پراکنده گویی های من درباره مطالب پراکنده درون ذهنم // زر ماکارون از تو بعید بود

بعضی وقتها یه چیزهایی تو سرم می گذره که خیلی حوصله توضیح دادن ندارم. نه به خاطر تنبلی بلکه به خاطر اینکه اساسا به خاطر تکرار چندباره و درست نشدن شان دیگر رغبتی برای تذکر مجدد ندارم. اما در این یادداشت می خواهم به رئوس این موارد اشاره کنم. مواردی که این روزها گوشه ذهنم است و بیرون هم نمی رود.

اول اینکه تلویزیون ما به مدد تبلیغات، در گذشته در آمدزایی می کرد اما این روزها برنامه سازی شدید هم می کند. این روزها تلویزیون شده نمایش مراسم قرعه کشی این برند و آن برند. از آوازه، محسن و سافتلن تا دیگر برندها. یادش به خیر قدیم ها فقط در حوزه برنامه سازی فقط اقای سامان گلریز بود که دستور پخت زورکی غذاهای مختلف رو با مواد و وسایل تبلیغاتی می داد اما این روزها اخبار و برنامه ها و … همه شده تبلیغ.

دوم اینکه نمی دونم تقصیر کیه اما اینکه برندها مخاطب را این قدر پولکی فرض می کنند خیلی بد است. داشتیم عادت می کردیم برند محوری و وفاداری به برند کم کم در حال رشد در ایران است اما این روزها همه به زور جایزه و پول نقد و قرعه کشی جنس به مردم می فروشند. آوازه، محسن، سافتلن، چای دبش، دلپذیر و … و بدتر از همه، که من فکرش را هم نمی کردم، زر ماکارون. نمی دانم چرا این آخری این قدر مرا آزرده کرد. حتما مقصر خود ما هستیم که فقط به همین مسایل روی خوش نشان می دهیم.

سوم اینکه تبلیغات برخی تولیدات بهداشتی و سلامتی اخیرا در تلویزیون آزاد شده مثل ایران داروک (قطره ضد سرفه) و … امیدوارم این حوزه تبلیغاتی قربانی منافع مادی صدا و سیما نشود و برای سلامت مردم ارزش قائل شوند و هر ماده بهداشتی را تبلیغ نکنند. یادمان باشد مصرف خودسرانه دارو به اندازه کافی بالاست.

چهارم طرح صدا و سیما مبنی بر اینکه “اگر برندی در بهمن ماه کل بودجه تبلیغاتی خود را پخش کند می تواند در اسفند و اردیبهشت مجانی به همان میزان تبلیغ کند” حجم تبلیغات تلویزیونی را بالا برده و این حجم تبلیغاتی بسیار آزاردهنده شده است. شما در جریان باشید و به اندازه تبلیغ نگاه کنید.

پنجم اینکه از دریافت اس ام اس های تبلیغاتی بی ربطی مثل دریافت دیپلم مجانی، ثبت نام در کلاس کنکور و …خسته شده ام. ای کاش یه فکری می شد در این باره کرد.

ششم اینکه ای کاش برندها دست از سر این جام جهانی بر می داشتند. حالا همه در حال قرعه کشی و فرستادن مردم به جام جهانی هستند. بابا جایزه هم می خواهید بدهید چرا مردم را می خواهید در زحمت بیاندازید. اگر یک کودک، یا یک خانم مجرد برنده جایزه بشود، شما که نمی گذارید برود جام جهانی. پس همون پول نقد رو بده داستان راحت تر جمع می شه.

راستی شما هم اگر مسئله ای گوشه ذهنتان هست که آزارتان در همین بخش ادامه دهید.


20 thoughts on “پراکنده گویی های من درباره مطالب پراکنده درون ذهنم // زر ماکارون از تو بعید بود”

  1. سلام.
    چند روز سر نزدن به اینجا آدم رو غافلگیر میکنه!!!
    مطالب جالبی ارائه شده.
    در مورد این تبلیغاتی که اشاره کردین و خصوصا زر ماکارون که تا برنامه های کودکان هم پیش رفته من هم با نظر شما کاملا موافقم.
    اون قطره هم فکر کنم اشتباه تایپ شده و ضد سرفه هست نه سفره!!!
    در کل تبلیغات و جایزه هاشون این روزها وقعا به جای تاثیر گذاری ذهن آزاری به همراه داره. حالا چند روز دیگه هم تبلیغات بانکها نزدیک سال نو با سودهاشون اضافه میشن به این دسته تبلیغات.
    ممنون.

  2. آقای محمدیان عزیز سلام
    نه تنها تلویزیون بلکه هر وسیله دیگری، دگمه ای تحت عنوان خاموش کردن دارند و من خواهشی که از شما دارم اینست که هرموقع ناراحت شدید، آن را خاموش نموده و برای خوردن یک فنجان چایی، قهوه و … خودتان را مهمان کنید.
    من این مورد را عین واقعیت گفتم زیرا که من اصلا تبلیغات تلویزیون را نمی بینم و هر از گاهی هم که دیدم و برای اینکه من رو ناراحت نکنه زود می بندمش.
    راستی آقای محمدیان در مورد ممنوعه ها هم برای شما ایمیل زدم. قرار شده بود در موردشان مطلب بنویسید.
    با سپاس

  3. آقاي محمديان همه مطالبتون چيزايي بودند كه بد جور من رو هم داره آزار ميده.
    يكي ديگر از موارد كه شما هم به اون اشاره كرديد همين برنامه هاي اجتماعي و خانوادگي تلويزيون مانند ” به خانه برميگرديم” شبكه 5 تهران كه فقط عين يه ويترين معرفي كالاها و خدمات مختلف شده و واقعا مخاطب رو خسته كرده.

  4. خدمت همه دوستان کافه بازاریابی عرض سلام و ارادت
    چندی است که رسانه ملی (صدا و سیما)ادعا می کند که با کمبود بودجه مواجه شده است و بهمین علت درآمد زایی در این رسانه در اولویت قرار گرفته است. هرچند این ادعا با عدم باور جامعه مواجه شده است چرا که این رسانه با صرف هزینه های سرسام آور اقدام به برگزاری جشنواره جام جم ،جشنواره رادیو ،همایش های درون سازمانی در کیش و شیراز و اصفهان و … می کند فارغ از آنکه بابت هر سریالی پرخرج بی محتوایی که می سازد مراسم تجلیل از عوامل برنامه ساز را نیز برگزار می کند.رسانه ملی ما دچار خودشیفتگی شده است خودش برنامه تولید می کند بعد مراسم تجلیل از آن برگزار می کند و بعد از آن جشنواره برگزار می کند و همین سریالهای تجلیل شده را بعنوان برندگان جشنواره انتخاب و باز هم از عوامل با اهدای جوایز تجلیل می کند.
    جشن تجلیل از سریالهای ایام عید،ماه مبارک رمضان ،دهه فجرو….. در کنار جشن سالگرد تاسیس شبکه ها و سالگرد برنامه های روتین مثل به خانه برمی گریدیم و سیمای خانواده سرگرمی های ببخشید دغدغه های روزمره رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما شده است.
    آثار فاخر هم مثل روزگار کهن مردم را عصبانی می کند و یا مثل کلاه پهلوی اثر عکس بر روی مردم دارد خلاصه توی چنین روندی هزینه های سازمان بایستی از جایی تامین شود .البته سیاست های درآمد زایی رو هم همان مدیرانی تعیین می کنند که سیاستهای هزینه را تعیین می کنند پس جای تعجب نیست که برنامه بخانه برمی گردیم شبکه تهران مثل سالن های قطار مترو مملو از فروشندگان محصولات چینی و با کیفیت پایین و … شود و شبکه ملی (شبک یک سیما) به شبکه قرعه کشی برنج های هندی و چای هندی تبدیل شود.
    تبلیغات پنهان یکی از شیوه های بسیار اثر بخش تبلیغاتی در دنیا است که انتظار می رفت صدا و سیما بعد از دلزدگی مخاطبان از تیزرهای تبلیغاتی با ترسیم نقشه راه و تعیین استراتژی هایی در این راستا اقدام به بالا بردن سطح کیفیت محتوای برنامه های خود و همچنین درآمد از این طریق نماید اما این مجال هم با اجرای بسیار ناشیانه و سیاست های غلط به قهقرا کشیده شده است.
    اگر روزنه ای برای آشتی مردم با رسانه ملی وجود داشت آن هم با این سیاستگذار غلط بسته شد .مردم ترجیح می دهند تبلیغات سطح پایین شبکه های ماهواره ای رو درکنار سریالهای جذاب و سرگرم کننده این دسته از شبکه ها را ببینند تا با روشن کردن تلویزیون از کانالهای رسانه ملی اقدام به گشت توی کف بازار پرسروصدای شبکه های رسانه ملی کنند.

  5. با سلام
    واقعا به موضوعات جالبی اشاره کردید, به خصوص مورد آخر که در مورد جام جهانی بود واقعا حقیقت و دردناک است. من به عنوان دانشجوی بازرگانی موافق درآمدزایی بیشتر با متدهای مختلف هستم ولی واقعا به چه قیمتی؟ بچه که بودم نمی دانستم ISO2009 چیست فقط می دانستم وقتی تو تبلیغات می گفتند چیزی دارای ISO است یعنی قابل اطمینان و معتبر بود, امروزه فقط می گویند دارای جوایز نقدی است, یعنی رسما به این نتیجع رسیدن که برای مردم جایزه مهمتر از کیفیت است؟

  6. سلام و خسته نباشید از مطالب بسیار خوب و عالی شما دوست عزیز آقای محمدیان
    انصافا دست گذاشتین رو داغ دلم
    من دانشجوی رشته مدیریت بازرگانی گرایش بازاریابی هستم . وقتی می بینم بنگاه ها و شرکت ها حتی ساده ترین موارد تبلیغاتی را هم رعایت نمی کنند بسیار دلگیر می شوم که چه زمان یافته های علمی با محصولات تولیدی ما پیوند برقرار خواهند کرد .
    من کتابی را که شما هم قبلا معرفی کرده بودید به نام اعترافات یک تبلیغاتچی را مطالعه کردم کتاب بسیار زیبایی بود و توصیه می کنم تمام خوانندگان کافه بازاریابی هم آن را بخوانند . با خواندن آن کتاب دیدگاهم راجع بع تبلیغات هم عوض شده است …

    راستی جناب آقای محمدیان اتفاقی بسیار عجیب در شهر ما ارومیه در حوزه فروشگاه های زنجیره ای رخ داد که خواندنش خالی از لطف نیست و خوشحال می شوم شما و خوانندگان کافه بازاریابی هم از آن استفاده کنند .می خواستم ببینم چطور می تونم این مطلب را برای شما ارسال کنم؟

    ممنون میشم

  7. یه مدته چند تا تبلیغ از چند تا محصول که اصلا پیش از این اجازه پخش نداشتن، توی تلویزیون پخش میشه.
    من اولا میگفتم باریکلا به دولیت تدبیر و امید اما تازه متوجه شدم که صدا و سیما کسری بودجه داره.
    شکم گرسنه هم اخلاق و پیام و اینا حالیش نمیشه که…

  8. هر چی از حدش فراتر بره دلزدگی میاره . تبلیغات تو ایران هم اینجوری شده ..یادمه قبلنا با خواهر و برادرام می نشستیم تبلیغاتو حدس میزدیم از بس که از دیدنشون لذت میبردیم ولی در حال حاضر بخاطر زیاد شدن تبلیغات جذابیتش هم تا حدودی از بین رفته (البته خود من اگه فرصت بشه بعضی آگهی های بازرگانیو قورت میدم) .. به نظرم بیشتر تبلیغاتی که به موبال فرستاده میشه ازار دهنده است چون بیشترشون بدرد بخور نیستن…

  9. سلام خدمت دوستان کافه
    بدتر از همه مواردی که به آن اشاره شد موضوع جدیدی است که بدجوری دل مردم ما را خصوصا در شهرستان ها آزرده است . همین برنامه های به ظاهر اجتماعی و خانوادگی مثل به خانه برمی گردیم به تازگی کارهای جالبی می کنند مثلا برنامه های پخش شده را در قالب دی وی دی می فروشند هر دی وی دی 9000 تومان مشتری بی نوا هم که به رسانه ملی اعتماد دارد زنگ می زند و چند تایی می خرد فکر میکند لابد مفید است که زیرنویس می شود و هی مجری از این دی وی دی ها تعریف می کند. بعد مبلغ را واریز می کند به حساب برنامه ، از 9000 تومان واریزی تا 100 هزار تومان و بعد هر چه با شماره های بخش ارسال تماس می گیرد جواب نمی دهد. هر شماره ای که مربوط به برنامه می شود می گیردو این موضوع به آنها مربوط نمی شود و آخرش هم نه قاصدی می رسد و نه خبری.
    کلاه برداری های جدید این دست برنامه ها سر به فلک گذاشته و کسی هم پاسخ گو نیست .
    شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی ؟ سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟

  10. با سلام و عرض ادب خدمت همه خوانندگان سایت. رشته من گرافیکه و بسیار از سایتتون لذت بردم و حسابی استفاده کردم.
    توی این مطلب دیدم که جناب محمدیان توی گزینه پنجم از پیامک های تبلیغاتی مینالند.این مشکلیه که تمام افراد جامعه درگیرشن.
    جناب محمدیان اگه گوشی اندرویدی دارید مشکلتون قابل حله!!
    کافیه برنامه زیر رو بگیرید و نصب کنید:
    http://getandroid.ir/download/apps/communication/messaging/1304-call-sms-blocker-award-winner-premium.html
    این برنامه پیامکهای تبلیغاتی رو از روی شماره هاشون تشخیص میده و میبره تو برنامه خودش و صدای زنگ پیامک رو نمیشنوید! فقط وقتی خودتون سراغ گوشی میاید میتونید پیامک های بلاک شده رو از قسمت نوتیفیکیشنها ببینید. پیامکهای عادی هم که مثل همیشه. راستی میتونید شماره های تبلیغاتی خودتون( بانک و شماره های غیر تبلیغاتی)رو هم به لیست سفید بدین و از بلاک شدن جلوگیری بشه!
    من شخصا از شر اینگونه پیامکها خلاص شدم.
    بازم اگه موقع نصب و اجرای برنامه مشکلی بود تا جایی بتونم کمکتون میکنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *