مطلبی به قلم دکتر مسعود مشایخی // چندی پیش بخش خرد اشتباهی را در محضر شما عزیزان راه اندازی کردیم و امروز با اولین قسمت در این موضوع در خدمت شما هستم ! هدف ما و حقیر ، قبل از هر چیز در این بخش این هست که قبل از پذیرش و به اشتراک گذاری دانش و خرد اجتماعی که در این شبکه ها رد و بدل میشه ، اشتباهی و یا غیر اشتباهی بودن آن را به بوته نقد ، تفکر و تدبر بگذاریم .
هفته پیش از بسیاری از دوستان خواهش کردم تا نظرشون رو در مورد انتخاب اولویت در بحث و بررسی اعلام کنند و بنا به رای دوستان و صحبت هایی که با اونها داشتیم کمپین “خودرو صفر نخرید ” با بالاترین پیشنهاد انتخاب شد .اول از همه عرض می کنم که با توجه به پراکندگی ابعاد این کمپین می بایستی که جانب اختصار را در مطالب رعایت کنم ؛ پس بحث اصلی را در پاسخ ها و در جواب به مسایل مطروحه سایر دوستان مطرح خواهم کرد ؛ در ادامه ابتدا به واکاوی این کمپین می پردازیم و بعد به بررسی ابعاد بازاریابی آن!
معرفی کمپین خودروی صفر نخرید
کمپین خودرو صفر نخرید ، در شبکه اجتماعی تلگرام متولد شد و هدف اولیه و شالوده وجودیش اعتراض به قیمت خودروهای تولید داخل و کیفیت نازل اونها بود . دوره زمانی که این کمپین به راه افتاد در توازی به امضای برجام و نوید نوسانات مثبت اقتصادی بود . مخاطبین اعتراض شده این کمپین بیشتر ایران خودرو و سایپا بوده و هستند .
حال سوال هایی که در مورد این کمپین مطرح می شود را یک به یک مطرح می نماییم تا بتوانیم دیدگاهی در مورد خرد اشتباهی آن به وجود آوریم (بنده حقیر به هیچ وجه تا به انتهای این نگاشته ، این کمپین را محق و یا اشتباه تلقی نخواهم نمود ، بلکه بحث در مورد دانشی است که به اشتباه در این کمپین رد و بدل می شود )
- چه کسی این کمپین را به راه انداخت ؟
در مورد اینکه چه کسی پشت راه اندازی این کمپین است شایبه های فراوانی مطرح شده است . برخی می گویند این کمپین مردمی است .حقیر بر این اعتقاد نمی باشم که این کمپین از سوی مردم راه اندازی شده باشد .بیشتر می توان گفت که عده ای از مردم به دنبال به راه افتادن این کمپین دنباله رو آن شده اند . از نگاهی می توان این کمپین را به نوعی فرایندی از نوع Publicity دانست که به صورت برنامه ریزی شده توجه رسانه های اجتماعی را به سوی خود جلب نموده است . به منظور بررسی این مهم توجه شما را مجددا به اهداف این کمپین و سمت و سوی اعتراضات آن جلب می کنم ! یکی از محوریت های اصلی این کمپین اعتراض به کیفیت محصولات این دو کارخانه می باشد؛ اگر که این اعتراض خطاب به کیفیت محصولات این کارخانه ها بوده است ، چرا در سال های قبل راه اندازی نشده بود ؟ اگر این اعتراض در محکومیت قیمت محصولات این کارخانه ها راه اندازی شده است ، چرا در بین سال های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ که به یک باره قیمت خودرو در حدود سه برابر شد ، براه نیافتاد ؟ از طرف دیگر چرا این کمچین هیچ گونه اعتراضی به قیمت و کیفیت خودروهای چینی وارد شده به داخل کشور ندارد ؟ همه این موارد به روی هم رفته می توانند این شایبه را که این کمپین به نوعی Publicity است را تقویت نمایند .
- این کمپین چه زمانی به وقوع پیوست ؟
بعد از نهایی شدن برجام و رخ دادن پدیده های انتظاری اقتصادی در جامعه ، کم کم ، جرقه هایی از این کمپین به راه افتاد.حال سوال اینجاست که چرا در این برهه زمانی ؟؟؟ از دیدگاه اقتصادی ، وقوع توافق هسته ای به غیر از اینکه تورم منفی انتظاری را به همراه دارد ، نمی تواند تاثیر کوتاه مدتی به روی بهای تمام شده محصولات تولیدی داشته باشد . نکته دیگر همان سالهای ۹۰ و ۹۱ می باشد که چرا این کمپین در آن زمان راه اندازی نشد ! البته جای تاسف دارد که در آن زمان مدیران این دو کارخانه سه برابر شدن نرخ دلار را دلیل افزایش قیمت این محصولات دانستند ، در حالی که تولیدات خود را ملی می دانستند . اگر این تولیدات ملی بودند ، نمی بایستی که بیش از ضریب افزایش قیمت دلار ، افزایش قیمت را به خود تجربه نمایند . از طرف دیگر ، همه ما می توانیم این صنعت را (خودورسازی ) در فضای اقتصادی پسا تحریم مجسم نماییم . همانگونه که همه شما شاهد آن بودیم ، با توجه به کارشکنی های دولت فرانسه در دوران به وقوع پیوستن توافق هسته ای ، شرکت های خودرو سازی به یکباره متوجه ظرفیت های بزرگ بازار کشورمان شدند و یک به یک وارد مذاکرات با طرفین ایرانی شدند . و نتیجه نهایی به زودی بعد از آن اعلام شد ؛ قراردادهای همکاری ایران خودرو با کارخانه های ولکس واگن و مرسدس بنز ! برخی در این مقال می گویند که این دو شرکت ایران خودرو و سایپا در حال آماده سازی اذهان برای پذیرش محصولات شرکای تجاری جدید خود هستند که تصوری بسیار سفیهانه و پیش پا افتاده است ؛ چه آنکه تصویر ذهنی مخاطبین از یک سو به این دو برند بهینه تر و متناسب تر از خودروسازان فرانسوی است و از طرف دیگر تبعات مالی این فرایند برای این دو کارخانه بسیار هزینه بر و زمان بر می باشد . پس می توان این فضاسازی را صورت پذیرفته توسط دو گروه متصور شد ؛ اول خودروسازان چینی و دو فرصت طلبان آتی و برون مرزی که هنوز به این بازار وارد نشده اند .
- این کمپین از کجا شروع شد و سرمنزل مقصود آن کجاست ؟
به یاد می آورم که تصاویر مربوط به یکی از تصادفات جاده ای که در آن متاسفانه خانواده ای ایرانی فوت کرده بودند به شدت این کمپین و شکل گیری آن را تشدید نمود . در ادامه این خبر ، تصاویر متعدد دلخراشی از تصادفات جاده ای مطرح شد و این کارخانه ها به عنوان قاتلین مردم معرفی و تقطعه شدند! به شخصه از طرفی بی کیفیتی این محصولات را تایید می کنم ولی از طرف دیگر باید مطرح کرد که در این مرگ و میر جاده ای عوامل بسیار دیگری نیز دخیل هستند ! سهم کیفیت جاده ها در این مرگ و میر چیست ؟ یکبار تصاویر این تصادفات دلخراش را در گوشی تلفن همراه خود بررسی کنید ! چند مورد از آنها مربوط به تصادف سرشاخ خودروهای سنگین با خودروی سبکی مانند پراید می باشد ؟؟؟چرا کمپینی برای کیفیت جاده ها راه نیافتاد ؟ چرا هیچکس جاده ها را مسئول مرگ و میر هموطنانمان معرفی ننمود ؟
از طرف دیگر اهداف اصلی این کمپین کاهش قیمت و افزایش کیفیت این محصولات می باشد!اولا همه کسانی که کوچکترین دانش مدیریتی و اقتصادی داشته باشند ، رابطه معکوس این دو را می دانند.از طرف دیگر همه ما می دانیم که فرایند بهبود کیفیت محصولات فرایندی بطعی نیست و زمانبر می باشد. و تنها راه برای تولید کنندگان کاهش قیمت می باشد.حال آنکه همه می دانند که این کارخانه ها مدت زمان زیادی را منتظر تامین قطعات نهایی خود پس از تحریم بودند و از سوی دیگر میزان دپوی بالایی از محصولات را تولید نموده بودند و منتظر تامین این قطعات نهایی بودند. از یک سو با توجه به تولید قبلی این محصولات و انتظار برای تامین این قطعات می توان بیان کرد که به هیچ وجه نمی توان انتظار کاهش قیمت را داشت چه آنکه بهای تمام شده این محصولات معطوف به مواد اولیه تامین شده با ارز حدود ۳۲۰۰ الی ۳۵۰۰ تومانی بوده است و از سوی دیگر خواب سرمایه ای چند ماهه (حدود حداقل ۹ ماه ) را تجربه نموده اند که در شرایط اقتصادی کشور حداقل معادل با ۱۵% می باشد . اینجاست که می توان از نگاهی صحبت های وزیر صنعت و معدن را منطقی ارزیابی نمود.
- چه چیزی بر این کمپین دامن زده است ؟
با راه افتادن این کمپین ، عناصر بسیاری به آن دامن زده اند. به اصطلاحی شاهد موج سواران بسیاری می باشیم که به روی این موج بازار سوار شده اند . یکی از این موارد موج قیاس خودروهای داخلی با خودروهای بین المللی است. همه ما ماهیت مع الفارق بودن این قیاس را می دانیم ؛ زیرا که اگر کشور ما نیز مانند سایر کشورهای فعال در این صنعت از اقتصاد باز بهره می برد ، از یک سو نرخ ارز در آن به این حد افزایش نمی یافت و از سوی دیگر ، کانال های تامین بهینه تری در اختیار بسیاری از سازمان های کشورمان بود و متاسفانه شاهد اثر محدودیت ها به روی تصمیمان خود می باشیم .
یکی دیگر از مواردی که متاسفانه به این کمپین دامن بسیاری زد ؛ خرد اشتباهی بود ! دانشی که در شبکه های اجتماعی به نشر گذاشته می شد . در یکی از پست ها می خواندم که “به گزارش شورای صنفی مصرف کنندگان ” و واقعا خنده در مواجهه با این نگاشته متناسب نبود بلکه اشک مصداق مواجهه با این پست بود که در یک روز آن را در سه گروه از گروه هایی که عضو بودم دیدم! اشک از اینکه چرا ما ندانسته به مسایل دامن می زنیم ؛ سازمان های خیالی ، نقل قول های پوچ و بدون منبع ، تصاویر دلخراش تصادف و قیاس سخره آمیز با خودروهای بین المللی و سیاه نمایی وضعیت تولیدات داخلی در حالی که یک سرچ ساده برای مشاهده تصادف های همتراز با تصاویری که دیده اید کافیست ، اعلام قیمت های انتظاری غیر کارشناسی از سوی برخی ، و بدتر از همه که برایم جالب بود ، انتشار تیزرهای تبلیغاتی برندهای بین المللی و به رخ نمایاندن کیفیت آنها در قیاس با محصولات داخلی است. سروران عزیزم ، از همه شما عذر می خواهم ، ولی ما در حال خیانتی نفهمیده به خودمان ، فرهنگمان و اقتصادمان هستیم !
در نهایت عرض می کنم ، که این نگاشته ها ، انعکاسی از تصورات و ایده های شخصی حقیر می باشد و معطوف به هیچ سازمان و حتی هیچ کدام از اعضای کافه محترم بازاریابی نیست و از سوی دیگر من نه در بدنه این دو شرکت و یا هیچ شرکت خودروسازی نیستم و متاسفانه یا خوشبختانه هیچ گونه سهم یا سهامی را در این دو شرکت دارا نمی باشم ! درود بر همه شما عزیزان .
آقای دکتر مشایخی ممنون . از همه دوستان که موافق یا مخالف و یا تحلیل گر بینا بینی هستند دعوت می کنم تا صحبتهای آقای دکتر مشایخی را به چالش بکشند.
استاد عزیز ، عرض درود و ادب ! حقیقت امر این است که نسخه اولیه ای که در این مورد تدوین نمودم در حدود ۷ صفحه شد و به دلیل اختصار لازم ، قسمت هایی از آن را حذف کردم ! از این رو حقیر نیز بر این عقیده می باشم که مباحث اصلی و کلیدی در مورد این کمپین می بایستی که در قسمت نقطه نظارت اساتید و سروران کافه بازاریابی صورت پذیرد ! در انتظار نقطه نظرات دوستان عزیزم هستم
عالی بود جناب دکتر مشایخی عزیز. هم از نگارش حضرتعالی لذت بردم و هم بر حال خودمان افسوس خوردم! مخصوصاً درمورد عبارت بسیار عمیق و تامل برانگیز “شورای صنفی مصرف کنندگان” !!!
واقعاً نمی دانم سوار بر این موج قرار است به کجا برسیم…
جاوید عزیز ، چرا باید بگوییم که نمی دانیم سوار بر این موج به کجا می خواهیم برسیم ؟ شاید گزینه مناسب سازماندهی بهینه تر چنین کمپینی در ابتدا ، وصول اهداف و بعد پیاده شدن از این موج باشد ! این موج به سنگریزه ای شبیه است که در مردابی انداخته شده . شاید در شعاع یک متری یک موج خفیف باشد اما در شعاع وسیع تر می تواند خانمان برانداز نیز باشد !
خیلی مخلصیم جناب دکتر
بنده در حد و اندازه ای نیستم که خدای ناکرده نظری درتضاد با فرمایشات حضرتعالی داشته باشم. جایی که برند قدرتمندی به نام “دکترمشایخی” حضور داشته باشد بنده فرش قرمز در یک دست و سلام نظامی با دست دیگر آماده خدمتم! عرض بنده هم در راستا و هم جهت با فرمایشات حضرتعالی بود.
ولی استاد بزرگوار: این چند خط نگارش زیبای حضرتعالی در نظر قبلی، کمی رنگ و بوی مشکوک داشت!! یواشکی و درگوشی عرض میکنم، رنگ و بویی از جنس “فرهنگ سازی”… و فکر خام و ناقص بنده در مورد “فرهنگ سازی” بر این باور است :
مواد لازم برای “فرهنگ سازی” همگام با پیشرفت تکنولوژی در کشورعزیزمان:
آب : یک لیوان سرپر
هاون: یک عدد (ترجیحاً یادگار مادربزرگ)
روش تهیه: همگی بلدیم!
زمان : نامحدود…
مجدداً خیلی خیلی ارادتمندیم
یکی دیگر از مسایلی که برای من بسیار تلخ و سخت بود که منجر به راه اندازی بخش خرد اشتباهی شد ، اشتراک چنین نابخردی ای است که به نام خرد اشتباهی در این شبکه ها در حال انتشار است . در همین رابطه با کمپین برخی از نابخردی های اشتباهی را ذیلا لیست می کنم :
۱- شورای صنفی مصرف کنندگان
۲-جمله خنده دار ………. اندکی صبر سحر نزدیک است در ادامه این کمپین ( آخه برادر من ، خواهر من ، کدوم سحر ، چه دولت صبحی ، چه نوید روزی ؟؟؟؟؟؟؟)
۳-اعلام نرخ های جدید قیمت خودرو به منظور تشدید موفقیت این کمپین ( خبرهایی که اعلام می کردند مدیران کارخانه های خودروسازی در حال کاهش قیمت خودروهای خود هستند )
۴- اعلام قیمت های فروش خودروهای ایرانی در عراق و سوریه !!!! آخه الان توی این وضعیت مگه میشه که اصلا به این دو کشور چیزی صادر کرد . اونم از ایران . اونم توی این وضعیت . مستنداتشون جالبه ؛ ویدیویی از یک گل پسری که در یک کشور عربی قیم خودروهای داخلی را از راننده می پرسد .
۵- اعلام خبرهای مربوط به فروش اقساطی و سازمانی این دو کارخانه
دلم به حال این نابخردی ها می سوزد و جامعه ای که شده است مصداق آن کلام آسمانی “افلا تعقلون “؟؟؟؟؟
Neil Postman :
“زندگی در عیش، مردن در خوشی” ؛ “تکنوپولی” و …
چه زیبا گفت پُستمن پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد!
ضمناً جناب دکتر؛ روایات زیادی در باب حق همسایه هم داریم. مخصوصاً تاکید شدیدی بر نظر عنایت شما کاخ نشینان بر ما کوخ نشینان شده است.
نشانی کلبه خراب ما هم بشرح ذیل می باشد:
دو قدم پایین تر
نرسیده به “شهر فرش”
کلبه خرابه ای است
که به امید نظری از بزرگان
لحظه ها را می شمارد
“لحظه هایی که به اندازه پرهای صداقت آبی است”…
جاوید عزیز ؛ به دامنه مطالعات شما قبطه می خورم ! این کتاب یکی از کتابهایی است که دوست داشتم بخوانم ولی متاسفانه کاهلی کرده ام ( نمی گویم وقت نکرده ام )
ضمن تشکر از متن مفید شما، بسیار واضح است که اظهار نظر در این باره بسیار مشکل است چرا که دو عامل پیش برنده این جریان در اظهار نظر کردن هم تاثیر گذار است، به عقیده بنده عدم ایجاد شفافیت موضوع توسط طرفین درگیر در موضوع و همچنین راست بودن برخی از این خردهای اشتباهی سبب دامنه دار شدن موضوع گردیده است و تا زمان شفافیت مطمئنا ادامه خواهد داشت
با سلام و عرض ادب.
ضمن تشکر از تحلیل و اظهار نظر جالب و جذاب شما در این خصوص، بنده اگر چه موافق بسیاری از صحبت های جنابعالی نظیر خرد اشتباهی و سازمان های جعلی و قیمت های غیر کارشناسی مطروحه در پیامها و… بودم اما نسبت به برخی مواردی که ذکر نمودید انتقاداتی دارم که لازم دانستم خدمتتان عرض کنم.
۱- در خصوص اینکه فرمودید چرا کسی از کیفیت پایین جاده ها انتقاد نکرده و نمی کند و چرا جاده ها مسئول مرگ و میر هموطنانمان نیستند باید عرض کنم همین جاده زیرچرخ خودروهای دیگری نیز قرار دارد.چر ا این سوانح دلخراش برای دیگر خودروها به این سبک و سیاق او به این تعداد اتفاق نمی افتد؟لذا بدیهی است نه کیفیت جاده، که کیفیت خودرو نقش اساسی تری در این مقوله دارد.
۲-در خصوص خودرو های چینی فرمودید اگر کمپین مردمی بود چرا به کیفیت خودروهای چینی معترض نبودند؟ در این خصوص باید عرض کنم اگرچه خودروهای چینی نیز کیفیت پایینی دارند اما حداقل حداقل آنچه که برای مردم فراهم می کنند ظاهر نسبتا جدید و زیبای آنهاست.بنده از شما میپرسم از ابتدای خلقت پژو ۴۰۵ و تولید آن در ایران کدام تغییر و به روز رسانی چشمگیر در اتاق این خودرو انجام شده است؟یا پراید،یا سمند نیز به همین ترتیب.نه کیفیت، نه ظاهر،نه ایمنی،نه هیچ چیز دیگر.چینی ها دل مردم را حداقل به ظاهر خوش کرده اند، اما داخلی ها چه؟
۳- فرمودید همه به رابطه معکوس قیمت و کیفیت مستحضرند در حالی که دقیقا برعکس.این دو رابطه مستقیم با هم دارند اما یکی از جنس مثبت است و دیگری جنس منفی.اگر نه همه واقف اند کیفیت بالاتر مستلزم قیمت بیشتر است و قیمت پایین تر کیفیت پایین تر بهمراه دارد.اما سوالی که مهد اعتراض مردم است اینجاست، چرا آن زمانی که که قیمت بالا رفت کیفیت پایین آمد و چرا این دو رابطه عکس با هم گرفتند؟!! آیا این نشانگر آن نیست که این دو شرکت قصد چپاول مردم را داشته و بدون هیچ دلیلی بیش از آنچه که باید از مردم ستانده و می ستانند؟
۴- در خصوص زمان شکل گیری این اعتراضات بنظرم دلیلی که به ذهن بنده می رسد این است که مردم پس از حصول توافق زمینه را برای ورود شرکت های خارجی و افزایش رقابت در صنعت خودرو مناسب دیدند و بدین ترتیب می خواستند زنگ خطری برای دو شرکتخودرو سازی داخلی به صدا درآورند چرا که حرف خود را در این برهه زمانی برنده تر از سابق می دانستند.حال آنکه در سال ۹۰ اگر این کمپین به راه می افتاد خودروسازان دست پیش را داشتند و پس نمی افتادند و از شرایط تحریم برای تحمیل محصولات بی کیفیت استفاده می کردند.
البته انتقادات دیگری نیز مطرح است که به دلیل جلوگیری از اطاله کلام از مطرح کردن آنها صرف نظر می کنم.با تشکر.موفق و موید باشید.
رضای عزیز ! اول از هر چیز از انتقاد به جای شما سپاسگزارم ! در ادامه پاسخ هایی را به انتقادات شما دوست عزیز ارایه می کنم :
۱- در مورد اینکه جاده ها مسئولند …. همه ما می دانیم که در مباحث علمی وقتی رابطه ها را می سنجیم ، دو نوع رابطه داریم ؛ رابطه های علی و رابطه های همبستگی . به نظر حقیر نوع رابطه مرگ و میر جاده ای با کیفیت خودروها ، علی نیست بلکه از نوع همبستگی است و فاکتورهای بسیاری در آن اثر گذار هستند ؛ کیفیت و امنیت خودروها ، فرهنگ رانندگی ، کیفیت جاده ها ، دو بانده بودن بسیاری از جاده ها ،کیفیت خودروها و رانندگی خودروهای سنگین و ….. در نتیجه با نظارت شما موافقم و عناصر بسیاری را در این سوانح دخیل می دانم
۲- در مورد خودروهای چینی و قیاس شما با خودروی ۴۰۵ ؛ بله درست است و بسیاری از خودروهای داخلی یا تغییر نمی کنند و یا اگر تغییر کنند موجبات شادی و شعف ملی را سبب می شوند . ولی این کمپین در اعتراض به کیفیت و قیمت خودروها به راه افتاد و همگان به خوبی می دانند که خودروهای چینی نیز با هر دوی این مسایل دست و پنجه نرم می کنند و از این قاعده مستثنی نیستند .
۳- مورد سوم شما متاسفانه کاملا محق است. بعد از افزایش قیمت خودروها به صورت موازی شاهد افت کیفی محصولات و واردات قطعات خودرهای “به اصلاح ملی ” بودیم که اکثرا از کشور دوست و برادر!!!! چاینای عزیز می آمدند.خود حقیر یکی از تولیدات این دو کارخانه را استفاده می کنم و خودرو را سال گذشته صفر خریدم و متاسفانه بعد از بروز ایراد فنی در سیستم برق ماشین درست یک ماه پس از خرید ، وقتی درخواست دریافت خدمات داشتم با برخوردی روبرو شدم که در انتها به سرپرست خدمات مشتریان شرکت مذبور عرض کردم که فعال بازاریابی هستم و در صورت عدم رسیدگی ، خودروی خود را در حضور خیل عظیمی از خبرنگارانی که دعوت خواهم کرد جلوی درب کارخانه آتش خواهم کشید !!! و در نهایت این مساله باعث دریافت خدماتی شد که از ابتدا از کیفیت پایین قطعات ریشه داشت .
۴- در مورد چهارم هم باید عرض بکنم که ما ایرانی ها از اعتقاد بنده فرصت سوز هستیم ! یک فضای به اصلاح خودم ” در داخل پر قو بزرگ شدنی ” برای خودروسازی داخلی بعد از انقلاب مهیا شد که قرار بود از این دو کارخانه رقبایی در حد و قواره رقبای بین المللی بسازد ولی ما به نظرم با کودکی رشد نیافته روبروییم که آمادگی روی پای خود ایستادن را نیز ندارد . و این یعنی فرصت سوزی مطلق !!!!
بی نهایت از انتقادات به جا و سازنده شما سپاسگزارم !
آخرین بازی اینچنینی را من سر جریان حج عمره می دانم. البته که نظر شخصی است و نه توهین به شعور احاد مردم ملی گرای وطن پرست. وقتی چنین موج هایی راه میفتد ته ذهنم چیزی قلقلک می دهد که عجب پس هستن کسانی که از این آب گل الود ماهی های خوش گوشتی بگیرند و ضیافت ها برپا کنند. کسانی که بر خلقیات ما خوب اشراف دارند و بازی را خوب بلدند. چاشنی خوش رنگ و لعابی از حقیقت را به پدیده موهومی که رنگ بوی واقعیت دارد می زنند و در راستای درد و رنج فروخورده و سرکوب شده مردم رها می کنند در جامعه. واقعیت ظاهریش به دل دردمند مردم می نشیدند و داغشان را تازه می کند و قلابشان میفتد. و دیگر این گلوله کوچک بهمنی می شود عظیم. و کسی به پوچ بودن درونش کار ندارد. مهم این است که این بهمن در مسیرش ویرانی هایی به بار می آورد و سدهایی را می شکند که راه را برای رسیدنافرادی خاص به اهدافشان باز می کند.
خیلی خوشخالم که افرادی بالغ در جامعه بازاریابی بدون هیچ گونه بی اخترامی دیدگاههای مخاف خک را ارایه می کنن و دست خواننده را در پذیرش آن باز می گذارند
در مورد اینکه فرمودید چرا در سال های ۹۰ و ۹۱ این کمپین راه نیافتاد باید بگویم که شرایط امروز با آن سالها بسیار متفاوت است. در سه ماهه دوم سال ۹۰ موج افزایش قیمت ها راه افتاد و شما قیمت هر چیزی را که بتوانید فکرش را بکنید یه یک باره چند برابر شد و اگر قرار بود کمپینی به راه بیافتد باید برای مواد اولیه مصرفی می افتاد. در ان روزها که شب به خواب می رفتییم و صبح بیدار می شدیم قیمت افزایش یافته بود. شک افزابش قیمت در ان روزها ان چنان زیاد بود که مردم افزایش قیمت خود رو به یادشان هم نمی افتاد و در برابر دیگر مواد و محصولات مصرفی زیاد هم مهم نبود. و مورد دیگر برای چه در سالهای قبل این کمپین به راه نیافتاد این است که در سالهای قبل سابقه افزایش چند برابری قیمت خودرو را نداشتیم.
و در مورد خودروهای چینی که گفتید چرا بر علیه ان کمپین به راه نمی اندازن چون خودروهای چینی در بازار تقریبا رقابتی به سر می برند و متناسب با پول و کیفیت، در بازار عرضه می شوند و افراد ازادی عمل در انتخاب محصول چینی دارند و اگر کسی نخواهد خودرو چینی بخرد این خودروها از بازار جمع می شود بدون انکه کسی بخواهد تحلیل کند مثل الان که هر روز در سایت ها روزنامه ها تلوزیون دغدغه شده است که چرا مردم خودرو ساخت داخل را نمی خردند.
در مورد تورم منفی انتظاری که فرمودید اگر در کشور ما نیز به استادان و دانشمندان علمی بها داده شود و از علم ان استفاده شود به احتمال زیاد قابل کنترل خواهد بود هم چنین که اگر در سال های گذشته از نظر استادان گرامی استفاده می شد شاید وضعیتی بهتر از امروز داشتیم.
در مورد تصاویری که گفتید این تصاویر قبلا نیز در رسانه های اجتماعی وجود داشت و می توان گفت که در کمپین اثری شدید تر از خود بر جای گذاشته و اینکه این تصاویر از قبل در ذهن مردم جایگاه خود را داشتند و در ضمن علاوه بر تصاویر خیلی از افراد این تصادفات دل خراش را به چشم خود دیدده بوده اند. مورد دیگری که وجود دارد دلیل اصلی این کمپین تصادفات خودرو نمی باشد بلکه در اعتراض به قیمت ها در مقایسه با کیفیت خودرو می باشد بله قبلا هم این تصادفات رخ می دادند ولی با پراید ۷ میلیون تومانی با کیفیت تر از پراید ۲۰ میلیون تومانی بی کیفیت.
حال من یک سوال دارم ایا ما که می گوییم دلیل تصادفات به غیر از اتومبیل ها عوامل متعدد دیگری نیز دخیل هستند، برای کاهش این عوامل چه اقدامی صورت گرفته است؟ ایا کاهشی صورت گرفته است؟
در این بحث واقعا نمی توان مقصر اصلی را مردم دانست چرا که به گفته خودتان با هر سازی که خودروسازی ایران نواخته مردم نیز حرکات موزون را انجام داده اند.
البته من جنبه های منفی نقد شما را مورد نظر داشتم چرا که در موارد مثبت فکر کنم با هم تفاهم داشته باشیم.
فرزاد عزیز ، درود ؛ خوشحالم که در موارد بسیاری هم رای هستیم .د مورد سال های ۹۰ و ۹۱ گفته شما کاملا درست است ولی دامنه تاثیرات تغییر قیمت خودرو و میزان بودجه قابل تصرف مردم اگر در کنار یکدیگر بررسی شوند ، می بینیم که درست است که قیمت خودرو با همان ضریب افزایشی بسیاری از کالاها افزایش قیمت پیدا کرد اما دامنه تاثیرات آن گسترده تر بود .
در مورد کمپین های دیگری نیز که فرمودید ، به نظر من کمپین های مردمی و جنبش های رسانه ای در بیدارسازی مسئولین و افزایش اولویت ها مهم در دستور کار دولتی اثرگذار می باشند. از این رو اگر کمپینی با جوانب درایت ، تفکر و تدبر و برنامه ریزی شده با مسیر اپوزیسیونی مشخص شکل گیرد می تواند به اهداف بهینه ای دست یابد.
سلام خدمت اقای دکتر مشایخی و اهالی محترم کافه
روزی روزگاری یک شرکت تولیدکننده ی خودرو در یک کشور در حال توسعه، نخستین خودرو خود را به امریکا صادر کرد . امریکایی ها به ان خودرو لقب “زیر سیگاری ۴ چرخ” را دادند تا ان روز شرکت فقط محصولات بنجل تولید می کرد که کپی برداری ضعیف از محصولات با کیفیت ساخت کشورهای ثروتمندتر بود . نتیجه این بود که محصول با شکست روبرو شد و صادرکننده چاره ای جز خارج کردن این محصول از بازار امریکا را نداشت.
این فاجعه یک بحث جدی بین شهروندان کشور تولیدکننده بوجود اورد، بسیاری معتقد بودند که شرکت باید به فعالیت اولیه اش که تولید ماشین الات ساده نساجی بود بچسبد . اگر کشور بعد از ۲۵سال تلاش هنوز نمی توانست خودروی خوبی بسازد پس اینده ای برای این کار وجود داشت . دولت برای موفقیت هر فرصتی راه برای موفق شدن این تولیدکننده فراهم کرده بود ( دیواره بلند تعرفه، کنترل سخت گیرانه سرمایه گذاری خارجی در صنعت خوروسازی، خارج کردن رقبای بزرگ از بازار، نجات شرکت از ورشکستگی از محل بودجه عمومی و …)
منتقدان معتقد بودند باید دوباره رقبای خارجی وارد بازار شوند و از مالیات معاف شوند و …
عده ای هم می گفتند هیچ کشوری بدون ایجاد صنایع مهم مثل خودروسازی به جایی نمی رسد و می گفتند زمان بیشتری را در اختیار این خودروساز قرار دهیم تا خوروهای موفق تولید کند .
اگر فرض کنیم ان کشور ایران و ان تولیدکننده ، یکی از ۲ شرکت ایران خورو یا سایپا بودند شما جزو کدام دسته قرار می گیرید ؟
سلام به جناب مشایخی عزیز
خیلی از سوالاتی که در ذهن داشتم را برایم حل کردید . من فقط دوست دارم اتفاقات اطرافم را نام گذاری کنم بعد از کمپین که شما به اون اشاره کردید کارنوالی از جک سواران ( جک خودرو چینی که ۲ سالیست وارد کشور شده و قبل از کمپین خودرو صفر فروش بسیار پایینی داشته ) به راه افتاد و جالب اینجا بود که این ماشین دقیقا مشکلات فنی بسیار بالایی داشت از جمله سیستم ترمز ، و نظر شخصی من این است که کمپین خودرو در ایران به نفع شرکت هایی شد که ماشین های چینی وارد یا مونتاژ می کردند به قولی جک سازان .
با تشکر
جناب جاوید عزیز تشکر
به شما تبریک می گویم نگارش شما عالی است چند روزی است دفترچه سبز رنگی برداشته ام و تمام پستهای شمارا در آن دفتر می نویسم تا شاید نگارش خودم را بهتر کنم البته منظورم کپی برداری نیست در کتاب کلمات جادویی نیکلاس تد خواندم برای اینکه بتوانیم نگارش خوبی داشته باشیم باید کسانی این مهارت را به خوبی می دانند را شناسایی کنیم و تمام متنهایشان را رو نویسی کنیم که این کار کمک به بهبود در نگارش می کند .
مانا باشید استاد عزیز
جناب باباخانی عزیز
بسیار ممنونم از این اظهارلطف شما هرچند بسیارمبالغه آمیز است!
بنده همانطورکه بارها هم عرض کردم در بهترین حالت، نهایتاً لقب “دانش آموز” را بالاترین برچسب اجتماعی برای خود می دانم و بس. ضمن اینکه خواهشمندم بیش از این بنده را خجالت زده نفرمایید، از اینکه مشق خط این حقیر در کافه نظر حضرتعالی را جلب کرده به خود می بالم.
در مورد خودروی Jac اظهارات حضرتعالی برایم خیلی جالب توجه بود.
بنده تاکنون بر اساس اطلاعات اندکی که داشتم اینطور متصور بودم که این برند جزء بالاترین خودروهای وارداتی از چین به کشورمان می باشد. مخصوصا در مورد مدل S5 این خودروساز که در تبلیغات آن از نام بزرگانی مثل بوش و بورگ واگنر و امثالهم برای ساخت قطعات نام برده شده است!
بهرحال اگر واقعیت این است که فرمودید، به نظربنده باید بیش از پیش برای برند سابقاً محبوب “کرمان موتور” افسوس خورد. خودروسازی که بعد از خداحافظی دوو از کشورمان و توقف خط دو مدل هیوندای ورنا و آوانته، شیب نزولی عجیب و مشکوکی را در انتخاب شرکای تجاری خود طی می نماید!
باسلام و عرشض ادب
خواهش میکنم به سرهم بندی و در واقع دمونتاژ خودروهای ایرانی دیگر بعد از ۳۸ سال که نتوانستیم( این کلمه را دوباره تکرار میکنم) نتوانستیم چون ۳۸ سال برای آزمون و خطا کردن با جیب دیگران باز هم کافی نبوده پس قاطعانه باید گفت در کشور عزیزمان ایران ما تواتایی تولید خودرو نداریم این مبحث بسیار ساده است مزیت نسبی پس اجازه دهیم تولید این کالا در جای دیگر انجام پذیرد و از این دور باطل خارج شویم و بدنبال چیزی که شاید بتوانیم در آن پیشرفتی داشته باشیم تلاش نماییم ایرانی توانایی تولید خودرو را ندارد با چنئد ده بیراهه روی دوباره بفکر ساخت دوچرخه نباشیم