کاندیدای بهتر برنده نشد، ولی بازاریاب بهتر برنده شد // تحلیل انتخابات آمریکا از منظر بازاریابی

علیجاه شهربانویی // پس از انتخاب آقای دونالد ترامپ به مقام ریاست جمهوری کشور ایالات متحده، جهان حیرت زده به این واقعه نگریست. مطالب بسیاری در این زمینه مطرح شد و از زوایای گوناگون سیاسی، اقتصای و حتی طنز به این مساله پرداخته شد. اما شاید خالی از لطف نباشد تا از دیدگاه بازاریابی آن هم از نگاه یکی از برجسته ترین صاحب نظران برندسازی و بازاریابی دنیا به مساله پرداخته شود. آنچه مطالعه می کنید دیدگاه های آقای آل ریس(Al_Ries) در مورد انتخاب شدن آقای دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکاست. ذکر این نکته ضروری است که وی به مساله جایگاه سازی یا positioning  در مقوله بازاریابی توجه ویژه ای دارد که در این مطلب نیز کاملا این امر مشهود است. امیدوارم این مطلب مورد توجه دست اندرکاران و علاقمندان به رشته بازاریابی قرار گیرد.//علیجاه شهربانویی

کاندیدای بهتر برنده نشد، ولی بازاریاب بهتر برنده شد.

چگونه یک تاجر بدون هیچ تجربه سیاسی خود را به سمتی موقعیتی سوق داد تا شاید باتجربه ترین سیاستمداران جهان را آشفته کند؟

پاسخ بازاریابی است.

مهمترین عنصر در بازاریابی زمینه سازی برای بیان یک ادعای منحصر بفرد است که تفاوت برند شما را با هر برند دیگر مشخص کند. چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم، این دقیقا همان کاری است که "دونالد ترامپ" انجام داد و با سخنانش در زمینه مخالفت با مهاجرت مکزیکی ها، آغاز شد.
هم ترامپ و هم برایان سندرز می دانستند که جدال و مشاجره خبرساز می شود و همین اخبار، برندها را می سازند. رسانه ها به صورت ناخواسته به معروف شدن برند آنها نه تنها با مطرح کردن سخنان جنجالی آنها کمک کردند بلکه با به چالش کشیدن و مخالفت کردن با بسیاری از این نظرات این امر را برای آنها ممکن کردند.

این مساله تاثیر مطلوبی نیز بر دیدگاه های افرادی داشت که با ترامپ و سندرز موافق بودند. این یک اصل بازاریابی قدیمی است:" با رقبا مخالفت کن اما بحث نکن." زیرا زمانی که شما با رقیبت مناظره می کنی، این احساس را ایجاد می کنی که او نظرات مشروعی دارد. بنابراین برخلاف آنچه رسانه های جمعی درنظر داشتند بصورت ناخواسته تبدیل به بزرگترین متحد ترامپ شدند.

۶۳۵۹۲۸۰۶۶۳۱۰۵۳۳۲۳۹۹۴۴۴۴۷۲۹۷_۹۶۰x0

از سوی دیگر هیلاری کلینتون، یک اشتباه رایج در بازاریابی را مرتکب شد. او بر هیچ مساله خاصی متمرکز نشد و همچنین هیچ یک از موضوعات مطرح شده از سوی او تبدیل به مساله ای جنجالی نگردید.

در حقیقت، او سعی کرد تا با رسیدگی به مسائل همه، مثل کودکان، دانش آموزان، والدین و افراد بازنشسته، به همه آنها دست یابد. شاید او باید به یک اصل قدیمی بازاریابی توجه می کرد که اگر می خواهی به همه بررسی درگیر این ریسک می شوی که به هیچ کس دسترسی پیدا نکرد.

شعار او  که " قویتر باهم" بود واقعا با معنی بود؟ شعارهای قبلی او مثل " مبارزه برای ما" یا "من با او هستم" چطور؟

اسلوگان ترامپ اما هیچ شک و شبهه ای ندارد. " آمریکا را مجددا پرشکوه کن!" بحث برانگیز است زیرا این شعار مردمی را تحت تاثیر قرار می دهد که فکر نمی کنند آمریکا در مسیر صحیحی قرار دارد. همچنین این شعار باعث ستیز با مردمی می شود که عقیده دارند آمریکا کار درست را انجام می دهد.
چه کسی می تواند با شعار " قویتر با هم" سروکله بزند؟ این شعار هیچ مناسبتی برای مشاجره ندارد.

شعار او به قدری ضعیف است که جسی جکسون در سخنرانی خود در مجمع دموکرات ها سعی کرد که به شیوه خود با این جملات به او کمک کند:" اکنون زمان شفادادن است، اکنون زمان امید است، اکنون زمان هیلاری است."

بسیاری از سخنرانان در مجمع دموکراتها به نفع ترامپ نقش بازی کردند. آقای باراک اوباما به شعار ترامپ واکنش نشان داد و پافشاری کرد که " آمریکا همین الان هم بزرگ و قدرتمند است." او افزود " من به شما قول می دهم، قدرت ما و شکوه ما به ترامپ بستگی ندارد."

اما طبق آخرین گزارش راسموسن(Rasmussen) تنها ۲۴ درصد رای دهندگان احتمالی فکر می کنند که کشور آمریکا در مسیر درستی هدایت می شود. بنابراین کلمات اوباما تنها جایگاه ترامپ را قوت می بخشد.

obama-election-p

یک کاندیدا معمولا در روز اول مبارزه را می بازد یا برنده می شود. روزی که خشت اول را بنا می کند. وقتی باراک اوباما در سال ۲۰۰۸ برای ماراتن انتخابات ریاست جمهوری به همگان معرفی شد، او میخ ایده اش برای تغییر را محکم کوبید. " تغییری که ما می توانیم به آن ایمان داشته باشیم." و در ادامه او در کل کمپین انتخاباتی اش نیز به ایده های مشابهی تمرکز کرد تا نهایتا در انتخابات نوامبر- انتخابات ریاست جمهوری -پیروز بزرگ بود.

اما در سوی دیگر، هیلاری از همان ابتدا در مورد این مساله سردرگم بود. او با " تغییر بزرگ، راه حل واقعی: زمان برای انتخاب رییس جمهور" آغاز کرد. پس از آن به " بازسازی وعده آمریکایی ها" تغییر جهت داد بعد " به سوی پیروزی"  بعد از آن " تلاش برای تغییر، تلاش برای شما" بعد " شمارش معکوس برای تغییر" ( تلاشی برای سرمشق قراردادن ایده اوباما)پس از آن به سمت " آماده برای تغییر، آماده برای رهبری" رفت  و پس از آن" راه حل برای آمریکا" که از قضا همان شک و دودلی او را در مساله بازاریابی کمپین ۲۰۱۶ را نشان می داد.

اما ترامپ کاندیدایی با یک دغدغه بود؟ آیا او در موارد متعدد دیگر نظیر ناتو، مالیات، تجارت و نظایر آن موضع نگرفت؟ البته که موضع گرفت، اما این تنها یکی از واقعیت های کمپین سیاسی او بود. رسانه های جمعی کاندیداها را تحت فشار می گذارند تا درباره موضع و ایده های خود در مورد مسائل توضیح دهند. همین امر اهمیت ویژه تمرکز بر یک جایگاه و موضوع را برای کاندیداها از روز اول روشن می کند. موضعی که البته می تواند هوای رسانه ها را در ماه های بعد بشدت توفانی کند.

trumpad2

جدای از برد و باخت ترامپ، بازاریابان باید از  سناریوی او در ایجاد جنجال در تبلیغاتشان استفاده کنند. اینروزها، اغلب کمپین های تبلیغاتی کاملا ملایم و نجیبند و شاید به همین خاطر است که برندهای جاافتاده سهم بازارشان را به محصولات تازه بدوران رسیده می بازند.

با مرور گذشته بیاد می آوریم وقتی بازاریابان افق های جدیدی از تبلیغات را نمایان می ساختند بسیار مورد توجه قرا می گرفتند.

برای نمونه کمپین کلارول "Does she or doesn't she?"

و کلوین کلین "Nothing comes between me and my Calvins"

و میدنفرم "I dreamed I was . . . . . . in my Maidenform bra"

یا حتی کمپین معروف "Think small" فولکس واگن.

در روزگاری که استاندارد، اتومبیل های پر زرق و برق بزرگ بود، کمپین فولکس واگن یک شُک بود. این کمپین ما را به سمت تیتر های جذابی مثل "

خانه شما را بزرگتر نشان می دهد" و " اگر بنزین ماشین تمام شد، کافیه هلش بدید." سوق داد.

و نتیجه اینکه محصول بهتر الزاما در بازار پیروز نمی شود و فرد شایسته تر نیز الزاما در مقوله سیاسی برنده نخواهد شد. اما آنچه معمولا پیروزمی شود داشتن استراتژی بازاریابی برتر است.


8 thoughts on “کاندیدای بهتر برنده نشد، ولی بازاریاب بهتر برنده شد // تحلیل انتخابات آمریکا از منظر بازاریابی”

  1. البته با همه فرمایشات حضرتعالی کلینتون تعداد رای بیشتری آورد!

    نظرات حضرتعالی زمانی کاملا صحیح بود که تعداد رای ترامپ هم بیشتر از کلینتون بود نه حالا که از نظر تعدادی کلینتون برنده رقابت بوده است.

    1. درود بر شما

      اول از جناب آقای مجتبی محمدیان عزیز تشکر می کنم که این فرصت را به من دادند تا در کافه بازاریابی مجددا مطلب بنویسم

      خدمت شما عرض کنم همانطور که احتمالا مشاهده کردید این مطلب نظرات آقای آل ریز یکی از معروف ترین چهره ها در زمینه بازاریابی و برند است که من آن را به فارسی ترجمه کرده ام. احتمالا ایشان هم از تعداد نظرات مردمی و الکترال آگاه بوده اند و تحلیلی که داشته اند در زمینه به هدف رسیدن و یا نرسیدن بوده است که البته در این زمینه ترامپ برنده شد.
      موفق باشید.

  2. سلام جناب شهربانویی عزیز
    علیرغم اینکه چند سالی هست که در راستای تلاش برای بالا بردن کیفیت زندگی ام، بطورکامل و مطلق سعی بر حذف تفکر در هر زمینه منتهی به سیاست را سرلوحه زندگی قرار داده ام، اما مطالعه نوشته های شما همیشه برایم آموزنده بوده و هست. امشب بازهم آموختم و لذت بردم.
    سپاسگزارم از اینکه برگشتید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *