حسام وهیب: تقلید از آن واژه های دو لبه است که سالهای زیادی در مورد خوبی و بدی آن بحث شدهاست. عدهای تقلید را راه رسیدن به پیشرفت میدانستند و عدهای آنرا دلیل خفت و ذلت میپنداشتند. شاید این اختلاف نظرات ریشه در عمر انسان و حتی حیوانات داشته باشد. آنجا که حیوانات طریقه شکار را از پیشینیان تقلید میکردند یا انسانها که شمایل هواپیما را از ساختار اندامی پرندگان تقلید کردند. در این میان هم برخی اعتقاد به تقلید نداشتند و آنرا راه زوال عزت نفس میدانستند. یکی از آنها “عبدالرحمان جامی” شاعر قرن ۹ میلادی بود؛ در شعری بهنام زاغ و کبک تقلید زاغی از کبک خوش سیمایی را به میان میکشد و از این تقلید او انتقاد میکند به گونهای که در بیت آخر خود میگوید :
کرد فرامش ره و رفتار خویش …. ماند غرامت زده از کار خویش
این شعر زمانی مورد توجه قرار میگیرد که در ادبیات دوره دبیرستان ایرانیان آورده میشود؛ گویی قرار است به ما از اوایل بلوغ یاد دهند که تقلید کار بدی است !

با این پیشگفتار به بررسی استارتاپهای تقلیدی که امروزه زیاد شدهاند میرویم.
تقلید، چرا و چگونه ؟
قبل از هر صحبتی لازم است اشاره کنیم هر شرکت تازه تاسیسی یک استارتاپ نیست، استارتاپ مدیومها و ویژگیهای خاص خود را دارد که تعریفهای بسیار زیادی در مورد آن شده است و آنهم جای بحث فراوانی را میطلبد. امروز بحثمان در مورد استارتاپهاست و اجالتا به کسبوکارهای کوچک کاری نداریم و همچنین باید خاطرنشان کنیم که شرکتهایی که روزی استارتاپ بودهاند از بحث ما غافل نمیمانند.
با نگاه به لیست استارتاپهای ایرانی و خارجی –جدا از دستهبندی نوع فعالیت- تقلید کاملا بهچشم میآید. به گونهای که در این مقوله هم تقلید برخی اوقات حمایت میشود و برخی اوقات مورد شماتت قرار میگیرد. در ادامه دو نوع از این تقلیدها را بررسی می کنیم و بعد از آن به آسیب شناسی این موارد میپردازیم.
VASها
این نوع بیزنسها از آن دستهاندکه بهشدت زیاد شده است. VASها (Value-Added Service) که به ارائه خدمات بر بستر شبکههای همراه مشغول هستند، بعد از آمدن ۳G بهشدت مورد حمایت سرمایهگذاران تیزبین و فرصت طلب قرار گرفتند. اگر هنوز نمیدانید که این شرکتها دقیقا چکار میکنند و یا اسمشان را هنوز نشنیدهاید باید بگویم کاملا در اشتباهاید؛ زندگی شما با آنها عجین شدهاست. فرض کنید در یک روز تابستانی حدود ساعت ۴ و ۵ عصر از سرکار آمدهاید و به یک خواب راحت بدون مزاحمت میپردازید. چند دقیقهای نگذشتهاست که این پیام میآید و همه رویایهای شیرین یک روزتان را خراب میکند :

عصبانی نشوید J اینها همان VASها هستند. این پیامکها تا زمانی برای صاحبان سرمایه ناشناخته بود که هنوز سرویس ۳G نیامده بود. بعد از آمدن سرویس ۳G سیل شرکتهای تازه تاسیس VAS جاری شدند. *Number# ها همان VASها بودند که حالا با مدل درآمدی جدید و رنگ و رویی شیکتر پا به عرصه فعالیت گذاشتند. بیشترین جنگ آنها بر سر اندازه بازار است وگرنه هیچ ارزش افزوده عجیب و غریبی را ندارند. همانطور که میدانید تبلیغات بسیار گران قیمت و همه جانبه از نشانههای آنهاست. از بیلبوردهای سطح شهر گرفته تا خندوانه، ماهعسل و بازیهای تیم ملی؛ آنها همه جا هستند.
آژانسهای اینترنتی
دیگر بعید است این روزها از آنها استفاده نکرده باشید و یا اسم آنها نشنیده باشید. بزرگان این عرصه تپسی و اسنپ هستند که مجموعا بیشترین سهم بازار را دارند و بعید است حالا حالاها کسی به آنها برسد.
بد نیست اینرا هم بدانید که این دو شرکت در بدو ورود بسیار مورد کم لطفی ارگانهای دولتی قرار گرفتند و چند ماهی هر روز شاهد مشاجرههای آنها بودیم. از صنف آژانسهای سنتی تا سازمان تاکسیرانی و حتی مسافرکشهای شخصی، اعتقاد به تخریب بازار خود داشتند. شاید بهتر است بگوییم صنف کسبوکارهای آنلاین و اکثر استارتاپهای آنلاین راه هموار خود را مدیون این دو شرکت هستند که با پیروزی این دو شرکت در مشاجره با سنتیها عرصه و همچنین اعتماد برای فعالیت استارتاپها بیشتر شد. به نحوی خود اسنپ و تپسی را میتوان تقلیدی بسیار هوشمندانه از آژانسها و تاکسیها بدانیم. ارزش قابل ارائه آنها شامل قیمت پایین، احترام به مسافر و آنلاین بودن است. بعد از این دو، با باز شدن راه آژانسهای اینترنتی شرکتها یکی پس از دیگری هجوم آوردند. تاچسی در مشهد، قونقا در تبریز، تاکسیما در شیراز و… از جمله این شرکتها هستند. در این بین صنف آژانسیها و سازمان تاکسیرانی قسمتی از سفره را خالی دیدند و اولی خیلی آرام با اپلیکیشن آژانسی و دومی خیلی پر سروصدا با اپلیکیشن کارپینو وارد این عرصه شدند.
شاید اپلیکیشنهای شهرستانی را با تغییر جغرافیای بازار بشود توجیه کرد اما آیا آژانسی و کارپینو حرف جدیدی دارند ؟!
تقلید، راه یا بیراهه ؟
همانطور که دیدیم تقلید در این راه به وفور دیده میشود. ما دیگر اسمی از نرمافزارهای شبه دیوار و شبه زودفود نیاوردیم، وگرنه از این دسته شبهها نامهای زیادی میشود آورد. سوال اصلی ما این است؛آیا تقلید در استارتاپ درست است؟، چه چیزی باعث میشود یک مشتری از یک شرکت به شرکتی مشابه پناه ببرد؟برای جواب این سوال بهتر است به سری بزنیم به بیزنس مدل معروف آقای استروالدر که بین استارتاپیها به بوم کسبوکار (Business Model Canvas) شهرت دارد.

به اعتقاد اکثر کارشناسان در زمانی که کسبوکارها از محصول محوری(Product-Oriented) به سمت بازار محوری(Market-Oriented) رفتهاند، مهم ترین بخشهای این بوم به ترتیب اولویت ارزش پیشنهادی و بخش مشتریان میباشند. این مدل به ما میگوید برای راهاندازی کسبوکار باید ارزشی را به مشتری مورد نظر ارائه بدهید. این ارزش لزوما نباید خاص و جدید باشد بهگونهای که تا بهحال در دنیا اتفاق نیفتادهاست، بلکه باید پورتفولیوی جدید ارزشها باشد برای مشتریهایی که تا بهحال با این پورتفو مواجه نبودند. اما همه کار به ارزش ختم نمیشود و شما نباید حتما پورتفوی ارزشی جدیدی داشته باشید، این کاسبیها میتوانند در حالتهای دیگری صورت بگیرند، مثلا در صورت جذاب دیدن بازار، کشش بازار، کم بودن سهم بازار رقبا و…؛ اما بحث ارزش چیز دیگریست و باعث ایجاد تمایز بین شما و رقبا میکند. ارزش نقطه تعالی یک کسبوکار است و اتفاقا استارتاپها نیاز به خلق ارزش دارند.
اگر به عقب برگردیم باید اذعان کنیم، اکثر کسب و کارهای تقلیدی یکی پس از دیگری میآیند و ارزشی یا ارزشهایی ارائه نمیدهند و فقط تقلیدی کورکورانه از بالادستیهای خود هستند. مثلا، ستاره ۷۳۳ با ۷۲۴ با ۷۸۰ مربع چه فرق بهخصوصی میکنند ؟، یا اینکه اپلیکیشن آژانسی دقیقا برای کدام طرف (راننده، مسافر) ایجاد ارزش جدیدی کردهاست. یکی دیگر از بارزترین این تقلیدها تب دیجیکالا بودن است که خدا را شکر میکنیم چند وقتی خوابیده است. این تب زمانی انقدر بالا رفته بود که شرکتهای خدمات طراحی سایت به صورت آماده قالب دیجیکالا را میفروختند و یا آموزش میدادند و شما کافی بود محصولات خود را در آنجا بگذارید و از آن روز به بعد شما یک دیجیکالا میشدید !!!

اما اگر نگاهی به سایتهای -اغلب شکست خورده- شبه دیجیکالاییها بیاندازیم میبینیم نه تنها ارزش جدیدی ارائه نمیکردند بلکه با قیمتهای بیشتر و پشتیبانیهای ضعیف دقیقا خود ضد ارزش بودند. شاید شما اطلاع نداشته باشید، زمانی هنوز انقدر نماد الکترونیکی ساختار یافته و مطمئن نبود و برخی افراد سودجو با راهاندازی سایتهایی شبیه دیجیکالا و ارائه کالا با قیمتهای پایین اقدام به کلاهبرداریهای گسترده کردند، هرچند سرنوشت آنها بدست پلیس فتا مشخص شد اما در کمال ناباوری باید بگوییم آنها خیلی خوب معنی ارزش را فهمیده بودند؛ آنها ارزش (قیمت پایین) را به مشتریان(افراد حساس به قیمتی که به دیجیکالا و شبه دیجیکالا اعتماد دارند) تحویل میدادند.
تقلید، شمشیری دولبه
همانگونه که تقلیدها را بررسی کردیم باید بگوییم تقلید به خودی خود اتفاق نامبارکی نیست، اما کورکورانه بودن آن بهشدت مورد مذمت است. اتفاقا به نظر میرسد تقلید از افرادی که قبل از ما با آزمون و خطا جواب خود را گرفته و راه درست را پیدا کردهاند نه تنها بسیار پسندیده، بلکه لازم است. ادعای درستی است اگر بگوییم قسمتی بزرگی از کسبوکارهای دنیا تقلید قبل از خود بودند. یکی از آنها غول اول اینترنت دنیا، Google است. برای صحبت از گوگل همین بس که به احتمال قریب به یقین استفاده از محصولات گوگل یکی از اتفاقات روزمره شماست؛ اما چه شد که گوگل، گوگل شد ؟
“ایجاد ارزش” همان شاه کلید موفقیت کسبوکارهای امروزه است. ارزشهایی از قبیل ساده بودن(گوگل)، کامل بودن(آمازون)، متصل بودن(دراپباکس) و… بوجود آمد تا با مشتریهای موجود که تشنه این ارزشها بودند کامل شود و انقلابی در صنعت خود رقم بزنند. ما قبول داریم ایجاد ارزش کار سادهای نیست اما باید پذیرفت ارزش، بازی را با رقبا به نفع ما تمام میکند. لحظهای را فرض کنید که Google با قالب Yahoo با همان نتایج جستجو جلوی شما ظاهر میشد، واقعا چه دلیل و انگیزهای برای استفاده از آن داشتید ؟
پس بهتر است قبل از اینکه نگاهمان به بازارهای جذاب اطرافمان باشد تا ببینیم چه کسی چهکاری انجام میدهند و با کسب درآمدهای وسوسه انگیز آنها به فکر راهاندازی استارتاپ یا شرکتی شبیه آنها بیفتیم، نگاهمان اول به درون کسبوکار خودمان باشد تا ببینیم ما چه ارزشی را برای مشتری قرار است خلق کنیم.
نظر شما چیست؟
سلام ودرود به همگی…
بسیار ممنون از مطلب علمی بسیار جالبتون که در این اوضاع کسب وکار نفس تازه ایی بود….
این تب که بسیار بالاست اما در میان چه کسانی؟؟؟!!!
به شدت معتقدم استارت آپ بی جان و تقلیدی ماحصل کار کسانی است که بدون آنکه جای پای محکمی در دنیای واقعی برای خودشون داشته باشند در دنیای مجازی به دنباله ایجاد ارزش می گشتند . بی شک موفقیت استارت آپ هایی که باخدمات( انسانی ) و کالاسروکار دارند قطعا قبل از آنکه به اپ و این جور چیزها ارتباط داشته باشد با دنیای واقعی و به انجام یک برنامه و استراتژیک بازاریابی حرفه ایی و کلاسیک ارتباط داردو چه بسیار استارت آپ هایی که نتوانستند تامین وتوزیع و خرید و جذب نیروی خدماتی مورد نیازشون را در حد استاندارد انجام دهند البته نگاه صاحب کسب و کار هم مهمه چه بسیار مهندس برنامه نویس که اپ را راه اندازی و بعد با صرف کمترین هزینه برای بخش بازاریابی دنباله بیشترین سود هستنداغلب در دلشان یواشکی میگویند فال است و تماشا !!!البته استارت آپ هایی که خدمات تخصصی تحت وب ارائه می دهند بسیار کم و نایابه و میشود با انجام بازاریابی دیجیتال که البته این هم برای خودش داستانی شده ؛حرف تازه ایی در این همهمه بی معنی داشته باشد نظیرش استارت آپ مدیریت پروژه تسکولو که اگر توسعه یابد این انتظار می رود که روزی در کنارmsProjecr مطرح شود و یا سایت دایره که محصول تخفیف دار از سایتهای مشابه دسته بندی کرده و یک جا نشان می دهد و میتواند روزی گوگلی برای سرچ این تخفیف ها باشد بدون آنکه مشتری بخواهد چند تا سایت را جداگانه بررسی کند..
سلام
نقد واقعا عالی و به جایی بود . دنیا پیشرفت خودش رو مدیون نوآوری هست . در واقع نوآوری باعث پیشرفت میشه نه تقلید . ولی خب نوآوری های ایرانی در واقع تقلید از خارجی ها است به نظرم. ظاهرا اونا همیشه چند قدم جلوتر هستند.
بازم ممنونم از نقد و بررسی عالیتون . موفق و سرزنده باشید.
سلام موزیک ویدیو عزیز
من چند قدم جلوتر بودن اونها رو با شما موافقم اما دلیل اون رو فقط عدم تقلید نمیبینم، با نگاه دقیق تر میبینیم تقلید همه جا هست و اونها هم مستثناء نیستند. اما ایجاد ارزش در صدر استارتاپهای موفقه که ما خیلی دید درستی از اون نداریم. این جمله شما رو باید قاب گرفت ” در واقع نوآوری باعث پیشرفت میشه ”
فکر کنم بیشتر بتونیم باهم تبادل نظر کنیم. تشکر