دوران تازه، دوران هشتگ های بی خاصیت و تزیینی در تبلیغات محیطی

تقسیم بندی های زیادی برای تبلیغات وجود دارد اما این بار می خواهم تقسیم بندی خودم را از اتفاقات تبلیغات محیطی بنویسم. شاید در یک تقسیم بندی "مدگرا" دوره های تبلیغات معاصر ایران را در بخش محیطی بتوان به سه دوره تقسیم کرد.

دوره اول دوره بیلبوردهای ماکت دار بود. همان بیلبوردهایی که بخشی از آگهی در آن از کادر رسمی بیلبورد بیرون می زند. با دلیل و بی دلیل. زمانی در مورد دلایل بیرون زدم طرح مطلبی را نوشتم و توصیه کردم در چه زمانی از این کار استفاده کنیم اما اون قدر بی رویه از این حربه برای جلب توجه استفاده کردیم که الان کمتر بیلبوردی را می بینیم که از کادر رسمی اش بیرون نزده باشد.یعنی اگر نزده باشد گویا بیشتر جلب توجه می کند.

دوران دوم؛ دوران تیزینگ بود. نیاز به توضیح ندارد که این روزها بیش از هر دوره ای شاهد تیزینگ در تبلیغات هستیم. تیزینگی که قرار است سوال ایجاد کند. اما اون قدر در سطح شهر تیزینگ می بینیم که به واقع مخاطب در طول مسیر با سوالات زیادی مواجه می شود که حوصله پاسخ دادن و یا فکر کردن به آن را ندارد. اما از حق هم نگذریم خود من اعتقاد دارم که تیزینگ کماکان در تبلیغات محیطی به شدت جواب می دهد. مخصوصا اگر وربال باشد و ویژال خرابش نکند.

دوران سوم اما دوره هشتگ های بی خاصیت است. دوره ای که با دلیل و بی دلیل شاهد هشتگ روی طرح ها هستیم. هشتگ هایی که فقط هستند که بروز بودن آگهی را نشان دهند. فقط هستند که تابع مد باشند بدون آنکه برخی مواقع حتی یک پست مرتبط از آن در شبکه های اجتماعی تولید شده باشد. با این روش قطعا اثر این هشتگ ها در جایی که واقعا نیاز به آن هم داریم از بین می رود. روز به روز تعداد طرح هایی که در آن هشتگی وجود دارد و بخش اصلی طرح را تشکیل می دهد و البته بی خاصیت است اضافه می شود. شگفت انگیز است این حجم از بی اثری و بلاتکلیفی.

در این سه دوره شاید بتوان حق داد بیرون زدن طرح و یا تیزینگ هر چقدر هم زیاد از حد باشد باز یک کارکرد قابل دفاع دارد اما هشتگ ها به خودی خود عنصر بلاتکلیفی هستند که در تبلیغات رخ نمایی می کنند.مشخص نیست کسی که تصمیم می گیرد یک هشتگ را به شکل بزرگ در طرح به کاربرد دنبال چه اورده ای است. این کار غیر از بی اثر کردن هشتگ در ذهن مخاطب به دلیل تکرار زیاد هیچ آورده دیگری نخواهد داشت.


8 thoughts on “دوران تازه، دوران هشتگ های بی خاصیت و تزیینی در تبلیغات محیطی”

  1. با سلام و عرض ادب
    ضمن تشکر از جناب محمدیان بابت این دسته بندی خوب و منسجم، باید عرض کنم که استفاده از هشتگ های بی مفهوم و بدون پشتوانه ی وجودی نه تنها در تبلیغات محیطی بلکه در خود شبکه های مجازی هم مشهود است و مطمئنا بلاتکلیف بودن های بسیاری را ایجاد می کند. جالب است، حتی برخی ها به خیال خودشان بسیار هوشمندانه عمل می کنند. کافی است که یک کمپین دیجیتال در شبکه اینستاگرام با هشتگ مشخصی شروع شود، افراد زیرک نما فورا برای معرفی خودشان شروع بع تبلیغ با همان هشتگ می کنند تا مخاطبان کمپین را مورد هدف خودشان قرار دهند و مخاطبی که می خواهد وضعیت کمپین را رصد کند، این افراد را ببیند. در فالشگرام و صفحات زرد تبلیغ به نظرم سرفصل های دیگری باید باز کرد. هشتگ های زرد و سرغت مخاطب. به نظر می رسد تبلیغات محیطی اگر هشتگ نداشته باشد، لنگ است و چیزی کم دارد! گویا اجبار وجود دارد که هشتگ هم باشد. در حالی که خوب می دانیم که هشتگ ها برای پیشبرد یک فعالیت گروهی که کمپین ها یکی از آنهاست مورد استفاده قرار میگیرد و یا برای راحت تر شدن جستجو و پیدا کردن موضوعات خاصی که می خواهیم در مورد آنها اطلاعاتی داشته باشیم. من این نقص را باز هم ناشی از نبود آموزش و فرهنگ استفاده از این ابزارها در کشور می دانم وگرنه چه دلیلی برای استفاده بیهوده آنها وجود دارد. هشتگ در یک تبلیغ محیطی نه جذابیت ویژوال ایجاد می کند و نه سادگی در بخش وربال یک تبلیغ
    با سپاس
    ایام بکام

    1. با دیدگاه شما موافقم. برام اشاره به موج سواری عده ای در استفاده از هشتگ های رایج جالب بود. حقیقتا چنین چیزی رو نمی دونستم و جالبه که کمی پیگیر این رفتار ها هم بشوم.

  2. آقای محمدیان عزیز سلام
    خوشحالم که فرصت دست داد مطلب خوب و آموزنده شما رو مطالعه کنم.
    در این مورد یاد صحبتی می‌افتم که چند وقت پیش در شواری سیاست‌گذاری کافه داشتیم و اون هم اینکه جای یک رویکرد علمی و درست به بازاریابی دیجیتال در فضای تبلیغات ما خالیه. خیلی از افراد دارن در این فضا کار می‌کنن و بسیاری از اونها تحت‌تاثیر جوی هستن که به خاطر رشد بی‌رویه این تبلیغات شکل گرفته.
    یعنی جایی که حتی نیازی به تبلیغات مجازی نیست برندهایی که رو می‌بینیم که با حالتی شتابزده حضور دارن در حالی که شاید نبودشون در اون فضا کمک بیشتری بکنه.
    از طرف دیگه یکی از چیزهایی که دستیابی بهش توی این فضای غیرعلمی و نامنسجم سخته همون ارتباطات یکپارچه بازاریابی" یا IMC هست. شاید انقدر از این دست اصطلاحات علمی گفتیم که دیگه بی‌تاثیر و ملال‌آور شده ولی واقعا کمتر شرکتی رو می‌بینیم که موفق شده باشه فعالیت‌های ATL اش رو با کارهایی که در لبه‌های تماس BTL می‌کنه، هماهنگ کنه.
    احتمالا کارفرمایی که بیلبوردش رو با هشتگ اکران می‌کنه در ذهنش هست که همون موقع کمپینی رو هم در فضای مجازی اجرا کنه. اما چه بسا که آژانس مجری تبلیغات مجازیش تازه در مرحله ایده‌پردازیه یا اصلا به ایده نرسیده یا به کلی استراتژی متفاوتی رو در پیش داره. بنابراین به نظر من تا تنور این تبلیغات دیجیتال از داغی نیافته که بعید می‌دونم به این زودی‌ها بیافته، همچنان شاهد این هشتگ‌های بی‌خاصیت خواهیم بود.

    1. پاینده باشید. این طور که به نظر می آید فعلا دوران چکنویس نوشتن فعالان تبلیغات است. دوران تجربه های مسلما غلط.به نظر می رسه که دیر یا زود این دوره به پایان می رسه. همون طور که دوران استفاده غلط از اینفلوئنسرها نیز به پایان خواهد رسید. در هر حال فضای شبکه های اجتمعای و شاید املتر بگم تبلیغات دیجیتال هنوز چارچوب خود را پیدا نکرده.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *