مرور رفتار برندها در حادثه زلزله غرب ایران

ابتدا تسلیت به همه مردم ایران به خاطر داغدار شدن هموطنان غرب کشورمان در حادثه زلزله. امیدواریم در هیچ کجای جهان شاهد چنین اتفاقات تلخی نباشیم. شبکه های اجتماعی ضرورت پرداختن به موضوعات مختص این رسانه را بیش از پیش می کند. زلزله غرب ایران نشان داد نسبت به آنچه که قبلا مثلا در حادثه پلاسکو دیده بودیم، برندها عکس العمل بهتری نشان دادند. هر چند هنوز هم بودند برندهایی که شوآف و خودنمایی در پیامشان بیش از همدردی شان رخ نمایی می کرد. بگذارید رفتار برندها در این مناسبت را در سه گروه مورد بررسی قرار دهیم.

 گروه اول برندهایی بودند که ترجیح دادند به درستی و به جای ارسال پیام های خودنمایانه، خلاقانه و هنری، اقدامی مثبت انجام دهند. یعنی عمل به جای شعار. چقدر هم مورد توجه مخاطب قرار گفت. بسیار ارزشمند است که برندی در این گونه مواقع دست به "اقدام" مثبت بزند. هرچند این اقدامات ابعاد تبلیغاتی هم دارد اما به واقع هیچ ایرادی ندارد. مهم این است که بوی شعارزدگی بی خاصیت در رفتار برندها دیده نمی شود. کافه بازاریابی به احترام این برندها کلاه از سر بر می دارد. به این نمونه ها توجه کنید و اقدامات این گونه را برای هر مناسبت خوب یا بدی مدنظر قرار دهیم.

 

گروه دوم: برندهایی بودند که بسیار موقر و با صلابت و درست پیام همدردی و تسلیت خود را برای حادثه دیدگان ارسال کردند. بدون آنکه در حرفشان اثری از خودنمایی و "خلاقیت بیش از حد" وجود داشته باشد. یادمان باشد وقتی برای تسلای خاطر به دیدار کسی می رویم یا پیامی برای او می فرستیم، بیش از اینکه خلاقیت در ارسال پیام اهمیت داشته باشد حضور و ابراز همدردی اهمیت دارد. این مناسبتها خلاقیت دوچندان نمی خواهد. تلاش خودنمایانه برای خلق یک اثر چشم نواز نمی خواهد. نه حادثه دیدگان و نه مردم انتظار خلاقیت ندارند. خلاقیت را بگذارید برای هنرمندان که کارشان به واقع این است. آرتیست ها زبانشان هنر است. زبانشان خلاقیت است. مخاطب خلاقیت یک هنرمند را می پذیرد. خلاقیت بیش از حد از سوی یک برند برای مخاطب سوبرداشت ایجاد می کند. صداقت پیام را از بین می برد و خودنمایی آن را بیشتر می کند. به این نمونه های توجه کنید.یک پیام تسلیت درست از سوی برندها که به واقع یک ابراز همدردی غیر خودنمایانه است که تلاشی برای جمع کردن لایک و کامنت ندارد.

عکس العمل برخی از آرتیست ها و هنرمندان کشور

گروه سوم: اما هنوز هم هستند برندهایی که از هر اتفاقی به نفع خود استفاده می کنند. هنوز هم فکر می کنند از دیوار بدبختی مردم می توانند بالا بروند و اسباب دیده شدن خود را فراهم کنند. این جماعت بیش از آنکه داغ مردم برایشان مهم باشد کشف یک ایده و افزایش لایک برایشان مهم است. این جماعت داغ مردم را با مراسم عروسی اشتباه می گیرند. فکر می کنند در این مراسم مردم به دنبال تیپ و لباسشان هستند. فکر می کنند باید بهترین خود را رو کنند. این پیام ها را آنها که داغ دیده هستند که "احتمالا نمی بینند" اما اگر ببینند بسیار دردآور است که این سوال در ذهنشان به وجود آید که این پیام تسلیت آرایش شده غیر از خودنمایی برند و افزایش آگاهی کاذب چه دردی از او دوا می کند. توصیه می کنم بخش آگهی های تسلیت روزنامه را ببینید. تکلیف روشن است ابراز همدردی بزک و دوزک نمی خواهد. پیام در ساده ترین شکل خودش بیشترین تاثیر را دارد مگر اینکه برند تمایل داشته باشد در انبوه پیام ها پیامش جلوه داشته باشد لایک بیشتری بگیرد و بهش جایزه هم بدهند. خلاقیت کار هنرمندان آزاد است. در غیر این صورت اگر برندی از دیوار بدبختی مردم بالا برود برای همه سو برداشت می شود. مراسم عزا جای بزک دوزک نیست. لطفا این قدر خلاقیت به خرج ندهید. این هم یک نمونه که داستان کامل روشن شود.

در هر حال برای همه بازماندگان آرزوی صبر داریم و امیدواریم در هیچ کجای جهان شاهد چنین اتفاقات تلخی نباشیم.


7 thoughts on “مرور رفتار برندها در حادثه زلزله غرب ایران”

  1. من هم این مصیبت غم انگیز را به همه خصوصا عزیزان کرمانشاه تسلیت میگویم.هرچند نفس حادثه بسیار متاثرکننده بود،اما همدلی گسترده مردمی، تا حد زیادی مرهمی بر این زخم شد.اما در باره مطلب حضرتعالی،بسیار بجا، زیبا و دلنشین بود، خصوصا بخش سوم. جدای از تلاش روز افزون برخی گرافیستهای محترم در قبولاندن اجباری خلاقیت و استعداد خویش به مردم، سایر روشهای رسانه ای کردن فعالیت های اجتماعی برندها هم از نظر بنده کاملا جای نقد دارد. نوع پوشش رسانه ای و تولید محتوایی که از سوی برخی از برندها انجام میگیرد، چنان غلظت ریاکارانه اش بالا هست،که عملا در جهت عکس عمل میکند و ناخوداگاه آدم را یاد سلفی معروف آقای جدیدی می اندازد.امیدوارم که این موضوع هم از قلم نقاد شما بی بهره نباشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *