خاطره ای تکان دهنده // جايي كه رسانه ها به جاي حمايت بر پيكره صنايع داخلي ضربه مي زنند

خاطره ای به قلم خاطره توانا: چند روز پيش با يكي از مديران كنترل كيفيت يكي از شركت هاي مواد غذايي شيراز صحبت مي كردم كه خاطره بسيار جالبي رو براي من تعريف كردند:

” يكي از مشتريان اين شركت تماسي با واحد ارتباط با مشتري مي گيرد و از وجود يك دندان با ريشه در يكي از محصولات صحبت مي كند.اين مشتري اعلام مي كند كه من از روي دلسوزي با شما تماس گرفته ام و مي خواهم با مدير اين سازمان صحبت كنم و شماره حساب خودم را اعلام كنم تا به من مبلغ 10 ميليون تومان پرداخت شود تا اين مسئله را رسانه ايي نكنم وگرنه در كليه  شبكه هاي اجتماعي اين مورد را مطرح خواهم كرد و آبروي شركت را خواهم برد! اين شخص با مدير سازمان صحبت مي كند و با مدير چانه زني مي كند و به 3 ميليون قانع مي شود كه بگيرد ! مدير شركت هم به او مي گويد كه ما در جلسه هيئت مديره مطرح مي كنيم و با شما تماس خواهيم گرفت “

گويا چند روز پيش نيز يكي از شبكه هاي ماهواره ايي از باد كردن يكي از پنيرهاي سفيد يكي از شركت ها صحبت مي كند و دقيقا با نام برند شركت كليه عوامل توليد رو به زير سوال مي برد.

اما مبحثي رو كه دوست دارم دوستان عزيز روي اون بحث كنند اين است كه آيا واقعا درست است كه بدون تحقيق و بدون اطلاع از علت مسئله با برند يك شركت در رسانه ها بازي كرد؟! آيا شما هم چنان به اين اصل اعتقاد داريد كه هميشه حق با مشتري است؟؟

در اينجا قصد ندارم واقعا يك طرفه قضاوت كنم و تنها طرف توليد كنندگان داخلي رو بگيرم اما واقعا توليد يك محصول كار ساده ايي نيست ، مشكلات واقعا زيادي دارد و تنها نيمه خالي رو نبينيم و دوست دارم رسانه ها هم آگاه شوند كه بازي كردن با برند يك شركت واقعا صحيح نيست چه بسا كه وارد كردن هر جسمي به بسته بندي ممكن است از طرف مشتريان نيز انجام شود پس ناآگاهانه قضاوت نكنيم.


7 thoughts on “خاطره ای تکان دهنده // جايي كه رسانه ها به جاي حمايت بر پيكره صنايع داخلي ضربه مي زنند”

  1. شکایتی این چنینی که نشود درباره آن دلیل محکم و شواهد حقیقی آورد و صرفا بر اساس حرف شرکتی را محکوم کرد، نوعی از باجگیری است. اینطور بنظر میاد هدف ضربه زدن به اعتبار شرکت است.
    اتفاق جالبیه. اینکه مشتری بیان کرده من از روی دلسوزی(!!!!) فقط 10 میلیون تومان حق السکوت می گیرم؟!!!!!

  2. سرکار خانم توانا، همانطور که کاملاًَ با شما موافقم که ممکن است بعضی از مشتریان عمداً با وارد کرد یک جسم خارجی به درون بسته بندی یک محصول غذایی ممکن است زمینه بازی با آبروی یک برند را فراهم کند، به همان اندازه معتقدم که تولید کننده با انجام آزمایشات نه چندان سختی می تواند به ادعای بی اساس مشتری پی ببرد. چندین سال پیش که من در واحد بازاریابی یکی از تولید کنندگان غذای کنسروی فعالیت داشتم، به چند مورد این چنینی برخوردیم که همه آنها بی اساس بودند.
    اما این یه طرف قضیه است، طرف دیگر خطرناک تره. همین چند روز پیش بود که شرکت سونی از تمامی کابران Fit 11a خواست که لب تاب های خود را تا اطلاع ثانوی خاموش کنند، چون به علت نقص فنی باطری های این مدل، چند مورد آتش سوزی گزارش شده بود. همین. همه باید بپذیریم که ممکنه اشتباه رخ بده، حتی برای بزرگترین و بهترین، اما نحوه برخورد با این اشتباه مهمه. یکی مثل سونی خودش میاد میگه من اشتباه کردم، اما مصرف کننده ایرانی اگر به رسانه دسترسی نداشته باشه صداش به هیچکجا نمیرسه. تولیدکنندهای ما هم که قربونشون برم همشون نامبر وان هستند و لیدر بازارهای جهانی، محال ممکنه که اشتنباهی داشته باشند، چه برسه بخوان خودشون اونو رسانه ای کنند.
    این در حالیه که شما سروران گرامی می دونید که ایجاد یه باکتری نادر در محصولات کنسروی با نام “بوتولیسم” براحتی می تونه هزاران نفر رو فلج مغزی کنه. و قص علی هذا…..

    بقول ملک الشعرا بهار، از ماست که بر ماست

    1. ممنون جناب حسيني از توضيحاتتون. من خودم در چند شركت كه بودم و ديدم پس از چنين اتفاقاتي خط توليد رو چك ميكنند اما ” دندان با ريشه” يك چيز محاله.
      ما خودمون از طرفي توليدكننده هستيم و خودم از طرفي مصرف كننده محصولات مختلف هم هستم اما اگر اتفاقي اين چنين بيفتد بنابر گفته جنابعالي مشتري حقي ندارد و باز هم هر ارگاني پشتيبان توليدكننده است.
      اما توليده و اشتباه رخ مي دهه اما مصرف كننده هم بايستي آگاه شود كه نحوه نگه داري محصول ( مثلا در محصولات لبني كه اگر در آفتاب قرار گيرند باد مي كنند) و … هم از دست توليدكننده خارج است و نبايد سريعا با برند يك شركت بازي كرد.

  3. کافی است سر زده از خط تولید کارخانجات رب و کمپوت دیدن کنید تا داستانهای کارخانجات سوسیس و کالباس سازی را کلا فراموش کنید. اشتباه همه جا هست . از مونتاژ ابزار دقیق فضاپیماها تا اشتباه در حرارت قالبریزی یک آفتابه! اما متاسفانه چون ذات تولید برخی محصولات اساسا برپایه فقط و فقط فروش و سوددهی هرچه بیشتر و باری بهرجهت و چند صباحی تا خدا چه بخواهد، اینگونه مسایل بوده و هست. بزرگترین جک سال خواهد شد که برای نمونه مدیر یکی از شرکتهای خودرو ساز وطنی در رسانه ای عذرخواهی کند و یا حتی بپذیرد که محصولش دارای نقص فنی است. چه شود! اگر یک مدیر دولتی به این نتیجه برسد که مناسب منسبش نیست و نه علم کافی و نه سواد وافی برای اداره سازمانه محوله اش ندارد و مردانه استعفا بدهد!!! اینجا نان شب و خرج زن وبچه و بهر ترفندی از زیر بار مالیات و عوارض شانه خالی کردن بالاترین مشغله مدیریتی است که کاغذ کاغذ مدارک و درجات MBAو DBAجابگوی جزییاتش نیست. باید با چنین مدیرانی چنان کرد که بوی داغ عبرتشان تا فرسنگها استشمام شود و نابخردانی که مال را واجب تر از حال مصرف کننده میدانند می بایست با ادبیات سمبه پر زور به روش خودشان آشنا شوند. و صد البته می ماند حساب عزیزان و زحمتکشانی که واقعا هدف و همتشان خدمت به تولید و تواناییهای کشور است که قطعا جدای از سوداگران صنعت و عزت این مرز وبوم است.

  4. یه چیزی واسه من سواله.اگر این آقای مدیر از اوضاع تولیدات شرکتش مطلع هست پس چرا با صحبت از پشت تلفن و بدون بررسی مساله فوری رفتن سر قیمت و چونه زدن؟؟؟(یادمه استادم درمورد جعبه سیاه میگفت: یک واقعیت کنجکاو کننده اینه که درون هرسیستم ناشناخته های بسیاری وجود داره که تحلیلگران و مدیران آنها را تشخیص میدهند ولی تصمیم میگیرند که آنها را روشن نسازند زیرا مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز)اگرم اینقدر از مسائل تولیداتشون دور هستن که با یک حرف چنین شک عمیقی میکنن واقعا چرا باید مدیر باشند؟!!!ما مردم قبول میکنیم که گرما باعث خرابی محصولات لبنی شده قبول میکنیم که آفتاب باعث رنگ پریدگی مایع ظرف شویی میشه.رسانه ها هم قبول کنن که این مسائل یا دروغ و شیطنت بعضی افراد یا رقباست.اما یچیز مهمه.مدیر باید مدیر باشه. که اگه باشه مطمئنم این مسائل دروغین باعث نمیشه سهم بازارشو از دست بده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *