کوته نوشته های دکتر محمدیان (۳) // اخلاق در بازاریابی

دکتر محمود محمدیان: این روزها برخی از افراد که با خواندن یک کتاب خود را در بازاریابی و برندینگ متخصص می دانند با ارایه راهکارهایی غیراخلاقی به سازمانها تلاش در جهت افزایش فروش و به اصطلاح خودشان برند شدن سازمانها دارند. این روشهای غیراخلاقی و غیرانسانی قطعا به سازمانها لطمه می زند. همه ما باید بدانیم بازاریابی کاری انسانی است هر گاه از مدار انسانیت خارج شدیم دیگر فعالیت ما اگرچه ظاهر بازاریابی دارد اما بازاریابی نیست. رنگ کردن گنجشک و فروختن آن به جای قناری قطعا در بازاریابی توصیه نمی شود.

dr mohammadian


5 thoughts on “کوته نوشته های دکتر محمدیان (۳) // اخلاق در بازاریابی”

  1. اهدای سلام و ادب خدمت استاد ارجمند
    هر سخن کز دل براید لاجرم بر دل نشیند.
    استاد ارجمند خوشبختانه مخاطب امروز آگاه است و سازمانی اگر آگاه نباشد جایی در بین انسان های موفق ندارد. خیلی از این راهکارها موقتی است و نتیجه آن پس زدگی مخاطبان است و خوشبختانه اینگونه مشاوران در زمینه کاری خود عمر طولانی ندارند و این جای خوشحالیست. اما در مورد سازمانهایی که متاسفانه به اینگونه افراد اعتماد دارند باید گفت که علت امر بی اطلاعیاست وهمچنین سطحی نگری به مسائل سازمانشان دارند. این افراد هم هیچ گاه نمی توانند در دنیای باز اطلاعاتی امروز موفق باشند و به نظرم بهتر است که با همین دست اشتباهات از گردونه رقابت خارج شوند چرا که اینگونه افراد مطمئنا نسبت به خواسته ها و انتظارات مخاطبانشان هم بی اطلاعند. علت رشد چنین مشاوره هایی هم عدم وجود نظارت و مرجع قانونی برای کنترل آنهاست. دفاتر مشاوره مثل قارچ در حال رشد هستند و زمینه های مشاوره تنها در بازاریابی یا تبلیغات نیست بلکه در هر زمینه ای مشاوره می دهند حتی ازدواج، طلاق، زیبایی، راه اندازی کسب و کار، استارتاپ، تحصیل و موارد دیگر که در تهران این عارضه بیشتر از جاهای دیگر کشور نمود دارد. امیدوارم جامعه ما به حدی از آگاهی و فرهنگ برسد که مردمش بتوانند صداقت در ارائه خدمات و کالا داشته باشند و جایگاه فردی خود در جامعه را پیدا کنند.
    ایام بکام

  2. احمق کتاب دید و گمان کرد عالم است ### خودبین، به کشتی آمد و پنداشت ناخداست (پروین اعتصامی)
    استاد بزرگوار ممنون از اینکه بار دیگر با نوشته کوتاه و پربارتان ما را به فکر فرو بردید. امیدوارم که با راهنمایی شما و مشارکت دوستان بتوان علل ریشه ای این موضوع را حداقل برای تسکین آلام هم که شده، بررسی کرد و معیارهایی برای تشخیص سره از نا سره در اختیار صاحبان کسب و کار گذاشت.موارد زیر را نمیدانم تحت چه عنوانی دسته بندی کنم، اما آنچه در زیر عرض می کنم شناخت محدود بنده از این موضوع است.
    ۱- به قول استاد مینتزبرگ، جهان آموزش مدیریت به سمت قرصی شدن پیش می رود.به این معنی که با تقلیل مدیریت و بازاریابی از یک علم اجتماعی به مجموعه ای از تکنیکها، وعده آموزش آن در ۲۴ هفته ،۲۴ روز و حتی ۲۴ ساعت داده می شود.اغواگری چنین اتمسفری در سرمست کردن دانش جویان، آنها را به سمت توهم دانشمندی و حرفه ای بودن می کشاند. حال اگر در این وضعیت شخصی با خواندن چند کتاب نیز ادعایی داشته باشد چندان عجیب نیست.
    ۲- مشکل شاید از این هم عمیقتر باشد."مورد داشتیم" که در مجموعه ای، مدیر آن مجموعه پس از خواندن چندمطلب از یک کانال تلگرامی، کل برنامه ریزی های گروه توسعه بازار را لغو و مطلب چند سطری تلگرامی را به عنوان سر مشق به واحد بازاریابی ارایه می کند و از آنان می خواهد که در در این راستا عمل کنند.خلق یک فاجعه تنها در چند ثانیه!!!
    ۳- آیا به قانون عرضه و تقاضا ایمان داریم؟ عرضه ی چنین محصول نا مرغوبی تنها در سایه وجود تقاضا برای آنست.این تقاضا شاید ناشی از ناآگاهی مدیران بالا دستی، بی اعتقادی به تخصص گرایی، عدم کیفیت محصولات اصلی و ... باشد.
    ۴- دیدگاه من، اگر چه تحصیلات عالی احتمال موفقیت در این عرصه را تا حدودی بالا می برد اما قطعیتی در کار نیست.تحصیلات هنگامی میتواند تاثیرگذار باشد که به تفکر بیانجامد.همانگونه که تجربه هنگامی مفید است که پس از آن شناخت و معرفتی جدید را بوجود آورده باشد.چیزی که در اتمسفر مدیریت و بازاریابی ایران شواهد کمی از آن دیده می شود.آنچه از همه مهمتر است درک صحیح ماهیت بازاریابی از سوی علاقه مندان و دست اندرکاران این حوزه است خواه آکادمیک خواه غیر آکادمیک. ماهیتی ناثابت در تکنیکها و روشها با جوهره ای ثابت با عنوان خلاقیت.ادعاهای واهی یک شخص پس از مطالعه چند کتاب ناشی از درک نادرست او از گستردگی، پیچیدگی بازاریابی است.
    ۵- در نهایت اینکه در همهمه ی رفتارهای دوراز اخلاق حرفه ای و ریا کارانه ای که در سرتا زیر بسیاری از سازمانهای ما موج می زند، جای چنین افرادی نیز باز میشود تا به ماهیگیری بپردازند.
    بابت طولانی شدن نوشته از محضر استاد بزرگوار و خوانندگان عزیز عذرخواهی میکنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *