فامیلای متفاوت و جسور // درباره مجموعه آگهی های ویژه فامیلا که با زبان جدیدی با مخاطب ارتباط می گیرد

برانجا طاعیلا ایرانا خالیصا، برانجا عالیا فامیلا
این روزها در میان انبوه آگهی‌های تبلیغاتی که از تلویزیون پخش می‌شوند؛ چند اگهی تلویزیونی از برند فامیلا در حال پخش است که بررسی آنها خالی از لطف نیست. پنج آگهی تبلیغاتی برای تبلیغ محصولاتی همچون برنج، حبوبات، تن ماهی، رب و روغن که به نظر می‌رسد بخشی از مجموعه‌ای بزرگ‌ترند. چون در فضایی مشابه اجرا شده‌اند و یک نقطه مشترک پررنگ دارند: زبان فامیلایی.
«برانجا طاعیلا ایرانا خالیصا، برانجا عالیا فامیلا... داستیلا تامیزا عاطیمهمانیلا، برانجا عالیا فامیلا»... فامیلا در این سلسله آگهی‌ها برای معرفی محصولات خود شیوه‌ی استفاده از تبلیغات موزیکال را برگزیده است. با این تفاوت که از یک زبان متفاوت و نامفهوم بهره می‌برد. زبانی که به خاطر فرم و کلماتش می‌توان از آن به نام زبان فامیلایی یاد کرد. زبانی ریتمیک که معنی آن به صورت زیرنویس به سمع و نظر بیننده می‌رسد.

این پنج آگهی که به معرفی پنج محصول از سبد محصولات فامیلا یعنی برنج، حبوبات، تن ماهی، رب و روغن اختصاص دارند؛ در فضایی شبیه به هم اجرا شده‌اند. فضایی که فامیلا برای ساخت آن به سراغ جلوه‌های ویزه بصری رفته است. در این آگهی‌ها سعی شده با استفاده از جلوه‌های ویژه بصری هم به این مجموعه نشانه‌هایی مشترک داده شود برای جلب توجه بیننده به نام فامیلا و هم احتمالا به ساخت فضاهایی کمک شود که به علت فصل و زمان ساخت این آگهی‌ها در دسترس نبودند. مثلا زمین‌های شالیزاری برای ساخت آگهی محصول برنج.
با توجه به روند پخش این آگهی‌ها به نظر می‌رسد فامیلا می‌خواهد در حرکتی بمبارانی (ضربتی) به معرفی محصولات متنوع خود بپردازد. روندی که اگر به عنوان یک مجموعه‌ی واحد آن را در نظر بگیریم و به خط روایی و روش مشترک ساخت تیزر در آنها دقت کنیم؛ خواهیم دید که با یک مجموعه‌ی تبلیغاتی سریالی روبه‌رو هستیم که می‌توانند به فضای تبلیغاتی تلویزیون تغییر قابل مشاهده‌ای بدهند.


2 thoughts on “فامیلای متفاوت و جسور // درباره مجموعه آگهی های ویژه فامیلا که با زبان جدیدی با مخاطب ارتباط می گیرد”

  1. سلام. فامیلا و اویلا در ذهن من به عنوان برندهای محبوب عرضه کننده روغن نقش بسته اند.
    زمانی که من وارد صنعت خرده فروشی شدم، چیزی حدود ۱۵ سال پیش، در روغن به نوعی انحصار چند جانبه وجود داشت. برام اصلاْ ناشناخته نبود که کسی بیاد فروشگاه و بگه همین. مغازه دار می فهمید و فروشنده هم میدونست چی میخواد. این روزا میشنوم که فردی همراه من داره خرید می کنه و میگه . من میدونم چقدر زحمت کشیده شده و چقدر هزینه شده که این تغییر بوجود بیاد.
    من دوست داشتم این سری تبلیغات رو

  2. سلام مجدد
    در پیش نمایش متوجه شدم که دو بخش نوشته ام جا افتاده
    خط سوم بعد از "بگه" این و نوشته بودم "یه بهار سرخ کردنی بده"
    خط چهارم بعد از میگه "یه فامیلا فارنهایت بده"

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *