داستانی که آدم را یاد “کفش ملی” می اندازد // مک دونالد و موقعیت یابی مناسب رستوران هایش

مطلبی به قلم عباس احمدی: در سال 1974 از ری کراک (موسس رستورانهای زنجیره ای مک دونالد) درخواست شد برای دانشجویان دوره کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی، دانشگاه تگزاس سخنرانی کند. پس از یک صحبت قوی و الهام بخش، کلاس تمام شد و دانشجویان از ری کراک دعوت کردند تا با آنها در زمان استراحت چایی صرف کند. در این زمان ری از آنها می پرسد:

به نظر شما کسب و کار من چیست؟

ری کراک با خنده دانشجویان مواجه می شود و کسی پاسخی نمی دهد. سرانجام دانشجویی پاسخ می دهد که در این دنیای بزرگ همه می دانند که حرفه تو همبرگر سازی است؟ و ری کراک پاسخ می دهد که می دانستم این جواب رو می دهید. سپس می گوید که حرفه من همبرگرسازی نیست، بلکه کار اصلی من مستغلات (املاک و مستغلات) است. آنچه که او هیچگاه از آن غافل نبوده است، موقعیت و مکان هر کدام از رستورانهای عرضه همبرگر بوده است. امروزه مک دونالد، بهترین چهارراه ها و با ارزش ترین حاشیه های خیابانها کل دنیا به خود اختصاص داده است.

پاورقی (مجتبی محمدیان)

 این داستان من را یاد کفش ملی می اندازد که بهرتین فروشگاههای شهر در میادین و چهارراه ها را زمانی به دست گرفته بود.


12 thoughts on “داستانی که آدم را یاد “کفش ملی” می اندازد // مک دونالد و موقعیت یابی مناسب رستوران هایش”

  1. الان وضعيت ” بانك شهر” هم همينطور شده ، در شيراز كه تقريبا بهترين و شلوغ ترين مكان ها رو به خود اختصاص داده . هم موقعيت مكاني و هم از نظر تبليغاتش ( بيلبوردها).
    كفش ملي هنوز هم 3-4 شعبه معدودي رو كه داره در شلوغ ترين چهارراه شيرازه اماااااا خوب فروشگاه هاي اون ديگه رونق قبلي رو نداره. اما مكدونالد با وجود رقباي بسياري مانند برگركينگ و… كه دارد هم چنان موقعيت خود رو حفظ كرده. پس چيزي غير از مكان يابي در اينجا مهم است.

  2. آقای محمدیان سلام
    بسیار ممنونم که مطلبم رو گذاشتید و نامی از من ننوشته اید.
    در مورد مطلب خانم توانا باید بگویم که کفش ملی از شرکتهای زیر مجموعه بانک ملی است و نه اینکه یک شرکت دولتی است بنابراین نمی تواند در مقابل رقبای خصوصی، خودی نشان دهد.
    خوب برسیم به بانکها. قعطا بانک ها می توانند در کل میادن، چهارراه ها و محلهای مهم هر شهری شعبه بزنند زیرا که توانایی مالی رو هم برای خرید و هم رهن و اجاره دارا هستند.
    با این موضوع، من به یاد داستان دو گدا و بازاریابی می افتم و می توانم تصور کنم که ری کراک ( همبرگر و املاک) چطور تونسته در دنیا خودش رو مطرح کنه.

  3. در جواب آقای عباس احمدی
    باید این نکته را ذکر کرد که کفش ملی روزی (در زمان شاه) پوتین ارتش شوروی سابق راتامین می کرد وبراساس این مطلب سوددهی خیلی بالای داشت ومی توانست مرقوبتریتن مغازه ها رابخرد نه با پول بانک ملی وهم اکنون به پارکینگ شرکت سایپا شده است.

    1. آقای محمد حسین ولی بیگی سلام
      بسیار ممنونم از جوابیه شما.
      نوشته اید” سوددهی خیلی بالای داشت ومی توانست مرقوبتریتن مغازه ها رابخرد”. خوب چرا نخریده؟
      مثلی رو داریم ” جوجه رو آخر پاییز می شمارند”. الان هم آخر پاییز شده و خبری از کفش ملی اون زمان نیست اما
      مک دونالد داره بیشتر از پیش پیشرفت میکنه. چرا؟
      سوال:
      با وجود هزینه های بسیار ارزان، امکانات کافی، مکان های بسیار، تجهیزات، دانش فنی، دانشگاههای مطرح در سطح دنیا، اساتید معتبر و سرمایه گذاران بسیار توانگر و سرمایه دار، چرا ما نمی توانیم CPU و هارد تولید کنیم؟

      خیلی از مسائل رو نمی دانیم.

      1. با سلام
        جناب آقای عباس احمدی
        شما درست می فرمایید ما در این ضعف مدیریت داریم این نکته اصلا جای بحث ندارد ولی به جز ایالات متحده هیچ کشور دیگری نمی تواند cpu تولید کند.
        پس انشا اله همه ما تلاش کنیم با مطا لعه بیشتر جز مدیران بهتر ایران باشیم و این ضعف مدیریت را از بین ببریم

  4. درود بر همه
    بنظرم تنها دلیل ماندگاری مک دونالد و پایدارنبودن نبودن مثلا کفش ملی فقط به مدیریت برمیگرده!
    شاید اینطورمیشه برداشت کرد که مک دونالد بفکر ترقی کسب و کار خود بود اما کفش ملی مثل امثال دیگر برندها چون یه پولی به جیب زدن یه جورایی دیگه سیرشدن!
    میتونم مثال برنم اما……….!

      1. برای مثال میتونم برند “لپ لپ” رو بزنم
        برندی که درتمامی فروشگاههای کوچک و بزرگ برود اما یه روزی تصمیم گرفت که جمع کنه و بره!
        وقتی میگم که مثلا افراد سیرمیشن واقعا سیرمیشن و دیگه پی تولید و فروش و تبلیغ و … نمیرن و ……….!
        البته بماند که مدیریت “لپ لپ” حرکت هوشمندانه ای کرده و نام برند خودشو هم باخودش برده که اگر شاید یه روزی مثل برند “چین چین” خواست برگرده جا داشته باشه!

        برند “اشی مشی”
        برند “نوشابه ساسان”
        برند “……..! ”
        الانم برند “مهرام” چندوقتی هست که بوی پنیری می دهد که یا باید ریخت دور و یا باید تغییر جا داد :):(

  5. سلام
    به همه دوستان
    درسته من هم این مطلب رو تمزکر شدم که ضعف مدیریت باعث این مطلب شده است ولی ما می توانیم به هم کمک کنیم واز دانسته های هم استفاده کنیم واین خلع بزرگ را کم کم از میان برداریم.
    پس من به شما پیشنهاد می کنم یک قسمت گفتگو (cat room ) در این سایت طراحی نمایید تا ما بتوانیم با دیگر دوستان بحث وتبادل نظر آنی داشته باشیم .
    با تشکر

    ا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *