شد و به ارایشگر گفتم که 6.45پروازم هستش واسه اینکه 5قیقه هم واسه اطمینان داشته باشم. اخرهای کارش بود که دیدم اسم من رو دارند پیج می کنند که زودتر بیام سوار اتوبوسهای فرودگاه جهت رفتن به نزدیک هواپیما بشم که از ارایشگر خواستم زودتر کار رو تموم کنه و بدون اینکه سرم رو بشورم خودم رو رسوندم که در نهایت ساعت 6.33 دقیقه اونجا بودم .در این هنگام مسئول مربوطه گفت اقا جا موندی .منم در جواب گفتم پرواز 20دقیقه دیگست لطفا من رو به هواپیما برسون که ایشان عنوان کرد تازه واسه من زمان هم تعیین میکنی و………..خلاصه 50درصد پول بلیط پرید و برای یک ساعت بعد یعنی 8.10بلیط گرفتم و یه موتاه کردن با هزینه ارایشگاه واسه من 84تومن آب خورد ، برگشتم و با خیال راحت از آرایشگر خواستم سرم را بشوره و بعد از خرید روزنامه برای پرواز جهت سوار شدن به اتوبوس به سالن مربوطه رفتم .بعد از کلی معطلی دیدم که دقیقا در ساعت 8.10که ساعت پرواز بود مسافران اجازه سوار شدن به هواپیما رو پیدا کردن …تو اون لحظه چند تا چیز رو با خودم مرور کردم.
    *فحش به مسئول مربوطه که با اعتماد به نفس کامل یک ساعت پیش می گفت که زمان تعیین میکنی!!!
    * سلام ودرودی به مورفی که با قوانینی که از زندگی روزمره وضع کرد درست نمی دونم اون زندگی رو دگرگون کرد یا قوانین معلول روند زندگی ما هستن و نهایتاَ اینکه یک بار پروازهای ما سرموقع انجام میشه اونم شانس من همین امروزه
    *وظایف کارمندی و مقاله ای که پارسال خونده بودم که ایا کارمندی که همیشه براساس مقررات کار کند بهتر است یا اینکه بعضی وقتها پایش را از مرزهای مشخص شده کاری ان طرفتر گذاشته و حتی به قیمت نقض کردن قوانین به مشتری سرویس بهتری دهد؟؟؟؟؟؟
    واقعا وقتی یک بلال فروش اینگونه عمل می کند ایا یک شرکت هواپیمایی به اسم ماهان که در ایران به گفته اکثریت بهترین پروازها را دارد چرا اینگونه عمل می کند؟شاید یکی از دلایل ان را به توان در مطلب اقای عامری دید یعنی انجایی که بحث بلال فروشان همسایه را مطرح کرد که در بازاریابی و علم بازار با کلمه رقیبان تعریف می شوند…

  2. ممنون از همشهری خوبم بابت این درس آموختنی.

    از نمونه های دیگری که من چند روز پیش با نمونه ایی این چنینی برخورد کردم دست فروش ” باقالی فروش” بود.
    ایشون هم در شیراز دقیقا از این ترفند استفاده می کنند ولی قیمت پایین تر را عرضه نمی کنند اما برخورد مناسب فروشنده باعث شده که مشتریان بسیاری از جمله پدر خودم با حس وفاداری به ایشون از مسافت های طولانی تنها به مقصد خوردن این محصول نزد ایشون بروند.

  3. تبریک!مثل اینکه از این خلاقیت ها فقط در شیراز دیده می شود!

    البته یکی از دوستان تعریف می کرد که در واگن های متروی تهران، به کیس جالبی برخورد کرده که دستفروش مورد نظر بر خلاف سایرین که تا حد زیادی با مظلوم نمائی و بنجل فروشی دست به ایجاد آلودگی ذهنی در مسافرین می کنند، با ظاهری آراسته و رعایت اصول personal selling که شاید نمونه ی آنرا در کتاب ها و روش فروش شرکت AVON دیده باشیم، دست به فروش اسپری عرق گیر در واگن های مترو نموده که خواندن روش پرزنت کردن آن خالی از لطف نیست:

    “وقت بخیر خانوم های محترم!
    می بخشید که وقتتون رو گرفتم
    فصل تابستون هستش و هوا گرم و شما هم حساس به تعرق و بوی نامطبوع اون
    من بهتون اسپری های رکسونا رو پیشنهاد می کنم که علاوه بر قیمت مناسب، تاریخش هم نگذشته و می تونید بهترین رایحه رو به سلیقه ی خودتون انتخاب کنید”

    جالب بود؟ این روش ارائه اگر هم منجر به خرید نشود، حداقل ایجاد یک Attention در مشتری می نماید که قابل مقایسه به دستفروشی نیست.
    در نمونه ای که ذکر کردم و به گواهی شاهد تقریبا تمام موجودی فروشنده با چنین پرزنت قدرمتندی به فروش رفت و مشتریان نیز احساس لذت از خرید داشتند.
    به قول یکی از اساتید بازاریابی، دنیای امروز جهان ارتباطات است و ما باید یاد بگیریم بهترین اثر Positive image را روی ذهن یکدیگر و به خصوص مشتریانمان بگذاریم.

    1. جالب بود اقای خدنگی خواستم برای درج در کافه نگه دارمش اما گفتم زود منتظر کنیم تا همه لذت ببرند.
      شاید بزودی یه بخش برای مشاغل خلاق و گمنام در کافه باز کردیم

  4. نظر هارو میخوندم دوس داشتم منم بگم از این شغل
    ۲۵ سالمه لیسانس مهندسی نرم افزار
    دارای مدارک سیسکو و لینوکس
    مربی بدنسازی سابقه حضور در مسابقات و چندین مقام
    با تمام این وجود شبا رو با دوستم میریم بلال فروشی چون دارم زبان میخونم برای مهاجرت وقت کار های تمام وقت رو ندارم
    وقتی دست فروشی رو انتخاب میکنی میای تو دل جمعیت و حرفای همه رو میشنوی
    دوستای خوبی پیدا میکنی
    بعضی ها تمسخر میکنن بعضی ها تشویق
    بعضی ها اذیت میکنن بعضی ها کمک
    اینارو نوشتم واسه هم سن و سال هام واسه دوستایی ک درس خوندن و منتظر شغل مرتبط هستن
    رفیق جیب خالی شغل مرتبط با رشته ات حالیش نیس
    دست بکارشو و کنارش برای هدفت بجنگ و به هدفت برس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *