دقت کردید که تو سریال ها و بعضی فیلم ها، وقتی امریکایی ها یک کانادایی می بینند، گاهی شروع به شیطنت و دست انداختن طرف کانادایی می کنند؟ این موضوع همیشه برای من جای تعجب داشته که خوب این آدم که خیلی موجه رفتار می کنه، آدم حسابی هم هست، پس چرا انقدر اذیتش می کنند و اونم چیزی نمیگه؟ فکر می کنم از دلایل این امر یکی لهجه ی متفاوت کانادایی ها و دیگری اصطلاحات خاص خودشون باشه!
.
.
شنیدن نام کشور کانادا شما را یاد چه چیزی می اندازد؟ برف و سرما، هاکی روی یخ و اسکی، آبشارها و دریاچه ها، بازیگرای مشهورشون مثل جیم کری یا خواننده زن معروفشون، قهوه و دونات “تیم هورتونز”، شایدم شهرها و دانشگاه های آن. دوستان خوبم این کشور از نظر میزان رفاه اجتماعی در بین کشورهای مختلف جهان، بعد از نروژ، سوئیس، نیوزلند و دانمارک در مکان پنجم دنیا قرار دارد. در این یادداشت قراره برخی از نکات مهم به هنگام معاشرت و مذاکره با مردمان کشور چند فرهنگی کانادا را در کنار یکدیگر مرور کنیم و در یادداشت بعد نگاهی به دانشگاه های بازاریابی آن داشته باشیم.
.
کانادایی ها مردمانی شوخ طبع، بسیار صبور، مؤدب و مبادی آداب اجتماعی هستند و خیلی راحت هم از هم عذرخواهی می کنند. در یادداشت قبل گفتیم آلمانی ها زیاد روی خوش به غریبه ها نشان نمی دهند، در کانادا عکس این قضیه حاکم است. آن ها به افراد غریبه هم سلام می دهند و لبخند می زنند. فقط لطفا از کاناداییها نپرسید که آمریکایی هستند یا نه، چون خیلی ناراحت میشوند و آن را توهین قلمداد میکنند.
در میان شهرهای مختلف کانادا، Ontario که مرکز بیزینس و تجارت است و Quebec که ناحیه ای فرانسوی زبان است از اهمیت خاصی برخوردار هستند. کانادا یک کشور دو زبانه است (انگلیسی و فرانسه) و برخی تفاوت ها بین استان های انگلیسی زبان و فرانسوی زبان وجود دارد. مثلا در نواحی انگلیسی زبان حرکات بدن حداقل ممکن است و فاصله بین دو نفر به هنگام صحبت کردن حدود 60-70 سانتی متر است. اما در نواحی فرانسوی زبان افراد نزدیک تر قرار می گیرند و از حرکات بدن بیشتری به هنگام صحبت کردن استفاده می کنند.
اگر در Quebec مذاکره می کنید برای این کانادایی های فرانسوی زبان تمام مدارک را به هر دو زبان انگلیسی و فرانسوی پرینت بگیرید. همین طور یک طرف کارت ویزیت خود را به زبان فرانسوی بنویسید و آن را به گونه ای به طرف مقابل بدهید که سمت فرانسوی آن رو باشد.
اگر با فرانسوی زبان های کانادا مذاکره می کنید و هر بار کلام شما را قطع می کنند و شروع به صحبت می کنند، تعجب نکنید. البته انگلیسی زبان ها این کار را محترمانه نمی دانند، پس شما نوبت را رعایت کنید.
آن ها اغلب روابط تجاری را بسیار محتاطانه آغاز می کنند، اما هنگامی که شما را شناختند، غیر رسمی و فوق العاده دوستانه برخورد می کنند.
دنبال نتایج سریع در مذاکرات هستند و کم تر به بلندمدت فکر می کنند.
کانادایی ها به سرعت وارد اصل موضوع مذاکره می شوند. در واقع جلسات مذاکره با حداقل زمان ممکن برای صحبت های آغازین شروع می شود، در Quebec این زمان اندکی بیشتر است.
نکته ای که بسیار به آن توجه شده است حفظ تماس چشمی در جلسات مذاکره است. طوری که در مورد کشورهای دیگر تا این حد به این موضوع تاکید نشده است.
اگرچه کانادایی ها به سرعت از شما خواهند خواست تا آن ها را به نام کوچک صدا کنید ولی تا قبل از اجازه ی خودشان این کار را نکنید.
رسمیت در کانادا بیشتر از امریکاست. حتی لباس پوشیدن آن ها نیز رسمی تر است. اما فرهنگ ارتباطاتی آن ها از امریکایی ها غیر مستقیم تر است و به اندازه ی آن ها رک نیستند.
آن ها برای افراد مسن و همین طور ناتوانان جسمی ارزش و احترام زیادی قائلند.
پی نوشت : به نظر شما به هنگام معاشرت و مذاکره با کانادایی ها به چه نکاتی باید توجه کرد؟ لطفا اگر نکات دیگری از آداب مذاکره با آن ها در ذهن دارید و یا خاطره ای از تجارت با آن ها دارید با کافه در میان بگذارید.


سلام. خیلی جالب و آموزنده! به این نتیجه رسیدم که احتمالا مذاکره با کانادایی ها رو میپسندم!
به نظرم اگر در مذاکره با افراد کانادایی در ابتدا باید تدافعی عمل کرد تا اعتماد طرف مقابل جلب بشه. بعد از این جلب اعتماد ادامه مذاکره به آداب عمومی مذاکره بستگی داره و نگرانی خاصی نداره.
سلام سرکار خانم طارمی، خیلی از شما ممنونم
فکر نمی کنم نیازی به تدافعی عمل کردن باشه، کافیه در هر شرایطی خود خوبمون باشیم و به دور از اغراق و با صحبت کردن بر اساس مدارک و مستندات دقیق اعتماد طرف کانادایی رو جلب کنیم.
خانم احمدی ممنون از اطلاعات خوبی که ارائه کردید. خیلی جالب بود. ایده خیلی خوبی رو برای معرفی دانشگاه های بازاریابی مطرح کردید. منتظر مطالب خوبتون هستم.
خانم میراشرفی از شما ممنونم که یادداشت های بازاریابی بین الملل را همراهی می کنید. ایده ی معرفی دانشگاه های بازاریابی کانادا متعلق به جناب آقای دکتر محمدیان هست.
موفق باشید
ممنون واقعا مطالب مفید و ارزشمندی است. مطمئن هستم در آینده ج آوری آنها می تواند منتج به یک کتاب خوب شود. ممنون
سلام
سپاسگزارم از لطف شما آقای دکتر محمدیان
با توجه به این که رعایت برخی نکات برای مذاکره با هر کشوری لازمه و جزو مشترکات هست مثل وقت شناسی و … در این یادداشت سعی کردم بیشتر بر تفاوت ها متمرکز شوم. ممنون
خانم احمدی دانشگاههای تبلیغات و بازاریابی برای همه جذاب خواهد بود
سلام خانم احمدی
مطلب بسیار جالبی بود، ممنونم. تا الان به نظرم کانادایی های دوست داشتنی تر به نظر میرسن. متاسفانه ایده و نظری در مورد کانادایی ها ندارم ولی مشتاقم مطلب بعدیتون در مورد دانشگاه ها رو بخونم
شاد و موفق باشید
سلام آقای داورنیا، خیلی ممنونم.
با شما موافقم. به نظرم کانادایی ها مذاکره کنندگان سختی نیستند.
امیدوارم مطلب بعدی که معرفی دانشگاه های برتر بازاریابی کاناداست برای دوستان کاربردی باشه.
سلام وقت بخير و تشکر بابت اين مطلب ارزنده تو ن و اينکه در اين سايت مطالب مربوط به مارکتينک بصورت تخصصي به بحث و تبادل نظر کذاشته ميشود.
خواهش می کنیم خانم مکاره چیان
سلام سرکار خانم مکاره چیان
از لطف شما خیلی سپاسگزارم
خانم مکاره چیان شما هم می توانید مطالب خود را برای صحن علنی بفرستید ممنون
با سلام وقت بخير وتشکر که من رو مورد لطف خودتون قرار داديد. اميدوارم موفق باشيد و به اهداف متعالي برسيد.
ممنون آموزنده بود
خواهش می کنم، موفق باشید دوست عزیز.
کانادایی ها مثل برف سفید وبی آلایشند پس مثل آفتاب تند برای انها نباشیم
سلام و تشکر فراوان از شما جناب آقای حسینی، گویا اهالی کانادا کلی طرفدار پیدا کردن (:
خانم احمدی از مطالبی که می فرستید استفاده می کنیم. فقط یک سوال و اینکه منبع مطالعاتی شما چیست؟
در ضمن به خاطر تجربه کوتاهی که در آژانس های مهاجرتی داشتم اطلاع دارم که لااقل تا 5 سال پیش که هر کسی می خواست به کانادا مهاجرت کنه، در صورتی که مایل بود به کبک بره، باید حتما حتما حتما فرانسوی بلد می بود تا راحت تر قبولش می کردند.
در مورد اینکه کانادایی ها آدم های صمیمی هستند و می خواهند اسم کوچیکشان را صدا بزنید، به خاطر موقعیت مهاجرت پذیرشون هم می تونه باشه. اصولا در جایی که اصالت نژادی حکم فرما نباشه و آدم هایی با فرهنگ های مختلف و رنگ پوست مختلف در کنار هم زندگی می کنند، نیاز با هم بودن در بین شان بیشتر نمود می کنه.
نمونه ملموس و ایرانی اش همین خوابگاه ها یا سربازخونه هاست که به خاطر دور بودن از وطن و شهر، افراد سعی می کنند از بین اطرافیان دوست و همراه پیدا کنند و صمیمیت هم زودتر اتفاق می افته.
کانادا هم دیگر اصالت کانادایی آنچنانی ندارد. البته این نظر منه، دی:
خانم زرگران متشکرم که دیدگاه و تجربیات با ارزشتون رو با ما به اشتراک گذاشتید. مرسی
در مورد منابع مورد استفاده هم می توانید به سایت های زیر مراجعه کنید:
http://www.cyborlink.com/besite/canada.htm
http://www.kwintessential.co.uk/resources/global-etiquette/canada.html
http://www.ediplomat.com/np/cultural_etiquette/ce_ca.htm
http://www.todaytranslations.com/doing-business-in-canada/
http://www.thecanadaguide.com/manners
با سلام
مطلبتون خيلي جذاب بود، فقط من يك نكته بگم كه ممكنه جالب باشه:
ميدونستيد كه تا تقريبا ٥٠٠ سال پيش اكثر اهالي كبك هندي بودن؟ تا اينكه فرستاده فرانسواي اول. به اونجا يه سفر اكتشافي انجام ميده و اسم اونجارو فرانسه ميذاره.
و بعد از گسترش دامنه استعمار فرانسه روي اين منطقه تا ٣٠٠ سال پيش بعد از اونكه جنگي بين فرانسه و انگليس شكل ميگيره و فرانسه مجبور ميشه بخشي از مستعمرات خودش از جمله قسمتي از كاناداي الان رو به بريتانيا بده كه بلافاصله بعدش انگليسي ها شروع به مهاجرت به اين قسمت ميكنن.
بعد از اون تقريبا ٢٠٠ سال پيش قانون مشروطه كانادا شكل ميگيره و اين كشور رو به دو ايالت كلي تقسيم ميكنه:
بخش اول : بخش فرانسوي اون كه كبك نام داشت
و بخشي دوم: كه پس از جنگ مستعمره بريتانيا شد و انگليسي ها بهش مهاجرت كردن .
تا قرن بيستم صنعت اول كبك كشاورزي و دامداري بود تا اينكه شهر سازي ادامه پيدا كرد و با مهاجرت صنعتي شد.
ولي امروزه كبك بسيار مدرن شده و از نظر صنعت و كشاورزي خيل متمايز با بسياري از كشورهاست.
البته احزاب فرانسوي كبك خيلي تلاش ميكنن با رفراندوم قدرت خودشون رو بر كانادا حاكم كنن كه تا حالا ٢ بار شكست خوردن.
تجريه شخصي دوستان و بستگان از زندگي در كانادا ميگن كه حتي توي كوچترين مناطق شهريشون يا حتي روستاهاشون پيشرفته ترين مراكز بيمارستاني، مخابراتي و رفاهي رو دارن كه براشون واقعا عجيبه اين قضيه.
و در مورد اداب و فرهنگ كانادايي ها چنتا مطلب ديدم كه فك مكنم جالب باشه:
توي كانادا هنگام استفاده از پله برقی حتما در سمت راست آن بایستید ! در سمت چپ مخصوص افرادی است که عجله دارند و میخواهند روی پله برقی راه برن،
یک سری کلیاتی هست که هیچوقت حقوق کسی پرسیده نمیشه. مذهب هم عرفا پرسیده نمیشه. البته صمیمی که باشید اینقدرها هم جدی نیست. به خصوص تو کبک.
كلا ميشه گفت بخش. انگليسي كانادا از بخش فرانسويش اروم تره.
– کانادائی های انگلیسی تبار اصولا آدمهای پر سروصدائی نیستند. خوددار و آروم. از بلند بلند حرف زدن بپرهیزید .
-کلا در فرهنگ امریکای شمالی موقع صحبت کردن با دیگران نباید سرتون رو پائین بندازید (برعکس فرهنگ ما) علامت بی صداقتی و تلاش برای مخفی کردن صورتتون حساب میشه. زل هم البته نزنید. همینطور معمولی به طرفتون نگاه کنید.
-اولین بار که به یکی معرفی میشوید معمولا باید دست بدهید. ولی مواقع عادی ورود و خروج یا خداحافظی دست دادن مرسوم نیست.
یکی از عادت هایی فکر می کنم بعضی از ایرانی ها دارند و غربی باهاش مشکل دارند البته من هم باهاش مشکل دارم جملات و کارهای زیر هست:
– چقدر حقوق می گیری؟
– این گردنبد رو چند خریدی؟
– رفتی مسافرت چقدر خرجت شد؟
– چرا بچه دار نمی شی؟
– چرا ازدواج نمی کنی؟
– چقدر پیر شدی!
– بینی ات رو چرا عمل نمی کنی؟
– بری در خونه کسی بدون اینکه قبلش اون بدونه!
– تلفن بزنی به کسی بدون اینکه ساعتت رو قبلش نگاه کنی ( زنگ زدن در ساعت های غیر متعارف )
– عادت کنی هی پول غرض بگیری
– هی بهم تعارف الکی کنی دم هر درب ورودی و موقع های غذا خوردن، ولی توی رانندگی شيطون شي. و به كسي راه ندي
عادات مربوط به كانادايي هارو من از سايت هاي زير گرفتم ، پاراگراف اخر رو از خودم نوشتم
Everyculture.com
Wikipedia.com
Britannica.com
با تشكر.
سلام آقای زمانی
از یادداشت مفید شما متشکرم. به موارد خیلی جالبی اشاره کردید. من در مورد تاریخ کانادا مطالعه ای نداشتم، از اطلاعات شما استفاده کردم.
در مورد پاراگراف آخر هم مجموعه ای از سوالات حرص درآر رو جمع کردید :))) . بعید میدونم کنجکاوی درباره ی زندگی دیگران تو جاهای دیگه ی دنیا به اندزه ی ایران رایج باشه.
سلام
ممنونم خانم احمدي از لطف شما، از اين سوالات شخصي تا دلتون بخواد حداقل توي ايران وجود داره ،كه اين نمونه مشت خروار بود.:)
ضمنا من تقريبا ١ ماه پيش در مورد اداب مذاكره و فرهنگ انگليس براي مديريت ارسال كردم، اميدوارم به دستتون رسيده باشه.
ایمیل ها به دست آقای حسینی میرسه، این مورد رو از ایشون جویا خواهم شد.
ممنون که یادآوری کردید.
آقای زمانی سلام
محبت می کنید یادداشت مربوط به آداب مذاکره انگلیسی ها رو دوباره برای کافه ارسال کنید؟
متاسفانه ایمیلی با این مضمون در اینباکس ما وجود ندارد.
info@kafemarketing.com
خیلی ممنون
سلام خانم احمدی
استفاده کردم ،مطلب مفید و جالبی بود.به خصوص به تفاوت فرهنگی آمریکا و کانادا خوب اشاره کرده بودید.
منتظر مطالب بعدی تون هستم.
با احترام
سلام آقای شجاعی
خیلی ممنونم که این بخش رو همراهی می کنید.
موفق و پیروز باشید
سلام خانم احمدي
بله حتما ميفرستم دوباره.
سلام خانم احمدي
مطالب رو دوباره ارسال كردم، در مورد بهترين دانشگاه هاي بازاريابي انگليس هم مطالبي رو دارم جمع اوري ميكنم كه تا چند روز اينده براتون ارسال ميكنم.
با تشكر
آقای زمانی سلام
خیلی لطف کردید، امیدوارم آقای حسینی این یادداشت رو دریافت کرده باشند.
منتظر یادداشت بعدی شما هم هستیم.
خیلی متشکرم
سلام و خسته نباشید
خانم احمدی واقعا از مطلبی که قراردادید استفاده کردم .
بسیار سپاسگزارم
سلام آقای بیاتی
خواهش می کنم، از دیدن پیام شما خیلی خوشحال شدم. ممنون
خانم احمدی سلام راستی چرا مطلب قبلی شما کامنت بیشتری گرفت. راز این که برخی از مطالب کامنت بیشتری می گیرند چیست.
سلام آقای دکتر محمدیان
این یادداشت همزمان با مذاکرات 1+5 رفت رو سایت، بچه ها نتایج اون گروه رو دنبال کردن، بحث ما تحت الشعاع قرار گرفت. من فکر می کنم دیپلماسی 1+5 داره به اثربخشی صحبت های ما در خصوص مذاکره ضربه می زنه. لازمه مسئولین به این مورد هم رسیدگی کنن! :))))))
امیدوارم این بخش با پیشنهادات و انتقادات همراهان کافه بهتر و پرنظرتر بشه.
درسته که بابت کم بودن نظرات این یادداشت ناراحتم، ولی به خاطر افزایش مجموعه ی نظرات در کل سایت خوشحالم.
ممنونم جنابعالی همواره مطالب مفیدی می نویسید. همیشه توزندگی به این فکر می کنم که چطور می شه مطالب مفید و غیرجذاب را برای مخاطب جذاب کرد
خیلی ممنونم آقای دکتر محمدیان، شما لطف دارید.
موضوعی که مطرح فرمودید دغدغه ی ذهنی بنده هم هست، با اینکه زیاد اهل حاشیه رفتن و مقدمه چینی نیستم، ولی برای این یادداشت ها مجبورم مستقیم وارد بحث نشم، تا از یه طرف کمی مطلب از حالت جدی و رسمی بودن در بیاد و از طرف دیگه دوستان همراه موضوعی بشوند که شاید در کوتاه مدت به کارشون نمیاد.
البته راستش رو بخواهید در جلب نظرات شما از من موفق تر عمل کرده اید خواستم ببینم که آیا به تجاربی رسیدید که در اختیار من قرار دهید ممنون
اختیار دارید آقای دکتر، نفرمایید.
من که از هر زاویه ای به آمار نگاه می کنم با اختلاف خیلی زیاد شما پیشتاز هستید. استاد من فقط این جا شاگردی می کنم. ممنونم
سلام بر دوستان دوستدار کافه که گرم و خودمانی اند. خیلی مطلب جالبی بود به چندین دلیل و یکی آنکه تعداد ایرانیان مقیم کانادا که غالبا از قشر موفق هم هستند روز به روز بیشتر میشود واین زمینه را برای مراودات گسترده تر بین دو کشور آماده تر میکند. تفاوت معنا داری بین روحیات ایرانیان مقیم کانادا و هموطنان مقیم امریکا و اروپا دیده ام که گسترش این مراودات را محتمل تر میکند. از روحیات خود کانادایی ها چنین برداشت میکنم که ترکیبی از جوامع اروپایی ( مشخصا انگلیس و فرانسه) و تاثیر گرفته از جامعه امریکا هستند و لذا بسیاری ویژگی های همگرا مثل صمیمی نشدن و فضای شخصی بزرگتر، مصرف گرایی بالا، مطالبه حقوق شهروندی بسیار بالا را در کنارمجموعه صفاتی مانند سخت کوشی، آرامش، صبر، احترام و پذیرش مهاجران و مدیریت بهینه تنوع جمعیتی دارا هستد. ( صرفا برداشت و تجربه شخصی)
سلام سرکار خانم بینش
ممنونم از محبت سرکار عالی، کافه با حضور دوستان خوبی چون شما گرم و دوست داشتنی هست.
با نظر شما موافقم، ایرانیان موفق زیادی در کانادا اقامت دارند که بیشتر یا برای ادامه تحصیل به این کشور مهاجرت کرده اند یا برای تجارت که البته در ادامه گزینه ی اقامت دائم را انتخاب کرده اند.
اطلاعات بسیار جالبی ارائه دادید که برای من جذاب بود. ممنون که تجربیات شخصی خودتون را با ما به اشتراک گذاشتید.
لطفا همراه ما باشید
سلام خانم احمدی.با تشکر از مطالب مهمتون.میخواستم بگم که من دانشجوی زبان فرانسه هستم و میخواهم که در اینده در بخش بازاریابی و بازرگانی در شرکتهای داخلی با شرکتها و مشتری های فرانسوی و کانادایی مشغول شوم.ایا شما اینده این کار را روشن میبینین؟
سلام جناب آقای محسن
خوشحالم که در کافه بازاریابی همراه ما هستید. بدون شک با داشتن تخصص و دانش کافی در زمینه بازاریابی و همینطور علاقه به این کار موفق خواهید بود. پیشنهاد میکنم در صورت تمایل با ایمیل کافه مکاتبه کنید تا دوستان دیگر بتوانند دقیق تر شما رو راهنمایی کنند. پیروز باشید
مرسی از پاسختون.ولی من تازه با این سایت اشنا شدم.چه طور باید با ایمیل کافه مکاتبه کنم؟