خاطره ای به قلم عارفه میرزایی: هفته پیش به یک فروشگاه محصولات بهداشتی مراجعه کردم تا دستمال کاغذی رولی و بسته ای خریداری کنم. در کنار فروشگاه بسته های دستمال کاغذی های چند تایی به چشم می خورد( این بسته ها داخل کارتن و بسته بندی رنگی قرار ندارند و 2 یا 3 بسته 200 تایی دستمال کاغذی در یک بسته نایلونی قرار می گیرد و از نظر اقتصادی به صرفه تر است) من همیشه از این مدل دستمال کاغذی خریداری می کنم.اتفاق ناخوشایند خرید قبلی من بی کیفیت بودن و استاندارد نبودن دستمال ها بود و این موضوع باعث دقت بیشتر من روی نام،برند و کیفیت دستمالها شد.با دقت بیشتر در این بار متوجه شدم که 5 مارک و شرکت مختلف این مدل دستمال کاغذی را دارند. نام هایی نظیر: بیتا، تینا،تیتا، مینا و نینا. جالب اینکه لوگو همه آنها یکی بود!!! در میان تعدد نامهایی که فقط نقطه هایشان با هم متفاوت بود گیج و متحیر مانده بودم و خاطرم نمی آمد که کدام برند از میان این اسامی همان برند اصلی است که کیفیت استاندارد دارد؟
مطمئن بودم که فقط یکی از آنها برند اصلی است و بقیه تقلبی و بدون مجوز هستند.ناگهان چراغی در ذهنم روشن شد: بیتا ست که بی همتاست. آها…. بیتا بود. بسته را خریدم و راستش حوصله جرو بحث با فروشنده را نداشتم که برای سود بیشتر خودش محصولات بدون مجوز و استاندارد می فروخت. از مغازه بیرون آمدم و در ذهنم دنبال برند بیتا گشتم اما هیچ تیزر، تبلیغات محیطی یا روزنامه ای از آن در ذهنم نبود ولی شعار این برند در ذهن من حک شده بود. به خودم گفتم این شعار تبلیغاتی چه ها که نمی کند؟؟؟
سلام
خانم میرزای مرثی به خاطر این مطلبتون. جا داره که از اساتید محترم آقایان محمدیان نیز به خاطر این سایت بی نظیرشان کمال تشکر را داشته باشم.
خوب همانطور که نوشته شده بود شرکتهای رقیب به فکر تقلید از نوع زنگ و مدل و حتی انتخاب نام مشابه محصول بوده اند ولی یادشان رفته شرکت … اولا اولین انتخاب کننده نام مربوطه است، دوما یک شعار خوبی هم برا خودش در نظر گرفته است و سوما آنقدر تبلیغات کرده اند که دیگر این نام و شعار آیینه مغرمان شده است.
اینجا می خواهم برگردم و به شرکت ” بیتا ست که بی همتاست”. البته می دانم که نام تجاری این شرکت بیتاست.
رقبا این شرکت را در زیر ذره بین گذاشته اند در حالی این شرکت از این موضوع غافل شده و ممکن است در آینده سهم بزرگی از بازار فروش رو از دست بده. باید که قبل از همه بیتا به فکر رقبا، نوع کاغذهایشان، رنگ، بسته بندی، لوگو، شعار و هزاران موارد دیگر را بهتر از خود رقبا بدونه و حتی در این بازار تنگاتنگ از شرکت در همه نمایشگاههای بین المللی( حتی در همه شهرهای کشورمان) دریغ نکنه.
در غیر اینصورت زمانی بیدار خواهد شد که دیگر خیلی دیر شده است.
خیلی وقت پیش کتابی رو در مورد شرکت های ژاپنی می خوندم که نوشته بود در شرکت های ژاپنی واحدهایی بنان تینگ تنگ وجود دارد و وظیفه این واحد از شرکتها بررسی همه عوامل مربوط به کارخانه اعم از مواد اولیه، بورس و حتی احتمال پیدایش جنگ در سایر کشورهاست. زیرا که همچنین مواردی و حتی بیشتر از آن به کل کارخانه و شرکت لطمه وارد خواهد کرد.
جا دارد که شرکت های ما نیز کم کم به فکر داشتن چنین قسمت هایی برای خود باشند.
دوباره از خانم میرزایی و اساتید ارجمند آقاین محمدیان کمال تشکر را دارم.
موفق و پیروز باشید.
ممنون از شما
خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو
این شعاریه که بعضی ها آویزه گوششون کردن اما غافل از اینکه یه دیدگاه دیگه میگه خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو.
تقلید و دنباله روی از سایرین شاید در ابتدا آسان تر به نظر برسه ولی در دراز مدت هم همینطوره؟چرا به جای تلاش برای کسب موفقیت دنبال راه های میان بر می گردیم؟چرا نمی خواهیم یه کم به خودمون زحمت بدیم تا به موفقیت های بزرگ برسیم؟
کپی برداری از برند های معتبر تبدیل به عرف شده ولی تا چه مدت اثر بخشه؟چرا دنبال نقاط قوت و توانایی های خودمون نمی ریم؟
برای خرید شامپو به فروشگاهی رفتم و شامپوی به ظاهر همیشگیمو خریدم.اکثراً هم که خدا رو شکر روی بسته بندی چیزیو که می خریم نگاه نمی کنیم ،وقتی رفتم حمام از بیکاری داشتم به شامپویی که خریده بودم نگاه می کردم که متوجه شدم برند همیشگی نیست ولی دقیقاً مشابه اونه.با همون بسته بندی،همون اندازه،همون طرح و حتی همون رنگ.بعد از مدتی یه مارک مشابه اون دو تا هم دیدم.تا اینجا سه تا برند با یه طرح بسته بندی.ولی ماجرا به همین جا ختم نمی شه.
داشتم توی اینترنت وب گردی می کردم که شامپویی با همون طرح ولی یه برند خارجی دیدم.اینجاست که می گن دزد که به دزد بزنه شاه دزده.حالا این که کی اول طراح و ایده پرداز بوده و کی زحمت تقلید رو کشیده معلوم نیست.
شامپوی خارجی spanish garden نام داره.مشابه های ایرانی پرژک،شاتل و آکس هستن.
شکلات snickers رو حتماً می شناسید.توی فروشگاه یه بسته بندی کاملاً مشابه اون دیدم ولی با نگاه بیشتر متوجه شدم همون نیست و ایرانیه.یکیشو خریدم.اسمشو گذاشته بود sirvan.طعم بدی نداشت.چرا حالا که شرکت شونیز تونسته طعمی مورد قبول تولید کنه خودشو ملزم به تقلید کرده؟چرا سعی نمی کنه برند خودشو بسازه و به شهرت برسونه؟
سرکار خانم چاوشی
سلام
مرثی به خاطر مطلبتون. من شعر خواهی … عوض کردم و همیشه میگم
خواهی شوی رسوا همرنگ جماعت شو.
پیشنهادی دارم.
در مورد شامپو و یا سایر موادی که میشه از حس بویایی خودتان استفاده کنید به راحتی می توانید هنگام خرید محصول مورد نظر بعد از برداشتن جنس از حس بویایی برای اطمینان بیشتر استفاده کنید.
مرثی
مرثی
سلام . دو هفته پیش به شهر انزلی رفته بودم . معمولا وقتی به شهر دیگه ای می رم ، از رستوران ها و یا فست فود های متفرقه غذا نمی گیرم . به همین خاطر کلی گشتم و گشتم که یه نام آشنا پیدا کنم ، غذایی بخرم تا از گشنگی نمیریم . نام هیچکدوم از رستوران ها برام آشنا نبود . اما بعد از کلی گشتن یه اسم خیلی آشنا که تقریبا ماهی چند بار از اون انواع ساندویچ های سرد رو می خرم ، پیدا کردم . رفتم توی مغازه و از لیست منوی بالای سر فروشنده 3 تا ساندویچ انتخاب کردم و با خوشحالی اومدم سوار ماشین شدم . همه آیتم های این مغازه مثل شعبه های هایدا در کل تهران بود . رنگ چارچوب در ، منو ، طراحی داخل مغازه ، اندازه ساندویچ ها ، کاوری که ساندویچ رو داخلش پیچیده بودن ، قیمت و حتی اسم و لوگوی مغازه … کاغذ روغنی ساندویچ رو پاره کردم و شروع کردم به خوردن . دو سه تا گاز زدم ، احساس کردم هرچی می رم جلوتر به نه به کالباس می رسم و نه به محتویات دیگه . ساندویچ رو کامل باز کردم و دیدم که 2تا ورق کالباس ، اندازه 20 گرم کاهو و یه قاشق چایخوری سس مایونز ، تمام محتویات ساندویچی هست که بابت هر کدومش حدودا 5000 تومن پول داده بودم . همون جور که داغ کرده بودم و جلوی دوستام خجالت زده شده بودم ، فهمیدم که گول خوردم . غذامون که تموم شد ، رفتم جلو درب مغازه و به دقت شباهت ها رو بررسی کردم . همه چیز مغازه مثل هایدا بود . خوب که لوگو رو با دقت نگاه کردم ، دیدم که نوشته هاپدا نه هایدا !!!! چقدر راحت از هم تقلید می کنن و هیچ مشکلی هم براشون پیش نمی یاد .
چقدر خاطره ی خوبی بود!
حتما شنبه اینو تو شرکت برای همکارام تعریف می کنم…
یه عالمه کتاب و مطلب خونده ایم… کلّی از اهمیت داشتن یه شعار مناسب حرف رده ایم و شنیده ایم…
اما شک ندارم که اگه به جای خوندن و شنیدن اونهمه مطلب این خاطره رو می شنیدم، برابری می کرد!
ممنون.
جناب خدا بخش شما هم می توانید خاطرات بازاریابی خود را برای کافه بازاریابی ارسال کنید تا با اسم خودتان منتشر شود.