یک یادداشت کوتاه // حادثه پلاسکو و درس هایی که می توان از آن یاد گرفت (درس های تبلیغاتی)

مطلبی را روزهاست در نوبت نشر دارم که به موضوع عکس العمل برندها به مناسبتها می پردازد. بنا به دلایلی از جمله شائبه ورود به بازی زرد ژورنالیستی انتشار آن را به آینده موکول می کنم. اما دوست دارم اشاره کنم که اتفاق ریزش ساختمان پلاسکو در لایه های مختلف جامعه نشانه ها و تلنگرهایی را برای همه ما داشت. برای آتش نشانی که دوباره قهرمانی هایشان را برای همه اثبات کردند. برای مردم که نشان دادند چطور هوای مصدومان را دارند و با مراجعه به سازمان انتقال خون درخشیدند. برای فرهنگ عمومی که نشان داد هنوز آدم هایی هستند که با هر حادثه ای می خواهند سلفی بگیرند. برای فرهنگ رانندگی مان که به خودروهای آتش نشان راه ندادیم و البته و صد البته برای فضای تبلیغاتمان که اول نشان داد هنوز برندهایی هستند که به اشتباه بین طراحی پستهای خوشگل درباره ریزش پلاسکو (با جین و تی شرت) و یا عرض ارادت به آتش نشانان قهرمان، به طرز سوال برانگیزی گزینه اول را انتخاب کردند و خلاقیت خود را به رخ کشیدند و از دیوار بدبختی مردم بالا رفتند و از طرفی روی خوش داستان بود که بخش عمده ای از برندها نشان دادند نقد پذیرند و در این میان جانب آتش نشانان را گرفتند و با این جامعه قهرمان ابراز همدردی کردند و تولید محتوای خود را به این گروه اختصاص دادند. من به شخصه این تغییر رویه را به یاد ندارم و به همین خاطر به این گروه درود می فرستم. این پست را نوشتم تا هم یادگاری در سایت کافه بازاریابی بماند و هم اینکه اشاره کنم هر رویدادی آموزه هایی دارد که باید با چشم باز به آن نگاه کنیم.


10 thoughts on “یک یادداشت کوتاه // حادثه پلاسکو و درس هایی که می توان از آن یاد گرفت (درس های تبلیغاتی)”

  1. آقای محمدیان عزیز پست اخیرتان درباره موج سواری برندها در کانال کافه عالی بود و چه خوب که این مسیر انحرافی سریع در مسیر درست قرار گرفت.

  2. حالم از این شکل تولید محتوای برندها به هم می خوره. به طرز حال بهم زنی از هر اتفاقی به نفع خودشون استفاده می کنند حتی انجا که به آتش نشان ها تسلیت می گن. رفتار عباس جدیدی را در پس تمام پستهاشان می بینم. سلفی بازهای مسخره.

  3. با سلام
    حادثه اخیر، حادثه ای بسیار دردناک و غم آلود بود. به نوبه خودم به همه کسانی که در این حادثه غم و اندوهی بر آنها تحمیل شده، ابراز همدردی می کنم.
    در کانال نکات آموزنده ای در خصوص نحوه برخورد برندها با یک چنین رویدادهایی ارائه شده است. خواهشی که دارم این است که در فرصتی مناسب، این مطلب در سایت به طور کاملتری بیان و توسط اعضا مورد بحث و نظر قرار گیرد.
    باشد که هم از نظر برندینگ و کسب و کار و هم از نظر رفتارهای انسانی و اجتماعی یاد بگیریم.

    با تشکر

    1. حتما اقای دکتر. خواستم فقط مایه های هیجان از ان کاسته شود و تعبیر به حرکت ژورنالیستی زرد نشود. بزودی این مساله را بازشکافی خواهیم کرد.

    1. ممنون از شما. شما از اعضای خوب کافه بازاریابی هستید و همه شاهد تلاش شما در کانال کافه بازاریابی هستند امیدواریم در سایت هم باز شاهد یادداشتهای شما باشیم.

  4. سلام به همگی …
    این مطلب تلنگر خوبی به تمام حواشی این ماجرای تکان دهنده است ممنون .‌‌.‌‌اما از طرفی نشون میده شرایط سخت زندگی کنونی چقدر میتونه آدمارو از لبه بیخیالی و‌فرصت جویی پرت کنه یا از لبه حکمت به از خودگذشتگی برسونه که با تمام شفیتگی به راز حیات احترام بذارند که حتی در این راه بمیرند که با این مرگ دیگران در آنها زنده شوند .بازم ممنون از مطلب خوبتون.‌‌‌‌

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *