از شعارهای مسئولین درباره رواج روح ورزش تا اهداف مادی گرایانه // تبلیغات افراطی به هر قیمتی

تصور کنید که در حال تماشای بازی فوتبال لیگ برتر بین دو تیم ساپیا و راه آهن سورینت هستید (حتی اسم تیم ها هم تبلیغاتی است نامهایی همچون استیل آذین، سپاهان، کاله، پگاه، داماش، ذوب آهن، سایپا، پکان و از قدیمی ها بانک ملی، بانک کشاورزی، بانک تجارت و … همه برندهایی هستند که با هدف تبلیغات وارد دنیای فوتبال شده اند.) اطراف زمین فوتبال در چهار سطح (به ویژه در ورزشگاه آزادی) مملو از تبلیغات بزرگ و کوچک است که نام شرکتها روی آن خودنمایی می کند و اطراف دروازه را نیز تبلیغات احاطه کرده است. دو تیم پیراهن هایی دارند که روی آن یک اسپانسر و پشت پیراهن یک اسپانسر دیگر تبلیغ کرده است. در نماهای نزدیک که دوربین نشان می دهد، حتی شورت ورزشی و توپ بازی هم دارای تبلیغ است. در بین تماشاچیان گروه کثیری را می بینید که پیراهن های متحد پوشیده و یک برند خاص را تبلیغ می کنند. قبل از بازی انبوهی از تبلیغات تلویزیونی و بین هر نیمه بازی فوتبال نیز تبلیغات تلویزیونی بیداد می کند. همچنین شما قرار است نتیجه بازی را از طریق پیامک پیش بینی کنید. واقعا افراط در تبلیغات تا چه حد؟ افراطی که فقط مخصوص کشور ما نیست و در کشور های اروپایی نظیر اتریش و بلژیک و .. هم تا حدی دیده می شود.

نسل فوتبال زده و فوتبال گریز ایران اعتقاد دارد بازی فوتبال را ببینیم که چه شود؟ 22 نفر دنبال توپ می دوند و میلیون ها نفر را درگیر خود می کنند که چه بشود؟ غافل از اینکه صنعت فوتبال بیش از آنکه سرگرم کننده و مفرح باشد پولساز و تجارت است. از کنار دست همین 22 نفر، تجارت های بزرگ اتفاق می افتد. به رغم آنکه “سرجیو زیمن” در کتاب خود با عنوان “تبلیغاتی که ما می شناسیم به آخر خط رسیده است” تلویحا اشاره می کند که تبلیغ در میادین ورزشی سود چندانی برای برندها ندارد و از آن به پول دور ریختن یاد می کند اما هنوز به شکلی افراطی در ایران تبلیغ در کنار زمین های ورزشی حجم زیادی را به خود اختصاص می دهد. در یک زمین فوتبال شیوه های مختلف تبلیغاتی را می توان دید. از تبلیغ در اطراف زمین به شکل بنر عادی، بنرهای پرسپکتیو، بنر کنار دروازه، تابلوی تعویض، تا پیراهن بازیکن ها و حتی پیراهن داور. بعد از بازی هم در منطقه مصاحبه مربیان اشکال “زننده” از تبلیغ را می توان دید که برندها برای دیده شدن در آن حضور دارند. با آمدن نسل جدید ابزارهای تبلیغاتی که به تابلو LED کنار زمین معروف است سبک تبلیغات “گل درشت تر” شده است و با افکت های “زننده” دیدن یک بازی فوتبال را کمی کم لطف تر کرده است و ما غافلیم از اینکه قانون بازدهی نزولی در تبلیغات هم کاربرد دارد. یعنی از یک حدی به بعد اضافه کردن بر حجم تبلیغات از اثرگذاشتن تبلیغات بر مخاطب می کاهد و کل پروژه تبلیغاتی احتمالا با شکست مواجه می شود.


9 thoughts on “از شعارهای مسئولین درباره رواج روح ورزش تا اهداف مادی گرایانه // تبلیغات افراطی به هر قیمتی”

  1. جناب محمدیان
    سلام
    مطلبتون جالب است و اینکه آقای سرجیو زیمن هم درست گفته اند زیرا که آنها دیگر بنظرم یواش یواش پدر هر چی تبلیغات رو درآورده اند و آنقدر آزمایش و آزمون و خطا کرده اند که نهایتا چکیده مطالبشون رو در کتابها ارائه می کنند. در ضمن یادمان نرود که آنها در اروپا و آمریکا این کارها را کرده اند و ما هنوز فرصت زیادی داریم. اما در نهایت ما هم به وضعیت موجود آنها در آینده خواهیم رسید.
    اما الان بازار داغ فوتبال و تبلیغات هستش و افراد واقعا می خواهند از این موقعیت استفاده کرده و سود ببرند.
    خوب ببرند ولی به فکر آینده هم باشند.
    همینطور می توانند بروند اخرین موردها رو یاد هم بگیرند.

  2. با سلام
    البته من معتقدم آنقدرها که شما درباره این تبلیغات با دید منفی نگریسته اید نیز درست نیست. به طور مثال تبلیغات اطراف زمین فوتبال که معمولاً با رنگهای متنوعی است می تواند به تنوع محیط کمک کند. فردی که در درون ورزشگاه یا حتی در خانه نشسته و بازی را نگاه می کند اگر تنها یک زمین سبز و چند نفر با لباس یک رنگ را ببیند و هیچ نوع خلاقیت و تنوع دیگری به همراه این فضا نباشد، احساس کسالت می کند. اگر از دیدگاه شرکتهای تبلیغ کننده به این موضوع بنگریم مشاهده می شود که بیشتر این شرکتها (نه همه آنها) به گونه ای سعی در نشان داده قدرت و گستردگی برند خود دارند هر چند که ممکن است هدف آنها از اینکار سودآوری نباشد. البته هدف نشان دادن قدرت یا وانمود کردن اینکه قدرتمند هستند نیز ممکن است به سودآوری منجر شود. شاید هم این شرکتها به دنبال جایگاه یابی در ذهن مصرف کنندگان هستند. مثلاً تا به مسابقه فوتبال فکر کنیم به یاد آن برند بیفتیم.
    موفق باشید

    1. فوتبال
      تبلیغات
      تنوع محیط!!!!
      بخش اول نظر شما موافق نیستم
      فوتبال به ذات جذاب است
      مباحث جذابتی محیطی و رنگ و … در فوتبال مهم نیست
      به اعتقادم روحیه مادی گرایانه است که موجب تبلیغ فراوان در میادین ورزشیم ی شود.

  3. یک بار به یکی از شرکت های معظم تولید کننده مواد شوینده که تیزرهای تلویزیونی با کیفیتش در اروپا ساخته میشه مراجعه کرده بودم. شرکتی که خودشو جز لوکس ترین محصولات بهداشتی ایران میدونه – بنده هم به شخصه محصولاتشو می پسندم- رفته بودم تا مدیای جدیدی رو بهشون معرفی کنم. مدیر فروش و بازاریابیش آقایی بود هم فامیلی خودم با هم خیلی گرم گرفتیم و با من در باره ی کلاس محصولش گفت و گفت تبلیغات در استادیوم ها رو دوست نداره و نمیخواد که برندش در کنار برندی مثل صحت قرار بگیره. خیلی خوشحال شدم که با کسی آشنا میشم که خوش فکره . چند سری باهم مذاکره کردیم هر سری که با هم جلسه داشتیم به عقد قرارداد خوشبین تر می شدم. تا اینکه در جریان یکی از بازی های فوتبال برند ایشون رو در کنار همون برند و برندهای مشابهی که ایشون دوست نداشتن در کنار اونها باشند دیدم!!!!! تعجب کردم. آخه به من گفته بودند بودجه تبلیغاتیشون انقباظی و کمه و حاضر نیستن صد و شصت میلیون پول بی زبون رو خرج استادیوم کنند.
    اما پیشنهاد من چی بود ؟ 1000 تا استیکر سه بعدی های تک به عنوان POSM در بهترین فروشگاه های زنجیره ای فقط به قیمت پنجاه میلیون.
    همونطور که میدونید 80 درصد تصمیمات خرید در صنعت FMCG در نقطه ی خرید ( فروش) و بیشتر توسط بانوان و کودکان گرفته میشه. من یک رسانه ی بروز و جهانی رو برای مصرف کنندگان خالص به ایشون پیشنهاد کرده بودم که میتونست ظرف یک هفته شلف هاشون رو تخلیه کنه و به عنوان تداعی گر نام تجاری برای مراجعات آتی مشتری باشه.
    نکته باز هم برمیگرده به تبعیت نام های تجاری از یکدیگر، تبعیت بی هدفی که متاسفانه حتی در گاهی از موارد از پیشرو و رهبر بازار هم نمیشه بلکه از یک نام تجاری ضعیف تر میشه . البته مدیران بازاریابی و تبلیغات معمولاً یک برنامه یا کمپین رو به مدیر عامل یا هیات مدیره پیشنهاد میدن و تصمیم گیری نهایی با ایشان نیست .
    تصمیم با مدیران ارشدی هست که منطقی و برنامه ریزی شده تصمیم نمیگیرند و فقط میخواهند تا از رقبا کم نیاورند.

    1. اقای امینی به شخصه علاقه مند هستم تا از تکنولوژی های جدید و ابزارهای جدید شما مطلع شوم
      اگر در نمایشگاه بازاریابی و تبلیغات امسال هستید خوشحال می شم ببینمتان
      موفق باشید
      یه یادداشت با معرفی این ابزار (البته نه صرفا تبلیغاتی) برای اهالی کافه بنویسید
      به نظرم یادداشت جالبی خواهد شد

  4. عکس همین صفه رو که جناب آقای محمدیان انتخاب کردند رو نگاه کنید. مک ماکارون به عنوان یکی از چند تا ماکارونی ساز وقتی میاد و در حاشیه ی زمین تبلیغ می کنه شرکت نوظهوری مثل جهان ماکارون که میتونه بودجه ی تبلیغاتی محدودشو بهتر خرج کنه چاره ای نمیبنه و در مقابل وسوسه های آزانس های تبلیغاتی و … دوام نمیازه و میخواد تا اسمش کاملاً بی هدف در کنار مک دیده بشه. استدلال آقا یا خانوم دانشجوی بازاریابی مبنی بر نشان دادن قدرتمندی شاید درست باشه ولی آیا جهان ماکارون میخواد قدرتمندی خودشو به رخ بکشه ؟ آیا میخواد من امینی با دیدن یک بازی یاد ماکارنی جهان بیفتم ؟ بسیاری از شرکت های پیرو فقط دارن تقلید و تبعیت کورکورانه میکننو منابع مالشینو هدر میدن و هیچ فکر و اندیشه ای پشت تصمیمات این جور شرکتها وجود نداره. البته این فقط نظر شخصی منه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *