دیده بان تبلیغات // شباهت تصادفی یا الگو برداری هوشمندانه // شما در مورد این لوگو چه فکر می کنید؟

شباهت تصادفی یا الگو برداری هوشمندانه // شما در مورد این لوگو چه فکر می کنید؟

همین الان با کمک ابزاری به نام گوگل به راحتی می توانیم رویدادهای بازاریابی و تبلیغات بسیاری از شرکتهای ایرانی و خارجی را رصد کنیم. در یکی از همین جستجوهای اینترنتی بنده به اتفاق دوست خوبم جناب آقای مهندس محمدرضا خلج، متوجه شباهت قابل تاملی شدیم. این شباهت مربوط به لوگوی شرکت بریتیش پترولیوم و لوگوی بانک سامان است.

به گمانم تمامی دوستان با شرکت بریتیش پترولیوم آشنا هستند. این شرکت انگلیسی با ۸۰ هزار پرسنل و بیش از ۲۱ هزار پایگاه فعال، سومین شرکت بزرگ در زمینه تولید انرژی است و با ۲۹۰ میلیارد دلار دارایی، در سال ۲۰۱۱ به عنوان چهارمین شرکت پردرآمد جهان انتخاب شد. لوگوی اولیه این شرکت در سال ۱۹۲۱ توسط یک مهندس طراح به نام Raymond Loewy تدوین شد که به ترتیب در سال ۱۹۷۹ و ۱۹۸۹ مورد بازبینی اساسی قرار گرفت. لوگوی فعلی این شرکت توسط آژانس تبلیغاتی Landor در سال ۲۰۰۰ تدوین و رونمایی شد. این آژانس تبلیغاتی که یکی از شرکت های نام آشنا در صنعت تبلیغات و بخصوص برندسازی در ایالات متحده می باشد، همزمان با رونمایی لوگوی جدید، شعار تبلیغاتی Beyond Petroleum را برای شرکت بریتیش پترولیوم معرفی کرد. ایده اصلی لوگوی شرکت بریتیش پترولیوم آنطور که در وب سایت شرکت Landor ارایه شده، بر گرفته از نماد Helios (خدای خورشید در زمان یونان باستان) است که با گل آفتابگردان ادغام شده است. بنا بر گزارشی که در سایت stocklogos.com ارایه شده است، بریتیش پترولیوم برای لوگوی جدید خود، رقم بسیار گزاف ۲۱۱ میلیون دلاری را پرداخت کرده است که جای تامل بسیار دارد. این در حالی است که شرکت پپسی برای طرح لوگوی جدید خود تنها ۱ میلیون دلار پرداخته و بی بی سی، ۱٫۸ میلیون دلار.

بانک سامان که یکی از بانکهای خوشنام و مبتکر خصوصی است، در سال ۱۳۹۱ با همت شرکت تبلیغاتی ارتباط تصویر اشاره با هدف ایجاد یکپارچگی در اجرای برنامه استراتژیک جدید از لوگو و لوگو تایپ جدید خود رونمایی کرد. در وب سایت این بانک آمده است که: “لوگوی جدید با الهام از طرح شمسه دوازده‌پر لوگوی قدیمی شکل گرفته است. ازآنجاکه در بازنگری هویت برند سامان، هماهنگی هویت بصری با هویت بازتعریف‌شده برند مطرح بود، شمسه کلاسیک لوگوی قدیمی نیز دچار تحول و دگرگونی شد. این لوگو با انعطافی بیشتر و ترکیبی از طیف آبی و سفید، ضمن انتقال حس ثبات، اطمینان و شفافیت به مخاطب بستر پذیرش و استقبال از رویکرد استراتژیک جدید ما را فراهم می‌کند. این رویکرد جدید با شکستن قالب‌های شکل‌گرفته در طراحی هندسی شمسه بانک سامان، در پی القای مفهوم «تلفیق کسب‌ و ‌کار با لذت» است”.

.

saman bank

.

حقیقتاً در نگاه اول دو طرح بسیار شبیه به هم دیده می شوند. جدای از تفاوت رنگی و ۱۸ پره بودن لوگوی بریتیش پترولویم و ۱۲ پره بودن لوگوی بانک سامان؛ تقارن گلبرگها کاملاً شبیه به یکدیگر هستند. در هر دو طرح سه ردیف گلبرگ در نظر گرفته شده است. به نظر من حتی در ایده رنگ بندی گلبرگها از مرکز لوگو به بیرون نیز شباهت زیادی وجود دارد.

با قبول این موضوع که کمپین برندینگ مجدد بانک سامان یکی از موفقترین کمپین ها در نوع خود بوده، اما جای این سوال باقی می ماند که آیا واقعا گروه طراحی لوگوی جدید بانک سامان، نیم نگاهی به لوگوی بریتیش پترولیوم داشته یا خیر؟

پاورقی: اگر به خاطر داشته باشید چند روز پیش جناب محمدیان در مطلبی با عنوان “قصه این لوگوهای دوست داشتنی ازVodafone شروع می شود” به بررسی شباهتهای بین چند لوگوی ایرانی و خارجی پرداختند. لطفاً این مطلب را نیز مطالعه بفرماید.

.


74 thoughts on “دیده بان تبلیغات // شباهت تصادفی یا الگو برداری هوشمندانه // شما در مورد این لوگو چه فکر می کنید؟”

  1. جناب حسینی پاسخ سوال به نظرم روشن است
    اما مساله مهم تر قضاوت کلی در مورد این حرکت است که البته در یادداشت روزهای اینده به بحث کپی در تبلیغات بیشتر می پردازیم

  2. سلام.جناب آقای حسینی بخاطر مطلب خوبتون ممنونم.متاسفانه کپی برداری، حال به هر شیوه ای چه بسیار مهندسی شده و چه ناشیانه در بسیاری از تبلیغات آفت حال امروز صنعت تبلیغات در ایران است. عادت به کپی برداری تحرک ذهن خلاق و ایده پرداز را کم خواهد کرد. و آنجاست که دیدن این موارد عادی می گردد.

    1. سلام خانم میرزایی،با این جمله شما که نوشتید “عادت به کپی برداری تحرک ذهن خلاق و ایده پرداز را کم خواهد کرد” بسیار موافقم. کپی برداری در تبلیغات ساده ترین و شاید کم هزینه ترین راه برای تبلیغ باشه، که البته در همیشه موارد غلط نیست. اگر بودجه ای که یه شرکت برای پروژه تبلیعات یا برندینگ در نظر میگیره کم باشه (کم به این معنی که نشه با او بودجه همه جوانب کار رو در نظر داشت)، قاعدتاً الگوبرداری از یه طرح موفق تبلیغات یا برندینگ می تونه گزینه بهتری باشه. تا اینکه همون بودجه اندک منتهی به یه طرح بند و نا پخته بشه.

      1. سلام آقای حسینی .موافقم. تا زمانی که بعضی از شرکت ها به تبلیغات اهمیت چندانی نمی دهند و بودجه کمی برای آن در نظر می گیرند یکی از بهترین گزینه های پیش رو همون کپی برداری است. شاید اگر روزی در آینده تبلیغات جایگاه واقعی خود را در ایران پیدا کند خیلی از شرکت هایی که امروز دست به کپی برداری می زنند به حال آن روز خود تاسف بخورند.

  3. سلام به جواد حسینی عزیز
    ممنون از این مطلب کامل و مفید. راستش نمیدونه آدم چی بگه. شباهتی که بین این دو لوگو وجود داره واقعا غیرقابل انکاره. شاید گاهی اوقات بشه به تفاوتی که بین لوگوها هست از شباهت چشم پوشی کرد ولی این شباهت زیادی شباهته. اینکه چطور از طرح هایی که زده میشه طرح نهایی انقدر شبیه لوگوهای خارجی از آب درمیاد برام جالبه.
    راستش همین امروز در بسیاری از شبکه های اجتماعی تصویری دیدم که بسیار جای تامل داشت و اونم تصویر همزاد لوگو و شعار جدید اسنوا بود. پروژه ریبرندینگی که در کافه هیاهوی زیادی به پا کرد و مجریان این پروژه هم با یادداشتهایی نحوه چگونگی رسیدن به طرح ها و … رو در چند نوبت به اطلاع عموم رسوندن. من طراح نیستم ولی تازگیها این سوال بیشتر و بیشتر به ذهنم میاد که چطوری میشه که از طرحهای متعددی که برای برندها زده میشه آخرش به طرحی ختم میشه که دو روز دیگه نمونه های با سابقه و کم سابقه خارجیش پیدا میشه.

    1. جناب اقای داور نیا، من هم مثل شما از دیدن این شباهت متعجب شدم.مخصوصا که با توجه به مطالب مطرح شده در کافه در مورد اسنوا و توضحات طراحان که از خوشنامان این عرصه هم به نظر می رسند تقریباً مطمئن بودم که کار ارژینال هستش.به نظرم این موضوع شباهت اسنوا به تنهایی جای بحث های بیشتری داره! به نظرتون چطور میشه جلوی این چنین موضوعات رو گرفت؟

      1. دوست عزیز یکی از اتفاقات بدی که در فضای مجازی ممکنه بیفته تلاش جهت انحراف افکار است. من مدیر پروژه اسنوا هستم . لطفا کمی تحقیق کنید دو تصویری که با شیطنت برخی دوستان کنار هم قرار گرفته و اسنوا را با آن کوبوندن مربوط به دو برند مختلف است. این تصویر این گونه نشان می دهد که برند resonate با شعار count on me وجود دارد. در حالیکه resonate یک برند است و شعار برند دیگر sear count on me است.

      2. من فکر نمی کنم نیاز به توضیح باشد که شعار count on me نتنها در این برند بلکه در شر کتهای دیگر نیز استفاده شده است. حتی در ایران. مهم باور پذیز کردن این شعار است. اما در مورد طراحی لوگو لطفا ادامه مطلب را ببینید. و عکس های آن را ) توضیح آقای نانگر)

          1. سلام. ما در فرآیند انتخاب رنگ ۴ فاکتور اصلی داشتیم.
            ۱٫ حس جوانی و سرزندگی را القا کند.
            ۲٫ بتواند در کنار سایر المانهای هویتی کشتده مخاطب به داخل فروشگاه باشد.
            ۳٫ دو مفهوم تعادل و حرکت را نمایندگی کند.
            ۴٫ این ترکیب رنگی توی بازار مال ما بتواند بشود.
            مجموعه این ۴ فاکتور در ترکیب رنگی سبز و آبی نمود پیدا کرد. فکر کنم حدود ۶۶ نفر مورد آزمون قرار گرفتند.

      3. نمی دانم آیا بازهم ابهام وجود دارد در مورد اصالت طرح و طراحی. مطمینا در فرایند کارهای حرفه ای هنوز افراد زیادی هستند که شرافت حرفه ای را به کپی کاری نفروشند. ما در روز دوشنبه هفته جاری فکر کنم می شود چهارم جلسه هم اندیشی با دوستان در مورد فرایند کاری و چالشهایمان حد فاصل ۹٫۳۰ تا ۱۱٫۳۰ گذاشته ایم. جناب آقای مجتبی محمدیان در صورت تمایل می توانیم در خدمت متقاضیان حضور کافه بازاریابی باشیم.

      4. سلام. با یک راه حل ساده، تنها کافیست کمی به اطراف خود بنگریم و باور کنیم در دنیای ارتباطات زندگی می کنیم که شاید کوچکترین اشتباه ما لحظه ای بعد نقل مجلس همگان شود.به مخاطب خود و شعور او احترام بگذاریم.شاید شرکت های کوچک کپی برداری های خود را با عدم بودجه کافی توجیه کنند ولی شرکت های بزرگی مثل اسنوا و یا بانک بنامی مثل سامان دیگر چرا؟

        1. سرکار خانم میرزایی.
          با سلام.

          امیدوار بودم توضیحات ارایه شده در مورد اسنوا و ده ها شاهد ارایه شده مکفی بوده باشد. اما در هر صورت گاهی نمی توان فردی را قانع کرد . این هم از ویژگی های عصر ارتباطات است. سپاسگزارم از پیگیری و توجهتان. موفق باشید.

      5. سلام به جناب شکرانی عزیز
        راستش رو بخواید اعتقاد من اینه که شرکتهای سفارش دهنده اول از همه باید در تیم خودشون کارشناس تبلیغات و بازاریابی حرفه ای داشته باشن تا بتونه اینجور مسائل رو ارزیابی کنه و تشخیص بده. اما موضوع ناخوشایندی که وجود داره اینه که بنا به دلایلی از جمله کمبود همیشگی و غیر لازم وقت، عدم تمایل به ریسک پذیری برای کارهای جدید، عدم تفویض اختیار مناسب به مسئولین تبلیغات و بسیاری از موارد دیگر، خود سفارش دهنده در بسیاری از مواقع ترجیحش انتخاب نمونه هاییه که از قبل وجود دارن. برای مثا مدیرعامل فلان برند کلا ترجیحش بر اینه که تیزری مثل فلان تیزر خارجی داشته باشه و اینجاست که حتی سازنده یا همون کانونهای تبلیغاتی با این جمله از سوی سفارش دهنده مواجه میشن: آقا داری پولتو میگیری اینی که میگمو بساز اگرم نمیتونی ببرم پیش کس دیگه.
        به همین راحتی

    2. من واقعاً با این مطلب نمیخوام اثابت بکنم که طرح لوگوی جدید بانک سامان یه کار کپیه. مطمئنم که دست اندر کاران پروژه برندینگ بانک سامان بسیار زحمت کشیدند و نتیجه کارشون هم در بازار ایران کاملاً بارزه. منظورم اینه که اگر در یک خیابان مشغول رانندگی یا پیاده روی باشید، خیلی بعیده که بانک سامان به چشموتون نیاد، پس طرح موفق بوده است. اما سوال اینجاست که چرا شباهت های زیادی بین لوگی بانک سامان و بریتش پترولیوم وجود داره. ایده پردازی بخش مهمی از یه پروژه تبلیغات و برندینگ است، اما تحقیق در مورد ایده هم بخش قابل توجهیه. منظورم اینه که همه شرکت ها بایستی بعد از نهایی شدن ایده اولیه، بررسی کنند و ببینند که کار مشابهی با ایده آنها اجرا شده یا خیر. اگر اجرا شده و هدف آنها الگو بردای و کپی برداری نبوده می بایستی تغییراتی در ایده خودشون ایجاد کنند. فرض کنید که ایران در تحریم نبود و شرکت بریتیش پروزلیوم هم چند پایگاه فعال در ایران داشت. در این صورت مخاطبانی که هم در معرض لوگوی بانک سامان بودن و هم در معرض لوگوی بریتیش پترولیوم، در مورد لوگوی بانک سامان چه فکری یا نظر داشتند؟؟

    3. سلام به جناب گنجوی عزیز
      خیلی ممنونم از شما برای توضیحات کاملتون و مشارکت در بحث. استفاده کردم به شخصه. البته بنده وقتی تصویر رو دیدم با متوجه شدم که شرکت sears و resonat دو شرکت کاملا مجزا هستند خصوصا اینکه با خط هم از هم جدا شدن و شرکت sears هم شرکت نامداریه. از طرف دیگه من و جناب حسینی هیچکدوم نگفتیم که کارها کپی بودن یا نبودن ولی خب طبیعی هست که وقتی در کارهای بصری مثالهای مشابه زیاد پیدا بشه به عنوان یک موضوع قابل تامل و بحث بهش اشاره بشه. اینکه خروجی کارهایی که میبینیم بعد از کلی طرح زدنو غیره، مشابهش پیدا میشه به شخصه برای خودم جالبه.
      جا داره متذکر بشم که توانایی های شما، تیم اسنوا و تیم طراح لوگوی بانک سامان و بسیاری از تیم های طرحی و ایده پردازی دیگه بسیار قابل احترامه.

  4. سلام جناب حسینی
    دربین طرح هایی که اخیرا اکران شده بود طرح های شبکه های اجتماعی خیلی جذاب بودن و دعا دعا میکردم که این کار ایده کپی نباشه اما با دیدن این طرح همه امیدها نقش بر آب شد.
    فکر میکنم هنوز بین ایده برداری و کپی کاری نتونستیم تمایز ایجاد کنیم.

    1. خانم میر اشرفی، افرای مثل شما که از دست اندر کاران تبلیغات هستند بواسطه ماهیت کاری که دارند، خیلی زودتر ازعامه مخاطبان به کپی بودن یه طرح پی میبرند. این طرح هم از همان روط های اول اکران مشخص شد که الگوبردای شده از یک نمونه خارجیست. با وجود کپی بودن کار باید اذعان کرد که خروجی بسیاری خوبی داشته و تونسته نظر مخاطبان رو به خودش جلب کنه.

  5. در مورد هویت بصری از دید من اصلا نمی توان شباهتی پیدا نمود. چون تنها لوگو هویت بصری را تعریف نمی کند. این که بخواهیم بگیم چون فرم لوگو شبیه است پس نیم نگاهی داشته باور کردنش سخت است. واقعا اگر این جور بخواهیم پیش برویم کلا باید بگوییم هیچ طرحی اصالت ندارد. من به شخصه طراحی انجام شده هویت بصری ریبرندینگ بانک سامان را به تیم اشاره تبریک می گویم.

    1. جناب گنجوی، من و شما که بازاریابی وتبلیغات خوانده ایم می دانیم که لوگو تنها المان هویت برصری یک برند نیست، این درست، اما چند نفر یا چند درصد از مردم عزیز جامعه ما این اصل را می دانند. درسته که لوگو تنها هویت بصری برند نیست، اما خوب روییت پذیر ترینش که هست. طرح های بسیار زیادی هستند که اصالت دارند. مثل برند کفش ملی، هواپیمایی هما، کفش نهرین، فروشگاه رفاه، بانک ملت، هتل پارسیان، شهرداری تهران، وزات کشور، لوگوی قبلی همین اسنوا، سونی، سامسونگ، ال جی، اپل و بسیاری دیگر. مسله ایجاست که وقتی میگیم یه طرح خوبه، بایستی از همه جهت خوب باشه. چرا از دیدن تبلیغات سامسونگ یا مای بیبی لذت می بریم، پاسخ اینه که طرح کاملاً حساب شده است.
      شما مدیر پروژه برند اسنوا هستید، ایده شما هم بسیار خوب، لااقل دوستان و همکاران پیش از اکران لوگول جدید می توانستد با کی سرچ کردن به شما گزارش دهند که لوگوهای مشابهی هم مانند لوگوی فعلی شما وجود دارد، که اگر اینطور بود مطمئن هستم با بینشی که دارید تغییراتی در لوگو ایجاد می کردید.

      1. جناب آقای حسینی
        راهکار بسیار جالبی دادید. به قول شما شاید در پروسه طراحی باید فرایند چک وجود یا عدم وجود جهانی ایده را گذاشت. ممنون از راهکار خوبتان. از آم با ذکر نامتان استفاده خواهم کرد.

      2. فقط آیا راهکاری دارید که چگونه می توان در این فرایند به طور مثال لوگوی بریتیش را با بانک سامان شبیه یافت. من الان که سرچ کردم حتی با گوگل photo هم نمی توان این شباهت زا جستجو کرد. گوگل برای چه لوگوی اسنوا و چه سامان هیچ جوابی نمی اورد. عملا این کار از طریق گوگل غیر ممکن است. مسلما تصدیق می کنید که این که انتظار داشته باشیم در فرایند سرچ معمولی به چنین جوابی برسیم کاری امکان پذیر نیست. مخصوصا آن که پیشنهاد شما آن است که از شباهت نیز اجتناب شود.

        1. دقیقاً حق با شماست، شاید با سرچ کردن نتوان به نتیجه دلخواه رسید. اما بارها برای من پیش آمده که با دیدن یک تیزر تبلیغاتی پیش خودم گفته ام که چقدر ایده تیزر آشنا بوده است. بعد که بیشتر بررسی می کنم می فهمم که برای مثال نمونه خارجی این تیزر را در آرشیو تبلیغاتیم دارم یا اونو قبلاً دیدم.
          همه ما برای انجام کارمان ملزوماتی داریم، به نظرم ملزومات کاری کسی که در حوزه برند فعالیت میکنه اینه که یه آرشیوی از تمانی برند و لوگوهایی که میشه در وب بهشون دسترسی داشت داشته باشه. مثل پزشکی که در طول دوران کاریش ممکنه تنها با ۱۰۰ دارو سرو کار داشته باشه، اما در دوران تحصیل تقریباً تمامی داروها رو میشناسند.

  6. به نظر من یکی از وظایف طراحان و سازندگان (هر نوع اثری که قراره در فضای عمومی منتشر بشه) در دنیای امروز اینه که حتی اگر ایده ارژینالی دارن باید همه جا رو سرچ کنند ببینند کسی قبل از اونها این کار و کرده یا نه؟ و اگر نمونه مشابه داره شاید بشه با اضافه کردن ایده های جدید در اثر اون رو از کار قبلی کاملا متمایز کرد. شاید ایجاد یک بانک قوی از اثار منتشر شده بتونه کمک کنه
    ضمنا این بحث من رو یاد فیلم موفق اقای حاتمی کیا :”آژانس شیشه ای” انداخت که تم کاملا مشابهی با فیلم “بعد از ظهر سگی” داره و بعضی صحنه ها عینا شبیه هستند ولی اقای حاتمی کیا به شدت اصرار داره که این فیلم رو ندیده حتی!

    1. ممنون جناب شکرایی، زیبا نوشتید. بنده از طرفداران قلم شما هستم.
      دقیقاً نکته ایجاست که ما قصد محکوم کردن یه ایده خوب را نداریم، من میگم یه ایده برای اینکه خوب باشه باید تمامی جوانب رو در نظر بگیره. بررسی این موضوع که آیا مشابه ایده یا کار من قبلاً هم اجرا شده یا نه که کار بسیار طاقت فرسایی نیست.

      1. سلام. وقتی طرحی اینطور به چالش کشیده می شه در ابتدا اعتماد مخاطب خود را تحت تاثیر قرار می ده و شاید حتی این مطلب به ذهن برسد که اینها تنها توجیهاتی است که می کنیم تا از مضرات چالش در امان باشیم. طرحی که در گذشته شبیه آن وجود داشته به سختی می تواند اصالت خود را ثابت کند. بجای اعتماد بیش از اندازه به خود اگر باور کنیم شاید روزی در جایی شبیه طرح ما وجود داشته و با یک سرچ ساده خیال خود را راحت کنیم زحمات یک تیم ایده پرداز و طراح را به هدر نمی دهیم.

  7. با عرض سلام خدمت جناب حسینی عزیز و دوستان هم کافه ای
    سپاس گزاری می کنم از طرح این موضوع مهم، این موضوع باعث شده که من به محض مطالعه به نزدیک ترین شعبه بانک سامان مراجعه کردم و عکسی هم تهیه کردم تا تنها به عکس های موجود در اینترنت استناد نکنم….
    لازم می دونم که به چند نکته بسیار ریز رو از نظر خودم اشاره کنم:
    ۱- عکسی که از لوگوی بانک سامان انتخاب شده نشان دهنده لوگوی بانک سامان نیست!!! لوگوی بانک سامان از چهار حقه تشکیل شده که حلقه مرکزی به رنگ سفید می باشد و نه آبی پر رنگ!!!و همینطور حلقه های بعد که در عکس کاملا مشخصه
    ۲- عکس گذاشته شده در مطلب فوق به خوبی بریده نشده به طوریکه انحنای لوگو رو به خوبی نشان نمی ده و باعث می شه در نظر اول مشابه با لوگوی BP به نظر بیاد.
    ۳- با توجه به عکس های موجود می تونیم اینطور استنباط بکنیم که لوگوی قدیم بانک سامان از طرح شمسه عکس زیر باشه
    ۴- با کمی تامل و دقت بیشتر در قسمت مرکزی لوگوی قدیم و جدید شباهت بین اون دو، قابل تامله
    ۵- اگه مرکزیت سفید لوگوی قدیم رو به صورت فانتزی در نظر بگیرم، مرکزیت جدید که اتفاقا مرکزیت لوگوی BP هم به همین شکله، می تونه قابله رویت باشه.
    ۶- اگه برگ های طرح شمسه رو به صورت فانتزی در نظر بگیریم که در جهت شمال شرق ( خلاف جهت باد صبا که در ادبیات فارسی بهش اشاره شده ) کشیده شدن، طرح لوگوی جدید بانک سامان مشهود است…
    با توجه به جمیع نکات ذکر شده و سایر نکات از قلم افتاده، لوگو یک لگوی کپی برداری شده از نظر من نیست و به خوبی طراحی شده.
    با تشکر

    1. ممنون جناب اسحاقی. ما نگفتیم که لوگوی بانک سامان کپی کاریست. قطعاً برای طراحی لوگوی جدید استدلااتی وجود دارد که شمال هم بدرستی بدان اشاره کردید. مطئنم که اگر عکسی که که خودتان از لوگوی جدید بانک سامان تهیه کردید را در کنار لوگوی بیریتیش پترولویم قرار دهید متوجه شباهتهایی خواهید شد. سوال اینجاست که چرا این شباهت ها وجود دارد؟ چرا طرح شمسه با گوشه های تیز به طرحی با گوشهایی که در لوگوی جدید می بینید تغییر کرده است؟
      عکسی که از لوگوی جدید بانک سامان برای این مطلب انتخاب شده، یکی از چند علکسی است که در محیط اینترنت موجود است و تنها نام بانک سامان از آن بریده شده است.

      1. جناب حسینی سلام
        سپاسگزارم از پاسخ شما
        به جهت توسعه دیدگاه شما من عکس دو برند سامان و BP رو کنار هم قرار دادم و همینطور دو برند نوین چرم و کشور کانادا….. در توضیح شباهت برند نوین چرم و کشور کانادا معتقدم که علی رغم شباهت در نگاه اول میان دو برند، قطعا دو برگ از دو درخت متفاوت هستند همچنین این شباهت های جزئی رو تو برندهای دیگه هم می شه پیدا کرد، مثل پپسی، سونی اریکسون، پترو کانادا، توتال، گوگل و …. ( یا همین اسنوا و resonat) با کمی تامل و بدبینی شاید لوگوی قبلی بانک سامان رو هم بشه گفت برگرفته از لوگوی شهرداری تهران هست !!! حقیقتا این شباهت ها چه در سطح جهانی و چه در داخل زیاد هستن ولی به نظرم فقط شباهت جزئی هست و نه الگوبرداری!!
        در خصوص تبدیل شکستگی به انحنا در لوگوی جدید بانک محترم سامان ( البته اگه دقت بفرمایید لوگوی BP بیشتر از اون که منحنی وار باشه شکستست، خصوصا گلبرگ های انتهایی) هم توضیحاتی که خودتون از بانک سامان اقتباس کردین کامله… کاش یکی از فعالان حوزه معماری بود و توضیح می داد که اهمیت منحنی و انحنا در معماری چی هست و چرا گنبد مرقدهای ما به صورت منحنی هست و نه استوانه و یا خطوط شکسته…. همینطور در خصوص چهت گلبرگها هم به شخصه اینطور استنباط می کنم که خلاف جهت باد صباست ( مثل خلاف جهت آب شنا کردن!! البته به قول کلاس هایی که از نقد توسط دکتر محمدیان در همین کافه برگزار می شه، در نقد شاید گاهی ما نقدی بکنیم که خالق اثر حتی روحش هم از این موضوع بی خبر بوده، مثل همین خلاف جهت بادصبا بودن! 🙂 ….)
        در مجموع با نظر شما در خصوص شباهت میان دو اثر موافقم ولی این شباهت رو دلیلی بر الگوبرداری حتی از نوع هوشمندانه نمی دونم چرا که تفاوتهای دو لوگو از شباهت های اون بیشتره و طراح محترم به راحتی می تونه فرض کپی برداری یا الگوبرداری رو رد کنه….

  8. با سلام خدمت دوستان

    دوستای عزیز بسیار از نظراتتون استفاده کردم و فقظ یک نکته در انتها به نظرم لازمه که بهش توجه بشه و اون این که شاید یک سری از شباهت ها به دلیل استفاده شرکت های خارجی از نقش و نگارهای ایرانی بوده باشه. و حتی این طوری بشه فهمید چطور این شباهت ها اتفاق میفته.

  9. با سلام و تشکر از مطلب خوب شما
    بحث هویت بصری یکی از موضوعات بسیار مورد علاقه منه.
    باید بگم در دنیای گرافیک معمولا هر چیز که طراحی میشه چیزی مشابهش هم پیدا می‌شه یا اینکه از قبل وجود داشته ..
    اگرچه من اصلا شباهت این دو لوگو رو اتفاقی نمی‌دونم اما مهتقدم که بانک سامان در استفاده از این طرح اهداف خودش رو داشته و در اینجا این هدف و فلسفه‌ای که پشت لوگو هست به طراحی یه لوگوی تماما اوریجینال چربیده!
    با وجود انحناها و تفاوت‌هایی که شمسه بانک سامان نسبت به BP داره باید گفت که دو لوگو در عین شباهت مسیر متفاوتی رو طی می‌کنن و این چیزیه که حداقل از حیث محتوا این کپی‌کاری رو توجیه می‌کنه…. هر چند در مورد قلب هویت بصری یک برند یعنی “لوگو” توجیه‌کردن به نظرم چندان مصداق نداره ..

  10. جناب آقای حسینی عزیز
    سلام
    بحث بسیار جالب و حرفه ای مطرح فرمودید. در پاسخ به سوال، باید عرض کنم که به نظر من طراحان لوگوی سامان از لوگوی برتیش پترولیوم طرح زدند. اما نیم نگاهی هم به لوگوی قبلی و ساختارهای سازمانی خود داشته اند. این نگاه به لوگوی برتیش پترولیوم شاید از نمره این بخش بکاهد اما به نظرم سامان نمره قبولی کسب می کند. لوگو تغییر کرده کوچکی کرده و همین تغییرات هم با این وضع کپی کاری در بازار ایران، قابل تامل و ستودنی است. همچنین توضیحاتی که درباره لوگوی جدید بیان کرده اند، از ذهن نوآور طراح در عرصه نوشتار و ادبیات است که این هم قابل تقدیر است
    مجموعا به نظرم طراح با نگاه به لوگوی زیبای برتیش پترولیوم طرح زده و سامان در کل نمره قبولی گرفته است.

  11. بانک سامان ۳ سال پیش ریبرندینگ کرده ولوگوی خودش را تغییر داده
    بعد از ۳ سال شما یادتون افتاده این موضوعی ک ده ها بار مطرح شده؟
    واقعا چگونه کارشناسی هستید که نمیتوانید سوژه جدید پیدا کنید و به موضوعات نخ نما میپردازید؟
    الان موضوع لوگوی اسنوا جدیده قربان

  12. با سلام خدمت همه

    بنده با توجه به توضیحاتی که در مورد مسیر طراحی هویت بصری برند اسنوا در این سایت و جاهای دیگه دادم و جلسه ای که چند روز پیش در دفتر گروه انتخاب در همین زمینه با تعدادی از متخصصین و مرتبطین موضوع برندینگ داشتیم (که گزارش اون رو در سایت brandabout.ir با عنوان «انتخاب های دوباره گروه صنعتی انتخاب – ریبرندینگ اسنوا» میتونید بخونید) نمیخوام تکرار مکررات کنم،

    ولی با توجه به اینکه در این مطلب راجع به بحث کپی ایده و مشابهت دو طرح نشانه صحبت شد میخوام کمی راجع بهش صحبت کنیم.

    همونطور که همه میدونیم مهمترین ویژگی های طراحی یک لوگوی خوب اینه که باید ساده، گویا و منحصر بفرد باشه ولی در رابطه با لوگو در پروژه برندینگ بحث خیلی پیچیده تر میشه.

    وقتی موضوع برندینگ و طراحی هویت بصری پیش میاد، لوگو به عنوان یکی از اعضاء تیم هویت دهنده های بصری – که شامل رنگ ها، فرم های بصری، فونت ها، آیکون ها، تصاویر و نسبت خاص استفاده از اونها در هر یک از نقاط تماس برند که روی هم «زبان بصری خاص برند» رو تشکیل میدن – باید ویژگی مهمتری داشته باشه و اون اینه که؛
    بتونه در کنار این تیم، «پیام آور استراتژی های برند» باشه.

    در اینجا پیام آور استراتژی های برند بودن مهمترین هدف در طراحی عناصر برند است، یعنی اگر استراتژی برند بگه هویتی سنتی مد نظر است، شما نمیتونین یک لوگو با حس و حال مدرن طراحی کنین و …

    در مورد برند اسنوا هم همین موضوع مطرح بوده.
    در بریف ارایه شده، از ما خواسته شد که هویتی را خلق کنیم که نماد «حرکت و تعادل» باشه و همونطور که در گزارش ارائه شده در لینک فوق اشاره شده، هویت برند اسنوا بر پایه دوگانه های بصری خلق شد که پس از ارائه تعداد زیادی کانسپت لوگو، در نهایت لوگوی مصوب با مطالعه بر روی مفهوم تعادل در فضاهای مثبت و منفی در هنر ایرانی و دو اسلیمی که در نهایت در فرم دوار به تعادل می رسند، مورد تأیید قرار گرفت.

    نمونه ای از دوگانه های اسنوا

  13. نکته دیگه ای که باید بگم راجع به بحث شباهت نشان برندهای مختلفه
    مثالی از سامسونگ و لوگوهایی که به سادگی میشه مشابهش رو تو اینترنت دید. اونم تو برند های جهانی؛ Pfizer – Ford – Carrier – Subaro

  14. به نظر شما تلگرام از کدوم یک از موارد بالا لوگوش رو کپی کرده؟

    به نظر من که باز کردن مبحث کپی بودن یا نبودن لوگوی تلگرام کار بیهوده ایه.

    ما در دوره ای هستیم که میلیاردها میلیارد نشانه در فضای وب و غیر اون وجود داره و هیچکسی نمیتونه ادعا کنه که لوگویی که در نهایت سادگی برای برندش طراحی کرده مشابه نداشته باشه.

    مهم اینه که لوگومون
    اول- در قالب هویت بصری خلق کنیم و نشانه های کمکی براش ایجاد و مدیریتشون کنیم
    دوم- بر اساس استراتژی های برند خلق بشه
    سوم- سعی کنیم در صورت امکان مورد مشابه و نزدیک نداشته باشه
    چهارم- بتونه در بازار داخلی و بازارهای هدف خارجی ثبت و مورد حمایت حقوقی قرار بگیره.

  15. حالا یک شوخی با کافه بازاریابی خودمون (با احترام به دوستان عزیزم در کافه)

    آیا به لوگوی کافه بازاریابی خودمون دقت کردین؟
    به نظر شما آیا این لوگو از روی لوگوی BBC کپی شده؟

      1. قربون شما عزیزم

        ببخشید، قصدم فقط شوخی بود وتکمیل بحث سطحی شباهت لوگوها در این دنیایی کِثرت وگرنه شما هم خوب میدونید که من ارادتی خاص به شما و دکتر محمدیان عزیز و سایت وزین کافه بازاریابی دارم.

        و اعلام اینکه در دوره ای که هویت ها هستند که باهم رقابت می کنند نه لوگوها، بحث فوق حسابی بی جاست.

        مردم هنوزهم جزئیات لوگوی بانک ملت رو خوب به یاد نمیارن ولی مجذوب هویت بصری منحصربه فردشن.
        در مورد بانک سامان هم همینطوره
        مردم خیلی به نزدیک بودن لوگوی جدید بانک سامان با BP کاری ندارن (هرجند اگه نزدیک نبود بهتر بود) واین کلیت هویت بصری بانک سامانه که در دل مردم نشسته. ( البته کانسپت کلی هویت، نما و داخل شعب اون رو دفتر استانبول شرکت بین المللی I Am Associate ایده پردازی، طراحی و مدیریت کرده)

        در مورد اسنوا هم همین بحث صادقه
        من بیشتر مطالبی رو که ممکن بود در فضای وب راجع به پروسه طراحی هویت بصری اسنوا بیان بشه رو گفتم و اعتقاد دارم هویت بصری که برای اسنوا خلق شده دقیقاً مطابق با استراتژی های برند و کاملاً از دل هویت برند جدید اسنوا خارج شده و اگر ظرف بازه زمانی تعریف شده، به درستی پیاده بشه میتونه در بازار ایران جای خاصی رو که براش پیشبینی شده به خودش اختصاص بده.

        نکته مهمی که باید در مورد این پروژه بدونیم اینه که؛
        در پروژه بزرگ برندینگ اسنوا که به حق میشه به عنوان بزرگترین و کامل ترین پروژه برندینگ ایران نامگذاری بشه، افراد زیادی با تخصص های گوناگون که با مدیریت جناب آقای گنجوی و مشاوره و همکاری جناب دکتر گیویان، دکتر شکر خواه و دکتر نمکدوست، آقای مهندس کاچار و تعداد زیادی از مدیران و متخصصین گروه انتخاب در حوزه اینترنال و اکسترنال برندینگ و در بازه زمانی چند ساله انجام شده، بخش هویت بصری، درصد کوچکی از اون رو تشکیل میده و لوگو هم درصد کوچکی از ارتباطات بصری تعریف شده پروژه رو تشکیل میده (مثال کوه یخ برند) وتا وقتی که زمان لازم طی نشه و تجربه تعریف شده شکل نگیره نمیشه در مورد موفقیت یا عدم موفقیت اون به قضاوت نشست.

        با آرزوی پیروزی برای همه دوستان

        علی نانگر
        طراح و مشاورهویت بصری

        پروژه های شاخص؛
        طراحی و مشاورهویت بصری برنداسنوا، بانک ملت، بانک قرض الحسنه مهر ایران، پمینای کاله، بانک بین المللی کیش، بیمه ما و …

  16. با سلام خدمت دوستان گرامی. خیلی لذت بردم از بحث و کامنتای خوب دوستان. دوپرسش برای من مطرح شد
    ۱٫ اینکه لطفا مشخص کنید طراح لوگو جدید اسنوا کار چه شخص یا چه تیمی ست؟
    ۲٫ جناب گنجوی بسیار کامل با تصاویر توضیح دادند ظرایف لوگو و سیر شکل گیری ایده جدید را ، خیلی تشکر میکنم از ایشان اما بنده ارتباط بین چنین کمپانی با چنین رسته ی کاری با فرم های نقوش اسلامی که تصاویرش را ضمیمه کردید را نمیتوانم بپذیرم. چون مواردی که فرمودید بیشتر در مبحث فرم و دیزاینقرار میگیرد.
    چه دلیلی دارد کمپانی تولید لوازم خانه نمادی انتخاب کند که بیشتر کاربرد و رویکرد فرهنگی دارد (تا صنعتی) ؟
    ممنون

    1. با سلام
      پاسخ به پرسش های فوق:
      ۱- همانطور که در پست های بالا گفتم، طراحی هویت بصری برند اسنوا توسط ما انجام شده که شامل تمامی عناصر بصری برند مثل لوگو، لوگوتایپ، رنگ ها و … میشه
      ۲- پاسخ این سوال شما در نام و لوگوی ارزشمندترین شرکت جهان وجود دارد. کمپانی کامپیوتری به نام سیب

      متشکرم
      علی نانگر
      طراح و مشاور هویت بصری

      1. ممنون از شما. در مورد سوال ۲ فقط دراین حد بگم که اصلا با شما موافق نیستم. حرکت اپل هم را نمیپسندم حتی اگر ارزشمندترین کمپانی باشد. فیلم اخراجی ها هم پرفروش ترین شد، باید بگوییم هرکاری دراین فیلم انجام گرفته بهترین است؟! و دلیلی برای مثال زدن یا الگو؟ بنده اینطور فکر نمی کنم.
        لوگو اپل حداقل اپل هست و دیگر هیچ. اما اسنوا چه؟ کلمه اسنوا هیییچ تاریخچه ی شرقی و حتی ایرانی ندارد. اگر صرفا در طرحتان فقط S را میدیدم برایم قابل قبول تر بود. البته توضیحاتتون برای بنده بسیار جامع بود چون که خودم هم به همین شکل با استدلالات ازیندستی کارهایم را پرزنت میکنم اما بعنوان یک همکار حرفه ای که دقیقا مثل شما در همین اندازه ریزبین و حساس است بنظرم در نهایت لوگوی فرهنگی شده تا صنعتی.

        البته شما حق دارید از کارتون دفاع کنید، اما کاش می شد حضوری و در فضای غیرسایبری بطوری که قابلیت های هر فرد و آگاهیش مشخص بود ، این گونه گفت و شنود ها ا انجام می شد. چون که به این شکل ممکن است شما فکر کنید کسی که نظر منفی به کار دارد حتما قصدهایی نظیر حسادت را دنبال می کند خودشم کاری نکرده تا بیاید نظر بدهد، اما اینطور نیست.

        ممنون که پاسخ دادید. اگر راه ارتباطی حقیقی نظیر وبسایت یا ایمیل خودتون را برای بنده بذارید بیشتر باهم صحبت کنیم شاید به نتیجه ای برسیم. ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *