عقب گرد تبلیغاتی // بانک صادرات، جشنواره سلامت کیش و بیمه "مان" سه آگهی که ما را ۲۰ سال به عقب می برد!!!

مطلبی به قلم علیرضا سلطانی: در سال های اخیر، کیفیت ساخت آگهی های تلویزیونی پیشرفت چشمگیری داشته است. وقتی صحبت از ساخت آگهی های چند صد میلیون تومانی و بودجه های تبلیغاتی چند میلیاردی می شود کمتر کسی از شنیدن این اعداد و ارقام تعجب می کند . اما در این میان آگهی هایی دیده می شود که هیچ رنگ و بویی از این پیشرفت در خود ندارند . بعد از آگهی بیمه ایران و آن اتوبوس کذایی در وسط یک بیابان بی آب و علف که با ابتدایی ترین شیوه ممکن ساخته شده بود حالا نوبت به آگهی جشنواره سلامت کیش رسیده است .

:: آگهی بیمه ایران  ::

قصه  آگهی "سلامت کیش" در یک خانواده روایت می شود. خانواده ای که در اوج خوشحالی و شادمانی از بیماری های خود صحبت می کنند . یکی مشکل ناباروری دارد ، دیگری مشکل کبد و یک نفر هم به دنبال لاپاراسکپی می گردد !! در این میان دو کودک هستند که اسم جشنواره را می دانند و بیشتر از بزرگسالان از جزئیات جشنواره با خبر هستند . دیالوگ های تصنعی ، بازی های خشک و روایت نخ نمای این آگهی مخاطب را به تبلیغات دهه هفتاد می اندازد.

:: آگهی سلامت کیش  ::

با تماشای این گونه از آگهی ها یک سوال بزرگ مطرح می شود ، آژانس چگونه توانسته مشتری را راضی به پخش این تبلیغ کند ؟!

بانک صادرات با آگهی جدید خدمات الکترونیک خود این سه گانه را تکمیل کرد .داستان آگهی یک مسابقه فوتبال بین خدمات الکترونیک بانک صادرات و بحران های اقتصادی است !! آگهی با معرفی بازیکنان تیم بانک صادرات در قالب پسر بچه های جوانی که مشغول انجام حرکات نمایشی با توپ هستند شروع می شود . بر روی این هنرمندان فوتبالیست اسم خدمات مختلف بانک صادرات گذاشته اند !! وجود بازیکنی به اسم گنجینه سپهر (سپرده ای ویژه بانک صادرات ) در این تیم هم خود بسیار جالب است !

:: آگهی بانک صادرات::

قبول دارم که ساخت آگهی جذاب و درست کار خیلی دشواری است ولی  تشخیص یک آگهی بد هم فکر نمی کنم کار خیلی سخت و پیچیده ای باشد ! هر فرد غیر متخصصی ، این سه آگهی را ببیند قطعا نمره قابل قبولی نمی دهد ، اما چرا این آگهی ها از فیلتر های متعدد عبور می کند و نمره قبولی برای پخش می گیرد جدا جای تعجب دارد.

به نظر شما دلیل پخش و استفاده از این آگهی های ضعیف چیست ؟ سطح کیفی این سه آگهی از دید شما چگونه است؟


25 thoughts on “عقب گرد تبلیغاتی // بانک صادرات، جشنواره سلامت کیش و بیمه "مان" سه آگهی که ما را ۲۰ سال به عقب می برد!!!”

  1. سلام و تشکر از جناب سلطانی عزیز برای مطلب خوبشون
    راستش موندم بگم من حرفی ندارم یا بشینم سفره ی دلمو باز کنم. اما بازهم مثل همیشه نظر شخصیم و پیشنهادم به برندهایی که این تبلیغات براشون ساخته میشه اینه که اگر دلشون به حال وجهه ی برندشون می سوزه و بهتر از اون، علاقه دارن برندشون و تصویرسازی از محصولات و خدماتشون به شکل خوبی اتفاق بی افته، یک کارشناس، متخصص، مشاور یا مجرب در حوزه بازاریابی و تبلیغات رو در مقام فیلتر اول پذیرش کارهای تبلیغاتیشون بگذارن و اجازه بدن که کار رو واقعا کارشناسی کنه. اگر هر مسوولی در برند به هر دلیلی مقید شده که با یک سازنده خاص کار کنه دلیل نمیشه هر چی ساخت قبول کنه. خیلی ساده میشه با مشاوره از یک متخصص تبلیغات نکاتی که لازمه به همون سازنده بگه تا سازنده بره و یک تبلیغ درست تر و بهتر بسازه.
    به نظرم اینکه ما فقط از یک طرف (از طرف سازنده ها) پیشرفت داشته باشیم از نظر بازاریابی و تبلیغات، نتیجش میشه لنگ زدن این صنعت. آدما تا انتظارات درست و خوب و بالا نداشته باشند کسی هم پیدا نمیشه اون انتظارات رو بخواد برطرف کنه

