همه ساله تمام بانکهای دولتی و گاهی خصوصی بخشی از بودجه تبلیغاتی خود را صرف قرعه کشی حسابهای قرض الحسنه می کنند. قرعه کشی سنتی که به نظرم دیگر آن کارکرد قدیم را ندارد. شاید سیاستهای تدوینی بانک مرکزی مبنی بر رقابتی نبودن جوایز بانکها و همچنین محدود کردن سقف رقمی جوایز (که امسال قرار است هر جایزه بیش از 50 میلیون نباشد) مهمترین دلیل این امر باشد.
هنوز زمان زیادی از جایزه های عجیب بانکی مثل الگانس بانک تجارت، شمش طلا بانک ملت، کیلومترها اسکناس و … نمی گذرد. در گذشته هیجان بین قرعه کشی بانکها وجود داشت اما امروز دوره این تیپ کارها به سر آمده است. اما این سوال برایم پیش امده که در حالی که بانکها رقم های میلیاردی جایزه می دهند ولی محصول سوخته و غیر جذابی دارند ولی برندهایی نظیر محسن یا دلپذیر با همین حربه (یعنی قرعه کشی) بعد از مدتها توانسته اند جان دوباره ای به این گونه پروموشن ها بدهند. شاید مهمترین دلیل جذابیت قرعه کشی پخش مستقیم قرعه کشی برند محسن از شبکههای سراسری است که بی اطمینانی از اعطای جوایز را در مخاطب به اطمینان تبدیل کرده است. مخاطبی که از چای محسن استفاده نکرده در صورت دیدن برنامه قرعه کشی همواره این حس در او شکل می گیرد که بخرم شاید دفعه بعد برنده شدم.
به نظرم سوختن و از بین رفتن جذابیت قرعه کشی قرض الحسنه بانکها به خاطر عدم اطلاع درست در مورد نحوه قرعه کشی نیز است. هنوز بسیاری از مردم این اصطلاح که ” هر 20 هزار تومان در هر روز یک امتیاز ” را نمی فهمند. هیچ بانکی هم حاضر نیست برای ایجاد اطمینان در مخاطب پا پیش بگذارد. علاوه بر آن بانکها بعد از چهار ماه مارتن شدید کل قرعه کشی را در یک مرحله انجام می دهند مثلا 1000 خودرو را به 1000 نفر می دهند و ولع افتتاح حساب را نمی توانند در مخاطب ایجاد کنند اما برند محسن با قرعه کشی هفتگی به راحتی می تواند روی احساسات مخاطب برای امتحان کردن شانس خود برای هفته بعد تمرکز کند. این روزها قرعه کشی وولکس و تویوتا محسن و همچنین چهارشنبه پولی دلپذیر که از همین شیوه استفاده کرده (قرعه کشی هفتگی) به نظرم کمر کل نظام بانکی را به خاک مالیده است. نتیجه آنکه با فکر می تواند همیشه پیروز بود.
سلام
کاملا با نظرتون وافقم
تازه تبرک بازه زمانی قرعه کشی را به یک روز تقلیل داده که این نشان می دهد چقدر این تیپ کارها برای مردم جذاب است
با اینکه اصلا موافق قرعه کشی “حتی اگر جزو چاشنی های فروش هم حسابش کنیم” نیستم و این روش های افزایش فروش را خراب کننده ارزش برند می دانم. اما کاش محاسبات مالی این چنین پروژه های اعطای جایزه ای را دوستان شرح می دادند که تخمین خرید با اعطای جایزه و در نظر گرفتن ارزش آن چطور محاسبه می شود؟
حداقل می توانم بگویم اصلا چنین مفاهیمی در برگزاری چنین قرعه کشی هایی مد نظر نیست و اصلا بحث ارزش برند و تصویر ذهنی مشتری در دید تصمیم گیران نمی آیداگر توجه کنید الان همه دیگه برای جذب مشتری از همین قرعه کشی ها استفاده می کنند
از کتاب، سی دی و خودئرو گرفته تا بانک و بیمه و …
یه سر به این فروشگاههای زنجیره ای بزنید بیشتر می توانید عمق قضیه رو مشاهده کنید