صادق بستنی، اکبر مشتی، اکبرجوجه و ...// یک یادداشت خواندنی درباره برندهای اصیل

مطلبی به قلم آقای جاوید : از دیرباز تاکنون ایرانیان منشا و پایه گذار بسیاری از اصول و مبانی علمی و فنی در زمینه های مختلف بوده اند . ولی آیا تاکنون از خود پرسیده ایم در زمینه برندسازی، ایرانیان بدون اتکا به دیگران، چه کاری انجام داده اند؟

بدون شک برخی از برندهایی که به نحوی با صنعت مربوط هستند نمی توانند شاخصه یک برند اصیل ایرانی باشند. مثلاً در بحث لوازم خانگی، مرحوم محمدتقی برخوردار که یکی از وزنه های وزین و بی بدیل شکوفایی صنعت ایران بود (روحش شاد) تحت حمایت و پشتیبانی برند توشیبا ی ژاپن ، شرکت پارس توشیبا را راه اندازی نمود که بعدها به "پارس خزر" تغییرنام داد.

و یا در صنعت خودروسازی، برادران خیامی شاید روزی تصور نمی کردند که بنیانگذار بزرگترین شرکت خودروسازی خاورمیانه شوند که طرح اولیه آن هم توسط شرکت تالبوت انگلستان و با نام پیکان انجام گردید.قضیه  صنعت " فرش " را  هم فعلاً کاری نداریم. شاید همین تبدیل "هنر"  اصیل ایرانی به "صنعت"  باعث شد که دیگران از آن سوی دنیا همین فرش را هم از زیر پای ما بکشند. نمی دانم کجای دنیا تاکنون هنر تبدیل به صنعت شده است؟!! (البته شاید هم من اشتباه میکنم)

در اینجا قصد دارم به بحث مواد غذایی بپردازم و از ۳ برند کاملاً اصیل ایرانی نام  ببرم. برندهایی که موسسان آن یا سواد خواندن و نوشتن نداشتند و یا نهایتاً سواد اندکی در حد رفع نیاز روزمره خود داشتند و صد البته تحت لیسانس هیچ جای دیگری هم نبودند!البته قبل از شروع، لازم به ذکر است بعضی از برندهای مواد غذایی خوشنام مثل چای گلستان یا خشکبار تواضع و امثالهم را از لیست خارج می کنیم زیرا اساس و پایه تولید این محصولات قطعاً برعهده کشاورز زحمتکش بوده و برندهای یاد شده با " انتخاب" درست  محصولات چای، خشکبار و ... بدون انجام عملیات و فرایندی پیچیده باعث موفقیت خوبی در بازار شده اند.

 

  • صادق بستنی

در شهر مشهد تاکنون شخص مسنی را ندیده ام که این نام را از یاد برده باشد. با قدیمیهای این شهر که صحبت کنید این جمله را میشنوید" هنوز مزه اش زیر زبونمه " . بنا بر تحقیقات محدودی که در زمان جوانی توسط نگارنده انجام گرفته، گویا طعم و مزه آن کاملاً منحصربفرد بوده و در هیچ کجای ایران مشابه آن یافت نشده است.

فرزندان "صادق بستنی"  راه پدری را ادامه ندادند و به مرور زمان هم فرمول آن به فراموشی سپرده شد و درنتیجه این طعم و کیفیت خاص و منحصربفرد دیگر تکرار نشد و تبدیل به یک نوستالژی برای نسلهای قدیم گردید. به اعتقاد اینجانب اگر این برند ادامه پیدا میکرد، قابلیت صادرات و جهانی شدن را نیز داشت. البته لازم به ذکر است که بعد از دوران صادق بستنی ، مرحوم دقت با تلاش خود و فرمولی خاص بستنی طلاب را در شهر مشهد بنیانگزاری کرد که در ذهن نسل ما، امروزه بهترین و خوشمزه ترین طعم بستنی اصیل سنتی ایران است. ضمناً بد نیست بدانیم که فیلسوف و اندیشمند بزرگ قرن بیستم مرحوم استادعلامه محمدتقی جعفری یکی از فرزندان بنیانگزار برند "صادق بستنی" بودند. (روحشان شاد)

 

  • اکبر مشتی

با قدمتی بیشتر از صادق بستنی (از دوران قاجاریه) ولی با فرمول ساخت و طعمی متفاوت . خوشبختانه این نام در خانواده اکبر مشتی به فراموشی سپرده نشده و تنها شعبه آن در کل کشور هنوز هم در حدفاصل تجریش و میدان قدس توسط استاد محترم جناب آقای ملایری پابرجاست که البته اینجانب نیز به ایشان و خانواده محترمشان ارادات کامل داشته و برایشان آرزوی سلامتی و طول عمر دارم.

 

  • اکبرجوجه

به اعتقاد بنده شاید به جرات بتوان به عنوان یکی از قدرتمند ترین برندهای صددرصد ایرانی از آن نام برد که هیچگاه به مرحله افول چرخه عمر خود نرسید. آیا مرحوم گلبادی (بنیانگذار اکبرجوجه) سالها قبل در کافه کوچک خود فکر می کرد که روزی نامی که برای خوراک جوجه اش انتخاب می کند اینطور در سراسر کشور فراگیر شود؟

هرچند خودم به شخصه بیش از یک مرتبه اکبرجوجه را امتحان نکرده ام و علاقه ای هم به امتحان مجدد ندارم (که دلیل این امر هم فقط عدم تمایل بنده به گوشتخواری است و نه چیز دیگر) ولی در برابر این خانواده که چنین زیبا میراث پدری را ارج نهاده اند ادای احترام  می نمایم.

آیا شما نیز برندهای اصیل ایرانی دیگری سراغ دارید؟ از شکل گیری آن چیزی می دانید؟


50 thoughts on “صادق بستنی، اکبر مشتی، اکبرجوجه و ...// یک یادداشت خواندنی درباره برندهای اصیل”

  1. سلام به اهالی کافه بازاریابی
    آقا جاوید عزیز ممنون از این مطلب فوق العاده
    مطلب پرباری بود

    بنده در حال تحقیق روی دو کسب و کار در نقاط مختلف کشورهستم که به عنوان برند شناخته شده نیستند اما از خارج از کشور هم مراجعه کننده دارند .
    فرمول موفقیت اینها باور کردنی نیست .

  2. ممنون جناب جاوید عزیز. لذت بردن از خواندن مطلب شما. به نظرم دوغ ابعلی، محصولات بهروز رو میشه ذیل مطلب شما بررسی کرد. البته یه سری برندهای دیگری داریم که به اسم محل یا شهر برند شده اند و قطعا شخصی در این موفقیت نقش اساسی داشته است، مثل کباب بناب، برنج طارم، اش گدوک و ....

  3. چلوکبابی حاج علی (تبریز)
    داخل بازار تبریز هنوز هم به کارشان ادامه می دهند و میشه گفت که واقعا غذای ایشان حرف ندارد، هرجند کسان دیگری با این نام آمدند ولی بعد از مدتی بستند و رفتند. ایشان در همان مغازه داخل بازار به کار خودشان ادامه می دهند و بنظرم اصلا در گیر و دار برند و شعبه و ... نیستند و لازمه بگم که واقعا غذای درجه یکی ارائه می دهند و البته قیمتهایشان هم بالاست.

    بستنی جهانگیر (تبریز)
    بستنی بود که در میدان ساعت تبریز دایر بود و بارها شده بود که دیده بودم برای خرید بستنی به صف ایستاده اند ( سال های ۶۷). متاسفانه ادامه ندادند و الان هم خبری از ایشان نیست.

    مربای موسوی
    که الان هم ادامه داره ولی بنظرم نتونسته اونطور که باید برای خودش یک برند جهانی بشه. برادران موسوی واقعا در مورد محصولات خودشان دقت های لازمه را می کنند.

    1. از اظهار لطف شما بسیار سپاسگزارم خانم کریم پور
      قطعاً بنده و دیگر دوستان " کافه بازاریابی" هم از نوشته های شما نهایت حسن استفاده را برده ایم.
      اگر دقت فرموده باشید رستورانهایی که در بازار تهران مشغول به فعالیت هستند جزء ریشه دارترین برندهای کشور در سبک و سیاق کاری خود می باشند.

  4. سلام و خسته نباشید . چقدر این مطلب خاطره برانگیز ه .....بستنی حاجی نوروز در هفت حوض تهران که بین اهالی ان واقعا طرفدار داره حداقل ۲۵ سال قدمت داره .....جیگر کی جیگر بابا حاجی که یکی از پر طرفدار های زمان خودش بوده که هنوز بنای قدیمیش در ابتدا بزرگراه رسالت بعد از پمپ بنزین اتوبان هست و خراب نشده من از اهالی ان شنیدم که کباب و جیگر های خوشمزه ای داشته که برایش صف میکشیدند ولی به علت نامعلومی یکدفعه بسته میشود...

  5. مشکلی که در مورد کسب و کارهای ایرانی وجود دارد به نظر من اشتباه گرفتن «شهرت» یا «رونق» کسب و کار با «برند» شدن یا بودن است. بسیاری از اسامی که ذکر شدند یا در ذهن ما وجود دارند صرفا شناخته شده هستند یا در زمانهای خاصی بسیار پرطرفدار بودند، اما لزوما به مفهوم واقعی برند نشدند. به همین دلیل هم پس از درگذشت موسسین و فقدان ایده های اصلی آن افراد، کسب و کار مورد نظر نیز رو به افول رفته است.
    به طور کلی برند باید با کسب وکارهای مشابه تمایز داشته باشد؛ باید با مشتریان روابط نیرومند حتی خارج از حیطه کسب و کار برقرار کند به عبارتی باید قلب آنها را تسخیر کند؛ در واقع برند کاریزما دارد؛ برند شخصیت دارد؛ برند فرهنگ دارد؛
    کدامیک از کسب و کارهای ایرانی این ویژگی ها را داشته و توانستند حفظ کنند؟ آیا اکبرجوجه کاریزما دارد؟ آیا مصرف کنندگان محصولات بهروز فرهنگ خاصی پیدا می کنند؟ آیا ما از صادق بستنی به عنوان یک «صفت» در محاورات روزانه استفاده می کنیم؟

  6. نکته ای که فراموش کردم اشاره کنم «هویت بخشی» مشتریان با برند است. یعنی مشتری با ذکر مصرف برند خاص، تمایل دارد خودپنداره را به دیگران عرضه کند. در این میان شاید بتوان «کافه نادری» را یک برند دانست. مشتریان دائمی آن دارای فرهنگ مشابه هستند و می توان گفت در اذهان عمومی جا افتاده که مشتریان آن در جرگه «روشنفکران» هستند و خیلی ها که اینگونه نیستند هم با حضور در این مکان می خواهند خود را اینگونه نشان دهند!

    1. با درود خدمت خانم عطافر
      ممنونم از نظرات بسیار خوب شما
      بنده متوجه این عبارت شما نشدم: آیا " اکبرجوجه " کاریزما دارد؟
      اگر منظورتان بطور خاص بر کلمه "اکبر" می باشد خوب تاحدی با شما هم عقیده ام. ولی اگر بطور مثال اگر به جای آن از واژه " گشتاسب جوجه" یا " پدرام چیکن" استفاده میشد آیا دارای کاریزمای قوی تری بود؟!
      یا اگر عبارت "اکبرمشتی" از زمان قاجاریه تا الان در ذهن بیش از نیمی از ایرانیان حک شده است چه صفت دیگر بجز "برند" می توان روی آن گذاشت؟ همین الان هم اگر چند نفر از بزرگان کشور با سرمایه ای هنگفت و میلیاردی کسب و کاری را راه اندازی نمایند چه تضمینی است که تا چند نسل نام محصولشان سینه به سینه به یادگار بماند؟مگر زمانی که از برند صحبت می شود باید حتماً کاریزمای " اپل" یا "جنرال موتورز" برایمان تداعی گردد؟ یادمان باشد بحث بر سر برندهای "اصیل" ایرانی است. بحث بر سر این است که صاحبان این برندها نه دانشگاه رفتند و نه مدرک MBA داشتند!بحث مهم تر بر سر این است که حتی چیزی به نام مشاور هم در کنارشان نبود!
      در بسیاری از شهرها، واحدهای صنفی زیادی میبینیم که از معروفیت بالایی برخوردارند. مثلاً فلان سوپرمارکت یا فلان لباس فروشی را نصف شهر به ارزان فروشی می شناسند ولی آیا نام آنها تداعی کننده یک برند است ؟ فکر نمیکنم .
      مثالی از شهر خودم میزنم. رستوران " معین درباری" دارای قدمتی نسبتاً بالاست که بسیاری از مسافرین و زائرین ورودی به مشهد سراغ آن را میگیرند. واقعاً هم کیفیت غذای آن بالاست. اما چه چیزی بجز منوی استاندارد یک رستوران سنتی را ارائه می کند؟ کدام غذای این رستوران برای خودش تبدیل به برند شده است. رستورانهایی مثل "پسران کریم" با نوع طبخ ماهیچه ای که تبدیل به برند شده مانور می دهد همینطور آقای حسین صفدری با نوع طبخ شیشلیکی که تبدیل به برند "شیشلیک شاندیز" شده است . ولی هیچکدام از آنها را به قدرت برند " اکبرجوجه" ندیده ام . زیرا که اکبرجوجه صرفاً نام یک رستوران نیست بلکه نوعی پخت جوجه می باشد و مهم تر از آن، آنقدر دارای ارزش شده است که تعداد رستورانهایی که از نام او به عنوان سردر استفاده می کنند بدون اغراق سه رقمی است.
      بازهم جهت یادآوری و تنویر افکار عزیزان عرض میکنم که بنده شخصاً هیچ علاقه ای به خوراک اکبرجوجه ندارم.

    1. عرض ادب و احترام دارم جناب دکتر
      اگر امکان دارد بنده حقیر را از نوشتن در مورد "برندهای صنعتی" در ایران معاف فرمایید!!
      مگر امکان دارد از صنعت در ایران بنویسیم و یاد دردها و رنجهای بزرگانی مثل مرحوم برخوردار یا رحیم ایروانی نیفتیم و بغض نکنیم؟ آنوقت همین بغض ها تبدیل به تند شدن نوشتار و بعد از آن نوشته های زهرآگین می شود(حضرتعالی متوجه منظورم هستید!!). بنده با کمال میل فقط در نقش خواننده و به عنوان "کمترین "، یادگیرنده ای کوچک از نظرات اساتید در مورد "صنعت ایران" خواهم بود.

    1. سلام جناب دکتر
      با تشکر از اظهار لطف حضرتعالی
      بنده هم شنیده ام که شعبه اصلی آن سابقاً در خیابان ری بوده است. ولی برای اطلاع دقیقتر، انشاالله ظرف چند روز آینده که برای سفر کاری عازم تهران هستم، یکی از برنامه هایم تجدید دیدار با جناب استاد ملایری در شعبه تجریش بوده و اطلاعات کاملتری را خواهم گرفت.

      1. کاملاً درست فرمودید جناب دکتر
        شعبه اصلی در خیابان ری بوده که حدود ۲۰ سال قبل توسط جناب آقای ملایری به شاگرد مغازه شان فروخته شد و به تجریش منتقل گردید. ضمن اینکه مکان خیابان ری به فروش بستنی تحت عنوان "عمومشتی" اشتغال دارد.
        ولی تنها شعبه اصلی همان شعبه تجریش است که توسط تنها وارث اکبرمشتی (جناب آقای ملایری) درحال کار می باشد.
        ضمناً مطلبی که برای بنده خیلی جالب بود اینکه استفاده از نام اکبرمشتی برای هیچ فروشگاهی از نظر آقای ملایری اشکالی ندارد!! برخلاف انواع پرونده هایی که در دادگستری کشورمان در رابطه با استفاده از نام یک برند خاص بدون مجوز از صاحب اصلی آن میبینیم.
        البته تنها درخواستی که جناب ملایری از استفاده کنندگان این نام دارند فقط استفاده از جنس مرغوب در محصولشان است (اصلی که نامبرده شدیداً به آن معتقد بوده و خبر دارم که مثلاً از بهترین و مرغوب ترین زعفران استفاده می کنند نه رنگ زعفران)
        در آخر نیز اضافه کنم نام اکبر مشتی در شهرهای لس آنجلس، پاریس ، کلن و ... نیزبر سردر مغازه های بستنی فروشی دیده می شود.

  7. سلام
    در مورد اکبرجوجه که خواستگاه ان از شهرستان گلوگاه ست (در اکثر قریب به اتفاق ان را تست کردم) از نزدیک برای خوردن غذا درشعبه مرکزی که پدرشان سابقا انجا را اداره میکرد رفتم با همان شکل و شمایل پابرجاست با همان میز و صندلی قدیمی و هر ساله یکی از پسرها مدیریت انجا را به عهده میگیرد تا اینجای کار مشکلی نداشت ولی ...
    ولی با ماشین برای توقف که می ایستی میبینی دو نفر کفکیر به دست جلوی دو سالن با دو تابلو مشابه که اکبر جوجه مرکزی اینجاست مواجه میشوید . یکی از پسرها در کنار رستوران پدر رستورانی مشابه ساخت و باهم برای گرفتن مشتری در کش وقوس هستند اصلا جالب نبود .
    نکته بعدی اگر رستوران پدر با همان میزو صندلی قدیمی زمانی برای کسانی جالب و زمانی نوستالوژی وایجاد میکرد که جفت ان رستورانی با همان اسم شیک و مدرن با همان کیفیت کنار ان زده نمی شد . و همه مشتریها پی به دعوای برادرها شده اند
    و جالب ترانکه برادر دیگر انها در ابتدای شهر ( گلوگاه شهری کوچک در طول ۴ کیلو متر و جمعیت زیر ۲۰ هزار خانواده) یک رستوران بزرگ زده که واقعا خوشایند و برازنده این نام تجاری نبود ( سه رستوران با یک نام در یک شهرکوچک ) . در ضمن من دوست داشتم در شعبه مرکزی علاوه بر کیفیت که چنگی به دل نمی زد کاری متفاوت و مختص شعبه مرکزی انجام میشد.
    و جالبی کار در اینجاست که شعبات گرگان ساری بابل از نظر کیفیت غذا و مکان گوی سبقف را از شعبه مرکزی ان ربودنند

  8. جناب زائری عزیز ممنون از وقتی که گذاشتید و نکات ارزشمندی که فرمودید

    البته همانطور که قبلاً عرض کردم اینجانب مشتری " اکبرجوجه " نیستم و بنابراین اطلاعات جدیدی هم نمی توانم داشته باشم. اگر اینطور که حضرتعالی فرمودید و با فرض اینکه این اتفاق دقیقاً برای شعبات اصلی اکبرجوجه افتاده است واقعاً جای تاسف دارد. به نظر میرسد گذشتگان ما بدون داشتن هیچ سوادی در زمینه برندینگ، هم برندسازی شان و هم حفظ برندشان از نسل باسواد کنونی بسیار بهتر بوده است !!
    بازهم ممنون

  9. با تشکر از این مطلب نستالژیک آقای جاوید به نظر من ماندگاری یک برند در بین مردم چیزی نیست که یک شبه به دست بیاید ولی این مسئله کاملا واضحه که یکی از علت های اصلی اون مشتری سالاری و بازخورد همیشگی از ذینفعان داخلی(کارمندان) و خارجی(مشتری)
    به نظر من مهمترین مسئله غنا بخشی زندگی ذینفعان هست که این با ارایه محصول با قیمت کم و تبلیغات زیاد به دست نمیاد
    غنا بخشی یعنی وقتی مشتری از محصول استفاده میکنه یه حس خوب بهش دست بده حسی که با بقیه برندها تجربه نکرده البته نحوه ارائه سرویس و برخورد کارمندان صف اول در ایجاد این تجربه نقش مهم داره
    جالب بدونین ٩٠٪ مشتریان اپل با اینکه میتونن محصولات اپل رو با تخفیفات مناسب و با ترنسفر رایگان در خونه تحویل بگیرن با خرید از سایت هایی مثل آمازون ولی میرن از نمایندگی خرید میکنن این کاریه که جابز کرد غنا بخشی زندگی
    پیشنهاد میکنم کتابی که عکسشو attach میکنم بخونید در زمینه برندیگ اطلاعات خوبی به شما میده

  10. سلام خدمت جناب آقای جاوید ودوستان کافه
    باتشکرازمطالب خوب تان.بایداشاره کنم یکی ازدلایلی که ماازگذشته برندی باخصوصیات اشاره شده درنوشتارشماودوستان تجربه نمیکنیم،جانشین پروری شایسته است.
    زیرابارفتن بنیانگذاریک کسب وکارتمام ویژگی های خاص آن مجموعه تغییریاکاملاازبین میرود،بااین نگاه جایگاهی می توان برای برندسازی متصورشد؟
    شادوموثرباشید

    1. با سلام خدمت جناب ولی زاده عزیز و تشکر بابت بذل عنایت حضرتعالی

      همانطور که فرمودید با رفتن بنیانگذار یک کسب و کار معمولاً ویژگیهای خاص محصول دچار تغییر میشود ولی الزاماً از بین نمیرود که البته یکی از عوامل آن، میزان تقاضا در جامعه برای آن محصول است.
      مثلاً برندهای زیادی از کلوچه سنتی در شمال کشورمان یا عرقیات و گلاب درمنطقه کاشان میبینیم که نسل در نسل به عنوان شغل، در خانواده به ارث رسیده و بر اساس نیاز بازار دچار تغییراتی گردیده است و بعضاً کارخانه هایی نیز برای آن تاسیس شده و هم کیفیت و هم تعدد محصولات دستخوش دگرگونی شده است. (شاید مصداق عبارت جانشین پروری باشد که حضرتعالی فرمودید)
      و یا فرض کنیم شخصی در زمان قاجار، با فرمولی خاص، بستنی " اکبر مشتی" را راه اندازی می کند و همسایه آن شخص نیز بر اساس نام و تخصصش "نعل اسب" های باکیفیتی تولید کرده و با نام خودش مثلاً " جاوید نعل!" روانه بازار کند. بعد از گذشتن بیش از یک قرن، بنیانگزار هردو مورد فوق وجود ندارند. ولی بر اساس نیاز جامعه، اکبر مشتی به کار خود ادامه می دهد و خبری از نام "جاویدنعل" به گوش نمیرسد.
      مشابه این مورد را در کارخانه های پورشه، پژو و ... نیز می توان مشاهده کرد که با درگذشت بنیانگزارانش، راه خود را بر اساس نیاز روز جامعه و "جانشین پروری در داخل خود مجموعه" ادامه داده و به موفقیتهای خوبی نیز رسیده اند.
      با تشکر

  11. ممنون از جناب غفاری عزیز
    بدرستیکه حق مطلب را ادا فرمودید. "غنابخشی زندگی ذینفعان " بدون شک، هزینه اش، کسر کوچکی از هزینه بمباران های تبلیغاتی برخی از برندهاست که متاسفانه اصل موضوع را رها کرده اند. نمونه بارز این واقعیت در یک حرکت آزمایشی توسط یک برند معروف در کشورمان امتحان گردید که نتیجه اش غیر قابل باور بود.
    و همچنین تشکرمجدد بابت معرفی این کتاب ارزشمند. ضمناً ویراستار این کتاب آقای دکتر علیرضا سلیمی آوانسر از اساتید و فرهیختگان جامعه تربیت بدنی ایران و دارای شهرت جهانی نیز می باشند .

  12. با سلام خدمت آقای جاوید
    مطلب جالبی بود واقعاً لذت بردم. به نظر من برند هایی مثل میهن، گلنار، مینو و ... می تونن جز برند های اصیل ایرانی باشند.اما با توجه به اینکه این برند ها متفاوت از برند هایی هستند که دوستان نام بردن دوست دارم بدونم از نظر بقیه دوستان (مخصوصا جناب جاوید) این برند ها جز برند های اصیل ایرانی به حساب میان؟؟؟؟

    1. با سلام خدمت خانم حسینی
      ممنون از بذل توجه شما
      ضمن ادای احترام به مقام شامخ مرحوم علی خسروشاهی بنیانگزار برند با ارزش مینو، هرسه مورد یاد شده توسط شما، قطعاً از برندهای قدیمی و موفق کشورمان محسوب می گردند و هیچ شکی هم در آن نیست.
      اما با کمی دقت می توان در همه آنها یک عبارت آشنا را مشترکاً یافت:
      " بهره گیری از فناوری روز دنیا"
      و این با اصل موضوع ما که برندهای " اصیل " ایرانی هستند شاید اندک منافاتی داشته باشد
      مثلاً بستنی های مگنوم میهن در اصل متعلق به برند معروف غول چندملیتی دنیا (Unilever) می باشد و عنوان بستنی اکبرمشتی در برابر میهن می تواند شاخصه اصیل بودن را تقویت نماید.
      یا اینکه شاید بتوان در برابر صابون گلنار که بر اساس ادعای شرکت پاکسان از دستگاههای روز دنیا در آن استفاده می شود، مثلاً " صابون مراغه " را به عنوان برندی کاملاً اصیل درنظرگرفت (هرچند نسل ما شناختی از این نوع صابون ندارد)
      با تشکر

  13. سلام
    پنیر لیقوان
    متاسفانه الان همه جای ایران پنیر درست می کنند و بنام پنیر لیقوان تبریز عرضه می کنند که این خوب باعث بدنامی این محصول بی نظیر شده است.
    لیقوان و لیقوانی ها خود می توانستند رمز و راز تولید این محصول رو تا آخر عمرشان حفظ کنند و با زدن کارخانجات و شرکت های معتبری به حفظ این محصول کمک کنند ( همانند کوکاکولا).
    افسوس و صد افسوس.

  14. ممنون از شما علی عزیز
    مورد بسیار خوبی را مثال زدید. پنیر لیقوان قطعاً یک برند اصیل ایرانی است البته اگراز شیر گوسفندان خود منطقه استفاده شده باشد و عمل آوری آن هم در غار کهل انجام گیرد که نمیدانم الان هم میشود پیدا کرد یا نه؟
    البته تغییر ذائقه در نسلهای مختلف هم شاید تاحدی باعث مهجور ماندن بعضی برندهای اصیل ایرانی شده است. مثلاً اکثریت استفاده کنندگان و مخاطبین پنیر لیقوان، نسلهای قبل و نهایتاً بنده و شما هستیم و این طعم و مزه زیاد به مذاق فرزندانمان خوش نمی آید!چرا که آنها در انواع پنیرهای پروسس و یو اف غرق شده اند.یا مثلاً بنده هیچگاه نمی توانم از بستنی سنتی ایران بگذرم ولی فرزندم ترجیح می دهد از مگنوم و امثال آن استفاده کند!
    در مورد انتقاد شما هم متاسفانه همینطور است. شیر گوسفندان منطقه کوچک لیقوان هرگز نمی تواند جوابگوی نیاز کل ایران به پنیر لیقوان باشد. همانطور که منطقه قائنات خراسان هم هرگز نمی تواند جوابگوی نیاز زعفران کل ایران و حتی صادرات آن باشدو دهها مثال مشابه
    و اینجاست که سودجویان وارد عمل شده و ...

  15. سلام
    می خواهم این موارد رو هم به این قسمت اضافه کنم.

    اگر سری به کانال های تلویزیونی ترکیه بزنید البته اون هم کانال های خصوصی، برنامه های یک یا حتی دو ساعته ای خواهید دید که درصدد معرفی و شناساندن سوغات، غذاها و حتی کارهای دستی و دست ساز اقصی نقاط کشور ترکیه هستند زیرا که یک کشور توریستی هستش و اونها از خیلی وقت پیش این موارد رو دیده و از اون آگاهی پیدا کرده اند و الان هم باز به دنبال معرفی بیشتر و بیشتر روستاها، شهرها و نهایت کشور خودشان هستند که در کل به برند شازی شهرها و کشور خودشون پرداخته اند مانند استانبول که شاید هر ماه یا هر دو ماه فستیوالی هم برای معرفی شهرهای خودشان همراه با غذاهای محلی و صنایع دستی آن شهر پرداخته می شود و تلویزیون هم همه ابعاد اون رو به تصویر میکشد و معرفی می کند.
    الان باقلوای ترکیه نه تنها در دنیا بلکه در خود ایران هم شعبات متعددی دارد و درصدد است تا همانند ال جی و سامسونگ در آینده برای خودش در بین مردم و شهرهای ایران جایگاهی را باز کند یا حتی لباس های کشور ترکیه.

    - سوهان قم (که متاسفانه در مشهد، تبریز و شهرهای دیگر هم تولید میشه و سوهان خودکار قم یک چیز دیگری است.
    - گز اصفهان. اونطور که نتونسته خودش رو نشون بده و یک برند جهانی بشه.
    - کوفته تبریزی. درسته که در تبریز این کوفته به صورت خاص در بین خانواده طبخ میشه ولی باز هم مثل سوشی ژاپن نتونسته خودش رو نشون بده و برند بشه، البته در این میان قورمه سبزی تهران هم همانند کوفته تبریز نتونسته برندی بشه.
    - قرابیه، نوقا و ریس تبریز. واقعا یک چیز دیگری هستند که هم سابقه تاریخی دارند و هم اعتبار تاریخی و هم اینکه لذت اونها واقعا یک چیز دیگری استف اما باز هم نتونسته اند یک برند جهانی بشوند.
    - فرش تبریز. خوب تونسته خودش رو نشون بده ولی در این میان کشورهای چین و ترکیه و با عرضه فرش های دست بافت و ماشینی میدان رقابت را تنگ تر کرده اند و با دادن قیمتها پایین و کیفیت بالا توانسته اند بازار بزرگی را به نفع خودشان درآورند.

  16. بسیار سپاسگزارم از شما علی عزیز
    به معنای واقعی حق مطلب را ادا فرمودید و دیگر جایی برای بحث باقی نگذاشتید. بسیار از نوشته های شما آموختم.
    ضمناً موردی که جدید یادم آمد " گلاب قمصر" می باشد.
    امیدوارم همچنان از مطالب شما نکات جدیدی یاد بگیرم
    ممنون

  17. سلام
    آقای دکتر

    باسلوق از نشاسته ،آب، شکر، گلاب، گردو،کره، پودر نارگیل تهیه میشود.
    سجوق از شیره انگور یا دوشاب، نشاسته، مغز بادام یا مغز هسته شیرین زردآلو و گلاب و هل تهیه میشود.

    دوشاب اسکو هم از جمله مواردی است که نتونسته برای خودش برند بشه.
    عسل کردستان.
    عسل سبلان.

  18. حضور محترم آقای دکتر و آقای جاوید
    سلام و عرض ادب
    ممنونم از لطف شما و واقعیتش این هستش که من از مطالب و نوشته های بی نظیر شما و سایر دوستان در کافه بازاریابی یاد می گیرم و به اطلاعات خودم اضافه می شود.
    یک سری موارد دیگری که به ذهنم رسید.
    - حلوای ارده یزد
    - چاقوی زنجان
    -ذغال اخته کلیبر
    -گیوه کلاش کردستان (نوعی کفش از جنس پنبه)
    - فرش هریس
    - آجیل تبریز و شیرینی لوز (لوزی شکل هم هست)
    - لپه آذرشهر
    - دوغ نهره
    - آش دوغ سرعین

    در قدیم الایام نیز این مورد برند، وجود داشته اما نه به حالت امروزی. برای اینکه مردم از بعضی موارد خوب آگاهی یابند و در آینده باز بدنبال این محصول یا جنس بروند دست بدامن ضرب المثل ها یا استعاره ها برده و باعث ماندگاری و پویایی اون محصول، محل و حتی منطقه نیز شده اند.
    " فلان مورد. اون باسلوق مراغه است و سالی یکبار هستش."
    (یعنی اصلا غیر ممکن هستش یا امکان پذیر نیست)
    "فلانی رو ببین مانند فرش هریس هستش"
    (یعنی اصلا پیر نشده و جوان مونده زیرا که فرش هریس واقعا رفته رفته تازه تر می شود)
    برگه زرد آلو
    برگه سیب هم هرچند برگه هست ولی برگه زرد آلو از آن به مراتب بهتر است
    تا وقتی گوشت نداده ای کوفته نخواه
    لپه را نگو برنجو بگو،دیروزو نگو امروزو بگو
    پنیر را توبره نگه می دارد و زن را شوهر
    چاقو دسته خودشو نمیبره
    با حلوا حلوا گفتن دهن شیـرین نمیشه
    دوست به سر نگاه میکند ، دشمن به پا(کفش)
    بدون زحمت نمیتوانی عسل بخوری
    گر صبر کنی زغوره حلوا سازی
    دختر مانند بادام است فرزندش مغز بادام
    هیچکس به ماست(دوغ)خودش ترش نمی‌گه
    بادمجان بم آفت ندارد
    هر جا آش هست، آنجا سر است
    هر گردی گردو نیست

  19. با سلام به جناب علی عزیز
    خیلی خوشحالم که بحث برندهای اصیل ایرانی تا این حد مورد توجه حضرتعالی قرار گرفته و با اطلاعات بسیار ارزشمندتان بر دانسته های ما می افزایید. اگر اجازه فرمایید ۲ مطلب را لازم می دانم ذکر کنم:

    ۱) اگر به اصل نوشته بنده رجوع فرمایید، عرض کرده ام که با اجازه دوستان، محصولات کشاورزی را از این بحث خارج میکنیم. قطعاً در هر نقطه ای ازکشور عزیزمان، نتیجه زحمات کشاورزان محترم، محصولاتی منحصربفرد را رقم زده که در جای دیگری دیده نمی شود. مانند تمامی مثالهای فوق که فرمودید: چای شمال و برنج شمال و شاید بسیار قوی تر و کمیاب تر از آن برنج منطقه کلات ، سیب زنوز، عناب و زرشک خراسان جنوبی ، زعفران سرگل منطقه قائنات، تخمه کدوی منطقه خوی، لپه آذرشهر و ... هریک شناسنامه ای است از یک منطقه خاص که باعث اشتغال قشر کثیری از مردمان آن مناطق نیز شده است که امیدواریم در اولین فرصت، افتخار داده و طی یک مقاله آنها را سرجمع نمایید که بسیار کار زیبایی خواهد شد. بنده که به شخصه بسیار لذت بردم ازنوشته های شما.
    ولی همانطور که عرض کردم، برخلاف توان بالقوه بالایی که کشورمان در بعضی محصولات کشاورزی اش دارد ولی هیچ برندسازی بر روی این محصولات انجام نشده است که پرداختن به آن هم در این سطور جای نمی گیرد البته شاید بتوان زعفران را از این دایره خارج کرد که برندسازی های خوبی در آن انجام گرفته است.
    ۲) غیر از بحث کشاورزی، هر نقطه ای از کشورمان دارای خوراکی های مخصوص و منحصربفردی است که آن هم نوعی شناسنامه برای آن منطقه محسوب می گردد که مثالهای بسیار زیبایی که حضرتعالی فرمودید جایی برای اظهارنظر بنده باقی نمی گذارد ولی بسیاری از آنها شاید بالقوه توان برند شدن داشته باشند ولی نمی توان اسم برند روی آنها گذاشت. که این هم می تواند برای خودش باعث نوشتن یک مقاله مستقل مثلاً تحت نام " برندهای بالقوه ایرانی" شود. با اطلاعات ارزشمندی که شما دارید مطمئنم مقاله بسیار ارزشمندی خواهد شد.

    بازهم تشکر میکنم از پیگیری و علاقه و از همه مهمتر مطالبی که از شما آموختم و اگر بنده را قابل بدانید بازهم منتظر نوشته های بعدی شما هستم تا بیشتر بیاموزم.

  20. با سلام خدمت تمامی عزیزان و اساتید محترم

    درتکمیل بحث " برندهای اصیل ایرانی" می خواستم نوشته ای جداگانه تحت عنوان " مشخصه اصلی برند در کشورمان را چه می دانید" بنویسم و ارسال کنم . ولی دیدم با توجه به حجم بالای مطالب ارسالی که از نظر بارعلمی قابل مقایسه با ادبیات کودکانه بنده نمی باشد،شاید عمری برایم باقی نماند تا درج آن را شاهد باشم!!!
    لذا در این چند سطر، با هدف جمع بندی نظرات دوستان (مخصوصاً جناب علی) به مورد فوق هم اشاره ای کوتاه خواهد شد.
    مشخصه اصلی یک برند در کشورمان را در چه می دانید؟ کدام محصول برند است؟
    زمانی که بحث درباره برند و برندیگ می شود همانند سایر حوزه های مدیریت، به قول استعاره بسیار زیبای آقای "جیم کالینز" با سالادی از کلمات و اصطلاحات مدیریتی روبرو هستیم!! که بنده نه سواد آن را دارم و نه تمایلی به استفاده از آنها.

    لذا شاید بتوان تعریف برند در ایران را در یک جمله ساده آورد:
    " اگر نام محصول به عناوین مختلف، چه درست و چه نادرست(!!) بر سردر فروشگاهها و یا بر روی بسته بندی محصولات حک شود یک برند است!"

    بر اساس این دید عامیانه:
    آجیل تواضع یک برند است. (تعداد پرونده هایی که در دادگاه در جهت سوءاستفاده از تابلوی آن وجود دارد)
    اکبر جوجه یک برند است (همه ما سری به جاده های شمال زده ایم و دیدیم )
    اکبر مشتی یک برند است (نام آن تا اروپا و امریکا بر سردر فروشگاههاست)
    شیشلیک شاندیز یک برند است(بازهم به دلیل فوق)
    و .....

    با تشکر فراوان از تمامی عزیزانی که لطف فرموده و نظرات خود را در این باره ارسال کردند، تا اینجای کار جمع بندی کوچکی را انجام می دهیم:

    پنیر لیقوان ؛ گلاب قمصر کاشان؛ گز اصفهان ؛ دوغ آبغلی ؛ کباب بناب ؛ باقلوای یزد ؛ عسل خوانسار و ...

    همچنان منتظر نظرات دوستان هستیم
    باتشکر

  21. آقای جاوید
    سلام
    نوشته اید" اگر نام محصول به عناوین مختلف، چه درست و چه نادرست(!!) بر سردر فروشگاهها و یا بر روی بسته بندی محصولات حک شود یک برند است!”
    خوب من نمی دانم که چه مارک یا برند ایرانی در یک کشور خارجی بر روی تابلوهای فروشگاههای اونها نوشته شده است یا شاید هم اصلا نصب نشده باشد ولی در اون کشور فلان جنس و مخصول با برند فلان خوب داره فروش میره.
    منظور من از این همه مواردی که نوشته ام دقیقا همین مثال پنیر لیقوان است.
    "متاسفانه الان همه جای ایران پنیر درست می کنند و بنام پنیر لیقوان تبریز عرضه می کنند که این خوب باعث بدنامی این محصول بی نظیر شده است.
    لیقوان و لیقوانی ها خود می توانستند رمز و راز تولید این محصول رو تا آخر عمرشان حفظ کنند و با زدن کارخانجات و شرکت های معتبری به حفظ این محصول کمک کنند ( همانند کوکاکولا)."
    خوب اگر اتحادیه ها و یک سری مراکز خصوصی و دولتی با همدیگر هماهنگ بشوند و بتوانند همکاری های خوبی رو داشته باشند و از مشاوران متخصص هم کمک بگیرند همانند این کوکاکولا یک سری محصولات را منسجم و هماهنگ کنند به راحتی در آینده نه چندان دور شاهد رشد بسیاری از این محصولات عمومی و خصوصی کشورمان خواهیم شد.
    البته اگر اون هم بخواهند و به فکر خود ....
    اگر

  22. سلام ممنون بابت این مطلب.
    دو تا برند در ذهن دارم که براساس مطلب شما آقای جاوید می توان آن ها را بیان کرد.
    پیتزا داود که آقای داورنیای عزیز بیان نمودند و بستنی نعمت. این بستنی تازه در سال ۸۹ برند خود را به ثبت رساند و پیش از آن برند آن به صورت دهان به دهان بود. معنای لغوی برند یعنی داغ گذاشتن بر روی بدن اسب و سایر چارپایان به منظور اثبات مالکیت؛ من نیز دست مو داغ گذاشته ام تا از برخی از برندهای شهیر معروف شده به این صورت در جامعه جا افتاده اند استفاده نکنم.

  23. با سلام و تشکر از مطلب خوب و البته درددلی که فرمودید

    قدیمیهامی گفتندهر گردی گردو نیست. بنده هم اعتقاد دارم هر برندی واقعاً برند نیست!
    به نظر میرسه می خواهید درددلی رو از برند نعمت بیان کنید
    اگر لطف کرده و عنوان فرمایید بنده حقیر و دیگر بزرگان حتی اگر کاری از دستمان برنیاید اما حداقل بر دانسته هایمان افزوده می شود و وامدار این لطف حضرتعالی خواهیم بود.
    پس بی صبرانه منتظرهستیم جناب قاسمی عزیز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *