بازاریابی خدمات درمانی // کالبد شکافی IMC

بازاریابی خدمات درمانی: جامعه پزشکی زیر تیغ جراحی بازاریاب‌ها
بازاریابی خدمات درمانی

در مطلب قبلی (کلیک کنید) تلاش کردم تا با ارائه پیش درآمدی از بازاریابی خدمات درمانی، ذهن شما دوستان خوب کافه‌ای رو با این حوزه بکر و ناشناخته بازاریابی آشنا کنم. با وجود تازگی و خاص بودن بحث، دیدگاه‌های مثبت و ارزنده شما عزیزان نشان داد که این موضوع پتانسیل بالایی رو برای تبدیل شدن به یک بحث جذاب و چالشی داره .. به همین دلیل، امروز در این مطلب جدید قصد دارم تا با استفاده از رویکرد ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC)، با نگاهی نزدیک‌تر ابزارهای در دسترس برای اجرای بازاریابی در حوزه درمان رو مورد تجزیه و تحلیل یا بهتره بگم کالبدشکافی قرار بدم.

یکی از زیباترین تعابیری که از IMC خوندم تشبیه اون به ارکستر منظم و هماهنگی از سازهاست که همگی در کنار هم جمع شدن تا با هم‌نوایی و انسجام یک قطعه موسیقیایی زییا و بدون نقص رو به شنونده تقدیم کنن. به همین ترتیب ما در بازاریابی IMC رو شیوه‌ای برای رسیدن به اهداف بازاریابی، از طریق استفاده هماهنگ و به هم پیوسته از تمامی ابزارهای ارتباطی سنتی و نوین تعریف می‌کنیم، که هدف اونها انتقال پیام واحدی از سوی یک برند هست.

بازاریابی خدمات درمانی

در ویرایش جدید کتاب اصول بازاریابی کاتلر به هشت ابزار به ترتیب زیر برای IMC اشاره شده: تبلیغات، روابط عمومی، فروش شخصی، رویدادها و تجربیات، ترفیعات فروش، بازاریابی مستقیم، تبلیغات توصیه‌ای (بازاریابی دهان به دهان) و بازاریابی تعاملی. از اونجا که صحبت از تمام این ابزارها در یک مطلب نمی‌گنجه، در این قسمت تمرکز ما تنها بر روی “تبلیغات” در بازاریابی خدمات درمانی خواهد بود. تبلیغات به عنوان ابزاری برای آگاهی دادن و جهت‌دهی به افکار عمومی در چارچوب IMC، دربرگیرنده رسانه‌هایی مانند تلوزیون و رادیو، روزنامه‌ها و مجلات و تبلیغات محیطی مانند بیلبورد و تابلوها در مکان‌های عمومی هست.

مسلما برای ما خیلی کم پیش اومده که از طریق تلوزیون در جریان خدمات پزشکی قرار بگیریم. یک نمونه که خاطرم هست مربوط به تبلیغات جراحی متابولیک برای درمان دیابت نوع ۲ بود که چندی پیش از شبکه‌های ماهواره‌ای پخش می‌شد. تبلیغی که صرف‌نظر از راست یا دروغین بودن ادعاهاش قصد داشت با نشون دادن سلبریتی‌ها و افرادی که از بیماری نجات پیدا کرده بودن برای خودش اعتبار بخره. واکنش برخی رسانه‌ها و مراجع فارسی رو در مورد این تبلیغ می‌تونین در ایسنا و دندانه ملاحظه کنین.

در مورد رادیو فکر می‌کنم انتظار عموم افراد بیشتر دریافت خبر یا شنیدن توصیه‌های یک پزشک برای درمان باشه تا رسانه‌ای برای تبلیغ!! تبلیغات محیطی به شکل بیلبورد هم که تکلیفش روشن به نظر می‌رسه و معمولا ما انتظار نداریم موقع رد شدن از فلان بزرگراه، بیلبورد تبلیغاتی پزشک x یا کلینیک و بیمارستان y رو مشاهده کنیم!!

با این وصف شاید بشه شایع‌ترین ابزارها در تبلیغات پزشکی رو رسانه‌های چاپی یعنی روزنامه‌ها و مجلات دونست .. روزنامه سلامت و مجلاتی مثل زندگی ایده‌آل و سیب سبز، کانال‌های شناخته‌ شده‌ای هستن که یک پزشک یا کلینیک (و باز هم کمتر بیمارستان‌ها) می‌تونه به طور موثر برای تبلیغ و معرفی خدماتش از اون بهره ببره. با این همه من قصد دارم شما رو با شکل دیگه‌ای از تبلیغات خدمات درمانی آشنا کنم، که به تازگی بهش برخورد کردم. تبلیغاتی از نوع محیطی اون هم با نصب استند یا یک تابلوی بک لایت در پردیس سینمایی آزادی!!

.

بازاریابی خدمات درمانی

.

بازاریابی خدمات درمانی

.

شاید در نگاه اول این کار کمی عجیب به نظر برسه، اما با دقت به دور و بر تعداد زیادی تابلو یا حداقل استند رو در مکان‌های پر رفت و آمد سینما مثل ورودی و خروجی پله‌ برقی، بوفه و واحد‌های تجاری سینما می‌بینین که همگی در حال معرفی خدمات درمانی پزشک‌ها یا مراکز درمانی هستن. ممکنه بگیم وقتی امکان تبلیغات گسترده از طریق بیلبورد و تابلوهای شهری نیست، باید به روش‌های دیگه‌ای برای دیده شدن متوسل شد. اما چیزی که در اینجا بی‌پاسخ می‌مونه اثربخشی تبلیغ و نتیجه‌ای هست که از اون حاصل می‌شه.

.

بازاریابی خدمات درمانی

.

من در اینجا قصد ندارم این موضوع رو از دیدگاه تماما مثبت یا تماما منفی ارزیابی کنم. بلکه هدفم شرح دیده‌ها و دانسته‌های اندکم در این زمینه و سهیم شدن در دانش شما دوستان عزیز کافه‌ای هست. به همین دلیل دو پرسش رو در انتهای مطلب مطرح می‌کنم:

پرسش اول: به نظر شما از بین ابزارهای تبلیغاتی که معرفی شد، کدوم ابزار تاثیر و هماهنگی بیشتری رو با بازاریابی خدمات درمانی داره؟

پرسش دوم: با توجه به اینکه یکی از مهم‌ترین فاکتورها در بازاریابی، موضوع مکان (یا دسترسی) هست، تبلیغات پزشکان و مراکز درمانی رو در مکانی مثل سینما چطور ارزیابی می‌کنید؟

.


46 thoughts on “بازاریابی خدمات درمانی // کالبد شکافی IMC”

  1. در مورد تبلیغات خدمات پزشکی و بخصوص دندانپزشکی و سالن های زیبایی ، یک نکته دیگه هم که توجه من رو جلب کرده نقش ادراک مالک خدمت از سطح و طبقه اجتماعی خودش و مشتریانش در انتخاب رسانه و شیوه تبلیغه.
    بطور مثال یکی از جاهایی که درصد بالایی از تبلیغاتش اختصاص به دندانپزشکان ( چه مطب شخصی و چه مجتمع دندانپزشکی ) داره مجله داخل پرواز شرکت هواپیمایی ماهانه.( اگه توفیقی بود دوس دارم یه بحثی هم در مورد اثربخشی تیزرهای پخش شده در پروازها و بازار هدفشون داشته باشیم که بنظرم باید موضوع جذابی باشه).
    همچنین یک نکته مهم که جا داره بهش توجه بشه ، جای خالی مراکز مشاوره بازاریابی در ایرانه که اصناف یا مجبورا راسا تصمیم گیری کنن و با توجه به اینکه تخصص و حتی وقت لازم برای این حوزه رو ندارن از شیوه آزمون و خطا جلو برن و یا از خدمات مشاوره شرکت های تبلیغاتی که عموما شرکت های تکنیکال و فنی هستند استفاده کنند و قاعدتا بسته به اینکه به کدوم آژانس مراجعه کنند ، رسانه متفاوتی بهشون معرفی میشه!!!!
    در ضمن من جدیدا تبلیغات موسسات خدمات پزشکی رو داخل تلویزیون های مترو هم دیدم که این هم در نوع خودش جالب توجهه.

    1. سلام خدمت جناب بزاز
      ممنون که در این بحث همراه ما هستین. مرسی از نکات خوبتون.
      در مورد ادراک مالک خدمت یعنی پزشک‌ها باید بگم به رغم حساسیت بالا و دقتی که این افراد دارن، اما در مورد تبلیغات جوری عمل می‌کنن که گویا مشتری (بیمار) خودشون رو نمی شناسن ..
      در مورد آژانس های تبلیغاتی هم با شما موافقم .. واقعا جای شرکت‌های تخصصی که به صنف و زوایای ویژه هر صنعت مسلط باشه در کشور ما خالیه ..
      شرکت ما از معدود آژانس‌هایی هست که به صورت تخصصی روی بحث بازاریابی خدمات درمانی کار می‌کنه، توصیه می‌کنم برای آشنایی بیشتر با کار شرکت وب‌سایتش رو ببینین : http://www.sisarv.com
      راستی جناب بزار نظرتون در مورد تبلیغات پزشکان در سینماها چیه ؟؟ آیا میشه چنین اقدامی رو اثربخش تلقی کرد؟

      1. خانم کریم پور، ممنون از توضیحاتتون.
        سایت شرکتتون رو چک کردم و صمیمانه خوشحالم که شرکت هایی مثل شما وارد حوزه های خاص بازاریابی می شوند و مطمئنم در آینده با این تصمیم هوشمندانه و شجاعانه روزهای بسیار خوبی در انتظار شما و شرکت سی سرو خواهد بود.
        در مورد تبلیغات پزشکی در سینماها هم بطور کلی بنظرم ایده جذابی نیست و با توجه به اینکه معتقدم تو حوزه خدمات که ما با کالای ملموس سروکار نداریم ،نحوه و کیفیت تبلیغ می تونه تا حد زیادی بیانگر کیفیت کار ما باشه ، در نتیجه تبلیغات بصورت استند رو کاملا رد می کنم!! و شیوه های دیگه و با کیفیت تر برای اهداف و موسسسات خاص قابل بحث کردنه.
        در ضمن بصورت کلی معتقدم تو حوزه خدمات درمانی و پزشکی ، ترفیعاتی از جنس روایط عمومی خیلی بیشتر می تونه مفید و کاربردی باشه.

        1. سلام مجدد جناب بزاز
          از لطفتون به شركت سي‌سرو تشكر مي كنم. اتفاقا به دليل تخصصي بودن كار شركت استفاده از ابزارهاي نوين و باكيفيت در زمينه بازاريابي خدمات درماني از دغدغه هاي اصلي مديران من هست.
          در زمينه روابط عمومي هم به عقيده خود من شبكه هاي اجتماعي و ابزارهاي ديجيتال مي تونن خيلي مفيد باشن كه كم كم دارن جاي خودشونو باز مي كنن.

  2. سپاس از شما كه به اين مقوله توجه داريد.
    از جمله كانال هاي بسيار مهم در بازاريابي درماني همچنان تبليغات شفاهي است. بحث درمان در ميان است پس به صرف اينكه كسي تبليغي رو در جايي ببينه خيلي كم پيش مياد كه از اين كانال تصميم گيري كنه.
    اين روزها انقدر بحث كلينيك هاي زيبايي ،پوست و مو داغه كه هر جايي قدم ميذاريم تبليغاتشون رو ميبينيم. اما خودم شخصا جايي مثل سينما رو براي اين گونه تبليغات نمي پسندم

    1. خانم توانا سلام،
      تشکر می کنم از مشارکت شما در این بحث .. اینکه تبلیغات شفاهی همچنان در عرصه درمان حرف اول رو می‌رنه کاملا صحیحه ولی همون طور که می‌دونین رقابت میان مراکز درمانی برای جذب مشتری در حال افزایشه و این موضوع نیاز به ابزارهای تبلیغاتی رو اجتناب ناپذیر می‌کنه.
      از سینما که بگذریم دوست دارم نظرتون رو به طور کلی در مورد استفاده از تبلیغات محیطی برای پزشکان یا کلینیک‌ها هم بدونم ..
      سپاسگزار

  3. سلام ممنون از مقاله خوبتون
    جواب سوال دوم:چون جاهایی مثل سینماها مکانهای پرترددی هستند و خدمات درمانی هم استفاده عام داره جای خوبیه ولی شاید بهتر باشه به شکل دیگری دراون مکانها تبلیغ بشه تا با بقیه متمایز بشه
    سوال اول: بازاریابی خدمات درمانی چون تقریبا جدید در ایران هست و بطور کامل شناخته نشده نمیشه گفت که کدوم تبلیغات با این زمینه بیشتر هماهنگه ولی چون مدل کار با بقیه فرق میکنه قطعا باید با بقیه متمایز باشه. نظر شما در مورد تبلیغات تلویزیون چیه؟

    1. سلام و سپاس از اینکه نظرتون رو با ما در میون گذاشتین.
      به عقیده من تبلیغات پزشکان در تلوزیون چندان با ماهیت حرفه اونها سازگار نیست .. شاید هم ذهنیت ما این جوری شکل گرفته و اگر استارت این کار بخوره و شاهد معرفی کار پزشک‌ها و بیمارستان‌ها در تلوزیون باشیم نظر متفاوتی داشته باشم.
      البته این رو هم در نظر بگیرین که محدودیت‌هایی برای تبلیعات خدمات درمانی در نظر می گیرن.
      اینکه فرمودین ماهیت کار درمان متمایزه بسیار متینه .. می‌تونین بیشتر توضیح بدین که از چه طریق می‌شه این خدمات رو برجسته‌تر معرفی کرد؟
      چه مکان‌هایی رو برای تبلبغ پیشنهاد می‌کنین؟

      1. سلام و ممنون از جوابتون
        به نظر من الان اینترنت و شبکه های اجتماعی بیشترین بازدهی رو داره چون طبق تحقیقات 89 درصد پزشکان آمریکا به اینترنت به عنوان یک ابزار حرفه ای کار خود تکیه می کنند. بیش از 59 درصد جوانان اطلاعات در مانی شان را از اینترنت کسب میکنند و از بین انها 21 درصد خود درمانی غلط انجام می دهند. با هدایت آنها به صورت برنامه ریزی شده به سمت کلینیک های هدف، بازاریابی خیلی خوبی انجام میشه. ولی نیاز به یک مطالعه وسیع داره و حجم کاری بالایی برای بازاریابی می طلبه. در ایران شرکتهای خیلی کمی روی این مقوله کار کردند مثلا شرکت سی سرو

        1. سلام مجدد و تشکر از اینکه با ما همراه هستین
          مطالب خیلی خوبی رو بیان کردین .. آمارهایی که دادین خیلی جالبه، البته باید در نظر داشت که در ایران سطح استفاده از اینترنت و هم‌چنین نحوه استفاده از اون با دنیا خیلی متفاوته .. بنابراین بازاریاب خدمات درمانی کار سختی رو پیش رو داره.. چون در درجه اول باید مخاطبش رو قانع کنه که برای جستجوی پزشک یا مرکز درمانی به سراغ رسانه‌های دیجیتال بره.
          به نظر شما چطور میشه به بهترین شکل افراد رو متقاعد کرد که ازاین ابزارها استفاده کنن ؟

          1. سلام و ممنون از پیگیری شما
            در ایران حدود 42 میلیون کاربر اینترنت وجود دارد که حدودا 20 درصد بالاتر از استاندارد جهانی است . همینطور رشد اینتزنت هم بسیار بالا هست به طوری که فقط در سال 2013، 5 میلیون کاربر جدید ایرانی اضافه شده. آمار هم نشون داده که 73 درصد مردم قبل از خرید هر محصول یا خدماتی از اینترنت استفاده می کنند. به راحتی هم میشه با SEO هر سایتی رو به صفحه اول منتقل کرد.95 درصد مردم هم همان صفحه اول میمانند و از بین آنها 50 درصد کلیک میکنند. میمونه هنر طراح سایت و تیم تبلیغات که چطور سایت رو طراحی کنند که مشتری رو که تا اینجا اومده نگه دارند ، فقط در حد ایمیل اطلاعاتش رو بگیرند و تا آخر عمر باهاش در ارتباط باشند و اعتمادش رو جلب کنند. به نظرتون مشتری وفادار چطور ساخته میشه؟

            1. دوست عزیز بسیار ممنونم از نکات دقیق و علمی که ابزار کردین..
              به نظر من همون طور که خودتون اشاره کردین دادن این اطمینان به مشتری که تا آخر راه همراهش هستیم می‌تونه در جلب وفاداریش موثر باشه.
              همچنین من فکر می‌کنم زمانی که افراد به یک وب‌سایت مراجعه می‌کنند به دنبال به دست اوردن یک مزیت یا ارزش بیشتر هستند.
              اگه وب‌سایت ما بتونه این خواسته رو برآورده کنه، مخاطب تا پایان راه باهاش می‌مونه.

              1. سلام. به نظر من الان کسانی که برای خرید محصول یا دریافت خدماتی به یک سایت مراجعه می کنند لزوما دنبال بدست آوردن یک مزیت یا ارزش بیشتر نیستند. سبک زندگی مردم به این سمت پیش میره . یک زمانی مردمی که توی خونشون تلفن داشتند خیلی باکلاس و مرفه بودند. الان اگه حتی پول نون شبشون رو نداشته باشن ولی موبایل رو حتما دارند. یک زمانی داشتن سواد تعریفی در حد خوندن و نوشتن بود الان کسی که SEO رو میدونه یعنی سواد داره. به نظرم الان داشتن سایت یک ضرورت برای کسب و کار هست و باید به این فکر کنیم که همیشه چند پله بالاتر از درخواست مردم و نه نیازشون حرکت کنیم . چون شما هم مثل من حتما بین نیاز و خواسته مردم فرق قائل میشید. اگر به این فکر کنیم که مردم با مراجعه به سایت حتما دنبال یک چیز با ارزش هستند تنها اتفاقی که می افته اینه که ما از رقبا عقب میفتیم و نمیتونیم محصولمون رو بفروشیم.

  4. سلام
    بنده اشتباها” این مطلب رو در مطلب قبلی گذاشتم ولی الآن مجددا” در اینجا هم گذاشتم.
    ممنون از مطلب خوبی که در سایت گذاشتید. بنده در این زمینه علمی ندارم. اما فکر می کنم در تبلیغات خدمات درمانی بسیار مهم است که این حس به مخاطب القا نشود:” مریضی افراد باعث رونق کار من می شود” اینکه افراد در حین سلامتی هم مراجعه کنند ،فکر می کنم مهم است. همچنین فکر می کنم حمایتی که لازم است از مراجعه کننده پس از رفتن از مراکز بشود،بسیار اهمیت دارد،بدون اینکه حس کند می خواهیم او را شارژ مجددی نماییم. این حس که آن فرد با ازش است و به خاطر این ارزش بوده که با او تماس گرفته شده و حرفها و نظرات و شرح حال او شنیده می شود.
    اتفاقا” چندی پیش به علت ناراحتی چشم مادرم به یکی از مراکز مراجعه شد،اعلام شد که به علت مشکل کم بینی ابتدا عمل لیزیک و سپس عمل آب مروارید لازم است ،چرا که دکتر تشخیص آب مروارید را هم داده بود. اما به علت وسواسی که بنده در خصوص تشخیص پزشکان داشتم، با اصرار ،مادرم را به یک مرکز درمانی دیگر در تهران نیز نشان دادم. بعد از معاینه گفتند نیازی به عمل لیزیک نیست،فقط کافیست ایشان عمل آب مروارید را انجام دهند و مشکل ایشان حل می شود(یعنی با یک عمل،هم مشکل آب مروارید و هم کم بینی برطرف شد). و پزشک دیگری نیز این تشخیص را تأیید نمود.
    مرکز درمانی اولی ،تبلیغات بسیار گسترده ای در سطح شهر دارد با طراحی بسیار مدرن. که آنچه از آن در ذهن ما ماند و به بقیه هم توصیه کریدم که به هیچ عنوان به آنجا مراجعه نکنند ، این بود که این مرکز فقط به دنبال پول است نه سلامت بیمار.
    در صورتیکه ناخودآگاه تعریف و تمجید بسیار زیادی از مرکز دوم کردیم. هم به خاطر اینکه نشان داده بودند سلامتی بیمار برایشان اهمیت دارد و هم به خاطر خدماتی که هم به بیمار و هم به همراه بیمار ارائه می دادند.مثل فرستادن اتومبیل برای آوردن بیمار به مرکز و برگرداندن وی در روز عمل. مثل مکانی که جهت استراحت همراه در حین انتظارعمل(صندلی ماساژ ،پذیرایی،…)در نظر گرفته بودند. و همچنین هر زمانی که بعد از عمل با این مرکز تماس گرفتیم،بسیار با حوصله پاسخ سرال مادرم را می دادند.
    ببخشید طولانی شد

    با تشکر شکوفه علیمحمدی

    1. سلام بر شما خانم علیمحمدی
      ممنون که با ارائه یک مثال واقعی به پیش رفتن بهتر این بحث کمک کردین.
      کاملا فرمایش شما درسته. متاسفانه الان تعداد مراکزی که نگاه مادی به حرفه شریف درمان دارن در کشورمون کم نیست و خودش معضلی محسوب می‌شه و می‌تونه نگاه جامعه رو نسبت به خدمات درمانی کاملا عوض کنه.
      از اونجایی که در بحث درمان با موضوع مهم ارائه خدمت مواجه هستیم توجه به احساسات آدم ‌ها و القای حس مثبت به اونها خیلی مهمه ..
      خانم علیمحمدی نظرتون در مورد تبلیغات محیطی که در متن بهش اشاره شد چیه؟ باهاش موافقین یا مخالف؟ اثربخشی این تبلیغات رو چطور می‌بینین؟

      1. من فکر می کنم،تبلیغات محیطی اون هم به شکل گسترده ،چیزی از کیفیت معلوم نمی کنه. اما تأثیری که داشت قابل توجه بود. خب خیلی از اطرافیان ساکن اون منطقه این تبلیغات رو دیده بودند و به ما پیشنهاد می دادند. این یعنی توجه خیلی ها رو جلب کرده بود.(البته بد نیست به این نکته توجه کنیم که اون مرکز در اون منطقه به عنوان اولین مرکز تخصصی چشم بودو شاید این مسأله درجلب توجه بسیار تأثیر گذار بوده)

  5. ممنونم یاسمن جان مثل همیشه بسیار عالی بود و استفاده کردم
    در جواب سوالت به نظر من علیرغم اینکه مجلات و رسانه های چاپی توی کشور ما رایج اند، می تونیم بگیم که تعاملی نیستند و فاقد تاثیر گذاری کافی اند. در زمینه خدمات درمانی و انتخاب پزشک همه ما علاقه مند به دونستن تجربه دیگران هستیم و رسانه های اجتماعی می تونند در این زمینه مفیدتر واقع بشن چون امکان تبادل نظر رو به ما میدن، اما همون طور که خودت هم اشاره کردی امروزه مفهومی به نام IMC ظهور کرده که به توجه همزمان به همه ابزارها تاکید می کنه، پس یعنی این که تنها رسانه های اجتماعی کفایت نمیکنه و خوبه در نشریات به خصوص اگر تخصصی باشند، مثل نشریه نظام پزشکی، هم تبلیغاتی داشته باشیم.

    1. الهام عزیز سلام و ممنون از دقت نظرت.
      کاملا درسته … امروز دیگه عرصه ارتباطات به قدری سریع حرکت می کنه که از دست دادن هر فرصتی می تونه ما رو فرسنگ‌ها از رقبا عقب بندازه .. در دنیای خدمات درمانی هم شرایط به همین ترتیبه.
      در مورد استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای پزشک‌ها به زودی مطلبی خواهیم داشت که در حوزه بازاریابی تعاملی می‌گنجه.
      الهام جان نظرت در مورد تبلیغات پزشک‌ها در مکان های عمومی مثل سینماها چیه ؟

      1. بابت تاخیرم عذر می خوام
        خوب اگر برای بررسی رسانه سه فاکتور دسترسی، فراوانی، تاثیر رو در نظر بگیریم باید بگیم که این تبلیغ مسلما در این رسانه فراوانی رویت و دسترسی کمی رو داره، به این علت که ایرانی ها شاید ماهی یکبار یا حتی کمتر به سینما میرن و عده زیادی از مردم اصلا نمیرن
        و از لحاظ تاثیر هم می تونیم بگیم که تاثیر مورد نظر رو نداره چون داره یک پیام high involvement رو که خیلی خیلی برای ما مهم و حیاتی هستش از طریق یک رسانه low involvement میرسونه
        اگرچه هنوز هم معتقدم که انجام تبلیغ برای این نوع خدمات به خودی خود خیلی ارزشمنده اما این طور فکر می کنم که رسانه و مکان مناسبی انتخاب نشده.

        1. الهام عزیز خیلی ممنون از پاسخ علمی و ارزشمندت،
          استمرار همین نگاه دقیق و حرفه‌ای می تونه در بهبود کارهای ما به عنوان بازاریاب موثر باشه. کاش همه افرادی که در کار تبلیغ دست دارند همچین نگاهی داشته باشن..
          سپاسگزارم از همراهیت.

  6. سلام وقت بخير
    مطلب جالب بود فقط يه خاهشي ازتون دارم که لطفادر موردimcنيز بحث شود جون درمقالات علمي پژوهشي خيلي کم ره اين موضوع پرداخته شده . با تشکر

    1. وقت شما هم بخیر خانم مکاره چیان
      چشم، هدف من هم اینه که در هر مطلب در مورد یکی از ابزارهای IMC‌ صحبت کنم. مسلما مشارکت دوستانی مثل شما به پر بار شدن بحث‌ها کمک زیادی می‌کنه.
      در مورد سوال های مطرح شده در پایان مطلب نظرتون چیه؟ خوشحال میشم که همچنان با ما همراه باشین ..

  7. خانم کریم پور عزیز ضمن تشکر از مطلب خوب شما در پاسخ به سوال ها باید بگم در خصوص خدمات درمانی که قطعا جزو دسته خدماتی قرار دارند که مصرف کننده سعی می کند تنها به سلیقه و تصمیمات لحظه ای بسنده نکرده و تحقیقاتی (بسته به فرهنگ، تحصیلات و باورهای خود) در این زمینه انجام دهد. به نظر بنده عدم توجه به رفتار مصرف کننده و تبلیغات این نوع خدمات در مراکزی ( هرچند شلوغ و پر رفت و آمد همچون سینما ) این دسته از خدمات را جزو کالاهای پست قرار داده و برداشتی که شخصا از این نوع تبلیغ دارم این است که به نوعی ضد تبلیغ خواهد بود.
    تبلیغات خدمات درمانی ( البته به نظر بنده ) نباید بصورت ATL و بصورت کلی و انبوه صورت گیرد، این قبیل تبلیغات BTL و با جامعه هدف مشخص و هدفمند شاید بازدهی بیشتری داشته باشد.
    در خصوص تبلیغ در رسانه ای چون تلویزیون به تجربه ای که شخصا در این زمینه دارم اشاره می کنم.
    به علت مشکل گردن درد به دنبال دکتر خوبی بودم که به توصیه یکی از اقوام به دکتر قاسم اسحاقی مراجعه نمودم، البته قبل از مراجعه سایت ایشان را مطالعه و بررسی کردم. هنگام مراجعه به مطب ایشان متوجه شلوغی و تماس های مکرر بیماران جهت گرفتن وقت شدم و در مدتی که منتظر رسیدن نوبت بودم بیماران زیادی را دیدم که اکثرا از شهرستان ها به این دکتر مراجعه کرده بودند.
    علت شهرت ایشان سابقه طولانی مدت در این زمینه نبود بلکه به خاطر صحبت در برنامه های تلویزیون ( برنامه هایی مثل سیمای خانواده ، به خانه برمی گردیم و … ) بود.
    اینکه یکی از قوانین تبلیغات در ایران عدم صدور مجوز جهت تبلیغ خدمات درمانی در رسانه های عمومی و ملی است و صدا و سیما هیچ وقت به طور مستقیم پزشک یا دارویی را جهت بیماران تبلیغ نکرده ولی این رسانه را برای بسیاری از مردم ایران تبدیل به پایگاهی نموده که آنها قطعا به آن اعتماد کامل دارند. یعنی با توجیه این مطلب که ( اگر دکتر X دکتر خوبی نباشد در تلویزیون نمی آمد، اعتماد می کنند)
    این نوع بازاریابی در ایران احتیاج به مطالعات و بررسی های بیشتری دارد. ولی یکی دیگر از ابزاری که شما هم اشاره کردید رسانه های چاپی است و فکر می کنم یکی از این پرتیراژها در این زمینه ( پیک برتر ) می باشد . اینکه این شرکت اقدام به معرفی خدمات بصورت منطقه ای نموده شاید مفیدتر و بهینه تر باشد. می توان با کمک شما به این قبیل آگهی ها نیز پرداخت.
    فکر می کنم مطلبم طولانی شد، ممنون از شما و اساتید و دوستان محترم
    موفق باشید

    1. سلام ویدا جان .. از نظر ارزشمندت بسیار ممنونم .. به نکات بسیار خوبی اشاره کردی که هر کدوم جای بحث در مقاله‌ای جداگانه داره..
      به نظرم نوع و جذابیت مطالبی هم که یک پزشک در برنامه تلوزیونی مطرح می‌کنه خیلی در جذب مخاطب موثره .. قطعا جدای از بحث اعتمادسازی با شرکت در برنامه‌های تلوزیونی، پزشکی که بهش اشاره کردی تونسته با حرفاش در رسانه ملی جذابیت زیادی رو برای مخاطبا ایجاد بکنه.
      ویدا جان به نشریه پیک برتر اشاره کردی .. با توجه به اینکه این نشریه تخصصی برای بحث درمان نیست، دوست دارم نظرت رو در مورد مجلات تخصصی پزشکی هم بدونم.
      به نظرت این نشریات چقدر می‌تونن در ایجاد اعتماد در مخاطب موثر باشن؟ رقابت اونها با نشریاتی مثل پیک برتر رو چطور تحلیل می‌کنی؟

  8. با سلام و تشکر از مطلب خوبتون. به نظر من در بحث خدمات پزشکی بر خلاف اغلب خدمات و کالاها بیشتر از اونکه رویکرد تبلیغی در جهت معرفی خدمات درمانی یک مرکز یا مطب پزشکی مورد قبول واقع بشه ایجاد حس اعتماد و نشون دادن توجه اون مرکز به سلامت افراد هست که می تونه اثر گذاری بیشتری داشته باشه. و شاید پررنگ تر کردن همون شعار قدیمی پیشگیری بهتر از درمان.
    ولی متاسفانه بیشتر تبلیغاتی که جدیدا در این زمینه صورت می گیره فقط جنبه بازاری دارند و به سطحی ترین لایه های تبلیغی بسنده کردن. به نظر من معرفی خدمات دندان پزشکی در یک فضای تفریحی به طور مثال، بیشتر از اونکه تبلیغ رو اثر گذار کنه جنبه منفی داره و خاطرات بد درد کشیدن و بیماری رو میتونه یاداوری کنه. یا اینکه در برنامه های تلویزیونی بیشتر از اونکه راه کار های پیشگیری از بیماری ها و روش های زندگی سالم مطرح بشه فقط و فقط به معرفی پزشکان و نوعا متخصصین عمل های زیبایی و خدمات زیبایی دندان پرداخته می شه و این مساله در دراز مدت می تونه اثرات بدی در ناخوداگاه ذهن مخاطبین داشته باشه حتی برای تبلیغاتی در مورد سایر محصولات و خدمات که از اون جایگاه یا رسانه خاص منتشر می شوند.

    1. سلام خانم خورشیدی
      ممنون از مشارکت شما و از نظر خوبتون.
      کاملا با شما موافقم .. در حال حاضر به دلیل افزایش شدید رقابت بین مراکز یا افرادی که خدمات درمانی ارائه می‌کنن، توجه به موضوع اصلی که این مراکز باهاش درگیر هستن یعنی “تامین سلامت افراد” کم شده و دید بازاری توی این حوزه خیلی تشدید شده ..
      خانم خورشیدی به نظر شما با توجه به اینکه بازاریابی درمان در حوزه بازاریابی خدمات می‌گنجه و موضوع خیلی حساسی هست، بهترین راه‌کاری که یه پزشک می‌تونه برای معرفی خودش به کار بگیره چیه؟ چه کار باید کرد تا این حس بازاری بودن کمتر به بیمار القا بشه؟

      1. با سلام
        به نظر من کار در این حوزه به یک پروسه طولانی مدت برای معرفی و اعتماد سازی نیاز داره. و از روش هایی که در خیلی از کلینیک های درمانی خارجی انجام میشه می تونن استفاده کنن نظیر تلفن های ماهانه یا هفتگی (با توجه به نیاز بیمار) جهت پیگیری وضعیت روحی و جسمی بیمار و یا هماهنگی برای چک آپ و مواردی از این دست. به طور کلی بهره گیری از روش هایی که به افراد حس اعتماد و توجه به سلامتی بده.
        با توجه به چیزی که در نظرات سایر دوستان گفته شده بود به نظر می رسه برخی از کلینیک ها از این روش ها تا حدی استفاده کردن. مثل اون موردی که یکی از دوستان برای کلینیک چشم پزشکی اشاره کرده بودن برای خدمات جانبی که مرکز ارائه کرده بود برای فرستادن اتومبیل جهت آوردن بیمار به مرکز و برگرداندن وی در روز عمل.

  9. با سلام و تشکر از ارایه مطلب خوبتون .من فکر میکنم در حوزه خدمات درمانی بازاریابی دهان به دهان بیشتر کاربرد داشته باشه…در واقع در استفاده از این خدمات هم ریسک مالی هم ریسک فیزیکی متوجه مشتری است پس مشتری انتخاب خودشو بیشتر بر اساس نظر دوستان و آشنایانی که از این خدمات استفاده کردند قرار میده پس سرمایه گذاری اصلی باید روی مشتریان بالقوه باشه..البته که تبلیغات هم موثر هس ولی فکر نمیکنم در پرده سینما صورت جالبی داشته باشه لااقل باید بدونیم مشتریان ما چه کسانی برای چه قصدی (زیبایی یا درمانی) و در کجا هستند

    1. سلام خانم منتهايي
      خيلي ممنونم از نظر ارزشمندتون. كاملا درسته !! اصولا بازاريابي خدمات كار سختيه، چون به جاي محصول ملموس شما با آدمها سروكار داري 🙂
      خانم منتهايي با توجه به اينكه تبليغاتي مثل نصب تابلو در سينماها از نظر اكثر افراد مطلوب نيست، فكر مي‌كنين بهترين روش براي ترغيب كردن مشتريان بالقوه يك پزشك چيه؟ چطور يه بازارياب مي‌تونه اين افرادو تشويق كنه كه كار پزشك رو به ديگران توصيه كنن؟

  10. سلام و خسته نباشید
    به نظر من در تبلیغات حوزه سلامت در این سالها بسیار تیره شده است، با وجود تبلیغات کم و بیش دروغ ماهواره ای و دنیای مجازی اعتماد به تبلیغ در این حوزه به طور کلی کاهش یافته است . من به شخصه ترجیح می دهم پزشک را از طریق معرفی دوستان و آشنایان انتخاب کنم.
    خانم کریم پوز از مطلب ارزشمندی که قرار دادید بسیار ممنون هستم فقط اگر ممکن است تبلیغات حوزه سلامت در کشورهای دیگر را هم بررسی بفرمایید زیرا حداقل من از نحوه بازاریابی سلامت در کشورهای دیگر اطلاعاتی ندارم و آن زمان شاید بتوان دید بهتر از چگونه بودن تبلیغات این حوزه بدست آورد.
    با احترام

    1. سلام جناب بياتي
      مرسي از ابراز نظرتون ..
      كاملا موافقم كه همچنان WOM در ميان ابزارهاي تبليغاتي حوزه درمان پيشتازه. در اين مورد هم جداگانه بحث خواهيم كرد.
      در مورد تبليغات درماني در خارج از كشور هم چشم .. اتفاقا يكي از دغدغه هاي ذهني خودم هم پرداختن به كار ساير كشورها در اين حوزه هست.
      ممنون كه با ما همراه هستين.

  11. با سلام،
    ازونجایی که بحث امروزتون در رابطه با تبلیغاته باید عرض کنم که بنظرم در کل تبلیغات خیلی تو حوزه خدمات درمانی بازدهی نداره مگر این که هدف استفاده از تبلیغ یادآوری باشه. والا تبلیغات برای اگاهی دادن و ترغیب بنظر بنده خیلی جوابگو نیست و برای این امر باید از سایر ابزارهای یکپارچه بازاریابی استفاده بشه. و موردی که دوستان اشاره کردند در رابطه با پزشکانی که در تلوزیون برنامه اجرا میکنند، بنظرم جزو تبلیغات محسوب نمیشه بلکه به نوعی این برنامه ها رو میشه جز روابط عمومی قرار داد.
    در رابطه با استندها باید بگم که این استندها بهترین مکانش میتونه داروخانه ها باشه که بازار هدف بالقوه رو تقریبا پوشش میده ولی با این حال من که خودم بشخصه اصلا به این استندها اهمیتی نمیدم و حتی نسبت به برخی استندها که از تم های تکراری و نخ نمایی مثل صورت صاف یک فرد یا دندانهای سفید استفاده میکنند، آلرژی پیدا کردم به این تم بدون خلاقیت.

    1. سلام آقاي جعفربگلو ..
      سپاسگزار از همراهي تون … من هم در زمينه برنامه هاي پزشكي در تلوزيون با شما موافقم . به نظر من هم اين برنامه‌ها از دسته روابط عمومي هستن. البته اين مورد رو هم بايد در نظر داشت كه روابط عمومي هم يكي از ابزارهاي يكپارچه بازاريابيه كه جاي بحث جداي خودشو داره.
      آقاي جعفربگلو به نظر شما تبليغات پزشكان از چه راه‌هايي مي تونه اثربخش باشه؟
      نظرتون در مورد ابزارهاي ديجيتال مثل وب‌سايت چيه؟

  12. جالبی این تبلیغات محیطی، یکی segmentation مشتریانشان است. اکثرا در مورد زیبایی و جراحی های زیبایی یا ترمیمی و نهایتا دردهای مفاصلی و …!!! من کمتر دیدم که جراح قلب یا پیوند اعضا یا حتی دکتر عمومی اینچنین تبلیغ کنند.
    از بعد استراتژی شاید نشان از اشباع بودن این بازارها و تدوین استراتژی رسوخ در بازار یا توسعه بازار باشد و گاها دکترهای عمومی که با گرفتن تخصص زیبایی سعی دارند توسعه محصول بدهند.
    ولی یک پزشک جراح هم به دلیل فوریت کارش و هم به دلیل سختی گرفتن چنین تخصصی معمولا به چنین تبلیغات محیطی یا حتی نشریاتی نیاز ندارد.

    1. سلام خانم زرگران
      از كافي نتي در شهر رشت پاسخ شما رو مي‌نويسم 🙂
      ممنون كه نظرتون رو ابراز كردين.
      اتفاقا من به واسطه كارم با پزشكان متخصص زيادي روبرو شدم كه تبليغات و معرفي خودشون براشون مهم بوده و هست..
      و اگه چنين نبود اصلا بحث بازاريابي خدمات درماني شكل نمي گرفت!! آيا شما معتقدين كه با توجه به حرفه اي و خاص بودن كار پزشك‌ها اونها از تبليغ بي نياز هستن؟ ممكنه بيشتر در مورد ديدگاهتون توضيح بدين ؟

  13. سلام
    خانم کریم پور بسیار خوشحالم که دومین مطلب شما رو در کافه می بینم و البته بخاطر کامنت دیرهنگام عذرخواهی میکنم.
    در مورد سوالاتون باید عرض کنم که بنده درمورد رادیو و بیلبورد و مجله باهاتون هم عقیده هستم اما بهترین بهترین نوع تبلبغات در این حوزه را تبلیغات دهان به دهان میدونم. گرچه تبلیغات از طریق شبکه های اجتماعی به نوعی که بصورت تعامل با افراد باشه رو می پسندم چراکه اولین و مهم ترین دلیل برای مراجعه به یک پزشک، اعتماد هست و روابط و تعامل با افراد زمینه ساز این اعتماد میشه.
    تبلیغات توی سینما واسم جالب بود. از این جهت که مخاطبان سینما اغلب قشر جوان هستند، شاید تبلیغات در حوزه زیبایی، نظر اونها رو جلب کنه (صرفا جلب نظر، نه مراجعه به پزشک) ولی تبلیغ متخصص کلیه و مجاری…. رو درک نمیکنم!!
    خانم کریم پور، در کل باید بگم صرف تبلیغات توی این حوزه (به نظر من) فقط از یک نظر ارزشمنده! اون هم شناساندن و عادی سازی برخی خدمات پزشکی (که مرتبط با زیبایی باشه) و ایجاد صحبت های روزمره در عموم مردم هست که باعث افزایش بازار اینگونه خدمات بشه! توی بازاریابی کالا، وظیفه ی معرفی محصول و وسعت بخشیدن به بازار وظیفه ی رهبر بازار هست ولی در این حوزه ی خاص نمیتونم ویژگی های رهبر بازار رو به درستی تحلیل کنم!

    1. سلام آقای شهسواری
      خیلی ممنونم از نظر ارزشمندتون.
      باید بگم اصولا به دلیل تغییرپذیری و ناملموس بودن خدمات، تعریف رهبر برای بازار اون غیرمنطقیه.
      چون هر کس با توجه به تجربه خودش ادراک متفاوتی از ارائه دهنده خدمت داره که این کار قضاوت و ارزیابی رو مشکل می‌کنه.
      آقای شهسواری به نکته خیلی خوبی در مورد شبکه‌های اجتماعی اشاره کردین. خود شما به عنوان یک مخاطب چقدر ممکنه پزشک یا مرکز درمانی مورد نظرتون رو از طریق شبکه‌های اجتماعی جستجو کنین؟ ممنون میشم توضیح بیشتری بدین.

      1. باید عرض کنم که حتما در زمینه تکمیل اطلاعات از اون استفاده میکنم ولی به لحاظ انتخاب اون پزشک قطعا حساسیت بیشتری به خرج میدم.
        فکر میکنم مشاوره حضوری یا تلفنی رایگان، پروسه ی انتخاب اون پزشک رو تسهیل میکنه!

  14. سلام یاسمن جان
    حقیقتش من هنوز به شخصه اعتماد چندانی به تبلیغاتی که برای خدمات درمانی میشه ندارم. یکی از کارهایی که پزشکان عموما انجام می دادن حضور در برنامه های تلویزیونی بعنوان کارشناس برنامه بود یا هنوزم هست نمی دونم 🙂 خب این کار با توجه به اینکه در شبکه ملی پخش می شد باعث میشد اعتماد بیشتری به مردم برای جلب به کارهاشون تزریق بشه و خب اقبال عمومی هم برای این پزشکان بیشتر بود. اما در رابطه با تبلیغات محیطی و چاپی هنوز خیلی خیلی جا برای کار وجود داره. امیدوارم شرکتهای خوبی مثل سی سرو شرکت شما در این راه به موفقیت زیادی دست پیدا کنن و این حوزه رو جلای بیشتری یدن 🙂

    1. سلام شیده جان
      خیلی ممنون که همراه این بحث هستی.
      با نگاهی به نظراتی که دوستان ابزار کردن میشه گفت واقعا سطح اعتماد به تبلیغات در حوزه درمان و سلامت پائینه و ما قبل از هر اقدامی با موضوع مهم اعتمادسازی مواجه هستیم.
      از نگاه مثبتی که به کار سی‌سرو داری ممنونم و من هم امیدوارم که با کار علمی و حرفه ای و استفاده از دانش دوستانی مثل خودت بشه از تمام ظرفیت‌های موجود در بازاریابی خدمات درمانی استفاده کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *