"مگه مجبوری" بخش جدید در کانال کافه بازاریابی // انتقادی، گزنده و کوتاه

باید بپذیریم محیط تبلیغات کمی تغییر کرده است. برندها به سبک قبل رفتار نمی کنند. برندها به شبکه های اجتماعی روی اورده اند. به شکل افراطی هم تولید محتوا می کنند. پس محیط خبری، تحلیل و نقد هم نمی تواند مثل گذشته عمل کند. ما امروز با برندهایی سر وکار داریم که هر روز اگهی می دهند و به دنبال "یک فرد مسلط به شبکه های اجتماعی هستند که تولید محتوا هم بلد باشد" این یعنی اینکه شرکتها علاقه دارند که برای پیج های خود و احتمالا پیج های تبلیغاتی محتوا تولید کنند. این اتفاق خیلی خوب است. تاکید می کنیم خیلی خوب است. اما داستان آن جا بد می شود که شرکتها نمی دانند به چه دلیلی تولید محتوا کنند و به چه شکلی تولید محتوا کنند. به نظرم می رسد کمی این فضا را شوخی گرفته اند. گویا باور دارند با تولید هر محتوای مزخرفی می توانند نگاه مخاطب را به سمت خود جلب کنند.

این شد که ما در کافه بازاریابی تصمیم گرفتیم تا یک بخش جدید را راه بیندازیم."مگه مجبوری" نام بخش جدید ماست که به یک جمله انتقادی کوتاه درباره محتوا غیرقابل دفاع برندها در شبکه های اجتماعی اکتفا می کند و به برندها تلنگر می زند. کوتاه و البته کمی بی رحم. شک نداریم این اتفاق باعث می شود دقت عمل برندها برای تولید محتوا بالا برود. اجازه بدهید به شکل خلاصه مرور کنیم: محتوای تولید برندها از سه منظر زیر قابل بحث است:

  • ایده
  • اجرای ایده
  • تناسب برند و رویداد

مثلا این طرح ها رو ببینیم:

ایده پردازان هما و یک هلال ماه زورکی. آیا واقعا با آن تابش نور این هلال شکل می گیرد.؟

پنیر کاله و مجسمه اسکار دقیقا یعنی چی؟ والله اصغر فرهادی هم خودش راضی نیست. چه اتفاقی افتاده که مجسمه از داخل پنیر در اومده؟

بادام زمینی به جای خمیردندان!! بادام خودش دشمن  دندونه. کلا یعنی چی این طرح؟

اینکه مریم میرزاخانی در زمینه ریاضی فعال بوده درست. اما به واقع این طرح با آن بردارها چی رو می خواد بگه؟

اجرا بدتر از این می شود ایا؟ یک علامت تیک زورکی به بدترین شکل در دل یک انار مکعب؟ اخه چرا؟

میتسوبیشی هم که باشی وقتی به بی منطق ترین شکل ممکن هفت سین را در لوگو قرار دهی باز بد است.

بدون شرح واقعا بدون شرح!

ما به همه این برندها می گوییم" مگه مجبوری"؟ مگه کسی تفنگ گذاشته بالای سرت که تولید محتوای ضعیف کنی؟ همون قدر که برندها گاها برای محتوای تولیدی خود تمرکز نمی کنند ما هم تصمیم گرفتیم وقت زیادی را برای نقد این طرح ها اختصاص ندهیم و به یک هشتگ "مگه مجبوری" و یک کپشن کوتاه و درج در کانال اکتفا کنیم. یادمان باشد در تولید محتوا دقت کنیم. شبکه های اجتماعی به برندها کمتر فرصت جبران عطا می دهند.


18 thoughts on “"مگه مجبوری" بخش جدید در کانال کافه بازاریابی // انتقادی، گزنده و کوتاه”

  1. سلام و درود ...
    تنها میتوان گفت #خلاقیتهایی _که_درک_نشدند.... اصلا شاید از قصد انقدر خلاق طراحی شده اند معایبی که مرور طرح رو انقدر زیاد میکنه که از یاد نمی روند ...

  2. سلام. مطلب جالبی بود از خوندن عنوانش استرس گرفتم :)) . به نظر من گاهی از قاب یک متخصص بازاریابی باید بیرون اومد و تأثیر یک تبلیغ رو از ذهن یک مخاطب عام هم دید. به عنوان مثال طرح بادوم زمینی از دید مخاطب عام شاید خیلی فاجعه نباشه؛ شاید چون خیلی از طرح های تبلیغاتی خلاقیت ندارند و این طرح لااقل خلاقانه س؛ هرچند خلاقیت موفقی نیست.
    در مجموع، اگر از تولید محتوای گرافیکی و تبلیغاتی بگذریم، بحث تولید محتوای زوری در تولید کرور کرور مقاله غیر تخصصی سایت ها که صرفا جهت بالا اومدن در گوگل انجام می شه، خیلی خیلی پر رنگ و آسیب زننده س...
    همیشه خوندن هر یک مقاله از کافه بازاریابی یا یه تلنگره یا یه درس. ممنون از مطالبتون.

    1. پاینده باشید. ممنون از نظراتتان. در مورد بادام زمینی واقعا برای خود من سواله که این طرح داره چی می گه. قبول دارم که بد است اما فاجعه نیست اما ماباید تلاش کنید کارهای خوب تولید کنیم. این بخش برای پرهیز برندها از انجام کارهای دم دستی است.

  3. سلام
    بخش جالبیه و مطمنا همیشه مطالب جالبی خواهد داشت موفق باشید.
    تصویر آخری واقعا حال به هم زنه یعنی چی با یه شکم گنده میان عیدو تبریک میگن ..واقعا که
    در مورد بادوم زمینی رو مسواک برداشتم اینه که میخواد غیرمستقیم بگه بعد خوردن بادوم زمینی، مسواک یادت نره!!!!!!!!
    در کل نباید با هر شگرد و ترفندی خودمونو تو دل مخاطب جا کنیم .

  4. سلام، خسته نباشید جناب محمدیان
    عنوانی که برای این بخش انتخاب کرده اید، بسیار خلاقانه، جذاب هست. چیزی که البته ما کم ندیدیم از کافه.
    اما در مورد محتوا: به نظر من طراح های این چنینی دارن با کمربند خلاقیت خود را منفجر می کنند،یا با طناب خلاقیت داخل چاه میروند.
    البته اگر عمیق تر به قضیه نگاه کنیم میتوان مشاهده کرد که مشکل اصلی این گرافیستهای عزیز، بی بهره بودن از "ژن خوب" و" نوع خون نامرغوب"و "برخوردار نبودن از پدر و مادرهای شاگرد اول در دانشگاه" هم می تواند باشد.

  5. سلام. البته به نظر من مجبورند!!! چون۱_ توهم کاردست بودن دارند و از نظر خودشون مجبورن بهترین محتوا را تولید کنند که در حد همان توهمشان است.
    ۲_ مجبورند در بازار کوتاه قد ها نیم میلی متر جلوتر باشند.
    ۳_ مجبورند سطح شعور مردم را دست کم بگیرند.
    ۴_ مجبورند...
    و ...
    در ایام خوش وبلاگستان وبلاگی بود به اسم " مگه خریم، نمی خریم" این تیتر مرا یاد اون انداخت

  6. احتمالا این برندها مدیرانی دارند جهادی و سریع و بدون تفکر و به کارمندانشان میگویند تا فردا چیزی درست کن تا منتشر کنیم .
    وقتی شرط استخدام برای شغل مدیر تبلیغات یا بازاریاب اینترنتی ! صرفا فتوشاپ بلد بودن چیزی از این بهتر در نمیاد دریغ از اندیشه و فکر و مطالعه ای که پشت این مهارت فتوشاپ باشد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *