بازاریابی خدمات درمانی // بگذار نسخه تبلیغاتت را من بپیچم!

بازاریابی خدمات درمانی //من یک بازاریاب هستم، بگذار نسخه تبلیغاتت را من بپیچم!!

قرار بر این بود و هست که در سلسله مباحثی به تحلیل بازاریابی خدمات درمانی در قالب ارتباطات یکپارچه بازاریابی بپردازم. گرچه از مطلب قبلی تاحدی زمان زیادی سپری شده اما قصد دارم زین پس به صورت پیوسته با موضوعات مرتبط با این حوزه در خدمت دوستان خوب کافه‌ای باشم.

در مطلب قبلی به بحث تبلیغات در حوزه درمان پرداختیم. تبلیغات به عنوان یکی از هشت رکن اصلی ارتباطات بازاریابی با این رویکرد مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گفت که تا چه حد می‌توانه با ابزارهایی نظیر روزنامه‌ها و مجلات یا مهم‌تر از اون تابلوها و رسانه‌های محیطی در مکان‌های عمومی در جلب مخاطب برای برندهای پزشکی موثر باشه.

از جمع‌بندی نظرات این نکته به ذهن می‌رسه که برای شخص مصرف‌کننده خدمات درمانی موضوع تبلیغات یک پزشک یا کلینیک موضوع بسیار حساسیه و جلب اعتماد برای استفاده از اون به هیچ‌وجه کار ساده‌ای نیست!! درگیر بودن مسئله درمان با جسم و جان انسان‌ها مانع از اون می‌شه که به عنوان شهروندان بااطلاع شهر  به هر تابلوی تبلیغاتی یا آگهی روزنامه‌ای که نوید سلامتی می‌ده توجه نشون بدیم و در نهایت تصمیم می‌گیریم به شناخته‌شده‌ترین طبیب یا مرکز درمانی مراجعه کنیم تا به غیر از دغدغه درمان، نگرانی دیگه‌ای نداشته باشیم.

اما به این موضوع از دید دیگه‌ای هم می‌شه نگاه کرد! به عنوان دومین ابزار از ابزارهای یکپارچه بازاریابی امروز قصد دارم که از “فروش شخصی” با شما صحبت کنم. بیایید اینبار به جای نگاه از زاویه دید یک مصرف‌کننده خدمات پزشکی، به موضوع از دید یک آژانس تبلیغاتی نگاه کنیم که تصمیم داره برای یک مرکز درمانی (بیمارستان یا کلینیک) یا شخص پزشک تبلیغ کنه. فروش شخصی درست در نقطه‌ای از این فرآیند شروع می‌شه که آژانس تبلیغاتی قصد داره خدماتش رو برای مشتری بالقوه‌اش پرزنت کنه. در حقیقت مثل هر کالا یا خدمتی که عموما توسط ویزیتور یا بازاریاب‌ها به مشتری معرفی می‌شه در بحث خدمات درمانی هم با موضوع مشابهی روبه‌رو هستیم.

به‌واسطه تجربه‌ای که در این زمینه و در تعامل با پروژ‌ه‌های بیمارستانی و پزشکی داشتم، متوجه شدم که بیشتر دست‌اندرکاران حوزه درمان در کشورمون اطلاعات بسیار کمی از بازاریابی و اثری که فعالیت‌های مرتبط با اون می‌تونه در ارتقای خدماتشون داشته باشه دارن و همین نشون می‌ده که کار یک بازاریاب خدمات درمانی در فروش شخصی می‌تونه چقدر سخت باشه!! خیلی از اون‌ها هم اسیر چشم‌وهم‌چشمی هستن و دوست دارن تبلیغی مثل فلان همکار یا فلان مرکز درمانی داشته باشن و توصیه‌های یک بازاریاب یا مشاور تبلیغاتی رو به سختی می‌پذیرن!! از محافظه‌کاری و نکته‌سنج بودن پزشک‌ها هم کمتر کسی هست که بی‌خبر باشه!!

همگی می‌دونیم که برای موفقیت در فروش شخصی باید استراتژی و برنامه داشت. باید کانال‌های رسیدن به مشتری رو شناخت، نیازهای اون رو کشف کرد و برای پاسخ به اون‌ها دنبال بهترین و متمایزترین راه‌حل‌ها بود. حالا اگه شما بازاریاب یک آژانس تبلیغاتی پزشکی باشید به کدوم کانال‌ها برای پیداکردن مشتری سر می‌زنید؟ چه راه‌کاری برای راضی‌کردن این مشتری محافظه‌کار و سرسختتون خواهید داشت؟ مذاکراتتون رو چطور هدایت می‌کنید تا به عقد قرارداد منجر بشه؟‌. از شما دعوت می‌کنم که با نظرات ارزشمندتون با این بحث همراه باشید.


20 thoughts on “بازاریابی خدمات درمانی // بگذار نسخه تبلیغاتت را من بپیچم!”

  1. بحث بسیار خوبی است. کلا اطلاعات در مورد بازاریابی و تبلیغات و برند در حوزه خدمات و علی الخصوص خدمات مبتنی بر فرد بسیار کم است. من این تجربه چشم و هم چشمی را در مورد آرایشگاه ها و سالن های زیبایی بسیار داشتم و بعد هم با دندانپزشکان. این قشر بیشتر روی برندآگاهی و تبلیغات تاکید دارند و بیشتر بحث شناخته شدن برایشان مهم است و نه مشتری ولی نکته ای که معمولا نادیده می گیرند بحث حضور مخاطب در محیط ارائه خدمات است که می تواندبا کوچکترین برخورد نامناسب کلیت برند فرد و خدمت را زیر سوال ببرد. مثلا پزشکی که بسیار تبلیغات لوکس و شیکی دارد در دستشویی مطبش را بسته و اجازه استفاده به بیماران نمی دهد و آنها مجبورند به دستشویی مجتمع مراجعه کنند. این یعنی تجربه نامطلوب و بازدارنده در بحث برند. و مسلما اگر این پزشک آنهمه تبلیغات خاص نداشت بیماران این خلا را با غماض بیشتری تحمل می کردند ولی تبلیغات باعث می شود که سطح توقع افراد حداقل ها و شروط لازم را طلب کند. در بحث خدمات و علی الخصوص خدمات درمانی متاسفانه بعضی وقت ها افراد به خاطر غره بودن به تخصص و جایگاهشان احتیاجی نمی بینند تا مشتری را راضی نگه دارند و همین باعث می شود تا افراد از روی اجبار به این خدمات تن دردهند. حدیث مفصلی است این ماجرا…..

    1. سلام خانم بیدگلی
      ممنونم از نظر ارزشمندتون
      به نکات درستی اشاره کردید.. بحث خدمات اون قدر حساسه که کوچکترین اشتباهی از سمت ارائه دهنده می تونه کاملا تصویر اونو مخدوش کنه، مهم‌تر این‌که این جور خاطرات معمولا دیر از ذهن افراد پاک می شن و از طریق WOM به بقیه مشتری ها هم انتقل پیدا می‌کنن.
      خانم بیدگلی به نظر شما یه بازاریاب یا مشاور تبلیغاتی چه کمکی می تونه از این نظر به پزشک‌ها و مراکز درمانی بکنه؟

  2. با سلام
    میخوستم نظر دوستان در رابطه با سریال در حاشیه که مرتبط با جامعه پزشکی و خدمات درمانی است بپرسم
    ایا همچین سریالی اعتماد مردم رو نسبت به پزشکان از دست نمیدی
    حالا هر چقدر پزشکان در ایران بخوان تبلیغ کنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    با تشکر

    1. سلام جناب بارنامه
      با نظر شما موافقم، هر چند هدف این سریال خنداندن مخاطبه ولی نمی شه از واقعیاتی که پشت این طنزها هست گذشت.
      این موضوع تا حدی مهم بوده که اعتراض خود جامعه پزشکی رو هم برانگیخته
      به نظرتون چه جوری میشه چنین تصویری رو اصلاح کرد؟‌

      1. خانم کریم پور قبول کنیم یا نکنیم متاسفانه حوزه درمان ما در ایران دیدی منفی از خودشون برجای گذاشته اند البته منظورم تمام جامعه پزشکی نیست
        و به نظرم در کوتا مدت نمیشه کاری کرد که این دید رو یک شبه برگرداند
        حالا با داشتن همچین سریالی که طبق آمار سایت ها و مصاحبه از استقبال مردمی خوبی برخوردار بوده میتونه تلنگری باشه برا نظام سلامت و جامعه پزشکی ، که انقلابی در این صنف محترم بوجود بیاد تا در بلند مدت شاهد تحولی عظیم باشیم ولی متاسفانه راه خیلی سخته………………………….

        1. جناب بارنامه
          ممنونم از پاسختون
          من چندین بار تحقیقاتی در مورد ویژگی‌های روان‌شناختی و رفتاری پزشکان انجام دادم و حقیقت اینه که به نتایج مثبتی نرسیدم. غم‌انگیزه که این قشر حرفه ای و بسیار تاثیرگذار در جامعه ما چنین تصویر منفی رو از خودش به جا گذاشته!!
          به قول شما اصلاح کردن این نصویر کار ساده‌‌ای نیست، اما سختی راه نباید دلیل بر تلاش نکردن ما باشه.
          امیدوارم با اطلاع رسانی و آگاهی بیشتر جامعه شاهد اتفاقات خوبی در صنعت درمان باشیم.
          ممنونم از مشارکت شما.

  3. به نظر من اهالی بازاریابی و تبلیغات و برند اگر منفعت طلبانه نگاه نکنند و به فکر فروش رسانه نباشند نقش بزرگی در بهبود فرهنگ های مخدوش دارند. مثلا هنگامی که با فردی از حوزه خدمات روبرو می شوند به خوبی می توانند فرد را مجاب کنند به جای صرف هزینه های گزاف بیلبورد و استند و … با گزارش آگهی ها و مقالات سبک در حوزه تخصصی به بالابردن سطح آگاهی جامعه کمک کند و در مراحل بعدی با برگزاری رویدادها و حضور متخصص در فضاهای عمومی اما فکر شده به توسعه کسب و کار او کمک کنند. از طرف دیگر به موازات این فعالیت ها بحث مشتری مداری و فضای کسب و کار و ارتباط با مشتری را جدی بگیرند و برنامه ریزی های دقیق و هوشمندانه ای برای نگهداری مشتری ها و وفادار سازی آنها انجام دهند.

    1. خانم بیدگلی عزیز
      از مشارکتتون در بحث سپاسگزارم.
      به نکات خیلی خوبی اشاره کردین که کاملا در راستای هدف اصلی بازاریابی خدمات درمانیه.
      من هم با شما موافقم که جلب مخاطب برای برندهای درمانی در وهله اول بهتره از طریق محتواها و نگارش مقالات مرتبط با سلامت ایجاد بشه و بعد پزشک می‌تونه در ابعاد وسیع‌تری به تبلیغ بپردازه.
      خانم بیدگلی به نظر شما بین ابزارهای آف‌لاین و آنلاین تبلیغاتی کدوم یک می‌تونن تاثیر بیشتری در تبلیغات یک پزشک داشته باشن؟ شما به عنوان یک مخاطب کدوم رو ترجیح می‌دین؟

  4. خوشحالم که مجدد در این زمینه یه مطلب جدید می خونم.
    خانم کریم پور، سوال شما برای بنده که اطلاع کمی در حوزه بازاریابی خدمات درمانی دارم خیلی کلی هستش! اما بطور کلی برای بازاریابی (که در این موضوع به نوعی ویزیتوری و گرفتن قرارداد میتونه باشه) فکر میکنم باید ابتدا پزشکان رو دسته بندی کرد به طبقه های مختلف و بعد در هر طبقه به بررسی محیط شغلی، نوع خدمات، نوع مخاطبان هدف و … آنها پرداخت و بر مبنای اطلاعات به دست آمده سناریویی برای مذاکره با اونها تعریف کرد. قطعا سناریوی پزشکانی که در زمینه زیبایی کار میکنند متفاوت خواهد بود با سناریوی پزشکان و جراحان عمومی! چراکه مخاطبانشون متفاوت هستند.

    1. آقای شهسواری سلام
      تشکر از ابراز نظرتون
      کاملا درست می فرمائید، اتفاقا ما هم در شرکتمون تلاش می کنیم از کانال‌های مختلفی برای هر گروه از پزشکان وارد مذاکره بشیم. اگه بشه با یه معیار معتبر ویژگی‌های هر دسته رو شناخت و راه‌های ارتباطی با اون‌ها رو شناسایی کرد،‌ قدم بزرگی برداشته شده.
      اما آقای شهسواری سوالی از شما دارم. اگه آژانس تبلیغاتی بخواد در شناختن هر کدوم از این تخصص ها موفق عمل کنه چه‌کار باید بکنه؟
      یعنی فکر می‌کنید از نظر استخدام نیروی انسانی باید استراتژی خاصی داشته باشه؟؟ منظورم اینه که برای تخصص‌های مختلف از افرادی که در رشته‌های مرتبط پزشکی درس خوندن استفاده کنه یا اینکه با تجربه و آزمون و خطا می‌تونه به شناخت از صنعت دست پیدا کنه ؟
      ممنون میشم در این ارتباط بیشتر توضیح بدید.

      1. ممنون از شما
        به نظر برای شناختن هر گروه از مواردی که شناسایی می کنید نیاز به استخدام نیرو با تحصیلات پزشکی نیست. در واقع یک نوع تحقیق در مورد رفتار مشتریان (پزشکان) مد نظر باید قرار بگیره.
        اما در مورد مذاکره با پزشکان و عقد قرارداد جهت انجام پروژه ی بازاریابی، ایده ی خوبیه که از افراد با تحصیلات و حرفه ی نزدیک به پزشکان استفاده بشه. تجربه ی کوتاهی که در زمینه ی یک برنامه تلویزیونی برای صنعت ساختمان داشتم، این مورد رو به وضوح مشاهده کردم! در هر صنعت، اگر مخاطب ما، ما رو جزئی از خودش بدونه خیلی ساده تر اعتماد میکنه!

  5. جناب آقای بارنامه من معتقدم زمانی پدیده ای اثر گذار می شود که فرد با آن همذات پنداری کند . اگر پزشکی مجرب ، خوش اخلاق و دلسوز باشد به وظیفه شرعی و کاری خودش عمل کرده و این مزیت محسوب نمی شود و نباید منتی داشته باشد و اگر پزشکی این خصوصیت را نداشته باشد نارضایتی ایجاد می شود و این همان شروط لازم کسب و کار است . تجربه شخصی و خاطرات عموم جامعه از قشر تحصیلکرده و فرهیخته پزشکی متاسفانه با نکاتی که در این سریال به شیوه طنز و غلو شده بیان می شود همراستا است. به هر حال همه ما می دانیم که خاطرات بد عمق بیشتری دارند و خاطرات خوب زودتر از یاد می روند و به خصوص در فضایی که با جان و سلامت فرد سر و کار دارد .به هر حال این سریال تاثیرش مانند نمک روی زخم پاشیدن بود. و اینکه پزشکان متعهد از این مساله ناراحتند بیشتر بر می گردد به حوزه ناخودآگاه جمعی این قشر ونارضایتی ضمنی آنها از عملکرد همکاران بی تعهدشان

    1. خانم بیدگلی
      ممنونم از مشارکت فعالتون در این بحث ..
      در هر حرفه‌ای رعایت اخلاق و مشتری ‌مداری بدون شک حرف اول رو می زنه و در مورد خدمات درمانی که با سلامتی افراد سروکار دارن این موضوع حیاتی‌تر هم هست.
      ویژگی‌ برنامه‌ها یا تبلیغات طنز معمولا اینه که پیامی رو به شکل غیرمستقیم و با اغراق به مخاطب منتقل کنه، امیدوارم این اتفاق تلنگری برای برخی از فعالان جامعه پزشکی باشه.

  6. با سلام
    خانوم کریمپور ازتون بابت این مطلب مفید متشکرم. به هر حال همیشه تغییر استراتژیهایی که به عرف تبدیل شدن بسیار سخت بوده. در بازار درمان، همیشه تقاضا بوده و هست و عرضه کننده محدود بوده، اما الان عرضه بسیار زیاد شده ولی همچنان مثل عرفی که بوده فعالان حوزه درمان مینشینن تا مریض از در مطب یا بیمارستان بیاد داخل. چیزی که این روزها برای هر پزشکی دغدغه شده اینه که اون بیمار از در مطب یا بیمارستان خودش بیاد داخل، نه مطب رقیب.
    به شخصه فکر میکنم برای زمانی که راه حل ما برای فعالان حوزه قابل درک نیست باید آموزشش داد. به عبارت دیگه به نظرم باید به پزشکان و مدیران بیمارستانها و کلینیک ها طی برنامه های آموزشی مدرن نشون داد که چگونه مارکتینگ و نه تبلیغات صرف، میتونه کسب و کارشون رو دگرگون کنه

    1. سلام آقای داورنیا
      ممنونم از ابراز نظرتون .. تحلیل خیلی خوبی بود.
      متاسفانه امروز پزشکا هم مثل هر قشر دیگه‌ای فقط به فکر پول بیشتر و کسب اعتبار از طریق داشتن تعداد بیمارهای بیشتر هستن ..
      نگاه به بازاریابی به عنوان ابزاری برای آموزش پزشک‌ها خیلی راه‌حل جالبیه. مخصوصن اگه از دید اجتماعی بهش پرداخته بشه و هدف اصلی حرفه پزشکی درش بلد شه.
      فکر می‌کنم در درجه اول میشه یک پزشک رو از راه تبلیغات جذب کرد اما در مراحل بعدی باید برای ادامه دار بودن کار روی خود بازاریابی و مشاوره و آموزش تاکید کرد.

      1. سلام خانم کریمپور
        متشکرم از شما. راستش به نظرم بد نباشه از آموزش به عنوان ابزار اولیه ای برای تبلیغات استفاده کرد. البته آموزش در بسیاری از موارد به عنوان ابزاری برای بازاریابی و تبلیغات امتحان خودشو پس داده، فکر میکنم توی این زمینه هم میتونه موثر باشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *