مطلبی به قلم محمدرضا دانشور دیلمی // در مورد تحول صنعت کفش و استراتژی های بازاریابی آن می توان صبحت های بسیاری را مطرح کرد. بنظر بنده جهت ورود دقیق تر به این بحث نکته مهم بخش بندی بازار و تمرکز بر قسمت های مورد نظر می باشد. می توان در یک بخش بندی کلی بازار را به دو دسته کفش های ورزشی و غیر ورزشی(اعم از بخش کفش های طبی، بانوان و مردان و کودکان و….) و با تمرکز بر بخش غیر ورزشی تقسیم کرد. این بخش بندی از آن جهت مطرح شد که اگر به فرض بنده بعنوان یک کسب و کار نوپا قصد حضور در این بازار و بدست گرفتن سهم قابل قبولی در طراحی کفش داشته باشم مهم ترین نکته در موفقیت برند بنده با فرض وجود توان رقابتی(مانند کیفیت ، قیمت مناسب و شکیل بودن کالاو…) switching cost مشتری و ایجاد میل و رغبت در او برای گزینش برند بنده به عنوان انتخاب اول می باشد. همان گونه که می دانیم هزینه سوئیچ مشتری در بخش ورزشی به دلیل وجود برندهای معتبر ورزشی مانند آدیداس، ریباک و پوما و… وهم چنین برندهای ارزانتری مانند ۳۶۱، آل اشپورت و… بسیار بالا می باشد. ولی در بخش بندی غیر ورزشی این هزینه به خصوص در بازار داخلی به نسبت کمتر می تواند کمتر باشد.
اگر اشتباه نکنم با توجه به گالری طرح های جناب آقای صوفی زمینه کاری ایشان در بخش بانوان و کفش طبی می باشد. با توجه به فرمایش جناب دکتر مبتنی بر وجود روابط سنتی در این بخش نکاتی را می توان برای برهم زدن عادات سنتی می توان متذکر شد که امیدوارم مثمر ثمر واقع شوند.برخی از این راه کارها به شرح ذیل هستند:
۱ Online Presence
حضور در فضای مجازی و ایجاد فضایی جهت تعامل میان صاحب برند و مشتریان می تواند ترغیب کننده باشد. همان گونه که بیان شد جناب صوفی این مرحله را با پایه گذاری کافه کفش و به نمایش گذاردن طرح ها و ایده ها و همچنین بخش مجموعه مصاحبه ها و ارتباط مستقیم از طریق تلگرام و وایبر گذرانده اند. نکته مهم در حضور آن لاین انعطاف پذیری سایت و مشاوره فعال و پویا جهت رفع نیازهای مشتریان می باشد.
۲ Fashion Show
میزبانی از یک نمایشگاه مد متناسب با ویژگی های مورد نظر مشتریان می تواند نام برندتان را در صورت جلب توجه افراد به عنوان یک برند پیشرو در ذهن مشتری جا بیاندازد. لزوما مشتری یک طراح کفش فروشندگان آن نیستند. نمایشگاه مد می تواند دو جانبه عمل کند به این معنا که هم فروشندگان و هم مشتریان را ترغیب کند. با توجه به خصوصیات و ویژگی های بانوان این طرح می تواند نظر آن ها را بیشتر جلب کند.
۳ Social Media
ارتباط با مشتریان از طریق ابزارهای مانند فیس بوک، توییتر، تلگرام و… به دلیل انعطاف پذیری و پویایی بالا می تواند بسیار مهیج باشد. همچنین در سطوح پیشرفته تر می توان از طریق نرم افزارهای تحلیلی رفتار مشتریان را برطبق نظراتشان تحلیل نمود. نباید قدرت اهرمی و پلت فرم بازاریابی مستقیم این ابزار را دست کم بگیریم.
۴ Crowdsourcing
در این بخش صاحبان کالا و برند می توانند برای مثال با راه اندازی کمپینی طرفداران و مشتریان پرو پاقرصی برای خود پیدا کنند. این چنین مسابقاتی با تهییج مشتریان هدف در نهایت آنها را برنده یک کفش و یا یک سفارش رایگان برای ساخت کفشی دلخواه شخص نماید.برای مثال با توجه به جامعه هدف جناب صوفی راه اندازی کمپینی برای روز مادر و ایجاد شور در مشتریان می تواند راهی جالب توجه و جدید باشد. این ابزار را می توان از جهت الگوهای نوآوری باز، ابزاری جهت گردآوری ایده و اطلاعات برای مقاصد خاص دانست. باید به این نکته توجه داشت که این ابزار صرفا جهت تشکیل کمپین و مسابقه و… استفاده نمی شود. بلکه در ادامه می تواند راهی خلاقانه جهت توسعه محصول با توجه به نظرات مشتریان درنظر گرفته شود به این دلیل که گاهی اوقات بهترین ایده از مصرف کننده نهایی و و خارج بنگاه بدست می آید.
در این راستامی توان از ابزار دیگری نیز نام برد ولی بدلیل جلوگیری از اطاله کلام از بیان توضیحات اضافه خودداری میکنم.
سلام
متشکرم از آقای دانشور برای مطلب آموزنده و خوبشون. تمامی مواردی که ذکر کردید رو میشه در نمونه های ایرانی دید و میزان موفقیتشون رو نسبت به کسانی که اینکار رو نمیکنن سنجید مثل نوین چرم و درسا. برندهای ایرانی یواش یواش به این نتیجه رسیدن که برای موفقیت میتونن از این روشها استفاده کنن تا دیر نشده و بازار مثل بازار کفشهای اسپورت تحت تاثیر برندهای خارجی قرار نگرفته. البته برندهای کفشهای غیر ورزشی مثل Geox، Ecco و چندین برند دیگردر بازار ایران بسیار فعال هستند اما به جرات میتوان گفت که اونها رقابت سختی با برندهای ایرانی دارند.
به شخصه برای تمامی برندهای تولیدی ایرانی پیشنهاد دیگری به غیر از بازاریابی و تبلیغات و یا کار روی کیفیت دارم و اون هم مدیریت هزینه هاست. درهای بازارهای جهانی داره باز میشه و برندهای بسیاری پشت این درها با سناریوها و استراتژیهای متعددی منتظر نفوذ در بازار ایران هستند و درصد بسیار بالایی از آنها اولین شرط تمایز رو نسبت به برندهای ایرانی دارند و اون هم بهای تمام شده بسیار پایینتره. فکر میکنم مدیران عزیز بهتره تمرکز ویژه ای روی این مساله داشته باشند چون زمانی که برندهای خارجی وارد بشن پول زیادی برای بازاریابی و تبلیغات دارند به اضافه اینکه هزینه های تولیدشون به شدت پایینه.
مدیران عزیز لطفا به امید حمایت های دولت دست روی دست نگذارید
لینک اصلاح شد ممنون از اطلاع رسانی شاهرخ جان
ارادت مجتبی جان
در خدمتیم
با سلام و دورد بر دوستان کافه
با تشکر ویژه از جناب آقای داورنیا بابت نکات بسیار زیبایی که فرمودند در همین راستا باید عرض کنم گزارشی کوتاه به نام ۵ تکنیک عمده marketing-control رو مطالعه می کردم.
اولین تکنیک همین بازنگری و ارزیابی در هزینه های تمام شده برای هر واحد محصول بود. این ارزیابی می تواند با افشای تلاش ها و اثربخشی فعالیت های مارکتینگ نقش مهمی در حذف عملیات های بی اثر در ارتقای محصولات باشد.
تکنیک های دوم و سوم تحقیقات بازار مرتبط با رقبا و مشتریان بودند که دوستان با آن و روش های موجودآشنایی دارند.
تکنیک چهارم دریافت بازخور می باشد. فارغ از این که در حوزه b2b یا b2c فعالیت می کنیم می توان با تدارک بسته های دریافت بازخور چه از طریق روش های سنتی چه جدید از قبیل نظر سنجی و گروهای تمرکز و… به دریافت نظرات کمی و کیفی مشتریان پرداخت.
تکنیک پنجم هم کنترل استراتژیک می باشد. این نوع کنترل مستلزم اجرای یک تجزیه و تحلیل سطح بالا در چارچوب شرایط موجود و شرایط مورد انتظار از بازار مورد نظرمان می باشد تا به این نتیجه برسیم که اهداف مارکتینگ و فرآیند اجرای آن ها متناسب با نوع کانال ارتباطی با مشتریان می باشد یا خیر.
البته در مورد نکته مدیریت هزینه ها یک سوال در ذهن بنده ایجاد می شود این که به دلیل تورم هر چند با شیب کم، این عامل موجب افزایش انواع هزینه ها به خصوص هزینه دستمزد کارگران که سهم بالایی در هزینه های مستقیم هر واحد کالا را دارد می شود، بنابراین آیا باز می توان در مسئله عدم مدیریت هزینه ها بر تولید کننده خرده گرفت یا می توان به او حق داد؟
با تشکر
دانشوردیلمی
سلام مجدد به جناب دانشور عزیز
شما لطف دارید و متشکرم از پاسخ آموزندتون. نکات ارزشمندی که فرمودید قدم های اصولی هستند که برای تصحیح روشهای تولید باید برداشت. البته باید گفت که در عمل بسیار کار سختی است. به طور مثال در صنایع غذایی ما مشکل آنچنانی شاید برای نگرانی در خصوص رقبای خارجی نداشته باشیم از طرف دیگه فرضا شرکت سان استار مگر چند نوع آبمیوه دارد یا در کل محصول دارد. بهینه سازی این محصولات در تمامی سطوح کار آسانتر و کم هزینه تر و کمتر زمانگیر نسبت به تولیدات یک تولید کننده لباس یا کیف و کفش است. احتمالا تولید کننده هایی که برند هم هستن ۱۰ ها نوع کت، ۱۰ ها نوع کفش، ۱۰ ها نوع کیف و … تولید میکنند که بسیاری از اونها حتی به اجبار برون سپاری می شوند. شما تصور کنید قراره همه این محصولات فرآیندهاشون بهینه سازی بشه. مسلما مدت طولانی با هزینه هنگفت در مرحله اول باقی خواهیم ماند. البته به هیچ وجه منظورم این نیست که این کارها رو نکنیم . اتفاقا اگر قرار است انجام بدیم از همین الان باید شروع کنیم. اما موضوع اینجاست که متخصص مجرب و حرفه ای کم داریم خیلی کم.
من دوست دارم برای کسانی که بیرون گود نشتنو به تولید و تولیدکننده گیر میدن اطلاع رسانی کنم که موضوع خیلی متفاوت تر و عمیق تر است از آنچه تصور میکنند. و در خصوص سوال آخرتون باید بگم نه، همه اش تقصیر تولید کننده نیست اما در همین تئوری ها مطرح میشه که چنین مسائلی بخشی از عوامل خارجیه که باید باهاش تعامل کرد. تعاملم با عوامل اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژی، قانونی، سیاسی و … نیاز به استراتژی های واقعی و نه مقطعی دارد. به عبارت دیگه شرایط برای همه هست در همه جای دنیا و بهتره که قبول کنیم ایران بدترین جای دنیا نیست و البته بهترین جاهای دنیا هم انگشت شمارند.
بازهم ممنونم از مطلب و از بحث خوبتون و لذت بردم و استفاده کردم
از جناب دیلمی به خاطر متن ارزشمندشان تشکر می کنم
آقای دیلمی قلم توانایی دارند که به توصیه شما مطلب ایشان در صحن غلنی درج شد به نظرم باید بیشتر برای اهالی کافه بنویسند
با سلام خدمت جناب دکتر محمدیان
توجه و نظرات جناب عالی برای بنده همواره باعث تلاش بیشتر و دلگرمی می شود.
آقای مجتبی محمدیان من امروز برای اولین بار بنر جدید کنار این سایت مربوط به چای شهرزاد را دیدم و واقعا از ابتکار مورد مطالعاتی آن لذت بردم توصیه می کنم دوستان ببینند
با شما موافقم
مطالب اموزنده و جذابی است
برای دوستانی که از مثالهای خارجی خسته شده اند یک کیس کاربردی است
همیشه از فقر اطلاعات در حوزه دستاورد های تبلیغاتی می گفتیم اما رفته رفته گزارش های دستاوردها بهتر در حال ارایه است