طراحی یک شعار تبلیغاتی به سبک کتاب فارسی اول ابتدایی // آن مرد در باران آمد و …

مطلبی به قلم مهسا احمدی: یادتون هست که سال گذشته در کافه بازاریابی درمورد اهمیت شعارهای تبلیغاتی صحبت کردیم و در چند یادداشت شعارهای برخی از شرکت ها را هم نقد کردیم؟ حالا این بار، نوبت برنج میزبان است:

در کنار رقبای چغر و بدبدنی مثل آوازه، طبیعت، هایلی، بیست و یک و … که بمباران تبلیغاتی دارند و در مورد شعار بعضی هاشون قبلا تبادل نظر کرده بودیم، این بار شرکت برنج میزبان، در یک آرم آگهی شعار خود را این طور بیان کرد: ” میهمان، میزبان را خورد” . قراره با طراحی شعار ما روی احساس و نگرش مخاطب درباره ی شرکت اثر بگذاریم،حالا نمی دونم واکنش شما در قبال این شعار چیه ولی من که ناخودآگاه ذهنم “فلش بک” زد به آن مرد اسب دارد و دارا انار دارد، و هرکاری هم کردم جلوتر نرفت!اگر این شعار فکر شده انتخاب شده، به قول فامیل دور، من دیگه حرفی ندارم!

پی نوشت: نظر شما درباره ی این شعار تبلیغاتی چیست؟


24 thoughts on “طراحی یک شعار تبلیغاتی به سبک کتاب فارسی اول ابتدایی // آن مرد در باران آمد و …”

  1. من وقتی این شعار رو دیدم واقعا جا خوردم. با خودم فکر کردم آیا اصلن به محتوای این شعار فکر هم کردن یا نه!!! و اینکه این شعار چقدر حس بدی رو منتقل میکنه! در رابطه با شعارها، شعار فیلم چ آقای حاتمی کیا هم جالب بود، آخرین حرف ابراهیم حاتمی کیا این ذهنیت رو القا می کنه که این فیلم آخرین فیلم ایشون هست. انتخاب این شعار به نظرم کمی بی دقت بود.

  2. دقیقا من هم با خوندن شعار یار جملات کوتاه کتابهای دوران ابتدایی افتادم چون این شعار ما رو یاد خاطره ای از گذشته میندازه به نظرم خیلی راحت میتونه در ذهن مخاطب بمونه و چون اکثرا اون دوران رو دوست داریم بلافاصله حس خوبی بهمون دست میده و این حس خوب رو به این محصول تعمیم می دیم

  3. بنظرم بیشتر می خواسته روی همراهی کلمه میزبان با میهمان مانور بده. لفظ خورده شدن؟! و بازی کلماتی که انجام داده وقتی تجسم میشه لبخند روی لبان مخاطب میاره! اینکه چقدر مقبول بوده و اثربخش ، نمی دانم. ولی شخصا خوشبین نیستم!

    اما یک نکته که این شرکت ها در تبلیغ زیر پا گذاشتند آستانه تحمل و پذیرش مخاطب است… متاسفانه بازی ای که کرم حلزون شروع کرد، شرکت های برنج درحال پیروی هستند و خصوصا تن تاک بطرز فجیعی در حال منهدم کردن ذهن مخاطب است! والبته رسانه ملی که بی محابا استقبال می کند از این شیوه ی زشت…

    ضمنا یک بررسی در مورد برنامه های قرعه کشی جایزه این شرکت ها که بعضا بطور مستقیم در رسانه انجام می شود بنظر لازم است.

    بشخصه فکر میکنم شاید در کوتاه مدت در مقیاس کل فروش کنند اما بزودی اثر بازی غیر استراتژیکی که این شرکت ها شروع کردند بخودشان باز میگردد.

    1. مورد اخری که اشاره کردید همواره مد نظرم بوده اما گویی پروموشن ها که در واقع محرک های کوتاه مدت هستند دارد تعریفش را از دست می دهد و این محرکها در تمام سال هستند و مشتری به هوای ان خرید می کند

  4. به نظرم یکی از اهداف اصلی یک شعار تبلیغاتی این است که بر مزیت رقابتی ما نسبت به رقبا تاکید کند و در ذهن مشتریان پوزیشن مناسبی نسبت به کالا و برند ما ایجاد کند. در حالی که این شعار فاقد این ویژگی می باشد، ویا به عبارتی دچار خطای ماژور در تبلیغات است و بهتر است چنین شعاری هرگز در تبلیغات مطرح نشود، در وحله دوم این شعار فاقد آهنگ است و بیان آن راحت نبوده و با دو مکث همراه است .

  5. خب از اینجا که این شعار دارای ایهام است در معنی نزدیک آن نوعی حس طنز را دارد که برای ماندگاری در ادهان (حداقل در کوتاه مدت) جالب است، واگر به معنای دور آن هم توجه کنیم به گونه ای گفته شده که برنج میزبان توسط مهمان خورده شده که به گونه ای اشاره به کیفیت محصول دارد که یعنی برنج دارای ویزگی های مناسب برای یک میهمانی میباشد، همچنین در شعار از اسم شرکت (میزبان) نیز استفاده شده که خود به یاداوری نام کمک میکند.در کل به نظرم شعار بدی نمی آید.

  6. هیچ جذابیتی در این شعار نمی بینم … هیچ جذابیتی که باعث بشه یه نفر به خرید این برنج ترغیب بشه در این شعار دیده نمیشه … شاید از دید مدیران این شرکت این شعار خیلی هوشمندانه بوده ولی اولین بار که این شعار رو توی تلویزیون دیدم خیلی شوکه شدم … شعار بسیار ناشیانه طراحی شده است . چرا یه نفر به خاطر این شعار باید این برنج رو بخره و برنج شرکتهای رقیب رو نخره ؟ این شرکت با این شعار چه ویژگی از محصولش رو میخواد به خریدار برسونه ؟؟

      1. به نظر من یه شعار خوب باید خریدار رو ترغیب به خرید کنه … یا یکی از ویژگیهای محصول رو عنوان کنه … یا بتونه در ذهن خریدار جا باز کنه و در ذهن ماندگاری طولانی داشته باشه … شاید برای یه تیزر به صورت موقت خوب باشه ، ولی حتی در این تیزر نیز که بخش زیادی از این تیزر رو این شعار در بر گرفته ، منجر به خرید نمیشه .

        1. جناب دیوافکن، در صحت گفتار حضرتعالی شکی نیست. اما باید در نظر داشته باشیم که همیشه هدف شرکت ها از اجرای کمپین های تبلیغاتی، “افزایش فروش” نیست. درسته که بیشتر تیزرهای تبلیغاتی که در صدا و سیمای ملی پخش میشه، فروش گرا هستند، اما هستند شرکت هایی که طی چند ماه اول به دنبال ایجاد تصویر ذهنی از برند خود در ذهن مخاطبان هستند. که این تصویر ذهنی میتونه همراه با طنز باشه، درست مثل “در یک میهمانی، میهمان میزبان را خورد”. به نظرم این پیام تبلغاتی به راحتی از ذهن مخاطب خارج نمیشه، ولی خوب به نقل از شما ویژگی محصول را عنوان نمی کنه، و خریدار رو به خرید ترغیب نمیکنه. تجربه نشون میده که “چاشنی فروش” در تیزرهای تبلیغاتی میتونه رفتار خرید مصرف کنندگان ایرانی رو جهت بده. همونطور که محسن، آوازه، تبرک و چندتای دیگه تونستن رفتار خرید مصرف کنندگان را حتی برای کوتاه مدت تغییر بدن. ولی خوب چون تیزر میزبان معرف چاشنی فروش نبوده، شاید نشه انتضار داشت که تقاضا برای خرید این برند خیلی زیاد باشه (البته این فقط نظر منه).

          1. باید دید برنامه مدیران این شرکت در ادامه چه خواهد بود … کاری که محسن و تبرک و آوازه انجام داد هرکدومشون ویژگیهای خاصی داشت از تبلیغات با حجم بالا و سریالی بودن تبلیغات مثل محسن یا جایزه گرا بدون مثل تبرک با شعار ” تبرک بخر ، جایزه ببر ” و یا مثل آوازه با جوایز بسیار چشمگیر … ولی در مورد میزبان باید دید برنامه آتی این شرکت چه خواهد بود . برای این شرکت آرزوی موفقیت داریم . اگرنقدی هم بر این شعار داریم در جهت پیشرفت این مجموعه گفته میشه .

            1. اقای دیو افکن به رغم نقد دوستان به شعار برند میزبان به نظرم این شعار خیلی هم بد نیست و با توجه به تیزرهای ان در حال حاضر از وضعیت مطلوبی بخرودار است. به نظرم باید در نقد همه جانبه نقد کرد و اجازه داد ایده ها در بستر برنامه تبلیغاتی توسعه یابد. نقد دوستان کمی زود بود.

  7. سلام
    آقای محمدیان شما خودتون بررسی کردین، حتما دیدید که فقط یک آرم آگهی داشتن. زود نبود که، من حدود دو ماه صبر کردم تا شرکت علایم حیاتی نشون بده ولی نداد. تازه چند روز بعد از اینکه این مطلب رو رفتیم شروع به پخش تیزر کردن. اینها رو که قبول دارید؟
    چیزی که بهش فکر می کنم اینه که به نظرم با محصول نباید شوخی کرد، نباید کاری کرد که محصول دست کم گرفته بشه، حتی اگر می خواهیم طنز بسازیم باشه بسازیم ولی بهتره با چیزی غیر محصول شوخی کنیم.

    1. سلام
      زمانبدی کمپین جای بحث دارد اما خود ایده ان چنان قابل نقد نیست
      مثل خیلی از ایده های دیگر کلا برای یک دوره کوتاه محصول را سر زبان می اندازد و بعد از اتمام تبلیغ همه چیز فراموش می شود.
      راستی در حال حاضر نظرتان درباره این شعار چیست؟ آیا هنوز هم جای نقد دارد؟

      1. تا حدود زیادی با شما موافقم.
        با این حال فکر می کنم تاثیر تبلیغات و شعارهای اول خیلی زیاده، تصویری که از شرکت در ذهن مردم ایجاد می کنه ماندگارتره.
        اگر حق انتخاب با من بود برای محصول شرکتم این شعار رو انتخاب نمی کردم.
        اما آقای محمدیان اگر به نظر شما جای نقد زیادی نداره من قبول می کنم.

  8. این پیام به عقیده من یک اثر لحظه ای بصورت ترکیبی از طنز و نوستالژی دوران کودکی در ذهن مخاطب ایجاد می کند، اما این تاثیر گذاری به سرعت جای خود را به پیامی نامفهوم می دهد که به هیچ مزیت و برتری نسبت به رقبا نیز اشاره ندارد.
    گمان نمی کنم حتی اگر طنز زیباتری نیز بکار رود، الزاما بامزه بودن یک شعار تبلیغی سبب اقبال بیشتر مشتری به آن شود!

  9. به صرف در نظر گرفتن باب در ذهن ماندن شاید جمله جالبی باشه ولی بستگی داره که این در ذهن ماندن به سمت مثبت باشه یا منفی.
    به شخصه اولین بار که تبلیغ رو دیدم از شنیدن همین جمله جذب شدم که تیزر را کامل ببینم ولی این جذب شدگی آیا به روند مثبتی منتهی شد یا نه جای بحث دارد.
    دوستان از لحاظ بار معنایی کاملا حق داشتند که جمله ای نیست که در حد یک شعار تبلیغاتی به درد شرکت بخورد. خلاصه کنم اینکه شاید برای یک تیزر تلوزیونی جذاب و تحریک کننده باشد ولی به عنوان شعار تبلیغاتی اشتباه بزرگی است. شاید با کمی تغییر در انتهای تیزر میشد شعار را به سمت مثبت تغییر داد. مثلا در آخر تیزر صحنه ای باشد که همه اذعان کنند که “برنج میزبان، پسند هر مهمان”
    البته این نمونه ساده ای است ولی بهتر بود که شعار تبلیغاتی مثبتی انتخاب می کرد و در انتها به آن می رسید تا ماندگاری آن نیز در جهت مثبت باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *