بازاریابی بین الملل (بخش چهارم) // آداب مذاکره با آلمانی ها

همه ی ما از رفتار خشک و سرد آلمان ها شنیده ایم. مردمانی که فوق العاده نسبت به نژادشون تعصب دارند و اندکی متکبر و بیگانه ستیز به نظر می آیند. حتی اگر بدانند که آلمانی نیستید و زبان آنها را نمی دانید، برخورد گرمی با شما نخواهند داشت. البته شاید این موارد قابل تعمیم به تمام آلمانی ها نباشد و در کنار ویژگی های خوبی که دارند شاید به چشم نیایند. ولی قانون مداری، داشتن مهندسان و طراحان درجه یک و نظم آلمان ها را باید پذیرفت. اصطلاح “ماشینی بودن” را هم به آلمان ها و به خصوص سبک فوتبال آن ها نسبت می دادند.

.

به هر حال این شما و این برخی از نکات مهم

معاشرت و مذاکره با آلمانی ها،

قهرمان روی اعصاب جام جهانی فوتبال 2014!

german (1)

دوستان کافه بازاریابی توجه کنید که ملاقات ها در آلمان بسیار جدی گرفته می شود و آن ها به جزئیات توجه ی زیادی می کنند. میزان رسمیت جلسات برای کسانی که با این فرهنگ آشنایی ندارند تعجب آور خواهد بود. هدف این جلسات هم رسیدن به نتایج کاملا عینی و ملموس می باشد.

در معاملات تجاری آلمان آنچه اهمیت دارد این است که برای پیشنهادهای کاری خود، بتوانید به قدر کافی، داده و اطلاعات قابل دفاع ارائه دهید، چرا که آلمان ها به شدت برای تفکر تحلیلی و توضیحات منطقی ارزش قائلند. به هنگام مذاکره با آلمانی ها نباید از ارتباطات غیر مستقیم یا اغراق استفاده کرد. فرهنگ تجاری آلمان دارای سلسله مراتب کاملا مشخص و دقیق است و در آن مسئولیت ها برای هر فرد و واحد سازمانی به دقت مشخص شده است. در جلسات ملاقات تجاری آلمان ها رسم بر این است که نفر ارشد تیم ابتدا وارد اتاق جلسه شود، هرچند در جلسات با رسمیت کم تر، این موضوع اهمیت زیادی ندارد.

germany

.

اما مرور برخی نکات به صورت تیتروار:

آلمانی ها رقابتی، جاه طلب، و مذاکره کنندگان سختی هستند.

آلمانی ها در مورد بروز احساساتشان بسیار مستقیم، رک و صادق هستند.

آلمانی ها به شدت به حفظ حریم خصوصی خود حساسند. سوالات شخصی از قبیل موضوعات مربوط به شغل، حقوق، سن، خانواده و بچه ها را از آن ها نپرسید.

اگر درخواست قرار ملاقات با آن ها را دارید، نامه شما باید به زبان آلمانی نوشته شده باشد.

وقت شناسی بسیار جدی گرفته می شود. اگر با تاخیر به جلسه می رسید حتما تلفن بزنید و توضیح مناسبی ارائه دهید. در غیر اینصورت روابط شما با مشکل جدی روبه رو خواهد شد.

مذاکرات تجاری، کاملا تحلیلی و بر اساس واقعیت ها می باشد. ارائه ی اطلاعات براساس نمودارها، استدلال ها، و آمار با استقبال رو به رو می شود.

در تجارت آلمان، روی توافق شفاهی با فرد حساب باز می کنند. یعنی اگر به توافق شفاهی برسند آن را جدی تلقی می کنند.

در کنار جلسات رسمی، مهمانی هایی هم برای شناخت بیشتر یکدیگر برگزار می شود. آن ها به همکاران آلمانی خود اجازه می دهند تا در مورد قابل اعتماد بودن شما اظهار نظر کنند.

مقامات افراد در آلمان بسیار اهمیت دارد. بنابراین باید نامه های خود را برای ارشدترین فرد بنویسید و در کنار نام او، عنوان شغلی اش را نیز ذکر کنید.

سلسله مراتب مهم است. تصمیمات در عالی ترین سطح سازمان گرفته می شود. زیر دستان به ندرت با تصمیمات رئیس در جمع مخالفت می کنند یا آن را مورد نقد قرار می دهند.

به خاطر اینکه رسمی هستند و به سلسله مراتب اهمیت می دهند، از عناوین و نام خانوادگی برای خطاب قرار دادن افرادی که نمی شناسند استفاده می کنند.

تصمیم گیری به آرامی انجام می شود و به تمام جزئیات توجه می شود. در واقع آن ها جزئیات محور هستند. بنابراین انتظار نتایج سریع را نداشته باشید. هر جنبه از پیشنهادی که می دهید توسط مدیران مختلف مورد بررسی قرار می گیرد.

سرعت تصمیم گیری در آلمان کم تر از سایر کشورهای اروپایی است. اگر آلمان ها احساس کنند که شما عجله دارید و صبور نیستید، احساس می کنند که به اندازه کافی تعهد ندارید یا حرفه ای نیستید.

 .

پی نوشت 1: کشور آلمان را به پیشنهاد دوست خوب کافه بازاریابی، سرکار خانم شیده میراشرفی برای این یادداشت انتخاب کردم. به نظر شما به هنگام معاشرت و مذاکره با آلمانی ها به چه نکاتی باید بیشتر توجه کرد؟ پیشنهاد شما برای بخش های بعدی مباحث بازاریابی بین الملل چیست؟ به نظر شما کدام کشور را بررسی کنیم؟

پی نوشت 2: برای مطالعه ی بیشتر پیشنهاد می شود به این سایت مراجعه کنید.


61 thoughts on “بازاریابی بین الملل (بخش چهارم) // آداب مذاکره با آلمانی ها”

  1. خانوم احمدی ممنون از مطلب خوبتون. از اطلاعاتی که دادید ممنون. مطلبی که برای من در مورد آلمانی ها جالبه این بود که برای کسی که در رشته ی خودش متخصص هست احترام زیادی قائل هستن برخلاف دیدی که به شخصه راجع به نژادپرست بودن آلمانها داشتم به نظر افراد رو براساس توانایی هاشون می سنجن.

  2. با سلام
    در تایید صحبت های خانم احمدی نکات زیر قابل ذکر است:
    1.آلمان ها مردمانی بسیار منطقی هستند و بعد احساسات در آنها ضعیف است.بنابراین هنگام مذاکرات نباید سعی بکنید با آنها خیلی گرم و احساسی برخورد کنید.
    2. در فرهنگ آلمانی برای کار و تلاش ارزش زیادی قائل هستند و به کسی که فقیر است در این فرهنگ با نگاه بدی نگاه می شود چون فقر را ناشی از تنبلی و کم کاری می دانند.
    3. آلمان ها روی زمان خیلی حساس هستند و اتلاف زمان اذیتشان می کند یکی از اساتید تعریف می کرد که حتی اتوبوس های درون شهری شان هم در زمان خاصی رفت و آمد می کند.پس باید در مذاکرات حتما سر وقت بروید.
    به نظرم برای بحث بعدی فرهنگ ژاپن رو بررسی کنید.

  3. با سلام
    در تاييد صحبت هاي خانم احمدي بايد بگم دو يا سه سال پيش كه سفري به المان داشتيم يك سري اداب مخصوص به خودشون رو ديدم كه جالبه بگم :
    مثلن هيچوقت جلوي كسي بلند نميشن تا نظم جمعيت به هم نخوره.
    انقدر حس ناسيوناليستي اون ها بالاست كه فقط الماني صحبت ميكنن مگه اينكه طرف مقابلشون انگليسي باشه.
    اصلا اهل روبوسي و نزديك شدن نيستن.
    تا اونجايي كه من ديدم نژاد پرست نيستن بلكه به سطح اجتماعي خيلي خيلي بها ميدن، مثلن از مردم تركيه كه بيشتر براي كار به اونجا مهاجرات كردن بيزارن چون سطح اجتماعيشون بخاطر مشاغلشون در المان خيلي پايين است.
    توي كافه هاشون توي روزهاي تعطيل غذاي مورد علاقشون “برانش ” سرو ميشه كه معمولا به عنوان وعده ناهار ميل ميكنن.
    يك سري محله ها دارن كه بيشتر توي شهر هاي جنوبي المان ديده ميشن كه بهشون ميگن سرسياه،اصطلاح سر سياه ها از انگليسي ها ريشه گرفته كه توي بعضي از شهر هاشون افرادي كه نژاد پرست يا به اصطلاح عضو فرقه كوكلاس كلاين (kkk), هستن موهاي سرشون رو طوري خاصي مي تراشن. اين محله ها خيلي خلافكار توشون زياده كه اكثرشون نئو نازيا هستن كه ميخوان رسومات هيتلر رو زنده نگه دارن.(پبشنهاد ميكنم براي اينكه با نئو نازي ها بيشتر اشنا بشين فيلم american history رو با بازي ادوارد نورتون حتما ببنيد.)
    اخرين نكنه هم اينكه زماني كه به رستوراناشون ميرفتيم تقريبا اكثرشون تيپ هاي رسمي ميزنن و به رستوران ميان ،كلاس كاري واقعا براشون مهمه.
    با تشكر

    1. ممنونم به نکات ارزشمندی اشاره کردید.
      جناب زمانی برای اینکه مطلب از یک حدی طولانی تر نشه به ناچار باید از برخی موارد و ویژگی ها چشم پوشی کنم. حتی نکات قبل و حین و بعد از مذاکره رو باید در یک مجموعه بیارم تا بحث از حوصله خواننده خارج نشه. متشکرم از اینکه در قسمت نظرات این بخش رو همراهی می کنید.

  4. خانم احمدی سلام مطالب ارزشمند شما داره پر نظر می شه دقیقا در جهت اهداف کافه . ممنونم . ظاهرا فقط تبلیغات نیست که پرنظره ، قلم و نوع نگاه ما و پاسخگویی ما هم بی تاثیر نیست . باز ممنوم. مثل همیشه خوب و حرفه ای و دوستانه نوشته اید

  5. با سلام
    خانم احمدی مطالبی رو در مورد بازاریابی بین الملل انگلیس براتون ارسال کردم، قسمت های زیادیش از مطالعه مقاله و سایت های معتبره و یک قسمت هایی هم از تجربه شخصیم هست که از برخورد با مردم انگلیس توی سفری که داشتم بدست اوردم که مربوط به خصوصیات اخلاقی اون ها میشه
    با تشکر

  6. سلام
    2سال پیش یک آلمانی مهمان یکی از دوستان من در اصفهان بود نکاتی رو در مورد آلمانها از زبان ایشون نقل میکنم شاید خالی از لطف نباشه
    آلمانها بسیار رسمی و سرد هستند
    هرگز موجبات تحریک دیگران رو فراهم نمی کنند
    سریع و احساسی تصمیم نمیگیرند
    بسیار صبور هستند وعلاقه مند به ثبات

    1. سلام آقای امامی
      این اطلاعاتی که برگرفته از ارتباط مستقیم با آن هاست، حالا یا معاشرت یا مذاکره رسمی ارزش بیشتری دارند.
      از مشارکت شما خیلی ممنونم.

  7. سلام
    مطلب بسیار جالبی ممنونم و استفاده کردم. اصولا آلمانیها خصوصا از چنگ های جهانی یادگرفتن که باید برای موفقیت تلاش کنند و تمامی جزئیات توجه کنن. در طول جنگ علوم مهندسی بسیاری شکل گرفتند و همگی می بایست دقیق می بودند چون همگی نتیجه نهاییشون به مرگ و زندگی مرتبط می شد.
    یکی از دوستان که با آلمانی ها کار کرده بود میگفت از طفره رفتن، اشاره به حاشیه و موضوعات نا مرتبط باید پرهیز کنیم و حتی اگر تخفیف می خوایم باید صریحا اعلام کنیم حالا یا قبول می کنن و تخفیف میدن یا قبول نمیکنن و جای هیچ چونه ای باقی نمی مونه

    برای کشور بعدی من امارات و دبی رو پیشنهاد میکنم ولی از اونجایی که دبی خیلی بین المللیه نمیدونم چجوری میشه قضیه

    متشکرم

    1. سلام آقای داورنیا
      خیلی ممنونم از شما. کاملا درسته، آلمانی ها از جنگ های جهانی خیلی یاد گرفتند ولی خب اصلا دوست ندارند که با آن ها درباره ی آن ایام صحبت بشه (شاید هیتلر باعث شرمندگی آن هاست). راستی دیروز 18 آبان بیست و پنجمین سالگرد فرو ریختن دیوار برلین هم بود که لوگوی گوگل حال و هوای اتحاد مردم آلمان بعد از آن اتفاق را به خود گرفته بود. بگذریم.
      آلمانی ها نتیجه گرا هستند، تو مذاکره ها هم دنبال نتایج عینی هستند و حاشیه نمی رن. تو فرهنگ اون ها چیزی به اسم تعارف وجود نداره و اگر چیزی می خواهیم باید رک و مستقیم بگیم.
      از پیشنهاد چالشی شما هم ممنونم.

  8. با عرض سلام خدمات سرکار خانم احمدی
    تشکر می کنم از موضوعاتی که در اختیارمون قرار دادین…. و می خواستم یه سوال مطرح کنم، سبک مذاکره ایرانی های چطوره؟ اگه تصمیم بر این باشه که شیوه آداب رسوم در مذاکره با ایرانی ها تیتر بشه به چه موضوعاتی اشاره می شه؟ (من خودم به شخصه طیف های نسبتا زیادی از سبک های مذاکره رو در موضوعات تجاری با خودمون (ایرانی ها) دیدم و احساس می کنم واقعا جای تامل داره)
    از طرف دیگه آیا می تونیم سبک مذاکره قومیت های مختلف ایرانی رو هم جدا کنیم؟ عذر خواهی می کنم اگه سوالم با موضوع بی ارتباطه ولی خلاصه سوالی بود که گفتم شاید جای صحبت داشته باشه…

    1. جناب اسحاقی اگر در این حوزه برای اهالی کافه بنویسید حتما استقبال می کنیم
      با این حال چنانچه سایر دوستان هم نظری دارند درباره این موضوع ، به نظر مساله قابل تاملی می اید که می توان درباره ان بحث کرد

      1. تشکر می کنم جناب محمدیان…. واقعیت این هست که تجربه من در زمینه مذاکرات تجاری محدود و خروجی حاصل از این تجربیات در حال حاضرارزش علمی نداره، بیشتر نتایج بر می گرده به طبقه بندی ذهنی ای که خودم دارم و هنوز در مراحل اولیه هست … تجربه برای من مشخص کرده که تفاوت میان قومیت ها واقعا وجود داره همینطوری که طبقه بندی ذهنی ای می تونیم در مورد اصناف داشته باشیم…از طرف دیگه لیـــــــــد کردن جلسه مذاکره در سطوح بالا مهارت خاصی می خواد که برای دستیابی به اون، نیاز به تمرین و آموزش های خاص هست و شاید سالها طول بکشه که شخصی یک مذاکره کننده حرفه ای بشه… نظر شخصی من این هست که بیشترین کمکی که مطالعه در خصوص سبک های مذاکره برای ما فراهم می کنه آگاهی از شیوه تصمیم گیری و رعایت یک سری آداب و رسوم می تونه باشه…
        با این تفاسیر و با احتیاط و تنها گمانه زنی های خودم رو به اشتراک می گذارم، البته می شه به تفکیک نوع مذاکره با بخش خدمات عمومی یا خصوصی، شرکت تولیدی یا بازرگانی و … هم نوشت … به نظر می رسه ایرانی ها (نه به تفکیک قومیت)

        – معمولا طرف مقابل تا می تونه تمایل داره که امتیاز بگیره و در مورده مذاکره در حال اجرا امتیازی نمی ده ولی سعی داره که در مذاکرات آتی جبران کنه
        – طیف چانه زنی خیلی زیاده… یعنی اصن در مورده چیزی که فکر نمی کنه ممکنه به تفاهم برسین و یا اصلا به موضوعات اصلی نرسین… دلیلش هم از چند زاویه می شه بحث کرد که خارج از این موضوعه
        – معمولا دو طرف مذاکره پیروز نمی شن….
        – برای اطمینان از نتایج قاعدتا باید تراکنش مالی صورت بگیره و به تفاهم نامه و از این ابزارها نمی شه اتکا کرد، این موضوع وقتی اهمیت بیشتری داره که شرکت دولتی باشه و خودتون هم می دونید که عدم ثبات مدیریت اجازه توسل به یک برگه کاغذ رو نمی ده (تراکنش مالی هم تضمین نیست چه برسه به تفاهم نامه همکاری)
        – ارتباط چهره به چهره اصل به شمار می ره و اگه تا قبل از ارتباطات چهره به چهره مکاتباتی انجام دادین، جدی نگیرید!
        – بیشتر مذاکره با درد و دل و تا حدودی بد گویی از شرایط بد اقتصادی و اجتماعی شروع می شه… خیلی از حرف ها و گفته های ابتدایی اصلا صحت نداره و از شخصی به شخص دیگه تفاوت داره، برای مثال اگه فرداش با همون اشخاص مذاکره کنید، یه چور دیگه حرف می زنن….
        – موعد زمانی اصلا واسه ایرانی ها مهم نیست و به قول و قرار عمل نمی کنن….
        – معمولا ایرانی ها قضاوتی برخورد می کنن، به احساسات و عواطف دیده شده که متوسل می شن، مطالبه می کنن، تهدید می کنن و به قدرت متوسل می شن…. با این تفاسیر می تونیم بگیم که سبک مذاکرشون به نوعی هنجاری هست….
        – جالبه که هیچ یک از موارد ذکر شده در فرآیند چانه زنی و یا به عبارتی در نتایج مذاکره تاثیر نداره و گاهی دیده شده که با احساس شکست از مذاکره خارج می شی بعد می بینی که به نتیجه رسیده و بر عکس…
        – تجربه به من تا حدودی اثبات کرده که یه نفر باید در جلسه مذاکره باشه که اصلا هیچ حرفی نزنه تا بتونه نوع رفتار رو تحلیل کنه چون واقعا ایرانی ها (البته نه مذاکره کنندگان حرفه ای) وقتی درگیر مذاکره می شن و گرم تعامل می شن، اطلاعات مفیدی در اختیار طرف مقابل قرار می دن، همچنین مذاکراتی که مدت زمان زیادی رو نیاز داره، معمولا از جلسه سوم به بعد جدی می شه….
        – خیلی از موارد هم که دیگه نیاز به ذکر نداره مثل اینکه باید مرتب باشید، مودب باشید، وقت شناس باشید، معتمد باشید و …. می شه از این موارد به عنوان پیش فرض هر مذاکره (حتی بدون توجه به ملیت) نام برد….
        نتایجی که ذکر کردم رو خیلی دوست داشتم با سند مطرح کنم، یعنی با صورت جلسه، اعضای شرکت کننده و صنفی که با اون مذاکره در تاریخ مشخصی صورت گرفته که متاسفانه راهی به ذهنم نرسید که بدون اسم و شرکت های درگیر مذاکره در اختیارتون قرار بدم…. همچنین از اینکه بیشتر به نکات منفی اشاره کردم پوزش می طلبم و از دوستان خواهش دارم که به بسط این موضوع کمک نمایند چرا که بخش بزرگی از زندگی ما رو مذاکره در بر گرفته….
        یه نکته هم یادم رفتم بگم و اون این هست که حواسمون جمع باشه که با تصمیم گیرنده یا نماینده اون مذاکره کنیم و درگیر یک مذاکره فیـــــــــــک نشیم… بدون تعارف تبحر زیادی در این داریم که نشون بدیم ما تصمیم گیرنده ایم، می تونیم قول بدیم و …. (در مذاکرات با شرکت های دولتی و فعال در زمینه خدمات عمومی، مذاکرات قلابی زیاد دیده می شه)
        با تشکر

        1. جناب آقای اسحاقی
          مطلب فوق العاده ی شما یک کلاس درس بود، من خیلی یاد گرفتم، ممنونم.
          نکاتی که مطرح کردین کاملا ملموس بود، نظرتون درباره ی این موارد چیه؟
          دنبال همشهری گشتن؛ بعد هم بر این اساس از هم امتیاز می خوان. مثلا به به با جناب مهندس هم که همشهری در اومدیم.
          قسم خوردن ها؛ خدا شاهده، به جون بچم این پیشنهاد خیلی خوبیه، چون شما مثل برادرم می مونی این پیشنهادو به شما میدم.
          احساسی و ارزشی کردن مذاکره؛ اگر سر این موضع به توافق برسیم نسل های بعدی تازه می فهمن ما چیکار کردیم. امروز ما باید برای این مسئله اقدامی انجام بدیم. تاثیر این کار بر کل جامعه است.
          گروه همراه؛ جمعیتی مذاکره رفتن برای امتیاز گرفتن.

    2. سلام جناب آقای اسحاقی
      سپاسگزارم از توجه شما به این یادداشت و همین طور سوالی جالبی که طرح کردید.
      همونطور که حضرتعالی به درستی اشاره فرمودید، یکی از دلایل وجود طیف رفتاری متفاوت مذاکره در ایران همین موضوع قومیت ها و خرده فرهنگ های مختلف است که پیچیدگی مذاکره را بیشتر می کند.
      فکر می کنم در فرصت مناسب باید به آداب مذاکره با ایرانی ها هم بپردازیم که البته بیشتر برای خارجی ها قابل استفاده خواهد بود. اما پرداختن به آداب مذاکره ایرانی ها با ایرانی ها و سبک مذاکره با قومیت های مختلف نیاز به همت گروهی کافه داره، یعنی یک نفر پیشقدم بشه و بقیه دوستان در قسمت نظرات، نتایج مطالعات، خاطرات یا تجربیات خود را به اشتراک بگذارند تا یک دید همه جانبه بدست بیاد.
      باز هم ممنونم

        1. به دوستانم پیشنهاد می کنم یادداشت شما رو حتما مطالعه کنند، بسیار جالب بود.
          امیدوارم سایر هم کافه ای ها هم در بحث وارد شوند تا در مورد آداب مذاکره ایرانی ها هم به مجموعه نکات خوبی برسیم.

  9. خانم احمدی فکر می کنم این یادداشت شما یکی از جذابترین یادداشتهایتان برای مخاطب بوده
    به نظرم خط خوبی است
    روی مذاکره بیشتر کار کنید

  10. خانم احمدی با رکوردی که در این مطلب به دست آوردید و استقبالی که از مطلب شما شد انتظارات را بالا برده اید به نظرم بازاریابی بین الملل هنوز برای جامعه بازاریابی ، اقیانوس آبیه که جای کار داره امیدوارم مطالب آینده شما به سرعت وارد باشگاه صد تاییها بشه و بیش از صد نظر رو دریافت کنه.
    به نظرم اگر در مورد کانادا و یا انشگاههای بازاریابی کانادا بنویسید وارد باشگاه صد تاییها می شید. البته تصمیم کشور دیگر با خودتونه . کلا ممنون

  11. از مدیریت محترم سایت خواستم یک مسابقه بین نویسندگان رسمی کافه و همچنین نویسندگان افتخاری کافه راه بیندازند و ببینیم که امسال چه کسی رکورد بالاترین نظرات را می زند بعد یک بنر تبلیغاتی رایگان یا یک فرصت معرفی در صحن علنی به او برای مدتی اختصاص می دهیم

    1. درود بر جناب دکتر محمدیان عزیز که در کنار فراهم آوردن محیطی برای یادگیری، سخاوتمندانه اجازه معرفی، رشد و دیده شدن رو به همه ی دوستان می دهند.

  12. با سلام
    ديشب كه اقاي محمديان در مورد مذاكرات ايراني صحبت كردن من به چند سايت بين الملي مذاكرات تجاري سر زدم و مطالبي درباره روحيات ايراني ها و روش هاي مذاكرات با ايراني ها پيدا كردم، اگه مايل باشين براي سايت ارسال ميكنم مطالب رو.. ضمنا جالبه كه توي هيچ سايت ايراني اين مطالب پيدا نميشه و از شيوه هاي مذاكرات ما ايراني ها هيچ صحبتي نشده.

  13. با سلام
    خانم احمدی قبل از هرچیز بابت مطلب خوبتون تشکر میکنم . به نظر بنده در مذاکرات بیشتر از اینکه امتیاز ما و یا پیشنهاد ما برای طرف مقابل اهمیت داشته باشد ، درک و تصوری که شخص مقابل از پیشنهاد ما دارد مهم است . در واقع به نظر من بازاریابی یعنی همین حالا چه طرف ما المانی باشد و یا چینی درک و تصور ان از واقعیت مهم است نه خود واقعیت. و این درک و تصور در صورتی حاصل میشود که ما نیز اطلاعات مهمی در خصوص شیوه رفتاری انها داشته باشیم . همان طور که شرکت کوکا تصور مردم را یه سمت خود کشید نه اینکه محصولی بی نقص ارائه کرده باشد . من خودم به شخصه از مطالبتان بهره بردم فقط سوالی که برای من پیش اومده این است که این اطلاعات را شما بر مبنای تجربه بیان کردید یا از مقالات و تحقیقات یه این ویژگی ها پی برده اید ؟

    ممنون میشم جواب دهید چون علاقه مند به دنبال این بحث هستم . با تشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *