نقد تبلیغ // آگهی های تلویزیونی لینا // نیمه اول برنده نیمه دوم بازنده

مجتبی محمدیان: به توصیه یکی از دوستان و خوانندگان کافه بازاریابی که پیشنهاد کرده بود تبلیغات لینا را در دستور نقد قرار بدیم امروز با نقد این آگهی ها با شما هستم. این روزها بعد از رویداد المپیک شاهد اتفاق ویژه ای در باکس تبلیغات تلویزیونی نیستیم. گویی همه در حال استراحت هستند. با این حال بعد از تبلیغات عجیب شاتل و داستان منابع تامین ژله جهان حالا مجموعه اگهی هایی روی آنتن رفته است از برند لینا. داستان یک برنامه نقد در مورد فیلم سینمایی و دیگری برنامه تلویزیونی ابتدا یکی از آگهی ها را ببینیم.

 

لینا بعد از ساخت آگهی های عادی این بار سراغ یک ایده خلاقانه رفته است. ایده ای که به مثل خیلی از برندهای دنیا از معرفی محصول به سبک و سیاق مصرف زدگی (نمایش مصرف محصول در زندگی) پا را فراتر گذاشته و سعی کرده لحظه های خوش و جذابی را برای مخاطب به وجود آورد. آگهی مبتنی بر یک شوخی ساده و نوشتن متنی با کلمه لینا است. قطعا این ایده ریشه در شعار خیلی خوب این شرکت دارد. (با لینا خوشحالینا) یعنی این شعار ذهن را به راحتی به سمت ساخت چنین آگهی هایی هدایت می کند. کلماتی که در ادبیات محاوره با لینا تمام می شود. پس ایده روی کاغذ بسیار جذاب و به اعتقاد من ایده برنده است. این دقیقا برعکس آگهی شاتل است که حتی روی کاغذ هم ایده بی مزه ای است و نگران ژله های جهان. پس باید به ایده پردازان لینایی تبریک گفت.

اما آگهی در مرحله ساخت به اعتقادم با سر به زمین می خورد. بازی ضعیف. میزانسن های غلط، دکور بسیار ساده و غیرجذاب و کاراکتر ذرت که بلاتکلیف در صحنه قرار دارد و هیچ نقشی در کار ندارد و از همه مهمتر بازی گرفتن ضعیف از فردی که در سایر آگهی ها معمولا خوب بازی می کند. اما تیر خلاص را آگهی زمانی می خورد که صدا بعدا روی تصویر قرار گرفته و این طوری شاهد یک ایده هستید که با ساخت بد به دل نمی نشیند. یک ایده بکر و خوب که می تواند مسیر تبلیغاتی لینا را برای سالها هموار کند. حالا آگهی دوم را ببینید که به لحاظ متن نیز کمی ضغیف تر از اولی است.

 

به همه دوستان در شرکت لینا توصیه می کنم حالا که این قدر خوب ماهی به قلابشان گیر کرده و ایده ای به این خوبی دارند بهتر از فرصت استفاده کنند و کمی در ساخت جذاب تر عمل کنند.

نظر شما خوانندگان عزیز چیست؟ شما آگهی های لینا رو چطور نقد می کنید؟

mojtaba mohammadian


8 thoughts on “نقد تبلیغ // آگهی های تلویزیونی لینا // نیمه اول برنده نیمه دوم بازنده”

  1. سلام خدمت جناب آقای محمدیان ارجمند و سپاس از زحمات فراوانی که در به روز بودن کافه می کشند
    سناریو و ایده ای جالب و جذاب که به نظرم به خوبی توانسته است مرزهای ایجاد شده در تبلیغات تلویزیونی ایران را کمی گسترش بدهد . بعد از تبلیغ جذابی که به واسطه تغییر صدای گوینده در مورد هود اتفاق افتاده بود این تبلیغ به من انرژی زیادی داد چون معتقدم ما در کشور، متخصصان بسیار خلاق و موفق داریم که در سطح بین المللی می توانند خودی نشان بدهند. اما افسوس که اجرا کمی ضعیف است. حرکات کاراکتر کمی ضعیف و اجرا از سطح کیفی که در تبلیغات ایران سراغ داریم فاصله دارد. به نظرم در کل تنها عاملی که در این تبلیغ حرفی برای گفتن دارد ایده است که از سطح مزاحمت و کسل کننده بودن تبلیغات کاهش می دهد اما دیالوگ ها قرار است با چه طیفی ارتباط برقرار کنند؟ این دیالوگ برای رده سنی است که به نظرم کمتر مصرف کننده این محصول هستند و این ضعف در هر دو دیالوگ وجود دارد. این دیالوگ و ایده برای محصولی با رده میانسال مطمئنا کارآمدی بسیار بیشتری می تواند داشته باشد. کاراکتر هیچ ارتباطی با مسیر دیالوگ تبلیغ برقرار نمی کند و عملا مثل یک عروسک سرگردان در صحنه حرکت می کند. این جمله را مرور کنیم: نمی دونم مشغول کارینا؟
    به نظرم این جمله برای تبلیغات رادیویی نوشته شده است تا تلویزیونی یا شاید هم معتقد است مردم در حین کار تلویزیون خود را روشن می کنند. موارد مشابه هم وجود دارد. مثلا: دیر وقته و سر گذاشتین به بالینها؟ اگر به بالینه چطور تبلیغ را گوش میکند یا می بیند. من ضعف در جملات می بینم و تنها سعی شده با قافیه های دارای نا متنی نوشته شود و آن هم بی مایه از لحاظ تبلیغات و تاثیر گذاری و ارتباط با بقیه موارد موجود در صحنه و مخاطب. به نظرم این تبلیغ با این بی توجهی ها اندکی بی ارزش شده است و البته به زودی هم از اذهان مخاطبین پاک خواهد شد.
    در انتها نیز برای من خیلی جالب بود : دارای گواهینامه ثبت اختراع . فکر کنم میشد جمله بهتری قرار داد مثلا همان تلویزیون و لینا تاثیر بهتری دارد.
    ایام بکام

    1. من هم با شما موافقم. شاید به خوبی نتونستم منظورم را برسانم منظور من از ایده، متن ارایه شده نیست. کانسپت کلی کار است. یعنی این شوخی با "لینا" که به نظرم تاریخ مصرف زیادی می تونه داشه باشه.

  2. سلام آقای محمدیان ...
    باید بگم در تبلیغ اول بعد از اون همه ژست و کلمات قلمبه سلمبه هنری اصلا انتظار نداشتم بازیگر داستان با اون حالت در ظرف ذرت ها فرو بره :))
    در ضمن به ظرفی که جلوی کاراکتر ذرت در تبلیغ اول گذاشته شده دقت کنید!! آیا بهتر نبود با توجه به کانسپت کار که فضای سینما رو هدف گرفته از ظرف های ذرت بزرگ و کشیده که درسینماها می بینیم استفاده میشد؟؟؟ فکر می کنم دست بازیگر یه همچین چیزی هست .. اما برای کاراکتر ذرت ظرف متفاوتی در نظر گرفته شده!!
    در مورد تبلیغ دوم حرفی برای گفتن ندارم!! راستش به نظر میاد صرفا دوست داشتند قافیه هایی رو با هم جور کنند و به خورد مخاطب بدهند ... یه جورایی یاد تبلیغ اخیر ایران رادیاتور با قافیه پشتم گرمه افتادم که شما هم به نقدش پرداخته بودین ... اونجا هم ضعف شعر و ایده پردازی وجود داشت که در نهایت به ایده خوب اصلی هم صدمه زده بود!!

  3. نقد بسیار خوبی بود جناب محمدیان
    اما من علاوه بر ایرادهایی که شما گرفتید یک ایراد دیگه هم می گیرم. صدای گوینده در آخر تیزرها که شعار خوب لینا رو می گوید نسبت به قبل ضعیف و ناپخته است و انگار کسی بدون تجهیزات ضبط حرفه ای این شعار رو می خونه. صدای گوینده گرم نیست

  4. با سلام خدمت جناب محمدیان عزیز،

    با سپاس از نقد خوبتان، اجازه دهید اضافه کنم که شعار «با لینا خوشحالینا» یک لحن منفی در خود نهفته دارد که علیرغم اینکه سعی داشته به تکرار «لینا» بپردازد، گویی موضوع خوشحالی احتمالی مخاطب یا مصرف کننده بر اثر مصرف لینا را به سُخره گرفته و لحن مناسبی ندارد. ضمن آن که با اغلب نقطه نظرات شما در خصوص ضعف اجرایی تبلیغ موافقم، شاید به نوعی تبلیغ دوم را به لحاظ ایده و به قول خودتان روی کاغذ از تبلیغ اول برتر بدانم، چرا که تصور میکنم احتمالاً مخاطب را (خصوصاً مخاطبین سنین کودکی و نوجوانی) به ویژه در لحظه اول مواجهه با تبلیغ، خسته و بی حوصله خواهد کرد. اما تبلیغ دوم ساده تر نوشته شده و مخاطب را با خود بهتر همراه میکند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *