یاسمن کریم پور: اتفاقات و پیشرفتهای دنیای پزشکی گاهی حیرتانگیزند. شاید فکر کنیم با راهحلهایی که در سالهای اخیر برای بیماریهای ژنتیکی، مشکلات قلبی، نارساییهای مغزی و حتی سرطان کشف شده … موضوع غیرقابل علاج بودن هر نوع بیماری دیگر منتفی است. به نظر میرسد پزشکی برای هر مشکلی جوابی دارد و برای هر عضو از دست رفته جایگزینی!
اما وقتی از خون حرف میزنیم … نمیتوانیم برای این عنصر ارزشمند، منحصربهفرد و زندگیآفرین جایگزینی پیدا کنیم. امروز ۱۴ ژوئن، روز جهانی اهدای خون است و این یادداشت هم به همین بهانه نوشته شده است. سالانه در کشورهای مختلف برنامههای متفاوتی برای اطلاعرسانی این روز توسط سازمانهای مسئول اجرا میشود و معمولا سازمانهای انتقال خون، بیمارستانها و ارگانهای غیرانتفاعی مهمترین متولیان این امر هستند. البته باید گفت که اهدای خون قبل از نقشآفرینیاش در درمان هر نوع بیماری یک نوع فرهنگ و مسئولیتپذیری اجتماعی است که انتظار میرود افراد سالم جامعه نسبت به همنوعان بیمارشان انجام دهند.
یک جامعه هر اندازه هم مملو از انسانهای مهربان و نوعدوست باشد و آمار داوطلبان اهدای خون هر چند هزار نفر هم که باشد، باز هم فارغ از فرهنگسازی برای این اقدام انسانی نیست. ما در جهانی زندگی میکنیم که به شدت در حال صنعتیشدن و البته پیر شدن است و این مسئله میتواند زنگ خطری برای کاهش تعداد اهداکنندگان در سالهای پیش رو باشد.
این واقعیت نیز وجود دارد که تشویق افراد به اهدای خون همیشه از طریق سازمانهای مسئول این امر- یعنی آنطور که در کشور ما رایج است- انجام نمیشود. در واقع شرکتها از این فرصت برای ادای مسئولیت اجتماعیشان استفاده میکنند و تلاش میکنند تا به شیوهای غیرمستقیم حساسیت افراد را به اهدای خون برانگیزند. در این مطلب میخوانیم که چگونه برخی شرکتها پیامهایی بسیار تاثیرگذار در این زمینه ساختهاند:
اولین مورد، یک شرکت تولیدکننده حشرهکش است. شاید بگوئید چقدر بیارتباط به مسئله سلامتی و اهدای خون!! اما داستان از آنجا شروع میشود که تشویق افراد به اهدای خون با کشتن یک پشه که خون آن به شکل ناخوشایندی روی دیوار پخش میشود، انجام میگیرد. پیام تبلیغ بسیار ساده و البته خلاقانه است:
«هیچ کس پشهها را دوست ندارد! زمانی که به یک پشه فکر میکنید، ناخودآگاه به یاد خون میافتید، و فکر کردن به خون شما را به یاد سایر انسانها میاندازد، شاید قطره خونی که یک پشه از شما میگیرد، آخرین چیزی باشد که میتواند جان یک انسان را نجات دهد»
ویدئوی این تبلیغ را با هم میبینیم:
شرکت با اجرای این تبلیغ با یک تیر دو نشان زده است. هم علاقه و هیجان افراد را برای اهدای خون برانگیخته و هم با روشی هوشمندانه حشرهکشهایش را فروخته است. کیس دوم در مورد شرکت هوندا است. در تبلیغ زیبایی که با هم خواهیم دید، تنهایی کودکی به تصویر کشیده شده که در طول روز پیامهایی را که مادرش برای سلامتی او نوشته میخواند. او منتظر است که ۴۵ کیلوگرم وزن به دست بیاورد، با این امید که مادرش از بیمارستان به خانه برگردد. زیرنویسهای کوچک انگلیسی تبلیغ اهمیت اهدای خون به موقع در نجات جان یک بیمار را به ما یادآوری میکنند:
به ایران خودمان بازگردیم … گویی وضعیت اینجا امیدوارکننده است. آمارهای موجود حامل خبرهای خوبی از وضعیت اهدای خون در کشورمان هستند. ما از استاندارد جهانی، بانک خون غنیتری داریم و در حال حاضر آن طور که ریاست سازمان انتقال خون اعلام کرده، میزان خون اهدا شده ۹ برابر مصرف مورد نیاز است.
با این حال در روز جهانی اهدای خون سازمان انتقال خون ایران هم برنامههایی برای تقدیر از اهداکنندگان مستمر خون و تشویق جوانها به اهدای خون برگزار کرده است. قرار است مراکز اهدای خون در طول ماه رمضان پس از ساعت افطار تا هر زمان که مردم مراجعه میکنند باز باشند. همچنین کمپینی راهاندازی شده و افراد میتوانند تصاویر خود را در زمان اهدای خون روی صفحات اجتماعیشان منتشر کنند و فرهنگ کمک به بیماران نیازمند خون را ترویج کنند. این کمپین از امروز تا ۹ام مرداد ماه که روز ملی انتقال خون و برابر با تاسیس سازمان انتقال خون است ادامه خواهد داشت.
اگرچه به نظر میرسد که کشور ما از نظر تامین خون با مشکل خاصی مواجه نیست، اما سوالی که وجود دارد این است که این اقدامات واقعا تا چه حد میتواند اهمیت موضوع اهدای خون را منعکس و ادامهدار بودن آن را در سالهای پیش رو تضمین کند؟ واقعیت این است که پلاکتهای خون عمر کوتاهی دارند و با وجود تصادفاتی که همچنان در جادههای ما جان انسانها را میگیرند، بیمارانی که برای درمان به خون سالم نیاز دارند و زندگی در جامعهای که در حال سالمند شدن است، نیاز به اطلاعرسانی بیشتر و برنامهریزی برای این اقدام هنوز هم احساس میشود.
قصد ندارم آنچه در ویدئوهای این متن دیدیم را با کارهایی که در ایران انجام میشود مقایسه کنم. به طور کلی به خوب ارزیابی کردن آنچه آنها انجام میدهند و ضعیف پنداشتن تلاشهای خودمان هم علاقهای ندارم و اعتقاد دارم که باید از این رفتار دست برداریم. اما فکر میکنم در دنیای شلوغی که ما در آن زندگی میکنیم کاری که سازمان انتقال خون به تنهایی انجام میدهد آنطور که باید برجسته نیست و سروصدایی را که برای شنیدهشدن لازم است ایجاد نمیکند.
به نظر میرسد فرهنگ اهدای خون در ایران تا حد زیادی در قالب سازوکارهای دولتی شکل گرفته و رشد آن حاصل حرکتهای خودجوش و مردمی بوده است و این موضوع اگرچه خوب است اما در تقابل با آینده متفاوتی که پیش رو داریم محدود به نظر میرسد.
خوشحال میشویم نظر شما همراهان کافه بازاریابی را نیز در این مورد بدانیم.
به نظر شما فرهنگ نوعدوستی ما چگونه شکل گرفته و چگونه میتوان آن را حفظ کرد؟ فکر میکنید ورود شرکتها و بخش خصوصی در ترویج کارهایی مثل اهدای خون چقدر میتواند در ادامهدار بودن این مسیر موثر باشد؟ آیا ایده متفاوتی برای برگزاری روز اهدای خون دارید؟ آینده را چگونه میبینید؟
در این تبلیغ ها، شرکت به خوبی ناخودآگاه مردم را نشانه گرفته . مردم همیشه به دنبال چیزی برای صحبت هستند.
سلام … سپاس از همراهی تون …
بله درست می فرمائید و این دقیقا همون چیزی هست که هر دو کلیپ بهش توجه کردن …
شما فکر می کنید در چارچوپ فرهنگی خودمون چه کارهایی می تونه مردم رو به اهدای خون بیشتر تشویق کنه؟؟ به نظرتون تاکید روی فاکتورهای مذهبی می تونه در تشویق بیشتر نسل جوان موثر باشه؟
کلیپ های بسیار تاثیر گذاری بودن
ممنون
ممنون از شما دوست عزیز که با این مطلب همراه بودید.
با سلام و عرض ادب
دو کلیپ واقعا عالی بودند. چرا که به خوبی می دانند وقتی صحبت از اهدای خون است باید بر روی احساس مخاطب تمرکز کرد. تمام وقایع، آهنگ و ریتم و نوع داستان تماما احساس مخاطب را نشانه رفته است. در برخی کشورها افراد نسبت به یک سری مسائل یک نگرش خاصی دارند. در ایران نیز افراد نسبت به نوع دوستی یک نگرش مثبتی فرای از مباحث دینی و مذهبی دارند. که این نگرش برخواسته از فرهنگ دیرین ماست. علی رغم گفته خیلی ها که ما در عصری زندگی می کنیم که افراد دیگر خیلی به یکدیگر کاری ندارند و بی توجهی می کنند بنده هنوز هم تمام قد اعتقاد دارم ملت ایران ذاتا یکدیگر را دوست دارند. برخی از موارد در جامعه ما تبدیل به یک ارزش شده به عنوان مثال جوانی که جای خودش را در وسایل نقلیه عمومی به افراد مسن می دهد و…. .
همانطور که فرمودید تمام این کارها بیش تر ناشی از فعالیت های مردمی بوده نه تبلیغات و فعالیت های سازمان های مربوط به اهداء خون. اما مسلما اگر این روند بخواهد ادامه پیدا کند باید روی آن کار شود، تبلیغ شود. آن هم می تواند هم به واسطه تبلیغات اجتماعی شرکت ها باشد و هم از طریق رسانه ها و ابزارهای روابط عمومی که به صورت غیر مستقیم احساس افراد را نشانه رود. در بسیاری از مواقع افراد به تبلیغات مستقیم یک حالت تدافعی و گارد دارند و رمز موفقیت در این است تا بتوان با استفاده از ابزارهای مناسب به گارد مخاطب نفوذ کرده و احساس او را قلقلک داد. روز اهدای خون نیز می تواند یک فرصت تبلیغاتی باشد البته همان طور که گفتم نه به صورت تبلیغات مستقیم بلکه استفاده از ابزارهای روابط عمومی با تأکید بر ایجاد و خبرسازی یک روید(Event).
با تشکر واقعأ از کلیپ لذت بردم
آقای اصلانی سلام و تشکر از نظر ارزشمندتون.
نکته ای که در مورد حس نوع دوستی مردم ما فرمودین خیلی نکته درستیه ، اگه بخوایم از نظر گونه شناسی هافستد هم بررسی کنیم ما در یک فرهنگ غالب جمعگرا زندگی می کنیم و مردم ما نسبت به همنوعانشون حساس هستند … این خبر خوبی برای سازمانهای مردمی و غیرانتفاعیه و باید تا زمانی که این فرهنگ هست با هوشمندی ازش بهره برد.
فکر می کنم یه پروژه تحقیقات بازار درست و حسابی و کاربردی برای شناسایی گروه های واجد شرایط اهدای خون در آینده لازمه تا جهت گیری و ایدههای بهتری به سازمان انتقال خون ارائه بده.
خانم کریمپور مثل همیشه عالی ممنونم
ممنون از لطف شما استاد
عالی و تاثیر گذار بودن . با سپاس از شما
خیلی خوب بود. خدا قوت.