خلاقیت ما ایرانی ها در برون رفت از بحران مثال زدنیه!! مثلا شنیدم که در دستگاه های تحویل کالا آب پیدا شده و وقتی تحقیق کردن متوجه شدن عده ای جوان نخبه ایرانی سکه های یخی درست می کردند و از دستگاه کالا می گرفتند.
ما به راحتی هر مشکلی رو دور می زنیم بدون مواجه شدن با اصل قضیه. وقتی قرار هست قیمت مواد اولیه افزایش پیدا کنه اما منع قانونی برای افزایش نرخ کالا وجود داره، به سادگی از حجم کالا کم می کنیم. مثل پنیر که وقتی اون رو باز می کنیم تا نصفه خالیه. شاید برخی از اقلام مثل لبنیات به دلیل نظارت ها و خط قرمز های قیمت گذاری منطقی به نظر برسه و حق را به تولید کننده بدیم اما کالاهای غیر ضروری نیز اقدام مشابه انجام داده اند. کیک تی تاپی را بازکردم و بدون اغراق اندازه کیک نصف بسته بندی بود. چه لزومی دارد بسته بندی های غول آسا برای ذره ای کالا استفاده شود؟ تقلب یا کلاه گذاشتن بر سر مشتری زبان بسته به ذهن شما نمی رسد؟
چیپس ها که حکایت عجیبی پیدا کرده اند. درب آن ها را که باز میکنی نا امید می شوی، می دانی خوشی دوام چندانی ندارد و به زودی به آخر خواهد رسید. لطیفه های آن نیز نقل محافل است، این که فکر می کردیم هوا رایگان است تاوقتی چیپس خریدم یا این یکی که در جایی گرفتار شده بودیم و اکسیژن رو به اتمام بود تا اینکه چیپسی را باز کردم و تا چند ساعت اکسیژن تامین شد.

.
پاورقی: به نظر شما صداقت بین تولید کننده و مصرف کننده زیر سوال نرفته؟ این کار حکم تقلب ندارد؟ اضافه خواهی و سود جویی را تداعی نمی کند؟
.
خانم چاوشی ممنون مطلب خوبی بود.
دوستان اگر امکان دارد در این پست شرکتهای با وجدان که از این کارها را نمی کنند معرفی کنید. ممنون
با سلام و احترام
خانم چاوشی من احساس میکنم این موضوع به اصطلاح کم فروشی دیگه خیلی عادی شده برای افراد جامعه و همه به ناچار این رو پذیرفتند و حتی می تونم بگم که عادی شده و دیگه از دیدن این صحنه ها بعد از باز کردن خریدهامون متعجب نمیشیم و حتی ممکنه انتظار همچین چیزهایی رو داشته باشیم و اگه مشاهده کنیم که کالایی با کیفیت بهمون عرضه میشه و کمیتش هم تغییری نکرده نتونیم باور کنیم که واقعا همه چی خوبه …
اینجا دو تا بحث وجود داره : یکی کم فروشی یکی گران فروشی
ما در کشوری اسلامی زندگی می کنیم و در کتاب مقدسمان قرآن و احادیث در مورد این موضوع و کلا موضوعات اقتصادی توصیه های بسیاری کرده است، مثلا در سوره مطفقین که به نام سوره کم فروشی هم معروف شده به صراحت گفته شده:
«بسم الله الرحمن الرحیم . ویل للمطففین الذین اذا اکتالوا علی الناس یستوفون . و اذا کالو هم او وزنو هم یخسرون . الا یظن اولئک انهم مبعوثون . لیوم عظیم . یوم یقوم الناس لرب العالمین.»
در مورد گران فروشی بحث فرق دارد. هر کسی حق دارد مال خود را به قیمتی که راضی است بفروشد. که در دنیای امروزه با توجه به تغییرات تکنولوژی و بازارهای بین المللی و استفاده شرکت ها ا زمنابع دولتی، مسلما دخل و تصرفی در قیمت گذاری وجود دارد و تخطی از قوانین جایز نیست، پس تولید کننده با توجه به ضوابطی برای محصول اش قیمت تعیین می کند، اما
در جایی که محصول گران تر از قیمت درج شده به فروش برسد مشکل قانونی وجود دارد.
اما در مورد اینکه حجم کالاها گول زنک هستند یا شیری که می خریم نصف آن آب است و …، از دید من این مشکل تولید کننده نیست، این هم مثل مسئله قیمت گذاری با توجه به ضوابطی تعیین می شود و به همین خاطر است که در تمامی چیپس ها اکسیژن است، یا قطر شیشه های آب لیمو ضخیم تر می شود (دیگر لبریز هم نیستند!) یا در کرم زیر بیسکوئیت ها، صرفه جویی می شود و …
همه چیز تقصیر تولید کننده نیست، انتظار جامعه و دید مردم، آنها را مجبووووووووووووووور می کند. مجبوووووووووووووووووور
ممنون جناب دکتر، لطف دارین.
خدمت سرکار خانم منصوری سلام
هدف از این نوشته ها نپذیرفتن جو نا عادلانه حاکم هست. تلنگری برای بیداری.امیدواریم رشد و تغییر را ببینیم.
سلام و خسته نباشید
ممنون از مطلبی که قرار دادید .
برای درک بهتر صحبت هایم با یک داستان شروع می کنم.
رئیس مرئوس!
مدتی بود در یک شرکت مشغول کار بودم . زیردستان بر روی رئیس نفوذ زیادی داشتند.
آنقدر این رئیس مطیع کارکنانش بود که وقتی برای مصاحبه وارد اتاق مدیر منابع انسانی شرکت شدم. احساس کردم مدیر یک مراجعه کننده مانند من است، تا زمانی که مدیر منابع انسانی او را به من معرفی کرد. این کارمندان بودند که برای مدیر تصمیم می گرفتند از آبدارچی گرفته تا مدیران بالا دستی ، احساس می کردم آنجا همه مدیرند و فقط یک کارمند جز وجود دارد.
داستان ما با شرکت های اطرافمان اینگونه است مشتریان مرئوسند و کمپانی ها رئیس ، عادت کرده ایم هرچیزی به خوردمان دادند بخوریم .
من معتقد به این هستم که مشتریان هستند که کیفیت و ارزش کالا را مشخص می کنند. ولی متاسفانه برعکس است این کمپانی ها هستند که ارزش مشتریان را مشخص می کنند.
نکته آخر انتقادی است از جامعه بازاریابی ، به قول استاد محمدیان “بازاریابی برای بالا بردن سطح استاندارد زندگی انسانهاست” ولی تنها چیزی که در حال حاضر مشاهده می شود عکس این مطلب است
با احترام
سلام دوستان. این ماجرای کم فروشی و مثال هوای داخل چیپس ها منو یاد یک تکنینک انداخت. یکی از شیوه های بقا در شرایطی که هزینه ها بالا رفته و کالا هم به قیمت حساس است کوچک کردن اندازه بسته بندی ها به درصدی بسیار ناچیزاست که از آستانه تشخیص بصری مشتری کمتر باشد. اصلا و تحت هیچ شرایطی نباید به بهانه ثابت ماندن قیمت، بسته را بصورت محسوس کوچک کرد. اما چیپس ها و امثالهم انگارجایگاهشان را خیلی ممتاز تصور کرده اند که اینطور غیر حرفه ای کم فروشی میکنند و لطمات فراوانی به تصویر برند خود میزنند.
سلام خانم زرگران
هرکس باید کالای خود را به قیمت منصفانه بفروشد نه قیمتی که دوست دارد، رفتار بر اساس تمایلات نفسی بیراهه رفتن است. اجبار توجیه کننده هر رفتاری نیست ضمن آنکه چه اجباری در ایجاد اغراق در حجم کالاهای غیر ضروری مثل چیپس و کیک است؟
مصرف کننده ای که به تهیه چنین محصولاتی مبادرت می ورزد آن را با کالاهای اساسی مقایسه نمی کند تا برای قیمت آن حساسیت زیادی نشان دهد. نکته دیگر قیمت تمام شده چنین محصولاتی است که نباید با فروش آن با احتساب هزینه های سربار فاصله زیادی داشته باشد.
با سلام
اینکه بسیاری از تولیدکننده های ایرانی مشتری را …. فرض می کنند تقصیر بر گردن مصرف کننده هم هست. البته دلایل بسیاری برای این رفتار وجود دارد که می توان یکی از مهمترین دلایل آن را حضور نداشتن رقبای خارجی در بازار ایران دانست که اگه تو بازار ایران کالاهای خارجی مشابه وجود داشتند کمترتولید کننده ای جرات می کرد کالاهای اینچنینی به مشتریان تحویل دهد.
چند روز پیش از سوپر مارکت نزدیک محل کارم یکی از محصولات شرکت آرمیتا روخریدم که تا 5 روز دیگه تاریخ داشت .(البته بماند که صحنه ی کپک زدن یکی دیگه از محصولاتش منو متعجب کرد و با کمی دقت دیدم که تاریخش گذشته و به همین دلیل کلی یخچال رو زیر و رو کردم تا یه تاریخدارش رو پیدا کنم و فروشنده هم عصبانی از اینکه دارم یخچالش رو به هم می ریزم به من زل زده بود)مقداری از محصولش را که خوردم سیر شدم و بقیه رو گذاشتم درون یک پلاستیک داخل یخچال تا فردا آن رو بخورم اما با کمال تعجب فردا که درش رو باز کردم دیدم محتویات داخلش سفید (کپک زده) شده و قابل خوردن نیست .(در عکس می توانید این صحنه رو ببینید)
برای شرکت آرمیتا خیلی متاسفم که چنین محصولی بیرون میده و ازشون می خوام که این مشکلشون رو تا براشون دردسرساز نشده حل کنند البته اینو بگم که من طرافدار محصولاتشون هستم ولی دیگه نمی خرم و به کسی هم پیشنهاد نمی کنم که بخره
گمان کنم که آرمیتا در حال برندینگ است، و این واقعیت و امثالهم، آتشیست بر مبالغی که این شرکت برای برند کردن “آرمیتا” صرف کرده است.
در مورد این محصول آرمیتا اطلاعات کاملی ندارم اما به لحاظ شغل فعلی خودم که مرتبط با غذاهای آماده و منجمد هست باید بگم که ممکنه این محصول توی شرایط خوبی نگهداری نشده باشه. ضمن اینکه در مورد محصولاتی که در تولیدشون از مواد نگهدارنده استفاده نمیشه (که این یه مزیت محسوب میشه) این موارد ممکنه دیده بشه. لازمه ی استفاده از غذاهای آماده اینه که نسبت به دو موضوع مطمئن باشیم:
اول به سیستم حمل و نقل اون برند که محصولات رو سالم به فروشگاه تحویل بده و دوم، فروشگاه که بتونه در شرایط خوبی این کالا رو تا لحظه فروش نگهداری کنه.
آیا از نگاه شما دو مشکل ذکر شده ، مسئولیتی را متوجه خریدار می کند ؟
برای حل هر دوی این موضوعی که شما به ان پرداختید از نظر من باید خود کارخانه نظارت بیشتری را در بحث پخش داشته باشد تا مشکلاتی اینچنینی به وجود نیاید .
قطعا همینطوره، حق با شماست.
شاید تنها کاری که ما بعنوان مصرف کننده بتونیم انجام بدیم خریداری برندهای معتبر باشه.
با سلام
اولا بايد بگم كم فروشي و گران فروشي با هم متفاوتند
يه محصول ميتونه گرون باشه ولي كيفيت خوبي داشته باشه و به قول معروف ما همون قد كه پول داديم اش خورديم بابتش و اين هيچ بحثي درش نيست و وقتي شما به محصول اعتماد داريد و ميدونيد كه براي توليدش واقعا تلاش كرده توليدكننده بهش احترام ميزاريد.
بحث كم فروشي به نظرم يعني توهين محض به مشتري، يعني اينكه توليد كننده مشتري رو چيز ديگري غير از يك موجود داراي شعور فرض ميكنه و از اين قضيه سو استفاده ميكنه و محصول رو ميفروشه، به نظرم اين زرنگي نيست توايد كننده نيست بلكه سادگي و بي توجهي مردم رو ميرسونه،
اگه مردم اعتراض كنن و محصول رو بايكوت كنن و نخرن توليد كننده به خودش مياد و فك نمكنه كه زرنگه.
اين صحبتي كه شما فرموديد علاوه بر تقلب ، توهين به مشتري هم هست
دليل ديگه اي كه ميتونم بيارم از ديد جامعه شناختي هستش و اينه كه اين قضيه يه جور انحراف اجتماعيه و انحراف اجتماعي رابطه مستقيم با فقر داره،
فقر هم ميدونيد انواع مختلف داره كه يكي از انواعش فقر فرهنگيه، به نظرم فقر فرهنگي مردم اسباب اين انحراف اجتماعي رو بوجود اورده
بیسوادی و کمسوادی، ناآگاهی از قانون، تعدد و تنوع فرهنگ هاي توي كشور، تعارضات فكري توي جامعه باعث همچين اتفاقاتي ميشه.
با تشكر
سلام
ممنونم از خانم چاوشی برای مطرح کردن این بحث. راستش یکم نظر دادن در مورد این قضیه سخته. ما به عنوان خریدار فقط این طرف قضیه رو میبینیم و کاملا درست هم میبینیم و حرف و اعتراضمون هم بجاست. از طرف دیگه وقتی پای صحبت تولید کننده ها میشینیم میبینیم اونا هم با اینکه نباید اینکار رو بکنن یه جورایی چاره دیگه ای ندارند. بارها شده در خلال صحبت با تولید کننده لبنیات، مواد غذایی و … نشستیم طرف گفته آخه چرا باید جنس اینطوری دست مشتری بدم. مگه اون اول که شروع به تولید کردم نصفه یا ناقص تولید میکردم. بعدشم کلی از محدودیتهایی که براشون اعمال میشه و از طرف دیگه هم دلار و گرون شدن مواد اولیه و غیره میگن. آدم دیگه نمیتونه به اونها اعتراض کنه.
یه مبحثی این وسط هست که مربوط میشه به دوستانی که مستقیم و غیر مستقیم بر صنایع اثر میگذارن. ببینید در همه جای دنبا یه زمانی به این مشکلات برخورد کردن. اروپا در زمان جنگ جهانی داشت از لحاظ تولید نابود می شد. اما بجای محدود کردن و سنگ انداختن همه عزمشون رو برای برطرف کردن مشکل جزم کردن. حتی یه زمانی اندازه کالاها به یک چهارم رسید و قیمت با کلی بدبختی روی 4 برابر نگه داشته شد. اما چون همه باهم برای درست شدن قضیه تلاش میکردن و هدف داشتن میدونستن که اگر گرونی هست یا کم شدن کالا یا هر موضوع دیگه یه اجباری این وسط، خارج از دست هر آدمی توی مملکن خودشونه، چون تک تکشون هرچی داشتن گذاشته بودن وسط. اما اینجا قضیه فرق داره و تولید کننده و مصرف کننده به اجبار هرکدوم مجبورن سنگ خودشو به سینه بزنه.
سلام و سپاس از طرح این موضوع
گمان کنم منع قانونی برای افزایش قیمت هم داشته باشند خیلی از شرکت ها در این حوزه
البته مطمئن نیستم
با سلامو خسته نباشید .مطالب جالب شما همیشه نکات جالبی در لفافه ای از خنده به مخاطب یاد میده من یه عالمه از شما سپاس گذارم . به عنوان مشتری پرو پاقرص بیوگلز ( محصول شرکت دینا تحت لیسانس جنرال میلز و قطعا از لحاظ قیمتی و تولیدی مشکلات تولید کننده داخلی را ندارد ) باید بگم واقعا با انصاف است وحتی در بسته بندی اخیرش بسته بندی بزرگتر شده و محتوایش خوب و منصفانه است اما در مقابلش اسنک یامی (محصولی وطنی ) سبکتره به قدری که میتوانم به جرات بگویم وقتی پاکتو تکان میدهی میتوان تعداد قطعاتو حدس زد و هم گرانتره البته این شرکت که با سرمایه خصوصی فعالیت میکنه جزو اتحادیه اسنک اروپا هم هست وکلی هم تنوع داره در نوع اسنکهایش اما ای دل غافل از دسته مقایسه بین حجم محصول داخل پاکت با قیمت که به نظر من در خصوص این گونه کالاهای مصرفی غیر ضروری خیلی به چشم میخوره اما از طرفی هم با دیگر نظرات دیگر دوستان کافه ای در خصوص مشکلات تولید کننده داخلی واقعا موافقم به عنوان یک مشتری که واقعا در این خصوص زیاد بین محصولات این چنینی جست وجو میکنم واقعا بدون هیچ تصور علمی درین خصوص این موضوع رابا تمام وجود لمس کرده ام ….
سلام
جناب عزیزی محصولاتی مانند چیپس افزایش قیمت داشته اند. افزایشی کهدر نگاه اول غیر قابل باور بود.
سلام
نکته این جا است که آیا راه سومی برای محدود کردن مشکلات وجود دارد یا خیر. دست ما از اقدامات کلان کوتاه است. تلاش بیشترو خلاقیت شاید کمی از مشکلات را حل کند.
با سلام خدمت سرکار تیموری
از شما به خاطر دنبال کردن مباحث تشکر می کنم.
سلام آقای زمانی
به دلیل بی تفاوتی ما نسبت به مشکلات روز به روز بر وسعت اونها افزوده می شه. اگه نسبت به مشکلات حساس تر باشیم و البته نه فقط مشکلات خودمان بلکه مشکلات تک تک افراد جامعه خیلی زودتر به جامعه آرمانی خواهیم رسید. چون مشکل فرد دیگر ممکنه دیر یا زود مشکل خود ما بشه.اتحاد رمز موفقیت فراموش شده ما هست.
جناب آقای فیروزمسولیت خریدار سکوت نکردن در برابر بی عدالتی است. حق گرفتنی است.هیچ کس حق شما را به شما نخواهد داد مگر آن که آن را طلب کنید. چرا یک شرکت باید به خودی خود منافعش را زیر پا بگذارد حال آنکه کسی اعتراضی به عملکرد وی ندار؟
سلام
با نظر سرکار تیموری در مورد بیوگلز کاملا موافقم. قیمت بیوگلز نسبت به خوراکی های هم گروه خود مانند چیپس کمی گران تر است اما حجم آن کاملا مشتری را راضی می کند. اگر شرکت های ایرانی چی توز و مزمز امکان افزایش قیمت را دارند و به جای افزایش قیمت از حجم کالا می کاهند استراتژی غلطی را در پیش گرفته اند.چنین برند هاییمشتریان وفاداری دارند که صد در صد شرایط آن ها را در افزایش قیمت ها درک خواهند کرد.اما با راهکار کم کردن حجم محصول در بسته بندی های قبلی در مشتری حس بدی را به وجود می آورند و مشتریان وفادار خود را از دست خواهند داد.
از همه نویسندگان کافه که پاسخگوی مطالب مخاطبان خود هستند تشکر می کنم
به نظر من در زمینه لواشک های پذیرایی شرکت های نامیک و گلین جز شرکت های باوجدان می باشند که حجم محصول و بسته بندی آنها با هم همخوانی دارد.البته برند گلین به نسبت سایر برندهای فعال در این صنعت محصولات گرانتری را عرضه می کند.