نیسان آبی // این بار با ایران خودرو// چرا اطلاعات من در جایی که باید محفوظ نیست؟

خاطره ای از لعیا بیدگلی: سر صلات ظهر یک روز گرم تابستانی، درست همانموقع  که زمین به زمان می پیچد و کارها بسان هندزفری گره می خورد تلفن همراهم به صدا در آمد وخانمی خوش بیان من را به نام خطاب کرد و با معرفی خودش گفت که از روابط عمومی ایران خودرو زنگ می زند.

و صد البته که محدودیت های جیب مبارک به ناچار ما را مشتری وفادار ایران خودرو نموده و از طرف دیگر در عنفوان جوانی خبطی کرده و تعدادی سهام ایران خودرو را برای روز مبادا خریداری نموده ایم (که صد البته بعدا باتوجه به روند رشد نزولی و سودهای کلانی که نصیبمان نمی شود پشیمان گشتیم و انگشت حیرت به لب گزیدیم که وااسفا) خود را با ایران خودرو پسرخاله می دانیم و وقتی هم از روابط عمومیش با ما تماس می گیرند چندان تعجب نمی کنیم و ذوق زده نمی شویم علی الخصوص که به نام خانم بیدگلی نازنین خوانده شویم و کلیه عقده های کمبود محبتمان یکباره بترکد و در افق محو شود.

به هر حال خانم خوش صدای خوش سخن ابتدا از رابطه ما با ماشینمان پرسید و اینکه آیا راضی هستیم و یا خاطرمان مکدر است از این محصولات و گفت می خواهد به مناسبت اینکه مشتری خوبی بوده ایم برایمان کارت هدیه بفرستد و آیا به همان آدرس قید شده در سند که فلان جای شهر است بفرستد و آدرس را قرائت کرد و قسمت هایی را هم اصلاح کرد و تاکید کرد که تا ساعت ۶ بعد از ظهر کارت دستمان می رسد.

من هم خجسته و خندان که بالاخره در به تخته خورد و یکی خواست لطفی بکند سعی می کردم ذهنم را متمرکز کنم و یک وقت این بانوی بزرگوار را با اطلاعات اشتباه به گمراهی نکشانم.

و البته هر چقدر ذهنم از اغیار خالی تر می شد، ور بدبین ذهنم جولانگاهی سرسبز پیدا می کرد و پشت سر هم سوال هایی را روی دایره ریخت:

این کارت هدیه چی هست؟

چرا من؟

مزایایش ؟

هزینه اش؟

خانم مهر بان توضیح داد که این یک کارت اشتراک رایگان ایران خودرو است که با آن می توان درتعمیرگاه های مجاز تخفیف ۵۰ درصدی گرفت و امداد خودرو  بسان فرشتگان مراقب در خدمت من است و برای خرید های بعدی از ایران خودرو تخفیف خواهم داشت و در ضمن می توانم از تمامی رستوران ها، باشگاه ها و سایر مراکز خدماتی که با ایران خودرو قرار داد دارند با احتساب تخفیف ویژه استفاده کنم.

راستش اینهمه نعمت برای من قحطی کشیده بیشتر از آنکه سرمستم کند سرگیجه داشت . مگر می شود؟ ایران خودرو ؟ با تمام صمیمیت مان، با توجه به سود سهامش این خوان نعمت کمی غریب است.

اما با توجه به اینکه اطلاعاتی که پری مهربان از ما داشت کم و کاستی نداشت، شک را به ضرب و زور سیندرلا وار در دهلیزی حبس کردم و قرار شد کارت رویایی را برایم ارسال نمایند و فقط من هزینه پیک را بدهم و البته چانه زدم که خوب به جای ۵۰ درصد ۴۵ درصد تخفیف بدهید و هزینه پیک را هم روی خدماتتان حساب کنید.

و البته پری مهربان گفت که چه می شود کرد که قانون است و شرکت های بزرگی مثل ایران خودرو سخت ملزم و پایبند به قوانین.

۲۰۱۶-۰۸-۲۷_۲۱-۵۰-۳۴

به هر حال تلفن را قطع کردم و یکهو انگار از خواب ناز بیدار شده باشم همه سخنان و وعده های فریبا را زیر و رو کردم و هر چقدر بیشتر همشان می زدم بیشتر شک می کردم

القصه بلافاصله گوشی را برداشتم و شماره روابط عمومی ایران خودرو را که در سایت درج شده بود، گرفتم.

بعد از کلی نوار ضبط شده که سر جدتان اینجا روابط عمومی است و اگر ماشینتان خراب است به امداد خودرو زنگ بزنید واگر ماشین می خواهید بخرید به نمایندگی، تلفن زنگ خورد و آقای محترمی گوشی را برداشتند و من شرح ماوقع را گفتم.

البته ایشان کلی خندیدند و گفتند شما چقدر ساده اید که چنین حرف هایی را باور می کنید و مگر توی ایران زندگی نمی کنید و واقعا چه فکر کرده اید؟ چرا اینقدر ساده هستید و ....

من در جواب گفتم من آنقدر به ایران خودرو اعتماد دارم که وقتی شخصی خودش را به آنجا منتسب می کند و اطلاعات درستی می دهد که نزد آن شرکت امانت است شک نمی کنم. و البته وقتی اطلاعات عجیب و غریب هم می شنوم هرچقدر هم ساده دل و خوشبین باز هم زنگ زده ام از شما جریان را بپرسم . من چیزی از دست نداده ام ، در حقیقت شرکت شما است که به نامش کلاهبرداری می شود و از سادگی هموطنانتان سو استفاده می کنند.

ایشان در جواب گفتند که اگر قرار باشد ایران خودرو دنبال این دست کلاهبرداران باشد باید تولید را تعطیل کند و کار حقوقی کند.

و من گفتم که به هر حال من وظیفه خودم می دانستم که این جریان را به گوش شما برسانم.

و داشتم فکر می کردم که اگر طبق نوار ضبط شده اول مکالمه ، این گفتگو ضبط شده باشد ، شاید شخص سوم زاویه دید دیگری داشته باشد.

بعد از قطع کردن تلفن ، دوباره آن ساحره ی مستتر در کسوت فرشتگان ، تماس گرفت تا بگوید پیک امروز نمی تواند کارت را تحویل من بدهد  و بهش گفتم که من با روابط عمومی ایران خودرو تماس گرفته و استعلام گرفتم و آنها تمامی حرف های شما را تکذیب کردند.

گفت که با کدام شماره تماس گرفته اید؟ من شماره روابط عمومی را با جابجایی دو شماره آخر به او اعلام کردم و در کمال تعجب دیدم که می گوید این همان شماره ماست ولی حالا که نمی خواهید از امکانات ما بهره مند شوید دلیلی ندارد تهمت بزنید و گوشی را قطع کرد.

من مانده بودم متعجب که ظرف نیم ساعت از طرف دو نفر به حماقت و دروغگویی متهم شده ام و در اصل من باید شاکی باشم که چرا اطلاعات من در جایی که باید محفوظ نیست...

پاورقی کافه بازاریابی: دوستان زیادی برای ما و برای بخش نیسان آبی مطلب می فرستند و توقع انتشار دارند اما عموما از نام بردن نام برند پرهیز می کنند که به همین دلیل کافه بازاریابی تصمیم دارد تا جای امکان صرفا مواردی که نام برند در ان مشخص است را منتشر کند.


5 thoughts on “نیسان آبی // این بار با ایران خودرو// چرا اطلاعات من در جایی که باید محفوظ نیست؟”

  1. با سلام
    خانم بیگدلی عزیز منصفانه بگویم تحریر قوی و زیبایی دارید. آرزوی شادکامی برای حضرتعالی دارم.
    در تاکید خاطره شما عرض کنم که این چنین صحنه ای در مورد سایپا نیز برای بنده اتفاق افتاده است. من نیز چون شما حیران در وادی همچون سرابی هستم که این گونه اطلاعات دقیق چگونه به دست آمده است حال آنکه اگر بخواهند کاری برای خریدار خود انجام دهند، گاهی مواقع ارسال پرونده و پیدا کردن سابقه تعمیراتی و گارانتی ماه ها طول میکشد و پاسخ نیز همان توجیه همیشگی است، حجم اطلاعات بالا و در ایران هم سیستم ها ضعیف، حال آنکه برای کلاهبرداری همه چیز محیاست.
    در این شهر سگان را رهانیده و سنگ را بسته اند.
    یک اتفاق جالبی هم که چند روز پیش شاهد آن بودم، مشکل سیستم سوخت رسانی پراید ۱۱۱ بود از شرکت سایپا، که مادرزادی سیستم حبابگیر دچار مشکل بوده و حالا بعد از ۵ سال این دمل صنعتی سرباز کرده بود و متوجه شدیم ، در یک اعلام پنهان خواسته شده است تا خودروهای پراید با مدل و شماره سریال مشخص اگر مراجعه به نمایندگی های تعمیرات نمودند، این مشکلشان برطرف شود و عجیب است کسی مشخصات خریدار را برای تماس گرفتن و اطلاع رسانی به مالکان نداشته است.
    اندرین دیر مغان نیست چو ایرانی شیدایی!
    ایام بکام

  2. خیلی زیبا نوشته اید.
    واقعا من نمیدانم چرا ایرانیان اینقدر ساده لوح هستند و اینقدر راحت فریب میخوردند و چرا اینقدر شرکتهای معظم با ۴۰-۵۰ بازاریاب تلفنی کارشان عوام فریبی میباشد. این شرکتها غالبا همیشه چیزی برای فروش دارند از کارت طلایی تخفیف و سیمکارت و بیمه عمر گرفته تا بعضی چیزهای بدرد بخور مثل کپسول آتش نشانی و ماساژور با چندین برابر قیمت.
    کارکرد این شرکتها را بگذارید برایتان توضیح دهم.
    ۱) یک بانک اطلاعاتی قوی از یکجا تهیه میکننده که نمیدانم از کجا تهیه میکنند و بستگی دارد بخواهند سر چه کسانی را کلاه بگذارند مثلا زنان خانه دار یا صاحبان خودرو و ... برای هر کدام بانک های اطلاعاتی متفاوتی دارند.
    ۲) یک دفتر ۱۰۰ متری که با میز های ردیفی تو در تو که حداقل ۵۰ دختر بازاریاب تلفنی با تلفن و سانترال را به زور در آنجا جا میدهند.
    ۳)یک برگه A4 از مکالمه ای که باید از ب بسم الله تا نون پایان را برای مشتری بخوانند
    ۴) چند پیک موتوری که برای هر مسیر یک مبلغ هنگفت بگیرند
    والسلام شما میتوانید با موارد بالا یک شرکت شیره مالیدن بر سر مردم راه بیاندازید!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *