"سوریلند" و تبلیغات فراگستر // یک قمار بزرگ بر سر اعتبار برند

مسعود ستوده: گسترش شبکه‌های اجتماعی و مطرح شدن بازاریابی محتوا، راهی جدید و موثر برای ارتباط شرکت‌ها با مخاطبان ایجاد کرده و باعث شده سهم زیادی از محتوای تولیدی شرکت‌ها به محتوای دیجیتال اختصاص یابد. در این بین، تولید محتوای ویروسی جذابیت بالایی دارد چرا که به برندها امکان می‌دهد با بهره‌گیری از خلاقیت، در زمان کوتاهی پیام خود را به طیف وسیعی از مخاطبان برسانند. استفاده از طنز و شوخی در تبلیغات یکی از مواردی است که می‌تواند به ویروسی شدن محتوا کمک کند و اثربخشی آن هم در تحقیقات مختلف تایید شده است. اما در تولید این نوع محتوا علاوه بر خلاقیت، شناخت صحیح مخاطب و نیازهای وی هم مهم است؛ باید در تولید این نوع محتوا تناسب آن با هویت برند و ویژگی‌های مخاطب را در نظر گرفت.

سوریلند در سال‌های اخیر با تولید انیمیشن‌های طنز و خلق کاراکترهای جذاب توانسته مخاطبان زیادی را جلب کند؛ مخاطبانی که اغلب جوانان هستند و این انیمیشن‌ها را در شبکه‌های دوستی خود منتشر می‌کنند. تعداد بالای بازدید انیمیشن‌های سوریلند و سرعت انتشار آن‌ها می‌تواند هر برندی را وسوسه کند تا از این انیمیشن‌ها برای معرفی خود به مخاطبان استفاده کند.

در روزهای اخیر انیمیشنی از سوریلند منتشر شده که اسپانسر آن شرکت فراگستر است. شرکتی که در زمینه نرم‌افزارهای سازمانی و اتوماسیون اداری فعالیت می‌کند و به تبع، بخش قابل توجهی از مشتریانش نهادهای دولتی و شرکت‌های بزرگ هستند. در این انیمیشن که از سبک سایر کارهای سوریلند پیروی می‌کند، از طنزی استفاده شده که در شان مخاطبان این برند نیست و در بعضی صحنه‌ها ادبیات آن ابتذال هم نزدیک می‌شود. ادبیاتی که به جای نشاندن لبخند بر لبان مخاطب و ترغیب وی به بازنشر آن، می‌تواند باعث انزجار وی شود.

با توجه به نوع صنعت و مشتریان این شرکت و مقایسه فعالیت‌های بازاریابی فعالان این صنعت در داخل و خارج از کشور، این سوال مطرح است که این برند با این کار به‌طور مشخص چه هدفی را دنبال کرده و چه پیامی را با این انیمیشن به مخاطبان خود رسانده؟

این انیمیشن با هیچ‌کدام از فعالیت‌های این برند در رسانه‌ها هماهنگی ندارد و با توجه به ساختار این انیمیشن، به نظر می‌رسد که تنها هدف، دیده شدن نام برند بوده؛ اما به این‌که چه کسی و چگونه برند را می‌بیند و بهای این دیده شدن توجه نشده است. تقلید ناآگاهانه از سایرین بدون در نظر گرفتن ماهیت برند و نوع مخاطب، نه تنها کمکی به برند نمی‌کند، بلکه یک قمار بزرگ بر سر اعتبار برند است.

نظر شما در مورد این انیمیشن و تاثیر آن بر برند چیست؟ آیا در بازاریابی B2B، استفاده از این نوع طنز موثر است؟


13 thoughts on “"سوریلند" و تبلیغات فراگستر // یک قمار بزرگ بر سر اعتبار برند”

  1. حقیقتا بامزه و خنده دار در اومده و به معرفی برند هم کمک کرده. همین که کافه این موضوع رو برای انتشار انتخاب کرده یعنی جذاب بوده. اما واقعا اعتبار برند رو با کله زمین زده! به نظرم شرکت جلوی خودشو نتونسته برای دیده شدن بگیره! ولی برای یه کار کوتاه مدت فروش خوبه!

    1. سلام اقای کاوه
      ممنون از اینکه نظرتون رو اعلام کردین. در مورد نکته ای که درباره فروش گفتین، به نظر شما افرادی که این انیمیشن رو دیدن چقدر احتمال داره که مشتری این محصول باشن و آیا ممکنه براساس این انیمیشن تصمیم به خرید بگیرن؟

  2. عرض ادب و احترام

    بنظر بنده فراگستر با مشکل شناسایی مشتریانش رو به رو است .
    سوالی که از این برند میخواهم بپرسم این است که آیا مشتریانش را دنبال کننده این مدل انیمیشن ها و این سبک ادبیات می داند ؟!
    در توضیحات به خوبی اشاره شد که بخش قابل توجهی از مشتریانش نهادهای دولتی و شرکت‌های بزرگ هستند. که این انیمیشن می تواند به شدت به اعتبار برند فراگستر ضربه بزند

    سپاس

  3. سلام.
    شرکت های بزرگ گاهی اوقات دچار توهم میشوند
    توهم هایی که ضربه های بزرگی را نصیبشان میکند
    پیشرو بودن همیشه خوب بوده و هست
    اما شناخت مخاطب و جامعه هدف اصلی ترین عامل برای تبلیغات موثر است
    سوال: آیا این انیمیشن برای افرادی که فراگستر را نمی شناسند، جذابیت آشنایی با خدمات و محصولات آنها را ایجاد می کند؟
    آیا توسعه عرضی و طولی ارایه خدمات و محصولات را با این روش داشته اند؟
    آیا افراد آشنا با فراگستر با دیدن این کلیپ، آن را جز تبلیغات موثر میدانند؟

  4. با سلام خدمت حاضرین در کافه
    چند سال پیش با شهرت عجیبی که سوریلند به دست آورده بود بنده هم با این اسم آشنا شدم. کارهای تولید شده را دیدم و متاسفانه برایم بسیار ناراحت کننده بود به دلیل اینکه در برخی تولیدات ابتذال به وضوح دیده میشد و حتی مرزهای ارتباطی در کلام شکسته میشود و متاسف شدم از این استقبال عمومی ولی مطمین بودم در آینده با آگاه شدن مخاطبان رشد این اسم نزول کند و البته معتقدم همین اتفاق هم افتاد است. واقعا خلاقیت و ایده با مرز شکنی های اصول و قوانین و متفاوت بودن بسیار فاصله دارد. می شود صندلی های خودرو را بازکرد و از چهارپایه استفاده کرد و یا در داخل صندلی سیستم تهویه قرار داد. اولی متفاوت بودن و دومی ایده پردازی است. در تبلیغات تفاوت ملاک اصلی نیست.
    نکته دیگر استفاده از رسانه تبلیغاتی مناسب است. بنده معتقدم باید رسانه یا پیام رسان را در تبلیغات به خوبی بشناسیم. حتی گاهی یک گرافیست معتبر و نامی به واسطه نامش می تواند باعث موفقیت تبلیغ شود و یا بالعکس.
    شرکت فراگستر رسانه را درست بررسی نکرده است چه برسد به پیام و مخاطب شناسی. در هر حال امیدوارم این اقدام فراگستر نتیجه بد و منفی نداشته باشد.
    ایام بکام

      1. با سلام خدمت جناب قای ستوده ارچمند
        سوال شما در نظر بنده بسیار کلی است و پاسخ عام ندارد اما در برخی نقاط ، طنز می تواند تاثیر مثبتی داشته باشد مشروط بر اینکه بر فنی بودن و تخصصی بودن تولید کننده ضربه ای وارد نکند. این گونه کارهایی که دیدیم بیشتر جنبه هزل دارند نه طنز. به نظر بنده اگر قرار باشد از طنز در تبلیغاتb2b استفاده شود باید در چهار چوب های ترفیع و PRگنجانده شود. فقط کافی است حامی یک واقعه اجتماعی در تکنیک طنز باشیم تا به تنه اصلی مجموعه آسیب وارد نشود.
        ایام بکام

  5. جناب آقای ستوده
    درود بر شما .
    مطلب جالبی رو نوشتید و نکات خوبی رو به چالش کشیدید.
    صرف نظر از حاشیه ها، عدم توجه به رسانه و یا پیام آگهی، به نظرم سوریلند نمونه بارز خلاقیت در آفرینش و از همه مهمتر تصاحب یک بریف قدرتمنده.
    شما اگر انیمیشن های تبلیغاتی سوریلند رو به دقت مشاهده کنید میبینید که چه بریف خوبی پشت این کار میتونه باشه و سوریلند تونسته براساس اون بریف چه ویژوال خلاقی براش خلق کنه. به نظرم فراگستر زیاد هم راه اشتباهی نرفته.
    مخاطبانِ محصولی که فراگستر و یا رقباش دارن اول نیاز دارن که بفهمن "اتوماسیون" چیه؟ به عنوان مثالدر ابتدای آگهی صدای زمینه با لکنت میپرسه "اتوماسیون اداری یعنی چی؟" و در انتها کاراکتر سفارش دهنده با لحن خاصی میپرسه: فهمیدین حالا واقعاً؟
    معتقدم افزایش آگاهی مخاطب از این محصول میتونه براشون سودده باشه. شما دقت کنید در تلگرام اصلی خود سوریلند تعداد بازدید این آگهی نزدیک به ۴ میلیون نفره! حالا شما بقیه شبکه های اجتماعی رو هم بیاین روش. به نظرم فراگستر تونسته با این انیمیشن مخاطب خودش رو با مقوله اتوماسیون آشنا بکنه و بعد از اون طبیعتاً اگر بتونه درصد خیلی خیلی ریزی از مخاطبانی که این انیمشن رو دیدن رو مشتری خودش بکنه موفق شده. البته باید عرض کنم هدفی که این تبلیغ داره رو هیشکی نمیدونه و هیچکس نمیدونه که آیا این تبلیغ تونسته فراگستر رو به هدف برسونه یا نه؟
    درکل هرچند بدون دونستن فیدبک از هدف این آگهی نمیشه نظر قطعی براش داد و اون رو موفق یا غیرموفق خطاب کرد، اما من راه رفته رو بیراه نمیدونم براشون
    سپاس از شما

    1. جناب آقای سینا عزیز
      درود بر شما
      بنده در جاهایی از سخنان شما احساس ناخشنودی دارم که جسارتا عرض می کنم. تعداد بازدید کننده ملاکی برای موفقیت نیست. کما اینکه شبیه این مبحث در مقوله آمار بازدیدکنندگان سایت دیجی کالا قبلا در کافه مطرح شد و پرسش این بود که آیا فروش هم به همین اندازه مشاهده کننده سیر صعودی داشته است. بسیاری از این بازدیدها با توجه به معیار بازگشت یا اثربخشی تبلیغات باید بگویم کاذب است و باید دنبال واقعیت بود . این موضوع در مورد هر تبلیغی و هر رسانه ای وجود دارد.
      ۲- از افرادی که این تبلیغ را دیدند و در اطرافم هستند نتیجه مشترک گرفتم: اون قسمتش دیدی. اونجا دیدی چی گفت. و .... در کل بیشتر حول درگیری ذهنی که نتیجه بریف به نظر خوب شما به وجود آمده می چرخد و به کل اصل و هدف تبلیغ فراموش می شود.
      تبلیغ هدف دارد و باید به نتیجه برسد.
      ۳- حداقل در این کار، انیمه با موضوع انتخاب شده مطرح تر از خود فراگستر است و موضوع داغی هم هست. بنابراین می شد چنیبن آمار بازدیدی انتظار داشت. افراد وقتی به هم میزسند نمی گویند تبلیغ فراگستر دیدی. می گویند کار جدید سوریلند رو دیدی. همان مشکل همیشگی وجود ندارد تبلیغ و رسانه در اختیار برند است یا بالعکس
      در هر صورت امیدوار هستیم فراگستر نتیجه خوبی بگیرد.
      ایام بکام

  6. با درود و احترام،
    این نظرات، نتیجه ی بحث و گفت و گوی تیمی من و همکارانم می باشد.
    یکی از حقایق آشکاری که کمک شایانی به شرکت های مختلف جهت دستیابی به اهداف تبلیغاتی خود می کند، محتوای ویدئویی مناسب و کاربردی می باشد. بسیاری از شرکت های مطرح دنیا سابقه ی طولانی در ساخت ویدئوهای تبلیغاتی موثر را دارند که نتایج این تبلیغات نشان دهنده ی تاثیر این نوع روش بازاریابی در جهت ساخت آن برند است. این نوع محتوای متناسب با خلق و خوی مخاطب، قابلیت دیده شدن و رساندن پیام مورد نظر شرکت را به خیل عظیم بینندگان را دارد.
    متاسفانه بسیاری از شرکت های بزرگ و کوچک از این نکات غافل می شوند و بسیار ناراحت کننده است که این شرکت ها در این نوع روش تبلیغاتی کوتاهی می کنند. در حقیقت در بسیاری از موارد محتوا بیشتر از اینکه به سود شرکت عمل کند در واقع باعث آسیب رساندن به جایگاه آن شرکت و برند مورد نظر می شود، در صورتی که نباید به این طریق عمل کنند. هر شرکتی با هر ابعادی می تواند از این نوع روش تبلیغاتی سود ببرد. این تنها در صورتی امکان پذیر است که از نکات اشتباه پرهیز کند. دوری کردن از اشتباهات بیان شده در زیر، شرکت را در مسیر درست قرار داده و باعث جذب افراد به سوی شرکت می شود.
    ۱-ویدئوی بیش از حد تبلیغاتی:
    یکی از مواردی که به روانشناسی فروش مربوط می شود این است که هیچکس دوست ندارد که احساس کند محصولی به او فروخته می شود. بسیاری از شرکت های بزرگ و کوچک ویدئوهای خود را شبیه به ویدئوهای تجاری می سازند در صورتی که در دنیای آنلاین امروز این روش اشتباهی می باشد.
    ۲-نداشتن برنامه ی راهبردی در جهت برند سازی:
    از سوی دیگر شرکت ها نباید از برند سازی تمامی جنبه های فعالیت خود غافل شوند. در ویدئوی ساخته شده باید تمامی عناصر مربوط به فعالیت های شرکت گنجانده شود در غیر این صورت، مشتریان و عموم مردم از شناخت صحیح برند مورد نظر باز می مانند. برای مثال کمپانی نایک پیشرو در نشان دادن ظاهر واقع گرایانه به همراه کنتراست بالا و سایه های عمیق در تبلیغات خود است و زمانیکه تبلیغات این شرکت نمایش داده می شود مخاطب ناخودآگاه احساس می کند که محصول مورد نظر کاملا متناسب با نیاز های او می باشد.
    ۳-طولانی بودن ویدئو:
    در یک کلام آن چیزی را که دارید ارائه دهید، نه بیشتر و نه کمتر و از گفتن سخن بیجا و گزافه گویی پرهیز کنید. در دنیای آنلاین امروزی عموم مردم زمان زیادی را صرف دیدن ویدئوهای تبلیغاتی طولانی نمی کنند، بنابراین باید حرف خود را به سرعت و در کمترین زمان گفت تا بتوان توجه مخاطب را به خود نگه داشت.
    ۴-جذابیت های بصری:
    مخاطب سرگرم شدن را دوست دارد و به همین دلیل است که در وهله ی اول جذب محتوای ویدئویی می شود. نداشتن جذابیت بصری کاملا قابل حل شدن می باشد، حتی اگر در صنایع خسته کننده حضور دارید می توانید با کمی خلاقیت و نوآوری ویدئویی کاملا سرگرم کننده بسازید. البته باید این نکته را نیز در نظر گرفت که نوآوری به معنای دورشدن از محتوای اصلی و ضرر رساندن به بدنه ی ویدئو نشود.
    ۵-دادن اطلاعات بیش از حد:
    از به اشتراک گذاشتن تمامی اطلاعات پرهیز کنید. هیچکس اطلاعات بیش از حد را دوست ندارد. اطلاعات بیش از حد مخاطب را خسته می کند که نتیجه ی آن را می توان در به اتمام نرساندن ویدئو دید.
    ۶-تمرکز بر محتوای ویروسی:
    بسیاری از شرکت های بزرگ و کوچک تمرکز خود را بر محتوای ویروسی قرار می دهند. این شرکت ها قصد جذب مخاطب را دارند ولی بیننده تفاوت دعوت و اجبار را کاملا متوجه می شود که در نهایت به نقطه ی ضایع شدن حق مخاطب و ناتمام ماندن تماشای ویدئو می رسیم.
    ۷-نداشتن برنامه ی راهبردی در تبلیغات مبتنی بر ویدئو:
    یک برنامه ی راهبردی در تبلیغات مبتنی بر ویدئو از اجزای مختلف تشکیل شده است که مختصری به آن اشاره می کنیم:
    •بیانیه ای ساده، تک خطی شامل: خلاصه ای از نوع ویدئو و هدفی که مخاطب به سوی آن برده می شود.
    •شناخت موضوعی، همانگونه که قصد تعمیم دادن به تمام اجزاء شرکت را دارد.
    •طرح کلی از سازنده های ویدئو.
    •لیستی از مراکز پخش ویدئو.
    •روشی برای اندازه گیری میزان موفقیت ویدئو و جایگاه آن در تبلیغات شرکت.
    ۸-انتظار داشتن دریافت نتایج مثبت در بازه ی زمانی کوتاه:
    بسیاری از شرکت ها بعد از قرار دادن ویدئوی خود انتظار بازدید هزاران نفری را دارند که به هیچ وجه واقع گرایانه نیست.
    ۹-بهینه شدن ویدئو برای پخش:
    برای دریافت بهتر و بیشتر بازخورد از طرف مخاطبین می توان چند مورد زیر را در ویدئوی خود اعمال کرد:
    •استفاده از کلمات کلیدی در عنوان ویدئو، توضیحات و برچسب ها.
    •قرار دادن در شبکه های اجتماعی مختص ویدئو مانند آپارات.
    •ایجاد صفحه ی اختصاصی در سایت شرکت برای ویدئوی مورد نظر.
    ۱۰-انتخاب همکار نامناسب برای ساخت ویدئو:
    یکی از بزرگترین اشتباهاتی که شرکت های مختلف مرتکب می شوند انتخاب ناصحیح همکار جهت ساخت ویدئو می باشد که منتهی به ساخت ویدئویی با کیفیت پایین از لحاظ محتوا و تمام جزئیات مربوطه می شود. بسیار مهم است که همکاری انتخاب شود که اهداف و خواسته های شما را به خوبی متوجه شود و بتواند آن را در ویدئو پیاده سازد.
    حال با توجه به نکات گفته شده در ویدئویی که توسط سوریلند برای شرکت فراگستر تهیه شده است شاهد انتخاب نادرست همکار برای ساخت این ویدئو تبیلغاتی هستیم. این ویدئو از ادبیات بسیار نامناسب که در مواردی حتی در تضاد با ارزش های موجود در جامعه است را شامل می شود. از نکات منفی دیگر میتوان به زمان بالای ویدئو که خارج از حوصله ی مخاطب است، اشاره کرد که در دقایقی مخاطب به طور کلی از موضوع اصلی که معرفی سیستم اتوماسیون اداری فراگستر است، دور می شود و آن را به کل فراموش میکند. جای تعجب دارد که شرکتی با این حوزه ی کاری از محتوایی این چنینی استفاده می کند. البته واضح است یکی از دلایلی که از این نوع محتوا استفاده شده است تلاش برای جذب مخاطب به واسطه ی محبوبیت سوریلند می باشد که البته به این امر دست یافته است ولی از روشی استفاده شده است که درخور شرکتی با این سابقه و این نوع فعالیت نیست.
    نکات گفته شده در بالا صرفا اشاره ی موضوعی به مشکلات تبلیغات ویدئویی می باشد و راه حل آن ها در این مطلب گنجانده نشده است.
    امید است که شاهد پیشرفت روزافزون فعالان در حوزه ی تولیدات محتوای ویدئویی باشیم.
    از توجه شما سپاس گزاریم.

    1. خانم فرض الله زاده. احتمالا برای این دست نظرات شما باید یک راه پیدا کنیم تا به عنوان یک یادداشت مستقل در کافه منتشر بشه. ممنون می شوم یک تماس با من بگیرید. ۰۹۱۲۶۵۰۸۳۷۱
      با تشکر مجتبی محمدیان

  7. درود بر عزیزان و سروران کافه بازاریابی
    در مورد این ویدیو و دقت نظر جناب دکتر ستوده باید عرض کنم که روزی رو به خاطر میارم که وقتی می خواستند برای ما بازاریابی رو تعریف کنند ، یکی از اساتید بزرگوارم از این مبحث شروع کرد که بازاریابی چه ها که نیست ؟!؟! در یکی از این مضامین مطرح شده بود که بازاریابی تبلیغ صرف نیست . من فکر می کنم دوستان عزیز ما در مجموعه فراگستر دقیقا دچار همین اشتباه شده اند .
    شبه رسانه ای (بخوانید مبتذل رسانه ای ) مانند سوریلند ،بواسطه جامعه مخاطبینش که اکثرا در بخش نوجوانان و جوانان قرار دارد ، شاید در ایجاد آگاهی اولیه برای برخی اغوا کننده باشد ، اما سوال اصلی همان است که دکتر ستوده به نیکی به آن اشاره کردند ..........شناخت برند و آشنایی با محصول به چه قیمتی ؟؟؟؟؟
    اشتباهات فراگستر در انتخاب این رسانه :
    ۱-عدم شناسایی قشر مخاطب مشتریان خود
    ۲-تولید محتوایی در عدم تناسب با مخاطبین هدف ( که به خودی خود از آیتم قبل نشات می گیرد )
    ۳- عدم وجود رویکرد ویژگی محور و ایجاد تصویری مبهم و غیر مرتبط
    ۴- عدم وجود برنامه و استراتژی برند
    ۵- تعریف نبودن استراتژی محتوی
    ۶- توهم وایرال شدن این چنین ویدیویی با چنین محتوا ، کیفیت ، ادبیات و مدت زمانی
    فعلا سخت کوتاه می کنم ، و عرض می کنم که این کار از نظر من قمار بزرگ نبوده است ، بلکه بیشتر به فاجعه ای بزرگ می نماید .
    ارادتمند ؛ کوچکترین شاگرد کافه ، مسعود مشایخی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *