کپی در تبلیغات // پرداختن به یک بحث تکراری // بازخوانی نظرات موافقان و مخالفان در این یادداشت // نظر شما چیست؟ // نظرات این یادداشت جمع بندی و منتشر خواهد شد

مجتبی محمدیان // این موضوع رو پیش از این هم بارها بهش پرداخته بودیم با این حال انگار قرار است سالی یک بار به اون بپردازیم. کپی در تبلیغات. اوایل امسال در گروههای تخصصی تبلیغات بحثهای جانانه ای پیرامون کپی در تبلیغات شکل گرفت علت آن هم حجم بالای تبلیغات کپی در باکس عید نوروز بود (البته از بین آگهی هایی که به چشم آمد). در پی نشر یادداشتی در مورد تبلیغات لادن نیز در کافه بازاریابی همین بحث باز بالا گرفت.امروز می خواهیم با طرح این مساله یک جمع بندی هم از این موضوع داشته باشیم. اگر می خواهید نمونه کارهای کپی را ببینید در گوگل یه سرچ ساده انجام دهید ما در این یادداشت قصد بازنشر آگهی های کپی را نداریم. حالا بیایید یکبار مهمترین ادله موافقان و مخالفان کپی را با هم بخونیم:

 ۲۰۱۶-۰۴-۲۲_۲۳-۰۳-۳۲

موافقان کپی در تبلیغات مهمترین ادله ای که می آورند اینهاست:

دلیل اول اینکه رفتار غیرحرفه ای کارفرمایان خواه ناخواه غیر از کپی راهی را برای آژانس باقی نمی گذارد. رفتارهایی مثل:

_ شرکتهای تبلیغاتی می گویند کارفرما توان تخیل و "استوری بردخوانی" ندارد با دیدن آگهی خارجی می داند چه چیزی تحویل می گیرد.

_ کارفرمایان شرکت تبلیغاتی را در تولید و پخش آگهی با محدودیت زمانی همراه می کنند

_ برگشت کارمزد (که امکان هزینه کردن روی ایده پردازی را نمی دهد)

_ کاهشِ ریسکِ انتخابِ نهاییِ آگهی توسط کارفرما در صورت وجود نمونه خارجی

_اعتماد کارفرما به آگهی های خارجی

دلیل دوم دیدگاه ویژه سفارش دهندگان اگهی در مورد سازنده اگهی (کارفرمایان می گویند شرکتهای تبلیغاتی در خلق ایده ناتوان هستند)

دلیل سوم مسایل مربوط به عدم توسعه یافتگی کشور در حوزه تبلیغات است. تبلیغات ما هنوز شکل نگرفته و به مدل خاص خودش نرسیده.

دلیل چهارم نبود سازکار قانونی برای جلوگیری از کپی است.

دلیل پنجم و البته کمی مهم مسایل اقتصادی و اقتصاد آژانس داری است. آژانس ها برای تامین منابع مالی برای پرداخت حقوق کارکنانشان نمی توانند به راحتی و با نه گفتن به کپی مشتریان خود را از دست بدهند.  پس کپی می کنند.

دلیل ششم نگرش غلط کارفرمایان است. ما مشتریانی داریم که حاضرند میلیاردها تومان خرج رسانه‌های کم مخاطب بکنند اما بابت ایده پردازی هیچ پولی را پرداخت نمی کنند. پس نمی توان کار اورجینال برای اینها ساخت.

در طرف دیگر مخالفان کپی در تبلیغات مهمترین ادله ای که می آورند اینهاست:

این گروه در صدر دلایل خود مسایل قانونی و اخلاقی را مطرح می کنند و مساله کپی را غیر اخلاقی می دانند.

ما می خواهیم این بار نظرات را جمع بندی کنیم و یک گزارش مختصر منتشر کنیم. شما هم دیدیگاهتان را بنویسید. نظر شما به عنوان کارشناس و اساسا مخاطب تبلیغات چیست؟ بد نیست از دو زاویه به موضوع نگاه کنیم.

زاویه اول: به عنوان یک متخصص کسب و کار آیا کپی در تبلیغات رو جایز می دونید؟ چرا؟ دلایل موافقت یا مخالفت شما چیست؟

زوایه دوم: به عنوان یه مخاطب تبلیغات در صورت اگاهی از کپی بودن یک اگهی آیا این موضوع در نگرش شما نسبت به برند اثر دارد یا خیر؟


51 thoughts on “کپی در تبلیغات // پرداختن به یک بحث تکراری // بازخوانی نظرات موافقان و مخالفان در این یادداشت // نظر شما چیست؟ // نظرات این یادداشت جمع بندی و منتشر خواهد شد”

  1. آقای مجتبی محمدیان بحثی که طرح کرده اید و البته تمومی ندارد در تارو پود زندگی ما ایرانیها ریشه دوانده و محدود به تبلیغ نیست . ظاهرا در ایران شعار عده ای این است که کپی می کنم پس هستم .از شما برای تهیه این مطلب کیفی ممنونم

  2. به نظر من سهم کارفرماها تو کپی کردن خیلی بیشتره
    دیدن تیزرهای خارجی کارفرماها را ذوق زده می کنه.این قضیه دولتی و خصوصی هم نداره. در ذهن کارفرما تاثیر یک آگهی خارجی با استوری برد برابری نمی کنه و خیلی هم بیشتر تاثیر می ذاره. وقتی هم که بحث اقتصادی باشه کپی کردن و اخلاق جندان مهم نیست.

  3. سلام خدمت همه
    کپی کردن از ضعف اخلاق در شخص کپی کننده و سفارش دهنده یک کار کپی نشات می گیره.
    هر کی کپی می کنه در سطح صرفا اقتصادی قرار داره و ازش نمی شه انتظار داشت که حتی تو تولیدش هم اخلاق رو رعایت کنه.
    من وقتی می فهمم کاری کپیه نسبت به برند دافعه در من ایجاد می شه
    در ضمن خوب کاری کردید که نمونه کارهای کپی رو نذاشتید چون اون موقع خیلی از کارهایی که همگی بهشون می نازیم مشخص می شد که کپی است.
    با تشکر

  4. با سلام
    به نظر من از دیدگاه صاحب یک کسب کار کپی کردن در تبلیغات کار درستی هست. به چند دلیل. اول اینکه ریسک خیلی خیلی کمتری داره. دوم اینکه در هزینه ‌های تبلیغات صرفه جویی میشه. سوم اینکه شرکت‌های تبلیغاتی ایرانی تا به حال در خلق ایده های بدیع آنچنان موفق نبودن پس نمی‌شود به آن‌‌ها اعتماد زیادی کرد
    و از دیدگاه مخاطب عام هم فکر نمی‌کنم تاثیری رو نگرش نسبت به برند داشته باشه. چون اغلب مخاطب‌های عام متوجه کپی نمی‌شوند.

      1. از دیدگاه کارفرما مطمئنن به دنبال یک کار بدون ریسک و با هزینه کمتر هستم.
        اما اگر روزی خودم صاحب آژانس تبلیغاتی شدم سعی بر این می‌کنم که تا جای ممکن از این کار اجتناب کنم. به نظر من با انجام کار کپی در نهایت بیشترین ضرر رو همون آژانس تبلیغاتی می‌کنه چون یه جورایی برندش بی هویت میشه. و صد در صد در بلند مدت وجهه‌‌ی آژانس از بین میره. البته فرق زیادی هست بین کپی محض و الهام گرفتن از یک ایده!

  5. جناب محمدیان ممنون از مطلب خوبتون
    از نظر من کپی برداری بخشی از مسیری است که نهایتا باید به شکل گیری یک هویت مستقل بیانجامد.و در صورتی که کپی کننده منظورش از انجام این کار نچندان اخلاقی ولی رایج، فراهم کردن شرایطی باشد که بتواند توانایی های خود را محک زده و بالا ببرد تا در آینده به خودباوری لازم برسد و شخصیتی خود ساخته با اثر انگشت منحصر بفرد خود داشته باشد، میتوان آنرا نه تشویق بلکه تحمل کرد.
    اما آنچه ما شاهد آنییم تبدیل شدن کپی برداری به رویه ای ثابت و قابل دفاع در بین اکثریت جامعه است و البته دست اندرکاران بخش تبلیغات. بخشی از توجیهاتی که در دفاع از کپی کردن ارایه می شوند تا حدی درست است اما نه برای همه آژانس های تبلیغاتی.اگر آژانسی بعد از ۱۰ سال و شاید بیشتر فعالیت حرفه ای نتوانسته باشد جایگاهی مناسب و شخصیت حرفه ای در ذهن مخاطبانش ایجاد بکند، با بله قربان گفتن برای کارفرما هم نمی تواند آینده خود را گارانتی کند.
    جالب آنست که بسیاری از این بزرگواران در معرفی آژانس های خود، ادعای ارایه خدمات کامل بازاریابی میدهند حال آنکه خود نتواسته اند با آن همه دانش و تخصص خود( مطابق آنچه در سایت هایشان اعلام کرده اند) گلیم خود را از آب بیرون بکشند. ادعاهایی که حتی میتوانند تجارت زیره به کرمان بردن را هم سود آور سازند.
    از سوی دیگر مواردی چون عدم اعتماد کارفرمایان به توانایی ایده پردازی آژانس ها و عدم توسعه یافتگی حوزه تبلیغات نه علت بلکه معلول فرهنگ کپی برداری هستند.
    در مورد مخالفت با کپی برداری، بحث تنها احترام به قانون ورعایت اصول اخلاقی نیست، بلکه این سوال مطرح است که ما با چنین رویه ای بکجا خواهیم رسید؟ آیا این شیوه از کارکردن بزرگترین ضرر را برای خود دست اندر کاران آن نخواهد داشت؟ آیا ما به بازارهای منطقه ای این صنعت فکر کرده ایم؟ اگر مدیر بازاریابی یک شرکت خارجی نمونه کاری از ما بخواهد، چگونه از کار خودمان دفاع میکنیم؟
    استعدادهای ناب و خلاق چه بر سرشان خواهد آمد؟ و...
    بنابراین بنده اعتقاد دارم که ملاحظات محافظه کارانه و تفکر اقتصادی مدیران آژانس های تبلیغاتی مانعی بمراتب بزرگتر و سخت تر از ناآگاهی و یا خود رای بودن کارفرماها در این موضوع است.
    با سپاس

  6. با عرض سلام و خسته نباشید
    به نظر من چون ما با محدودیت هایی که به خوبی اشاره کردید دست به گریبان هستیم,نمی توان در این زمینه صفرویکی صحبت کرد.
    به همه ی مطالبی که گفتین این را اضافه کنیم که خیلی از جمعیت کشور زبان انگلیسی را متوجه نمیشوند و خیلی خیلی بیشتر هم اصلا شبکه های سوییسی یا آلمانی و ... را دنبال نمی کنند پس شاید بتوان از تیزری از لادن طلایی که بحث در آنجا بالا گرفت حمایت کرد و گفت با توجه به ادله ی موافقان کار کپی شده و بیننده ایرانی هم می بیند,احساساتی میشود و شاید لذت می برد و بازهم شاید این ها به بهبودی تصویر برند می انجامد پس مشکل آنچنان بزرگ نیست.در کل از الهام گرفتن و حالا به نحوی کپی کردن با آنکه شدیدا با آن به دلیل نیروی بسیار خلاق ایرانی که شاید هنر بسیاری به ساخت جوک در شبکه های اجتماعی خلاصه شده مخالفم میتوان حمایت کرد تا کم کم به آن ایده آل ها برسیم ولی
    کار آنجایی که دیگر برای من یکی غیر قابل قبول میشود که ایران رادیاتور عزیز که در گذشته اتفاقا در تبلیغات موفق بوده می آید نماد برند خودشو ! نه تبلیغی خاص یا هرچیز دیگری ,تکرار می کنم نماد برند خودشو! کاملا از یک کاراکتری که فیلم آن نه در ۱ قسمت بلکه در ۲ قسمت و نه در جیبوتی بلکه در آمریکا ساخته شده و خیلی ها هم دیده اند کپی می کند.
    نمادی که در فیلم "تد" میبینیم خرس عروسکی است که مشروبات الکلی می خورد,ماریجوانا می کشد ,روابط نامشروع دارد و تازه می توان کلی فحش های جدید از او یاد گرفت!!!به نظرم این ها باعث میشود کسانی که در جایگاهی نیستند که در موردمان نظر بدهند بیایند و ما را به سخره بگیرند.(دقیقا به شخص خاصی اشاره می کنم)
    جمع بندی:
    در حال حاضر کپی در ریزه کاری و چند تبلیغ: آری
    ولی کپی ناشیانه برای یک چیز مهم که شالوده ی کار ماست:هرگز

    1. اعلام موافقت شدید خودم رو در مورد بند اخر اعلام می دارم
      لوگو، شعار، کاراکتر و ، بسته بندی این دست موارد ماندگار کپی بردار نیست
      راستی من که سرم کلی در تبلیغاته متوجه منظور شما از اون شخص نشدم
      ان شالله خود اون شخص این یادداشت رو به خونه

    1. سلام
      من هم با شما موافقم مجتبی عزیز. یادمه که اوایل خودم یکی از کسانی بودم که در کافه بازاریابی هم در مطالبم و هم در کامنتهام چالش کپی برداری رو بررسی میکردم و شدیدا با موضوع برخورد میکردم. در طول این مدت با توجه به تجربیات و دیدگاه های جدیدی که کسب کردم ابعاد مختلف کپی کردن ایده، کارها و اجراها رو از نزدیک هم لمس کردم و متوجه شدم موضوع به همین سادگیم نیست. در طول این مدت هم که بحثهای بسیاری در گروه ها و محفل ها صورت گرفته بسیاری از دلایل رو در خصوص این امر دیدم و شنیدم و در موردشون بحث شد و حتی درد دلهای بزرگی بیان شد. اینه که فکر میکنم الان نظرات واقع بینانه تر بیان میشن.
      در مسیر شغلیم هم به عنوان آژانس بودم و هم به عنوان کارفرما فعالیت کردم و نکات جالبی ور دیدم. ترجیح میدم نظرم رو به سبک زیر بیان کنم:
      هر دو طرف فقط دوتا از مقصرهای اصلی هستند. انقدر دلایل کوچک و بزرگی وجود دارد که هیچ کدام از طرفین به دیگری اعتماد نکنند. شاید ریشه آن در اجبار مجریان مهمترین رسانه یعنی تلویزیون برای سفارش کار به آژانسها باشند. آژانسهایی که به واسطه های مختلف میتونن در نهایت با فاکتوری به نام MoneyBack واقعا به رقابت بپردازن البته در صورتی که بتوانند تبلیغات تلویزیونی را با تعرفه سربه فلک کشیده ی مجری رسانه به فروش برسانند (واقعا کار سختیه). چرا چون پولی که برمیگرده از ایده ی نو و بدیع با ارزشتره برای سفارش دهنده. از طرفی هم به دلیل کنسل کردن دقیقه نود پروژه هایی که روزهای ۲۴ ساعته طول کشیده به واسطه سفارش یکی از دوستان سفارش دهنده و یا سفارش دقیقه نودی شب عید و متحمل شدن استرسهای فوق العاده زیاد برای مدیران و پرسنلی که منتظر یک تعطیلی بی دردسر و بدون زنگ خور و استرس با دریافتی مناسب و به موقع آژانسها، اونها تصمیم میگیرند سریعترین راه و البته تضمین شده ترین رو برای ارائه خدمات به مدیران سفارش دهنده دقیقه نودی پیشنهاد بدن. واقعا چرا باید برای کارفرمایی که پولتو به اندازه و به موقع نمیده ایده خرج کرد؟ مجددا از طرف دیگه کارفرما معتقده آژانس حاشیه سود بسیار بالایی داره پس حق خودش میدونه تا جایی که امکان داره تخفیف بگیره و یا پرداخت رو به تعویق بندازه چون مدیر آژانسی که با فروش هوا داره بنز و بی ام و سوار میشه با ۳۰ ثانیه تیزر و چهارتا قاب عکس لازم نیست پول زیادی بهش بدیم. اصلا چه معنی داره؟ و در جایی از این مارپیچ سازمان زیباسازی هر ۶ ماه یک بار ۳۰% به تعرفه فضاهای تبلیغات محیطی اضافه میکنه و آژانس مجبوره در پایان هر ماه به سریعترین شکل ممکن چکهای چند صد میلیونی سازمان رو پاس کنه. پرسنل آژانس این وسط که از دیرکرد حقوق شرم آور رنج میبره ترجیح میده با استرس کمتر و در زمان کمتر کاری ارائه کنه تا از ماجرا بگذره و یا حداقل کاری خوبی ارائه بده که میدونه جواب میده و امیدواره بعدا رزومه خوبی براش میشه شاید باعث بالا رفتن درآمدش بشه. و این حلقه ی کج و کوله با هزاران تیغ و بریدگی همچنان با دلایل و وضعیت بدتر و بهتر بسیاری دیگر ادامه دارد.
      البته گفته باشم موارد بالا در خصوص همه جا و همه شخص و همه کارفرماها و آژانسها صدق نمیکنه اما بخشی از حقایقه.
      در هر حال نظر شخصی من در حال حاضر اینه که کپی کاری دروغ مصلحت آمیزیه برای تبلیغ داشتن برای کارفرما و فعالیت کردن برای آژانس و در نهایت حفظ بقای هر دو در شرایطی که واسطه های زیادی منتظر جوش خوردن یک قرارداد تبلیغاتی هستند تا زندگیشون بگذره و هر آن کس که در این حلقه گرفتاره شاید به نوعی راضیه

      1. نوعی مطلبی که نوشتی ساهرخ
        نشان از تسلط خوبت به هر دو طرف داره
        یادم می اید که خود تو هم این موضوع را چند بار بررسی کردی
        ان شالله با یک جمع بندی این بار نتایج ملموسی بگیریم

      2. تا جایی که من اطلاع دارم بخش عمده‌ی محتوای تبلیغات محیطی و تلویزیونی در دو سه تا آژانس تبلیغاتی تولید میشه و البته این آژانس‌ها بخش عمده‌ی سودشون از بابت فروش رسانه‌ست نه تولید محتوا. در واقع هزینه تولید یک تیزر یا یک طرح گرافیکی در مقابل سودی که از فروش رسانه محیطی یا تلویزیونی عاید آژانش میشه گم میشه و حتی گاهی اصلا برای مشتری فاکتور نمی‌شه، از همین رو واحدهای تولید محتوا تبدیل میشن به واحدهای هزینه زا به جای واحدهای درآمد زا و چرخه معیوبی که به خوبی شما توضیحش دادید اتفاق میفته. این موضوع باعث میشه آتلیه‌های هنری که تخصصشون تولید محتوای خلاق هست ضعیف بمونن چون مشتری‌های پولدار میرن سراغ آژانس‌های بزرگ...

  7. نمیدونم این تحلیل چقدر میتونه به واقعیت نزدیک باشه اما به نظرم علت افزایش فزاینده کپی برداری در میان ایرانی‌ها "نیاز به جلب توجه یا دیده شدن" است. مشکل کپی برداری در تمام عرصه‌ها مشکلی جدیست و بحث پیرامون ابعاد مختلف این موضوع چالشی‌ست که همه‌ی صاحب نظران در آن درگیر هستند. در عرصه نویسندگی بحث کپی کاری به شدت فراگیر شده، در بحث گرافیک و تولید محتوای تصویری کپی به شدت بیداد می‌کند، تا آنجا که حتی لوگوی برخی شبکه‌های سیما، پوستر جشنواره‌های سینمایی و تاتر و ... هم کپی‌کاری‌هایی ناشیانه از آب در می‌آیند. در بحث تولید برنامه و فیلم و سریال هم که این روزها بحث‌های داغی براه افتاده است. اما سطحی‌ترین یا به ظاهر کم اهمیت‌ترین نوع کپی کاری را در شبکه‌های اجتماعی بتوان دنبال کرد. انتشار نوشتار و شعر و ... دیگران به نام خود و کارهایی از این دست که کم نیستند.
    این میل به دیده شدن و جلب توجه به قدری سرطان وار در ذهن مردم رشد کرده که اثراتش تا حرفه‌ای ترین سطوح هم رسوخ کرده و ابعاد اخلاقی این موضوع روز به روز کم رنگ تر و کم رنگ تر میشه.
    اما در پاسخ به سوالات مطرح شده در متن :
    ۱- به نظرم کپی برداری نعل به نعل به هیچ وجه قابل توجیه نیست حتی اگر مطمئن باشیم که نمونه اصلی در جایی به نمایش درآمده که مخاطب عام متوجه آن نمی‌شود. این موضوع به نظرم اوج بی اخلاقی در کسب و کاره، چراکه با چنین تفکری میشه خیلی کارها با مشتری کرد و مطمئن بود که او بویی نمی‌برد!
    ۲- به نظرم بستگی داره به این که کالای (محصول، خدمت،...) مورد تبلیغ چی باشه، مثلا در مورد خدمات بانکی این موضوع خیلی اثری در رفتار مخاطب نداره، اما در مورد FMCG این قضیه میتونه آسیب زننده باشه مثال در این زمینه به وفور وجود داره، برندهایی که اساس خلقشون کپی بود و با چرخه عمر خیلی کوتاه حذف شدن...

      1. با یک مثال توضیح ‌می‌دهم:
        بانک شهر را به عنوان مثال در نظر بگیرید، بانکی که اکثر ایده‌ها وشعارهای تبلیغاتی‌اش، کپی نعل به نعل موسسات مالی بین‌المللی است (اگر لازم باشد گزارشی در این زمینه تهیه خواهم کرد) اما این بانک به واسطه‌ی پشتوانه‌ و اعتباری که دارد (شهرداری) توانسته در مدت کمی که از عمرش می‌گذرد با جذب سپرده از سوی مخاطبانش از سال ۹۳ به بعد در بین ۱۰۰ شرکت برتر ایرانی قرار بگیرد، در گزارش دیگری که میزان ROI موسسات مالی اسلامی را بررسی کرده، بانک شهر در سال ۲۰۱۳ در رتبه نخست قرار داشت. آیا این میزان موفقیت را باید به تبلیغات این بانک نسبت دهیم؟ تبلیغاتی که اکثر آنها صرفاً جهت پوشش بودجه تبلیغاتی تولید شده‌اند و شعاری که ترجمه‌ی شعار Citibank است؟ قطعاً خیر. مشتریان خدمات بانکی در ایران در انتخاب بانک برای سپرده‌گذاری یا هر نوع سرمایه‌گذاری اساساً برند محور عمل نمی‌کنند بلکه سود محور عمل می‌کنند. انبار کردن سرمایه در موسسات مالی برای دریافت سودی بیشتر از سود بانکی شاهدی بر این ماجراست. البته با توجه به تجربه‌ی شخصی خودم در اجرای پژوهش‌هایی در زمینه سنجش میزان اثربخشی تبلیغات (خصوصا در صنعت بانکداری) می‌تونم بگم که اثرگذاری تبلیغات در جذب سپرده کمتر از ۱۰ درصده.
        اما در صنایع FMCG از آنجا که مخاطب با خرید مثلا یک قوطی روغن مایع ضرر مالی قابل توجهی را متحمل نمی‌شود در انتخاب چنین محصولاتی مزایای Emotional نقش مهمی ایفا می‌کنند و اینجا جاییست که برندها به رقابت می‌پردازند، تبلیغات در انتخاب‌ها تاثیر بیشتری دارند و شایعات و حواشی بیشتر است.
        یا برای مثال دیگر در بازار پوشاک چرم بعد از موفقیت نسبی برند چرم مشهد در بازار چرم یا برند جوان‌تری چون نوین چرم شاهد رشد قارچ گونه‌ی برندهایی بودیم که از ترکیب کلمات "نوین" و "مشهد" نامی برای خود دست و پا کردند اما یا عمر کوتاهی داشتند یا سهم قابل توجهی را نصیب خود نکردند.

  8. زمانی که تخصص و هنر در تبلیغات ما به جایگاهی برسد که کیفیت کارهای غیر کپی بالا تر یا حتی برابر با استاندارد های تبلیغات جهانی شود، خود به خود کپی کنار میرود. این موضوع لزوما مربوط به صنعت تبلیغات نیست در بسیاری از مسائل دیگر نیز این امر مشاهده میشود.
    پس شاید بجای تکرار و کپی کردن بحث کپی کاری در صنعت تبلیغات، بهتر باشه این سوال رو بپرسیم که چه زمانی میشود که ما توانایی کاری با سطح استاندارد بین‌المللی را داشته باشیم.
    و سوال های ما نیز اینطور شود که،
    به نظر شما در صنعت تبلیغات چند درصد افراد از دانش و تخصص مرتبط، آکادمیک و تجربی در سطح بالایی برخوردار هستند؟
    و اینکه چرا منتقدان کپی در طول این زمان فرسایی، نتوانسته اند با تولید حجم چشمگیری از کارهای غیر کپی با کیفیت مناسب، عملا عرصه ای برای کپی کردن نگذارند؟
    و نهایتا اینکه، مدرسین خلاقیت درست و به روز نظرشان در این موارد چیست؟

    1. زاویه دید جدیدی را به موضوع باز کردید.ممنون
      اما دو نکته آیا همه منتقدان کپی کاری در تبلیغات الزاما خودشان تولید کننده آثار تبلیغاتی هستند که باید با تولید کار خوب به حدف کپی کمک کنند؟
      نکته دیگر این که این جمله شما را متوجه نشدم ” پس شاید بجای تکرار و “کپی کردن” بحث کپی کاری در صنعت تبلیغات،” …

  9. زاویه دید جدیدی را به موضوع باز کردید.ممنون
    اما دو نکته آیا همه منتقدان کپی کاری در تبلیغات الزاما خودشان تولید کننده آثار تبلیغاتی هستند که باید با تولید کار خوب به حدف کپی کمک کنند؟
    نکته دیگر این که این جمله شما را متوجه نشدم " پس شاید بجای تکرار و "کپی کردن" بحث کپی کاری در صنعت تبلیغات،" ...

  10. سلام
    ممنون از موضوعی که مطرح کردید جناب محمدیان
    وقتی نظرات رو مطالعه میکردم بسیار خوشحال شدم که در بین چنین کارشناسانی هستم که از نقطه نظرات و زاویه دید اونها کلی چیز جدید فرا گرفتم و البته که این حاصل درایت شماست برای فراهم کردن این فضا...

    در پاسخ به سوالات شما
    از منظر یک کارفرما قطعاً اولویت اول و آخر تاثیر گذاری تبلیغات بروی مخاطب و خروجی مثبت آن است پس چه فرقی میکند که این تبلیغ کپی باشد یا ...
    نباید این نکته را هم فراموش کرد که بسیاری از نقد هایی هم که در خصوص تبلیغات کپی انجام میگیرد در بین افرادی همانند کافه بازاریابی صورت میگیرد و بارها مشاهده کرده ایم که تبلیغی که کاملاً کپی برداری از یک آژانس انگلیسی یا آمریکایی بوده مورداقبال و تحسین بین مخاطب عام قرار گرفته...
    پس پاسخ سوال اول اگرتبلیغات هزینه کمی در بر داشته باشد و موثر باشد چرا که نه!

    در پاسخ به سوال دوم اعتقاد دارم که خیر اثری ندارد چرا که حداقل نسبت به خیلی از تبلیغات هایی که در رسانه های داخلی میبینیم تاثیر و جذابیت بیشتری دارد پس دوستانی که کپی میکنند با توجه به مشکلاتی که با کارفرما دارند حداقل یک قدم از دوستانی که بدون ایده و سناریو هستند جلوتر هستند
    البته باید تقدیرویژه کرد از آژانس هایی که شما ۱۰ تبلیغات منتخب در سال گذشته آنها را به اشتراک گذاشتید چرا که به رغم تمام ادله ای که توجیه میکند کپی کرن را، آنها بسیار متفاوت عمل کردند

  11. سلام و درود به همگی
    در یک دوره زمانی کوتاه این فرصتو داشتم که خیلی کم با چندتا از همین شرکتهای تبلیغاتی که بزرگ هم هستند صحبت کنم خوب چیزی که من دیدم یه مکان خوب در بهترین جای تهران بودو چند تا میز .....چیزی که گاهی تعجب برانگیزه نزدیکی عجیب اکثر آنها در یک خیابان !!!!! و چیزی که عجیبتر بود اگهی های استخدام بازاریاب این شرکتها بود که بعدها از یکی از دوستان شنیدم که قرارداد یکی از آنها هفت خوان رستم بوده و تا سه ماه تکلیف طرف روشن نبوده و در پایان هر ماه هم اگر شرکت راضی نباشه میتونه اقدام به اخراح طرف کنه بدون مزایا ؟؟؟؟!!!!جالبتر اینه که برای همین شغل هفت خوانی افراد ارشد و کار کشته ایی رو میخواسته که این قرار دادو امضا کنند ؟؟؟!!!!این همه داستان برای این گفتم که فقط به عنوان یه فرد و یک دوستار این رشته و زحمتکش های این عرصه بگم کاشکی انقدر درگیر ظاهر شرکت و بوروکراسی برای کارمند بیچاره نبودیم جدایی ازینکه کپی اما با ذهن خلاق میتونه خلاقیتهای دیگری رو به دنبال داشته باشه این حواشیهای زائد باعث میشه خواه ناخواه شرکت به جای پویایی و شادابی برای خلق یه اثر ٫ صرفا خلق پول تلاش کنه بدون اینکه خودش متوجه موضوع باشه .....تمام نکاتتون برای علت کپی عالی بود جناب محمدیان.....

  12. سپاس از پاسخ شما، لازم به ذکر است که در پاسخ هر دو سوال شما، اینطور میتوانم توضیح بدهم که فضای نقد ما متاسفانه هنوز آنقدر عادلانه نشده که دو کف ترازوی نقد (سازنده و مخرب) رو همسان نگاه دارد. حتی تیتر های نقد به کپی کاری توسط منتقدان هیچ خلاقیتی در بیان موضوع ندارند و متاسفانه یک سویه با اهدافی اغلب غیر سازنده انجام میشود.
    اگر معتقد بر این هستیم که صنعت تبلیغات ما علیرغم سابقه طولانی، هنوز نو پا و در حال رشد است، پس این امر بدیهی به نظر میرسد که کودک درحال رشد به آموزش و تشویق نیاز دارد تا تنبیه و تخریب...
    و واقع بینانه این سوال رو از اهالی تبلیغات به صورت شفاف بپرسیم که آیا واقعا هدف از این تخریب کپی، براستی ارتقا سطح فرهنگ و تبلیغات است و یا نوعی تبلیغ با استفاده از ابزار تخریب؟
    به نظر من تا زمانی که منتقدین و مدرسین دلسوز و متخصص این موضوع رو به درستی دنبال نکنند تکرار کپی وار این موضوع اتفاق سازنده و رو به جلو ای نخواهد داشت

    1. جناب مجتبی
      چیزی را که من از نقد شما متوجه شدن قرار گرفتن این نظرسنجی در ادامه بحثهای رایج و غیر دلسوزانه در مورد کپی در تبلیغات است
      خوشحال می شوم متذکر شوید که چه رویه ای را باید پیش گرفت که بحث ماهیت دلسوزانه و کاربردی پیدا کند
      از نکاتی که گوشزد می کنیم همواره بهره می برم
      سپاس

  13. درود بر عزیزان و سروران کافه بازاریابی
    خوشحالم که مجالی برای بحص عمیق تر در مورد مذمت های کپی کاری در تبلیغات باز شده است.
    حقیر جز مخالفان سرسخت کپی کاری در تبلیغات از هر نوع و یا حتی الهام گیری از آنها هستم و اعتقاد دارم یک کار داخلی با تفکر هر چند سطحی بسیار شرف دارد بر نمونه های کپی یا الهامی . دلایل حقیر برای این موضوع عبارت هستند از :
    ۱- ما چرا تبلیغ می کنیم ؟ در مدل های تبلیغاتی که همه شما سروران از حقیر بهتر می دانید و می شناسید ، اولین حلقه مدیریت کردن رسالت تبلیغ است .متاسفانه در کشور ما هزینه کردن بودجه در شرکت های تبلیغاتی مترادف با تبلیغات در نظر گرفته می شود و همه ما به خوبی شاهد هدر رفت منابع در این مسیر هستیم . وقتی کاری به صورت کپی و یا حتی الهامی صورت می پذیرد ،این درست بدان معناست که رسالت تبلیغاتی ما با آن شرکتی که از روی آن کپی کرده ایم همتراز و یکسان بوده است؛ و همه بهتر از من می دانید که رسالت های تبلیغاتی برگرفته از مسایل سازمانی ، دیدگاه مصرف کننده و ایجاد برجستگی برای برندها و یا موقعیت یابی در اذهان مشتریان است . پس اگر ما کپی می کنیم ، یا مسایل یکسانی داریم ، یا از لحاظ برجسته سازی و هویت بخشی به برند در یک مسیر هستیم و یا آنکه موقعیت و منزلت یکسانی را با نمونه های خارجی برای خودمان برگزیده ایم که از نظر حقیر بیشتر به یک فکاهی می ماند تا برنامه !
    ۲- ما برای چه کسی تبلیغ می کنیم ؟ باز اعتقاد دارم کپی کاری و یا الهام گیری به منزله ترادف مخاطب ما به مخاطب نمونه اصلی ماست.آیا واقعا به اینگونه است ؟ یا دیدگاه اشتباهی در مورد مخاطب شناسی داریم و یا مخاطبان ایرانی را هنوز الگوی درگیری تبلیغاتی متفاوتی با مخاطب بین المللی دارد با مخاطب بمباران شده مثلا نیویورک یا هامبورگ یکسان می دانیم. توانایی رمزگشایی آنها را یکسان می پنداریم ، آنها را با سبک زندگی یکسانی با مخاطب بین المللی فرض می گیریم و یا آنکه تنها برای ۲% از جامعه تبلیغ می کنیم.مصداق این گفته کپی کاری صحت را می توان نام برد !(تبلیغی که در آن به مخاطب به کاهش مصرف کاغذ تشویق می شد )
    ۳- خطای در فازشناسی تبلیغات . همه می دانیم که رسالات تبلیغات در چرخه عمر محصولات و صنعت متفاوت و بسیار منفک می باشد. یکی دیگر از اشتباهاتی که به خصوص در الهام گیری ها رخ می دهد ، کپی کردن هنرهای تصویری سازنده اصلی است ! غافل از آنکه سازنده اصلی آن تیزر و یا طرح گرافیکی را با توجه به چرخه عمر خود و فازشناسی چرخه های خود تنظیم کرده است ولی وقتی ما کپی می کنیم خود را باز همتراز آن می دانیم . نمونه این کار را می توان در کپی کاری فامیلا از روی بادلایت و یا کپی کاری محسن از روی کارلتون را نام برد . (پرتاب کردن شل مربوط به زیتون از داخل هواپیمای چتر بازی )
    ۴- خطای در پیغام ها ؛ یکی دیگر از این رخدادها ، استفاده از پیغام های یکسان است . پیغام ها نیز برگرفته از مشکل اول و رسالات تبلیغاتی ما هستند ولی ما بدون توجه به رسالت تبلیغاتی خود ، پیغام را کپی می کنیم !نتیجه بسیار واضح و مبرهن است ! ناسازگاری استراتژیک تبلیغاتی ! مگر نه آن است که بعد حسی و منطقی تبلیغ با هم باید یکسان باشد ؟!؟! ما با کپی شاید یکی از این وجوه را کسب کنیم ولی در بعد عملکردی به شدت مصرف کننده خود را دچار ناهمسانی های شناختی و ادراکی می کنیم . و نتیجه مشخص تر است ....مهاجرت مشتریان از سمت ما ! نمونه این گونه آگهی ها را می توان در بانک شهر و یا شوینده ها به خوبی مشاهده کرد . (عملکرد گرایی بالای نمایش داده شده در شوینده ها را که دیگر همه جا دیده ایم ! و نیاز به مصداق آوری نیست )
    ۵- خطای در مدیریت نقاط تماس با مشتری ؛ یکی دیگر از مذمت های کپی کاری و یا کلاه شرعی الهام گیری به سبک ایرانی آن است که ما با این روند دقیقا نقاط ارتباطی و تماسی با مشتری خود را با مخاطب بین المللی یکسان می دانیم که در فاز انتخاب رسانه ای بیشتر بروز می یابد . برخی دیگر با کپی کامل از روی نمونه های بین المللی فراموش می کنند که رسانه های انتخابی بین المللی تفاوت هایی با رسانه های در اختیار داخلی ما دارند ئ شاید بتوان اذعان داشت که در صورت تفکر خلاق داخلی شاید بتوان راهکارهای کم هزینه تر و بهینه تری را کسب کرد .
    فعلا قلم را در همین حد نگاه می دارم و به یادگیری از روی قلم سایر عزیزان و سروران کافه خواهم نشست !

    1. دکتر برای بار اول است که با مطالب شما ارتباط نمی تونم بگیرم
      در مورد رویکرد مخالف به بحث کپی مشکلی نداره و متوجهش شدم
      اما دلایل و به ویژه مثالها به نطرم جای بحث دارد
      شما دقیقا مثالهایی رو اوردین که واقعا ضعیف است مثلا همون صحت. اما همه بازار تبلیغات کپی ضعیف نیست
      به جرات بگم که اگر ده تا کار موثر نه بلکه محبوب مردمی را بخواهیم انتخاب کنیم هفت موردش کپی خواهد بود چرا نگفتم موثر چون از نتیجه اش خبر نداریم
      ما برندهایی داریم در کشور که با نام کپی ،بسته بندی کپی و تبلیغات کپی سهم خوبی از صنعتشون رو دا رن
      برای تک تکشون مثال همدارم
      باز تاکید می کنم که رویکرد شما رو می پذیرم اما دلایل رو نه

      1. مجتبی عزیز ، درود ! من سعی داشتم که دلایلی در مذمت کپی کاری در تبلیغات داشته باشم . بگذارید اینگونه بحث رو ادامه بدیم ؛
        در صنعتی خاص (حالا هر صنعتی ) شرکتی جدید شروع به کار می کنه ! برنامه ریزی های سازمان هم فرض بگیریم به درستی انجام شده و آنقدر پیش رفته که رسیده به تبلیغات ! خوب حالا می ریم پیش یکی از آژانس ها و یک کاری که اسمش را فعلا می گذاریم الهام گیری دریافت می کنیم !
        خوب حالا شما به من بگویید ! آیا ما با آن کاری که از روی آن کپی کرده ایم در این عرصه ها همتراز هستیم :
        ۱- در رسالت تبلیغاتی مان آیا همترازیم ؟
        ۲- در بافت و نوع مخاطب آیا همتراز هستیم ؟ مثلا در نقش افراد در خرید محصولات و یا دریافت خدمات ؟
        ۳- آیا چرخه عمر ما با چرخه عمر آن سازنده اصلی یکیست ؟
        ۴-آیا پیغامی که کار اصلی ارسال کرده همان پیغامی است که ما بدان نیاز داشته ایم ؟
        ۵-آیا مخاطب ما پای همان رسانه ای است که سازنده اصلی رسانه اش را بر آن اساس برگزیده است ؟

        دو مورد تکمیلی دیگر :
        الف ) با گفته حضرتعالی موافق هستم ! هستند صنایعی که با همین کپی کاری موقعیت های بهینه ای را در بازار دارا هستند . بر سر همین اعتقاد دارم بهتر است که بررسی کپی کاری مورد به مورد باشد. شاید که حتی جواب هر ۵ سوال بالا در مورد شرکت خاصی بله باشد . پس در آن شرایط شاید کپی کاری موجه باشد .
        ب) یادمان نرود که روزی خواهد رسید که اصل آن چیزی که کپی کرده ایم در همین بازار موجود خواهد شد . آن روز چه چیزی برای گفتن داریم به غیر از هویتی جعلی و به اصطلاح الهام گرفته شده . به همین دلیل به نظر من مهمترین موتور محرکه کپی کاری در کشور ما ، بسته بودن فضای اقتصادیمان بوده است . شاید یکی از دلایلی که برندهای ما بین المللی نمی شوند نیز در همین باشد . من هیچ گاه نخواهم نتوانست که مجتبی و یا محمود محمدیان باشم حتی اگر ظاهر و تیپ آنها را کپی و یا الهام گیری کنم ! اینجاست که دو تفکر متعارض به قول آمریکایی ها بوجود می آید :
        ۱- I am Who I am
        ۲- I am whatever you say I am .
        به شخصه ترجیح می دهم که نسخه ضعیفی از خویش باشم و باشیم تا آنکه نسخه قوی کپی برداری شده ای از دیگران ! اگر دیگرانی موفق هستند به خاطر نوآوریشان بوده است و کپی من از نوآوری شما دیگر نوآوری نیست .
        عذرخواهی حقیر را پذیرا باشید مجتبی عزیز . قشنگی کافه به تعارض ، تقابل ، توازی و همترازی آراست !هنوز هم شک دارم که در تقابل با نظر جنابعالی قرار داشته باشیم و این بحث به قدری سنگین است که شاید از حوصله خواننده ما به دور باشد . ارادتمند شما ؛ کوچکترین شاگرد کافه

        1. ارادتمندم دکتر جان
          الان کمی بیشتر با نظرت ارتباط گرفتم. به ویژه که برای دوستان کپی کار یه راه فراری باز گذاشتی
          هر چند فارغ از موافق یا مخالف بودنم گمان می کنم نگاه به تبلیغات در اعلب شرکتهامان اصلا به این تر و تمیزی که شما در پنج بند اوردید نیست به خاطر همین هیچ چیز جلوی کپی را نمی تواند بگیرد.
          شما از مدیر تبلیغات بزرگترین بانکها یا تولید کنندگان مواد شونیده، یا خوراکی ایرانی هم این پنج سوال را بپرسی اصلا براش جواب ندارند چه برسه بخواهند در کار پیاده هم بکنند.
          البته تند نروم بهتر است بگویم شاید برای سوالهای یک دو سه جواب ندارند
          البته سوال اخر هم چندان شامل حال کپی در تبلیغات نمی شود. دوستانی که کپی می کنند بر اساس سفارش و رسانه از رسانه های اختصاصی کپی می کنند مثلا وقتی سفارش بیلبورد می دهی برای شما بلیبورد کپی می آورند نه تی وی سی!

  14. جناب آقای محمدیان عزیز
    اونچه که من معترض هستم به آن، نگاه چپ به فرآیندی هست که درحال اتفاق افتادن است و با نام مبارزه با کپی کاری مطرح میشود. ما باید این واقعیت را بپذیریم که صنعت تبلیغات ما همانند بسیاری از صنایع ما دچار ضعف تخصص است (از سفارش تا اجرا و پخش) و به همین دلیل نقدهای وارد به یک ساختار ضعیف نه تنها چاره ساز نیست که حتی ممکن است جلوی پیشرفت از روش benchmark و bench learning را نیز میگیرد.
    نمیخواهم وارد مباحث علمی مدیریت، همچون روش های پیشرفت و توسعه شوم که یکی از آن روش ها الگو برداری است.
    سمت و هدف من این موضوع است که چرا راهکارهای ایده، تولید و اجرا که در دنیای امروز مورد استفاده قرار میگیرد، مورد تحقیق، بررسی و ارائه قرار نمیگیرد تا نتیجه این بحث چند ساله راهکاری علمی و اجرایی باشد. برای مثال در علوم بسیاری از جمله marketing که در دانشگاه ها تدریس میشود هر ساله علوم و مقالات جدیدی درحال ترجمه و غنی سازی سطح علمی دانشجویان میباشد که نتیجه آنها پس از چند سال توسط برخی اساتید فعال در صنایع وارد بازار می‌شوند. ولی متاسفانه در صنعت تبلیغات بجای آموزش روش های درست و جدید که بتواند چاره ساز مشکلات شود، دائماً تخریب و شکایت صورت می‌گیرد که نتیجه درستی جایگزین این خرابی نمیشود.

    1. متوجه منظور شما هستم
      اما بحثی که این بار می کنیم در جهت تخریب داستان کپی برداری نیست
      حتی همانطور که می بینید این بار کپی گویا موافقانی دارد
      اتفاقا این بار تلاش کردیم موضوع دو سویه بررسی شود
      بعد از جمع بندی شاید در مورد راهکارهای برون رفت از این قضیه هم بحث کردیم
      سپاس از شما

    2. درود بر دوست عزیز ، مجتبی که نام خانوادگی ایشون رو هم متاسفانه نمی دانیم !
      با گفته شما در مورد بنچ مارکینگ و بنچ لرنینگ کاملا موافقم . ولی توجه به ادبیات موضوعی این دوحیطه یک خط متمایز کننده ایجاد می کند . در بنچ مارک ما می توانیم رویکردی نتیجه ای و یا فرایندی داشته باشیم . در بنچ مارک فرایندی ، مجموع فرایندها و رخدادهای که به نتیجه نهایی رسیده است مورد بررسی قرار می گیرد و در بنچ مارک نتیجه ای فقط نتیجه !
      این است سیاه بختی ملت ما که در آن بنچ مارک ها همه نتیجه ای هستیم ! وقتی ما نتیجه ای که شرکتی بدان رسیده را کپی می کنیم همان بحث همترازی شرایط تصمیم با آن شرکت دیگر را مد نظر داریم . به قول ادبیات فاخر خودمان می شویم مویزی که قوره نشده است .
      اگر بنچ مارک های ما فرایندی بود ، مسیر رشد و تعالی رو مرحله به مرحله و با تحلیل طی می کردیم ولی ما فقط نتیجه ها را به اصلاح الگو برداری می کنیم که قربانش بروم در زمینه تبلیغات از استوری برد و نریشن و موسیقی متن و میزانسن و همه چیز ۱۰۰% کپی است ! این بنچ مارک نیست برادر عزیز من و از آن هیچ یادگیری ای حاصل نمی شود !

      1. دکتر این بنچمارک هم از اون مباحث ناشناخته بازاریابی است. به نظرم جا داره خود شخص شما یکی دو تا مطلب با این موضوع برای اهالی کافه بنویسی. اصلا همین پاراگرافی که نوشتی را در قالب دو مطلب مجزا بازش کنید خیلی نکته های خوبی توش داره

      2. البته که من با نظر شما موافق هستم، گرچه که در بنچمارک الگو برداری عین به عین نیز مرسوم است. ولی هدف از بیان این موضوعات صرفا این بود که به نگاه من تبلیغات ما هنوز درجایگاهی قرار نداریم که تولیدات تبلیغی ما (عمدتا... نه عموما) به نقد کشیده شود. پیش از هر موضوعی ما باید بستر علمی و آموزشی ای داشته باشیم تا بر محور آن به نقد و قضاوت بنشینیم. زیرا که طبیعتا همه ما در این سالها با این سوال (کپی خوب است یا بد؟) بسیار مواجه شده ایم ولی سبب تکرار این سوال این بود که ما نتوانسته ایم مسیر درستی را جایگزین کنیم.
        اینطور مثال بزنم: همه ما می دانیم تقلب و تمسخر و تخریب و تحقیر و.... کاری خوبی نیست، ولی به راستی در ضمیر خود جواب را بدهیم که واقعا چند درصد از افراد اطرافمان و حتی خودمان هرگز این کار را انجام نمی دهیم؟
        اشکال کار همینجاست، که اغلب این نقد هایی که به بسیاری از مسائل می شود، نه برای بهبود که همچون بلندگویی برای شنیده شدن استفاده می شود. سوء تعبیر نشود منظور این سایت و آن سایت و این کانال و آن کانال نیست! مجموعا همه ما اهالی تبلیغات با این موضوع که نقد ابزاری برای معرفی (پرسنال برندینگ) شود بر خورده ایم.

  15. لطفا موعظه نکنید
    من همه نظرات رو خوندم.احساس می کنم بعضی دوستان دارن موعظه می کنن.لطفا موعظه نکنید!
    در کسب و کاری که ساده ترین مسایل اخلاقی در تولید بهداشتی رعایت نمی شه و تولید کننده فقط به پول فکر می کنه و از سر و ته محصول می زنه مباحث اخلاقی جایی نداره.
    در شرکتی که شایسه سالاری در پست هاش حاکم نیست و این یعنی بی اخلاقی کاری مساله کپی اصلا مهم نیست
    مهم اینکه یه کار دهن پر کن بسازیم و در فلان مهمانی پزش را بدهیم.
    از نظر مردم هم اصلا مهم نیست یه کار کپی باشه یا نباشه.

    1. آقای سینا اتفاقا این بار من موعظه ای در کار ندیدم. اتفاقا این بار در نظرات دلایل خوبی بر هر دیدگاه وجود داره. واقع بینی که این بار در نطرات می بینم هیچ وقت ندیدم. با این حال از نظر شما هم استفاده کردم

  16. سلام و تشکر از مطالب بسیار خوب کافه مارکتینگ
    بنای ایده های ناب همیشه در تخیل ذهن افراد موفق در این معقوله وجود داره ، اما چطورکپی پیش میاد!؟ :
    خب به نظرمن همین کپی کاری ها توی هر موقعیت مکانی و زمانی میتونه (عمدی یا بلعکس) پیش بیاد . بستگی به خیلی چیزا داره ،نمیشه یه شرکت تبلیغاتی و یه تیم طراحی و ایده پردازی رو مقصر دونست . دلایلی که به عنوان موافقان کپی نوشتین کاملا منطقیه .فرهنگ تبلیغاتی ما یه جور کسب و کار تجاری و رقابتی شده . متاسفانه تمرکزبه تبلیغات موفق اونور آبی و مقابل به مثل اینور آبی اونها بدون ریسک و مورد پسندتر بوده وچربش مالی و بوی پول نمیزاره ایده پردازی و تبلیغ با ایده ای نو پیش بیاد .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *