فکر میکنم در چنیدن ماه اخیر اکثرمون حتی یکبارهم که شده تو ذهنمون زمزمه کردیم: بچین بچین نچین بچین نچین … و این یعنی موفقیت یک کمپین تبلیغاتی. در تبلیغات چی امروز می خواهیم کمپین جدید شرکت چین چین رو مورد بررسی دقیقتر قرار بدیم. با ما همراه باشید.
اصولا تا زمانی که تحقیق و پژوهش معتبری صورت نگیره نمیشه واقعا گفت یک کمپین تبلیغاتی موفق بوده یا نه اما به نظر میاد چین چین تونسته با ضرب آهنگ آسان و با پتانسیل خودش نفوذ جالب توجهی در اذهان داشته باشه. این کمپین تقریبا از اواخر سال پیش قوت بیشتری گرفت و با بیلبوردهای فراوان و پخش تیزر به صورت مستمر و متعدد اسم چین چین رو دوباره سر زبانها انداخت. پیشنهاد میکنم یکبار دیگه بشینیم و این تبلیغات رو باهم مرور کنیم
.
در تیزر اول با استفاده از صرف فعل “چیدن”، هم هزار بار کلمه چین به گوش میرسه و هم به انتخاب بجای رب چین چین اشاره میشه و هم میگه که روی محصولات چین چین کنترل کیفیت با جدیت اعمال میشه. در آخر هم شعر به خوبی روی شعار قدیمی دست چین بودن میشینه و بهش اشاره میکنه.
در تیزر دوم هم زندگی روزمره رو با ریتمی که بوجود اومده ترکیب کرده و تمی بامزه، همراه با کمی چاشنی پیام اجتماعی، پیام دستچین کردن لحظات زندگی رو به صورت چکش وار به ذهن مخاطب وارد میکنه. واقعا جالبه به نظرم.
تبلیغات محیطی و غیره هم که مکمل تیزرها بودند و طرح خاص و نویی رو از خودشون نداشتن و فقط با استفاده از اصطلاحا “پک شات” تیزر، به افزایش یادآوری فرکانس تیزرها در ذهن مخاطبین کمک میکنن. البته این اعتماد به نفس که طرح خاص و نسبتا مستقلی برای بیلبوردها در نظر گرفته نشده به نظر شخصی من از دوجا میاد. یکی خلاقیت یکپارچه پشت این کمپین و دیگری که فکر میکنم سهم بیشتری داره بودجه بسیار مناسب برای کمپین بوده که تزریق شده و اجازه اکران پر و پیمون این تبلیغات رو داده.
من به شخصه این دو تیزر رو دوست دارم و همیشه تا میبینمشون، ریتمشونو میگیرم. اما از طرف دیگه فکر میکنم تبلیغات محیطی خیلی جای کارهای بیشتری داشت. نظر شما چیه؟ علاقه مندم نظر شما دوستان و خوانندگان کافه ای عزیز رو در خصوص این دو تیزر و البته بیلبوردهای مکملش بدونم و اگر نقد چالش برانگیزی هم دارید ما مشتاقانه در انتظاریم. و البته لطفا ذکر کنید که الان جایگاه چین چین برای شما چگونست؟
پاورقی ۱: چالش اصلی که برای خود من در خصوص این کمپین بوجود اومده اینه که عامل موفقیت این کمپین کدام بوده یا بهتر بگم، کدام عامل مهمتر از دیگری بوده؟ خلاقیت کمپین و یا بودجه ای که منجر به تعداد دفعات پخش بسیار مناسب و دیده شدن تبلیغات چین چین شده؟ فکر میکنید اگر نصف میزان فعلی این تبلیغ پخش داشت بازهم اثرگذاری خودش رو داشت؟
پاورقی ۲: ایده پردازی و اجرای این کمپین به عهده کانون تبلیغات ایران نوین بوده.
.

آقای داورنیا سلام مطلب ارزشمندی را طرح کردید. برند رو به موت چین چین در سالهای اخیر دوباره احیا شده از این بابت خوشحالم. حیف است که برندهای گردن کلفتی نظیر چین چین از صحنه کسب و کار شرکت حذف شوند.
سلام به جناب دکتر محمدیان عزیز
خیلی ممنونم از شما. بله چین چین با آغاز دوباره ای که دو سال پیش با کمپین طعمی که تاریخ مصرف ندارد و البته سابقه درخشانش تونست شانسهای دوباره ای برای خودش خلق کنه
این کار بسیار ضعیف بود
ایده خلاقی نبوده
اگر بخواهیم از تبلیغ منفی برای فروش استفاده کنیم بازهم این تبلیغ رو در جایگاه خاصی نمیشه قرار داد
سلام به جناب برهانی
خیلی ممنونم که در این بحث شرکت کردید. خیلی بهتر بود که دیدگاهتون رو در خصوص این تبلیغ بیشتر باز می کردید و نقاط ضعفی که دیدید رو برای من و خوانندگان کافه مطرح میکردید. مشتاقم تا تحلیل شما رو در این خصوص مطالعه کنم
ببینید جناب داورنیا،تبلیغات باید مسخ و اقناع کننده باشن نه خسته کننده
شاید شروع خوب چین
ین بخاطر نوستالوزی بودنش باشه و حتی این رو میشد با یک تبلیغ سنگین تر هم شروع کرد
و یا حتی یک تبلیغ ساده
چین چین نیازی به این همه داد و فریاد نداشت چون خودش برندی در ذهن ها بوده و بهتر بوده که وفاداری رو در محصول ایجاد کنند
محصولی که در دسترس نبوده و حالا هست
شعر چین چین یجور آلرژی محسوب میشه
سلام و عرض ادب، با تشکر از مطلب و نکات آموزنده شما. آقای داورنیا من نیز از این تیزر خشنود هستم و تا الان که در حال نوشتن این مطلب هستم، یادم نمی یاد که با دیدن یا شنیدن موسیقی این تیزر، ناخوشحال شده باشم. من فکر می کنم که رسانه اصلی تبلیغ، تلویزیون است و سایر رسانه ها مانند بیلبورد و رادیو نیز وظیفه ی تقویت پیام تلویزیونی را دارا می باشند. زمانی که من موسیقی این تبلیغ را در رادیو شنیدم، هیچ تفاوتی با تیزر آن نداشت و تجلی کننده تیزر آن برام من بود. به نظر من اگر بودجه ی تکرار آن محدود بود، تا این حدود موفق نمی شد، البته نباید در پخش یک تبلیغ به ویژه تیزر تلویزیونی زیاده روی کرد زیرا اثربخشی معکوس دارد که بر همگان آشکار است. من شخصا موافق سادگی تبلیغ در بیلبورد هستم و بیلبوردهای پر از پیام و اطلاعات صرفا برای من خوشایند نیست که چین چین این نکته را در بیلبورد خود در نظر گرفته است. در کل ممنون از شما.
سلام به جناب قاسمی عزیز
خیلی خوشحالم که شما رو در این بحث هم داریم تا از نظرات خوب شما استفاده کنیم. تحلیل بسیار جالبی بود در مورد کمپین. جناب قاسمی به نظر شما اجزای مختلف کمپین به نظرتون باید بتونن به صورت مستقل هم پیام رو برسونن؟ به عبارت دیگر اگر بودجه پخش تیزرها مناسب نبود و مثل خیلی از کمپینهای دیگه ما فقط بیلبورد رو میدیدیم اونوقت تبلیغ چین چین میتونست اثربخش باشه؟
ممنونم ازاین که به نظر من پاسخ دادید. براساس آنچه ذکر شد، فکر می کنم اگر بودجه ی مناسبی برای فراوانی تیزر اختصاص داده نشده بود، بیلبورد و رادیو نمی توانستند به کیفیت و ماندگاری این تیزر در ذهن کمک کنند. تبلیغات برخی شرکت ها از مجموعه ای از رسانه ها برای رساندن پیام تبلیغاتی خود استفاده می کنند که لزوما براساس یک ماهیت نیستند ولی یک هدف را دنبال می کنند. مثلا در رادیو به جای این که تنها موسیقی تیزر پخش شود، یک تبلیغ شنیداری مناسب برای رادیو طراحی می شود. اما در مورد چین چین لزوماً این گونه نیست. و این برند از رسانه های مختلف ولی با یک ماهیت یکسان استفاده کرده است. البته من معتقدم که تبلیغات چین چین با توجه به جایگاه آن در PLC می بایست فراتر از موزیکال رود و کمی تخصصی تر شود. با تشکر
جناب مجتبی قاسمی ممنونم از مشارکت مستمرتون. تحلیل و دیدگاه بسیار خوبی بود. استفاده کردم. به نظر میاد رسانه های مختلف چین چین توانایی های انفرادیشون پایینه.
باز هم متشکرم جناب قاسمی
شاد و موفق باشید
با سلام و عرض ادب
به نظرم یکی از علل موفقیت و در ذهن ماندن این تبلیغ، پیوند میان هسته ی مرکزی تبلیغ که همان کنترل کیفیت جدی و سر سخت محصول هست با صحبت های این روزها پیرامون مواد غذایی می باشد، مثلا سوسیس و کالباس خمیر مرغ دارن، آبلیمو ها از کاه گرفته می شن، روغن پالم اکثر لینیات رو تشکیل میدن و در نهایت گوجه فرنگی های خراب برای رب گیری مورد استفاده قرار میگیرن و قص علی هذا…. (همه ی ما چند تایی از این دست پیام ها رو تو شبکه ها اجتماعی دیدیم و بازنشر دادیم) و همین بیان هوشمندانه باعث میشه به صورت ناخداگاه پیام آگهی و به دنبالش کیفیت بالای محصول تو ذهن بمونه
دومین نظر اینکه من خودم تنها آهنگی که از تبلیغ رب گوجه فرنگی توذهنمه مربوط به برند اروم آداست که می گفت : رب گوجه ی اروم آدا محبوب خانواده هااااا……، این آگهی برای اینکه جای این قبیل آگهی های شرکت های رقیب رو بگیره نیاز به بازنشر متوالی و زیاد و به دنبالش بودجه ی بالا داشت. و فکر میکنم با نصف این بودجه چندان کار پیش نمی رفت و گل نمی کرد.
سلام به جناب ادیپ پور عزیز
سپاسگزارم از اینکه در این بحث با ما همراه هستید. من هم با شما هم عقیدم و همونظور که شما به خوبی اشاره کردید تاکید بر روی کیفیت چیزی که نه تنها در صنعت ما کمرنگ شده بلکه در تبلیغات برندها هم به درستی بهش اشاره نمیشه. موضوعی که همیشه میتونه یکی از فاکتورهای مهم اعتمادسازی رو تامین بکنه. در مورد بودجه هم با شما کاملا موافقم.
جناب ادیپ پور علاقه مندم نظرتون رو راجع به هماهنگی رسانه های این کمپین و البته قدرت هر کدام از اونها بدونم. آیا بیلبوردها به اندازه کافی قوی بودن؟
آقای داورنیا من از خوانندگان پر و پا قرص بخش تبلیغات چی و به ویژه بخش نظرات آن هستم
سلام جناب دکتر محمدیان
شما لطف دارید و همیشه حمایت شما برای من دلگرم کنندست. بخش نظرات نقطه قوت اصلی این بخش است
سلام آقای داورنیا
یادمه یک مدتی بحث در تبلیغات خیلی متمرکز شده بود بر روی انتقاد از تیزرهای موزیکال. البته الان مدتی هست که کسی به این موضوع ایرادی نمیگیره و فکر میکنم در ایران محصولاتی که تیزرهای موزیکال خوب داشتن بیشتر موندگار شدن. در رابطه با چین چین من هم به شخصه از انرژی بالایی که در شعر(هرچند قوی نیست) و موزیک این تیزر هست لذت میبرم. هماهنگی خوبی بین قسمتی که میگه ” شادی رو تو بچین” با انرژی که در تیزر هست وجود داره. من خودم اون قسمتی که میگه “جسارتا اینو نچین” رو خیلی دوست دارم 🙂 مسلما بودجه این کمپین خیلی خوب بوده، تعداد دفعات پخش بالا برای تیزر موزیکال به یادآوری اون کمک می کنه. در کل فکر می کنم خیلی جای انقاد نداره این تبلیغ. البته در شبکه های اجتماعی مختلف دیدم که این تیزر رو مسخره می کنن اما خود این کار نشون میده که کار تونسته خودشو بین مردم نشون بده.
مرسی از مطلب خوبتون
سلام به خانم میراشرفی
خیلی ممنونم از اینکه در این بحث شرکت دارید. به نکات ارزنده ای اشاره کرید، خیلی ممنونم. به شخصه فکر میکنم تیزر موزیکال چین چین تونسته فاکتورهای زیادی رو رعایت کنه و هدفدار بودنش به خوبی اجرا شده. در گذشته به دلیل پایینتر و به عبارتی مناسب بودن تعرفه های سازمان صدا و سیما ، برندها توان تعداد پخشهای بالا رو داشتن ولی الان به نظرم واقعا چین چین کار بزرگی کرده و هزینه زیادی رو متحمل کنه
خانم میراشرفی نظر شما در خصوص مجموعه رسانه های کار شده، هماهنگی اونها و قدرت انتقال پیام به صورت مجزای رسانه ها چگونست؟
سلام آقای داور نیا
اوایل که این تبلیغات رو می دیدم زیاد خوشم نمیومد هرچند که ریتم گفتم بچین و نچین آدم رو قلقلک می داد که صبر کنه و ببینه ولی کم کم به دلیل همین آهنگین بودنش و استفاده مکرر از کلمه بچین و نه اونو نچین موقع نشون دادن مواردی مثل گل و ظرف و… برام جالب بود و تکرار کلمه بچین و نچین تو ذهن من مانا شده و حالا از این تبلیغ خوشم میاد .با توجه به کوتاهی مدت زمان دیدن در تبلیغات بیلبوردی خلاصه و مفید بودن خیلی مهمه ضمن این که گویا هم باشه و رسالت خودش رو در انتقال و معرفی محصول یا برند را باید داشته باشه خب چین چین هم به نظر من تونسته تو این زمینه موفق باشه.
ممنونم بابت مطالب خوبتون
سلام به خانم مریم
سپاسگزارم از شما که در این بحث کافه نظرتون رو بیان کردید. گویا این تیزر جوجه اردک زشت بوده، چون این موضوع رو از چندین نفر شنیدم که اولش خوششون نیومده ولی با تکرار دیدن کم کم دیدشون مثبت شده. خانم مریم در خصوص نکته آخری که اشاره کردید به نظرتون کسانی که تیزر رو ندیدن یا کلا تلویزیون زیاد نمیبینن یا تلویزیون ایران رو نگاه نمیکنن باز هم میتونن از طریق بیلبوردها پیام رو به درستی دریافت کنن؟
سلام به خانم مریم
سپاسگزارم از شما که در این بحث کافه نظرتون رو بیان کردید. گویا این تیزر جوجه اردک زشت بوده، چون این موضوع رو از چندین نفر شنیدم که اولش خوششون نیومده ولی با تکرار دیدن کم کم دیدشون مثبت شده. خانم مریم در خصوص نکته آخری که اشاره کردید به نظرتون کسانی که تیزر رو ندیدن یا کلا تلویزیون زیاد نمیبینن یا تلویزیون ایران رو نگاه نمیکنن باز هم میتونن از طریق بیلبوردها پیام رو به درستی دریافت کنن؟ آیا به نظرتون طرح بیلبوردها کافی بوده؟
من به شخصه خیلی تیزر معمولی ارزیابی می کنم و ریتمش هم چندان نگرفتم راستشو بخواین ولی خب در کل تیزر دوم رو به خاطر ایده اجتماعی تری که داره ترجیح میدم.بیلبوردها هم اقعا خلاقیت خاصی ندارند و فقط به خاطر پرتعداد بودن تو چشم هستند.اما در مورد سوال شما در مورد جایگاه چینی چین تو ذهن من که قطعا عقب تر از یک و یک هستش و حتی بدون کمک به ذهنم نمیرسید اسمش و شاید با دیدن لوگوش ممکن بد یادم بیاد فقط
سلام به جناب شکرانی
خیلی ممنونم که مثل همیشه با نظرات صریحتون بحث ها رو دنبال میکنید. البته چین چین برندیه که در دو سه سال اخیر دوباره احیا شده و قبل از اون برعکس بسیاری از رقبای قدیمی و جدید، فعالیتهای جالب توجهی نداشته. جناب شکرانی میتونم بپرسم که یک و یک چه فعالیت یا ویژگی هایی داشته که تونسته جایگاهی محکمی در ذهن شما داشته باشه و از طرفی چین چین چه ضعفهایی داره که نمیتونه جایگاه خاصی در ذهن شما داتشه باشه
اتفاقا خودم هم به این موضوع فک کرده بودم و با نگاه تحقیقات بازاری حتی از دوستان و اطرافیان هم نظرسنجی کرده بودم 🙂 والا در نهایت به این نتیجه رسیدم که حضور ویترینی یکی ویک در فروشگاهها و حضورکم رنگ ولی مستمر یک و یک در تبلیغات به همراه اسم جالبش و ضمنا ً کیفیت بالای محصولاتش باعث شده تا توی ذهن من جایگاه بهتری پیدا کنه
جناب شکرانی عزیز
خیلی متشکرم ازتون که فاکتورهای مثبت یک و یک رو مطرح کردید. نکات جالب توجهی بود.
با سپاس از همراهی شما
شاد و موفق باشید
سلام جناب داورنیا
از نظر من به عنوان یک نویسنده تبلیغات ، جدای از داشتن یک بودجه خوب و تعداد پخش بالا ، این کمپین ، خلاقیت بسیار خوبی رو برای احیای برند چین چین در ذهن مخاطبش ارائه کرد.
میشه گفت هوشمندانه بود… حداقل در مورد تیزرها
در مورد تبلیغات محیطی اون هم باید بگم ، این تبلیغات (محیطی) فقط به همراه تیزرهای بچین بچین کاربردی هستن. و اگر قرار بود به تنهایی اکران بشن ، کمی شاید درکش برای مخاطب ساده نبود.
در کل به نظرم نقاط قوت خوبی در این کمپین وجود داشت
سلام به جناب خلیلی عزیز
خیلی خوشحالم که نظر شما رو به عنوان کارشناس قضیه در یان بحث داریم. به نکات خوبی اشاره کردید. جناب خلیلی آیا امکانش هست به عنوان کارشناس امر، نقاط قوت و ضعف این کمپین خصوصا تیزرش رو بیشتر برای من و خوانندگان کافه باز کنید تا بحث پربارتری رو داشته باشیم؟
سلام جناب داورنیا
ممنونم از مطلب خوبتون.
باید بگم با توجه به اینکه من چندان مخاطب تلوزیون نیستم اولین بار بود که تبزرها رو می دیدم، اما با تبلیغات محیطی چین چین توی این مدت زیاد روبرو شده بودم.
قبل از دیدن تیزرها در مطلب شما مدام این سوال در ذهنم وجود داشت که چه فلسفه ای پشت شعار این بیلبوردهاست … و راستش باید بگم که واقعا برام نامفهوم بود و حس مثبتی بهم نمی داد.
الان که با دیدن تیزرها تونستم پیوستگی کمپین رو درک کنم، ضعفهای بیلبورد کمتر به چشمم میان.
به نظر من هم تیزرها خلاقانه و بامزه هستن و پیام های اجتماعی که پشتشون هست و اشاره غیرمستقیمشون به کنترل کیفیت جای تحسین داره. همچنین سکانسهایی که چیدن میز غذا رو از بالا نشون میده با سلیقه مخاطبای امروزی که روزانه هزاران هزار عکس و ویدئوی مشابه رو توی اینستاگرام و … مشاهده میکنن مطابقت داره.
من فکر میکنم هم دفعات پخش زیاد و هم خلاقیت خوب عامل موفقیت این کمپین بوده … اما بیلبوردها رو چندان موفق ارزیابی نمیکنم.
به عنوان عنصری از ارتباطات یکپارچه اینکه هر کدوم از ابزارهای تبلیغاتی ما حرف واحدی رو بزنن اهمیت زیادی داره و واضحه که چین چین هم خواسته این موضوعو رعایت کنه … اما در مورد مخاطبی مثل من که حتی تبلیغات تلوزیونی رو هم ندیده چندان کارساز نیست (فکر نمیکنم تعداد مخاطبانی مثل من کم باشن)
شاید با کمی خلاقیت بیشتر در طرح شعار بیلبورد میشد این ضعف رو پوشش داد … در کل فکر میکنم در مقایسه با زمان و خلاقیتی که صرف تهیه تیزرها شده در مورد بیلبورد اجحاف شده و فقط میشه ازش به عنوان عنصری یادآوری کننده که گهگاهی میتونه به ذهن مخاطب تلنگر بزنه ازش یاد کرد.
سلام به خانم کریمپور
سپاسگزارم از اینکه با نظرات ارزندتون در این بحث هم شرکت دارید. کامنت جالب توجه و مفیدی بود و استفاده کردم. در خصوص بیلبوردها به نکات خوبی اشاره کردید ممنون. خانم کریمپور در حال حاضر به عنوان یک مخاطب جایگاه برندهایی مثل چین چین رو در ذهنتون چگونه ارزیابی میکنین؟ و در مورد جایگاه چین چین تغییر خاصی قبل و بعد از تبلیغات تغییر خاصی براتون ایجاد شد؟
آقای داورنیا … سلام و پوزش بابت تاخیر در پاسخگویی
تبلیغات چین چین برای شخص من یادآورنده خوبی بود … چون خیلی وقت بود این برند قدیمی و آشنای صنعت غذا رو فراموش کرده بودم…
این قدر ذهنم با اسامی برندهای دیگه پر شده بود که یادم نبود برندی مثل چین چین هم داریم.
به نظرم تبلیغات کنونی میتونه برای شرکت نقطه عطفی باشه که دوباره خودش رو احیا کنه .. مسلما حس نوستالژی که از این برند در ذهن مخاطبا هست و تبلیغات خوب و موثر میتونه جایگاه مناسبی رو برای این برند ایجاد کنه.
امیدوارم تبلیغات چین چین ادامه دار باشن.
ممنون از شما
سلام مججد خانم کریمپور
متاسفانه من این کامنت شما رو ندیده بودم عذرخواهی میکنم
خب با توجه به نظر شما و بسیاری از دوستان در این بحث، چین چین این پتانسیل رو داره تا با بازاریابی مناسب بتونه جایگاهشو ارتقا بده. به نظرم زیرساخت مناسبی از برندش داره که میتونه الان ازش استفاده کنه
ممنونم از شما و مشارکت مستمرتون
شاد و موفق باشید
ممنون از آقای دوارنیای عزیز
اگه اجازه بدید مطلب رو از زاویه دیگری هم نگاه کنیم. ریتم آهنگ و شعری بچین بچین توانسته برند آگاهی خوبی برای مخاطبینی که تیزر رو دیده اند ایجاد کند. اما برند آگاهی می تواند باعث خرید بشود؟ آیا تداعیات برند قوی ایجاد کرده است؟ تصویر و هویت مناسب چطور؟
بر اساس سلسله مراتب پیام اگر به موضوع بنگریم این تبلیغ در راستای آگاهی و دانش و شاید علاقه توانسته باشد گام برداشته باشد اما برای ایجاد رجحان و عزم خرید هم قوی و مناسب بوده است؟ به نظر فقط در ذهن ماندن تبلیغات نمی توان بر اثر بخشی و ایجاد خرید اثر گذار باشدو البته بحث من خوب یا بد بودن نیست. به نظر برای دانستن اثربخش بودن تبلیغ نیاز به اندازه گیری نتایج آن داریم
با تشکر ویژه
ممنون حمید عزیز. جدای از بیان کردن ویژگی های مثبت این کار تبلیغاتی، همانطور که شما نیز بدان اشاره کردید، مهم اینجاست که آیا این تبلیغات به افزایش فروش هم کمک می کند. به نظرم هرچقدر هم بگوییم که شرکت به دنبال فروش نیست و می خواهد برندسازی کند، نمی توان این صحبت را پذیرفت. واقعیت نشان داده است که اگر یک پروژه تبلیغاتی نتواند افزایش فروش چشم گیری را ایجاد کند، شرکت ها را از ادامه پروژههای تبلیغاتی دیگر دلسرد خواهد کرد. به عبارت دیگر شرکت ها خسته خواهد شد اگر تبلیغاتشان به رشد فروش مطلوب منتهی نشود و قطعاً تبلیغات را رها خواهند کرد.
درود بر شما آقای حسینی بزرگوار. دقیقا همینطور است که می فرمائید
همانطور که آقای کاتلر هم گفته است هدف اول هر شرکتی سود آوریست. پس همه فعالیت های صورت گرفته برندینگ و بازاریابی در راستای رسیدن به این مهم می باشد
سلام به جناب تاج نسائی عزیز
از دیدگاه متفاوتی که وارد این بحث کردید سپاسگزارم. من هم با جناب حسینی و شما هم عقیدم. اصولا در ایران تبلیغات باید به فروش منجر بشه وگر خوشاینده برند سفارش دهنده نیست. البته در خصوص این تیزر هم نمیشه به راحتی گفت که چه اتفاقی برای فروشش افتاده و این سوال رو خود چین چین باید جواب بده تا بشه قضاوت درستی داشت.
از اونجایی که خیلی از تبلیغها جایگاه برند رو سعی میکنن در ذهن مخاطب بالا ببرن و بعد در نتیجه اون فروش به وجود میاد، در ذهن شما به عنوان مخاطب آیا برای چین چین اتفاقی افتاده؟ اگر الان وارد فروشگاه بشین چقدر احتمال داره رب چین چین رو بچینین؟
آقای داورنیای عزیز سلام
پوزش بابت پاسخ بنده با تاخیر
همونطور که خودتون بهتر در جریان هستید به عنوان فعال و کارشناس در حوضه تبلیغات و برند، یکی از شاخص های ارزش برند بخش آگاهی از برند هست. این شاخص دو بعد داره. شناسایی برند و به یاد آوری. من فکر می کنم این تبلیغ روی شناسایی برند بهتر عمل کرده تا روی به یاد آوری برند.
ضمناً در پاسخ به سوال شما موقع خرید جز گزینه های بنده خواهد بود اما بیشتر احساس می کنم به خاطر نام آشنایی که از قبل در ذهن بنده داشته اون رو توی اولویت ها در کنار تبرک و دلپذیر و … قرار میدم.
سلام مجدد جناب تاج نسائی
خیلی خوشحالم که همچنان پاسخهای شما رو در این بحث داریم. دیدگاه قابل تاملی رو مطرح کردید. ممنونم.
خب پس با این حساب باید دید بین اولویتهایتون در هنگام خرید، چین چین کجا قرار میگیره.
بسیار از همراهی شما با نظرات مفید و خوبتون متشکرم
شاد و موفق باشید
با سلام خدمت استاد بزرگواردکتر محمدیان عزیز
گاها وقتی به سایت شما مراجعه میکنم لذت میبرم از موضوعات و نظرات دوستان
در مورد تبلیغ چین چین نگاه مثبت اینه که خوب داره کیفیتشو اعلام میکنه و با تکرار پی در پی برندش تصویر ذهنی و بصری ایجاد میکنه
اما اگر بنده بخوام نقدی بکنم اینه که مردم نسبت به کیفیت مواد اولیه محصولات اعتمادشون کمه و مثلبا شبی در کنار آشنایان مشغول دیدن تبلیغشون بودیم وقتی به اونجایی رسید که میوه پلاسیده رو گذاشت کنار دوستان گفتند که امکان نداره اینا میوه های مرغوبو تو محصولاتشو بندازن
مشابه تبلیغ این برند تبلیغ پفک لوسی هستش که به نظرم خیلی موفق بوده و این موفقیتو از نظرات بچه ها و خانواده ها میشود احساس کرد
با تشکر
جناب مقداد عزیز ممنون . هم در کلاس و هم در کافه همیشه تلاشم این بوده که نظرات دوستان بحث را به پیش ببرد
سلام به جناب مقداد
از اینکه در این بحث کافه نظر ارزشمند خودتون رو درج کردید متشکرم. جناب مقداد به نکته خوبی اشاره کردید اینکه مردم به کیفیت اطمینان ندارند و واقعا هم به دلیل اتفاقاتی که افتاده و می افته باورها به سمت نامطلوب بودن کیفیت سوق پیدا میکنه. جناب مقداد اگر چین چین روی کیفیت به عنوان وجه تمایز یا حداقل یک مزیت رقابتی مانور نمی داد به نظرتون روی چه چیز دیگری میتونست متمرکز بشه؟
سلام جناب آقای داورنیا ممنونم
این ایراد نیست که رو کیفیت این شرکت مانور داده
بنده نظر بعضی از مصرف کننده گان را گفتم و این می تواند زمینه ای را فراهم کند تا این شرکت با تحقیقاتش درصد این افراد را بدست آورد.چون واقعا مردم خیلی خوشبین نیستند خصوصا که مردم از فراورده های گوشتی و سایر چیزها دید خوبی ندارند.و اینکه آیا مردم نسبت به پفک نظر خوبی دارند؟ولی برند لوسی بدون اشاره به کیفیت بهترین تبلیغو کرده.
در تبلیغات غیر از کیفیت مسائل دیگری هم هست و یه نکته ای هست که میگه در بازاری که رقابت زیاد است و برندهای زیادی وجود دارند کمترین خواست مصرف کنندگان و مشتریان کیفیت است
با تشکر
سلام مجدد جناب ماهان عزیز
خیلی ممنوم که مبحث رو ادامه می دید. علاقه مندی شما به بحث برای من بسیار ارزشمنده. من کاملا با شما موافقم که ذهنیت مردم نسبت به کیفیت در حد مطلوبی نیست اما جمله آخرتون در خصوص بازار ایران به شخصه نمیتونم موافقت کنم. نه بخاطر اینکه کیفیت بدیهی ترین و اولین فاکتور هر محصولی باید باشه بلکه در ایران در بسیاری از موارد ما عقب تر از استاندارد حتی ملی خودمونم هستیم. کما اینکه هر روز به یه شکلی صداش در میاد و در نتیجه میشه همون چیزی که شما میگید یعنی بی اعتمادی مردم به کیفیت. پس فکر میکنم از این لحاظ لازم میشه که ما باز هم روی کیفیت تمرکز کنیم.
حالا جناب ماهان مشتاقم نظرتون رو شکل مشخص تری بدونم، فرض کنید شما قراره به سفارش مدیر محترم چین چین تیزر برای محصول ربش بسازید. روی چه چیزی تمرکز میکنید؟ لطفا فاکتورهای بازار فوق رقابتی اشباع شده رو هم در نظر بگیرید
شاهرخ جان
این تیزر یکی از تیزرهای عجیب که در وهله اول دافعه دارد ولی در طی زمان جای خودش را باز کرد
این جمله ای که نوشتم نقد نبود صرفا ذکر خاطره از بحث های با مردم است
سلام به مجتبی عزیز
من هم باش ما موافقم. کلا به نظرم این تیزر جوجه اردک زشت تبلیغات چند ماهه اخیر بوده. من هم این موضوع رو از خیلی ها شنیدم و بسیار جالبه برام
با سلام
در رابطه با محصول چین چین باید بگم که به نظر من این برند در سال های قدیم خودش را به خوبی در ذهن مردم حک کردن است چرا که وقتی بعد از سال ها این محصول تبلیغ می کند مادر من می گوبد که رب خیلی خوبی بوده است و قدیم ها خیلی استفاده می کردیم . بر همین مبنا به نظر من عامل دوم یعنی بودجه ای که صرف تبلیغ محصول کرده اند باعث موفقیت شان بوده است . و باعث شده این ذهنیت خوب یادآوری شود .
سلام به خانم آنتیکی نژاد
از اینکه در بخش نظرات مشارکت کردید بسیار ممنونم و تشکر میکنم از تحلیل قابل تاملی که ارائه کردید. به نظر شما این کمپین کیفیت لازم رو داشته؟ نظرتون راجع به بیلبوردها و طرحشون چطور بوده؟ نقاط ضعف و قوتی که در تیزرها میبینید چگونه هستند؟
با سلام خدمت اقای داورنیا ی عزیز
من به عنوان کارگردان و ایده پرداز تیزرهای تلویزیونی که سالها در این زمینه فعالیت میکنم و گاها سعی میکنم خروجی کارهای خودم و همکارانمو در تلویزیون پیگیری کنم، این بار یک نکته رو خواستم اشاره کنم که فکر میکنم اهمیت داره، در خصوص ایده پردازی و کارگردانی کارکه جای صحبت فراوان داره ( البته کار از نظر من مثبت هست ) باید عرض کنم که زمان پخش این اگهی تو موفقیت و دیده شدن تاثیر زیادی داشت، در واقع درست در زمانی که تعداد اکهی های تلویزیونی کم بود با بودجه زیاد این کار بسیار پر پخش بود و این از نظر من باعث دیده شدنه کار شد. البته ریتمیک بودن کار هم بی تاثیر نبود
با سپاس
سلام به جناب حدادی عزیز
خیلی خوشحالم که شما هم به جمع ما در این بحث پیوستید و با بیان دیدگاه های حرفه ایتون به پربارتر شدن بحث کمک میکنید. به نکته بسیار ارزشمندی اشاره کردید که تایید کننده پیگیریهای شماست. دقیقا همینطوره و این هوشمندی چین چین رو نشون میده که این تایم رو انتخاب کرده. این موضوع حتی در رادیو هم اتفاق افتاد. مزیت ماجرا اینجاست که به دلیل کم بودن تبلیغات صدا و سیما، مخاطب تبلیغات زده نمیشه و در نتیجه توجه لازم و کافی رو داره.
جناب حدادی نظرتون در خصوص هماهنگی طرحهای کمپین چگونست؟ خصوصا بیلبوردها
سلام مجدد جناب دارونیای عزیز
شما به بنده لطف دارید.
در ادامه باید بگم که تبلیغات محیطی و تبلیغات تلویزیونی چین چین هم مکمل هم بودند و هم نبودند.
در واقع تیزر تلویزیونی گویا بود و بدون تبلیغات محیطی هم قابل درک بود. اما در خصوص تبلیغات محیطی باید بگم تیزر تلویزیونی به عنوان مکمل عمل کرد. مطمئنا اگر قرار نبود تیزر تلویزیونی ساخته بشه تیم خلاقیت قطعا فکر دیگه ای رو برای بیلبورها می کرد.
من دوست دارم به کمی بالاتر نگاه کنیم. من فکر میکنم در پاسخ به اینکه آیا چین چین خوب دیده شد یا نه ! جواب قطعا مثبته اما اگر ما در ترافیک تبلیغ های دیگه ای بودیم آیا این اتفاق می افتاد ؟ جواب: معلوم نیست !
تیزر و محیطی ها هم خوب کار شده بودند اما چون بی رقیب در اکران بودند نمیشه نظر قطعی داد. پس در حال حاضر میتونم بگم:
زیرکی در به موقع اجرا شدن این کار زمان ترافیک پایین تبلیغات برگ برنده ی این کار بود از نظر من و باز هم روش قدیمی بمباران تبلیغاتی !
در آخر باید بگم کار بسیار خوب دیده شد.
یک نکته از قلم افتاد
توجه داشته باشیم در زمان کم ترافیک تبلیغات
تبلیغ خوب و تبلیغ بد به یکی میزان دیده می شوند و این روی لبه ی تیغ حرکت کردن هست ! ممکنه تو همین زمان یک تبلیغ بد اجرا بشه و …
در زمینه دیده شدن تبلیغ نکته خوبی رو گوشزد کردید
سلام جناب حدادی عزیز
خیلی خوشحالم که بحث این مطلب داره در ابعاد مختلف خصوصا در بعد حرفه ای بخ خوبی جلو میره. به نکات بسیار ارزشمندی اشاره کردید.
در کل به نظرم اگر فرض کنیم اتفاق شانسی در مورد این کمپین نیافتاده باشه، این تبلیغ یکی از هوشمندانه های امسال بوده
با سپاس فراوان از شما
امیدوارم همچنان همراه کافه بازاریابی و دوستان و خوانندگان اون باشید
با سلام
با تشکر از این که این موضوع رو انتخاب کردید به نظر من مخاطب این تبلیغ برای رده سنی خاصی تعریف نشده یعنی تمامی افراد جامعه رو قرار داده ،(کودک ، جوان ، و سالمند) که برای دراز مدت این نوع تبلیغ در ذهن افراد ماندکار می ماند و یکی از نقاط قوت این تبلیغ نوع دیالوگ که برای مخاطب انتخاب شده است.
سلام به جناب باقری
سپاسگزارم از اینکه دیدگاهتون رو با ما به اشتراک میگذارید. نکته ظریف و بسیار قابل تاملی رو اشاره کردید. تبریک میگم بابت تیزبینیتون. به شخصه پتانسیل این تبلیغ رو میبینم که چندین سال دیگه وقتی دوباره لیستی از تبلیغات ماندگار تهیه بشه بچین نچین به ذهن خطور کنه. جناب باقری به نظرتون بیلبوردهای این کمپین که عکسشون در متن مطلب هم امده پتانسیل کمک کردن به این موضوع رو دارن؟
با سلام
حتما بر روی مخاطب تاثیر گذاره ، چون با دیدن این بیلبورد ناخدا گاه به یاد شعر قشنگش می افته و با خود تکرار می کنه
سلام به جناب باقری عزیز
دقیقا حق باشماست اما این اتفاق در صورتی می افته که مخاطب تیزر رو دیده باشه. به نظر شما وقتی تیزر رو ندیده باشه و تنها چیزی که در این کمپین به چشمش خورده طرح روی بیلبوردهاست. به نظر شما در این حالت بیلبوردها چه میزان پتانسیل دارند؟
سلام به دوست خوبم شاهرخ عزیز
هر وقت این تبلیغ رو می بینم از خودم می پرسم که علت ساخت این تبلیغ ( یا بهتر بگیم طراحی این کمپین) با توجه به این که در حال حاضر رقابت در این صنعت بیشتر از اینکه نشون دادن کیفیت محصول باشه، ارائه محصولات ارگانیک هست، چیه؟؟
در خصوص ماهیت کمپین هم این سوال برام پیش می آد که چرا رنگ بیلبورد با رنگ انتهای تیزر یکی نیست؟ همچنین در خصوص سوال شما در مورد تکرار این تیزر هم فکر کنم که این تیزر ساخته شده که (خیلی) زیاد پخش بشه و در مورد موفقیت این کمپین ( با توچه به نوع طراحی تیزر و میزان پخش) معتقدم که باید مدتی صبر کرد و بعد در مورد ماندگاری این تیزر صحبت کرد چرا که به شخصه معتقدم ماندگار و برای اینکه به قول دوستان چین چین از افول خارج شود کافی نیست….
با تمام این اوصاف این تیزر می تونه نمره خوبی بگیره به این شرط که چین چین این حرکت رو ادامه دار، دنبال کنه…
با تشکر
سلام به دوست قدیمی صادق اسحاقی عزیز
خوشحالم که در این بحث هم افتخار نظرات کارشناسانه و حرفه ایت رو به ما دادی. من بفکر میکنم اشاره به ارگانیک بودن هم نوعی اشاره به کیفیت هست ولی احساس میکنم منظور شما اینه که به کیفیت کشت مواد اولیه اشاره کنه تا کیفیت در هنگام تولید. درست متوجه شدم؟
البته ذهنیت شخصی من اینه که چیزی برای نشان دادن به مشتری در مرحله کشت ارگانیک وجود نداره چون مواد اولیه کارخانجات رب سازی به شکلهای مختلفی تهیه میشه که بهتره واردش نشیم.
در مورد رنگ بیلبوردم شما یه احتمالم بذار برای عکس بنده که ممکنه رنگش سبزش کمی متفاوت افتاده 😉
اما در خصوص ماندگاری با شما موافقم و باید صبر کرد ولی به نظر میاد پتانسیل ماندگاری رو داشته باشه. و به قول شما در شرایطی این اتفاق می افته که چین چین به حرکت رو به جلوی خودش ادامه بده.
صادق عزیز به نظر شما چین چین در تبلیغات خودش در چه مسیرهایی میتونه حرکت کنه؟
سلام مجدد
خیلی ممنون که وقت صرف کردی و به نظرم پاسخ دادی
معتقدم کیفیت مساوی با ارگانیک بودن نیست… شاید مانند تبلیغ طراحی شده مواد اولیه به خوبی انتخاب شده باشن اما از مواد افزودنی استفاده بشه که قطعا هم استفاده می شه… نظرم این بود که در زمانی که شرکتهای اینچنینی می بایست در آینده خیلی نزدیک به این سمت پیش برن که محصولات تولیدی و فرآیند تولید به صورت ارگانیک باشه ( یک نگاه سر سری به برندهای رب، نشون می ده که در حال حاضر هم این اتفاق داره می افته، یعنی حداقل روی محصول ذکر شده که رب ارگانیک هست حتی اگر تبلیغی صورت نگیره …. فکر کنم در آینده نزدیک رقابت بر سر ذکر همین موضوع ارگانیک بودن باشه) که البته این موضوع و حرکت به این سمت خیلی استراتژیک تر از طراحی یک کمپین است….
در خصوص محصولات در مرحله کشت هم خاطرم هست که یک برند قبلا حتی مزرعه گوجه خودش رو در تبلیغ نشون داده بود (واقعی یا دروغین بودن مزرعه یا محصولات انتخابی مسلما خارج از موضوع بحثه)… متاسفانه برند خاطرم نیست اما احساس می کنم در اون دوره تبلیغ خوبی بود یا برند دیگه ای که قویا عنوان می کرد که رب تولیدی بدونه پوست گوجه است!! نمی دونم شاید همه برندها بدون پوست گوجه باشن یا اصلا گوچه نباشه و فقط افزودنی باشه 🙂 ولی مهم اینه که دنبال تمایز بود….
در خصوص سوال شما هم، این تبلیغ و تبلیغاتی از این دست در قالب کمپین هایی با هدف یادآوری و یا معرفی (شاید) یا به اصطلاح دیده شدن صورت می گیرن ( یه نکته که شاید موضوع بحث نباشه این هست که خودم به شخصه معتقدم که کلید موفقیت شرکتهای فعال در حوزه FMCG طراحی سیستم کارای توزیع است، این نکته رو در نظر داشته باشین که گاها هزینه توزیع در این قبیل محصولات تا ۴۰% هزینه رو شامل می شه و حتی اگه قیمت گذاری رو یک فعالیت مربوط به حسابداری بدونیم (که البته اشتباهه) خودتون حدس بزنید که چه تاثیری روی قیمت این محصولات رقابتی می زاره)…اگر رییس هیئت مدیره بودم به دنبال تمایز (چه تمایز در قیمت، بسته بندی و….) و اگر مدیر بازاریابی و فروش بودم به دنبال بهبود سیستم توزیع بوده ( فکر کنم خرده فروش یا فروشگاه زنجیره ای اگر برند من رو تهیه کنه، با کمی همکاری خودش بهتر از من می تونه برند من رو بفروشه، فراموش نکنیم که محصول رقابتی است )و تبلیغات هم با عرض معذرت تا زمانی که تمایزی پیدا نکنم دیگه انجام نمی دادم!! اگر هم قرار باشه هزینه ای در خصوص شناساندن یا یادآوری، تمایز یا هر هدف دیگری صورت بگیرد ترجیح من به تعریف ، اسپانسرشیپ، فستیوال ها و یا مسابقات آشپزی در سطح شهری یا منطقه ایست(به شخصه معتقدم که درابتدا باید مشکلات درونی واحد بازاریابی و یا فروش صاحبان برند رو حل کنم و بعد بودجه به تبلیغات اون هم از نوع رسانه های جمعی اختصاص بدم)…. در اخر هم فکر کنم که پخش این تیزر یا بهتر بگم طراحی این کمپین بیشتر زرنگی شرکت طراحی کننده و تولید کننده تیزر بوده چراکه مثلا ذکر نام چین چین توسط یکی از برنامه های آشپزی صدا و سیما هم جامعه هدف رو بهتر تحت تاثیر قرار می داد و هم کم هزینه تر بود….
با سپاس
سلام مجدد به صادق اصحاقی عزیز
عذرخواهی میکنم که کمی دیر پاسختو میدم.
واقعا لذت بردم از کامنتت و استفاده کردم. نکات بسیار ارزشمند و قابل تاملی رو مطرح کردی که فکرمیکنم هر مدیری باید به اونها توجه داشته باشه.
من به دوستان خوب کافه ای پیشنهاد میکنم حتما این کامنت آقای اسحاقی رو مد نظر قرار بدن.
با سپاس فراوان از اینکه این بحث رو پربارتر کردی
شاد و موفق باشی
سلام شاهرخ جان
عذرخواهی می کنم که به پاسخ شما خیلی دیر پاسخ می دم!!!
خواهش می کنم…. ارادتمندم
این تیزرها اصلا تیزرهای بدی نیستن. فاجعه هستند. بهرحال هر فاجعه ای رو اگه روزی ۲۰ بار پخشش کنید تو دهن می یوفته. گرچه این تیزر تا همین حد هم موفق نبوده
سلام به جناب احسان (اگر اشتباه نکنم)
عذرخواهی میکنم بابت تاخیر در پاسخگویی و تشکر میکنم از اینکه در بحث شرکت دارید.
خیلی ممنونم که نظرتون رو صریحا اعلام کردید اما اگر لطف کنید و بیشتر در مورد ضعفهایی که در این تیزرها و کمپینش مشاهده کردید، بدید خوشحال میشم.
“موسیقی بد با یک ملودی آزاردهنده”
برای اثبات حرفم پیشنهاد می دم همینجا درباره اش یه رای گیری راه بندازید.
سلام به جناب احسان
خیلی ممنونم از اینکه مارو همراهی میکنین. البته من انتظار توضیحات و شرح بیشتری از طرف شما داشتم اما بازهم ممنونم.
متاسفانه امکان رای گیری در این مطلب دیگه نیست اما فکر میکنم که کامنتهای ارزشمند و مفصل دوستان در این مطلب بتونه در خصوص اثبات یا عدم اثبات حرف شما دلایل کافی رو مشخص کنه.
سپاسگزارم
شاد و موفق باشید
با سلام
تبلیغ ضعیفی بود. همیشه با شنیدنش کانال رو عوض میکنم. اسمش یه عنوان یک مارک ازار دهنده تو ذهنم نشسته ، ولی این اسم در ذهنم باقیمانده.
سلام به جناب حمید
متشکرم از اینکه در این بحث مشارکت کردید. جناب حمید با توجه به آزاردهنده بودن این اسم برای شما، آیا این برند در ذهن شما جایگاهی داره؟
اگر به فروشگاه مراجعه کنید و چین چین رو در اولین قفسه ببینید (با فرض قصد خرید) آیا چین چین رو بر میدارین؟
سلام آقای داورنیا
ببخشید که جواب سوال شما خیلی طولانی شد.
به نظر من در تبلیغات بیلبوردی اون هم بابت رب می تونه ماندگاری خودش رو تو ذهن عده زیادی بذاره چون مواد غذایی و کالایی مصرفی است و به نظرم از لحاظ اعتبار جایگاه خودش رو تو سبد خرید داره هرچند که تبلیغاتش رو ندیده باشند و تبلیغات محیطی در مورد مواد غذایی خیلی (البته به نظر من) این رغبت آفرینی رو داره که حداقل یه بار امتحانش کنم ببینم چطوره طعمش رنگش نسبت به بقیه برندها و… چون کالایی مصرفی و نیاز روزمره است .
سلام مجدد به خانم مریم
من هم عذر خواهی میکنم برای تاخیری که در پاسخگویی پیش اومد. در خصوص مواد مصرفی به نکته جالب توجهی اشاره کردید که جای تامل داره و متشکرم از اینکه خودتون رو در مقام مخاطب گذاشتید و دیدگاهتون رو بیان کردید.
متشکرم از همکاریتون
شاد و موفق باشید
سلام
من در یک کلام می گویم که تمامی آنچه که چین چین الان برداشت می کند، نتیجه استراتژی است که در انتخاب نام برند کاشته است.
شاید این باعث بشه که شرکتها از انتخاب نامهای خیلی تکراری و معمولی یا نام هایی که معنای آنها برای مخاطب آشنا نیست یا در واقع اسم خاص هستند و معنی ندارند، دست بردارند.
واقعا برخی از محصولات با اینکه از نظر کیفیت و قیمت و تمایز برتری هایی نسبت به بقیه دارند، اما نام دور از ذهن یا … آنها باعث می شود راهشون سخت تر بشه. علاوه بر نام باید اشاره کنم، آرم یا کاراکتر تبلیغاتی هم می تواند همین قدر مسیر موفقیت را کوتاه یا طولانی کند.
سلام به خانم زرگران
متشکرم که همراه این بحث بودید و عذرخواهی میکنم از اینکه انقدر دیر پاسخ شما رو میدم. به نکته بسیار ارزشمند و به قول خود شما استراتژیکی اشاره داشتید. به هر حال انعطاف پذیری نام چین چین جای کار رو برای این شرکت باز گذاشته و اونها هم دارن استفاده میکنن.
اتفاقا پیشنهاد میکنم نظر دقیقتر خودتون رو در مطلب جناب عزیزی که همین امروز در خصوص احیای برند چین چین ارائه کردن، درج کنید. به نظر بحث جالبی راه خواهد افتاد.
راستی خانم زرگران نظرتون راجع به خود تیزرها و کمپین تبلیغاتی چین چین چگونست؟
چین چین نام خوبی داره ولی در واقع طراح تبلیغ تونسته ازین نام خوب استفاده کنه، ممنون
با سلام خدمت همه دوستان و اساتید حاضر
به نظر چنین کمپینی نیاز به نقدی جدی دارد نه صرفا بیان نظرات علمی، شخصی یا سلیقه ای
۱- همه ما در مغازه ها و فروشگاه های کوچک و بزرگ رب گوجه خریده ایم و مطمئنا بسیاری از ماها با له شدگی قوطی ها روبرو شده ایم و حتما از خریدن ظروف له شده انصراف داده ایم. در این تیزر تصویر واضحی از نچیدن چنین ظروفی ارائه شده و به نظرم مجموعه چین چین خود را از وجود چنین عارضه ای مبرا کرده. من اگر چنین موردی در مورد چین چین ببینم دو اتفاق خواهد افتاد اول از همه به چین چین خبر داده و علتش را خواهم پرسید دوم اینکه از فروشنده می پرسم چرا کج شده است و مطمئن هستم در کارخانه تولیدی چنین اتفاقی نیفتاده است
۲- انتخاب موسیقی بی شک فرآندی تخصصی است که به خوبی در این تیزر رعایت شده است. نسل امروز بیشتر طرفدار موسیقی های مدرن است. در تیزرهای فوق شباهت هایی بین این موسیقی و موسیقی های مدرن به چشم میخورد و به دلیل انرژی خاصی که دارد مورد استقبال قرار گرفته است
۳- چه چیزی در بازاریابی مهمتر و اصلی تر از حق انتخاب مشتری است؟ چین چین از نگاه یک مصرف کننده و با درنظر گرفتن عامل اصلی اثرگذار بر انتخاب مشتری یعنی کیفیت مواد اولیه و بسته بندی تبلیغات خود را انجام داده است
۴- یکی از پی های بازاریابی بسته بندی است مگر در این تبلیغات به آن اشاره نشد
۵- در تیزر دوم به نوعی از برش های زندگی و با تکنیک سبک زندگی تبلیغات شده است و این برای مخاطب مانوس و همراه است
۶- وقتی برای مهمان یا دوست خود بهترین ها را انتخاب می کنیم و میزبانی را با این تفکر برگزار می کنید به نظر شما چین چین نیز چنین میزبانی با بهترین انتخاب ها انجام نداده است
۷- نام یک برند مگر می شود بیشتر از این در یک تبلیغ تکرار شود و کهنگی پیام هم نداشته باشد
۸- جسارتا اینو نچین، بچین بچین، نه اینو اصلا نچین؛ نهایت گفتارهای روزمره یک انسان دلسوز در فرآیند انتخابهای اطرافیان
۹- در مورد تبلیغات های محیطی به نظر می رسد تلاش زیادی نشده در صورتیکه می شد از گرافیک های مفهومی بیشتر استفاده کرد اما در کل بی شک کمپینی است موثر و موفق
باید به تمامی مجریان و مسئولین این کمپین خسته نباشید بگم امیدوارم همیشه موفق باشید
با تشکر