  2. درود بر شما آقای سلطانی
    سپاسگزارم از مطلب خوبی که ارائه فرمودید.
    متاسفانه تا زمانی که تبلیغ با جار زدن معادل سازی شود، همین آش و همین کاسه خواهد بود و شاهد تبلیغاتی چون تبلیغ کیش خواهیم بود. و تا زمانی که مدیریت ساکن و سلیقه ای حاکم بر سیستم های دولتی و شبه دولتی ما نظیر برخی بانک ها و بیمه ها باشد، تبلیغاتی مانند بانک صادرات و بیمه مان ساخته خواهد شد.
    عجیب اینکه برخی از عزیزان بیان می کنند که تبلیغات در ایران مانند برخی کشورهای دیگر موثر نیست (!؟)
    خوب زمانی که اینچنین می سازیم و اینچنین سفارش می دهند همین می شود. چه انتظاری داریم از تبلیغ بد؟

    کاش روح چند عبارت ساده مثل "customer journey" ، "Touch Point" ، " U &A" را در راهبری تبلیغات برندها ساری می کردند. متاسفانه ما در مملکتمان تیزرساز خوب داریم، طراح خوب داریم، اما تبلیغاتچی خوب که در جای خود مشغول به کار باشد کم داریم.

  3. آقای داورنیای عزیز
    متشکرم از مشارکت شما در این بحث
    صاحب یکی از این سه گانه فاخر ! بانک صادرات هست که به نظرم بیشترین نوسان رو در تبلیغاتش میشه مشاهده کرد. برای فهمیدن این نوسان کافیه یک بار دیگه آگهی خوش ساخت اسب های بانک صادرات رو ببینید که در زمان پخش سر و صدای خوبی به راه انداخت و الان هم در دور جدید تبلیغاتش آگهی بدی مثل همین مسابقه فوتبال رو پخش می کنه !
    به نظرم برای صاحبان برند تعداد آگهی ها بیشتر از کیفیت آگهی ها اهمیت داره ! برای همین هم یک همچین فجایع تبلیغاتی رخ میده !
    وقتی یک بانک در سال ۲۰ تا ۳۰ آگهی رو در دستور ساخت میده ، خلق یک همچین آگهی هایی ، هیچ بعید نیست !
    بارها شده ، وقتی برای انجام کار تبلیغاتی مشغول مذاکره هستم ، مشتری خیلی بیشتر بر روی تعدا آگهی هایی که قراره ساخته باشه متمرکز میشه تا بر روی کیفیت !
    به نظر من نگاه کمیت محور دشمن شماره یک کارهای تبلیغاتی هستش !

    1. جناب سلطانی عزیز به نکته کاملا تخصصی اشاره کردید که شاید اگر کسی تبلیغاتچی نباشه این موضوعات رو ندونه ولی واقعا این موضوع هم مساله ایه برای خودش و باید بگم ۲۰ عدد تیزر در سال (بگذریم از کمپین ها و بیلبوردها و تبلیغات محیطی و چاپی و غیره و غیره) خیلی زیاد سنگینه و واقعا کار مشکلیه تهیه کردنش و هزینه بسیار زیاد و انرژی و زمان زیادی می بره. اما بانکها و اپراتورها برای تبلیغاتشون اینطوری کار میکنن.
      متشکرم از پاسختون و استفاده کردم

  4. باسلام وعرض تشکر از مطلب خوبتون
    به نظرم ضعف در این تبلیغ ها بیشتر بر میگرده به خود برندها که علی الظاهر کلیت ساخت تبلیغ و پخش اون براشون موضوعیت داره تا محتوا و اثرگذاری واقعی اون برروی مخاطب و وجهه برندشون. شاید یکی از عواملش دولتی بودن سازمان و عدم دقت نظر موجود در شرکت های خصوصی برای هزینه ی بودجه های تبلیغاتیه.
    تبلیغ بانک صادرات پر از حرکت های نمایشی فوتباله که شاید برای تبلیغ مواد غذایی انرژی زا مناسب تر باشه تا بانک.
    ضمن اینکه ربط تقابل و برنده شدن خدمات نوین بانکی رو در مقابل بحران اقتصادی نمی فهمی! همراه بانک، هم بانک، کارت اعتباری، بانکداری الکترونیک، کارت مجازی، کارت های هدیه و ... واقعاً چه گرهی از بحران اقتصادی می تونه باز کنه؟!
    برفرض اگر میخواستن چنین مبارزه ای رو هم به نمایش بکشن باید خدماتی از بانک صادرات رو نشون می دادن که واقعاً در پاسخ به بحران اقتصادی طراحی شده و به کار میاد.
    مثلاً اعطای تسهیلات ارزان قیمت برای واحدهای تولیدی، تأمین مالی زنجیره های کسب وکار برای جلوگیری از رکود و ایجاد رونق از ابتدای فرآیند تولید تا مصرف کننده نهایی، تسهیل جریان ارزی و هزار ایده ی از این دست.

  5. سلام بر جناب سلطانی عزیز
    من برای صنعت بیمه متاسفم! دوستان بیمه ای ما سال ها تلاش می کنند و خلاقیت و نوآوری به خرج می دهند ومحصولی (هرچند در حد نام) خلق می کنند و تبلیغ ضعیف می کنند و همه چیز را تباه می کنند
    سلامت کیش هم که با بازی ضعیف (ای کاش می شد به جای ضعیف کلمه مناسب تری به کار برم) پتانسیل به جهنم کشیدن صنعت گردشگری پزشکی یک مملکت را دارند! یک جزیره که جای خود دارد!
    برای بانک صادرات هم حرفی ندارم! 🙂

  6. سلام بر عزیزان کافه
    واقعاً بعد از دیدن تبلیغ بیمه برام سوال بود این ... روکدوم مدیر حاذقی پذیرفته که پول بده بابتش!!
    و واقعاً دوم اینکه کدوم آژانس تبلیغاتی این ... رو تولید کرده!!
    و واقعاً سوم یک خسته نباشید جانانه به مجموعه بانک صادارات!!
    .
    پیشنهاد میکنم واکنش به این نوع از تبلیغات سریع تر باشه احیاناً اگر مدیری بود که دستش می رسید کاری بکنه زود تر دست به کار بشه

    1. جناب سپهری
      متاسفانه قدرت لابی ها و رایزنی ها برای پذیرش آگهی یک آژانس خاص یک همچین نتایجی هم داره ! هرکسی که در فضای تبلیغاتی ایران فعال هست از عمق فساد در این صنعت خبر داره ، به نظرم پخش این آگهی ها همش بخاطر عدم سواد تبلیغاتی نیست! بخش اعظمی از این اتفاق بخاطر زد و بند های داخل برند برای پذیرش یک آگهی خاص هستش !

  7. نقطه اوج تبلیغ اولی اونجایی هستش که اتوبوس شرکت واحد تبدیل به سفینه میشه ! تو تبلیغ دومی اونجاییه که یه نفر لاپاراسکوپی رو طوری میگه که انگار هر جمعه میره لاپاراسکوپی ! تو سومی هم اسم بازیکنها است 🙂

  8. سلام و ممنون از این مطلب ارزشمند. به عقیده من نه تنها خنده ندارد بلکه گریه نیز دارد، گفته شده است که تیزرهای تلویزیونی در ایران مشتری را آگاه می کنند اما نمی توانند آن ها را مخاطب سازند. اما در این سه مورد که بیان شدند، در آگاه سازی مخاطبان نیز این تبلیغات دچار مشکل هستند. در تبلیغ بیمه ناخودآگاه به یاد فیلم های علمی تخیلی و مافوق درک انسان افتادم. حالا حتماً اتوبوس باید پرواز می کرد؟!
    نمی دونم چه کانسپت هایی در پشت این تبلیغات نهفته است، اما فقط موجب هدر دادن بودجه تبلیغاتی می گردند. در مورد تبلیغ سلامت کیش، برای من جالب بود، اعضای خانواده همگی با شنیدن کیش متعجب شدند اما در بعد اطلاعاتی بیشترو کامل تر از آقاجون داشتند. ضمناً بیماری هایی که ذکر شد در این تبلیغ مانند نازایی، می دانیم که این عارضه، پروسه درمانی طولانی می طلبد، لذا با تفکر غالب مخاطب یکسو نیست که بخواهد هزینه های گزاف درمان در جزیره کیش را متحمل شود. نمی دانم که آیا توانستم منظورم را به خوبی بیان کنم یا خیر. با تشکر

  9. سلام
    به صورت عامیانه می گم که خدااااااییش آژانس چطور تونسته اوکیه این تبلیغات رو بگیرو از اون بدتر سازمانها چطور این اجازه رو دادن!! واقعا جای سوال داره برام که چطور می شه که اینطور می شه؟!!!! آیا فورسها علت این خروجی هاست؟؟؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *