کوته نوشته های دکتر محمدیان (۱) // سازمانهای پیچیده

در گذشته بخشی در کافه با نام بازاریابی از هر دری وجود داشت که نوعا دکتر محمدیان در آن مطالب کوتاه می نوشت. بعدها این قسمت با تغییر نام به سایت کافه برندینگ منتقل شد و با نام کوته نوشته های دکتر محمدیان در آن جا منتشر می شد که عمدتا به بحث برندهای لوکس می پرداخت. از ایشان خواهش کردیم که این بخش را مجددا به کافه بازاریابی منتقل کنند و در اینجا با همان نام کوته نوشته های دکتر محمدیان ارایه کنند. آنچه در پی می آید کوته نوشته شماره یک از ایشان در دور جدید می باشد. (مجتبی محمدیان)

 ۲۰۱۶-۰۸-۱۹_۲۱-۰۸-۱۲

در بازاریابی پیشرفته یک بحثی است به نام پیچیدگی. پیچیدگی موقعی است که شما نمی توانید رابطه علت و معلول در یک سازمان را دقیق و درست درک کنید. سازمانهای پیچیده را اول باید درست درک کرد. یعنی تشخیص داد که روابط علت و معلول در این سازمانها چگونه است. اگر در سازمانهای پیچیده بخواهیم از همان روشهای روتین استفاده کنیم شاید به نتایج درستی نرسیم. متاسفانه برخی از کارشناسان بازاریابی بدون در نظر گرفتن شرایط سازمانهای پیچیده و بدون کشف روابط علت و معلولی در این سازمانها راهکارهایی را پیشنهاد می دهند که به نتایج خوب نمی رسد. شما چه تجربه هایی از این سازمانها و از این راهکارها دارید. به نظر شما آیا می توان علاوه بر موسسه های بزرگ مالی و خودروسازان شرکتهایی نظیر کاله و گلرنگ را نیز در زمره سازمانهای پیچیده قلمداد کرد.

dr mohammadian


31 thoughts on “کوته نوشته های دکتر محمدیان (۱) // سازمانهای پیچیده”

  1. به گمانم باید سوال اینگونه مطرح می شد که
    در ایران چه سازمان عیر پیچیده ای می شناسید؟
    آقای دکتر به اعتقادم همه سازمانها نه در ساختار بلکه در روابط عیررسمی برای نیروهای بیرونی و برون سازمانی پیچیده هستند. در ایران روابط غیر سازمانی غالب بر روابط سازمانی است. این مساله فقط شامل حال سازمانی دولتی ما نمی شود بلکه در تمام نوعی از پیچیدگی وجود دارد. ظهور استارآپ ها در نقطه آغازین کار شاید از پیچیدگی خبری نباشد اما به مرور این استارآپ ها هم پیچیده می شوند.

  2. سپاس از استاد عزیز بابت این مطلب.

    بنظر بنده مشکلی که اکثر سازمانها در رابطه با پیچیدگی دارند این است که کمتر به مرز پیچیدگی توجه می کنند .
    که بنظرم بسیار مهم است ، وقتی نتوانیم ببینیم که این پیچیدگی تا کجا و تا چه مرزی را درگیر خودش می کند ، نمی توانیم تصمیم درستی برای برنامه ها و حل مشکلات پیش رو بگیریم و ممکن است تصمیمی که میگیریم بعدا بسیار بر ضرر سازمان باشد .

  3. عرض سلام و ادب خدمت استاد محترم دکتر محمدیان
    تشکر میکنم از مطالب کوتاه و کاربردی و مفیدتان.
    قبل از خواندن این متن بنده تقریبا هولدینگ ها و گروه ها را به عنوان سازمان هایی که بیش ترین پیچیدگی را دارا هستند در نظر می گرفتم چرا که این سازمان ها باید بدانند که فرایند بازاریابی با هر یک از واحدهای تحت نظر خود به چه صورت است و در واقع واحد بازاریابی در سطح هولدینگ چه رسالتی در برابر سایر زیرمجموعه های خود دارد.
    اما با فرمایشات شما چنین اسنباط کردم و به آموخته هایم اضافه شد که حتی سازمان های کوچکی که قادر به تشخیص فرایند علت و معلولی مشکلات و مسایل خود نباشند نیز را می توان جزؤ سازمان های پیچیده در نظر گرفت.
    آیا استنباط بنده صحیح است؟؟؟
    اگر اشتباه باشد که هیچ ولی اگر صحیح باشد  سازمانی که از پیچیدگی کمی برخوردار باشد کمتر وجود دارد. در راس آن ها استارت آپ ها که با مشکلات زیادی سروکار دارند و سپس سازمان هایی که با مشتریان و مخاطبان نهایی سروکار دارند مثل کاله چرا که تحلیل رفتار انسان و شناسایی علت و معلول رفتار انسان کاری بسیار دشوار می باشد. ما در مباحث و تئوری های رفتارسازمانی می خوانیم که دانشمندان اذعان داشته اند که خداوند همه چیزهای ساده را به جسم انسان داده ولی او از نظر روحی و روانی موجودی بسیار پیچیده است.
    استاد محترم اگر استنباط بنده اشتباه می باشد ممنون میشوم بیان نمایید.
    با تشکر

  4. با سلام خدمت آقای دکتر محمدیان ارجمند
    پیچیدگی مبحثی متفاوت است از در هم پیچیدگی یا همان سردرگمی. متاسفانه برخی سازمانها بدون اینکه پیچیدگی داشته باشند که در واقع کلافی است با جزئیات گسترده و زیاد که روابط تنگاتنگی دارند، دارای در هم پیچیدگی هستند. در سازمانهای پیچیده با صرف زمان و کسب دانش کافی از سیستم های داخلی سازمان می توان روابط علت و معلول را شناسایی کرد که عموما در این شرایط یک معلول نتیجه چند علت خواهد بود یا چند معلول نتیجه یک علت خواهد بود و ارتباطات تنگاتنگ مسائل و تاثیر گذاری آنها بر یکدیگر سازمان را به یک سیستم پیچیده تبدیل می کند. این سازمان ها اصولا دارای خروجی های اندک هستند اما در خروجی های خود موفقیت زیادتری دارند و عموما گستردگی فیزیکی بالایی دارند اما در سازمانهای در هم پیچیده این فضای به وجود آمده الزام به گسترگی فیزیکی ندارد. بنده سازمانهای کوچکی را می شناسم که درسطح فیزیکی اندکی دارای در هم پیچیدگی های بسیار زیادی هستند. نکته ای که اشاره کردید دقیقا مطلبی است که همیشه سعی می کنم در بررسی ها و مشاوره های بازاریابی مورد توجه قرار دهم. در بسیاری از موارد کافی است در مرحله اول پیچیده بودن یا در هم پیچیده بودن سازمان را درک کنم. در مواردی که سازمان شرایط سردرگمی دارد مسیر را بر مبنای رفع این نکات برنامه ریزی می کنم چون می دانم که با وجود آشفتگی در داخل سازمان مواردی مانند بازاریابی با شکست روبرو خواهد شد. در مواردی هم که سازمان پیچیدگی دارد توصیه ام صرف زمان کافی و طولانی مدت برای شناسایی عوامل تاثیر گذار در خروجی های سازمان است. یک سازمان پیچیده اصولا سازمانی است که دارای تعدد مدیران تصمیم گیرنده، حجم بالایی از قوانین داخل سازمانی، بروکراسی های اداری طولانی، سبد کالا و محصولات گسترده و در برخی موارد تعدد تامین کنندگان و مشتریان است. سازمان های پیچیده در کشور ما بسیار زیاد هستند. حتی بنده سازمان هایی که خدمات و تولیدات خود را بر اساس نکات فنی بسیار گسترده و زیاد ارائه می کنند را سازمان های پیچیده می دانم. برای مثال شرکت های تولید کننده تجهیزات پزشکی از دسته سازمان های پیچیده می دانم چون بازاریابی محصولات این گونه تولیدی ها دارای عوامل بسیار زیاد و کاملا تخصصی هستند که هر کدام نیازمند بررسی های کافی هستند که ممکن است برای این بررسی ها مشاور نیازمند گذراندن آموزش های طولانی مدت درباره موضوع باشد در غیر اینصورت امکان پذیر نیست که راهکاری ارائه شود و به نتیجه برسد.
    در ماه های گذشته مواردی را در بین دوستان خود داشته ام که شرایط این چنینی داشتند و خوشبختانه از پذیرفتن مسئولیت با رعایت ادب شانه خالی کرده ام. می دانسته ام که پذیرفتن همکاری یعنی صرف زمان بسیار طولانی که برای کارفرما قابل تحمل نیست و راهکارهای بدون شناخت هم نمی توانست موفقیت ایجاد کند و مرگ سازمان اتفاق می افتد. برخی از مشاوران اینگونه نمی اندیشند و باعث افزایش بدبینی بین کارفرماها و مشاوران بازاریابی می شوند. امیدوارم مشاوران بازاریابی هم روزگاری قسم نامه ای داشته باشند که شوق موفقیت باعث عدم درک صحیحشان از شرایط نشود.
    امیدوارم از بحث اصلی دور نشده باشم و اصل مطلب را درست تشخیص داده باشم.
    ایام بکام

      1. با سلام خدمت استاد ارجمند
        من از محبت جنابعالی صمیمانه سپاسگذار. معتقدم تا چیزی نوشته نشود درست یا غلط بودن و نقص های علمی آشکار نمی شود. به همین دلیل سعی می کنم تا با نوشتن نظرات در بین اساتید کافه سطح علمی خودم را افزایش بدهم و این موقعیت ارزشمند را مدیون حضرتعالی و کافه هستم. بسیار سپاس گذارم.
        ایام بکام

  5. با سلام خدمت اهالی محترم کافه
    امروزه مدیران به ارزش والای سیستم های نرم افزاری و اطلاعاتی پی برده اند و سعی می کنند تا با استفاده از این گونه نرم افزارها بر مشکل پیچیدگی سازمان خود غلبه کنند اما قبل از این کار نکته ی مهمی هست که باید به آن دقت کرد. در چند درصد از سازمان های ایرانی مدیریت دانش و علم آمار به درستی انجام می شود. در کشور ما حجم بالایی فارغ التحصیل در رشته تخصصی آمار، اطلاع رسانی فنی و ... وجود دارد اما کدام شرکت ها از این تخصص ها استفاده نموده اند. موردی در استانداردهای مدیریت کیفیت وجود دارد و آن هم بررسی های آماری یا ارزیابی و اثربخشی فرآیندها می باشد. من هنوز در هیچ سازمانی ندیده ام و نشنیده ام که این موضوع به خوبی انجام شده باشد. مسلما نرم افزارهایی که موجود هست برای فعالیت درست نیازمند اطلاعات یا ورودی های درست هستند که در سازمان های ایرانی نایاب است. به نظر می رسد ایجاد بستر فرهنگی درست در سیستم های مدیریتی کشور یک نیاز حیاتی و الزامی است. امیدوارم این اتفاق در بین سازمان های ما خیلی سریع اتفاق افتد. آمار به ما نشان میدهد که واقعا بهره وری در سازمان های فعال در کشور بسیار پائین و غیر قابل قبول است. برای مثال چه کسی می داند میزان ضایعات استاندارد قابل قبول در یک مجموعه تولیدی پروفیل های لوله پلیمری چند درصد است و چه عواملی در کنترل آن اثرگذار است؟
    ایام بکام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *