سس خرسی “برادر خوانده” پیدا کرد // هر سس خرسی قرمزی سس مهرام نیست.

آقای دکتر محمدیان تو کتاب بازاریابی ایرانی به این مطلب اشاره می کنن که ایرانی ها روحیه ماجرا جویی دارن، اولین اتوموبیل هایی که مورد استفاده قرار گرفته، تمایل به سفر های خارجی،همه حکایت از همین روحیه داره و توجه به این نکته می تونه موفقیت رو برای شرکت ها به ارمغان بیاره.

چرا این مساله مورد غفلت واقع می شه جای تعجبه.فقط با یه کم خلاقیت و نوآوری می شه نظر خیلی ها رو جلب کرد. مصرف کننده ها برای خیلی از محصولات روزمره توقع چندانی ندارن.راه مستقیم به تولید کننده ها نشون داده شده اما اونا اصرار دارن که از بیراهه برن.ولی باید بهشون گفت :این ره که تو می روی به ترکستان است.

راه ساده و راست برای جلب مشتری صداقت و یه کم جدید بودنه ولی اکثرا دنبال تبعیت و پیروی از موفق های قبلی هستن.شاید روش اون برای زمانی که شروع کرده مناسب بوده و موفق شده چه تضمینی برای تقلید ازش هست؟

سر سفره نشسته بودیم و مشغول پذیرایی از شکم مبارک بودیم که مامان با یه لحن طنز که نشون از عذاب وجدانش از یه اشتباه می داد گفت سس تقلبی هم داریم.کنجکاو شدم بدونم سس تقلبی چیه؟آخه مگه رب گوجه شیرین شده هم اصلی و تقلبی داره؟ فهمیدم که بله سس خرسی شبیه مهرام ولی آرام.فقط یه کم خرسش سوء تغذیه داشت یا سر زمستونی از خواب پریده بود، از نمونه اصلی یه کوچولو لاغر تر بود.

به نظرتون هر کسی حاضر نیست یه سس جدید با طراحی خلاقانه رو یه بارم که شده امتحان کنه؟مامان خانوم دفعه بعد بیشتر دقت نمی کنه که آرام سرشو کلاه نذاره؟اگه با بسته بندی منحصر به فرد خودش وارد بازار شده بود مامانی نمی خریدش بعد بگه بچه ها یه سس جدیده بیاید امتحانش کنید؟


5 thoughts on “سس خرسی “برادر خوانده” پیدا کرد // هر سس خرسی قرمزی سس مهرام نیست.”

  1. سلام
    به نظر من ما ایرانیان اصلا روحیه ریسک پذیری رو نداریم. واقعا ترک عادت برای ما مخصوصا بزرگترهای ما خیلی سخته.
    یادمه چند سال پیش در یکی از نمایشگاه های صنایع غذایی بودم که میخاستیم محصول جدیدی رو که ترکیبی از روغن زیتون و سرکه خرما بود رو عرضه کنیم. توجیح کردن مردم و ترک عادت دادن ستفاده از سس مایونز واقعا طاقت فرسا بود پس این مشخص میکنه که ما ایرانیان زیاد روحیه ماجراجویی رو نداریم.
    تا به حال چه تعداد نفر رو دیدید که در طول زتدگیشون چندین شغل اتخاذ کنند برعکس کشورهای دیگه پس همین تشان از عدم رسک پذیری است که نمود اون رو حتی در خرید محصولات جدید میتونیم ببینیم.
    اما یک قاعده ااین رو نقض میکنه و ان هم تبلیغات دهان به دهانی است که دیگران در مورد یک محصول جدید انجام می دهند.

  2. سلام
    من قبلا از سوال زیبایی که آقای حسینی مطرح کرده بودند و سوال ایشان بسیار بسیار زیبا بود، واقعا خیلی خوشم اومده بود
    اینجا مجبورم که این سوال رو از مدیر و مدیران این شرکت بپرسم.

    آیا اینطوری میشه معروف شد؟
    آیا با کپی برداری از سایر محصولات میشه معروفتر شد و باعث فروش بیشتر شد؟
    چرا شرکتها و برندهای معتبر این نوع کارها را انجام نمی دهند؟
    جواب
    اگر قرار بود با این موارد معروف بشوید، که شده بودید.
    اگر قرار بود شرکتهای چینی با کپی برداری از محصولات و برندهای معتبر، معروف شوند که الان در بازار جهانی و خصوصا بازار ایران معروف شده بودند، در حالیکه به برند چینی یعنی … که البته همه مان هم به خوبی می دانیم.
    اینجا مجبورم به مورد دیگری اشاره کنم.
    اگر چنین مواردی خوب بود و برای شرکتها مفید واقع میشد، یقیناً شرکتها و مارکهای معتبر جهانی از این مورد کمال استفاده و حتی کمال سوء استفاده رو میکردند تا معروف شوند و در بازار جهانی مشهور شده و فروششان بیشتر گردد.

    چرا به این نوع عمل نمی کنند؟
    چرا؟
    مثل معروفی رو داریم که میگه:
    در دروازه های شهر رو میشه بست اما دهن مردم رو نه.
    از همین الان روند رو به ورشکستگی شما شروع شده است.

    1. اگر استراتژیک فکر نکنیم (که من موافق نیستم) این کپی کاری ها اگر معروفیت نداشته باشه (که نداره) پول خوبی داره. به علاوه در حالی که تقلید “خالی” کار خوبی نیست. اما اگر یک بار این سس تقلبی رو نوش جان کردید و دیدید از اصلش خوشمزه تره بار بعد به جای اصل، تقلبی خواهید خرید.
      من موافق کپی کاری نیستم و در بزرگان هم گفتند تقلید از رقیب استراتژی نیست. اما برخی از نمونه های عینی نشان دهنده جذابیت مادی در دوره زمانی کوتاه مدت است. عرض کردم با تقلید نامحتمل است که معروف شوی اما محتمل است که در کوتاه مدت پول خوبی (easy money) به جیب بزنی!

  3. به نظر من علات اینکه ماها بیشتر به تقلید رو میاریم شاید بخاطر این باشه که دیدیم دیگرانی با تقلید موفق بوده اند و تونستند به اهدافشون برسند . ما هم اومدیم راه اونارو طی کردیم هر چند که بهترین کار اینه که ماها تقلید صرف رو بزاریم کنار و خودمونو نشون بدیم تا با متفاوت بودن جاییگاهی برای خودمون دست و پا کنیم…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *