مطلبی به قلم امید مرادی: به دلایل زیر فروشندگان ایرانی این گونه هستند که می بینیم . یعنی دل به کار نمی دهند.
1- راحتی شروع کار: در ایران هیچ نهاد نظارتی یا صنفی برای تایید صلاحیت مناسب و واقعی کسانی که میخواهند کار خدماتی مثل فروشگاه یا بوتیک یا …. را شروع کنند وجود ندارد
2- رفتن به سمت این کار از سرناچاری: عموما براساس مشاهدات نه مبنای جامعه اماری علمی البته ، می بینیم که کسانی که مغازه ای را برای شروع کار احداث می کنند در شرایط برابر یا حتی بهتری در لحظه استارت کار نبوده اند که بگوییم از سرعلاقه این کار را شروع کرده اند و شاید بهتر بتوان گفت که چون کار دیگری را بلد نبوده اند جذب آن شده اند.3
3- اطلاعات و کمبود دانش و مطالعه : شما احتمال اینکه در یک بوتیک لباس فروشی روزنامه خبر ورزشی را ببینید نسبت به اینکه پنجره خلاقیت را ببینید به نظر من 99 به 1 می باشد
4- مسائل فرهنگی : وقتی حس اعتماد و دوست داشتن چه خوشمان بیاید و چه بدمان بیاید در جامعه ما هر روز کمتر از دیروز است و وقتی صدا وسیما به عنوان نهاد آگاه کننده در سریالهای پرمخاطبی مثل مسافران از زبان لولایی به رامبد جوان میگوید که اگر مثلا سرشان کلاه نزاری سرت کلاه می گذارند…..
5- فروشندگان کارمند:به دلیل اینکه مغازه ها را صاحبان ان به فروشندگانی که بایستی ساعتهای زیادی با یک حقوق ثابت کار کنند، می سپارند …..
6- مسائل خانوادگی و مشکلات آن: با مشکل شدن زندگیهای زناشویی و امار طلاقهای پنهان و آشکار و وضعیت بدی که در نهاد خانواده به عنوان یک مکان ارامش بخش باید وجود داشته باشد و نیست طبیعی است که کسی که از این خانواده به سر کار می رود خیلی حوصله سروکله زدن با مشتری ووقت گذاشتن را باشد.
7- گیر گردن در دوره گذار بین سنت و مدرنیته و برداشت اشتباه از آن: دیده می شود که افراد فکر میکنند وقت گذاشتن در این دوره برای دیگران آنهارا از زندگی اصلی خود دور می کند و به اشتباه این امر را به کارهای خود نیز وارد می کنند و این به نظر من از بلاهای مدرنیته و یا برداشت ما از مدرنیته می باشد
8- عدم ثبات و حاشیه امنیت : در مغازه های اجاره ای که اجاره نشین با مشکلاتی مثل طمع صاحبت ملک برای ایجاد کاری شبیه به او یا بحث کرایه مواجه است سرمایه گذاری برای ایجاد ارتباط بلند مدت بامشتری شاید خیلی مد نظر قرار نگیرد
9- آیا با من موافقید. پس این لیست را تکمیل کنید
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست …، بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت ،امروز همه روی زمین زیر پر ماست
یکی از دلایلی که فروشندگان دل به کار نمی دهند دام خود برتر بینی است.آنها به دلیل فتح جایگاه برتر در بازار خود چنین می پندارند که همیشه دنیا به کام آنها خواهد بود اما غافل از اینکه این پیر زن به کسی وفا نکرده است.
آنها آنقدر سرگرم مدل کسب و کار فعلی و موفقیت خود هستند که چشمشان به حقایق دنیای رقابت بسته شده .سعی در شناخت مشتریان و ایجاد بینشی درست درباره آنها ندارند.دچار روزمرگی به جای هدفمندی شده اند.در برابر مشتری از خود ادب و احترام نشان نمی دهند و با تکبر و غرور با او رفتار می کنند.
خوب سخن گفتن احترام دیگران را به دنبال دارد و موجب بالا رفتن اعتبار شرکت می شود اما آها از این مهم غافلند و نه تنها خوب سخن نمی گویند بلکه جواب سلام مشتری را نیز نمی دهند.اگر بخواهند خیلی لطف کنند بدون انداختن نگاهی به مشتری زیر لب چیزی می گویند.
زیان مالی به مراتب بهتر از خدشه دار شدن اعتبار شرکت است.هیچ کس در برابر از دست دادن شهرت مصون نیست.به دست آوردن سهم بازار در طی مبارزه در اقتصاد پر تلاطم امروزی به اندازه کافی دشوار است پس چرا آنها بر علیه خود دام می گسترند؟
باید به شعور مشتری احترام گذاشت و خود را بیش از حد مهم جلوه نداد.
به نظر شما عاقبت این عقاب چه خواهد شد؟
از نوشته شما لذت بردم در بسیاری از موارد طی زندگی روزانه شاهد این رویدادها هستیم
باسلام واحترام نظرات جالب وقابل ملاحظه ای بود لذت بردم .امیدوارم که در استخدام فروشندگان دقت لازم صورت پذیردوبه منابع انسانی به عنوان بزرگترین سرمایه توجه جدی شود زیرا در خدمات همه چیز حول محور منابع انسانی می چرخد .
امایادآوری این نکته نیز ضروری است تا زمانیکه به افراد آموزش نداده ایم چه توقعی از آنها می توانیم داشته باشیم .
درود بر شما دوستان
9-(مورد شماره 9) فکر کنم این مورد گرد بر این موضوع میگرده که …….>> بقولی توی هر کاری دست زیاد شده و نمیشه درست کار کرد مگر اینکه از صرفا فروش کردن دوری کنیم و با مشتری در زمینه احساسی جلو برویم ، انوقت هست که فروش خودش پدیدار میشه!
به نکات بسیار جالبی اشاره شده است ممنونم.
آقای مرادی سلام
1- هنوز هم افرادی هستند که شغل فروشندگی رو به دیده علاقه و احترام نگاه می کنند اما مستمع صاحب سخن رو بر سر ذوق آورد . علت این همه مغرور بودن فروشندگان به خاطر مشتریان ناآگاه هست که به راحتی فریب می خورند چون زحمتی برای شناخت کالایشان نمی کشند همه تقصیر فروشنده نیست فروشنده از این خلاء استفاده می کنه ببخشید سوءاستفاده می کنه اما همیشه فروشندگان صادق موفق هستند به این ایمان دارم.
2- نکته دیگه اینکه خود مشتری فروشنده رو وادار به گفتن جملات زیبا اما غیر واقعی می کنه این سکه در رو دارد مشتری و فروشنده بهتر به مشتری هم یک نیم نگاهی بندازید. البته این نظر منه لزومی نداره درست باشه.