مقایسه تبلیغات ایران با سایر کشورها به دلیل تفاوت های فرهنگی و قانونی شاید چندان عادلانه نباشه. اما شاید بتوان برای یک معضل (پیام مشترک)، ایـــده تولید شده توسط دو شرکت متفاوت را با هم مقایسه کرد.
با توجه به اینکه همواره تولید قطعات تقلبی و فروش آن می تواند بازار برخی برندها را تحت تاثیر قرار دهد لذا دو شرکت سیتروئن با همکاری آژانس تبلیغاتی Havas Worldwide در برزیل و شــــــرکت تویوتا با هـــــــمکاری آژانس تبلیغاتی ایران نوین در داخل ایران اقدام به تولید ایده برای این پیام کرده اند. نظرسنجی کافه بازاریابی در این نوبت به مقایسه و این دو آگهی اختصاص دارد. به نظر شما ایـــــده کدام شرکت برای این پیام یکسان (نخریدن قطعات تقلبی) موثرتر است؟ سایر ابعاد تبلیغ را نیز می توانید تحلیل کنید اما سوال اصلی مقایسه ایده تولید شده این دو شرکت است و خیلی با شکل اجرا و کیفیت اجرا کاری نداریم.
قطعه تقلبی: اثری از کانون تبلیغاتی ایران نوین (نیش فروشندگان)
قطعه تقلبی: اثری از آژانس تبلیغاتی Havas Worldwide (بمب ساعتی)
پاورقی از جناب آقای هاشمی، مسئول واحد مارکتینگ شرکت ایرتویا: همه نظرات رو خوندم و خیلی آموزنده بودند. بنده نحوه شکل گیری ایده کمپین “مراقب نیش فروشندگان غیررسمی باشید” رو بیان می کنم تا کلیه سوء تفاهم ها و کج فهمی های احتمالی هم برطرف بشوند. این ایده بر اساس یک تحقیق بازار صورت گرفت که در آن شرکت متوجه شد بسیاری از فروشندگان (هم نماینده و هم غیرنماینده شرکت) در خصوص فرایند فروش و تحویل شرکت ایرتویا در خصوص هم خودرو و هم قطعات و هم گارانتی و … بدگویی می کنند (از ارائه جزئیات خودداری می کنم). دو راه داشتیم یا استراتژی ارتباطی با فروشندگان را تعدیل کنیم و یا استراتژی ارتباطی با مصرف کنندگان رو. بخاطر پیچیدگی هایی که در خصوص ارتباط با فروشندگان و امکان پذیری مطرح بود، بنده پیشنهاد کردم ذهن مخاطب از نوع مصرف کننده رو درگیر کنیم. بخاطر اینکه جدیت موضوع و حساسیت اون درک بشه، اصرار داشتم که ایده اولیه همراه با یک ترس، هشدار، و … همراه باشه. برخی کلیدواژه های اصلی طراحی کمپین اینها بودند: گارانتی ایرتویا (نماد خرید شرکتی)، امنیت و آرامش در خرید از شرکت، ترس و هشدار در خصوص خرید محصولات از غیر نمایندگی و غیره. از بین چند طرح خلاقانه ارائه شده این طرح (مورد اکران) مورد قبول واقع شد و خوشبختانه برخلاف تصور برخی از دوستان که انتظار دارند همه مردم عام مثل یک تبلیغاتچی یا مارکتر به محیط خودشون نگاه کنند (خطای بازاریابی)، مخاطبان ما با توجه به ارزیابی هایی که داشتیم کاملا مفهوم و پیام ما رو دریافت کرده بودند. برخی نظرات بسیار جالب بود و بنده واقعا استفاده کردم. به امید پایداری و موفقیت هرچه بیشتر دوستان عزیز کافه بازاریابی



مال شرکت خارجیه بهتره ساده و مفید .
درآنجا که گفته نیش فروشندگان غیر رسمی منظور چه نیشی است ؟ نیش زبان یا ….؟
راستش اولین باری که این بیلبرد رو دیدم تعجب کردم چرا که منظور از نیش نمایندگان غیر رسمی رو متوجه نشدم اما حسی که بهم دست داد این بود که نمایندگان غیر رسمی ایرتویا کلاهبردارانی هستند که با چرب زبانی تویوتا را قیمت بالایی می فروشند و اصلا حتی این فکر که ممکن است تویوتایی تقلبی بفروشند و یا قطعات تقلبی ارائه کنند به ذهن من خطور نکرد.
ضمن اینکه در فرهنگ ما ایرانیان نیش زدن انسانها به معنای بد زبانی ، متلک پرانی و یا کلام تلخ با کنایه زدن است و چنین اصطلاحی برای تقلبی فروختن چندان کاربردی نداره اما در آگهی خارجی اینکه با خرید جنس و قطعه تقلبی ماشین شما حاوی بمب ساعتی است بیشتر نشان دهنده مراقبت از ایمنی خودرو دارد و ضمن اینکه به افراد توهین نشده بلکه حاصل عدم دقت و نتیجه خرید رو گوشزد می کند.
به نکات ارزنده ای اشاره کردید
و البته نکات قابل دفاعی
با سلام از آقای مجتبی محمدیان برای طرح این موضوع ممنونم. کوتاه بگم پیام شرکت ایرانی جالب نوآورانه و خوب است ولی چون استعداد بدفهمی دارد باید بیشتر روی آن کار می شد. به نظرم ایده اولیه خوبی است که باید بیشتر پرداخت می شده است
آقای دکتر از شما ممنونیم نظرات شما باعث دلگرمی اعضای کافه است
از تصویر اول (متعلق به ایرتویا) خیلی خوشم امد، نیش عقرب، ایده قشنگی داره. اما اصلاً متوجه نشدم که منظورش اعلام خطر به مشتریانش نسبت قطعات یدکی تقلبیه. در این تصویر شش عنصر اطلاعاتی وجود داره: (شماره تلفن، آدرس وب سایت، شعار تبلیغ، معرفی گارانتی ایرتویا، لوگوی تویوتا و نماینده رسمی بودن ایرتویا ). کاملاً نظر شخصی منه، به نظرم این تصویر هم مثل خیلی از تصاویر تبلیغاتی ایرانی، شلوغ کاری کرده. با وجود این چون از پس زمینه خاکستری (رنگ خنثی) استفاده کرده اصلاً شلوغ به نظر نمیرسه.
دو تصویر دوم و سوم، بی حاشیه و شلوغ کاری کاملاً واضح مشتری رو نسبت به خطرات خرید و نصب قطعات یدکی در خودرو مطلعه می کنه. لوگوی شرکت پژو سیتروئن کوچولو اون پایین امده، اما باعث نشده که ذهن مخاطب (منظورم خودمم) به لوگو منحرف بشه. از تصویر دوم و سوم من بیشتر به پیام تبلیغ توجهم جلب شد تا لوگوی شرکت.
در مجموع به هر سه تصویر نمره بالایی میدم.اما نمره بیست رو به آقای مجتبی محمدیان میدم که چنین مطلب چالشی خوبی رو در کافه مطرح کردند.
اقا ما خوشحالیم که نمره بالایی از شما گرفتیم
به نظرم بحث خوبی راه افتاده و امیدواریم همه مشارکت کنند
جناب محمدیان سلام
این اولین موضوعی است که من در وبسایت شما مطالعه می کنم و از اینکه با این وبسایت آشنا شدم خوشحالم.
در مورد نظر سنجی که فرمودید باید عرض کنم شعاری که در بنر فارسی استفاده شده به فهم موضوع کمک می کند اما برداشت شخصی من از تصویر در لحظه اول این بود که خودروهای تویوتا مثل عقرب می مونند و به نظرم مثبت نیامد. همانطور که می دونیم عقرب در هنگامی که خودش را در نهایت بی دفاعی می بینه شروع به نیش زدن های متوالی می کنه که این نیش ها به خودش هم برخورد می کنه.
در مورد بنر های خارجی نیز نبود توضیح یا یک شعار کوتاه کاملا حس می شه. موضوع سادگی و راهیابی در ذهن مشتری از طریق ایجاد معما می تواند باشد اما معما برای ذهن ساده به نظر مشکل می آید.
ما از اینکه شما هم به خوانندگان کافه پیوستید خوشحالیم
از نقدهان لذت بردم
موفق باشید
بر اساس استدلالی کد در کتاب “تبلیغات، ترفیع و دیگر جنبه های ارتباطات بازاریابی یکپارچه” آمده است، پیام های تبلیغاتی صریح که معمولا شرکت های کوچکتر از آنها استفاده می کنند، سعی دارند با پیام هایی کوتاه و مستقیم، توجه شنونده را به خود معطوف کنند. اما در سوی دیگر،معمولا شرکت هایی از پیام های ضمنی استفاده می کنند که سعی دارند محصول خود را با عناصر روانشناسانه و نمادین همراه کنند.
یکی از مهمترین مزیت های تبلیغات ضمنی این است که تاثیرگذاری بیشتری دارد و اگر مخاطب بتواند پیام را دریافت کند، قطعا تصویر شکل گرفته در ذهن وی پررنگ تر خواهد بود. اما این شیوه انتقال پیام عیب بزرگی نیز دارد و آن این نیست که ممکن است عده ای از مخاطبان پیام را به درستی درک نکنند.
در هر دو تصویر سعی شده است از تبلیغات ضمنی استفاده شود. اما به نظر می رسد شرکت ایرانی نتوانسته است از اصلی ترین عیب تبلیغات ضمنی دوری کند و پیام وی چندان واضح نیست. به نظر می رسد در تصویر اول سعی شده است با درج هدف عکس با فونت بزرگ از این خطا دوری شود که نه تنها موثر نبوده است، بلکه مزیت استفاده از تبلیغات ضمنی نیز از بین رفته است.
نقد و نظر بسیار خوبی بود
ممنون
یک نکته خیلی مهمی وجود داره که برای خودم همیشه سواله بوده.
اگر دقت کرده باشید ، اصولا ما ایرانیها به توضیح زیاد علاقه مندیم.
ما با فیلمهایه پایان باز تازه آشنا شدیم…
با فیلمهایه پیچیده و دیوید لینچی اصلا ارتباط برقرار نمی کنیم.
ما تبلیغاتمون اصولا جمله و نوشته و لوگو زیاد داره…
اصولا ما ترجیح میدیم چه توی فیلم ، چه داستان و چه تبلیغات ، خیلی سریع اصله پیام رو دریافت کنیم.
در حالی که اصولا این مسئله توی تبلیغاته خارجی مطرح نیست.
به نظر من ، تبلیغات ایرانی خیلی جالبه ،اما انقدر جمله و عکس داره وشلوغ هست که زیبایی خودش رو از دست داده.
از طرفی اون نارنجکه بسیار جالبه ولی شاید توی ایران خیلی بازخور خوبی نداشته باشه.
خارجیه در تبلیغش می گوید : ببین
ما در تبلیغاتمان می گوییم : بخوان (و البته در تلویزیون می گوییم: گوش کن)
به نکته جالبی اشاره کردید، ممنون
آقای محمدیان سلام
من هم با نظرات آقای رفعت نژاد موافق هستم و خیلی خوشحالم که آقای دکتر محمدیان هم برای نوشتن نظراتشون به این جمع پیوسته اند.
اکثر شرکت های خارجی من جمله هیوندا، هوندا، بی ام وی و حتی مرسدس بنز نیز از این روش برای ترغیب مشتریان به قطعات اورجینال استفاده می کنند.
نظر من این هستش که آنها حتما به این مورد عقرب رسیده اند اما چرا از این مورد برای تبلیغاتشون استفاده نکرده اند.
زیرا که زننده گی اون بار منفی در مشتریان ایجاد می کند.
دوستان خوبمان در شرکت ایران نوین فیلم باید که بیشتر و بیشتر موارد رو بسنجند و از اذهان عمومی هم کمک بگیرند.
باید که کمی هزینه کنند و موارد دیگری رو بدست بیارند و جمله معروف” سنگ فرش هر خیابان از طلاست” رو همیشه بیاد داشته باشند و
باور کنند که طلا همین نزدیکی هاست.
با سپاس
سلام
روزتون بخیر
“نخریدن قطعات تقلبی”
همونطور که می بینید پیام از سه کلمه تشکیل شده و “قطعه” مهم ترین بخش پیامه. در تصویر اول هیچ اشاره ای به قطعه نشده و کلیت ماشین به تصویر کشیده شده. اما در تصویر 2 و 3 مسقیما پیامه “قطعه” رو به ذهن منتقل می کنه و حتی من که آشنایی با ظاهر قطعات داخل ماشین ندارم متوجه میشم هدف قطعات داخلی ماشین هست.
“نخریدن” دوری از خطری که مارو تهدید میکنه. تمثیل عقرب بخوبی خطرناک بودن رو بیان میکنه اما معلوم نیس این خطر از کجا نشات میگیره. ذهن مخاطب باید به تجزیه و تحلیل بپردازه و به این نکته برسه که عقرب در نهایت با نیش خودش کشته میشه. درواقع تصویرسازی مجالی برای انتقال مفاهیم نسبتا پیچیده نیست.
مجموعا تصاویر 2 و 3 پیام رو بهتر و سریعتر منتقل می کنند
ممنون خانم ترحمی
نقدهای اهالی کافه روز به روز داره موجز، غیر حسی و منطقی تر می شه
نقد خوبی نوشته اید
راستی یه سوال
هیچ نقطه قوتی در طرح ایرانی وجود ندارد؟
با سلام
از اصول لازم برای اثربخشی یک تبلیغ اصل سادگی و براحتی درک شدن آن تبلیغ از سوی مخاطبه. تبلیغ اول با وجود خلاقانه بودن به این اصل آنچنان که باید توجه نکرده و به جای سادگی اصل رو بر پیچیدگی قرار داده ،در حالی که تبلیغ دوم این اصلرو به نحو احسن به کار برده و با یک تصویرتوجه مخاطبرو به خطرات ناشی از به کاربردن قطعه نقلبی در خودرو جلب کرده است . به نظر من استفاده از جمله”مراقب نیش فروشندگان غیر رسمی باشید” با یه نوع دوپهلویی همراهه و باعث فهم نادرست مطلب توسط مخاطب میشه.
برعکس بقیه دوستان من از تبلیغ اول بیش تر بیش تر پیام رو فهمیدم تا تبلیغ دوم و سوم، به نظر من تبلیغ اول بیشتر جذب کننده ست اگه تبلیغ آژانس دوم رو تو بزرگراه می دیدم یا کلاً بهش توجهی نمی کردم یا تا می یومدم بفهمم منظورش چیه ماشین ازش عبور کرده بود. شاید خلاقیت آژانش دوم بیش تر بوده باشه اما تبلیغ اول به نظرم انتقال پیام راحت تری داره.
خوبه شما به موضوع از یک زاویه جدید نگاه کردید
البته بحث صرفا بررسی ایده است و با اجرای ان خیلی کار نداریم
از نظر ایده هم به نظر من ایده کانون ایران نوین بهتره.
من داشتم به یه موضوعی فک می کردم و اون اینکه اگه منظور تبلیغ اینه که فروشنگان غیر رسمی می تونن خطرناک باشن، چرا نیش رو برای خود ماشین کشیدن؟ شاید بهتر بود مثلا کاپوت ماشین یکم باز بود و نشون می داد که دم یه عقرب از کاپوت بیرونه، به این معنی که با خرید از نمایندگان غیر رسمی خطر وارد ماشین شما می شه
با سلام
اولین سوال من اینه که اگر از طرح ایرتویا کلمات حذف بشه آیا بازهم در نگاه اول مخاطب به اصل موضوع پی میبرد؟(با توجه به این موضوع که این طرح بیشتر در رسانه های محیطی اکران شده و مخاطب زمان کمی را برای فهم کامل موضوع دارد.)
دومین سوال اینکه به فرموده استاد محمدیان اگر این طرح استعداد بد فهمی داشته باشد وکلا در جامعه ای باشیم که استعداد بد فهمی دارد آیا باز هم از طرح مناسبی استفاده شده است؟
تقریبا همین مشکل در دیگر طرحی از شرکت ایران نوین برای شرکت پرشین پلاست انجام شد که در آنجا برای نشان دادن کیفیت کف پوش
با چکش به روی آن زده شده بود و چکش شکسته بود. به نظر من هر دوی این ایده ها جواب معکوس تبلیغاتی دارن
با تشکر
در مورد پرشین پلاست هم حرف های زیادی داشتم
که البته رویکرد را شما به ان اشاره کردید
ممنونم
سلام. به نظر من ایده ی سیتروئن جالبه و اصالت داره .سادگی در عین پر محتوایی. اگر کار ایرتویا رو به من پیشنهاد داده بودند سعی میکردم با جلسات توفان مغزی و … ایده ی بهتری رو خلق کنم. اگر هم نمی تونستم ، کاری که می کردم این بود: تبلیغ ستروئن رو ایرانیزه می کردم یه جمله در مورد لوازم یدکی تقلبی هم بهش اضافه می کردم تا اکثر مردم جامعه ام اونو متوجه شن.
اما در مورد کار ایران نوین ، چیزی که من برای بار اول ازش حس کردم ، مثل عقرب بودن تویوتا بود . به شخصه دوست ندارم تویوتای من ، منو نیش بزنه. عقاب بودن یا شیر بودنشو دوست دارم اما عقرب بودنشو نه. اصلاَ متوجه پیام تبلیغ ( لوازم یدکی قلابی) نشدم.
چند روز پیش رفته بودم پاساژ پایتخت. پشت شیشه ی مغازه ای دو تا جعبه کارتریج اچ پی گذاشته بودند یکی اصل و یکی قلابی . بالاشون یه کاغذ چسبونده بودن و نوشته بودن تفاوتشون اینه. کلمه ی اصل رو با آبی و فونت مناسب وقوی و قلابی رو با قرمز و فونتی که انگار رنگش پخش شده. با ایده اون بیشتر حال کردم تا با تبلیغ ایرتویا.
نمیدونم این روزها بیلبورد تبلیغ یکی از خودروهای تویوتا رو دیدین یا نه. یه بیلبورد کاملاً تاریک و سیاه فقط دوتا چراغ و یه جلوپنجره ماشین دیده میشه ، نمیدونم اونم کار ایران نوینه یا نه. اما به نظرم مزخرف رسید ، نه سیاهی بیلبورد لاکچری بودنشو میرسونه و نه در شب هنگام و شرایط ابری بودن میشه دیدش تنها نقطه ی قوتش واداشتن من تبلیغاتچی برای درک چی بودن تبلیغ بود همین ( یه کنجکاوی زود گذر)
سلام.کار ایران نوین اگه ی کم بیشتر روش کارمی شد می تونست خیلی بهتر بشه.در تبلیغ ایران نوین چیزی که به نظرم اومد خود تقلبی بودن ماشین بود نه قطعات.ونکته بعدی اون نوشته است به نظرم چون خودشون هم فهمیدن که مخاطب اصل مطلب و تبلیغ رو نمی گیره اون نوشته رو اضافه کردن.
من وقتی اولین بار این تبلیغ رو در اتوبان نیایش دیدم خیلی توجهم رو جلب کرد ولی احساس خوبی بهش نداشتم. به نظرم تعبیر مناسبی به کار نبرده
با سلام خدمت همه دوستان خوب کافه، مسئولیت واحد مارکتینگ شرکت ایرتویا با بندست.
همه نظرات رو خوندم و خیلی آموزنده بودند. بنده نحوه شکل گیری ایده کمپین “مراقب نیش فروشندگان غیررسمی باشید” رو بیان می کنم تا کلیه سوء تفاهم ها و کج فهمی های احتمالی هم برطرف بشوند. این ایده بر اساس یک تحقیق بازار صورت گرفت که در آن شرکت متوجه شد بسیاری از فروشندگان (هم نماینده و هم غیرنماینده شرکت) در خصوص فرایند فروش و تحویل شرکت ایرتویا در خصوص هم خودرو و هم قطعات و هم گارانتی و … بدگویی می کنند (از ارائه جزئیات خودداری می کنم). دو راه داشتیم یا استراتژی ارتباطی با فروشندگان را تعدیل کنیم و یا استراتژی ارتباطی با مصرف کنندگان رو. بخاطر پیچیدگی هایی که در خصوص ارتباط با فروشندگان و امکان پذیری مطرح بود، بنده پیشنهاد کردم ذهن مخاطب از نوع مصرف کننده رو درگیر کنیم. بخاطر اینکه جدیت موضوع و حساسیت اون درک بشه، اصرار داشتم که ایده اولیه همراه با یک ترس، هشدار، و … همراه باشه. برخی کلیدواژه های اصلی طراحی کمپین اینها بودند: گارانتی ایرتویا (نماد خرید شرکتی)، امنیت و آرامش در خرید از شرکت، ترس و هشدار در خصوص خرید محصولات از غیر نمایندگی و …
از بین چند طرح خلاقانه ارائه شده این طرح (مورد اکران) مورد قبول واقع شد و خوشبختانه برخلاف تصور برخی از دوستان که انتظار دارند همه مردم عام مثل یک تبلیغاتچی یا مارکتر به محیط خودشون نگاه کنند (خطای بازاریابی)، مخاطبان ما با توجه به ارزیابی هایی که داشتیم کاملا مفهوم و پیام ما رو دریافت کرده بودند. برخی نظرات بسیار جالب بود و بنده واقعا استفاده کردم. به امید پایداری و موفقیت هرچه بیشتر دوستان عزیز کافه بازاریابی
آقای حسینی از حرفه ای گری آقای هاشمی لذت بردم لطفا در اواخر هفته مطلب ایشان در صحن علنی مطرح شود. آدمهای حرفه ای در کافه جایگاه ویژه دارند
عرض سلام و ادب خدمت آقای محمدیان. شما لطف دارید بنده سعی می کنم تا جایی که امکانش باشد و فرصت کنم در بحث های مرتبط نظراتی هرچند کم بهره را ارائه کنم.
با آرزوی موفقیت برای دوستان کافه مارکتینگ
با عرض سلام
این اولین پستی هست که من از وبسایت شما دیدم و خیلی خوشم اومد از موضوع بحثت، بنده از دید خودم طرح اولی چندتا ایراد کلی داره
اولا که تصویر خودرو و عقرب خیلی به صورت بدی اجرا شده که من فکر میکنم از تلفیق دو طرح آمادست چون خطوط در عقرب و خودرو با هم کاملا متفاوت و دوم اینکه مفهوم طرح کاملا بر عکس نشون داده شده چون من به عنوان یه مخاطب معمولی در اولین دید فکر کردم این عقرب داره از ماشین محافظت میکنه تا تخریب.