مطلبی به قلم زینب چاوشی: جایگاه یابی بحث مهمی در بازاریابی است. آقای دکتر محمدیان در کتاب بازاریابی ایرانی به این موضوع اشاره کردن و از قول آ رایس و جک تراوت (1986) می نویسند: در جنگل ارتباطاتی که هم اکنون وجود دارد تنها امیدی که بتوان شانسی برای انتخاب شدن از سوی مشتریان به دست آورد تمرکز بر روی اهداف کوچک، اقدام به بخش بندی بازار و در یک کلمه جایگاه یابی است.
ایشان ادامه می دهند: ذهن به عنوان یک مانع دفاعی در برابر حجم انبوه تبلیغات امروز بسیاری از اطلاعاتی که دریافت می کند را غربال و رد می کند. مثال و نمونه همیشه بهتر مطلب رو بیان می کند: یک شب با دایی و دختر دایی سه سالم رفته بودم سوپرمارکت. توی مغازه دختر دایی کوچولو گفت من پفک هرگز می خوام. خان دایی پرسید پفک هرگز چیه؟ کوچولو دوباره گفت من پفک هرگز می خوام. دایی جان با گیجی گفت پفک هرگز نداریم که! چی توز می خوای؟ اشی مشی چطور؟ دختر دایی که انگار سوزنش گیر کرده بود پاشو زمین می زد و فقط می گفت پفک هرگز می خوام. خان دایی داشت کم کم کلافه می شد که آقای فروشنده مثل فرشته نجات به داد دایی جان رسید و گفت من می دونم چی می خواد. بعد یه پفک داد دست کوچولو اونم با خوشحالی ساکت شد. اونجا بود که ما فهمیدیم بدون چاکلز هرگز. از بین تمام تبلیغات تلویزیونی این شعار تو ذهن یه کوچولوی سه ساله و البته آقای فروشنده ماندگار شده بود.
سرکار خانم زینب چاوشی سلام
همانطور که شما هم اشاره کردید جایگاه یابی یکی از ارکان اساسی برای محصولات و خصوصا برند سازی هستش و جالب اینکه بیشتر تولیدکنندگان از این موضوع کوچک کاملا غافل هستند و یا در صورت دانستن جایگاه خودشان از یک سری مسائل مربوط به این جایگاه و پردازش اطلاعات آن به درستی با خبر نیستند.
در مورد چاکلز، چی توز، پفک و امثالهم باید این مورد را اشاره کنم که به علت تبلیغات وسیعی که شرکت های خارجی داشته و دارند میشه گفت که تبلیغات محصول ایرانی از این نوع هم کاملا از این نوع تبلیغات تبعیت کرده و براحتی تونسته در بازار خودی نشان دهد.
یک خاطره لذت بخش و خواندنی
ممنون
اینجا همیشه جایی بوده که تونستم ازش چیزهای زیادی یاد بگیرم و حالا حالاها باید یاد بگیرم و استفاده کنم از نکات مهم این کافه…
در مورد این مطلب فقط میتونم بگم که خاطره ی جالبی بود و در مورد اون پیرو نظرات نقد تبلیغ بیمه سینا درباره ی مطلبی که سررشته ی زیادی ازش ندارم نظری نمیدم البته نه اینکه حرفی نباشه…
ممنووووووووووووون از همه ی اهالی کافه بازاریابی.
جالب بود و به یادماندنی…
ممنون خانم چاوشی