امروز شنبه و در ایام اربعین حسینی هستیم. در کافه بازاریابی گهگاهی بد نیست کمی هم در مورد مسایل غیر بازاریابی هم صحبت کنیم (البته فقط در موارد خاص) امروز شنبه با توجه به شرایط خاص حسی جامعه بد ندیدم مساله ای که چندیست ذهنم را مشغول کرده را با شما در میان بگذارم. با هم بخوانیم:
انگار استاد این هستیم که یک رفتار را چند بار تکرار کنیم. ماشین را وارد کردیم. بد رانندگی کردیم. گفتیم ماشین را وارد کردیم اما فرهنگش را وارد نکردیم. مترو را وارد کردیم. زیر دست و پا همدیگر را له کردیم. گفتیم مترو را وارد کردیم اما فرهنگش را وارد نکردیم. حالا هم تلفن همراه را وارد کردیم احتمالا دو روز دیگر می گوییم فرهنگش را وارد نکردیم.

ایراد از این وارد کننده هاست که لوازم جانبی را از بسته بندی محصول بر می دارند تا قیمت تمام شده پایین بیاید. ای کاش تلفن همراه یکی از لوازم جانبیش علاوه بر هدفون و … ” فرهنگ استفاده” و نه دستور العمل استفاده بود. این روزها جامعه مراسم خاکسپاری دو شخصیت معروف و محبوب ” مرحوم مظلومی (ورزشکار ملی) و مرتضی پاشایی (خواننده ) را پشت سر گذاشته است. دیدن این تصاویر از این مراسم سوال بزرگی را باید برای همه ما باید ایجاد کند که این سبک برخورد با تکنولوژی چه به ما می دهد و چه چیز را از ما می گیرد. رفتاری به شدت اشتباه که همه باید در ان تجدید نظر کنیم. “سلفی زیر تابوت واقعا نیاز به کالبدشکافی توسط جامعه شناسان و روانشناسان دارد.
واقعا این تصاویر سوال برانگیز است. موبایل. موبایل. موبایل (و وقایع نگاری های افراطی)







درود بر همه دوستان کافه ای
جناب محمدیان واقعا واقعا مطلب خیلی به جایی بود.نمیدونم چه واژه ای رو رراش استفاده کنم اما یه چیزی فراتر از معضل است….
هر موقع که تورهای گردشگری رو هندل میکنم سلفی برام یک معضل شده و برنامه های تورم رو با تاخیر روبرو میکنه.
همه گردشگران ایرانی بیش از انکه از جاذبه ای لذت ببرند تنها به فکر عکاسی هستند.البته این اپیدمی نه تنها در بین ما ایرانیان هست بلکه سونامی جهانی است.اما از انجا که ما همیشه افراط و تفریط میکنیم از این هم نمیگذریم.
سرکلاس دانشگاه دانشجویان فقط در حال عکاسی هستند از خودشون و ……
دست مریزاد به این تیزبینی و قلم شیوا.
سوال جدی دارم
اشکال این کار چیه؟
سوال فرعی من هم اینه از کجا می دونیم سلفی می گیرن؟
شرکت در مراسم ختم افراد معروف از طرف مردم تنها دلیلش سوگواری نیست، قاعدتا مرگ پرویز مظلومی یا پاشایی برای همه شرکت کننده ها جنبه سوگواری نداره و خیلیها به نوعی برای بزرگداشت افراد شرکت می کنن و عجیب نیست که بخوان تصویر یا فیلمی از این بزرگداشت رو برای خودشون به یادگار نگه دارن
اگه در مراسم ختم یه فرد معمولی بستگان و نزدیکان سلفی و غیرسلفی بگیرن و غمگین نباشن بله این عجیبه اما در مراسمهایی که شرکت در اونها فقط به معنی سوگواری نیست و معانی دیگه هم داره شاید به این شدت که ما فکر می کنیم ثبت و ضبط شخصی اون عجیب نباشه
امیرحسین حان
کلمه “سلفی” در تیتر صرفا بر می گردد به یکی از تصاویر متن که به عنوان عکس نخست و با کشیدن دایره زرد رنگ مشخص شده
مابقی عکس ها فطعا سلفی نیست و واقع نگاری است
بنده هم نظرم را در مورد همین واقع نگاری های افراطی گفتم
ممنون از نظری که نوشتی
با سلام
به نظرم بحث اقاي محمديان اصلا اين نيست كه چند نفر دارن توي اين عكس ها سلفي ميگيرن و چند نفر دارن واقعه نگاري ميكنن، ايشون دارن به درستي روش استفاده منفي و نادرست اين وسايل و عدم داشتن فرهنگ مناسب استفاده از اين ابزارها رو نشون ميدن، به دوست عزيزمون پيشنهاد ميكنم متن رو با دقت بيشتري بخونن، اقاي محمديان ميگن كه نفس استفاده نامربوط و بي رويه از گوشي توي “هرررررشرايطي” واقعا ديگه كار زننده ايه، ايا ما خوشمون مياد توي يك مجلس ناراحت كننده همه گوشيشون رو در بيارن و سلفي بگيرن يا واقعه نگاري كنن؟؟؟ خب به نظرم اين يه توهينه :
اولا به خودشون، اينكه درك نميكنن توي چه شرايطي هستن و ايا استفاده از گوشي و… توي اين وضعيت كار درستيه،؟؟
دوم به كساني كه ميزبان اينگونه مجالس هستن، ايا به نظر شما اين نميتونه توهين باشه به عزاداري و ناراحتي اونها؟؟؟ اصلا اين افراد ميرن كه به بازمانده ها دلداري بدن و كنارشون باشن و يا اينكه بگن و ثابت كنن ما اينجا بوديم، ايا اين يه تفريح به حساب نمياد؟؟؟
هفته پيش يكي از بازيكنان كريكت استراليا در اثر برخورد توپ به سرش. فوت كرد، قريب به ٣٠٠ هزار نفر به شهر زادگاهش اومدن تا بدرقش كنن، واقعا وقتي رفتار و نظمشون رو ديدم خجالت كشيدم وقتي اين صحنه هارو با صحنه بدرقه هنرمندان خودمون ميديدم، اگه بحث فناوريه باور كنيم اون ها چندين سال از ما جلوترن پس چرا از اين كارها نميكنن،؟؟ چون فرهنگ و درك استفاده از هر چيزيو دارن تو شرايط مختلفي دا ن،
(((((استفاده از ايزارهاي الكترونيكي “جايي” و عكاسي و واقعه نكاري و سلفي “مكاني” دارد.)))))
مننون جناب اقاي محمديان از مطلب زيباتون.
من فکر می کنم این مشکل فرهنگی برمی گرده به معضل دیده شدن در جامعه ما. اصولا ما ایرانی ها ادم هایی هستیم که دوست داریم دیده بشیم و یکی از عناصر هویتی جدی برای ما دیده شدن در میان دیگرانه. مثلا معضل آرایش کردن افراطی خانم ها و جدیداْ آقایان یکی از ریشه هاش در میل به دیده شدن ما برمی گرده. در واقع ما به دنبال این هستیم که در میان مردم دیگر برجسته شویم به همین دلیل سعی میکنیم تا از فرصت های اطرافمون استفاده کنیم. حضور در اماکن و مراسم های عمومی این فرصت رو در اختیار قرار می ده تا افراد با تهیه عکس و فیلم از خودشون یا مراسم و استفاده از اون برای نمایش به اطرافیان و یا قرار دادن در شبکه های اجتماعی مقداری این عطش دیده شدن رو ارضاء کنند.
سوال منم همینه که چرا این واقعه نگاری به این شدت مذموم شمرده می شه؟
زیر پوست جامعه و ارزشهای رسمی (چه در ایران و چه باقی دنیا) تغییراتی در جریانه که تحلیلش قاعدتا مفیدتر و لازمتر از محکوم کردنشه (البته تخصص ما به عنوان جامعه بازاریابی نیست و دانش جامعه شناسی می طلبه اما به قدر فهم خودمون می تونیم در اون کنکاش کنیم)
اولین سوال از دید بنده می تونه این باشه که چرا اصلا مذموم می شمریمش؟ این سوال من استفهام انکاری نیست واقعا سوال یه فرد تحقیقاتیه جناب محمدیان گرامی
سلام
آقای محمدیان مطلب به جا و خوبی نوشتید.
مشکل کار این جاست که رویکرد فرهنگی ما به جای رویکرد فعال،انفعالی است.
یعنی تازه بعد از اینکه یک تکنولوژی وارد می شود و چندین سال تاثیرات بد خودش را بر فرهنگ جامعه می گذارد.،تازه یادمان می افتد که دنبال راه حل بگردیم و آن تکنولو ژی را اسیب شناسی کنیم.
البته درباره فلسفه تکنولوژی نظرات گوناگونی وجود دارد .بعضی تکنولوی را به کل امری مذموم می دانند و بعضی از متفکرین اعتقاد دارند که تکنولوژی در ذات خود امری مباح است و بستگی به طرز استفاده ما از آن دارد.
با احترام
این عکس ها ، آقای دوربین را برایم یادآوری کرد.
الان نمی تونم نظر قطعی ام رو راجع به بحث مطرح شده بگم ولی فکر می کنم خیلی زودتر از اینکه روانشناسان بخواهند علت اش را کشف کنند و جامعه شناسان آن را بررسی کنند و ما آن را به نقد بکشیم و فرهنگ سازی کنیم، به لطف پیشرفت های تکنولوژیکی ، همین انسان های مورد مخاطب تغییر می کنند و ….
در ضمن فکر می کنم یکم راجع به مردمانی که خودمان جزوش هستیم نقد آموزنده انجام بدهیم بهتر است. اینجا و نقدهایی که بعضا در محافل اجتماعی میان تحصیل کرده ها می بینم من را به یاد معلم های سختگیر و خط کش کف دست می اندازد که با کتک علم رو توی سر ما می کردند. الان هم صرفا با نقد نمی شه فرهنگ سازی کرد.
مثلا تیتر بزنید و در میان همه این خبرنگاران واحد مرکزی ((سلف ایران)) که تصویربرداری می کنند، از کسی که گریه می کند یا قرآن می خواند و … تقدیر کنید!
سلام آقای محمدیان،
مرسی از مطب خوبتون.
در تائید صحبتهای سرکار خانم توانا باید بگم که به نظر من این اشتیاق شدید آدمها برای عکاسی از لحظات فرار زندگی – خواه شادی و خواه اندوه – نوعی کشتن لحظه اکنون و به تاراج بردن تمام لذت یا احساسات واقعی هست که باید در اون لحظه داشت ..
تصور کنید آدمهایی رو که برای اولین بار با یک مکان زیبا، یک فرد خاص .. یا یک مراسم ویژه روبرو میشن .. غالبا همه دوربین به دستن .. تا مبادا فرصت ثبت اون شادی یا اعلام حضورشون در اون مکان خاص رو از دست بدن ..
میل به جاودانگی .. فکر می کنم !!
نتیجه اینکه نه از شادیهامون حقیقتا لذت میبریم و نه قدرت این رو داریم که با تمام وجود در غم بقیه شریک باشیم ..
نمونههای این رفتار ما کم نیستن و نوعی که شما از صحبت کردین بدیهیترین شکلش هست .. اخیرا شنیدم از لحظه مرگ “مرتضی پاشایی” در بیمارستان هم … فیلم تهیه شده .. و پخش شده توی شبکههای اجتماعی .. با اینکه من این خواننده و کارهاشون رو نمیشناختم ولی عمیقا از این رفتار متاسف شدم ..
باز هم ممنون ..
با سلام
ممنون از مطلبتون جناب مجتبی محمدیان
فکر می کنم وارد شدن یک تکنولوژی به کشور و بعد هجوم جو زده ما به سمت اون بدون هیچ پیش زمینه درستی از کارکردش ، تقریبا عادت ما ایرانیها شده…
و تلفن همراه در حال حاضر پررنگ تر از همه اونها..
از تمایل شدید ما به اطلاع رسانی لحظه ای از پیشامدهای مختلفی که در جریان هست و آب وتاب دادن اونها که بگذیم… تقلید و الگوبرداری از افراد معروف و مشهور در خارج و داخل ایران. و باب شدن بارگذاری عکس های مختلف در صفحات فیس بوک، وایبر، اینستاگرام و… با شکل و شمایل مختلف و بعضا ژست هایی که می تونه برای هر کسی جالب باشه و به وجود آمدن نوعی فستیوال نمایش عکس شخصی و در نتیجه به وجود آمدن یک ماراتون که نکندددد کسی از آن عقب بماند ، یکی از مهم ترین دلایلی است که خیلیهارو مجبور می کند ، حتی زیر تابوت هم از خودشان یک عکس سلفی یهوییی بگیرند..!
به علاوه خیلی از ما ذاتا تمایل به ثبت لحظاتی از زندگیمون داریم که احساس می کنیم شاید هرگز دوباره اتفاق نیفتد و دوست داریم آنها را همیشه توی گوشی یا لپ تاپ شخصیمون داشته باشیم … که خب خیلیامون هم تو این موضوع افراط گریم… در واقع جزء تجربیات و رزومه کاری ما محسوب می شوند مثلا رفتن به فلان سفر خارج از کشور، شرکت کردن در مراسم ختم فلان بازیگر و خواننده و..
جدا از این که فرهنگ سازی در این گونه مسائل نیازمند چه اقداماتی است و چه کسانی مسئولیت این امر رو دارند، باید بگم مشکل اینجاست که خیلی از مااین نوع فرهنگ استفاده از تلفن همراه رو اساسا اشتباه نمی دانیم که در جستجوی راهی برای حل ان باشیم..! و احساس تاسف بیشتر درجواب سوال شماست… تمام لحظاتی که در جمع خانوادگی ، کنار دوستان، محل کار ، سر کلاس درس و… با در دست داشتن افراطی گوشی همراهمون، از دست می دهیم.
سپاس
سلام به جناب محمدیان عزیز
مطلبتون از اون مطالب خوبیه که صحبت در موردش ته نداره. این موضوع موبایل و فیلم گرفتنای بی موقع واقعا عذابی شده. نمیدونم یادتون هست یا نه که دو سه سال پیش توی میدون کاج یه جوونی رو انقد زدن تا همونجا تلف شد و این اتفاق میون صدها آدم موبایل بدست اتفاق افتاد. و خیلی موارد مشابه دیگه. البته به جنبه اطلاع رسانی بسیاری از اتفاقاتی که باید به گوش مردم بی خبر برسه هم باید اشاره کرد. اما به قول شما اگر فرهنگش باشه و هر چیزی به موقع استفاده بشه این جنبه منفی و زننده اون جنبه مثبت رو نمیپوشونه
من کشته مورده اون تبلت 10 اینچی بالای سر جمعیتم.
متشکرم از مطلب تامل برانگیزتون مجتبی عزیز
با سلام خدمت دوستان
سوالي که اين مواقع به ذهنم مي رسد اينست که اصلا هدف از داشتن اين ابزار جيست؟ اين ابزار براي اسايش عرصه شپه نه براي صلب اسايش. به نظر من ابن موضوع به عدم مديريت هيجانات و کنترل احساسات بر مي کرده . جند ماه پيش ساعت 6 صبح روز جمعه تصادفي رخ داده بود و مردم بجاي اينکه به مصدوم کمک کنند از صحنه تصادف فيلم و عکس مي کرفتند. به نظر من يکي از علل کذاشتن عکس در صفحات اجتماعي مانند فيس بوک ، اينستاکرام …… و پز دادن است. البته کاهي پيش امده که يک خبر قبل از اينکه از طريق صدا سيما و روزنامه ها…… به اطلاع عموم برسد اخبار از اين طريق انتشار پيدا مي کند و مردم از ازش اکاهي پيدا مي کنند.
البته ثبت لحظات شادي و خوشي اشکال ندارد ولي ورود به حيطه خصوصي افراد که باعث اذيت و تنش بشود کار ناپسندي ست که باز به فرهنک سازي و اکاهي مردم بر مي کردد. اين موضوع نه تنها در ايران که در جهان نيز به اين صورت است. با تشکر
سلام
مرثی به خاطر مطلب خوبتون.
دوستان نظرات خوبی را نوشته اند و من هم با بعضی موافق و مخالفم.
اما من نه جامعه شناسم و نه روانشناس.
خودتون در آخر مطالب نوشته اید ” کالبدشکافی توسط جامعه شناسان و روانشناسان.”
ای کاش چند روانشناس و جامعه شناس هم بیایند و نظرهای تخصصی خودشون رو ارائه کنند.
با تشکر