گفتگوی اختصاصی کافه بازاریابی با دکتر کامبیز حیدرزاده پیرامون بازاریابی مد // ما ایرانیان در هر صنعتی از رقابت گریزانیم

دکتر کامبیز حیدرزاده برای اهالی بازاریابی نام آشنایی است. عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی که در کارنامه حرفه ای خود، ترجمه بیش از ۴۰ کتاب بازاریابی دارد. به بهانه انتشار کتاب بازاریابی مد، نوشته تیم جکسون و دیوید شاو و ترجمه آقای دکتر حیدرزاده و خانم دکتر نایب زاده از انتشارات سیته، با ایشان مصاحبه ای ترتیب دادیم. کتاب بازاریابی مد چند وقتی است که از سوی انتشارات سیته به بازار نشر کشور معرفی شده است. کتابی جامع در حوزه بازاریابی مد که شاید بتوان آن را از اولین کتاب های تخصصی بازاریابی مد در کشور دانست.


تیترهای منتخب:

ما ایرانیان در هر صنعتی از رقابت گریزانیم و بدون برنامه در بازاریابی عمل می کنیم.

همواره تورم های چند ده درصدی در کشور به ظاهر صنایع و کسب و کارهای ما را موفق نشان داده است.

تمرکز این کتاب بر تفکر «دهکده جهانی مک لوهانی» است.

توان ایجاد برند لوکس ایرانی برای مخاطب ایرانی، قطعاً و حتماً.

تا کنون چهل و یک کتاب از مکاتب اروپایی و آمریکایی در بازاریابی ترجمه کرده ام و به این مسیر ادامه خواهم داد.


 

کافه بازاریابی: جناب آقای دکتر حیدرزاده، از اینکه وقت خود را به مخاطبان کافه بازاریابی اختصاص دادید، بسیار سپاسگزاریم. گفتگوی امروز ما پیرامون کتاب اخیر حضرتعالی، بازاریابی مد، منتشر شده از سوی انتشارات سیته است. به عنوان سوال اول، چرا این کتاب انتخاب شد؟ صرفا به دلیل اینکه در این حوزه کتاب خوبی در بازار نداشتیم یا اینکه معتقد هستید در حوزه مد، پتانسیل هایی در کشور وجود دارد؟

هر دو نکته درست است، اما دلیل عمده رشد روزافزون مراکز خرید و حضور برندهای بین المللی در ایران، تشدید فضای رقابت برای صاحبان صنایع و کسب و کارهای ایرانی، و جمعیت جوان کشور و تغییر نسلی که خود سبب تغییر سبک زندگی و تغییر رفتار خرید ایرانیان شده و می شود.

کافه بازاریابی: کتاب رویکرد کلاسیک به بازاریابی را در صنعت مد بررسی کرده و با مثال های فراوان سعی در توضیح مطالب به مخاطب دارد.آیا مطالب کتاب و توضیحات آن برای بازار کشورمان مناسب است یا از نظر حضرتعالی بازار پوشاک و مد ایران شرایط دیگری دارد؟

به عنوان یک کتاب پایه برای صنعت مد ایران لازم و ضروری است

LG_1448795508_bd1a229ffdd6f80776aa2bd69c43173d

کافه بازاریابی: عده ای معتقدند با سرمایه گذاری ترک ها در پوشاک و مد، سرمایه گذاری در این صنعت برای کشور ما جذابیتی ندارد. آیا حضرتعالی موافقید؟

ترک ها سرمایه گذاری چندانی نکرده و نخواهند کرد، ..... آنها براساس قرارداد تجارت تعرفه ترجیحی فیمابین ایران و ترکیه، به جای مسیر صادرات پوشاک و مد (از طریق برخی فعالان صنعت پوشاک ایران که رو به قاچاق کالا آورده اند) هم اکنون تلاش می کنند به صورت بلاواسطه و قانونی و با حضور مستقیم خود در بازار ایران (از جمله حضور در مراکز خرید مدرن کلانشهرهای ایران)، اعتماد و اطمینان ایرانیان به برندهای صنعت پوشاک ترک را جلب کنند و ارزش ویژه برندهایش در میان مدت و بلندمدت افزایش یابد. البته بخش های خاصی از بازار ایران را در نظر دارند، نه همه بازار را؛ بنابراین مخالف عدم جذابیت سرمایه گذاری در این صنعت برای کشور خودمان هستیم، مگر سرمایه گذاری آلمان ها در صنعت خودرو سبب عدم جذابیت سرمایه گذاری در صنعت خودرو در فرانسه و ایتالیا شد؟

مگر سرمایه گذاری ترک ها در صنعت خودرو سبب عدم جذابیت سرمایه گذاری در صنعت خودرو ایران شد؟ پاسخ همه سوالات خیر است، ما ایرانیان در هر صنعتی از رقابت گریزانیم و بدون برنامه در بازاریابی عمل می کنیم، همواره تورم های چند ده درصدی در کشور به ظاهر صنایع و کسب و کارهای ما را موفق نشان داده است. تا رقیب جدیدی را می بینیم (به صورت عامیانه) از خرابی اوضاع بازار سخن می گوییم، نه از ناتوانی خودمان در مدیریت بازاریابی.

کافه بازاریابی: در این کتاب هر جا از مفاهیم بازاریابی گفته شده، سعی شده تا مفاهیم به زبان ساده و از پایه توضیح داده شود. این موضوع کتاب را برای کسانی که درگیر بازاریابی نیستند هم جذاب می کند. با این تفاسیر، به نظر حضرتعالی برای تسلط بیشتر بر بازاریابی مد، آیا لازم است که خوانندگان در کنار این کتاب، کتاب یا کتاب های دیگری را هم مطالعه کنند یا همین کتاب کافی است؟

به نظر می رسد با توجه به مثال های قابل فهمی که در کتاب از صنعت مد جهان - که متمرکز بر چهار شهر میلان، نیویورک، پاریس و لندن است – ذکر شده است، برای افرادی که درگیر صنعت مد هستند، کفایت می کند. اما به هر حال مطالعه هر کتاب دیگری در حوزه بازاریابی می تواند مکمل و مفید باشد.

کافه بازاریابی: کتاب علاوه بر پرداختن به صنعت مد از نگاه آمیخته بازاریابی، فصولی را به برندینگ، رویکردهای جدید ارتباطی و فصل مجزایی به بحث های مرتبط با استراتژی اختصاص داده است. کتاب جامع به نظر می رسد اما اگر حضرتعالی جزء گروه نویسندگان کتاب بودید، چه مطالب دیگری را به کتاب اضافه می نمودید؟

به نقش تفاوت های فرهنگی در صنعت جهانی مد بیشتر تمرکز می کردم، اما تمرکز این کتاب بر تفکر «دهکده جهانی مک لوهانی» است.

کافه بازاریابی: فصلی از کتاب به برند و برندهای تجملاتی در مد اختصاص پیدا کرده است. به نظر شما آیا بازار کشورمان توانایی ایجاد یک برند لوکس ایرانی در این حوزه را دارد؟

برند لوکس ملی، بله؛ یعنی توان ایجاد برند لوکس ایرانی برای مخاطب ایرانی، قطعاً و حتماً.

کافه بازاریابی: در پیشگفتار کتاب، حضرتعالی به اهمیت ایجاد "نهضت ترجمه" در حوزه بازاریابی در کشورمان اشاره کردید. تعداد کتاب های ترجمه شده توسط حضرتعالی از مرز ۳۰ کتاب گذشته و حضرتعالی به ترجمه آثار جهانی تاکید می کنید. از نظر حضرتعالی چرا این نهضت باید آغاز شود و چرا در حوزه بازاریابی این نهضت اهمیت دارد؟

نه فقط در مدیریت بازاریابی، بلکه در تمام علومی که زبان علمی آن انگلیسی است، این نیاز احساس می شود. تا کنون (آذر ۹۴) چهل و یک کتاب از مکاتب اروپایی و آمریکایی در بازاریابی ترجمه کرده ام و به این مسیر ادامه خواهم داد، چون معتقدم اگر به ریشه های تاریخی موضوع «نهضت ترجمه» نیز دقت کنیم، حتی پیشرفت های علمی تمدن اسلامی نیز به قرن دوم هجری قمری و تأسیس «بیت الحکمه» در بغداد - به عنوان پایگاه اصلی ترجمه متون علمی بیگانه به زبان عربی - در عهد خلفای عباسی (مامون) باز می گردد که تا حد زیادی نیز متأثر از مدرسه «جندی شاپور» بود. مأمون فرزند هارون الرشید، خلیفه مقتدر عباسی که پیرو «مذهب معتزله» بود، برای دفاع از مذهب مذکور احساس نیاز شدیدی به استدلال های عقلانی و منطقی می کرد و با گماردن «حنین بن اسحاق» به سمت ریاست بیت الحکمه (که به زبان های عربی، یونانی، سریانی، فارسی مسلط بود و کتاب های ارسطو و جالینوس را نیز از یونانی به عربی ترجمه کرد) به مترجمان طلای خالص پاداش می داد. «جرجی زیدان» در کتاب معروف «تاریخ تمدن اسلام» نقل می کند که تمدن اسلامی چند مرحله را تا دستیابی به شکوفایی علمی طی کرد: مرحله اول، نهضت ترجمه بود؛ مرحله دوم، مطالعه و بررسی متون ترجمه شده برای آشنایی با علوم بیگانه؛ مرحله سوم، حاشیه نویسی تحلیلی یا انتقادی بر مطالب مذکور برای تمرین تولید علم و مرحله چهارم، حرکت از ترجمه و نقل و شرح و نقد به سمت نظریه پردازی و تولید علم (همان تولید علمی بومی و به زبان ساده تر تألیف).

البته آنچه اهمیت دارد این است که نباید «ترجمه» اصالت یابد و این «وسیله»، خود به «هدف» تبدیل شود یا سبب ایجاد توقف در مرحله «ترجمه» شود. به نظر می رسد در حوزه «مدیریت بازاریابی» هنوز در مرحله «نهضت ترجمه» نیازهای فراوانی داریم.

 

کافه بازاریابی: جناب آقای دکتر حیدرزاده، لطفا سخن آخر را با اهالی کافه بازاریابی در میان بگذارید.

یک توصیه به همه علاقمندان و فعالان حوزه مدیریت بازاریابی در کشور دارم که به نظرم فرهنگ سازی مناسبی ایجاد خواهد کرد. همواره درباره «رقبای خود» به شرح دوبیتی زیر عمل کنیم، قطعاً این نیاز کنونی فضای کسب و کار در کشور ماست:

هر کس بد ما به خلق گوید                       ما چهره او نمی خراشیم

ما خوبی او به خلق گوییم                        تا هر دو دروغ گفته باشیم

 


38 thoughts on “گفتگوی اختصاصی کافه بازاریابی با دکتر کامبیز حیدرزاده پیرامون بازاریابی مد // ما ایرانیان در هر صنعتی از رقابت گریزانیم”

  1. زاهدی مهمان پادشاه شد، چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که عادت او تا ظن صلاحیت در حق او زیادت کنند.
    ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
    کاین ره که تو می روی به ترکستان است
    چون به مقام خویش آمد سفره خواست تا تناولی کند. پسری صاحب فراست داشت گفت: ای پدر باری به مجلس سلطان در طعام نخوردی؟ گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم که بکار آید. گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که بکار آید.

    1. با سلام و احترام
      خداوند را شاکرم که از سال ۱۳۸۷ تا کنون شاگرد استادپدر حیدرزاده هستم... و همچنان آرزو دارم که تا آخر عمرم همچنان شاگرد استاد پدر استاد حیدرزاده باشم و ایشالا که ایشان از ما راضی باشند...
      استادپدر حیدرزاده خوشبختانه نیازی به تعریف کسی ندارد چرا که اعمال بلندتر از کلمات حرف می زنند آثار و شخصیت حرفه ای و اخلاقی و همچنین سبک مدیریت ایشان برای کسانی که با ایشان تعامل داشته اند و یا می شناسند شناخته شده است...
      و معتقدم هر کسی باید به اندازه توانمندی اش و داشته اش حرف بزند... چیزی که برایم جالب بود نوشته های آقای شهربانویی هست... که در گفته های ایشان بنده هیچ واژه بازاریابی ندیدم فکر کنم که ایشان لیسانس ادبیات فارسی داشته باشند چرا که شعر نوشته اند و چند خط هم از ادبیات فارسی اول دبیرستان کپی کرده اند...
      آقای شهربانویی لطفا در حوزه رشته تحصیلی تان اظهار نظر دهید... ***...
      و همیشه کسانی که پربار هستند قدردانی می کنند و کسانیکه شخصی و سطحی و رویکرد پارادایمی خودشان را فقط می بییند این طوری اظهار نظر می کنند...
      من همیشه به خاطر وجود پرشکوه و پر برکت استادپدر حیدرزاده به درگاه خداوند شکر می کنم...
      در نهایت امیدوارم که نقدها به دور از سوگیری شخصی باشد...
      با نهایت احترام و ادب- افشین رهنما دانشجوی بازاریابی

  2. با سلام من تاکنون افتخار ملاقات حضوری با جناب دکتر حیدرزاده را نداشته ام، اما یکی از بستگانم دانشجوی ایشان در دانشگاه علوم و تحقیقات هستند. اوصاف نیکی از ایشان شنیده ام که قطعا به حق است.
    با تمام ارادتی که به ایشان دارم اما لازم میدونم چند مورد رو یادآور بشم. تقریباً ۲۰ جلد از کتاب های ترجمه شده توسط ایشان را از روی کنجکاوی و جذابیت عنوان کتاب گذرا مطالعه کرده ام، با وجود با ارزش بودن تمامی این کتاب ها آرزو می کردم که ای کاش این کتابها به فارسی ترجمه نمی شد. دلیل هم این است که تمامی این کتاب ها برای دانش پژوهان دانشگاهی در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و حتی دکتری تالیف شده بود، اما با ترجمه این آثار ارزشمند و با وضعیتی که در دانشگاه ها شاهدیم، می بینیم که بسیاری از دانشجویان به خواندن کتابهای ترجمه شده بسنده کرده اند و به همین خاطر درک مطلب متون تخصصی انگلیسی بسیار برایشان دشوار است. از طرف دیگر می بینم در برخی موارد دانشجو به اصرار مدرس و به عنوان تنها منبع درسی مکلف به خرید کتابهای تخصصی ترجمه شده می شود که با کمال ارادتی که دارم معتقدم این کار پسندیده نیست و هدف فروش بیشتر کتاب در اولویت قرار می گیرد. اما از طرف دیگر ترجمه کتب کم حجم مدیریتی برای مدیران و دست اندرکارن حوزه بازاریابی (نه دانشجویان) را بسیار می پسندم. چون میبینم که این طیف از عزیزان در جنبه هایی نیاز به بروز شدن دارند و از طرفی فرصت و روحیه حضور در کلاس های درس را ندارند.
    ارادتمند همگی دوستان هستم

  3. جناب آقای دکتر با عرض سلام
    زحمت شما در زمینه معرفی علمی بازاریابی مد واقعا جای تشکر دارد. ضمنا دوستانی که به این موضوع علاقمند هستند می توانند به مقاله تحقیقی که اینجانب در سال ۸۸ در مجله توسعه مهندسی بازار نوشتم مراجعه کنند. هنوز هم قابل استفاده است.

  4. سلام جناب حسینی سود کتاب بسیار ناچیز است اصلا نقد شمارا دوست نداشتم کتابهای ارزشمند باید ترجمه شود داشنجویان فکری برای خودشان کنند این دست کتابها برای یاری رساندن به مدیران کسب و کارهاست و کمک به علمی کردن بازار
    دانش به تنهایی و بدون بینش برای در کوزه خوب است .

    1. جناب باباخانی من فکر می کنم که شما دیدگاه من را با تعمق مطالعه نفرموده اید. من افتخار تالیف دو کتاب با دکتر محمدیان را داشته ام، بخوبی واقم که سود تالیف کتاب نه تنها ناچیز نیست که اگر دست قلم زده باشید بسیار هم پر سود است. در ایران نمونه واقعی این ادعا، کتاب تئوریهای مدیریت دکتر ونوس و آقای پرچ یا کتاب بیشعوری است که جای میخواندم تا کنون ۱۰۰ هزار نسخه از آن تا کنون به فروش رسیده است. در بین الملل نیز به مجموعه هری پاتر، ارباب حلقه ها، کتابهای برایان تریسی و ناپلئون هیل، بازی و تاج و تخت و بسیار دیگر می توان اشاره کرد.
      در این که ما باید الگو برداری کنیم از نمونه های موفق بین المللی کاملاً درست است، اما نه با ترجمه کتاب ارزشمند. ما (دانش پژوهان، کارشناسان، مدیران و دست اندر کاران بازاریابی) باید استانداردهایمان را بالا ببریم و این کتابهای ارزشمند را انگلیسی بخوانیم. جناب دکتر حیدرزاده از بزرگان بازاریابی در حوزه دانشگاهی هستند، هیچ جسارتی به جایگاه ایشان و دیگر اساتید نیست. اما من (من به عنوان کوچکترین عضور بازاریابی ایرانی) انتظار دارم که کتابهای تالیفی در حوزه بازاریابی ایران بیشتر شود و به امید خدا اساتید ما هم کتابهای انگلیسی زبان برای جامعه بین الملل تالیف کنند.
      ارادتمند همگی دوستان

      1. دکتر حیدر زاده در جایی از مصاحبه فرمودن که دنیای اسلام برای بازه از زمان مجبور به ترجمه کتابهای مکاتب غربی شد، اما به مرور زمان این دنیای اسلام نیز خود را به دنیای غرب تحمیل کرد به طوری که آنها نیز مجبور به الگوبرداری و ترجمه آثار اسلامی شدند. اگر به گزارشات یورو مارکت دسترسی داشته باشید متوجه خواهید شد که برداشت خارجی ها هنوز هم با واقعیت بازار ایران فاصله دارد. در مثال تازه تر چند روز پیش گزارشی از شرکت مشاوره بین الملی رولندبرگر به دستم رسید (این شرکت چهارمین شرکت بزرگ مشاوره در دنیاست) اما در این گزارش آنها تعداد شعب فروشگاه های رفاه را ۱۶۸ عدد اعلام کرده بود، درحالی که تعداد شعب این مجموعه ۲۱۵ عدد است. فکر کنم منظورم رساندم

        1. جناب عزیزی

          سلام،
          ضمن اینکه کلیت فرمایش شما متین و درسته اما در زمینه صنعت فشن (مد) و کسب و کارهای لوکس در هیچکدام هنوز کارهای ترجمه ای هم به اندازه کافی وجود نداره و شروع ترجمه رو می بایست به فال نیک گرفت. به ویژه با توجه به تغییرات آتی در فضای اقتصادی کشور
          دوری از فضای اقتصاد جهانی این مشکلات که شما فرمودید رو ایجاد کرده و راه درمان هم ورود مجدد به فضای اقتصاد جهانیه

      2. با سلام و احترام حضور جناب آقای جواد حسینی
        خواستم عرض کنم که مثل آقای باباخانی که نظر حضرتعالی را قبول ندارند بنده هم قبول ندارم...
        بنده سئوالی از حضرتعالی می پرسم... اینکه در یکی از حوزه ها کتاب به زبان فنلاندی نوشته شده بود... که این کتاب در یکی از معتبرترین ناشرهای دنیا به زبان انگلیسی ترجمه گردید... آیا کار آنها هم اشتباه بود؟...؟!!؟!!
        و همچنین معتقدم که در این مورد کاملا بی انصافانه نظر دادین چرا که بلد بودن زبان انگلیسی علم نیست بلکه هنر می باشد استاد پدر حیدرزاده با ترجمه کتابها به ما دانش و آگاهی می دهد... پس...
        و اینکه ما هر روز چقدر زمان می گذاریم برای مطالعه: برای مثال..... خوب در این زمان ما کتاب انگلیسی بخونیم به دانش مان اضافه می شود یا ترجمه؟...
        مطمئنا جواب حضرتعالی این هست خوب زبان یاد می گیرند و رفته رفته انگلیسی را مثل فارسی می فهمند... که اگر جواب و ادله حضرتعالی این باشد من باز قبول ندارم... چرا که کسی که می خواهد انگلیسی را مثل فارسی درک کند باید چندین و چندین سال فشرده وقت بزارد که این کار را دانشجویان گرایش های مختلف زبان انگلیسی انجام می دهند...
        و جناب آقای حسینی از اینکه نظر بنده با حضرتعالی در حوزه ترجمه کتاب هایی که از طرف تمام اساتید بزرگوار در همه زمینه ها انجام شده و این نهضت ترجمه را شما قبول ندارید و نظر بنده با شما کاملا پارادوکسیکال هست دلیل بر تعبیر منفی از طرف شما نباشد چرا که بنده اولین بار بازاریابی را توسط ترجمه های ارزنده جناب آقای بهمن فروزنده (اصول بازاریابی... پروفسور کاتلر و آرمسترانگ و مدیریت بازاریابی... پرفسور کاتلر پدر بازاریابی دنیا) و مطمئنم که جناب آقای بهمن فروزنده به خاطر ترجمه ۲ کتاب ارزنده خدمت خیلی بزرگی به علم و دانش و صنعت بازاریابی کشور کرده اند که به نوبه خودم تشکر ویژه دارم و خودم را همیشه شاگرد جناب آقای فروزنده می دانم...
        و با توجه به توضیحات فوق می خواهم عرض کنم که ترجمه های استاد پدر حیدرزاده و سایر اساتید بزرگوارمان خدمت بزرگی هست به تمامی علم در تمامی حوزه ها...
        و اینکه جناب آقای حسینی من به زبان کشورم فارسی افتخار می کنم و دوست ندارم که زیر این فرهنگی که شما باور دارید کم رنگ تر شود...
        و مثال مصداقی آخر اینکه: کتاب رفتارمصرف کننده تالیف پرفسور سولومون در سال ۲۰۰۷ تالیف شده که اون موقع هیچ دانشگاهی در سطح کشور این کتاب را منبع درسی برای درس رفتار مصرف کننده اعلام نمی کردند که پس از ترجمه این کتاب حجیم توسط استادپدر حیدرزاده اکثر دانشگاه های سراسری و آزاد این کتاب ترجمه شده فارسی را به عنوان منبع اصلی ارشد و دکترا و همچنین امتحان جامع دکترا معرفی می کنند... جناب آقای حسینی اگر کمی منصف باشیم در حوزه رفتار مصرف کننده تغریبا ۶ کتاب ترجمه قوی داریم که ترجمه های استادپدرحیدرزاده ۱- مون و مینور ۲- سالمون جز ترجمه های خوب و علمی و قوی می باشد که هم دانشگاه ها و صنعت استفاده می کنند...
        بنده معتقدم که رشته بازاریابی رشته ای وارداتی می باشد و مال غربی ها می باشد و دقیقا با فرهنگ و سبک بازار و صنعت غربی نوشته شده است... پس اگر کسی از ۱۰۰ نفر بتواند خوب درک کند اون وقت مثل غربی ها عمل می کند آن هم در صنعت و بازاری که متفاوت هستیم...
        رشته بازاریابی کاملا وارداتی هست... و باید ترجمه شود... و جوابیه ای که برای آقای باباخانی نوشته اید را هم خواندم که ربطی به موضوع نداشت... فقط یک مورد مثال مصداقی بود... با یک مورد نباید استقرایی قضاوت کرد...
        در نهایت از تمام اساتیدمان که زحمت می کشند و تالیفات انگلیسی را به فارسی ترجمه می کنند تشکر و قدردانی می کنم...
        و احتمالا نوشته های بنده کلی نقد دارد و یکی از این نقدها هم این باشد که چرا استادپدر نوشته اید...
        بنده همیشه معتقدم اعمال بلندتر از کلمات حرف می زنند استاد حیدرزاه در علم بازاریابی بیشترین اثر را در سطح کشور دارد و معتقدم پدر بازاریابی ایران استاد حیدرزاه می باشد به این دلیل همیشه معتقدم استادپدر حیدرزاده... یعنی پدر بازاریابی کشور... و البته نظر شخصی بنده می باشد که پشتوانه اش زحمات، دانش و آثار استادپدر حیدرزاده می باشد...
        با نهایت احترام- افشین رهنما دانشجوی بازاریابی

        1. با سلام
          بنده هم کاملا با نظر آقای افشین رهنما کاملا موافقم... آقای رهنما ممنون از لقب خوبی که به استاد حیدرزاده دادید. واقعا برازنده استادی مثل دکتر حیدرزاده پدر بازاریابی هست..
          دکتر حیدرزاده از نظر من الماسی است که در رشته بازاریابی وجود دارد و من همیشه از خدا بخاطر داشتن چنین الماسی شاکرم..

          دکتر حیدرزاده یکی از اساتید ارزشمند می باشد که هر چه بگوییم کم گفته ایم. به قول جناب آقای رهنما اعمال دکتر حیدرزاده نشان از بزرگی ایشان است و نیازی به تعریف نیست..
          ترجمه کتاب زحمت فراوانی دارد و دکتر حیدرزاده با تمام تلاش سعی کرده کتاب های جدید و تخصصی حوزه بازاریابی را برای افرادی مانند ما ترجمه کنند تا در حقیقت به افرادی مثل ما کمک نمایند که درک درستی از رشته خود داشته باشیم...
          واقعا لقب استاد پدر دکتر حیدرزاده لقب بسیار خوبی است ..
          با تشکر
          نجفی- دانشجوی بازرگانی- بازاریابی

  5. در رشته طراحی لباس در دانشگاههای ما هیچ سیلابس درسی که حتی یک مقدار به حوزه بازاریابی و برند نزدیک باشد وجود ندارد. البته وقتی در رشته هایی نظز گرافیک چنین خلایی وجود دارد دیگر جایی برای گله نمی ماند. ولی همانطور که می دانید این روزها الفبای بازاریابی از لازمه های هر رشته کاربردی است. امیدوارم جناب اقای دکتر حیدرزاده و ناشران با دانشگاه های هنر، الزهرا و شریعتی و .... تعاملاتی داشته باشند تا این کتاب به دست دانشجویان این رشته برسد که وقتی وارد بازار کار می شوند کمی و شاید کمی کمتر سرگردان بمانند. این یک دلنوشته از یک فارغ التحصیل این رشته است که سالها در صنعت پوشاک به در و دیوار کوبید و اخر هم سر از جامعه شناسی و یازاریابی درآورد. و دلم می سوزد که می بینم هنوز دانشجویان این رشته با اینکه امکاناتشان با زمان ما قابل قیاس نیست پس از فارغ التحصیلی همان مسیر ۱۵ سال پیش من را طی می کنند. من واقعا از اهالی علمی وادی بازاریابی تقاضا دارم که رشته های کاربردی را دریابند. و فقط دانشجویان مدیریت را هدف نگیرند. لطفا!

    1. سرکار خانم بیدگلی

      سلام،
      نمی دانستم سرکار در زمینه طراحی لباس تحصیل فرمودید گمان می کردم به سبب شغلتان گرافیک خوانده باشید.
      فرانسیس کرنر رییس کالج فشن لندن می گه: "اگر بپذیریم که فشن نیازمند اکوسیستم است، هر اکوسیستمی نیازمند شهری برای بقا است. تنها در آنجاست که فشن مخاطب خود را پیدا می کند و به منابع برای نگهداشت مخاطب دسترسی پیدا می کند. خلاقیت و همت بلند فردی، به تنهایی به درون این لایه شهری راه پیدا نمی کند. یک اکوسیستم فشن نیازمند گستره ای از فروشندگان، فرهنگ جوان قوی، موزه ها، گالریها، و سایر موسسات فرهنگی است. همچنین این اکوسیستم نیازمند طراحان، سبک پردازان ، رسانه ها، مجلات، روزنامه نگاران، سردبیران، مدنویسان و بلاگرهای آنلاین، و عکاسان حرفه ای است. همچنین این اکوسیستم نیازمند استعدادهای طراحی، بازار پردازان ، تولیدکنندگان بزرگ و کوچک پوشاک، و تولید منسوجات متنوع و نوآورانه است. در نهایت این اکوسیستم نیازمند مصرف‌کنندگانی است که دارای این انگیزه باشند که خود را از انبوه جمعیت متمایز کنند و نوجو و پیشتاز باشند. "

      وجود حداقلی گرایش طراحی لباس در الزهرا و دانشگاه هنر و دانشگاه علم و هنر آن هم با سرفصلهای قدیمی و بدون اتصال به دنیای مد راهی به جایی نمی بره. اما مساله مثبت اینه که اجزای تشکیل دهنده اکوسیستم فشن در ایران در حال شکل گیری هستند و در سالهای اخیر با رشد بسیار بیشتری نسبت به گذشته حرکت می کنند.

  6. جناب مهندس سرفرازیان
    با سلام
    فرمایشتان درست و دقیق است که این روزها به مدد شبکه های اجتماعی و دنیا مجازی ابزار بیشتری در دست طراحان است و ولی هنوز هم کار تیمی در این زمینه کم دیده می شود و خود طراح یک تنه از خرید پارچه تا سر و کله زدن با مدل ها و عکاس و ... و دست آخر مشتریان را بر عهده دارد. و در بخش بزرگتر صنعت هم مشکلات پیچیده تر برندسازی که شمابیشتر آگاه هستید. ولی طبق فرمایش شما نکته مثبت عوض شدن سبک زندگی و دیدگاه نسبت به این مقوله است که راه را برای این صنعت باز کرده و کم کم تکه های این پازل کنار هم می نشینند.
    ( در مورد من هم اگر مرحوم نادر ابراهیم ابوالمشاغل بودند، بنده راه ایشان را طی کرده و ام المشاغل شده ام که حتی مرمت آثار باستانی را هم در پیشینه خود دارم!!!)

  7. با سلام به تمامی عزیزان....

    دکتر حیدرزاده یکی از اساتید بسیار گرانقدرم است که بدون شک اگر فردی با ایشان یک واحد درسی را پاس کرده باشد به ارزش وجودی ایشان پی میبرد. ایشان جزء معدود افرادی است که در حوزه بازاریابی کتابهای ارزشمندی از جمله کتاب بازاریابی مد را نوشته است. این کتاب را خوانده ام بسیار کتاب عالی ای است و از استاد عزیز و گرامی خود جناب دکتر حیدرزاده بخاطر این کتاب تشکر میکنم.

    اگر بگویم دکتر حیدرزاده گنجی است که در رشته بازاریابی است دروغ نگفتم و چه خوب است که همه افرادی که اهل علم به خصوص علم بازاریابی هستند حداقل با خواندن کتاب ها و نگاه کردن به سمینارهای ایشان کمی در خود سطح آگاهی ایجاد نمایند در واقع با این کار به خود نه فردی دیگر کمک کرده ایم:
    در طی مدتی که افتخار شاگردی و کار با دکتر حیدرزاده برایم فراهم شد، مطالب ارزشمندی از شخص ایشان فرا گرفتم که بزرگترین درس، درس اخلاق، تواضع، فروتنی، بزرگ منشی، و ...... بود. این را واقعا تجربه کردم..

    روزی در کنار کشتزاری از گندم ایستاده بودم؛ خوشه هایی از گندم که از روی تکبر سربرافراشته و خوشه های دیگری که از روی تواضع سر به زیر آورده بودند، نظرم را به سوی خود جلب نمودند و هنگامی که آن ها را لمس نمودم، بسیار تعجب نمودم؛ خوشه های سربرافراشته را خالی از دانه و خوشه های سر به زیر را پر از دانه های گندم یافتم. با خود گفتم در کشتزارزندگی چه بسیارند سرهایی که بالا رفته اند اما در حقیقت خالی اند! و کسانی که پر از خرد و دانش هستند اما متواضعانه سر به زیر دارند.
    بی شک دکتر حیدرزاده یکی از همین خوشه های سر به زیر است که درنزدیکی ما شاید باشد ولی افسوس که بعضی از ما شاید نتوانیم آنطور که شایسته است قدر چنین افرادی را بجا آوریم.. . تا فردی با ایشان کار نکرده باشد و شاگرد ایشان نباشد شاید درک جملات من برایش کمی دشوار باشد.
    یکی از بزرگترین آرزوهای من اینه که روزی همه مثل دکتر حیدرزاده بشن....حتی خودم

  8. باسلام ،
    من خیلی خوشحالم از اینکه شاگرد دکتر حیدرزاده هستم در طول تحصیل مطالب ارزنده از استاد یاد گرفتم نه تنها در فعالیت های دانشگاهی و بازاربی بلکه در زندگی شخصی من هم کاربرد داشته واز آن بهره برده ام باید یاد آوری بکنم سبک درس دادن استاد واقعا دل سوزانه بوده و حتی سبک مدیریتی و دانش ایشان بی نظیر بوده وحتی فراتر از کار کلاسی همه دانشجویان را به سمتی هدایت کرده از جمله پژوهش رایج روز دنیا و کتابهای تازه را استخراج نموده و معرفی و یاد می دادو کمتر کسی را دیدم چنین روشی را پیش کرفته باشد و این امر از وجدان کاری و رسالتی که بعهده داشته نشات میکرد به نظر بنده جامعه علمی ایشان را بعنوان چهره ماندگار بایستی معرفی می کردند و دوست عریزم آقای رهنما خیلی خوب حق مطلب را ادعا کرده دکتر حیدر زاده را پدر علم بازار یابی ایران خطاب کرده نه اینکه انتقادهای و نقدهای مغرضانه در حق ایشان روا می دارند آیا کسی را دراین حوزه سراغ دارید بیش از ۴۱کتاب ترجمه کرده باشد ؟ دوستانه این شرط انصاف نیست مقام مقدس معلم را چنین پاس بداریم البته من زحمات سایر اساتید را نادیده نمیگیرم واز آنان نیز قدردانی میکنم در صورتیکه می توانید شخصی را زیر سوال ببرید در حد و اندزاه آن فرد باشیم دوست ****** زمانی حرف تو درست است حداقل یک کتاب در این حوزه ترجمه و تالیف کرده باشید معرفی کن تا استفاده بکنیم و حتما کتاب بابزرگان بازاریابی ایران با مقدمه جک تراوت و مولف امیر حسین نوریان انتشارات ایده خلاقیت را مطالعه فرمایید، که در تابستان امسال رونمائی شد سخن را به بیراهه نبرم من بنوبه خودم مصداق حدیث من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق از آقای دکتر حید زاده تشکر و قدردانی میکنم و حرف زیادی در مورد دکتر حیدرزاده و سایر اساتید داشته ام که دراین مجال نمی گنجد بعدا انشالله .

  9. با سلام و احترام.
    متاسفانه من شخصاً دانشجوی استاد نبوده ام اما در برخورد هایی که با ایشان داشتم متوجه شدم که لقب پدر بازاریانی برازنده استاد است.چراکه علاوه بر مسائل علمی‌ و کتاب های بسیار مفید و روانی که از ایشان تحت عنوان تالیف یا ترچمه به چاپ رسیده ،ایشان با تمام دانشجویان خود همانند یک پدر دلسوز و حامی‌ رفتار می کنند و این نوع رفتار در بسیاری از اساتید به طور کلی‌ وجود ندارد.فکر می‌کنم جمله درخت هر چه پربار تر افتاده تر در مورد استاد کاملا مصداق داشته باشد. بسیار خرسندم که رشته تحصیلی من چنین نوابغی را در خود جای داده است و مطمئن هستم که همه دوستان به این امر واقف اند که امثال استاد حیدرزاده در جامعه دانشگاهی ما به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسد. با سپاس فراوان و آرزوی موفقیت‌های روز افزون برای استاد بزرگوار

  10. با سلام و عرض ارادت حضور استاد بزرگوارجناب آقای دکتر حیدرزاده
    بنده مقطع کارشناسی, ارشد و دکترا رو در دانشگاه های معتبر سراسری مثل دانشگاه تهران گذرانده ام... و تا حالا افتخار آشنایی با استاد حیدرزاده را نداشتم اما اسم بزرگ ایشان را همیشه با افتخار و به عنوان استاد فوق العاده علمی در ذهنم تداعی شده است چرا که کتابهای ایشان مانند رفتار مصرف کننده و پژوهش های کیفی در رفتار مصرف کننده جز کتابهایی بود که در دوران دکترا به عنوان منبع اصلی در دانشگاه برای ما معرفی شده بود...
    به نظر بنده دکتر حیدرزاده برند اصلی بازاریابی کشور می باشد و افتخار بازاریابی کشور می باشد و امیدوارم که بتوانم از وجود ایشان استفاده کافی و لازم رو ببرم و بخصوص از ترجمه بی نظیر کتاب رفتار مصرف کننده تالیف مون و مینور...
    در یک کلمه من شخصیت استاد حیدرزاده را به آقای عادل فردوسی تشبیه می کنم که آقای فردوسی پور با سن کم شان بهترین و اولین برند گزارشگر فوتبال ایران را دارند و رهبر بازار گزارشگری فوتبال ایران می باشند که استاد حیدرزاده هم در مقایسه با سایر اساتید با سن کم شان اولین و بهترین برند بازاریابی ایران می باشند و می توان گفت که استاد حیدرزاده در حوزه آکادمیک بازاریابی در کشور، رهبر بازار می باشند و به نظر می رسد که در آینده می توان استاد حیدرزاده را به عنوان پدر بازاریابی ایران خطاب کرد...
    در نهایت آرزو می کنم که دانش بازاریابی در کشورمان یشتر کاربردی و عملی شود تا با اتکا بر علم بازاریابی بتوانیم بر توسعه صنعت و رونق اقتصادی کمک کنیم...
    با احترامات وافره

  11. باسلام ،
    در خدمت جناب آقای دکتر حیدرزاده بودن برای اینجانب مایه مباهات است. در طول سالهای تحصیل، مطالب ارزشمندی را از استاد یاد گرفتم. این مباحث نه تنها در فعالیت های دانشگاهی و بازاریابی، بلکه در زندگی شخصی بنده نیز کاربرد داشته و از آن درجهت ارتقاء و پیشرفت، بهره های فراوانی را برده‌ام. سبک تدریس استاد بسیار دلسوزانه بوده و در کنار دانش و نوع مدیریت بکار گرفته شده، به نحویکه در اکثر اوقات فراتر از کار کلاسی است، و دانشجویان را در سایر علوم مورد علاقه، تشویق به تحقیق می نمایند. ایشان با ایجاد انگیزه در سایر مسیرها از جمله پژوهش‌های رایج روز دنیا و کتابهای تازه منتشر شده هدایتگر راه دانشجویان هستند. به نظر اینجانب، جامعه علمی می‌بایست ایشان را بعنوان چهره ماندگار معرفی نمایند. در این خصوص دوست عزیزم، آقای رهنما بسیار شایسته حق مطلب را ادا نموده‌اند. جناب آقای دکتر حیدر زاده را می‌بایست پدر علم بازار یابی ایران خطاب نمود. البته زحمات سایر اساتید نیز بسیار ارزشمند بوده و از آن بزرگواران هم تقدیر می نمایم. اما با توجه به اینکه استاد با مطرح کردن برندهای داخلی، و تشویق سرمایه‌گذاران به حرکت به این مسیر به نوعی، نسبت به ارزش‌گذاری است و می‌بایست از اقتصاد مقاومتی گام‌های موثری را برداشت. بنده با نظر استاد گرامی مبنی بر اینکه (ما ایرانیان در هر صنعتی از رقابت گریزانیم و بدون برنامه در بازاریابی عمل می کنیم) موافقم. اینکه ما باید در هر صنعتی که هستیم با بزرگان آن صنعت چه داخلی و چه خارجی آشنا و آنها را به عنوان یک الگو در نظر بگیریم و ببینیم که چه کار کرده اند تا به اینجا رسیده اند؛ ببینیم کجای صنعت قرار گرفته‌ایم و با برنامه ریزی مناسب به جایگاه های والاتر بیندیشیم. آﻣﺎرﻫﺎ و ارﻗﺎم اراﺋﻪ ﺷﺪه در ﺳﺎلﻫﺎی اﺧﻴﺮ، ﺑﻴﺎن ﻛﻨﻨﺪه اﻫﻤﻴﺖ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬاری در ﺑﺨﺶ ﭘﻮﺷﺎک و ﻣﻴﺰان ﺳﻮددﻫﻲ ﺑﺎﻻی اﻳﻦ ﺻﻨﻌﺖ ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ روﻧﺪ رو ﺑﻪ رﺷﺪ ﭘﺪﻳﺪه ﻣﺪ در ﻛﻞ دﻧﻴﺎ، ﻳﻜﻲ از روشﻫﺎی دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ روﻧﻖ در ﺻﻨﻌﺖ ﭘﻮﺷﺎک ﻛﺸﻮر و اﻳﺠﺎد ﺗﻮان رﻗﺎﺑﺘﻲ ﻣﺤﺼﻮﻻت آن ﺑﺎ اﻧﻮاع ﺧﺎرﺟﻲ، ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮع "ﻣﺪ" ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻮﺗﻮر ﻣﺤﺮک اﻳﻦ ﺻﻨﻌﺖ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. پس به نظر من بهتر است در هر صنعتی برای دست یابی به موفقیت در کنار تجربه به مطالب دانشگاهی نیز توجه شود. و در این راه جناب آقای دکتر حیدرزاده به حق، خدمت بزرگی را به جامعه دانشگاهی کشور مبذول داشته اند. پس بهتر است برای موفقیت بیشتر میان صنعت و دانشگاه پیوند محکمی ایجاد شود تا با دست یافتن به خود باوری بتوانیم در کنار رقبای خارجی خود، حرفی برای گفتن داشته باشیم.

  12. در جهان‌ هر کار خوب‌ و ماندنی‌ است‌
    ردپای‌ عشق‌ در او دیدنی‌ است‌

    با سلام و عرض ادب خدمت تمامی دوستان
    بنده هیچوقت سعادت شاگردی استاد حیدرزاده را نداشته ام ولی جای بسی خرسندی و شگفتی است که در برهه قحطی و وانفسای علوم "به روز" بویژه در عرصه علم و دانش بازاریابی اساتید نادری چون ایشان زندگی خویش را وقف ترجمه آثار بزرگان دیگری در این عرصه آن هم نه تنها در اصول بازاریابی بلکه در جای جای دیگر پایه های بنیادی آن همچون "رفتار مصرف کننده "، "تحقیقات بازاریابی"، "جامعه شناسی مصرف" و ... نموده اند و جا دارد که من بی بضاعت حتی اندک از همه اینها اما به نوبه و باندازه همان سهم اندک خود، سپاسگزار و قدردان آن باشم .
    ترجمه چهل جلد ازکتب برترین اندیشمندان علم بازاریابی توسط ایشان زمانی حادث می شود که متاسفانه بسیار هستند در بین اساتید بازاریابی کسانی که در مجموع چهل تا کتاب مرتبط با علم بازاریابی مطالعه نکرده اند. پس اگر در بضاعتمان نمی گنجد کاری از این دست چون من فرصت را غنیمت شمرده و عرض کنیم: "استاد خدا قوت"

  13. با سلام و احترام
    اینجانب دانش آموخته مدیریت بازرگانی از دانشگاه بین المللی استانبول می باشم و با تمام وجود می توانم ادعا نماییم
    که بنده علم بازاریابی را از طریق استاد حیدرزاده یعنی آثار ایشان شناختم و علاوه بر این اساتیدمان در استانیول وقتی
    از علم بازاریابی از کشورمان صحبت می کردند از استاد کامبیز حیدرزاده با احترام و فرد بسیار علمی یاد می کردند
    که این باعث غرور و افتخار بنده می شد. جا دارد از زحمات این استاد عالیقدر که بزرگترین و بهترین سرمایه علم بازاریابی
    کشور می باشند تشکر کنم . و خودم را همیشه شاگرد ایشان می دانم.

  14. با سلام....
    جناب آقای شهربانویی، به فراخور شعر و نثر زیبای شما پاسخی از حضرت حافظ خواهم نوشت، امیدوارم مقبول و راه گشا واقع شود......
    عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
    که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
    من اگر نیکم گر بد تو برو خود را باش
    هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
    همه کس طالب یارند چه هشیار چه مست همه جا خانه عشقست چه مسجد چه کنشت
    سر تسلیم من و خاک در میکده ها
    مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
    نا امیدم مکن از سابقه روز ازل
    تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت
    نه من از پرده تقوا به در افتادم و بس
    پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
    بر عمل تکیه مکن خواجه که در روز ازل
    تو چه دانی قلم صنه به نامت چه نوشت
    گر نهادت همه این است زهی پاک نهاد
    در سرشتت همه آن است زهی پاک سرشت
    باغ فردوس لطیف است ولیکن زنهار
    تو غنیمت شمر این سایه بید و لب کشت
    حافظا روز ازل گر به کف آری جامی
    یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت

  15. بِسْم الله الرحمن الرحیم
    خداوند در سوره ال عمران در دو آیه می فرمایند:
    تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ(٢۶)
    ودر انتهای آیه ٣٧ می فرمایند:
    إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَآءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ‏(٣٧)
    این دو آیه از قرآن مصداق واقعی افرادی چون جناب اقای دکتر حیدرزاده بزرگوار میباشند که با لطف خداوند و البته تلاش های بی وقفه خودشان به جایگاه کنونی و توفیق ترجمه ۴١ اثر بسیار بسیار ارزشمند نائل شده اند، هر چند که مقام استادی به خودی خود مقامی شامخ و قابل ستایش است اما آقای دکتر حیدرزاده علاوه بر جایگاه علمی بسیار برجسته با دارا بودن ویژگی ها و فضائل اخلاقی متمایز در دنیای بازار یابی کشور عزیزمان و حتی فراتر از این مرزو بوم به استادی بینظیر و بی بدیل تبدیل شده اند که با کوشش های بی دریغ، افراد بسیار ارزشمندی را برای آینده دنیای کسب و کار و دانشگاه ها پرورش داده اند، ای کاش همه ما کمی قدردان زحمات تمام اساتید دلسوزی که با تمام قوا برای دانشجویان و اعتلای علمی جامعه، خالصانه و به دور از هر گونه منافع شخصی بی وقفه تلاش می کنند باشیم.
    وعرض آخر اینکه، آقای دکتر برای ترجمه این ۴١ منبع ارزشمند از شما استاد بزرگ تشکر کرده خسته نباشید می گم، و بابت زحمات بی دریغ و انگیزه و اشتیاقی که برای فراگیری علم به تمامی دانشجویانتان میدهید از شما تشکر می کنم، امیدوارم همواره سرافراز و سلامت باشید تا افراد بسیاری از وجود ارزشمند شما بهره مند شوند.......

  16. هوالحکیم
    با عرض سلام و ادب
    اینجانب نیز به عنوان دانشجوی رشته مدیریت بازاریابی مثل اکثر عزیزانی که کامنت گذاشته اند اعم از اساتید بزرگوار(دکتر محمدیان) یا داشجویان این رشته، به حد بضاعت علمی خودم کتابهایی در این حوزه مطالعه کرده ام. با عنایت به کمیت و کیفیت کم آثارمنتشر شده در این حوزه، به حق اثرات ترجمه شده استاد معظم جناب آقای دکتر حیدرزاده( اعم ازتحقیقات بازاریابی مالهوترا، رفتار مصرف کننده سالمون و ... ) اگر نگوییم بی نظیر، کم نظیر است.
    مزید استحضار خوانندگان محترم اینجانب متاسفانه تا کنون سعادت حضور در مکتب استاد را نداشته ام ولی امیدوارم بتوانم به حد وسع خود از محضر ایشان بهره مند شوم.
    در ضمن منطق حکم می کند دوستانی که منتقد استاد می باشند، زمانی نقد آنها منصفانه خواهد بود که بتوانند ارائه ای - هر چند اندک - در این حوزه داشته باشند.
    پیشاپیش از تمامی سروران گرامی بابت اطاله ی مطالب و تصدیع پوزش می طلبم .
    گل گفت اگر دستـــگهی داشتمی بگریختــــمی اگر رهی داشتمی
    با بی گنهی چنین مرا می سوزند ای وای به من گر گنهی داشتمی

  17. با سلام و عرض ادب
    با دیدن کتاب جدید استاد عزیز جناب دکتر حیدرزاده و مصاحبه ایشان بسیار هیجان زده و خوشحال شدم و مطمئنم که این کتاب هم مانند سایر کارهای ایشان برای قشر دانشجو و سایر اقشار جامعه مفید و روشنگر راه خواهد بود
    بدون شک حضور در کلاس دکتر حیدرزاده و بهره بردن از دانش و سواد ایشان برای من همواره یکی از افتخارات دوران تحصیلم خواهد بود.
    مسلما ترجمه متون غربی آکادمیک برای جامعه دانشگاهی کشور بسیار مهم است و دکتر حیدرزاده نقش بسیار مهم و پر رنگی در این راه و برای رشته بازاریابی که به قول ایشان رشته ای غربی است دارند.
    امیدوارم ما به عنوان شاگردان ایشان بتوانیم در آینده گوشه ای از زحمات این استاد گرانقدر را جبران کنیم

  18. بنام خدا
    عرض ادب و احترام حضور دست اندرکاران سایت کافه بازاریابی بویژه جناب آقای مجتبی محمدیان که فرصت را غنیمت شمرده و به مبارکی انتشار اثر جدید استاد بزرگوارم دکتر کامبیز حیدرزاده- کتاب بازاریابی مد، نوشته تیم جکسون و دیوید شاو با ترجمه استاد آقای دکتر حیدرزاده و خانم دکتر نایب زاده- با ایشان مصاحبه نموده اند تا برگ زرین دیگری به کتاب زندگی علمی موفق استاد اضافه نمایند.

    دوستان عزیز!
    سخنی دارم، اما با آنهایی احساس می کنند باید حتماً - حتی اگر نداشته باشند علم، تخصص و تعهد لازم را - خودی نشان دهند ، مصداق تکه سنگ و جام زرین.

    شاید از هر یک از ما در مورد ارزش علم و یاد گیری دانش بخواهند سئوال کنند، به احتمال زیاد حدیث معروف پیامبراسلام(ص) را بیان کنیم که فرموده اند: « دانش را فرا گیرید، گرچه در چین باشد. زیرا طلب دانش بر هر مسلمانی واجب است.»
    به سادگی می توان به اهمیت فرامرزی بودن، عدم محدویت پذیری و عدم انحصار علم و دانش در اسلام و جوامع بشری از دیدگاه پیامبر اسلام (ص) پی برد.
    بعلاوه این فرمایش بیانگر این مطلب است که بعضی از علوم ودانش ها در اقصی نقاط دنیا پراکنده بوده و ملل گوناگون از آن بهره مند هستند. بنابراین این حدیث بعنوان بهترین و معتبر ترین رفرنس برای هر دانش پژوهی است که در راستای اعتلای دانش بشری در زمینه های مختلف تلاش می نماید و الزام بهره برداری از دانش های مختلف، نیازمند آشنایی به زبان ملل و هنر بسیار ارزشمند ترجمه متون تخصصی است.

    این در حالی است که بعضی علوم معاصر همانند بازاریابی از علوم جدید بوده و به سرعت در مسیر رشد و بالندگی پیش می رود و کشورهای پیشرفته از پیشگامان این علم نوظهور هستند. لذا با عنایت به فرموده پیامبر اسلام(ص) از منظر فقدان محدودیت در کسب علم و دانش پژوهی، یکی از مهترین و ضروری ترین راههای استفاده از علوم معاصر و مدرن، تدبیر آگاهانه و اقدام لازم و مناسب نسبت به ترجمه منابع علمی به زبان کشور مقصد توسط متخصیص امین و متعهد است. این امر، علاوه بر نشان دادن تخصص مترجم در حوزه مربوطه، بیانگر عمق نگرش آگاهانه و دلسوزانه ی مترجم برای بالا بردن توان علمی، تجهیز و گسترش آگاهی اندیشمندان کشورش با اندیشه های اندیشمندان حوزه ی مربوطه در آنسوی مرزها است.
    خداوند را شاکرم که عنایت فرمود تا بنده از شاگردان مکتب استاد آقای دکتر کامبیز حیدرزاده بوده، باشم و خواهم بود. ایشان فارغ از اینکه بیش از ۴۰ عنوان کتاب ترجمه شده در حوزه تخصصی بازاریابی دارند، از مفاخر معاصر در حوزه بازاریابی و کسب و کار با تربیت شاگردان و متخصصین فعال در این حوزه هستند. ایشان از جمله افرادی هستند که در پیشبرد اهداف علمی و تربیتی، در نهایت سادگی، صادقانه و اخلاق مدار در خدمت دانشگاه و دانشجویان و حوزه بازاریابی کشور می باشند.
    صد البته کسی که این ادعا را می کند، خود محضر استاد را حضوراً درک نموده است. با اذعان به اینکه کتاب ارزشمند مدیریت بازاریابی پرفسور فیلپ کاتلر ترجمه استاد دکتر بهمن فروزنده، فصل نوینی را در حوزه بازاریابی کشور رقم زد، اما تلاش های جدی، مدبرانه و علمی استاد دکتر کامبیز حیدرزاده در شناسایی و گسترش هر چه بیشتر دیدگاههای علمی علمای معاصر بازاریابی دنیا و آثارشان در سایه نهضت ارزشمند ترجمه بهتر ین ها به جامعه بازاریابی ایران، بمثابه چتری مطمئن و تکیه گاهی قابل اتکا برای فعالان حوزه بازاریابی و کسب و کار کشورمان بعنوان منابع ارزشمند پارسی خواهند بودند.

    نکته مهمی که از دوستان دعوت می کنم به آن توجه داشته باشند، در اندیشه و رفتار علمی استاد حیدرزاده است. بنده که افتخار دانشجویی در محضر ایشان را داشتند به این نتیجه رسیدم که، ایشان فعالیت های خود را در اجتناب از استراتژی اقیانوس قرمز طراحی کرده و به اهمیت وجود اقیانوس بیکران آبی اشراف داشته و بدنبال کارهای ارزشمندی هستند که مورد نیاز جامعه ی در حال گذرمان به سمت توسعه یافتگی در بخش اقتصادی- بویژه حوزه کسب و کار و مدیریت بازار - است که نیازمند ایده ها، شیوه ها و اقدامات عملی است که مصداق بارز و اخیر آن ترجمه کتاب بازاریابی مد، نوشته تیم جکسون و دیوید شاو، توسط استاد ارجمندم دکتر حیدرزاده و خانم دکتر نایب زاده می باشد که انتشارات سیته آن را منتشر نموده است.

    درخاتمه، ضمن ابراز امیدواری برای توسعه همه جانبه کشورمان در همه عرصه ها، آرزوی موفقیت های روزافزون و سرافرازی استاد ارجمند و فرهیخته ام جناب آقای دکتر کامبیز حیدرزاده را از درگاه خداوند حکیم و علیم مسئلت نموده و سخن ام را با این جمله به پایان می برم:
    « اگر تکه سنگی، جام زرینی را بشکند، نه قدر و ارزش جام زرین کم می شود و نه بر بهای تکه سنگ افزوده می گرد .»
    شاگرد همیشگی استاد
    ایوب پورخسروی
    کارشناس ارشد مدیریت بازاریابی

  19. به نام خالق یکتا
    بنظر اینجانب نگارش کتاب در صورتی ارزشمند است که نویسنده مطلب جدیدی به علم اضافه کند یا مطالب دیگر را به طرز مناسبتر و کامل تر ارائه نماید و در غیر این صورت ترجمه کتب معتبر خارجی به مراتب ارزشمندتر از تالیف کتب ضعیف خواهد بود. با عنایت به اینکه علم بازاریابی در کشورمان عمر کوتاهی دارد ترجمه کتب خوب در این مورد بسیار با اهمیت است که جناب اقای دکتر حیدر زاده با فعالیت در این مهم نقش بسزایی در توسعه این شاخه از علم ایفا نموده اند

  20. اگر از نزدیک با دکتر حیدرزاده کار کرده باشید و یا دوره ای را گذرانده باشید به تفاوت شخصیت و دانش ایشان کاملا پی می برید.
    از نظر اینجانب ایشان بسیار انسان فرهیخته و پویایی هستند وانتقال دانش های جدید با ترجمه کتب ارزشمند سریعتر اتفاق می افتد. این کتابها باعث می شوند افراد بیشتری تحت تاثیر دانش جدید قرار گیرند.

    با تشکر

  21. با سلام و احترام
    من فکر میکنم که این پست در راستای معرفی کتابی بوده که دکتر حیدرزاده ترجمه کردن نه تعریف و تمجید یا خدای نکرده تخریب شخصیت ایشون.
    آقای دکتر حتما زحمات زیادی برای علم و دانش مارکتینگ این کشور کشیده اند ولی اینکه پدر می توان نامید ایشون رو یا نه، نظرتون کاملا شخصیه و البته قابل احترام.
    کتاب رو هنوز مطالعه نکردم که نقدی براش ارائه کنم ولی امیدوارم که به کار بیاد.

  22. با سلام خدمت حاضرین محترم در کافه
    احتراما به عنوان یک مخاطب عرض می کنم که در کافه برای اولین بار سطحی از انتقاد را دیدم که بسیار برایم ناراحت کننده بود. با وجود جلسات نقد تبلیغات هنوز هم از نبود نقد حرفه ای و عدم توانایی در شنیدن صحیح نقد در کمبود و فقر به سر می بریم. دلیل : اگر به توانایی های خود یا شخص دیگری اطمینان داریم باید بدانیم این اطمینان نسبی است و مطلق نیست و باید در آرامش و بدون تعصب بشنویم تا سازنده بودن نقد اتفاق افتد. اگر می گوییم نگرش یک فرد یا تبلیغ نامناسب است دلیل بر زیر ذره بین بودن ماهیت یا جایگاه مورد نقد شده نیست. آقای دکتر به عنوان یکی از اساتید مطرح قابل احترام هستند.
    جناب حسینی بنده با دید گاه حضرتعالی در مورد نهضت ترجمه در کشور کاملا موافق هستم و در تکمیل آن این که در علوم مختلف دارای عقب افتادگی دانش هستیم. مثال : بنده تا زمانی که در مقطع کارشناسی تحصیل می کردم تمامی دانشجویان هم رشته ای خودم را می دیدم که وابسته به کتب ترجمه بودند و چون ترجمه ها به زمان قدیم یعنی نزدیک به سی سال قبل میرسید دانش این رشته همیشه عقب بود و اساتید انگشت شماری می شناختم و هنوز هم از آنها اطلاع دارم که دانشجویان را با استفاده از متون اصلی آموزش می دادند و باعث می شد تا در آن زمینه به روز و نهایتا موفق تر باشند. بنابراین نهضت ترجمه باعث تنبل شدن متخصصان درهمه علوم می شود و این باعث می شود تا از نظر علمی از سطوح بین المللی همیشه عقبتر باشیم. از طرف دیگر دانش همیشه در سطح و حجم یک کتاب نیست که چاپ شود. از طرف دیگر مگر بازاریابی وابسته به علوم روز و بازارهای بین المللی نیست بنابراین اگر زبان غربی ها را ندانیم واقعا معرکه خواهیم بود. پس چطور می خواهیم برندهای بین المللی داشته باشیم. نکته مهم تر اینکه مطالعه این کتب در بین صاحبان صنعت نه تنها تاثیر مثبتی ندارد بلکه در آنها در برخی مواقع خودباوری از این گونه علوم ایجاد می کند که نتیجه آن تصمیماتی است که با توجه به مطالعات این گونه کتب درست به نظر می رسد ولی در واقعیت باعث آسیب به اینده تجارت در کشور خواهد بود. کپی برداری کورکورانه در اجرا رواج یافته و هر روز کلاف بیشتر در خود می پیچد. اما این جا مشکلی هم وجود دارد که نباید پنهان شود و آن هم اینکه تهیه کتب به روز خارجی در کشور ما به سختی امکان پذیر است و باید برای آن فکری اندیشید . به نظر بنده بهتر است آقای دکتر با توجه به توضیحات دوستانی که بهتر از بنده ایشان را می شناسند و اذعان بر توانایی و سابقه های درخشان ایشان دارند، بیشتر به سمت تالیف روی بیاورند. برای مثال در همین صنعت مد به نظرم همکاری این استاد ارجمند و ارزشمند کشور با تولید کنندگان و صاحبان برندهای ایرانی می تواند کتابهایی بومی شده و علمی ایجاد کند که مسلما در رشد این صنعت از کشور تاثیر فراوانی دارد. ما هنوز در اکثریت مشاغل کشورمان تعریف درستی از بازاریابی ایجاد نکرده ایم . کانو نهای تبلیغاتی ما در آگهی های خود و کاریابی ها در آگهی های استخدام به جای واژه فروشنده از بازاریاب استفاده می کنند. ببینید عمق این فقر علمی تا چه اندازه است. حال ترجمه کتب مناسب شاغلین را رها کنیم و کتب سطوح دانشگاهی را ترجمه کنیم.

  23. عرض سلام و احترام خدمت اعضا و خوانندگان محترم کافه بازار

    من به عنوان دانشجوی ارشد بازاریابی و عضو کوچکی از جامعه ی بازرگانی ایران,مفتخرم که از شاگردهای دکتر حیدرزاده هستم و خیلی خوشحالم چون افق دید من نسبت به این رشته با وجود ایشون خیلی باز شده.فقط اینو میتونم بگم که ای کاش ما مردم با فرهنگ ایرانی ترازوی اندازه گیریمون این نبود که اشخاص رو با میزان پولی که از کارشون درمیارن بسنجیم.من به شخصه اصلا به این فکر نمیکنم که با خرید یک کتاب چقدر پول قراره به جیب کسی بره.بلکه به عمق مفید بودن مطالب کتابها واین موضوع می اندیشم که من و امسال من اگر ترجمه ی کتابهای به روز بین المللی نباشه مجبوریم کتابها و دروسی رو مطالعه کنیم ,با موضوعات از رده خارج شده ی دنیا.کما اینکه این مسئله رو در دوران لیسانس تجربه کردم.۴سال دوران لیسانس رو در حالتی پشت سر گذاشتم که هر چه بیشتر پیش میرفت,من بیشتر احساس میکردم چقدر ما از قافله عقب هستیم و این فقط برای من نبود برای امسال من هم اتفاق افتاده.
    ایران ما و بازار ایران ما چطوری میتونه پیشرفت کنه و به روز باشه در حالیکه برای مثال یک دانشجو مجبوره کتابهای مربوط به دهه ی ۱۹۹۰ کشورهای دیگه رو مطالعه کنه و بعد هم با دانش ناچیز وارد بازار کار بشه؟؟معلومه که نه دانش ما رشد میکنه و نه بازار کارمون.
    من به شخصه از دکتر حیدرزاده و تمام اشخاصی که در به روز رسانی دانش ایران و ایرانی تلاش میکنن کمال تشکر را دارم.

  24. دورد فراوان
    نظر به خاستگاه علم بازاریابی تنها در صورتی میتوانیم به نقد و تالیف کتاب در این حوزه بپردازیم که با پارادایمها و نظرات صاحبان اثر آشنا باشیم و این یعنی نهضت ترجمه مقدمه و پایه گذار این مسیر است و این رسالت باشکوه را استاد عزیزمان جناب آقای دکتر کامبیز حیدر زاده بحق که به تعالی رساندند و ما باید قدردان زحمات ایشان باشیم و شاگردی بزرگانی چون ایشان را از نقاط پر نور زندگی علمی خود بدانیم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *