پرونده ای برای اسنوا // سومین یادداشت رسمی دست اندرکاران پروژه "ریبرندینــگ" اسنــوا ( توصیه می کنیم مطالعه این پروژه را از دست ندهید)

همان طور که قول دادیم پروژه ریبرندینگ اسنوا را رصد می کنیم.در این بخش به ترتیب تاریخ یادداشت رسمی دست اندرکاران این پروژه را که در اختیار کافه بازاریابی قرار گرفته است را منتشر می کنیم.همواره جدید ترین یادداشت در بخش ابتدایی این متن قرار می گیرد. اگر برای مرتبه نخست است وارد این صفحه می شوید مطالعه را از یادداشت اول شروع کنید. توجه کنید برای خواندن یادداشت های نخست می بایست به پایین صفحه بروید. 

***************************************************************************************************

مـــــــــــــــــــعـــــــــــــــــــرفی تـــــــــــــیم اجــــــــــــــــــــــــرایی

رضــــــــــــــــــــــــا گنـــــــــــــــــجوی: مشــــــــاور پــــــــــــــروژه ریبرندینــــگ اسنوا

امیـن کاچار: مدیر و نماینده کارفرما در پروژه ریـبرندینگ اسنوا

علـی نانگــــــــــــــر: طـــراح هویت بصــــــــری پروژه ریبرندیــــنگ اسنوا

***************************************************************************************************

***************************************************************************************************

 یــــــــادداشـــت سوم: شش چالش ما در پروژه بازتعریف برند اسنوا

                              تــــــــاریـــخ انتــــــشار: ۱۱ اسفند ۱۳۹۳

هر محصول، فرآیند، رفتار، تبلیغ و استراتژی که در یک سازمان تولید و اجرایی می­شود در شکل­گیری تصویر ذهنی ذینفعان از سازمان موثر است. در گذر زمان کم­کم این ذهنیت به شهرت و هویت آن سازمان بدل می­گردد. هنگامی که این هویت متمایز و متناسب با ارزش­های ذهنی ذینفعان باشد چنان اثری بر آنها  گذاشته که منجر به وفاداری دائمی مشتریان و ایجاد هم­آوایی و سینرجی در درون سازمان می­گردد.

بسیاری از شرکت­های ایرانی در صنایع گوناگون، با توجه به الزامات رقابتی ایجاد شده، امروزه به سمت برندسازی حرکت کرده‌اند­. اما  ما درشروع کار می دانستیم نمونه موفق در حوزه تدوین و اجرای استراتژی دوباره باز تعریف برند در کشور حتی از تعداد انگشتان یک دست فراتر نمی رود. شاید می توانستیم نمونه انجام این کار را در بانک ملت و سامان مشاهده کنیم. مهمترین مشکلات ما در تحقق این مسیر عبارت بودند از:

  1. باز آفرینی برند یک پروسه است و نه یک پروژه: همان قدر که داشتن یک استراتژی باز آفرینی برند موفق الزامی است، طراحی یک ساختار متناسب جهت پیاده‌سازی استراتژی و نیز اجرای همراه و همگام برنامه‌های آن از سوی دیگر در گروه انتخاب چالش بزرگی است. از آنجایی که دوبازه باز آفرینی برند یک پروسه است، آنچه یک فرایند باز آفرینی را در کار خود موفق می‌سازد تداوم مسیر آن است. موضوعی که متاسفانه ما تجربه موفقی در گروه انتخاب در آن سراغ نداشتیم. عموما پروژه ها با هیجان آغاز و به سرعت تب آن می خوابد. همراه سازی سازمان با این تفکر استراتژیک یکی از بزرگترین مشکلات تحقق کار بود که در فاز اینترنال برندینگ به فعالیت های اجرا شده در مورد آن پرداخته می شود.

SNOWA (1)
 

  1. عدم تناسب ساختار سازمانی هلدینگ انتخاب با نوع مدل برند سازی : آیا سازمان در نهایت به دنبال مدیریت برند سازمانی (Corporate Brand) است و یا مدیریت برند محصول و خدمات (Product & Service Brand)؟

نمودار زیر تفاوت این دو نوع برندسازی را نشان می‌دهد.

SNOWA (2)

 

همان گونه که در نمودار فوق مشخص شده است، در برند محصول و خدمات محور (Product & Service Brand)، استراتژی برند بر فرآیندهای مرتبط با واحد بازاریابی سازمان ناظر بوده و عموما تاثیری که خدمات و محصولات ارائه شده در ذهن مشتریان می‌گذارند، تحت تاثیر و نظارت قرار می‌گیرد. اما در استراتژی برند سازمانی تمامی فرآیندهای سازمانی (و بالطبع آن فرآیندهای بازاریابی) تحت تاثیر برند قرار می‌گیرند و عمق تاثیرگذاری آن شامل تمامی ذینفعان سازمان می‌باشد. جدول صفحه بعد برخی از تفاوت‌های این دو نوع برندسازی را نشان می‌دهد.

عموما مدل برند سازمانی برای شرکت‌هایی که بدنبال مدیریت تمایزند و برند محصول برای شرکت هایی که محور آن ارتباطات برون سازمانی است پاسخگوست.

 SNOWA (3)

در صنعت لوازم خانگی، اساسا مدل برند سازمانی جواب گواست. اما از یکسو دانش این نوع مدیریت برند در کشور بسیار  نادر بود و از سوی دیگر ساختار سازمانی گروه انتخاب در هنگام شروع پروژه متناسب با تحقق این نوع مدل از مدیریت برند نبود. بر همین اساس در طول پروژه دو واحد سازمانی COE (Center of Excellence) یا واحد تعالی سازمان و VIC (Value Innovation Center) واحد خلق ارزش  ایجاد و دانش نحوه اجرای پروژه با آن وارد شد.در یادداشت های بعدی پروژه بیشتر در مورد آن صحبت خواهد شد.

  1. از آفرینی برند یک فرآیند استراتژیک است که کل فعالیت‌های سازمان را و نه فقط یک فعالیت محدود تبلیغاتی و بصری را تحت تاثیر قرار می‌دهد: ظاهر یک فرد می‌تواند باعث جذب اولیه شود، اما اگر باطن او متناسب با آنچه او نشان می‌دهد نباشد، نه تنها جذب بوجود نمی‌آید بلکه تبدیل به یک دافعه می‌گردد. برای آن که یک سازمان بتواند باز آفرینی برند را انجام دهد، ابتدا بایستی زیر ساخت‌های لازم برای هم‌آوایی کل سیستم با موضوع باز آفرینی ایجاد شود، سپس نمود بیرونی و بصری آن مورد توجه قرار گیرد. بر همین اساس است که بایستی به موضوع باز آفرینی برند به عنوان یک مگا پروژه استراتژیک نگریست که تبلیغات و نمود بصری یک جزء در آن می‌باشند.

 2015-02-28_22-20-45

ایجاد چنین نگاهی به پروژه باز آفرینی برند سازمان،یکی از بزرگترین چالش های گروه بود که با برگزاری دهها جلسه و کارگاه آموزشی، ذهنیت ها با کار و حوزه تاثیر گذاری آن هماوا شد. 

  1. شکست پیوسته ساختارهای ماتریسی در ایران و گروه انتخاب، عارضه‌ای که می توانست دامن مدیریت باز آفرینی برند را بگیرد: ساختارهای ماتریسی، مسئولیت‌هایی در سازمان‌ها هستند که وظیفه آنها هم‌راستا کردن عملکرد واحدهای مختلف در جهت تحقق بهتر یک هدف خاص است. مدیران محصول یکی از نمونه‌های معروف ساختارهای ماتریسی در ایران هستند. اما متاسفانه در بسیاری از موارد، ساختارهای ماتریسی بدلیل نامناسب بودن فعالیت‌های گروهی در ایران، نبود ساختارهای مناسب در واحدهایی که بایستی کار آنها یکپارچه شود، نداشتن اختیار کافی و ..... موفق عمل نمی‌کنند. مدیریت باز آفرینی برند در سازمان‌ها نیز تنها از طریق مدل‌های ماتریسی قابل تحقق است. این به معنای آن بود که مشکلات ساختارهای ماتریسی دامن مدیریت باز آفرینی برند در اسنوا را نیز می توانست بگیرد. برای حل این موضوع دو اقدام اساسی اجرا شد.
    • ساختار سازمان از حالت وظیفه ای به فرآیندی بدل گردید.
    • واحد COE جهت مدیریت ماتریسی برندها در انتخاب به مدیریت یکی از معاونین سازمان تشکیل شد تا از طریق جایگاه و برش ایشان این پروژه پیگیری گردد.

 

  1. مدیریت برند، مدیریت تمایز سازمان است و نه مدیریت تبلیغات و ارتباطات بیرونی سازمان: برند تمایزی است که منجر به ایجاد انگیزه جهت ایجاد ارتباط و تداوم همراهی با یک سازمان است. سازمان بیش از آن که در یک فرآیند برندسازی نگران حفظ و پایبندی به قواعد ارتباطی و بصری خود باشد بایستی وقت و ذهن خود را معطوف به تداوم خلق تمایزات تعهد شده خود نماید. در حقیقت این تمایز است که مانند یک اثر انگشت برای افراد خاص می‌ماند و او را خاص می‌کند. برای تحقق این موضوع، واحد VIC برای اولین بار در کشور تشکیل شد که وظیفه آن تحقق تمایز در محصول، خدمات و سیستم متنسب با ارزش های تمایز ساز برند بود.
  1. ضعف در نیروی متخصص جهت مدیریت باز آفرینی برند و همکاری در خلق و اجرای پروژه‌های باز آفرینی برند: برای موفقیت یک برند، گروه‌های مختلفی از درون سازمان و بیرون سازمان، بایستی دست در دست یکدیگر دهند تا موفقیت یک برند را تضمین کنند. ایجاد هماهنگی و زبان مشترک میان این نیروها بدون شک سخت‌ترین فاز زمینه‌ساز موفقیت پروسه برندسازی می‌باشد. موضوعی که در بسیاری از موارد تحقق آن در ایران امکان‌پذیر نمی‌گردد. در پروژه باز آفرینی برند اسنوا، مدیران بسیار توانمندی در حوزه بازاریابی و فروش به بدنه اسنوا ملحق شدند، در حوزه ارتباطات سازمانی، اتاق فکری متشکل از اعضای زیر در کنار ما قرار گفتند:

SNOWA (5)

 

در این فرآیند آژانس تبلیغاتی نقش سازنده ایده های تبلیغاتی و پخش کننده را برعهده داشتند. خوشحال می شویم شما نیز ادامه دهنده گفتگوی چالش های ایران در پیاده سازی برند باشید.

***************************************************************************************************

***************************************************************************************************

 یــــــــادداشـــت دوم: اســـــــــــــنوا، از تعــــــــــــــــــادل تا حرکت

                              تــــــــاریـــخ انتــــــشار: ۱۴ بهمـــــن ۱۳۹۳

 

بسیاری از ما در زمان خرید یک کتاب، نگاهی به پشت جلد کتاب می‌کنیم تا بفهمیم این کتاب در خصوص چه محتوایی حرف می‌زند و یا چه‌حرف‌های جدیدی برای گفتن دارد؛ یعنی بامطالعه خلاصه کوتاهی از کتاب، تصمیم‌ خواهیم گرفت که کل کتاب را مطالعه کنیم یا نه؟وقتی برندی نیز به سمت ری‌برندینگ (تجدید برند) حرکت می‌کند، باید بتواند در قالب یک جمله بگوید که هویت جدیدش چیست و این هویت جدید، چه تغییری در بطن فعالیت‌های برند ایجاد خواهد کرد.بنابراین تعیین هویت بصری و معرفی آن، یکی از بزرگ‌ترین قدم‌های تحول سازمانی و ری‌برندینگ محسوب می‌شود.باید ریشه این هویت جدید را در اهداف و ارزش‌های برند جستجو کرد. اسنوا در صنعت لوازم‌خانگی به دنبال این است که یک خرید درست و آگاهانه را برای مصرف‌کنندگان رقم بزند. شاید برای مصرف‌کننده، خرید یک کالا با آخرین فنّاوری کار درستی نباشد، زیرا ممکن است او به بسیاری از قابلیت‌های محصول نیازی نداشته باشد. به‌عنوان‌مثال گوشی‌های تلفن همراه هوشمند امروزی قابلیت‌های زیادی دارند، ولی کاربران یا نسبت به این قابلیت‌ها آگاهی کافی ندارند و یا همه این قابلیت‌ها چندان ضروری و موردنیاز برای آن‌ها نیست.از طرف دیگر، اگر در عصر فنّاوری گوشی قدیمی چند سال قبل را هم خریداری کنیم، کار صحیحی انجام نداده‌ایم. پس نه الزاماً حرکت به سمت خرید بهترین فنّاوری جوابگوی نیاز ماست، نه این‌که از نمونه‌های قدیمی و سنتی استفاده شود منطقی به نظر می‌رسد.

ATT_1422899538355_01

برای دیدن تصویر با کیفیت تر روی ان کلیک کنید

ما باید در زندگی در عین تقاضا برای حرکت و تغییر، به دنبال تعادل و پویایی نیز باشیم. باید در زندگی در پی Move With Balance باشیم، یعنی در زندگی هم تعادل داشتن و هم حرکت داشتن را پیگیری کنیم. نه افراط خوب است و نه تفریط، بلکه انتخاب درست این است که محصولی خرید کنیم که مطابق نیازهای ما باشد. اسنوا به دنبال ایجاد حسی است که وقتی فردی اسنوا را می‌خرد، بقیه قضاوت کنند که این فرد انتخاب درستی انجام داده است. به‌عبارت‌دیگر، آن چیزی که بدردش می‌خورد را خریده است.اسنوا به ایرانیان می‌گوید چیزی بخر که به دردت می‌خورد و پول کالایی را بده که به قابلیت‌هایش نیاز داری. بدون برندی می‌تواند چنین محصولی تولید کند که برخاسته از فرهنگ همین مملکت باشد؛ یعنی بتواند تجربه و مطلوبیت مشتری را درک کند.

اسنوا این مزیت رقابتی را دارد که تجربه‌های این کشور ازنظر نیروی انسانی را با زیرساخت‌های موجود تلفیق کرده‌ تا بتواند، در تعادل و درحرکت بودن را در زندگی ایرانی ایجاد کند.بنابراین، حرف جدیدی که اسنوا می‌زند این است که «ایرانی کالایی بخر که به دردت می‌خورد». ما معتقدیم این قدرت را در زیرساخت‌هایمان ایجاد کرده‌ایم که در عین حرکت، تعادل را ایجاد کنیم. ممکن است یک برند خارجی نتواند چنین پیشنهادی به مصرف‌کننده ایرانی ارائه کند، زیرا نیاز متعادل یک ایرانی را نمی‌فهمد. البته از سویی ممکن است یک برند ملی نیز مطرح کند که «ایرانی کالای ایرانی بخر». ما چنین چیزی مطرح نمی‌کنیم بلکه می‌گوییم، «ما را با سایر کالاها مقایسه کنید، ما حرف‌هایی می‌زنیم که ایده تعادل و حرکت را نشان دهیم». این حرفی است که ما در جامعه ایرانی به دنبال آن هستیم و تجربه‌ای است که لایه‌های مختلف کشور نیز داشته است. لوگو و هویت جدید اسنوا نیز بر اساس همین Move With Balance طراحی‌شده است. در لوگو، استفاده از یک سمبل معروف جهانی Move With Balance و تلفیق آن با هویت و نماد ایرانی باعث شده هویتی ایرانی با رویکرد جهانی به تصویر کشیده شود.

رنگ سبز و آبی استفاده‌شده در این طرح هویت بصری نیز نشان دهند تعادل و حرکت است، به‌گونه‌ای که سبز به‌عنوان نماد حرکت (Move) و آبی به‌عنوان رنگ تعادل (Balance) سازمانی در هویت بصری جدید اسنوا آمده است.

گام اول؛ روی ما حساب کنید: این‌که ما در کارمان باید نمادی از تعادل و حرکت باشیم، یک نگرش، باور، ارزش و شعار بلندمدت است؛ اما ما باید در هرسال، بخشی از این حرکت را نمود دهیم و بخشی را برای مردم و سازمان ملموس کنیم.

اولین گام برای نشان دادن این حرکت و تعادل، شعار «روی ما حساب کنید» است. در دورانی که اعتماد متقابل برای این مهم که افراد روی یکدیگر حساب کنند کم‌رنگ شده است، روی یک سازمان و برند حساب کردن ارزش بزرگی است.

روی فردی حساب کردن به این معنی است که نه‌تنها دیگران مطمئن‌اند کارش را به‌درستی انجام می‌دهد، بلکه خیالشان راحت است که هر مشکلی در کار به وجود می‌آید را حل کرده و انتظاری که از او می‌رود را انجام می‌دهد.

وقتی فردی به دیگری می‌گوید روی تو حساب می‌کنم، یعنی می‌دانم نتیجه را به من می‌دهی نه این‌که صرفاً کارت را درست انجام می‌دهی.

اسنوا به دنبال این است که به مصرف‌کننده  این آسودگی خیال را بدهد که بتوانند روی این برند ملی حساب کنند. از طرف دیگر، در درون سازمان نیز هر واحدی باید این باور را ایجاد کند که بقیه واحدها می‌توانند روی او حساب کنند.

یعنی هر واحد پاسخگوی سایر واحدها و همکاران خود است. بر همین اساس در اولین گام پروژه ری‌برندینگ اسنوا، شعار روی ما حساب کنید به‌عنوان مفهوم و ارزشی که بتواند بیان‌گر حرکت با تعادل (Move With Balance) باشد انتخاب‌شده و بیانیه برند تعیین می‌کند وقتی قرار است روی فردی حساب کنیم، به چه معنی است.زمانی که بتوانیم این شعار را باورپذیر کنیم، می‌توانیم گام دوم حرکت‌ و تعادل را انجام دهیم که در این گام تکیه‌بر نوآوری‌های خودمان را به‌پیش خواهیم برد. بر همین اساس، بیانیه برند اسنوا با شعار روی ما حساب کنید و تبیین هشت ستون اسنوا تدوین‌شده که در ادامه می بینید.

snowa

برای دیدن تصویر با کیفیت تر روی ان کلیک کنید

***************************************************************************************************

***************************************************************************************************

 

یــــــــــــــــــادداشـــت اول: چـــــــــرا ری‌بــــــــــــــرندینــــــــــــــــگ

             الزاماتی که اســـــنوا را به سـمت ری‌برندینگ سوق داد

                تــــــــــاریـــخ انتــــــــــــــــــــشار: ۸ بهمـــــن ۱۳۹۳

 

کسب‌وکارهای مختلف، دوران رشد و بلوغ متفاوتی را طی می‌کنند. بعضی کسب‌وکارها در ابتدای دوره شکل‌گیری خود نیاز دارند به‌سرعت رشد کنند که برای رسیدن به این هدف، زیرساخت‌های مورد انتظار را ایجاد می‌کنند. بعضی سازمان‌ها این دوران را رد می‌کنند و به دورانی می‌رسند که نامش را بلوغ سازمانی می‌گذاریم.

life cycle
life cycle

 برای دیدن تصویر با کیفیت تر روی ان کلیک کنید

علم مدیریت، منحنی عمری به‌صورت منحنی سینوسی برای نمایش دوره عمر سازمان‌ها معرفی می‌کند. طبق این منحنی، سازمان‌ها در دوره‌ای رشد کرده و بالا می‌روند و در دوره‌ای، دوباره افول کرده و پایین می‌آیند. با توجه به این منحنی، سازمان‌ها باید دقت کنند که وقتی ازنظر عمر سازمانی به قله منحنی رسیدند، به‌جای ورود به دوران افول و فاز منفی منحنی سینوسی، منحنی جدیدی آغاز کرده و به رشد سازمانی ادامه دهند. به عبارتی باید تحولی ایجاد کنند، به شکلی که انگار از صفر خط جدیدی بالا می‌آید، شکل می‌گیرد و تعالی سازمانی از نقطه عطف منحنی ادامه پیدا می‌کند.سازمان‌ها تلاش می‌کنند این نقطه را شناسایی کرده و وقتی عمر آن‌ها به این نقطه رسید، اجازه ندهند وارد فاز نزولی شود و با ایجاد تحول، به حرکت در فاز مثبت ادامه می‌دهند.این نقطه عطف، نقطه‌ای است که باید در آن پارادایم ایجاد شود، یعنی حس تحول در ساختارها تزریق شود. سازمان‌ها در این پارادایم‌ها به سمت ری برند (تجدید برند)  حرکت می‌کنند؛ یعنی برای این‌که نشان دهند تغییر کرده‌اند، می‌گویند من را با یک نگاه جدید ببینید.

به‌عنوان‌مثال، کارمندان یک سازمان هم در طول مدت فعالیت خود منحنی عمر دارند. آن‌ها در زمان ورود به سازمان برای دیگران جذاب و ناشناخته هستند. ولی پس از مدتی از رشد این فرد، بقیه حس می‌کنند که بر او رکود حاکم شده است. در این دوره، فرد یا وارد دوران افول می‌شود و یا تصمیم می‌گیرد از خود تصویر جدیدی برای سازمان و همکاران ایجاد کند. مانند این‌که در مقابل جمع بگوید: «من نوعی را که تاکنون این‌گونه شناخته‌اید، از این به بعد با هویت دیگری خواهید شناخت و من یک انسان جدید هستم.»

سازمان‌ها نیز ناگزیر هستند که در طول چرخه حیاتشان این ری برند را ایجاد کنند، وگرنه آن حس سکون و باقی ماندن در آن‌ها به وجود می‌آید.

اما سؤال مهم در مورد کیفیت و چگونگی این تغییر است. در ادامه مثال قبلی، اگر کارمندی که ده سال در سازمان شاغل بوده، روزی وارد محیط کارشده و به دیگران بگوید: «از امروز من را به‌صورت فرد جدیدی خواهید دید»، دیگران چه واکنشی نشان می‌دهند؟

اولین سؤال آن‌ها از همکارشان این است که دقیقاً چه تغییری در تو ایجادشده. اگر فقط لباس فرد تغییر کرده، چنین تحولی نمی‌تواند به‌صورت یک تحول اساسی و باورپذیر مطرح شود. آن‌ها در رفتار و عملکرد همکار خود به دنبال تغییرات عمیق و زیرساختی می‌گردند. از این مثال، به‌عنوان دریچه‌ای برای ورود به بحث ری‌برندینگ اسنوا استفاده می‌کنیم. طبق بررسی‌ها، در اسنوا تحولاتی صورت گرفته و زیرساخت‌هایی ایجادشده که می‌تواند دلیل باورپذیری ری‌برندینگ اسنوا را نشان دهد:

۱) در سازمان تحولات تکنولوژیک صورت گرفته و سازمان در این زمینه به‌خوبی رشد پیداکرده است. زمانی اسنوا آن‌قدر فنّاوری بالایی نداشت که بتواند به‌سرعت محصول جدیدی را باکیفیت مطلوب ارائه کند، ولی در حال حاضر فنّاوری ایجادشده در حدی است که توجه و تحسین هر فردی را که وارد سازمان می‌شود، برمی‌انگیزد.

۲) اسنوا در حوزه تحقیق و توسعه، از شرکتی تولیدکننده فیچر، به شرکتی ارتقا پیداکرده‌ که می‌تواند پلتفرم جدید ارائه دهد. نمونه این تجربه در ماشین لباسشویی، اجاق‌گاز و غیره قابل‌مشاهده است. اسنوا حالا به نسل سوم این تحول ورود پیدا می‌کند و به دنبال ایجاد یک پارادایم جدید است. اسنوا می‌خواهد فنّاوری را توسط خود شرکت در ساختارهایش ایجاد کند که به همین دلیل، بخش تحقیق و توسعه برنامه‌ریزی جامعی صورت داده است.

۳) تحولات مثبت و خوبی در حوزه بازاریابی اتفاق افتاده است. اگر فعالیت‌های بازاریابی گذشته سازمان بیشتر مبتنی بر این بوده که دنبال کننده باشیم و به دنبال نیاز مشتری بگردیم تا نیاز را از طریق تولید محصولات تأمین کنیم، قرار است به‌واسطه تشکیل واحدهایی مانند VIC و شکل‌گیری مدیران برند، ازاین‌پس تجربه‌های مطلوب را در اختیار مشتری قرار دهیم.

۴) ایجاد دانش تولید محصولات مختلف لوازم‌خانگی در ایران، از دیگر زیرساخت‌های مهم است. به‌طور یقین وقتی می‌خواهیم یک تولیدکننده موفق یخچال فریزر باشیم، باید در بخش‌های مختلف داخلی و خارجی تأمین‌کننده‌های خوبی شناسایی کرده و اعتبار لازم برای همکاری‌های مختلف نیز ایجادشده باشد که اکنون این فعالیت مهم زیربنایی نیز به نتیجه رسیده است. به‌واسطه همین موضوع بوده که نگاه‌های فرایند محور در سازمان ایجاد شد که به‌واسطه این تحولات و همچنین دیگر تحولات مشابه در بخش‌های دیگر، می‌توان اطمینان داشت که زیرساخت ایجادشده برای ری‌برند (تجدید برند) به وجود آمده است.

۵) حرکت سازمان فروش به سمت توسعه برندشاپ و فروشگاه‌های اختصاصی و به عبارتی حرکت به سمت خرده‌فروشی است. با توجه به این‌که کالای ما از کیفیت و فنّاوری بالاتری برخوردار است، لازم است کالایمان را بهتر و مستقیم‌تر به مشتری عرضه کنیم برای همین، سازمان در کنار نگاه به عمده‌فروشی، خرده‌فروشی را نیز موردتوجه ویژه قرار داده است. به همین دلیل، فروش اسنوا حرکتی را آغاز کرده تا بیش‌ازپیش به سمت افتتاح فروشگاه‌های اختصاصی و برندشاپ‌ها حرکت کند.

۶) تغییر مؤثر بعدی مربوط به بخش خدمات پس از فروش محصولات اسنواست. پیش‌ازاین زیرساخت‌های مناسب پاسخگویی به مشتری در حوزه خدمات پس از فروش ایجادشده، ولی از هم‌اکنون به مرحله رسیده که بتواند تحولی را نشان دهد. این تحول نه‌تنها خواسته‌های مصرف‌کننده را تأمین می‌کند بلکه مصرف‌کنندگان محصولات اسنوا را شگفت‌زده خواهد کرد. ازجمله این پروژه‌ها می‌توان به پروژه «نسیم رضایت» اشاره کرد که اسنوا فارغ از وظیفه‌ای که دارد، به پشتیبانی محصولات خود می‌پردازد که نمونه‌های این پروژه را در سال‌های پیش رو، بیش‌ازپیش شاهد خواهیم بود.

۷) تحولاتی در حوزه منابع انسانی و ... ایجادشده است. واحد منابع انسانی و سایر دستگاه‌های فرهنگی و رفاهی اسنوا بیش‌ازپیش به دنبال این مهم هستند که سازمان را به مکانی مطلوب برای کارکنان تبدیل کند و به مسائل انگیزشی توجه کافی داشته باشد.

 

به استناد این موارد، اسنوا توان انجام این ری‌برند را در خود می‌بیند. باید توجه داشت، ری‌برندینگ الزام سازمانی اسنوا بوده و این برند به دلایل متعدد باید به سمت ری برند حرکت کند که تعدادی از این دلایل در ادامه آمده است:

۱) سازمان برای مواردی که در بخش قبل به‌عنوان قابلیت‌های زیرساختی اشاره شد، سرمایه‌گذاری هنگفتی انجام داده است. نگاه فرآیندمحور، نگاه تکنولوژیک، نگاه جدی از زاویه تحقیق و توسعه و همچنین نگاه تحول ساز در بازاریابی نیازمند نیروی انسانی توانمند و ماشین‌آلات بروز و با فنّاوری بالاست. این مسئله نیازمند تزریق یک سرمایه‌گذاری سنگین بوده که سازمان باوجود مشکلات اقتصادی و تورمی سال‌های گذشته، این سرمایه‌گذاری را انجام داده است. پس برای نتیجه گرفتن از سرمایه‌گذاری و برگشت این سرمایه، باید به سمت ری‌برندینگ حرکت کنیم.

۲) بازار فعلی، به اسنوا با ذهنیت اسنوایی مانند همان برند سال‌های قبل بدون این سرمایه‌گذاری‌ها نگاه می‌کند. سازمان ما به‌واسطه سرمایه‌گذاری انجام‌شده می‌تواند حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشد، ولی وقتی مصرف‌کننده و یا فروشنده با ذهنیت قبلی با ما برخورد می‌کند، دقیقاً مانند این است که ما هیچ تغییری را اعلام نکنیم و بگوییم خود افراد بیایند و بفهمند که ما تغییر کرده‌ایم. ۹۰ درصد افراد اصلاً نمی‌آیند حرف بزنند تا بفهمند چه تغییری صورت گرفته است. پس سازمان‌ها ظاهر خود را همراه این باطن تغییر می‌دهند تا دیگران نیز حس ایجاد تغییری را داشته باشند، سپس به‌طرف سازمان بیایند و جزئیات تغییر را جویا شوند.

۳) بدون تردید ایرانی لایق این است که متناسب با نیازهای واقعی خود کالا و خدمات دریافت کند. در فرهنگ و ارزش‌های ما، مصرف‌کننده ایرانی تجربیات خاص خودش را می‌خواهد که شاید باتجربه کره‌ای و سایر تجربه‌های جهانی متفاوت باشد. یک ایرانی لایق است برندی داشته باشد که چنین تجربه‌ای را برایش رقم بزند. تا امروز، به این دلیل که برندها زیرساخت‌های تکنولوژیک، فرایندی، نیروی انسانی و بازاریابی نداشتند و یا شرکتی نبوده که این سرمایه‌گذاری را انجام دهد، این لیاقت محقق نشده است. در حال حاضر معتقدیم با سرمایه‌گذاری و عرق ملی که در این مملکت وجود دارد، می‌توانیم آن تجربه را توسط اسنوا ایجاد کنیم.

 

***************************************************************************************************

همه اهالی کافه منتظر نظر شما در مورد این حرکت هستند.


86 thoughts on “پرونده ای برای اسنوا // سومین یادداشت رسمی دست اندرکاران پروژه "ریبرندینــگ" اسنــوا ( توصیه می کنیم مطالعه این پروژه را از دست ندهید)”

  1. با سلام خدمت جناب گنجوی و تمامی دوستان.
    به عنوان فردی که تحولات اسنوا را کم و بیش دنبال کرده ام(خصوصا ورود اسنوا به صنعت تولید سینک ظرفشویی که نیازمند سرمایه گذاری سنگینی ست) معتقدم در بحث جذب نیروی انسانی ( بخش فروش ،بازاریابی) همچنین انتخاب و بخش بندی مخاطب هدف کمی دچار انحراف از ارزش ها و اهداف برند شده اید. (مطالب بیان شده تنها در زمینه بخش محصولات آشپزخانه : هود،گاز،سینک بود)
    عذرخواهی میکنم اگر مطالب بسیار وارد جزِییات شد اما معتقدم بحث نیروی انسانی و تارگت فروش تاثیر زیادی در معرفی بهتر برند اسنوا خواهد داشت...

  2. سالهاست که در عرصه تبلیغات ایران فعالم. عاشق تبلیغات هستم و به دقت فعالیت تبلیغاتی برند و آژانس های تبلیغاتی را دنبال می کنم. ریبرند یا شاید بهتر باشد بگوییم برند بوک اسنوا را بر روی عرشه های پل شیخ فضل اله دیدم. در فاز اول تیزینگ. رنگ ها رنگ های زیبا و آرامش بخشی هستند و مینیمالی زیبا و خاصی دارند غیر ماشینی و انسانی ترند و احساس شادابی و نشاط و آرامش را القا می کنند . با این که حرف s رو به راحتی می توان خواند و تشخیص داد اما نمیتوان آنرا در چند نگاه اول به اسنوا و لوازم خانگی ارتباط داد. لوگوبه نظرآشناست . لوگوی سونی اریکسون اولین چیزی است که به ذهن می رسد و در نگاه دوم یین و یانگ (نماد خیر و شر شرق دور- کره جنوبی) را می توان دید. پس لوگو منحصر به اسنوا نمی تواند باشد.شاید بهتر بود لوگوی متفاوت تری طراحی شود.
    شخصیت های موجود در تبلیغ و این که پشت به مخاطبند ولی صورتشان را به سوی مخاطب برگردانده اند جذاب است. هماهنگی رنگ لباس ها با رنگ های لوگو هم ظرح را زیباتر می کند اما این استوری و این رنگ های لطیف و مینیمال نیز آشناست چند وقت قبل مشابه آن شخصیت ها و رنگ ها را در بیلبورد های شمال شهر که توسط شرکت نوند انجام شده بود را یاد آور می شوند که محصولات سلومون را به تصویر کشیده بود.

    1. جناب آقای امینی
      با سلا
      از نقد شما متنشکرم . نگاه دقیق شما برایم بسیار جذاب و دوداشتنی بود.
      چیز ی که من تقاضا دارم |آن است که شما با نگاه موشکافانه خود هویت بصری اسنوا را مورد ارزیابی قرار دهید که در یادداشت های بعدی نحوه نمود آن در فضای فروشگاه و ... خواهیم دید نه صرفا لوگو را. بر اساس آن نقد فر مایید آیا به فضای اسنوا و لوازم خانگی می خورد یا خیر. زیرا تحلیل لوگو به تنهایی ارتباط دادنش با خوردن به یک صنعت چندان صحیح نیست.
      در مورد بیلبورد شرکت نوند ممنون می شوم آن را با ما درمیان بگذارید.
      ما را از راهنمایی هایتان محروم نکنید.
      ممنون.

    1. جناب آقای دکتر محمدیان عزیز، استاد بزرگوار و توانای عرصه بازاریابی ، سلام. بله من به عنوان عضو کوچکی از صنعت تبلیغات و در شرکت آیین هنر( مالک انحصاری رسانه دستگیره داخل واگنهای مترو و چهار رسانه ی انحصاری و به روز دیگر ) به عنوان سهامدار و معاون رسانه مشغول به خدمت می باشم

  3. با سلام
    مطلب جالبی را دراین نگاشته خواندم به نظرم برند ها یا بهتر بگویم محصولات و خدمات ایرانی در بسیاری از نوارد به این تغییر و تحولات نیاز مندند و احساس می شود دوره و عصر باز آرایی و باز پیرایی نام های تجاری ایرانی برای ورود به عرصه ایی جدید فرا رسیده از آقای گنجوی و همکارانشان ممنونم که با نگاهی نو بحث مدیریت سیستمیک برند را اجرایی کردند هم تبریک و هم خدا قوت و به امید اینکه سایر اساتید این حوزه هم ورود پیدا نمایند زیرا می توان گفت بیان کردن مثالهای جذاب از برند های موفق جهانی و به سخره گرفتن و مقایسه با محصولات ایرانی دیگر ورد زبان و نقل هر مجلسی شده که دیگر نه هنر است نه علم و جالب اینجاست تقریبا می توان در سابقه تمامی این شاهبرند های جهانی نیز این پوست اندازی و تحول را می توان بارها یافت
    ممنون از جناب محمودیان

    1. با سلام مجدد خدمت دوستان
      خواستم بپرسم آیا با پروژه های ریبرندینگ اجرا شده دیگری آشنا هستید؟ نقاط قوت و ضعف هایشان را می شناسید؟و شاید بهانه خوبی باشد که در این سایت که اولین نگاشته رسمی پروژه اسنوا را داشتیم کمی بیشتر در باره مثال شاهد های اتجام شده و عملکرد و فعالان پروژه هایش گفتگو کنیم
      شاد باشید

  4. با سلام خدمت همه دوستان، اساتید و بزرگان حوزه بازاریابی و تبلیغات

    اینجانب نیز از خوانندگان پرو پا قرص سایت و مطالب خوب و آموزنده آن می باشم که از کم سعادتی هایم عدم حضور فعال در بخش نظرات است.
    از آنجا که حوزه کاری بنده در همین صنعت لوازم خانگی است ، ضمن تبریک و خسته نباشید جانانه به جناب آقای گنجوی و همکاران محترمشان، علیرغم اینکه هنوز در حیطه تبلیغات و برندینگ درس پس می دهم و درجایگاه قضاوت نیستم ؛ جا دارد در دفاع از این گروه این نکته را عرض کنم که اگر نیم نگاهی به سایر رقبای کنونی و آتی اسنوا داشته باشیم، به درستی در میابیم که بر خلاف لوگو و رنگ آمیزی قبلی (قرمز) که یادآور استیل البرز و اخوان ( در صنف لوازم خانگی سینک، هود، گاز و فر) بود، این گروه تمایزی اساسی را نیز در پیش گرفته و حتی در زمینه تولید یخچال و فریز نیز متفاوت از برند سامسونگ و ال جی گام برداشته است که دقیقا بر اساس توضیحات به جا و تکمیلی دست اندرکاران پروژه حایز اهمیت است.

    نکته دوم اینکه از آنجا که این سایت یکی از پرمخاطب ترین سایت ها در زمینه تبلیغات و بازاریابی می باشد و خود بازدیدکنندگان می توانند عامل رساندن اطلاعات در محافل علمی و خانوادگی باشند؛ لذا حالا که در فضای مجازی بحث تیزینگ تبلیغات و علامت سئوال بودن بیلبوردها و تیزر تلویزیونی برای بینندگان به نتیجه رسیده است و همگان متوجه پاسخ برند مجهول در ذهنشان شدند؛ پیشنهاد می شود برای آنکه موضوع جذابیت خود را در جامعه و محافل از دست ندهد، تصاویر بیل بردهای سطح تهران و تیزر آن وارد فضای دوم کاری و معرفی محصول شود.

    مجددا به جناب آقای گنجوی و تیم سخت کوششان به پاس ایجاد این تحول عمیق در یکی از شرکت های ایرانی برای احیای مجدد آن تبریک می گویم. با احترام

  5. با سلام و خسته نباشید
    پروژه ریبرندینگ اسنوا برای بنده حساسیت خاصی دارد. و سوالات بسیار. که بتدریج بیان می کنم
    اول این لوگوی دایره ای شکل که ابهامات زیادی دارد. اصلا ارتباطی برقرار نمی کنم. صنعت لوازم خانگی و رنگ سبز؟؟ تقلید از سونی اریکسون ؟؟
    دوم: شعار روی ما حساب کنید خوب است اما برخی تیزرهای ساخته شده کج سلیقگی است. مانند تیزر تخریب سد . رفع مشکل آن. بسیار غیر حرفه ای و به نظرم ضد تبلیغ است. دلایل آن هم بدیهی است و نمی دانم چطور آژانس تبلیغاتی به آن بزرگی تایید نهایی داده. آن کلیپ بیشتر از آنکه حس اطمینان بدهد حس خطاکاری و سهل انگاری پیش از وقوع حادثه را القا می کند. تازه بسیار مسخره است که به پیچاندن چند مهره خطر به آن بزرگی از بین برود.
    ..... تا بعد

    1. مهدی جان سلام
      امیدوارم بتوانم سوالاتت و ابهامات شما را پاسخ دهم.
      در مورد ابهامات در مورد لوگو متنی در مورد هویت برند اسنوا نوشته شده و برای سایت کافه بازاریابی ارسال شده احتمالا ابهامات شما دوست عزیز را بر طرف می کند. رنگ سبز جزء رنگ های متداول صنعت لوازم خانگی است. کمی در برندهای خارجی بررسی فرمایید می بینید.
      من با نوشته شما در مورد تقلیدی بودن لوگو مخالفم عزیز من. این نوع نقادی که ما از هم می کنیم در صنعت تبلیغات که سریعا می گیم کپی زده ایم صحیح نیست. لطفا لوگوی سونی اریکسون را جلوی خود بگذارید و در ادامه متن به من بگویید چرا می گویید تقلید شده.
      در مورد تیزر سد، با گفته شما که مخاطب کمتر نسبت به دو تیزر دیگر با آن ارتباط برقرار می کنه، موافقم. محیط صنعتی است و هدف نشان دادن حس روی هم حساب کردن در محیط صنعتی است که دلیل آن در تیزرهای بعدی خواهیم دید.
      در مورد واقعی بودن اتفاق، این حداکثر اتفاقی است که در سد می افتد عزیز من. ما 3 روز برای شناسایی واقعی بودن اتفاق وقت گذاشتیم. بله عزیز همه مشکلات سد از طریق سیستم دیسپچینگ مرکزی و همین کلید هاحل می شود.
      ضمنا سمبلیک بودن هدف را فراموش نفرمایید.
      این تیزر توسط ایران نوین تولید نشده است. تنها پخش آن توسط ایران نوین انجام شده است.
      ما را از انتقادات (بیان توامان قوت ها و ضعفها) محروم نکنید.
      موفق باشید.

  6. با سلام خدمت دوستان
    از جناب آقای گنجوی سپاسگزارم که این یادداشت رو تهیه کردند. یادداشت بسیار جالبی بود پر از مطالب مفید و جذاب. صدای این ریبرندینگ جذاب به نظر میرسه و مطمئنا نتایج خوبی رو هم در بر خواهد داشت. فکر میکنم از اهرم خوبی هم برای نفوذ این تغییر در مخاطب استفاده، یعنی نفوذ در احساسات بوسیله تیزرهای احساسی به همراه شعاری دلگرم کننده
    اما با یه نکته نمیتونم کنار بیام و به نظرم کافی نیست و اونم طرح های تبلیغات محیطیه. راستش به نظرم سطح عملکرد تبلیغات محیطی به لحاظ محتوایی و طرح از پروژه ریبرندینگ عقب میمونه و نمیتونه اون پیام و حسی که تیزر تونسیته انتقال بده رو انتقال بده و این در حالیه که در حال حاضر اهمیت تبلیغات محیطی خیلی بالا رفته و حتی در برخی موارد بیشتر دیده میشه.
    به عبارت بهتر با هدف بزرگی که این پروژه داره راستش انتظار بیشتری از تبلیغات محیطیش داشتم
    خوشحال میشم اگر جناب گنجوی عزیز، نکته ای در خصوص مطرح کنند

    از مطلب لذت بردم
    شاد و موفق باشید

  7. با سلام به اعضای کافه و استاد گرامی دکتر محمدیان
    نکته ای رو می خواستم اشاره کنم که شاید به نظر دوستان دور از ذهن باشه. حرف من بیشتر در مورد دلیل انتخاب این شعار هست: فکر می¬کنم توی شرایط اقتصادی دشوار فعلی و شرایط مالی سخت برای ازدواج جوانان، و اینکه محصولات اسنوا اقلام مهمی از جهیزیه ازدواج رو شامل میشه، شعار «روی ما حساب کنید» رو انتخاب کردن. اگه سری به سایت اسنوا بزنید فروش اقساطی گذاشتن، مبلغی به عنوان هدیه، تخفیف می¬دن و هر مشتری که سبد محصولاتشون رو بخره یک دستگاه ال ای دی 32 هدیه می گیره. (کیا سبد کامل محصولات رو میخرن؟). با توجه به اینکه شرایط رکود اقتصادی برای شاید حدود 10 سال آینده ادامه داده [صحبت¬های کنفرانس اقتصاد که با تازگی برگزار شد] استراتژی «کاهش هزینه» می¬تونه موفق باشه. اما این استراتژی رو به صورت مشخص بیان نمی کنن چون مردم به کیفیت محصولات داخلی اعتماد چندانی ندارن، اگر به صورت مشخص به قیمت پایین یا شرایط آسان اشاره بشه، ممکنه تأثیر عکس بر فروش داشته باشه. بنابراین تلاش می کنن ضمن حفظ وجهه و جایگاه برندشون به عنوان یک برند باکیفیت و دارای پوزیشن مناسب، به طور ضمنی این پیام رو منتقل کنن که در شرایط سخت فعلی «می¬تونید روی ما حساب کنید»، و با این سیاست هدیه، تخفیف و فروش اقساطی هم وعده برندشون رو عملی دادن. در مورد لوگوی جدید به هر حال همین که لوگوهای دیگه رو تداعی ی کنه می تونه یه نقطه ضعفش باشه. ضمن اینکه دلیل انتخاب رنگ سبز برای لوگو از دید من، ایجاد امیدواری در شرایط فعلی است که باز هم با استدلال بنده در بالا همخوانی دارد.
    ارادت

  8. عرض سلام خدمت همه دوستان
    در ابتدا خرسندم که شرکت های ایرانی به مقوله بازاریابی بیشتر توجه نشون میدن مخصوصا در چند سال اخیر
    و چند نکته :
    1- در خصوص لوگوی طراحی شده دوار بودن لوگو مطلوب است رنگ ها یی انتخاب شده اند که تلقین آرامش و زیبایی و .. را تداعی میکنند حتی میتوان گفت آسمان و زمین را مد نظر داشته است ، استفاده از دو رنگ سلیقه من نیست اما در خصوص s باید بگم که راحت تشخیص داده نمیشه و یک مسله خیلی مهم که رعایت نشده خطوط نوک تیز در طراحی لوگو زیاد است
    2-برای من با خواندن مقاله ریبرندینگ شما جناب گنجوی یک سوال خیلی بزرگ بوجود آمده
    با توجه به تغییرات بسیار گسترده ای که فرمودین از تغییرات تکنولوژیکی و تحقیق و توسعه و بازاریابی تا توسعه برند و ایجاد دانش و خدمات پس از فروش و .... که حقیقتا فعالیت بزرگی محسوب میشه و همانطور که فرمودین سرمایه گذاری عظیمی بدین کار اختصاص داده شده و در بخشی دیگر اذعان فرمودین که مشتریان اسنوا ذهنیت مناسبی بر روی برند ندارند .
    چرا از یک نام جدید استفاده نکردید ؟؟؟؟؟

    نام اسنوا برای شرکت شما ارزش افزوده ای در پی نداشته حتی ممکنه جزو موانع شما باشه در این پروژه ، میزان و حجم تغییرات بنیادی است ، برای تغییر نام مشکل خاصی وجود نداشته( در مقایسه با یک بانک) ، و .....

    1. تبلیغات خوب برای برند بد فقط باعث تسریع در شناخت بدی آن برند توسط اکثریت مخاطبان میشه. اما اسنوا برند بدی نیست و من اون رو برند خوب و اکونومیکی می دونم که در صدر تولیدات لوازم خانگی داخلی ایستاده و از نظر مشتری کمی پایین تر از سامسونگ و ال جی هستش.
      از نظر من اسنوا برند جوانی هست و مثل ارج و نیک کالا اونقدر پیر نیست که نیاز به ریبرندینگ داشته باشه کما این که جنرال الکتریک یکی از قذیمی ترین شرکت های تولید لوازم خانگی هست و صدر نشین جهانیه وریبرندینگ هم نکرده.
      اسنوا باید تبلیغات خودش رو Value Base کنه و اسلوگانش رو طوری انتخاب کنه که این ارزش رو نشون بده و شاید بهتر باشه تو کمپین های تبلیغاتیش یه سبک زندگی Life Style ایجاد کنه و البته چیدمان فروشگاهیش رو ارتقا ببخشه و تولید کالای استاندارد تر رو پیش بگیره.

      اسنوا نمایندگی هاش رو با نام خانه اسنوا در سراسر کشور گسترانده که به خودی خود خوبه اما مرچندایزینگش قدری ضعیفه و باید بر روی چیدمان کارکنه علاوه بر اون باید مزیت رقابتی خودش رو درست شناسایی کنه و اسلوگانشو بر اساس همان مزایا تعریف کنه."روی ما حساب کنید" زیاد استفاده شده ، چیپ و جنراله. شاید بهتر باشه اسلوگان و حتی تک لاین هایی که انتخاب میکنه مرتبط با کیفیت کره و در عین حال قیمت مناسبترش نسبت به رقبای کلاس خودش باشه. درسته قیمت مزیت رقابتی نیست ولی اکونومیک بودن مزیت رقابتیه مثل امریکن وست ایرلاینز.

  9. با سلام خدمت اساتید محترم و جناب آقای گنجوی
    در ذیل مطلب قبلی نوشته شده در سایت با عنوان "چشم ما روشن//پروژه ریبرندینگ اسنوا" بنده متنی در خصوص تدوین پیام و استراتژی برند اسنوا درج نمودم و خواهشمندم جناب آقای گنجوی در صورت امکان در خصوص این موارد نیز توضیحاتی ارئه نمایند.
    با سپاس فراوان

  10. عزیزان و سروران کافه ؛ درود ؛
    در وحله اول یه دست مریزاد به تیم آقای گنجوی می گم ! و خوشحالم که نسلی جدید با تفکراتی بالنده در فضای بازاریابی و تبلیغات رو به سوی بسط هستش ! احسنتم !
    یه موردی رو دوست داشتم مطرح کنم ! راستش همیشه در مورد دامنه فعالیت های بازاریابی در سازمان ها بحث داشته ام ! و بسیاری که ادعا می کنند چرا مارکن من ها در همه چیز دخالت می کنند! می خواهم استنادی به کارهای جناب گنجوی و تجربیات شخصیم داشته باشم !
    دوستان می بینید که تیم آقای گنجوی به خوبی هویت برند را تعریف کرده اند ! حالا یک نفر مرز این هویت ها را با هویت سازمانی برای من مشخص کنه ! هویت هر برندی در نهایت تمام و یا بخشی از هویت سازمانی خواهد شد ! پس اگر برند می خواهد پویا ، پاسخگو ، هدفمند ، پیشتاز و .... باشد ، سازمان و تمامی اجزای آن می بایستی که از این ویژگی های بهره مند باشند ! این جاست که تصویری هولوگرافیک از سازمان و هویت های تبعی اش می تونیم بسازیم !
    جناب گنجوی راه طولانی و سختی در پیش دارید ؛ ولی بهتون تبریک می گم ! رهروان کوته فکر پا در مسیر های متعالی و بلند نمی گزارند ! بلند نظری و جسارت تیم شما قابل تحسینه !
    بلند نظر و جسور و ریسک پذیر باشید !

    1. سلام آقای مشایخی عزیز.
      از لطفت ممنون. مدل تدوین استراتژی برند اسنوا برند سازمانی یا corporate brand بوده. برای همین کل سازمان درگیر آن شده. اما در بسیاری از سازمان ها product brand اجرایی می شود. در مقاله بعدی برند اسنوا در این زمینه بیشتر خواهیم گفت.

  11. با سلام مجدد به نظرم مباحث خوبی در حال مطرح شدن است که هرکدام می تواند ذهن آدم را به نکاتی مختلف و اغلب تاریک از ذهن حداقل بنده روشن کند اما به نظرم جناب گنجوی عزیز احساس می کنم بنده و سایر دوستان در حال نقد و نظر دهی در ارتباط با سریالی از تغییرات هستیم که هنوز در ایستگاههای ابتدایی ماجرا هستیم . به بنده و دوستان حق بدهید که سوالات و نظرات مختلف را داشته باشند شاید یک بار با نگاهی کلی تر برای اصحاب این کافه روند را بفرمایید تا دیدگاههای مطرح شده از سطح مخاطب عام و اتفاقاتی که مخاطب عام می بیند بالاتر رود و سوال بنده این است آیا الگوی به کار رفته در این روش ریبرندینگ در سایر دسته محصولات مانند تند مصرف نیز کاربرد دارد؟ ممنون از به اشتراک گذاری تجارب علمی و عملی خود

    1. سلام پوریا جان.
      در چند بخش در این مورد خواهیم گفت . امیدوارم بتواند نظر شما را جلب کند.
      مدل برند سازمانی اشاره شده عموما کمتر در سازمانهایی با کالای تند مصرف استفاده می شه. در یادداشت بعدی استوا در این مورد خواهم کفت.

  12. با سلام و احترامخدمت عزیزان و دست اندر کاران نبلیغات کشور بویژه دکتر محمدیان عزیز اولین استادم در این حوزه.

    اگر در این حوزه ریبرندیگ معادل طراحی کتابچه برند باشد من حرفی ندارم. تنها متاسفم چون معتفدم در این علم کلمات مقدس هستند و هریک باید در جای خود بکار روند.

    اما اگر منظور دوستان ریبرندیگ به معنای استاندارد جهانی آن است، علاوه بر گرافیک و کپی رایت ، اعداد کجا هستند؟
    مثلا در این کار چه درصدی از .... از 22 درصد به 13 درصد کاهش یافته؟
    یا چه در صدی از ... از 35 درصد به 45 افزایش یافته؟
    البته منظور به صورت هدفمند که از دل تحلیل های برآمده از ریاضیاتی که در پایه برندینگ درآمده است به نتیجه رسیده است.
    شاد باشید و دلی را شاد کنید.
    علیجاه شهربانویی

  13. جناب آقای شهربانویی
    با سلام.
    همانگونه که اشاره درستی کردید چیزی که کمی و هدفمند نباشد اساسا استراتژی نیست. در این پروژه فاکتور کمی قدرت برند بر اساس مدل bav محور تغیرات قرار گرفته و تمامیارگان های سازمان بر اساس آن پروژه هایشان کمی شده. از سهم بازار گرفته و قیمت گذاری تا خواب دستگاه و میزان تعلق سازمانی. در 2 یا سه مطلب بعدی به آن خواهیم پرداخت.
    منون از نقدتان.

  14. با سلام خدمت مدیران و فعالان این وبسایت ارزشمند
    همچنین خدمت جناب گنجوی و دیگر افراد تیم ایشان
    پتانسیل و توانایی ممکن یک گروه تولیدی در تولید تجهیزات و محصولات خود همچنین نوآوری و بهسازی در کنار پتانسیل برند محصولات آن کمپانی و همچنین در کنار چشم انداز مدیران آن کمپانی ، همگی شخصیت شکل گرفته یک برند در ذهن مشتریان و در ویترین بازار را تشکیل می دهد. زمانی که یک هویت آنچنان که باید پتانسیل های خود را به مخاطبان خود نشان دهد موفق نباشد در تصمیم گیری هایی موفق و برنامه ریزی شده میتواند آنچه در ذهن جامعه از برند آن کمپانی به چالش کشیده شده را تغییر دهد. من از زمانی که برنامه ریبرندینگ اسنوا را را متوجه شده ام و کمابیش پیگیر بوده ام، همیشه در ذهنم این بوده که این ریبرندینگ باید یک تغییر در نحوه به نمایش گذاشتن و معرفی این برند موفق ملی باشد. یعنی هرچندتولید در حد خوب و یا متوسط باشد اما تا بحال معرفی آن به طور صحیح نبوده ، باید ریبرندینگ توان آن را داشته باشد تا نگرش مردم به خرید کالاهایی شبیه به اسنوا را که با عنوان تولید داخل هستند تغییر دهد.همچنین باید ارزشی در بین افراد جامعه تعریف شود که خرید چنین محصولی در هر طبقه فرهنگی از جامعه عرف شود ( منظور من به زبان عامیانه این است که حالا که ریبرندینگ انجام میگردد تصور مردم نسبت به این برند باید به گونه ای تغییر کند که کسی خرید کالای ایرانی را بی کلاسی نداند و خرید کالای ایتالیایی و آمریکایی را باکلاسی نپندارد - معذرت که اینقدر عامیانه گفتم )
    یعنی یکسریس جنبه ها از اسنوا هست که مربوط به برند اسنوای تنها نمیشود بلکه مربوط به برند های تولید داخل هست. باید آن مشکلات و تصورات مشتریان و مخاطبان را راه حلی ارائه داد. همچنی طراحی های خاص و کمی نوآوری در کنار تقلید از برند های جهانی میتواند بهتر کمک نماید.

    منتظر معجزات اسنوا هستم ...
    اگر این پروژه با موفقیت و تمام و کمال به انجام برسد نتیجه اش باید معجزه باشد.به شرطه آنکه مجریان آن فقط همانند ماشین به وظایف عرفشان عمل نکنند بلکه بسیار جسورانه تر و هدفمند تر و خلاقانه تر پیش برند . در آخر صحبتم اینکه باید برنامه ای همچون این پروژه بصورت پویا برنامه ریزی شده و پیش برود نه اینکه از قبل برنامه ریزی شده و چون ماشین حرکت کند. پتانسیلی تغییر پذیر و باتوجه به شرایط و واکنش ها ( البته واکنش ها باید به گونه ای سنجیده شود و زمان نیاز هست ) به صورت پویا حرکت کند.

    ممنون از دوستانی که صحبت های کم تجربه گونه من را فقط به حساب علاقه ام به این موضوع میگذارند.
    ممنون و با تشکر

    1. جناب آقای آقاجانی عزیز.
      من از نظرات ارزشمند شما لذت بردم. اما چند نکته را می خواستم بگویم.
      یکی از سخت ترسن فازهای پروژه های ریبرندینگ مدیریت انتظارات مشتری در فاز اعلام تغییر است. همانگونه که شما اشاره کردید شما منتظر معجره اید با اعلام ریبرندینگ اسنوا. حال اگر این موضوع به عموم جامعه منتقل شود می دانید چه می شود؟ این برند شکست می خورد. ما مطالعات بسیاری در مورد نحوه لانچ ریبرندینگ انجام دادیم. مهمترین کار کنترل حساب شده ریبرندینگ در 2 ماه اول است. در دو ماه اول ما می خواهیم صرفا رنگ و شعار را مال خود بکنیم. همین. مردم حالشان خوب شود بعد از آن کم کم اتفاقات خوب را به آنها نشان دهیم و تغییرات خوب را به آنها نشان دهیم. به نحویکه آنها منتظر حس های خوب باشند. دلایل باور از انتهای اسفند و ابتدای عید آغاز می شود. این اتفاق آن چیزی بود که ما در بانک ملت دیدیم. نباید داد بزنیم ما تغییر کردیم. باید کاری کنیم دیگران بگویند اینها تغییر کرده اند. امیدوارم این تغییرات را شما در ادامه ببینید.

  15. با سلام
    نکته ای که قابل توجه هست، بیلبوردهای جدید اسنواست که عکسی رو میبینیم که دو جوان رو در حالیکه دو کودک را در آغوش گرفته اند میبینیم. ایرادی که من به این تبلیغ و تصویر میگیرم این هست که نوع تصویر بصورتی هست که من رو یاد خانواده می اندازه، اما خبری از پدر و مادر نیست، بلکه انگار 2 پدر رو در قالب خانواده میبینیم ! خنده داره اما دلیل این برداشت صمیمیتیست که بین افراد توی عکس دیده میشه، به علاوه این که ذهن من به شخصه عادت کرده به پرداختن به موضوع خانواده در تبلیغات لوازم خانگی. تبلیغاتی که قصد داره به ما بگه آسایشی که ما براتون به ارمغان میاریم نتیجه ش زندگی راحت تر و لذت بخش اعضای خانواده با هم هست. در مجموع ایرادی که می گیرم این هست که من هربار این بیلبورد رو میبینم ذهنم میره به سمت یه خانواده ی هم جنس باز و مقداری هم خنده ام میگیره. میخوام نظر بقیه دوستان رو هم بدونم

    1. جناب آقای مرادی
      نوع نگرش مطرح شده توسط شما را من در فیس بوک دیدم. این نگرش از طرف گروهی از دوستان دیده شد. اما میزان آن بسیار بسیارناچیز بود. در هر صورت از تذکر شما متشکرم. در ادامه کار از تیزرهایی رونمایی خواهیم کرد که شما متوجه برنامه ریزی سنگین انجام شده قرار گیرید ان شاالله شما نیز به جمع افرادی بپیوندید که کار را مورد تایید قرار دادید.

  16. سلام بر همه عزیزان
    من پیش از خواندن این متن، مکتوبی را بر مطلب "چشم شما روشن // پروژه ریبرندینگ اسنوا را چگونه ارزیابی می کنید؟" نگاشته بودم. با خواندن این متن مواردی به نظرم می آید که صحبت در باب آنها خالی از لطف نیست. پیش از گفتن این موارد متن قبلی را در اینجا باز نشر می کنم تا تسلسلی باشد در نوشتار.
    """"
    سلا م بر همه دوستان
    بعد از خواندن مطالب فوق قصد دارم کمی بطور عمیق تر به تحلیل ریبرندینگ اسنوا و قضاوت ها و پاسخ های متولیان این پروژه بپردازم.
    -در ابتدا باید بگویم کمپانی ها معمولا بدلیل تغییر در استراتژی، ناکارآمدی و ضعیف بودن هویت بصری، ایجاد تمایز بیشتر،… تصمیم به تغییر هویت بصری خود می نمایند. همچنین طراحی هویت بصری ترجمه زبان استراتژیک به زبان دیزاین است. حال باید پرسید دقیقا اسنوا در تدوین استراتژی های جدید خود به چه نتیجه ای رسیده است که تصمیم به چنین تغییری گرفته است؟ اگر به صورت کلی نگاهی به برند اسنوا بیاندازیم، گروه های متوسط و متوسط پایین جامعه را هدف قرار داده است. نسبت به برندهای های خارجی موجود در بازار از کیفیت پایین تری برخوردار است. اما از طرفی نسبت به دیگر رقبای داخلی کیفیت بهتری را دارا است. قیمت های محصولات تقریبا نصف تا ۱/۳ محصولات مشابه خارجی است. در حال حاضر می توان با نگاهی اجمالی به این نتیجه رسید اسنوا در
    Product Assortment strategy, Target Group خود تغییری ایجاد نکرده است. همچنین از انجایی که لانچ هویت بصری جدید هزینه های بسیار بالایی دارد، , توجیه cost consideration و revenues and profits این ریبرندینگ چیست؟ آیا بهتر نبود این هزینه ها صرف کمپین قدرتمند تبلیغاتی می شد تا تصویر بهتر و قدرتمندتری را از این برند ایجاد کند؟
    حال فرض را بر این می گذاریم که در اینجا نیاز به ربرندینگ در اسنوا وجود داشته باشد و هزینه و منافع نیز توجیه پذیر، موضوعاتی مهمی ابتدا در باب طراحی هویت بصری جدید پیش می آید.
    همانطور که پیش تر اشاره شد طراحی هویت بصری در حقیقت ترجمه زبان استراتژیک به زبان دیزاین است. این زبان بر پایه مفاهیم استعاره ای پیچیده ای بنا شده که دریافت نتایج درست از آن نیازمند اشراف کامل بر مقولات بیزینس، آرت و روانشناسی است.
    ۱-لوگو قدیمی اسنوا فارغ از مباحث زیبایی شناسی به صورت لوگو تایپ طراحی شده است، اینکه چرا و به چه دلیل در طراحی جدید از لوگو مارک استفاده شده است؟ دلایل بسیار زیادی در انتخاب استفاده از لوگو تایپ یا لوگو مارک وجود دارد. با توجه به مس مارکت بودن اسنوا و نیاز به ایجاد سریع awareness مابین مشتریان ایا انتخاب لوگو مارک برای این بیزینس صحیح است؟
    ۲- وقتی که برندی مانند اسنوا از نظر awareness در بازار تقریبا خوب است و اکثریت مشتریان می توانند برند اسنوا راrecognize کنند، چرا باید در این حد تمامی عناصر هویت بصری این برند تغییر کند. آیا نیاز به تنها یک retouch در هویت این برند نبود تا هزینه های بسیاری را ایجاد نکند؟
    ۳- کانسپت طراحی بصری جدید اسنوا براساس توضیحات طراحش نشان دهنده این است که به هیچ وجه براساس هیچ استراتژی مشخصی ایجاد نشده است بلکه بر اساس ایده های پراکنده و کلیشه ای طراحی شده است.
    – استفاده از نماد یین و یانگ؟ کلیشه ای ترین نماد رایج در طراحی!!! سوال اینجاست استعاره و معنای این نماد در این بیزینس چیست؟ تعادل ، روز و شب، سیاه و سفید، خوبی و بدی، چرخش … در کجای معنای یک برند appliances قرار می گیرد. اگر شعار تبلیغاتی این برند روی ما حساب کنید است چه ربطی به تعادل دارد. چرا بین تمامی مفاهیم و استعاره ها تعادل ، خوبی و بدی؟
    – استفاده از نقوش سنتی؟ اسلیمی و خطایی؟ چرا سنت باید در یک برند که تولید کننده لوازم خانگی(لوازمی مدرن) استفاده شود؟
    -خیلی از دوستان راجع به رنگ گفته بودند رنگ ها درستی انتخاب شده است؟ چرا باید از دو رنگ سرد سبز و آبی در این لوگو استفاده شود.
    -فقدان تمایز: از نظر زیبایی شناسی و نوآوربودن این هویت بصری در سطح یک کار دانشجویی است. و از نظر نوع بیزینس و مفاهیم استعاری بیشتر شبیه هویت بصری شرکت هایی در حوزه بازیافت و کشاورزی و آب است.
    – تمایزی که در هویت بصری و مفاهیم استعاری طراحی بصری اسنوا وجود دارد چیست؟ آیا این مفاهیم می تواند تاثیری در perceived quality برند اسنوا داشته باشد؟
    حال فارغ از بحث ریبرندینگ اگر بخواهیم به صورت اجمالی به کمپین تبلیغاتی اسنوا بپردازیم موضوعات زیر قابل تامل است:
    – شعار” روی ما حساب کنید”؟؟؟؟ باید این این سوال را از استراتژیست این برند پرسید آیا مشکل بزرگ اسنوا حساب کردن مشتریان بروی این برند است؟ usp این برند چیست که این شعار ایجاد شده است؟ آیا با گفتن این واژه ها مشتریان بروی این برند حساب می کنند یا باعث ایجاد loyalty یا advocacy در برند می شود؟ یا از اینها بگذریم حتی prefer ایجاد می کند؟
    – تیزر تبلیغاتی این برند و بیلبورد ها: باید پرسید استفاده از کودکان چه استعاره مناسبی را در ذهن مشتری ایجاد می کند؟ دادن سیب و حمایت؟ شبیه تبلیغات مراکز non-profit نیست؟؟؟
    این ریبرندینگ و کمپین تبلیغاتی یکی از بدترین هاست که تابحال بنده مشاهده کرده ام. امیدوارم روزی در کشور عزیزمان شاهد کارها و پیشرفت های بهتری در حوزه بیزینس باشیم.
    من بسیار سعی کردم نکته مثبتی در این ریبرندینگ پیدا کنم اما متاسفانه کار در حدی ضعیف است که هیچ نکته مثبت و کور سویی وجود ندارد.
    با تشکر و امید کارهایی بهتر از شما عزیزان

    1. سلام آقای مجدکیا
      مواردی که شما مطرح نمودید را با همراهی چند مدیر سازمان دیدیم. به دیگر همکارانمان به عنوان نمونه ای از نگرش در جامعه بسیار برایمان جالب بود. این نکته که برای شما کار هیچ کورسوی امیدی باقی نگذاشته نیز نکته جالبی برایمان بود.
      دوست من شاید بنیان نقد تان از این جا که بدانیم شما محصولات اسنوا را با قیمت نصف تا ۱.۳ محصولات مشابه فرض کردید زیر سوال است. وقتی که چنین فرضی برای شما وجود دارد دیگر نمی شود بر صحت نقد شما تایید زد.
      اگر کالاهای اسنوا این قیمت را داشت ما نیاز به برند داشتیم؟ پاسخ خیر است. پاسخ صحیح چیست به قول شما تبلیغ کنیم.( که آن را هم من گزینه مناسبی نمی دانم.)
      گفته شما در مورد گدوه هدف اگد قیمتمان نصف خارجی ها بود!!! درست است. طبقه پایین جامعه.
      دو،ست من اگر قیمت کالای ما نصف قیمت برندهای خارجی بود حقیقتا به هویت بصری خود با این دقت که برندهای خارجی نگاه کردند و بالای ۹۰ درصد آن ها لوگو مارک نیز دارند فکر نمی کردم.
      دوست من شاید اگر قیمت ما قیمت اشاره شده شما باشدو گروه هدف ما گروه هدف فرض شده شما شاید میزان شناخت برند ما خوب بود ! چه حیف
      در یک مورد ما حداقل با مسیر فرض شده شما هماهنگیم. آنجایی که اشاره داشتید بهتد باشد اصلاح هویت بصری انجام دهیم. لوگو تایپ های قدیم و جدید را کنار هم بگذاریم. شباهت ها آشکار می شود.
      در مورد رابطه هو،یت بصری و استراتزی در متن فوق توضیح داده شده است .
      در مورد رنگ و درستی آن بهتر است به جای قضاوت های تکنیکال به بازار برویم.. نقد یک هویت بصری در فضای استفاده اش درست است نه در پشت لب تاپ.
      دوست من در مورد نحوه نقد کار یکدیگر کمی باید ادبیاتمان را درست کنیم. استفاده اذ ادبیاتی مانند کار دانشجویی برازنده فضا و یک سایت حرفه ای نیست. بهتر است ادبیاتمان را اصلاح کنیم.
      در مورد تبلیغات نیز عزیز جان کمی بهتر است صبر کنیم.
      دوست من زمانی که نقد می کنیم کار یکدیگر را باید حداقل اطلاعات را داشته باشیم. در مورد قیمت به شما باید بگویم قیمت محصولات اسنوا حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد برندهای خرجی است. شاید با این فرض دوباره به انتقادهایت نگاه بیندازی و تمام فرض هایت را بازنگری کردید. منتقد شدن نشستن در جایگاهی است که با آگاهی سخن بگوییم. از این که ما را راهنمایی می کنید سپاسگذارم و اذ این که هیچ نکته مثبتی ندیدید متاسفم.

      1. سلام جناب گنجوی عزیز
        خوشحالم از پاسخ گویی

        1-همچنین بیشتر خوشحالم از اینکه این نکته رو گفتید، این اشتباهی نوشتاری و نگارشی بود که در حین نوشتن اتفاق افتاده، منظورم نصف تا 30% قیمت پایین تر از کالای مشابه خارجی بود که سهوا در اثر سرعت نوشتن رخ داده. در حقیقت مقایسه من با کالاهای مشابهی مثل سامسونگ بود که شاید کمی بالاتر از قیمت اسنوا باشد. تا برند هایی مثل بوش و جنرل الکتریک که تقریبا دو برابر قیمت هستند. در اینجا دیتا شما 10% درصد با دیتا من تفاوت دارد که با توجه به ماهیت تحلیل ها قابل چشم پوشی است.

        2-می توانید بگویید چگونه 90% از برندهای appliance خارجی لوگومارک دارند؟ در زیر تصویر از لوگو های این برندها برایتان گذاشته ام. توجیه عجیب و کاملا نادرستی است برای استفاده از لوگو مارک. همچنین پارادایم های جدید طراحی هویت بصری در دنیا بسیار تغییر کرده اند.
        عجیب تر این است که دلیل استفاده از لوگو مارک بالا بودن قیمت و 10-20% پایین تر از رقبای خارجی بیان شده است!!!

        3-شما به مطلب بسیار خوبی اشاره کرده اید، اگر قیمت کالای اسنوا در حال حاضر تنها 10 تا 20% از کالای مشابه خارجی آنهم برندهایی همچون ال جی و سامسونگ(قدرت این برندها بر کسی پوشیده نیست) پایین تر است. و همچنین تکنولوژی محصولات اسنوا پایین تر است. اسنوا می خواهد با مزیت رقابتی که من در پست پایین شرحی بر آن نوشته ام با آنها رقابت کند و بازار بگیرد. آیا تعرف مزیت رقابتی شما :«ایرانی کالایی بخر که به دردت می‌خورد» درست است. یا می خواهد از سایر رقبای داخلی خود بازار بگیرد؟

        4- درباره retouch که گفته بودید تعریف بسیار مشخصی دارد که تغییرات شما به هیچ وجه در این تعریف نمی گنجد.

        5- درباره رابطه هویت بصری و استراتژی من نقد خود را در متن زیر نوشته ام.

        6- در بالا در نوشته ای به دوستی گفته بودید: " در این پروژه فاکتور کمی قدرت برند بر اساس مدل bav محور تغیرات قرار گرفته"
        از آنجایی که من در پروژه ای با شرکت C & W که از پارتنر کمپانی های BAV Consulting است در ارتباط بوده ام و اشراف کاملی به BrandAsset Valuator این شرکت دارم. این شرکت به هیچ وجه تحلیلی بربرند های بازار ایران انجام نداده است. حال از این موضوع بگذریم دقیقا ارتباط پروژه ریبرندینگ با این مدل دیتا چیست؟ چون این دیتاها به هیچ وجه بدرد پروژه ریبرندینگ نمی خورند.

        امیدوارم این مباحث بتواند باعث رشد بهتر این حوزه از فضای بیزینسی سرزمینمان گردد.

        تشکر بسیار از شما

        1. جناب آقای مجدکیا
          شاید ادامه صحبت در مورد دیدگاه شما در مورد قیمت مناسب نباشد. زیرا در کامنت های قبلی شما بعد از آگاهی از قیمت با تعجب آن را پیگیری فرمودید.
          اما در هر صورت تمامش کنیم بهتر است.
          موقع نقد از کار بهتر است در گروه هدف و بازار انبوه صحبت کنیم. و با اشراف بر بازار لوازم خانگی دوست من. یک مثال برای شما می زنم. آیا فکر می کنید بوش گرانتر از سامسونگ است؟ می شود لطفا به بازار مراجعه کنید. دوست من شما با پیش فرض های خودتان قضاوت می کنید نه با بازار واقعی. همین بوش را که در جدول پایین عکسش بدون لوگو مارک است دوباره در سایتش مراجعه کن. آیا لوگو مارک را می بینید؟
          این که شما معتقدید- یا بنا بر گفته فردی دیگر می گویید- دنیای لوگو مارک
          از بین رفته یک تیوری است که حداقل در کار ما خلافش ثابت شد. این دو گانه در جا افتادن دو رنک سبز و آبی ما بسیار خوب عمل کرد. این که شما چگونه از نوشته من برداشت کردید دلیل استفاده از لوگو مارک قیمت کمتر ماست که من متوجه نشدم.
          دوست من ما در ایران قصه برندهای خود را خواهیم گفت. آیا این قصه تکنولوزی است؟ کمی صبر کنید. پاسخ متن پایین را نیز خواهم داد.
          شاید در انتهای متن یک نقطه را من پیدا کردم که برای شما جالب باشد. برای این پروزه مدل BAV و فرآیند سنجش قدرت برند آن، مسیر رشد پیشنهادیش برای افزایش قدرت برند بومی سازی شد. آری این شرکت در ایران سنجش انجام نمی دهد. اما اکنون ما در گروه انتخاب برای کسب و کار خودمان آن را پیاده می کنیم. و هر ۶ ماه یکبار آن را می سنجیم.
          از شما سپاسگذارم.

          1. جناب آقای گنجوی

            در ابتدا قبل از هر چیز باید ذکر کنم اشتباه در نگارش و نوشتار بسیار امری طبیعی است. من به هیچ وجه لزومی نمی بینم در این خصوص وارد بحث بیشتر شوم.
            اتفاقا من هم از شما همین سوال را دارم شما فکر می کنید سامسونگ از بوش گرانتر است؟!!! شما هم بهتر است به بازار سر بزنید. باید بگویم محصولات بوش در حال حاضر در کشور های دیگری مانند ترکیه، اسپانیا، لهستان، چین،.... علاوه بر آلمان تولید می شود. که این موضوع بر قیمت ها تاثیر گذاشته است. مسلما بعضی از محصولات بواسطه آپشن ها و تکنولوژی در برند سامسونگ با قیمت بالاتر عرضه می شوند.
            همچنین من شما را دعوت می کنم که کمی درباره استراتژی های برندهایی مانند سامسونگ و LG (که brand origin آنها کره است) مطالعه فرمایید.
            من درباره آمار 90% شما در استفاده از لوگو مارک صحبت کردم نه بصورت موردی! samsung یا Siemens و یا... مثال بزنید!
            مسلما هیچ دلیلی در استفاده از لوگو مارک وجود ندارد، جز اینکه گفته شود چون 90% از لوگو مارک استفاده کرده اند!! که حتی این توجیه عجیب هم زیر سوال است!!!
            من هیچ وقت چنین صحبتی نکرده ام که دنیای لوگو مارک از بین رفته!!!!!!
            آیا دلیل شما بعد ازتمامی داستان ها برای توجیه هویت بصری این است که رنگ سبز و آبی را از آن خود کنید؟!!! خوب دو رنگ دیگر را از آن خود می کردید!!!
            مدل BAV بومی سازی شد را دقیقا توضیح می دهید به چه معنی است؟ من فکر می کنم ظاهرا اطلاع درستی از کاربرد نتایج این مدل وجود ندارد.
            از شما هم سپاسگزارم

    2. خوشحالم که فردی از بیرون سازمان توانسته این انتقادات را مطرح نماید.
      باور بفرمایید ما که درون اسنوا هستیم حرفمان خریدار ندارد.
      اصلا از دانش داخلی برای این پروژه استفاده نشده یا اگر شده در حد همراه کردن ذینفعان مالی و تصمیم گیران کلیدی بوده است و نه درگیر کردن پرسنل با دانش و صاحب ایده.
      بنده هم با جنابعالی هم عقیده هستم و اشکالات یاد شده را کاملا وارد می دانم.
      مشاوران ریبرندیگ اطلاعات بسیار کمی از بازار و شرایط حاکم بر این صنف داشته اند و تا آنجا که می دانم رفتار خرید مصرف را در این صنف نه می شناسند و نه تلاش کرده اند بشناسند.
      حرف از تعادل در این صنف یعنی عقب ماندگی و رکود ......

  17. من در متن قبلی چرایی این ریبرندینگ را مورد سوال قرار داده بودم. در این متن دوستان گرامی در اینباره پاسخ گو بوده اند. براساس نوشتار "چرا ریبرندینگ" موارد زیر قابل تامل است.
    - براساس گفته دوستان سازمان زمانی که به قله منحنی عمر سازمانی می رسند نیاز به ریبرندینگ دارند فارغ از اینکه آیا این صحبت درست است یا نه به عنوان تنها راه؟!!!!!!! تنها به چند مثال کفایت می کنم و صحبت بیشتر در این زمینه در حوصله این مطلب نمی گنجد. (کمپانی Sony از سال 1973 هیچ تغییری در هویت خود نداده است. Nike از 1995 و یا Adidas از 1997- در مطلب پیش اشاره ای به علل تغییر ریبرندینگ در کمپانی ها شد.)
    - حال اگر بپذیریم که این موضوع تنها راه است آیا اسنوا در قله عمر سازمانی خود قرار دارد یا به شرکتی در حال رشد؟؟؟
    براساس مطالبی که متولیان پروژه نوشته اند اسنوا هنوز در مسیر رشد است نه حتی بلوغ سازمانی!!! ارجاعات متن:
    1-"در حال حاضر فنّاوری ایجادشده در حدی است که توجه و تحسین هر فردی را که وارد سازمان می‌شود، برمی‌انگیزد."
    آیا شاخص ثبات سازمانی تحسین افرادی است که وارد سازمان می شوند؟!!!!
    2-"اسنوا می‌خواهد فنّاوری را توسط خود شرکت در ساختارهایش ایجاد کند که به همین دلیل، بخش تحقیق و توسعه برنامه‌ریزی جامعی صورت داده است."
    آیا برنامه ریزی برای تحقیق و توسعه شاخصی است برای ثبات سازمانی یا بلوغ سازمانی؟؟؟؟
    3-"قرار است به‌واسطه تشکیل واحدهایی مانند VIC و شکل‌گیری مدیران برند، ازاین‌پس تجربه‌های مطلوب را در اختیار مشتری قرار دهیم."
    آیا تصمیم برای تشکیل یا شروع شکل گیری واحد VIC شاخصی است برای ثبات سازمانی؟؟؟؟
    4- "باید در بخش‌های مختلف داخلی و خارجی تأمین‌کننده‌های خوبی شناسایی کرده و اعتبار لازم برای همکاری‌های مختلف نیز ایجادشده باشد که اکنون این فعالیت مهم زیربنایی نیز به نتیجه رسیده است."
    آیا شناسایی تامین کننده شاخص بلوغ یا ثبات سازمانی است؟ آیا معیار و زیر ساخت ریبرندینگ است؟
    5-"حرکت سازمان فروش به سمت توسعه برندشاپ و فروشگاه‌های اختصاصی و به عبارتی حرکت به سمت خرده‌فروشی است"
    آیا ورود به حوزه Retailیا به قول مولف (برندشاپ؟؟؟!!!!!) معیار ریبرندینگ است؟
    6- ازجمله این پروژه‌ها می‌توان به پروژه «نسیم رضایت» اشاره کرد که اسنوا فارغ از وظیفه‌ای که دارد، به پشتیبانی محصولات خود می‌پردازد که نمونه‌های این پروژه را در سال‌های پیش رو، بیش‌ازپیش شاهد خواهیم بود.
    آیا پروژه ای که در سال آینده می خواهد انجام شود زیرساخت ریبرندینگ است؟نسیم رضایت!!!!!!!
    7- واحد منابع انسانی و سایر دستگاه‌های فرهنگی و رفاهی اسنوا بیش‌ازپیش به دنبال این مهم هستند که سازمان را به مکانی مطلوب برای کارکنان تبدیل کند و به مسائل انگیزشی توجه کافی داشته باشد.
    آیا تصمیم واحد منابع انسانی در جهت افزایش رفاه کارکنان زیرساخت ریبرندینگ است؟
    8- "نگاه فرآیندمحور، نگاه تکنولوژیک، نگاه جدی از زاویه تحقیق و توسعه و همچنین نگاه تحول ساز در بازاریابی نیازمند نیروی انسانی توانمند و ماشین‌آلات بروز و با فنّاوری بالاست. این مسئله نیازمند تزریق یک سرمایه‌گذاری سنگین بوده که سازمان باوجود مشکلات اقتصادی و تورمی سال‌های گذشته، این سرمایه‌گذاری را انجام داده است. پس برای نتیجه گرفتن از سرمایه‌گذاری و برگشت این سرمایه، باید به سمت ری‌برندینگ حرکت کنیم."
    آیا برای بازگشت سرمایه گذاری های سازمانی نیاز به ریبرندینگ وجود دارد؟همچنین در این قسمت به نوع سرمایه گذاری ها اشاره درستی نشد تنها به ذکر پاره ای نگاه ؟ اشاره شد.
    9-" . سازمان ما به‌واسطه سرمایه‌گذاری انجام‌شده می‌تواند حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشد، ولی وقتی مصرف‌کننده و یا فروشنده با ذهنیت قبلی با ما برخورد می‌کند، دقیقاً مانند این است که ما هیچ تغییری را اعلام نکنیم و بگوییم خود افراد بیایند و بفهمند که ما تغییر کرده‌ایم".
    ریبرندینگ باعث می شود ذهنیت قبلی مصرف کننده نسبت به ما تغییر کند؟؟؟؟ البته ایشان در ادامه اشاره کرده بودند در باطن هم تغییر می کند!که این موضوع نیز فارغ از این مبحث است.
    10-" بدون تردید ایرانی لایق این است که متناسب با نیازهای واقعی خود کالا و خدمات دریافت کند."
    لایق بودن مصرف کننده ایرانی دلیل ریبرندینگ است؟!!!

    حال اگر از این مباحث بگذریم و به خود ریبرندینگ اسنوا برسیم نکات بسیار جالبی را در می یابیم در ابتدا به نظرم نیاز است این قسمت از نوشته متولیان پروژه را مرور کنیم:

    "اسنوا در صنعت لوازم‌خانگی به دنبال این است که یک خرید درست و آگاهانه را برای مصرف‌کنندگان رقم بزند. شاید برای مصرف‌کننده، خرید یک کالا با آخرین فنّاوری کار درستی نباشد، زیرا ممکن است او به بسیاری از قابلیت‌های محصول نیازی نداشته باشد. به‌عنوان‌مثال گوشی‌های تلفن همراه هوشمند امروزی قابلیت‌های زیادی دارند، ولی کاربران یا نسبت به این قابلیت‌ها آگاهی کافی ندارند و یا همه این قابلیت‌ها چندان ضروری و موردنیاز برای آن‌ها نیست.از طرف دیگر، اگر در عصر فنّاوری گوشی قدیمی چند سال قبل را هم خریداری کنیم، کار صحیحی انجام نداده‌ایم. پس نه الزاماً حرکت به سمت خرید بهترین فنّاوری جوابگوی نیاز ماست، نه این‌که از نمونه‌های قدیمی و سنتی استفاده شود منطقی به نظر می‌رسد."

    همواره سناریوها برای رسیدن به ایده اصلی در طراحی از تحلیل بازار ، مشتریان ، رقبا و مزیت رقابتی برند بدست می آید.
    شاید در کل زندگی حرفه ای بنده با یکی از جالب ترین و عجیب ترین تحلیل ها در حوزه تحلیل مزیت رقابتی یک برند روبرو شدم، : خرید یک کالا با آخرین فناوری کار درستی برای یک مصرف کننده نیست؟!!!!! باید محصولی را دست مصرف کننده داد که از نظر فناوری نسبت به رقبا پایین تر است؟؟؟؟ مثال گوشی هوشمند یکی از جالب ترین این مثال هاست(قیاسی است مع الفارغ؟) از کجا به این نتیجه رسیده اند که تکنولوژی های Appliances بدرد مشتری ایرانی نمی خورد؟؟؟؟ بنده سوالم اینجاست مزیت رقابتی برند اسنوا در اینجا تولید محصول با تکنولوژی پایین تری است که احتمالا تشخیص داده می شود که فقط در همین حد بدرد مشتری می خورد؟؟؟؟؟!!!!! تشخیص داده می شود که این متناسب با مشتری است؟؟؟!!!! آنهم در بازار پیشرفته و پویای Appliances؟ در حالی که تمامی برند های پیشرو بخشی از مزیت رقابتی خود را به عرضه تکنولوژی های جدید اختصاص داده اند. هر چند ناکارا آمد!(اگر فرصتی بود بنده در متنی به توضیح درباره مبحث جذاب uspها در حوزه لوازم الکترونیک می پردازم)

    " باید در زندگی در عین تقاضا برای حرکت و تغییر، به دنبال تعادل و پویایی نیز باشیم. باید در زندگی در پی Move With Balance باشیم، یعنی در زندگی هم تعادل داشتن و هم حرکت داشتن را پیگیری کنیم."
    در ادامه ازتولید محصول با تکنولوژی پایین تر متناسب با نیاز مشتری به مفهوم تعادل می رسند!!!!! حال سوال مهمتری پیش می آید پویایی اینجا از کجا آمد در حالی که در تضاد با کل سناریوست؟

    " اسنوا به دنبال ایجاد حسی است که وقتی فردی اسنوا را می‌خرد، بقیه قضاوت کنند که این فرد انتخاب درستی انجام داده است. به‌عبارت‌دیگر، آن چیزی که بدردش می‌خورد را خریده است."
    در اینجا منظور دقیقا چیست این است که وقتی شخصی محصولی با تکنولوژی پایین تر می خرد بقیه تحسین اش می کنند؟ آن هم در جامعه ایرانی؟و فرهنگ امروزی جامعه؟این نشان دهنده عدم هیچگونه مطالعه ای بر target group از نظر socio-demographic و
    Target group typologies است.

    "اسنوا به ایرانیان می‌گوید چیزی بخر که به دردت می‌خورد و پول کالایی را بده که به قابلیت‌هایش نیاز داری. بدون برندی می‌تواند چنین محصولی تولید کند که برخاسته از فرهنگ همین مملکت باشد؛ یعنی بتواند تجربه و مطلوبیت مشتری را درک کند."
    آیا منظور اینجا اینست که فرهنگ این مملکت تولید محصول با کیفیت پایین تر است و محصولی را مشتری باید بخرد در حد تکنولوژی همین مملکت باشد!!!!!!
    باز هم سوال مهمی را تکرار می کنم این موضوع که تکنولوژی های appliances بروز دنیا بدرد مشتری ایرانی نمی خورد از کجا آمده است؟؟؟؟!!!!! ومهمتر از آن در عجیب ترین حالت تبدیل به مزیت رقابتی شده است و کل سناریو از اینجا شکل می گیرد.

    «ایرانی کالایی بخر که به دردت می‌خورد»

    از آنجا که در مطلب پیش به طور خلاصه به تحلیل بصری هویت اسنوا پرداخته شد از این موضوع گذشته و به موضوع شعار برند و چرایی آن می پردازم.

    "اولین گام برای نشان دادن این حرکت و تعادل، شعار «روی ما حساب کنید» است. در دورانی که اعتماد متقابل برای این مهم که افراد روی یکدیگر حساب کنند کم‌رنگ شده است، روی یک سازمان و برند حساب کردن ارزش بزرگی است. "

    سوال این است آیا روی ما حساب کردن ارتباطی به تعادل دارد؟؟؟ تعادلی که از کالایی با کیفیت پایین تر می آید؟ روی ما حساب کنید که ما کلایی با تکنولوژِی و کیفیت پایین تر به شما می دهیم و تشخیص داده ایم این در حد و اندازه شماست؟؟؟؟

    و آخرین سوال این است آیا مشتری به توالی پیچیده معنایی سناریوی تعادل شما پی می برد یا مفهوم تعادل تاثیرات ناشناخته دیگری در ذهن او جای می گذارد؟؟؟؟؟!!!!!!

    1. جناب مجید کیای عزیز
      دوست من برند قصه واحد بازار یابی نیست. قصه تبلیغات نیست. داستان تلاش یک سازمان است برای نشان دادن تمایز خود. در متن سومی که برای این پروزه نوشته شده به صورت مبسوط به آن پرداختم. برند داستان تغییری برای تمامی ذینفعان سازمان است ، نه تنها مشتریان.
      آری دوست من برای اهالی یک کارخانه، خط تولید جدید داستان ریبرندینگ تولید آنها است.
      برای واحد فرآیندهای سازمان، شکیل دو واحد جدید قصه ریبرندینگ آن است.
      برای کارگران بهبود شرایط معیشتی و فرهنگ سازمانیشان از منظر منابع انسانی داستان ریبرندینگ است.
      اگر یک مدیر فروش را پیدا کنید و بگویید می خواهم از عمده فروشی به خرده فروشی بروم به شما می گوید بزرگترین ریبرندینگ را در فروش می خواهید رقم زنید.
      دوست من این که واحد تحقیق و توسعه ات در قلب تکنولوزی برود و افرادی اذ این دیار به شما ملحق شوند تا نیازهای ب،می کشورت را پاسخ دهند این ریبرندینگ در این واحد است.
      دوست من همه موارد فوق خوب است. اما پول نیاز دارد. آری برند ابزاری است که درآمد را محقق کند و ریبرندینگ اسنوا لازم بود.
      در ذمینه نقدتان به تبلیغات و شعار در یادداشت های بعدی موادری ارایه می شود که پاسخگوست.
      اما در پایان پاسخ به سوال هایتان باید بگویم. این قصه تلاش ماست برای این که ذمینه ساذ برند و تحقق برند در ایران شویم. قطعا ایراداتی دارد. شما هم داستان هایت را بگو. اینجا مسلما کسی برای خودستایی و خودنمایی نمی آید. زیرا فضای مسموم نقد کارها در ایران بگونه ایست که بسیاری از بزرگان خاموش شده اند. ما می خواهیم با کمک شما این فضا را باز کنیم. شما هم به ما کمک کنید. روی شما حساب می کنیم.

      1. دوست گرامی جناب گنجوی

        من در مطالب بالا به تحلیل پروژه شما پرداخته ام، اما پاسخ شما به این تحلیل صرفا پاسخی است به سوالی دیگر نه به تحلیل من!
        دوست عزیز، اینکه برندسازی در همه جوانب سازمانی است و تمامی ذینفعان را شامل می شود که همه می دانند. این داستان گویی چه ارتباطی با تحلیل من دارد.

        مسلما هدف نهایی تمامی کارهایی که در حوزه مارکتینگ و برندینگ در بیزینس انجام می شود، کسب سود بیشتر است. اما اگر همین کارها اشتباه صورت بگیرد حتی اندک، به جای کسب سود، می تواند ضرری جبران ناپذیر را حادث شود.
        فقط تلاش لازم نیست، بلکه انجام کارهای درست براساس استراتژی های درست لازم است، حال می خواهد اولین، بزرگترین، پرخرجترین پروژه و از این دست شعار ها باشد.

        در اینجا این تحلیل ها در راستای رشد حوزه برندینگ و مارکتینگ کشورمان است.
        با سپاس

  18. طبقه گفته جناب گنجوی عزیز چند سالی است قیمت محصولات اسنوا بالاتر رفته و در حال حاضر تنها 20% پایین تر از بازار است.
    اما این موضوع قضیه را کمی پیچیده تر هم می کند خودتان همانطور که گفتید این تغییر چند سالی است رخ داده است. آیا اینکه شما محصولی را با تکنولوژی پایین تر فقط 20% قیمت آنهم در رقابت با برندهایی مانند ال جی و سامسونگ به بازار عرضه می کنید دلیلی است بر مزیت رقابتی که در سناریو شما گفته شده بود؟ بازهم تمامی سوالات هنوز بر جای خود باقی است.
    آیا بالا رفتن قیمت محصولات آنهم به علت تغییرات نرخ ارز دلیلی بر ریبرندینگ در این سطح است؟
    و تمامی موضوعاتی که در بالا اشاره کردم!!!

    1. دوست من در چند کامنت بالاتر درپاسخ به سوال آیا قیمت محصولات را موقع نقد می دانستید پاسخ دادید آری. اما این سوال نشان دیگری می دهد. لطفا نقدهایتان را با دانش از چیزی که می خواهید نقد کنید بدهید. شما قطعا اگر این موضوع را حل کنید یکی از برترین متخصصین نقد در حوزه بازاریابی می شوید. زیرا نگاه دقیقتان و دانشتان حاکی از آن است. ما روی شما حساب می کنیم.

      1. من تصور کردم شما این موضوع را به خاطر 10-15% تفاوت در دیتا بیان کرده اید. همانطور که می بینید به این موضوع هم در اینجا پرداخته ام که این چه مزیتی است که شما بطور مثال می خواهید با یخچال ساید بای ساید اسنوا که قیمتی حدود4.400 تا 4.800 دارد از برند هایی مانند سامسونگ و ال جی که تنها کمی گرانتر هستند بازار بگیرید؟؟!!!
        جناب گنجوی در اینجا بحث پیروزی در مباحثه وجود ندارد. تنها من بواسطه تخصص و حرفه ام به تحلیل این موضوع پرداخته ام، حال هر کسی می تواند پروژه جنابعالی و تحلیل من را مطالعه کند. ودلیل نوشتن من تنها بالا رفتن سواد تخصصی عزیزانمان در حوزه بیزینس است. نه ورود به چنین مباحثاتی.

  19. با احترام به همه دوستان عزیز بعضی از دوستان در تحلیل هویتی یک برند از جمله ای با این مضمون که حس خوبی نسبت به این طراحی یا تیزر دارم یا حس خوبی را انتقال می دهد!!!
    باید گفت دوستان عزیز در حوزه طراحی هویت بصری موضوع نوع حسی است که انتقال پیدا می کند که با مفاهیم استعاری و معنایی ضمیر نا[ودآگاه مشتری پیوند می خورد نه این حس خوب!!!!
    باید بررسی شود چه استعاره هایی را هر نوع طراحی در ضمیر ناخودآگاه مخاطب (حتی نه در سطح خودآگاه) بر می انگیزد.

  20. سلام
    من کم و بیش اسنوا را می شناسم
    من فکر می کنم اسنوا فقط رنگ عوض کرده
    زیر ساختار ها . تکنولوژی . فرهنگ و تفکر اسنوا تغییر نکرده است.
    به نظر من تا اینها درست نشه تغییر برند و رنگش فقط کلک بازریابی است . یکجور دروغ به مردم
    مردم روی چی اخه حساب کنند اسنوا همون اسنوا
    ممنون

  21. با سلام واحترام به نظر من یکی از ضعفهای بزرگ اسنوا حذف خانمها به عنوان مشتریان اصلی محصولات اسنوا از تبلیغات محیطی این برند و جایگزین کردن تصاویر مردان جوانی است که برای تبلیغ یک محصول دیگرمثلا محصولات وزشی شاید مناسب باشند اما برای محصولاتی مثل یخچال وگاز هرگز دلیل این کار هرچه باشد از جمله محدودیتها و قوانین داخلی بیشتر توجیه است .فقط تصور کنید یک توریست یکی از این تبلیغات برای مثال دومرد ود, کودک این برند رو ببینه به احتمال زیاد تصور خواهد کرد درباره یک نوع سبک زندگی و ازدواج متفاوته که مسلما طراحان این کار چنین قصدی نداشتنداما...

  22. سلام
    با تشکر از دست اندرکاران کافه بازاریابی
    بنده یکی از متخصصین این حوزه هستم و با توجه به موارد ذیل ، بنظر می رسد ریبرندینگ پروژه اسنوا با مطالعه نبوده و صرفا یک پوست اندازی ظاهری بدون پشتوانه است که نه تنها به ارتقا برند اسنوا کمک نکرده بلکه به تصویر ان نزد گروه هدف ضربه زده است:
    1- با توجه به موارد عنوان شده، نوع محصول، و ... بنظر می رسد این پروژه اصلا به بازار هدف محصولات این شرکت توجه نداشته و به عبارتی اصلا به بخش های بازار فکر نشده. با توجه به مطالعات بنده که بطور مستمر است و در جریان تحقیقات صنایع و محصولات مختلف است ، بخش کلیدی بازار برای محصولات اسنوا زنان جوان ، زنان میانسال با درامد متوسط و خانواده های جوان متوسط و .. است . که در همه این بخش ها زنان نقش کلیدی و تاثیر گذار را ایفا می کنند که کاملا در تبلیغات و کمپین این شرکت هیچگونه ارتباطی با این محصول و این بازار هدف دیده نمی شود.
    2- یکی از اشکالات اساسی برندهای ایرانی به ویژه در این صنعت براساس اخرین مطالعات معتبر نبود روح پویایی، صمیمیت و هیجان است و مشتریان ایرانی با برند ایرانی این حس نزدیکی را ندارند. متاسفانه در شعار شرکت "روی ماحساب کنید" بیشتر بر جنبه اعتماد تکیه شده که در این صنعت طبق مطالعات بنده و حتی مطالعات سطحی که مدیران این پروژه گفته اند اعتماد مساله نیست بلکه هیجان، احساس و صمیمیت مساله است.
    3- لوگو و رنگ ها که در بالا هم بیان شد یک کپی برداری (یا حتی کات برداری) ناشیانه بوده است کخ دیگر جای بحث هم ندارد.
    4-استفاده از آقا و بچه ها در این برند همانطور که دوستانمان در بالا گفتند کاملا مغایر با فرهنگ ایرانیست. یکی از دوستان انگلیسی ما هفته گذشته در ایران بود و باهم گشتی می زدیم با کمال تعجب گفت مگر این سبک زندگی (ارتباط دو آقا و ... در بیلبوردها) ذر ایران هست؟؟
    5- با توجه به شناخت فعلی و قبلی بنده از شرکت انتخاب، ریبرندیگ نیاز به تغییر فرهنگ سازمانی دارد که بنظرم چنین چیزی اصلا در اسنوا نادیده گرفته شد.

    متاسفانه باز هم در ایران شاهد اجرای پروژه های بدون هدف و صرفا با هدف صرف بیت المال توسط افراد غیر متخصص بودیم
    منتظر نقد دوستان در باره این نقد از سوی بنده هستم
    موفق باشید

  23. جناب نقاد سلام به نظرم نباید در ایران در حال حاضر و با بلوغ کنونی فکر یک پروژه صد در صدی باشیم هر گونه حرکتی این گونه که به همت دوستان ما انجام گرفته باید مورد مهربانی قرار بگیرد تا شاهد کارهای بهتر و بهتر بیشتری باشیم. ضمنا اگر علاقه داشتید چون بحث برند است از خود تعیین هویت کنید

  24. این مطلب و نظرات زیرش بقدری جذاب بود که تقریبا یک ساعتی، منو درگیر خودش کرد. بنظر من این سبک نقد بیرحمانه و پاسخگویی خیلی نمیتونه کارساز باشه و احساس میکنم دوستان کمی متعصبانه دارن بحث میکنن که این، کار رو برای نظردادن دیگر دوستان هم سخت میکنه .
    با این حال به نظر بنده دلایلی که ذکر شد در رابطه با چرایی ریبرندینگ رو کاملا درست میدونم و مواردی که ذکر شد نیاز سازمان به پروژه ریبرندینگ رو توجیه میکنه. و از طرفی هم مواردی که در رابطه با ریشه هویت بصری (مشتری ایرانی کالایی رو بخر که بدردت میخوره ) ذکر شد را اصلا نپسندیدم و باهاش ارتباط برقرار نکردم بخصوص با مثالی که ذکر شد در رابطه با امکاناتی که برخی گوشی ها دارند که بدرد ما نمیخوره. برداشت شخصی بنده وقتی نماد یینگ یانگ رو دیدم این بود که،طبق شنیده ها و دانسته های بنده عمده قطعات اسنوا از کشور کره و شرکت دوو میاد و به نوعی این شرکت شریک تجاری اسنوا محسوب میشه. و به همین خاطر بوده که دوستان از یک نماد شرقی که معرف شریک تجاری خودشون باشه تو هویت بصریشون استفاده کردن.باز ذکر میکنم که این برداشت من بود.

    1. همان طور که در تیتر هم اشاهر شده این یادداشت یکی از خواندنی ترین یادداشتهای اخیر کافه است
      به اعتقادم اینجا هم می توان از مثال دکتر محمدیان بهره گرفت
      اینجا واقعا یک کلاس درس است

  25. سلام راستش من ياد يك خاطره از دكتر محمديان افتادم كه مستقيما ربطي به بحث نداره اما گفتنش خالي از لطف نيست ....چيزي كه دكتر محمديان رو واسه من جذابتر ميكرد اين بود كه در بحثهاي كلاسي هميشه خيلي صحبتها مطرح ميشد كه گاها صحبتهاي ما در حد صفر بود اماااااا به جرات ميگم هيچ وقت پيش نيومد كه ايشون با توجه به دانش وسيعشون برخورد دفعي داشته باشند...و اكنون كه به عنوان يه مدير كارخانه با بچه ها جلساتي داريم و جواب تندي ميدهم هميشه اين برخورد ايشون كه در جهت ايجاد فضاي امن و توسعه ذهن ما بود جلوي نظرم مي آيد و به خودم تلنگر ميزنم...كوتاه سخن اينكه بيلبورد يا هر تبليغ ديگر همانند هر محصول،انسان يا سازمان به زمان نياز دارد براي اشتباه كردن و رشد كردن...

  26. آقای دکتر به نظر من مساله یک پروژه صددرصدی نیست دوستان از پایه دیوار رو کج گذاشنه اند با این همه هزینه بازار هدف اصلی رو گم کرده اندفکر میکنم در ریبرندینــگ قبل از اعتماد سازی وخدمات پس از فروش باید محصولات رو در ذهن مخاطبان اصلی بازآفرینی وبازسازی کرد که دوستان به ترکستان رفته اند.

  27. خوشحالم که فردی از بیرون سازمان توانسته این انتقادات را مطرح نماید.
    باور بفرمایید ما که درون اسنوا هستیم حرفمان خریدار ندارد.
    اصلا از دانش داخلی برای این پروژه استفاده نشده یا اگر شده در حد همراه کردن ذینفعان مالی و تصمیم گیران کلیدی بوده است و نه درگیر کردن پرسنل با دانش و صاحب ایده.
    بنده هم با جنابعالی هم عقیده هستم و اشکالات یاد شده را کاملا وارد می دانم.
    مشاوران ریبرندیگ اطلاعات بسیار کمی از بازار و شرایط حاکم بر این صنف داشته اند و تا آنجا که می دانم رفتار خرید مصرف را در این صنف نه می شناسند و نه تلاش کرده اند بشناسند.
    حرف از تعادل در این صنف یعنی عقب ماندگی و رکود ……

  28. با سلام.
    پیشاپیش سال جدید رو تبریک می گویم.
    دوستان زیادی در مورد مطالب ارایه شده لطف داشتند و دوستانی هم انتقاداتی داشتند. من به شخصه از هر دو گروه سپاسگذارم. مهم ان است که ما توانستیم با هم گفتمانی را در حول یک تجربه داشته باشیم.
    اما همانگونه که آقای میری گفتند از روزی که من گفتم پاسخ را می دهم مدتی گذشت اما در نهایت امروز بعد از 10 روز پاسخ می دهم. دلیل ان به درخواست یکی از مدیران ارشد سازمان باز می گشت. ایشان دغدغه ای را مطرح کردند که اساسا دلیل ادامه دادن مباحث در این سایت چیست؟
    هنگامی که ما می خواستیم مطالب را اینجا ارایه دهیم در توضیح چرایی این کار بیان داشتیم که ما وظیفه داریم که سعی کنیم با همکارانمان آنچه تجربه کردیم را در میان بگذاریم. تا از این طریق بتوانیم زمینه ساز انتقلال تجربیات به دیگر سازمانها باشیم. در همان حلسه مدیر یاد شده اشاره کردند که این کار میسر نمی شود و ما در ایران هنوز از هم یاد گرفتن و نقد کردن را نمی دانیم. پیش بینی ما آن بود که از مطلب سوم به بعد این قابلیت ایجاد خواهد شد. اما حقیقت امر آن است که این موضوع محقق نگردید و ما هنور در سطح تایید و یا انکار یکدیگر و نه بیان تجربیات ماندیم. این بار که مدیر یاد شده از من پرسید هدف از ادامه بحث چیست؟ من پاسخی نداشتم. زیرا همانگونه که اشاره شد اساس هدف انتقال تجربه و نه صرفا گرفتن تاییدیه یا بیان نادیده ها بودیم.

  29. به قول این مدیر عزیز که جالب است در حوزه بازاریابی نیز نیستند:"شما هنوز در گیر و دار اثبات انید که بدیهیات تخصصتان را انجام می دهید یا خیر"
    ایشان می گفتند شما انچه در انتقاد هم می گویید این هاست
    1. ایا اساسا تحقیق بازار برای کاری که لازمه اش تحقیق است انجام می دهید یا خیر"
    2. آیا تحلیل کمی و کیفی برای شناسایی مصرف کننده مان انجام داده ایم یا خیر.
    3. آیا یکی از خوشنامان عرصه هویت بصری کشورمان یک کار کپی زده یا خیر.
    4. ایا اساس رقیبمان را دیده ایم یا نه
    5. .....
    ایشان با تعجب از من می پرسید اگر کسی این بدیهیات را از من می پرسید می گفتم منظورت این است که اساسا کارم را بلدم یا خیر. به قول دوست عزیزی بدنبال
    حیف بیت المال بودیم یا ...
    باز هم این سوال را مطرح کردند که اساسا هدف شما از ادامه دادن موضوع چیست. اثبات این که این کارها را انجام داده اید؟ ااین کجا این گفتمانی که شما گفنید"ترویج دانش چگونه برند کنیم را ایجاد می کند؟"

  30. من نیز بسیار به صحبت های این دوست و مدیر عزیز فکر کردم و واقعا نتوانستم پاسخی به دغدغه ایشان پیدا کنم و به قول ایشان چشم اندازی نیز برای این ادامه دادن مطلب نمی دیدم بنابراین ضمن تشکر از سایت خوب و وزین کافه بازاریابی و مدیران عزیزش و آقای دکتر محمدیان عزیز بهتر است پرونده پروژه اسنوا را در این سایت ببندیم. دو مطلب در مورد این پروژه در قالب مصاحبه نیز در دیگر سایت ها ی بازاریابی منتشر شده است که می تواند مورد بررسی دوستان قرار گیرد.

  31. در انتها لازم است تنها به این موارد در پاسخ به ابهامات مطرح شده اشاره شود:
    1. گروه هدف در پروژه کاملا شناسایی شده همانگونه که بدیهی است زنان بخش مهمی در این تصمیم گیریند اما سوال دیگری که وجود داشت ایا تنها مخاطب قرار دادن زنان تنها پاسخ گوی برند شدن استوا بود. در این صورت که تا کنون همه لوازم خانگی ها برند شده بودند. ما در کنار زنان 2 کروه هدف دیگر شناسایی کردیم که در 2 تا 3 ماه اتی نمود آن را در تبلیغات خواهیم دید.
    2. در مورد رنگ حقیقت امر ان است که ما نتایج بسیار خوبی گرفتیم. حس جوان شدن سازمان و جذاب بودن نوار رنگی بسیار اثر گذار بوده.
    3. این پروژه با مشارکت حداکثری واحد بازاریابی _حدود 10 نفر _و مدیران ارشد و با ارزیابی دیدگاه 2400 مصرف کننده و 80 فروشنده اجرایی شد. برای این موضوع سعی شد تمامی افرادی که احساس می شد در این راه می توانند اثر گذار باشند لحاظ شود. دوست گرامی که خود را از درون سازمان معرفی نمودند مطمینا اگر نکته ای را ضروری می بینند باز هم در خدمت هستیم.
    امیدواریم توانسته باشیم زمینه ساز ایجاد گفتمانی از یک تجربه به سبک ایرانی بوده باشیم. با آرزوی موفقیت برای تمامی دوستان و اهالی کافه بازاریابی.

  32. با سلام و تشکر از جناب گنجوی

    ولی پاسخ ها قانع کننده و علمی و عملی نبود.
    ضمنا پیشنهاد بنده به ایشان اینست با مسائل و انتقادات با دید بازتر رو برو شوند.
    متاسفانه ایشان ، به منتقدین تاخته اند و انها را افرادی کم سطح دانسته و کار خود را کامل و بدون اشکال دانشته اند
    عزیز من ، اشکالات کار شما بسیار اساسی بوده و متاسفانه دنبال یادگیری و استفاده از نقدها نبودید

    بنده دیگر ادامه نمی دهم
    قضاوت با اینده و دوستان

  33. سلام و درود به محضر اولین استادم جناب آقای دکتر محمدیان و سایر عزیزان و عرض شاد باش به مناسبت عید سعید نوروز

    قسمت سوم را هم خواندم.
    از شور بختی من، آن مطالبی را که این حقیر پیگیرش بودم در قسمت سوم هم نبود.
    امیدوارم در قسمت های آتی من به جوابم برسم. فقط امیدوارم که جواب من در فصل هشتم؛ قسمت نوزدهم نباشد.
    و در همین فصل اول در قسمت های نزدیک شاهد ارائه مدل های ریاضی پروژه باشیم 🙂
    امیدوارم.

    شاد باشید و دلی را شاد کنید.
    علیجاه شهربانویی

  34. با سلام و تبریک سال نو
    و نیز آرزوی موفقیت برای شما در سال جاری
    فاز سوم پروژه ریرندینگ اسنوا با نام " خدمت از ماست " شروع شد
    در این پروژه کلیه محصولات قدیمی و خارج از گارانتی اسنوا تحت سرویس و تعمیر رایگان قرار خواهند گرفت
    برای کسب اطلاعات بشتر میتوانید به آدرس وبسایت اسنوا مراجعه بفرمایید
    http://www.snowa.ir
    با تشکر
    امین کاچار
    مدیر پروژه

  35. با سلام و احترام حضور سروران و اساتید حوزه بازاریابی کشور عزیزم ایران

    در ابتدا اززحمات متولیان راه اندازی کافه بازاریابی و محتوی تولید شده کمال تشکر و قدردانی را دارم. بنده امروز برای اولین بار از طریق شبکه اجتماعی لینکدین و بواسطه حساب کاربری استاد عزیزم جناب دکتر ناصرزاده با کافه بازاریابی آشنا شدم و این رو باعث سعادت خودم می دانم که بعد از این میتونم در محضر اساتید بازاریابی و برندیگ کسب فیض نمایم.

    به نوبه ی خودم، اشاره استاد عزیر به استعاره " کلاس درس" را درخور و شایسته این وبگاه می دانم و از همین روی به مثابه شاگردی بر سر کلاس درس بر خود واجب دانستم از ابتدای موضوع، بحث را پیگیری نموده و با تأمل و تعمق دیدگاه ها و نقدها را مطالعه نمودم، که البته زمان قابل توجهی صرف شد.

    ضمن تشکر از به اشتراک گذاری نقشه راه، فرآیند ریبرندینگ اسنوا توسط تیم اجرایی و همچنین نقطه نظرات منتقدین عزیز، بسیار ناراحت شدم از اینکه دیدم باز هم در محفلی تخصصی عزیزانی که جسارت به خرج داده و تلاش کرده اند در جهت تغییر وضع راکد و نامطلوب، قدمی بر دارند به مثابه " سیبل " مورد هدف تیرهای زهرآگین منتقدین کم لطف قرار گرفته و در نهایت همچون گذشته صحنه خالی ماند و قضاوت بر عهده ی ناظران و آیندگان و چه و چه و چه .

    برای من به عنوان کوچکترین عضو جامعه بازاریابی کشورم در مقام دانشجو بسیار جالب بود که ببینم در محفلی در مورد موضوع روز و دغدغه بسیاری از کسب و کارهای ایران به صورت جزء به جزء و خط به خط اینگونه مسئله گشوده شده است. و از آنجایی که فکر میکنم حتی منتقدان کم لطف هم با بنده هم عقیده باشند، ارزش و اهمیت برند یک سازمان برای ذینفعان آن اگر از منافع مالی سازمان بیشتر نباشد، کمتر هم نخواهد بود. پس چرا حال که عزیزانی ریسک پذیر و جسور یکی از ارزشمند ترین دارایی های سازمان خود را خالصانه در بوته ارزیابی متخصصین و غیر متخصصین قرار داده اند چه دلیلی وجود دارد تیغ جراحی بدست بگیریم. اگر مقصود نقد است، ما که خودمان را اهل مطالعه و فضیلت میدانیم، مفهوم "نقد سازنده" کجا ورود پیدا میکند؟؟؟ من تعداد ۸۲ نظر را خط به خط خواندم ولی یک نقد سازنده هم ندیدم؟ مگر اینکه منظور بعضی از عزیزان آن باشد که از تیم حاضر بهتر مینوازند که در اینصورت بهتر است تماسی با مدیران ارشد سازمان مذکور برقرار کنند و پروپوزال خودشان را به صورت خصوصی ارائه دهند در غیر اینصورت دوستانی که با تیزبینی، چنین موشکافانه کاستی ها را یافتید راه حل هم ارائه بفرمایید شاید عزیزان مسیر از قبل طراحی شده را با توجه به نظرات راه گشای شما عوض کرده و به جای منزلگاهی در کوی بن بست به شاه راهی رو به آسمان هدایت شوند و ما هم بتوانیم نمونه ای موفق از تلاش بازاریابی را در سازمانی ایرانی شاهد باشیم.

    البته دغددغه مدیران ارشد اسنوا برای پایان دادن به بحث کاملا منطقی می باشد ولی با توجه به خاص بودن مخاطبان این وبگاه و عدم پیگیری چنین مباحثی توسط مشتریان سازمان مذکور تقاضامندم در صورت صلاحدید همچون گذشته موارد دنبال گردد، البته که از گزند استفاده رقبا در جرگه ی رقابت به نفع خود مصون نخواهید بود.

    « پشت دریاها شهریست ... قایقی باید ساخت»

    1. ممنون جناب آقای شفیعی عزیز. بعضی وقتها که دستمان را می شوییم و تصمیم می گیریم تا به برنامه ای جامع عمل بپوشانیم، تازه متوجه می شویم که برنامه ریزی و تدوین کمپین یک چیز (مهم) است و اجرای دقیق و هوشمندانه آن چیزی (مهمتر و سخت تر) دیگر. من هم مثل شما تمامی نظرات را خواندم، به نظر مواردی در خلال نظرات هست که می تواند مورد توجه مدیران پروژه قرار گیرد.

  36. با عرض سلام وخیته نباشید.میخواستم ازتون خواهش کنم به من که یک دانشجوی ارسد هستم ودرمورد اسنوا تحقیق میکنم کمک کنید.کمی در مورد استراتژیهای تبلیغاتی خودتون بگید.واینکه در حال حاظر از جه تبلیغ تلوززبونی یا نحیطب استفاده میکنید؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *