در مقابل اشك هايش نتوانستم اشك نريزم// خوشامدگويي پديده شانديز تا كي …

در حال حاضر كه اين مطلب رو مينويسم فقط دوست دارم فرياد بزنم كه اگر ما خوشامدگويي و استقبال نخواهيم چه كسي را بايد ببينيم……

چند روز پيش با يك گروه گردشگر وارد فرودگاه مشهد پروازهاي داخلي شدم. در بدو ورود ما به سالن فرودگاه خوشامدگويي و استقبال آن چناني با يك شاخه گل رز و يك دفترچه از افتخارات شهر افسانه اي پديده انجام شد. براي هر نفر يك شاخه گل و يك دفترچه تبليغاتي!! در فرودگاهي مثل مشهد كه روزانه هزاران نفر وارد اون ميشن!!

وقتي چند لحظه اونجا ايستاده بودم و مسافران رو ديدم كه اكثريت اون دفترچه رو يه جايي رها مي كردند مونده بودم به تيم تبليغاتي پديده چي بگم!!!!متاسفانه نتونستم از اون صحنه ها عكس بگيرم و در اينجا به نمايش بذارم.

و در اون لحظه بود كه باز دلم به حال اين طفل معصوم (زمين) سوخت و همراه او اشك ريختم.

اي كاش يكي از اعضاي تيم بازاريابي پديده خواننده اين مطلب باشه و واقعا بگن كه اين خوشامدگويي ، صرف اين همه هزينه و رنجاندن زمين تا كي ادامه داره؟!

قبول دارم كه در گردشگري اولين برخورد و آخرين لحظه حضور گردشگر در يك مقصد بيشتر تاثير رو بر رضايت و وفاداري اون ميذاره اما گاهي اوقات هم همانند اين جريان خودم اعتراف ميكنم كه مفيد نيست.

واقعا نبايد يك سري محدوديت هايي در زمينه تبليغات اعمال شود؟؟به نظر شما واقعا اين نوع استراتژي تبليغاتي سودمنده؟؟


9 thoughts on “در مقابل اشك هايش نتوانستم اشك نريزم// خوشامدگويي پديده شانديز تا كي …”

  1. سلام
    راستش تا جایی که من خبر دارم مشکل دوستان پدیده ای بیشتر از اینکه بحث گردشگری باشه بحث سرمایه گذاریه. با وجود اینکه سرمایه گذاری و فروش سهام بسیار زیادی در این شهر اتفاق افتاده ولی گویا به شدت سرمایه کم آوردن و همچنان دارن جذب سرمابه میکنن.
    البته اینجور تبلیغات که شما میگی دور ریز سرمایست تا جذب

    1. خوشحالم که این مطلب رو پسندید استاد بزرگوار
      واقعا صرف کاعذ هم معضل بزرگی است. هر روز که دانشگاه میرم و سر جلسات امتحانم با خودم میگم که چقدر کاعذ استفاده میشه و این مصرف تا کی ادامه داره.
      تراکت های تبلیغاتی هم جزیی از این معضل است.

  2. سلام و سپاس از دغدغه های شما سرکار خانم توانا
    فرودگاه هیثروی لندن این روزها شاهد برگزاری کمپین تبلیغاتی پرچمدار جدید سامسونگ، گلکسی اس 5 است. جدای از بحث درباره این گوشی و یا کلیت کمپین تبلیغاتی اش، تفاوت شیوه استفاده از فرودگاه، توسط شرکت سامسونگ و شرکت پیدیده جالب توجه است. سامسونگ با صرف هزینه گزافی به مدت دو هفته ترمینال شماره 5 این فرودگاه را به ترمینال سامسونگ گلکسی اس 5 تغییر نام داد. اما هنوز ما در چاپ و پخش تراکت مانده ایم! یعنی بین کلیت شیوه تبلیغاتی یک موسسه زبان و یا درمان چاقی که در میدان ونک با چند نفر تراکت پخش می کند و شرکت پیدیده شاندیز تفاوت بنیادینی وجود ندارد. آن موسسه به واسطه بودجه کم تبلیغاتی بر روی ورق کاهی، اما پدیده با بهترین کیفیت تبلیغاتش را چاپ می کند. یعنی نوآوری نزدیک صفر! متاسفانه این قصه غم انگیز را از هر بعدی که نگاه کنیم، فضا غم آلوده تر می شود. امیدوارم به محیط زیست اهمیت بیشتری دهیم. گاهی هم درباره نوآوری بیاندیشیم.

    1. ممنون جناب عزیزی بابت اطلاعات جالبی که مطرح نمودید.
      واقعا در هر زمینه ایی خلاقیت و نوآوری لازمه کاره.
      دقیقاند روز پیش با یکی از فعالان گردشگری کشور داستم صحبت میکردم و دقیقا گفتند که کارآفرینی در هر زمینه ایی حتما نیازمتد سرمایه کلان نیست چا بسا کشورهای بیشماری با خلاقیت و نوآوری کسب و کارهای جالبی رو راه اندازی کرده اند. و این دقیقا در بعد تبلیغات هم نمود دارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *